تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب ابر پیامبر

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

سه شنبه 9 آذر 1395

آیا داستان حلالیت طلبیدن پیامبر صحت دارد؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

پرسش

ایا این داستان راست است که پیامبر به اشتباه با شلاق بر بدن فردی می زند و در آخر عمر در مسجد از او حلالیت می طلبد که ببخشید چنین کردم؟

پاسخ؛

روایت شده است که پیامبر گرامی در آخرین روزهای عمر شریف در حالی که سرش را با پارچه ای بسته بود و علی علیه السلام و فضل بن عباس زیرا بغلش را گرفته بودند و پاهایش بر زمین کشیده می شد وارد مسجد شد و روی منبر قرار گرفت و عرضه داشت:

«هرکس حقی بر گردن من دارد برخیزد و اظهار کند زیرا قصاص در این جهان آسانتر از قصاص در روز رستاخیز است .در این موقع سواده بن قیس برخاست و گفت موقع بازگشت از نبرد طائف در حالی که بر شتری سوار بودید تازیانه خود را بلند کردید که بر مرکب خود بزنید اتفاقا تازیانه بر شکم من اصابت کرد .من اکنون آماده گرفتن قصاص هستم.

پیامبر دستور داد که بروند و همان تازیانه را بیاورند سپس پیراهن خود را بالا زدند تا سواده قصاص کند اما سواده بی اختیار شکم و سینه پیامبر را شروع به بوسیدن کرد .پیامبر نیز او را دعا کرد و فرمود خدایا از سواده بگذر همان طور که او از پیامبر درگذشت»

امالی صدوق ص634

نقد؛

1-این جریان مخالف عقیده شیعه در مورد عصمت پیامبران می باشد.

علامه مجلسی می نویسد:

« تمام علمای شیعه اتفاق و اجماع دارند که پیامبران و امامان از تمام گناهان اعم از صغیره و کبیره ،عمدا و از روی خطا و از روی نسیان پاک و معصوم هستند چه قبل از نبوت و امامت و چه بعد از آن حتی از ابتدای تولد انان چنین هستند...»

بحار الانوار ج17 ص108

2-امام علی علیه السلام در وصف هدایتگران الهی فرمود:

«انان معصوم هستند از تمام گناهان صغیره و کبیره و در جواب دادن خطا نمی کنند و هیچ گاه دچار سهو و نسیان نمی شوند»

بحار الانوار ج25 ص351

3-پیامبر گرامی فرمود:

«سهو و نسیان برای شما است و ما گرفتار سهو و نسیان نمی شویم»

بحار الانوار ج17 ص111

4-در روایات فراوانی آمده است که هدایتگران الهی همواره از طرف خداوند و فرشتگان و روح القدس تایید و یاری می شوند و چنین افرادی هیچ گاه دچار سهو و خطا نمی شوند

بحار الانوار ج25 ص47 باب3

5-روایتی که شیخ صدوق در مورد سهو و خطای پیامبر نقل کرد از حیث سند ضعیف است.او روایت را از افراد زیر نقل می کند؛

1- محمد بن حمدان الصیدلانی که مجهول است.

مستدرکات علم رجال الحدیث ج7 ص71

2- محمد بن مسلم الواسطی که مجهول است

همان مدرک ص328

3- محمد بن هارون که ضعیف است

رجال علامه حلی ص254

6-همان روایت در کتب مناقب ابن شهر اشوب و روضه الواعظین و تسلیه المجالس نقل شده است که در تمام این کتاب های روایت به صورت ضعیف و بدون سند آمده است لذا قابل استدلال نیست.

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

دوشنبه 1 آذر 1395

بعد از پیامبر دیگر حجتی از جانب خدا نیامده....

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

پرسش

وهابیان می گویند بعد از پیامبران دیگر حجتی از جانب خداوند بر مردمان نمی باشد و امام زمانی وجود ندارد و به این آیه استدلال می کنند که« خداوند پیامبران را فرستاد تا حجتی پس ازپیامبران دیگر نباشد»نساء 165

پاسخ:

خداوند می فرماید:

«پیامبرانی فرستادیم که بشارت دهنده و بیم دهنده بودند تا برای مردم بعد از آنها بر خدا حجتی باقی نماند ( وبه نسبت به همه اتمام حجت شود)»

نساء 165

معمولا گروهی از مردم لجوج و خود خواه که قبول دعوت انبیاء را مخالف منافع خویش می بینند از پذیرش آن سر باز می زنند و با این که بعد از بعثت انان موضع مخالفی دارند چنانچه بعثتی صورت نگیرد ممکن است هزار گونه ادعا کنند که اگر پیامبران الهی آمده بودند ما با آغوش باز از آنها استقبال می کردیم و چنین و چنان بودیم.

به همین دلیل یکی از اهداف بعثت پیامبران اتمام حجت بر این گروه و بر همه مخالفان است و این اتمام حجت؛

1-عدل الهی را روشن می سازد

2-زبان دروغگویان پر مدعی را قطع می کند

لذا خداوند می گوید:

«پیامبران را بشارت دهنده و بیم دهنده فرستادیم تا مردم پس از آن حجتی در برابر خداوند نداشته باشند »

چنان که می فرماید:

«اگر ما آنها را قبل از نزول قرآن با عذابی هلاک می کردیم در قیامت می گفتند که خدایا چرا برای ما پیامبر نفرستادی تا از آیات تو تبعیت کنیم پیش از آنکه ذلیل و رسوا شویم»

طه134

بنا براین معنای دقیق آیه یاد شده این چنین است:

«بعد از ارسال رسل، مردم در مقابل خداوند هیچ گونه بهانه وحجتی ندارند نه آنکه خداوند برای مردم حجتی قرار نمی دهد.« لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل»

با ارسال رسل دیگران مردم در برابر خداوند حجت و برهانی برای عدم تبعیت ندارند

نه این كه بعد از ارسال رسل و انبیاء، خداوند هیچ شخصی را به عنوان حجت در بین مردم قرار نداده است تا به واسطه او بر مردم احتجاج کند .

خداوند اگر چه با ارسال رسل و انبیائ حجت را بر همه تمام کرده است اما اراده او بر این تعلق گرفته است که حتی پس از پیامبر اسلام نیز بر روی زمین حجت و امامی قرار دهد تا مردم به واسطه او به هدایت نزدیکتر شوند .

امام صادق فرمود:

« به خدا سوگند خداوند از زمان آدم زمین را بدون امام واگذار نکرده است .امامی که مردم را به سویش هدایت کندوحجت خداوند بر عباد باشد به گونه ای که هرکس ترکش کند هلاک شود و هرکس پیرویش کند نجات یابد»

کمال الدین ج1 ص230

اگر وهابیان میگویند بعد از پیامبر دیگر حجتی نیست پاسخ این روایات در کتبشان را چگونه می دهند؟

خطیب بغدادی چنین روایت می کند که پیامبر فرمود:

« من و علی حجت بر امتم در روز قیامت هستیم»

تاریخ بغداد، ج2 ص88

مناوی روایت می کند که فرمود:

« من و علی حجت خداوند بر بندگان هستیم»

کنوز الحقائق ص43

طبری روایت می کند که پیامبر فرمود:

« علی حجت من بر امتم در روز قیامت است»

الریاض النضره ج2 ص193

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

اولاً، اگر پیامبران از هر منطقه و مكانی ظهور می كردند یا بر انگیخته و انتخاب می شدند، این سوال مطرح می شد كه چرا از جایی دیگر برگزیده نشدند؟

ثانیاً، كارهای خداوند بر مبنای حكمت و مصحلت انجام می گیرد و حساب شده است، مقام والای رسالت و امامت لیاقت و شایستگی می طلبد و هر كسی ظرفیت چنین كاری را ندارد. خداوند در عصر نبی گرامی اسلام لایق تر و مناسب تر از ایشان را دررسالت ندیدند و او را برگزیدند.

روشن است كه وقتی حضرت از سرزمین عربستان باشد، قرآن هم در همان سرزمین باید نازل شود و فرزندانش هم باید از همان جا انتخاب شوند؛ چنان كه بیش تر انبیا از فلسطین و مصر و نینوا ... برگزیده شدند، زیراشایسته تر از آن ها در آن عصر كسی نبود.

وقتی نگاه به گذشته و زمان بعثت می كنیم، متوجه می شویم كه شرایط ظهور اسلام و بقای آن در شبه جزیره عربستان، از بسیاری جهات، بهتر از شرایط سرزمین های دیگر بوده است. ویژگی و شرایط به قرار است:

1-در شبه جزیرة عربی به خصوص سرزمین حجاز حكومت مقتدر مركزی وجود نداشت. این امر اگر چه باعث یك سری نابسامانی های اجتماعی می شد، لیكن در مسیر موفقیت انقلابی كه پیامبر به راه انداخت؛ مؤثر بود. خلاء حكومتی یكی از زمینه های موفّقیّت در نهضت ها و قیام ها است. اگر حكومت مقتدری همانند حكومت های ایران و روم وجود داشت، صداهای مخالفان توسط حكومت خاموش می شد و مجالی برای پیامبر باقی نمی ماند تا مردم را به راه راست، ارشاد نماید.

2-برقراری نظام قبیلگی و پایبندی افراد به حمایت های گسترده از افراد قبیله؛ این امر سبب می شد كه اگر فردی همانند پیامبر اسلام بر خلاف نظام حاكم آن دیار (كه نظام حكومتی اشرافی یا آریستوكراسی بود) بخواهد اقدامی صورت دهد، افراد قبیله در مجموع از او حمایت می كردند. حمایت چشمگیر سبب می شد چندان گزندی به وی نرسد، همان گونه كه در دورة مكه به رغم آن همه مبارزه های رسول گرامی اسلام بر ضد شرك و بت پرستی، نتوانستند پیامبر را بكشند، یا آسیبی بدو برسانند و او را شكنجه دهند.

حال اگر پیامبردر بین مردم ایران مبعوث می شد، به جهت این كه ایرانی ها همانند عرب ها تعصبات قومی و قبیلگی نداشتند، در برابر فشار ها و هجوم حكومت استكباری، سپر دفاعی قوی نمی داشت و زود شكست می خورد.

3-وجود قانون ماه های حرام؛ در محیط عربستان و سرزمین حجاز در چهار ماه از سال، یعنی ماه های حرام (ذی القعده، ذی الحجه، محرم و رجب) جنگ و خون ریزی ممنوع بود. جنگ در ماه های حرام را گناهی بزرگ و نابخشودنی (فجار) می دانستند. چنین قانونی آن هم با آن گسترة حمایتی و پشتوانة فرهنگی، فرصت خوبی برای رساندن پیام پیامبر به گوش دیگران پدید آورد كه این زمینه و بستر در جای دیگر نبود.

4-وجود كعبه و سنت حج و زیارت خانة خدا كه از زمان حضرت ابراهیم خلیل به یادگار مانده بود. این امر موجب شد كه مكه مركز رفت و آمدها و تبادل امور تجارتی و فرهنگی گردد.

پیامبر از این فرصت استفاده كند تا پیامش را به گوش اقوام و ملل جهان برساند.

5-مكه و حرم؛ در میان اعراب از قدیم قانون حرم و حرمت كعبه و اطراف آن وجود داشت. این امر موجب شد پیامبر تا حدودی از شر دشمنانش آسوده باشد.

6-قانون امان؛ عرب های جاهلی به رغم همة ضعف های اخلاقی، برخی از خصلت های پسندیده و مترقی میان آنان رواج داشت كه از آن جمله قانون امان و پناهندگی بود.

طبق این قانون اگر كسی (حتی دشمن) در پناه فرد یا قبیله ای قرار می گرفت، در امان بود و با تمامی وجود از او دفاع می كردند. در تاریخ آمده است كه پیامبر اسلام در شرایط سخت و بحرانی از این قانون استفاده نمود و از كشته شدن رهایی یافت.

همچنین می توان گفت كه سرزمین حجاز یك موقعیت تمدنی منحصر به فرد داشت، چون در مركز دایره ای قرار داشت كه از هر سو تمدن های گذشتة بشری آن را احاطه كرده بودند. در جنوب آن تمدن یمن، در شمال تمدن روم و فنیقیه، در شرق و شمال شرقی تمدن ایران، كلده و آشور و در غرب تمدن مصر باستان وجود داشتند.

طبیعی است كه چنین موقعیتی بستر خوبی برای رشد و گسترش اسلام گردد و خداوند حكیم و علیم پیامبر اسلام را در مركز این دایره برانگیزد تا راه هدایت بشری آسان گردد.

این نكته را نیز اضافه كنیم كه با توجه به شرایط سرزمین عربستان و مردمی كه در جاهلیت زندگی می كردند، از نظر روابط اجتماعی، از نظر رعایت حقوق انسان ها، و نوع دین و آیینی كه داشتند(بت پرستی)، نیز بعضی سنت ها و آداب زشت مانند زنده به گور كردن دختران و ... از سایر ملت های همجوار، پست تر و پایین تر بودند.

به نظر می رسد چنین انسان هایی به هدایت و پیام الهی نیاز بیشتری نسبت به ملت های دیگر در آن زمان مانند ایران و روم داشتند. البته اگر چه از تمدن و ارزش های انسانی دورتر بودند، اما درون خود نیاز به هدایت را بیشتر احساس می كردند.

آیه شریفه «الله اعلم حیث یجعل رسالته؛» خداوند آگاه تر است كه كجا رسالت پیامبری را قرار دهد به ما می فهماند كه اسرار بسیاری در موضوع رسالت و پیامبری وجود دارد كه خداوند از آن آگاهی دارد و ما تنها به بخشی از آن می توانیم دست یابیم

همچنین عرب زمان پیامبر خیلی پر بهانه تر در پذیرش حق بودند، قرآن نیز اشاره داردكه اگر قرآن را به زبان عجمی نازل میكردیم عرب ایمان نمی آورد. پس خدا با این كار كه پیامبری از جنس خودعرب را مبعوث كرد، بهانه را از آنها گرفت.

همچنین زبان عربی برترین زبان درتفهیم است بطوریكه همه لغات غیر عرب را میشود به عربی درآورد و لی شما لغت عرب را نمیتوانید دقیقا معادل غیر عربی مثلا فارسی یا انگلیسی را بجایش بگزارید.مثلا كلمه : عین درلغت عرب 70 معنی دارد كه هركدام فقط با قرینه معلوم میشود. یا كلمه بسم الله الرحمن الرحیم در اینجا حروف مانند ال - ب- و..همه معنی دارند ولی معادل فارسی یا ..ندارد! همچنین بنا بر نقل روایات ما بیش از 124 هزار پیامبر مبعوث شده داریم، لذا ممكن است بسیاری از آنان در مناطق مختلف دنیا به رسالت مبعوث شده اند و ما از آنان بی خبریم چنانچه خود خداوند متعال در قرآن می فرماید: « ما پیش از تو رسولانی فرستادیم كه سرگذشت گروهی را برای تو بازگفته و گروهی را برای تو باز گو نكردیم.»

غافر 78

همچنین با توجه به این آیه شریفه كه خدا می فرماید «ان من امة الا خلا فیها نذیر»می فهمیم كه تمامی امتهایی را كه خداوند آفریده دارای پیامبری بوده اند، پس مبعوث شدن پیامبران اختصاصی به عربها ندارد و اینكه پیامبر اكرم و ائمه اطهار عرب بودند همانطوری كه گفتیم به جهت خواست خداوند و اقتضای زمان بوده است.

در هر صورت این كه در سوال آمده است كه همه پیامبران عرب بودند صحیح نیست بلكه برخی از آنان عرب بودند و برخی عرب نبودند. در حدیثی آمده است كه پنج نفر از انبیا سریانی بودند ، پنج نفر عبری بودند و پنج نفر عرب بودند .

بحار الانوار ج 11 ص 56 ح 57 به نقل از اختصاص .

برگرفته از نرم افزار پرسمان،کلید واژه عرب بودن پیامبر

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

هدف از معراج چنان‌‌که در برخی تفاسیر آمده این بود که روح بزرگ پیامبر اسلام با مشاهده اسرار عظمت خدا در سراسر جهان هستى، مخصوصاً عالم بالا، درک و دید تازه‌‌اى براى هدایت و رهبرى انسان‌‌ها بیابد. این هدف صریحاً در ابتدای سوره اسراء و آیه 18 سوره نجم آمده است.

در منابع روایی نیز به برخی از اهداف معراج پیامبر(ص) اشاره شده است؛ از جمله:

یونس بن عبد الرحمن می‌‌گوید: از امام کاظم پرسیدم: به چه علت خدا پیامبرش را به سوى آسمان بالا برد و از آن به سوى سدرة المنتهى و از آن به سوى حجاب‌‌‌هاى نور برد و با او گفت‌‌وگو و نجوا کرد، در حالی‌که خداوند به مکان وصف نمی‌‌شود؟ امام فرمود:

«خداى متعال به مکان وصف نمی‌‌شود و زمان بر او جارى نمی‌‌گردد ولی خداوند عزت‌مند و بزرگ، خواست که فرشتگان و ساکنان آسمان‌‌هاى خود را با مشاهده پیامبر احترام کند و شگفتی‌‌های خلقت را به رسول خود نشان دهد تا پس از برگشت از معراج به مردم خبر دهد و این مسئله به گونه‌‌ای که فرقه مشبهه می‌‌گویند نیست. خدا، پاک و برتر است از آنچه وصف می‌‌کنند».

علل الشرائع ج1 ص132

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1تفسیر نمونه ج12 ص29

2-بحار الانوار ج18 ص282 باب3

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پاسخ:

در سوره اعراف آیه 157 می خوانیم:

« انها که از فرستاده خدا پیامبر امی پیروی می کنند کسی که صفاتش را در تورات و انجیل مشاهده می کنند»

❗️ومی فرماید:

« کسانی که کتاب اسمانی به انها داده شده است بخوبی پیامبر را می شناسند همان گونه که فرزندان خود را می شناسند»

بقره146

گرچه شواهد قطعی تاریخی و همچنین محتویات کتب مقدسه یهود و نصاری نشان که اینها کتابهای آسمانی نازل شده بر موسی و عیسی نیستند و دست تحریف به سوی آنها دراز شده است بلکه بعضی از میان رفته اند و آنچه امروز به نام کتب مقدسه در میان آنها است مخلوطی است از زائیده های افکار بشری و قسمتی از تعلیماتی که بر موسی و عیسی نازل گردیده و در دست شاگردان بوده است .

برای آگاهی بیشتر بر مدارک این سخن به کتاب رهبر سعادت یا دین محمد و کتاب قرآن و آخرین پیامبر مراجعه فرمائید

بنابراین اگر جمله هائی که صراحت کامل درباره بشارت ظهور پیامبر اسلام داشته باشد در آنها دیده نشود جای تعجب نخواهد بود.

ولی با این حال در همین کتب تحریف یافته عباراتی دیده می شود که اشاره قابل ملاحظه ای به ظهور این پیامبر بزرگ دارد که جمعی از دانشمندان ما آنها را در کتابها یا مقاله هائی که در این موضوع نگاشته اند جمع آوری نموده، و چون ذکر آنهمه بشارات و بحث و گفتگو پیرامون دلالت آنها بطول می انجامد ما تنها به چند قسمت به عنوان نمونه اشاره می کنیم.

1- در تورات سفر تکوین فصل 17 شماره 17 تا 20 چنین می خوانیم:

«و ابراهیم به خدا گفت که ای کاش اسماعیل در حضور تو زندگی نماید... و در حق اسماعیل (دعای) ترا شنیدم اینک به او برکت دادم و او را بارور گردانیده به غایت زیاد خواهم نمود و دوازده سرور تولید خواهد نمود و او را امت عظیمی خواهم نمود»

2- در سفر پیدایش باب 49 شماره 10 می خوانیم:

«عصای سلطنت از یهودا و فرمانفرمائی از پیش پایش نهضت خواهد نمود تا وقتی که «شیلوه» بیاید که به او امتها جمع خواهد شد.»

قابل توجه اینکه یکی از معانی شیلوه -طبق تصریح مسترها کس در کتاب قاموس مقدس فرستادن می باشد و با کلمه رسول یا رسول الله موافق است.

3-در انجیل یوحنا باب 14 شماره 15 و 16 چنین می خوانیم:

«اگر شما مرا دوست دارید احکام مرا نگاه دارید و من از پدر خواهم خواست و او تسلی دهنده دیگر به شما خواهد داد که تا به ابد با شما خواهد ماند»

4-و در همان انجیل یوحنا باب 15 شماره 26 می خوانیم:

«و چون آن تسلی دهنده بیاید که من از جانب پدر به شما خواهم فرستاد یعنی روح راستی که از طرف پدر می آید او درباره من شهادت خواهد داد.»

5-و نیز در همان انجیل یوحنا باب 16 شماره 7 به بعد می خوانیم:

«لیکن به شما راست می گویم که شما را مفید است که من بروم که اگر من نروم آن تسلی دهنده به نزد شما نخواهد آمد اما اگر بروم او را به نزد شما خواهم فرستاد... اما چون او یعنی روح راستی بیاید او شما را به تمامی راستی ارشاد خواهد نمود، زیرا که او از پیش خود سخن نخواهد گفت بلکه هر آنچه می شنود خواهد گفت و شما را به آینده خبر خواهد داد.»

نکته شایان توجه اینکه:

در اناجیل فارسی در جمله های بالا که از انجیل یوحنا است کلمه «تسلی دهنده» آمده، ولی در انجیل عربی چاپ لندن مطبعه ویلیام وطس - سال 1857) به جای آن «فارقلیطا »ذکر شده است.

تفسیر نمونه،ج6 ص403

در کتاب التحقیق چنین امده است:

« اصل این کلمه ( فارقلیط) در یونانی پرکلیت( به کسر پ) تحریف شده که معنای آن احمد و پسندیده است سپس به کلمه پرکلیت ( به فتح پ) تحریف شده که معنای تسلی دهنده می باشد»

التحقیق ج2 ص305

در تعبیرات خود انجیل جمله هایی وجود دارد که نشان می دهد این کلمه به هر تعبیری که باشد سخن از پیامبری می گوید که ظاهر می شود و ایینش جاودان است .

جمله:

« من از پدر خواهم خواست او تسلی دهنده دیگر به شما خواهد داد که تا ابد با شما خواهد ماند»

انجیل یوحنا باب 14 جمله16

دلیل روشنی است که منظور از تسلی دهنده دیگر پیامبری است که ایینش ابدی و جاودانی است .

شاهد زنده دیگر:

فخر الاسلام مؤلف کتاب انیس الاعلام که خود یکی از کشیشان بنام مسیحی بوده، و تحصیلات خود را نزد کشیشان مسیحی به پایان رسانیده است و به مقام ارجمندی از نظر آنان نائل آمده در مقدمه این کتاب ماجرای عجیب اسلام آوردن خود را چنین شرح می دهد:

بعد از تجسس بسیار و زحمات فوق العاده و گردش در شهرها خدمت کشیش والا مقامی رسیدم، که از نظر زهد و تقوا ممتاز بود، فرقه کاتولیک از سلاطین و غیره سؤالات دینی خود را به او مراجعه می کردند، من نزد او مدتی مذاهب مختلفه نصارا را فرا می گرفتم، او شاگردان فراوانی داشت، ولی در میان همه به من علاقه خاصی داشت .

کلیدهای منزل ... همه در دست من بود فقط کلید یکی از صندوقخانه ها را پیش خود نگاه داشته بود ...

در این بین روزی کشیش مزبور را عارضه ای رخ داد به من گفت به شاگردها بگو حال تدریس ندارم . وقتی نزد شاگردان آمدم دیدم مشغول بحثند، این بحث منجر به معنی لفظ فارقلیطا در سریانی و پریکلتوس به زبان یونانی ... جدال آنها به طول انجامید، هر کسی رایی داشت ...

پس از بازگشت، استاد پرسید: امروز چه مباحثه کردید؟من اختلاف آنها را در لفظ« فارقلیطا » از برای او تقریر کردم ...گفت : تو کدامیک از اقوال را انتخاب کرده ای ؟

گفتم مختار فلان مفسر را اختیار کرده ام .

کشیش گفت : تقصیر نکرده ای، و لکن حق و واقع خلاف همه این اقوال است، زیرا حقیقت این را نمی دانند مگر راسخان فی العلم، از آنها هم تعداد کمی با آن حقیقت آشنا هستند، من اصرار کردم که معنی آن را برایم بگوئید، وی سخت گریست و گفت :

هیچ چیز را از تو مضایقه نمی کنم ... در فرا گرفتن معنی اسم اثر بزرگی است، ولی به مجرد انتشار، من و تو را خواهند کشت . چنانچه عهد کنی به کسی نگوئی این معنی را اظهار می کنم ... من به تمام مقدسات قسم خوردم که نام او را فاش نکنم،

پس گفت : این اسم از اسماء پیامبر مسلمین است و به معنی (احمد)و (محمد)است .

پس از آن کلید آن اطاق کوچک را به من داد و گفت : در فلان صندوق را باز کن و فلان و فلان کتاب را بیاور، کتابها را نزد او آوردم، این دو کتاب به خط یونانی و سریانی پیش از ظهور پیامبر اسلام بر پوست نوشته شده بود

در هر دو کتاب لفظ« فارقلیطا»را به معنی، احمد و محمد، ترجمه نموده بودند سپس استاد اضافه کرد:

علماء نصارا قبل از ظهور او اختلافی نداشتند که «فارقلیط»ابه معنی احمد و محمد است، ولی بعد از ظهور محمد برای بقای ریاست خود و استفاده مادی، آن را تاویل کردند و معنی دیگر برای آن اختراع نمودند و آن معنی قطعا منظور صاحب انجیل نبوده است .

سؤال کردم درباره دین نصارا چه می گوئی ؟ گفت با آمدن دین اسلام منسوخ است، این لفظ را سه بار تکرار نمود پس گفتم :

در این زمان طریقه نجات و صراط مستقیم ... کدام است ؟ گفت : منحصر است در متابعت محمد

اگر آخرت و نجات می خواهی البته باید دین حق را قبول نمائی ... و من همیشه تو را دعا می کنم، به شرط اینکه در روز قیامت شاهد باشی که در باطن مسلمان و از تابعان حضرت محمد هستم، ... هیچ شکی نیست که امروز بر روی زمین دین اسلام دین خداست ...

اقتباس با کمی اختصار از (هدایت دوم) مقدمه کتاب (انیس الاعلام)

چنانکه ملاحظه می کنید طبق این سند علمای اهل کتاب پس از ظهور پیامبر اسلام به خاطر منافع شخصی خود، نام و نشانه های او را طور دیگری تفسیر و توجیه کردند.

تفسیر نمونه ج1 ص211

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سه شنبه 29 تیر 1395

آیا جایز است هنگام نام بردن رهبری صلوات بفرستیم؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

آیا‌ با وجود‌ اینکه‌ صلوات‌ مخصوص‌ پیامبر اکرم‌ است‌ و برای هیچ یک از ‌ائمه‌ حتی‌ امام‌زمان‌ واجب نیست، جایز است که هنگام نام بردن آقای خامنه ای صلوات بفرستیم؟

پاسخ:

1-صلوات بر حضرت محمد و ال ایشان از جمله مستحباتی می باشد که در روایات به آن تصریح شده به گونه ای که هر گاه نام پیامبر گرامی شنیده شود صلوات فرستاده شود

وسائل الشیعه ج7 ص201 باب 42

2-در باره فلسفه فرستادن صلوات گفته شده است که سبب می شود مقام شامخ پیامبر گرامی فراموش نشود که لازمه آن این است که اسلام و برنامه های اسلام متروک نشود اضافه بر این که این صلوات نوعی حق شناسی و قدر دانی و تشکر از زحماتی است که برای هدایت امت کشیده است

شرح نهج البلاغه،ایت الله مکارم،ج3 ص197

3- با توجه به آنچه بیان شد ،صلوات فرستادن در هنگام نام هر یک از امامان نیز دارای رجحان است زیرا هم سبب تشکر و قدردانی از آنهاست و هم سبب زنده ماندن نام آن بزرگواران و برنامه های آنان در جامعه و هم مصداق اظهار محبت به انهاست .

4-در مورد صلوات فرستادن هنگام شنیدن نام رهبری یا امام خمینی گفتنی است :

از ویژگی های موجودات «حساس»، ابراز احساسات است و چون انسان موجودی حساس است بیش تر از سایر موجودات در پی پیدا کردن راهی برای ابراز احساسات درونی و اظهار علاقه به دیگران و به خصوص بزرگان می باشد. برای این منظور از روش های مختلف هورا، سوت، کف زدن، دست تکان دادن و... استفاده می شود. آن چه در فرهنگ اسلامی به روشنی مشاهده می شود محتوا دادن به رفتارهای طبیعی و اجتماعی انسان است؛ از جمله این که اذان را جایگزین ناقوس کلیسا و سلام را جایگزین برداشتن کلاه دانسته است.

در روزهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، مردم از لفظ «صحیح است» برای تأیید و تشویق استفاده می کردند که بعدها جمله(الله اکبر) جایگزین آن شد. همچنین استفاده از صلوات برای احترام و تأیید میان مردم مؤمن و متدیّن مرسوم بوده است. هرگاه می خواستند بیش تر احترام بگذارند، صلوات ها را تکرار می کردند.

اما ذکر صلوات برمحمد وآل محمد، از با فضیلت ترین و پرخاصیّت ترین ذکرهاست و محتوای آن، فرستادن سلام و صلوات خدا بر پیا مبر و اهل بیتش می باشد؛ بنا بر این هر قدر صلوات بیش تر فرستاده شود، رحمت و درود بیش تر خداوند نصیب پیامبر و اهل بیت معصومش شامل می شود. پس در هنگام شنیدن نام رهبر درحقیقت بر او صلوات نمی فرستیم، بلکه بر پیامبر صلوات می فرستیم. به هر حال، این یک حرکت سیاسی بود که از اوایل پیروزی انقلاب تا به حال به عنوان یک عادت پسندیده باقی مانده است.

امام خمینی که در عصر کنونی توانست با رهبری بی نظیر خود یک نهضت دینی را بنیان نهد، وقتی نام ایشان در زمان حیاتشان برده می شد، یک بار صلوات می فرستادند. این حرکت مردم برای تعظیم شعائر الهی و عظمت شخصیّت رهبر کبیر انقلاب بود تا بدین وسیله بینی دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی به خاک مالیده شود، اما پس از رحلت جانگداز آن بزرگوار و جانشینی مقام معظم رهبری مردم مسلمان و قدر شناس ایران برای تأیید و تشویق ایشان و تعظیم شعائر الهی چنین بنا گذاشتند که در هنگام شنیدن نام ایشان صلوات بفرستند .از انچه امد چند نکته روشن شد:

1 - صلوات فرستادن برای پیامبر و اهل بیت ایشان است نه برای رهبری ونه امام خمینی

2 - صلوات فرستادن در هنگام شنیدن نام رهبری یک حرکت سیاسی است که سبب تعظیم شعائر و احترام ایشان و تقویت نظام اسلامی است لذا دارای رجحان می باشد.

3 - در مساجد نیز مرسوم است که با دیدن روحانی مسجد صلوات بر محمد و آلش فرستاده می شود .این عمل نوعی احترام و اظهار محبت به مقام روحانیت است

این نوع صلوات ها در حقیقت صلوات بر اهل بیت بوده که جهت احترام و تعظیم در مورد افرادی که با اهل بیت پیوند دارند نیز فرستاده می شود که هیچ نوع منافاتی با مبانی دینی ندارد بلکه دارای رجحان نیز می باشد

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پاسخ:

برای دریافت وحی، وارتباط مستقیم با خداوند انسان ها باید به سطحی از کمال برسند. این کمال امری نیست که به کسی بدون دلیل داده شود بلکه حالتی وجودی است که وجود انسان بر اثر انتخاب های خود، به آن می رسد. به عبارت دیگر، همان طور که بدون ورزش نمی توان بدن ورزیده ای داشت، بدون اعمال و رفتار نیکو و انتخاب افعال نیکو، نیز نمی توان به کمال رسید. بنابراین این چنین نیست که خداوند مانعی ایجاد کرده باشد بلکه این انسان ها هستند که با تلاش خود باید به این سطح از کمال برسند که مخاطب چنین پیامی واقع شوند.

خداوند پیام های خود را به کسی داده است که امکان دریافت آنها را دارد و او نیز آنها را در اختیار ما قرار داده است.

ایت الله مکارم چنین می اورد:

«شرط نبوت ( و دریافت وحی)قبل از هرچیز آمادگی روحی،پاکی ضمیر،سجایای اصیل انسانی،فکر بلند،واندیشه ی قوی وبالاخره تقوی وپرهیزگاری فوق العاده در مرحله ی عصمت است ووجود این صفات،مخصوصا امادگی برای مقام عصمت،چیزی است که جز خدا نمیداند،به همین دلیل انتخاب نبی به دست خداست وخدا میداند این مقام را در چه جایی قرار دهد

تفسیرنمونه،ج5،ص430

از این بیانات به دست می اید که چرا تنها افرادی خاصی از نوع بشر شایستگی دریافت وحی و به نبوت رسیدن را داشته اند و چرا دیگر افراد بشر به این مقام نرسیدند

به بیان دیگر:

«خداوند با علم ازلی ومطلق خود میدانست که عده ی خاصی از بندگانش با اختیار خود بیش از دیگران ودر بالاترین حد ممکن از استعداد خود بهره برداری میکنند ومسیر تکامل را می پیمایند

علم خداوند به این شایستگی ومنزلت این افراد که با اختیار خودشان فراهم شده،سبب شد که خداوند از میان افراد بشر آنان را برگزیند وتفضلأ پاداش انان را در قالب پیامبری عطا نماید وانان را از علم واراده ای برخوردار کند که به واسطه ی ان به مصونیت کامل برسند»

ادب فنای مقربان،ایت الله جوادی املی ج3 ص256

اعطای نبوت به افراد و دریافت وحی معلول شایستگی انان است واین اعطا بدون حساب نیست واین معنا در بخشهای اغازین دعای ندبه امده است :

«خداوندا تو رو سپاس......تو با آنها(اولیاءت)شرط نمودی که نسبت به زینت ها ومنزلت های دنیوی بی اعتنا باشند وانها نیز این شرط را پذیرفتند وچون میدانستی به این شرط عمل خواهند کرد،انان را پذیرفتی ومقرب خود ساختی وفرشتگان را بر انها نازل کردی و با وحی خود انان را گرامی داشتی واز علم بی کران خود بهره ها دادی»

دعای ندبه،مفاتیح الجنان،ص704

چنانکه امام صادق فرمود:

«خداوند انسانهایی را از فرزندان آدم انتخاب کرد وتولد انان را پاک وبدنهای انان را پاکیزه گردانید ،نه بخاطر طلبی که از خداوند داشته باشند،بلکه از انجا که خداوند در هنگام خلقت میدانست که از او فرمانبرداری میکنند واو را عبادت میکنند وهیچ گونه شرکی به او روا‌ نمیدارند پس اینان به واسطه ی فرمانبرداری از خداوند به این کرامت ومنزلت والا در نزد خدا نایل شدند»

بحارالانوار،ج10،ص170

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

متن شبهه:

از زمانی که بشر توانست وقایع را ثبت و ضبط کند،

دیگر

نه عصا مارشد

نه دریا شکافت

نه کودکی بی پدر متولد شد

نه مرده ایی زنده شد

نه انسانی در دل ماهی رفت

نه انسانی با حیوان سخن گفت

نه انسانی سوار بر قالیچه پرواز کرد

نه آتشی گلستان شد

نه پیامبری ظهورکرد ...

پاسخ

برای رسیدن به پاسخ توجه به چند نکته لازم است:

1-از چهار راه می توان پی به صدق ادعای انبیا مبنی بر سفارت از جانب خداوند برد.این چهار راه در امور زیر خلاصه میشود:

1- اعجاز و معجزه- 2- مطالعه محتوای دعوت آنها-3 - ملاحظه قرائن مختلف- 4 - شناسایی از طریق اخبار و معرفی پیامبران گذشته

الالهیات،سبحانی،ج3 ص67 به بعد

2-معجزه کار خارق العاده ای است که خارج از توانایی نوع بشر باشد همره با ادعای نبوت از جانب اورنده ان به گونه ای که تحدی را نیز همره خود داشته باشد

3-معجزه بر هم زننده قانون علیت نیست .معجزه حتما دارای علت است این علت ،علت ماورائ طبیعی است زیرا عالم منحصر به عالم ماده و طبیعت نیست و یا ممکن است علت طبیعی ناشناخته داشته باشد بگونه ای که شناخت آن برای افراد بشر بدون اتکا بر علم و قدرت پرودگار امکان پذیر نباشد

تفسیر موضوعی پیام قرآن،ج7 ص270

4-در روایتی امده است که ابی بصیر از امام صادق سوال کرد:

به چه علت خداوند به انبیا و رسولانش معجزه می دهد .امام پاسخ داد:

« تا دلیلی باشد بر صدق آورنده آن تا صدق صادق از کذب کاذب شناخته شود»

علل الشرایع ج1 ص122

5-بشر از همان ابتدای خلقتش، تاریخ را به گونه‌ای ثبت می‌کرد. یا سینه به سینه منتقل می‌شد، یا روی سنگ‌ها، دیوارها و ستون‌ها با نقش و نگار و سپس با جملات ثبت می‌شد و یا (پس از آغاز کتابت)، نوشته می‌شد.

آن چه این گونه با عناد و لجاج ردیف شده است، معجزات انبیا و رسولان الهی بوده که بیش از 1400 سال پیش با نبوت و رسالت حضرت خاتم الانبیاء و المرسلین خاتمه یافت و ختم نبوت و رسالت نیز ربطی به ضبط صدا و تصویر ندارد.

6-وقتی خبر اختتام نبوت و رسالت آمد، بشر به هیچ گونه احتمال نمی داد که شاید روزی بتواند صدا و تصویر را ضبط کند، چرا که بعثت آخرین پیامبر مقارن با سال 610 میلادی بوده، اما مشهور است که اولین دستگاه ضبط صدا به وسیله «توماس ادیسون» در سال ۱۸۷۷ ساخته شد و اولین عکسبرداری توسط مخترعی فرانسوی، به نام ژوزف نیسفور نیپس (۱۷۶۵-۱۸۳۳) بوده و هم چنین مشهور است که اولین امتیاز فیلمبرداری نیز به نام توماس ادیسون در سال 1891 میلادی ثبت شده است.

بنابر این نبوت، رسالت و معجزاتی که نام برده‌اند، اغلب متعلق به تاریخ قبل از میلاد یا پس از آن بوده؛ رحلت پیامبراکرم در سال 633 میلادی می‌باشد، و این اختراعات همه در قرن 18 میلادی اتفاق افتاده است. یعنی حدود 1200 سال با رحلت آخرین نبی فاصله دارند، چه رسد به انبیای سلف

پس این ادعا که "از لحظه‌ی اختراع و امکان ثبت صدا و تصویر، معجزات قطع شد"، کاملاً دروغی جاهلانه است، چرا که معجزات 1200 سال (12 قرن) قبل از این اختراعات قطع شده بود.

7-بشر برای قبول و باور ادعا نبوت و رسالت، نیاز به معجزه دارد؛ منتهی طبق روایات "معجزه" در هر عصری، متناسب با شرایط و نیازهای آن عصر است.

مثل این که در زمان حضرت موسی علیه جادوگران خود را خدایان و یا مرتبطین با خدا مطرح می‌کردند، و معجزه‌ی وی عصایی بود که جادوی آنها را بلعید و یا سبب غرق فرعونیان شد.

زمان حضرت عیسی که انواع بیماری‌ها شیوع یافته بود، حکیمان و پزشکان، ادعای خدایی می‌کردند، و ایشان باذن الله کور را بینا کرد، پیس را شفا داد و حتی مرده را زنده کرد، تا همه آن ادعاها ابطال گردد.

بحار الانوار ج11 ص70

لذا نمی توان انتظار داشت در عصر کنونی که عصر علم و دانش است معجزه ای همانند معجزات پیامبران پیشین محقق شود

8- اسلام، آخرین دین است، یعنی پایان نبوت است. دینی همگانی برای تمامی اعصار.

پس معجزه‌ی آن نیز باید باقی بماند تا همگان ببینند و مطابق با شرایط و نیاز مخاطبین خود تا آخرالزمان باشد.

لذا معجزه این پیامبر عظیم‌الشأن از سنخ "علم" است که با کتابت "کتاب الله" و کلام "کلام‌الله" بیان و ابلاغ شده است. معجزه‌ی آشکار، همیشگی و در دسترس همگان.

معجزات سایر انبیای الهی را قبول داریم، چون در قرآن کریم و روایات به آنها تصریح شده است

اما معجزه‌ی آخرین انبیای الهی همیشه در دسترس همگان است و اتفاقاً نه تنها اختراع دستگاه‌های ضبط صدا، عکس و تصویر متحرک (فیلم)، خللی در آن وارد نکرده است، بلکه موجب نشر و شناخت بیشتر آن نیز گردیده است.

الالهیات،ج3 ص103

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 12 تیر 1395

خواص سوره های ناس و فلق (معوذتین)

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 

سوره ناس یکصد و سیزدهمین سوره و فلق آخرین سوره قران کریم است که هر دو در مکه نازل شده اند و ناس 5 ایه و فلق 6 آیه دارد. این دو سوره را «معوذتین» می نامند.

در علت نامگذار ی این دو سوره به معوذتین گفته اند: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم همواره حسینین علیهم السلام را با این دو سوره تعویذ می نمود و با قرائت این دو سوره دو فرزندش را در پناه خداوند قرار می داد.(1)

هم چنین از امام صادق نقل شده است: لبید بن اعصم یهودی رسول خدا صلی الله علیخ وآله وسلم را سحر کرد و ایشات تحت تأثیر سحر بود مثلا وقتی می خواست از در برود در را نمی دید و با دست خود لمس می کرد. خداوند برای دفع سحر این دو سوره را نازل نمود.(2)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر کس این دو سوره را بخواند مانند این است که همه کتابهای پیامبران الهی را قرائت کرده باشد.(3)

آثار و برکات معوذتین

1) تعویذ کردن و خود را در پناه خدا قرار دادن

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: چرا مردم خود را با این دو سوره تعویذ نمی نمایند برای تعویذ بهتر از این سوره ها یافت نمی شود.(4)

با سوره های فلق و ناس می توان بهترین امنیت را برای خود و خانواده خود به وجود آورد و شر حسودان و بدخواهان را خنثی نمود.

در روایتی آمده است: هر کس سوره فلق را قرائت نماید برای او مایه شفا و امنیت از سحر و موجب رحمتی برای ثابت ماندن بر عافیت است و هر کس سوره ناس را بخواند باعث امنیت او از مکرها و حیله های شیطان و سبب رحمتی برای ثبات بر الهام است. (5)

امنیت در خواب نیز از آثاری که در پناه قرائت معوذتین می توان به آن رسید.

امام باقر علیه السلام می فرمایند: هر کس در خواب چیزی موجب ناراحتی او می شود وقتی به رختخوابش می رود سوره های فلق و ناس و آیة الکرسی را قرائت نماید.(6)

2) درمان بیماری و دفع سحر

در روایت آمده است: رسول خدا هر گاه یکی از اعضای بدنش درد می گرفت سوره های توحید و فلق و ناس را بر کف دست راستش می خواند آنگاه بر موضع درد ست می کشید.(7)

از امام باقر علیه السلام نیز نقل شده است: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم درد شدیدی داشت و بسیار ناراحت بود جبرئیل و میکائیل به نزد او آمدند. جبرییل نزدیک سر او نشست و میکائیل نزد پای او. جبرئیل او را با سوره فلق و میکائیل او را با سوره ناس تعویذ کرد. (8)

هر کس سوره های «فلق» و «ناس» را هر شب قرائت نماید از شر جن و و وسوسه های شیطانی در امان خواهد بود و هر که آن را نوشته و بر کودکی بیاویزد از شر جن و آزار دهنده ها مصون است.(9)

3) بخشش گناهان

در سخنی از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم آمده است: هر که سوره های توحید و ناس و فلق را هر شب 10 مرتبع بخواند مانند این است که تمام قران را قرائت کرده و از گناهانش خارج می شود مانند روزی که از مادر متولد شده است و اگر در آن روز یا شب بمیرد به مرگ شهادت مرده است.(10)

4) فرزند دار شدن

هر یک از فاتحة الکتاب و آیه الکرسی و اخلاص و ناس و فلق و کافرون را 70 مرتبه بر آب نیسان بخواند به روایتی قدر را هم بخواند بعد از ان اذکار تکبیر و لا اله الا الله و صلوات را هم به همین اندازه بگوید بعد از این کارها به مدت هفت روز پی در پی صبح و شام قدری از آن آب را بیاشامد خداوند او را شفا می دهد و اگر ناتوانی جنسی دارد درمان می شود و و اگر فرزند دختر یا پسری بخواهد خداوند به او عطا می کند...(11)

____________________

پی نوشت:

(1) المناقب ابن شهر آشوب،ج3، ص155

(2) طب الائمه، ص114

(3) مجمع البیان، ج10، ص491

(4) الدر المنثور، ج6، ص415

(5) مستدرک الوسائل، ج4، ص370

(6) من لا یحضره الفقیه، ج1، ص469

(7) مستدرک سفینة البحار، ج7، ص476

(8) بحارالانوار، ج18، ص71

(9) المصباح کفعمی، ص461

(10) البلد الامین، ص33

(11) زادالمعاد، ص479

نظرات() 

سوال

امروز که جمعه است کانال شبکه کلمه این را اورده که شیعیان منتظرش نباشید امام زمان نمیاید زیرا بعد از پیامبران دیگر حجتی وجود نداره قران میگه:« پیامبر مبشر و منذر هستند تا بعد از پیامبران دیگه حجتی نباشد» نساء 165

پاسخ

اصولا معنای دقیق آیه یاد شده این چنین است: «بعد از ارسال رسل، مردم در مقابل خداوند هیچ گونه بهانه ای ندارند « لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل»

یعنی با ارسال رسل دیگران مردم در برابر خداوند حجت و برهانی برای عدم هدایت شدن ندارند

نه این كه بعد از ارسال رسل و انبیاء، خداوند هیچ شخصی را به عنوان حجت در بین مردم قرار نداده است تا به واسطه او بر مردم احتجاج کند چنان که امام صادق فرمود:

« به خدا سوگند خداوند از زمان ادم زمین را بدون امام واگذار نکرده است .امامی که مردم را به سویش هدایت کندوحجت خداوند بر عباد باشد به گونه ای که هرکس ترکش کند هلاک شود و هرکس پیرویش کند نجات یابد»

کمال الدین ج1 ص230

⁉️اگر وهابیان کانال کلمه میگویند بعد از پیامبر دیگر حجتی نیست پاسخ این روایات در کتبشان را چگونه می دهند

خطیب بغدادی چنین روایت می کند که پیامبر فرمود:

« من و علی حجت بر امتم در روز قیامت هستیم»

تاریخ بغداد، ج2 ص88

مناوی روایت می کند که فرمود:

« من و علی حجت خداوند بر بندگان هستیم»

کنوز الحقائق ص43

طبری روایت می کند که پیامبر فرمود:

« علی حجت من بر امتم در روز قیامت است»

الریاض النضره ج2 ص193

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

عن ابی جعفر ع قال : قال : یا جابر الک حمار یسیر بک فیبلغ بک من المشرق الی المغرب فی یوم واحد ؟ فقلت : جعلت فداک یا با جعفر و انی لی هذا ؟ فقال ابوجعفر : ذاک امیر المومنین ع الم تسمع قول رسول الله ص فی علی ع : ولله لتبلغن الاسباب ولله لترکبن السحاب.

ترجمه : امام باقر به جابر می فرماید : آیا تو الاغی داری که بتواند تو را از مشرق به مغرب برساند در یک روز ؟ گفتم : فدایت شوم برای من این چنین است؟ فرمود : آن الاغ امیر المومنین است. آیا نشنیدی که پیامبر فرمود : خداوند وسیله را میرساند و خداوند سوار بر ابر ها می کند؟؟

منبع : بحار الانوار از علامه مجلسی ج ۲۵ ص ۳۸۰ چاپ دارالاحیا التراث العربی

الاختصاص از شیخ مفید ج ۱ ص ۳۱۷

بصائر الدرجات ص ۴۱۹ چاپ منشورات اعلمی تهران

پاسخ

همانگونه که بارها تذکر داده ایم این گونه افراد در نهایت تعصب و جهالت به سر می برند اما پاسخ

در سند روایت فردی به نام المنخل بن جمیل است که درباره اش گفته اند ضعیف و فاسد الروایه است

المفید من معجم رجال الحدیث ،ص620

روایت با قصد و غرض یا از روی نااگاهی از زبان عرب به اشتباه ترجمه شده است

« امام باقر از جابر سوال می کند که ایا تو حماری داری که به وسیله ان بتوانی شرق و غرب عالم را در یک روز طی کنی ؟

جابر می گوید خیر

امام فرمود:

این امیر المومنین است که چنین قدرتی دارد ایا سخن پیامبر را درباره علی نشنیده ای که فرمود:

( علی) اسباب را طی کرده و بر روی ابرها بالا می روی

ذاک اسم اشاره متوسط در عبارت مبتدا و امیر المومنین مشار الیه ان است و خبر ان محذوف که یبلغ من المشرق الی المغرب است و ترجمه ان می شود :« این امیر المومنین است که شرق و غرب عالم را طی می کند»( در حالی که تو چنین قدرتی نداری )

نظرات() 

شنبه 8 خرداد 1395

ثواب صلوات روز جمعه

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احادیث، 

قال رسول الله صلی الله علیه وآله:

در روز جمعه فراوان بر من درود فرستید، كه هر كس درودش بر من بیشتر باشد، مقام و منزلتش به من نزدیك تر است ، و هر كس روز جمعه صد بار بر من صلوات بفرستد، در روز قیامت با چهره نورانى محشور مى شود، و هر كس در روز جمعه هزار بار بر من درود فرستد، چشم از دنیا نبندد تا جایگاهش را در بهشت ببیند.

آثارالصادقین ، ج 11 ، ص 216


نظرات() 

سه شنبه 8 دی 1394

میلاد با سعادت رسول گرامی اسلام مبارک

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: معارف، 



















به نام خداوند بخشنده مهربان
شخصیت پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نعمتی بزرگ از سوی پروردگار عالمیان ،همچون چشمه ای زلال در عصری که خشکی جاهلیت و عقاید پوچ آن را فراگرفته بود ، همه انسان ها را به اقیانوس بی انتهای الهی متصل نمود .
شخصیتی از جنس مردم که رفتار و خلق و خوی او ، آدم و عالم را به شگفت وا داشت.
خداوند متعال در سوره توبه آیه 128 می فرماید:
لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ
حقّا که شما را فرستاده ای از خودتان آمده ( نه از فرشتگان و نه از اجنّه ) که رنج و ضرر شما بر وی گران است و بر ( ایمان و کمال ) شما حریص است و به مؤمنان رئوف و مهربان است.
حضرت مانند چراغی نورانی در ظلمت ، هدایتگر انسان بوده و هیچ انسانی بدون هدایت او به سر منزل مقصود نخواهد رسید.

نظرات() 

چهارشنبه 2 دی 1394

پرسش و پاسخ

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

وهابی ها میگن آیه تطهیر شامل زنان پیامبر میشه واونها اهل بیتند لطفا ردیه را بیاورید

✅پاسخ:

این سخن مخالف روایات فراوان کتب خودشان است که تصریح میکند آیه تطهیر در شان پنج تن آل عبا نازل شده است.

❗مسلم در صحیح خود از عایشه روایت میکند: "پیامبر صبحگاهی از حجره خارج شد در حالی که بر روی دوش او پارچه ای از پشم خیاطی نشده بود، حسن بن علی بر او وارد شد اورا داخل کسا کرد،آن گاه حسین وارد شد او نیز درآن داخل شد، سپس فاطمه داخل شد اورا نیز داخل آن کرد بعد علی وارد شد اورا نیز داخل آن کرد آن گاه آیه تطهیر( احزاب 33) را تلاوت نمود"

نظرات() 

چهارشنبه 24 تیر 1394

حق و باطل

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احادیث، 

 پیامبر صلى الله علیه و آله:

یا اَیُّهَا النّاسُ اِنَّما هُوَ اللّه  وَ الشَّیطانُ وَ الحَقُّ وَ الباطِلُ وَالهُدى وَ الضَّلالَةُ وَ الرُّشدُ وَ الغَىُّ وَ العاجِلَةُ وَ الآجِلَةُ وَ العاقِبَةُ وَ الحَسَناتُ وَ السَّیِّئاتُ فَما كانَ مِن حَسَناتٍ فَلِلّهِ وَ ما كانَ مِن سَیِّئاتٍ فَلِلشَّیطانِ لَعَنَهُ اللّه ؛


 اى مردم! جز این نیست كه خداست و شیطان، حق است و باطل، هدایت است و ضلالت، رشد است و گمراهى، دنیاست و آخرت، خوبى هاست و بدى ها. هر چه خوبى است از آنِ خداست و هر چه بدى است از آنِ شیطان ملعون است.

كافى(ط-الاسلامیه) ج 2، ص 16

نظرات() 

جمعه 26 دی 1393

عقل

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احادیث، 

 رسول اكرم صلى الله علیه و آله :

یا عَلىُّ اَلعَقلَ مَا اكتُسِبَت بِهِ الجَنَّةُ و َطُلِبَ بِهِ رِضَى الرَّحمنِ؛

یا على عقل چیزى است كه با آن بهشت و خشنودى خداوند رحمان به دست مى آید.

(من لایحضره الفقیه،ج4،ص369)

نظرات() 

در خطبه شعبانیه، پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «أیّها النّاس أبواب الجنّة فى هذا الشهر مفتّحة فاسْئلوا ربّكم أنْ لا یُغلقها علیكم وأبواب النیران مُغْلقةٌ فاسْئلوا ربّكم أنْ لا یفتحها علیكم». اى مردم! درهاى بهشت در این ماه باز است. از خدا مسئلت كنید آن را به روى شما نبندد. گرچه درهاى بهشت همواره باز است، امّا در این ماه از ویژگى خاصى برخوردار است.
درهاى جهنّم بعد از اینكه جهنمى‌ها وارد شدند، همواره بسته است؛ امّا درهاى بهشت چه قبل از رفتن و چه بعد از رفتن همواره باز است. بهشتیان كه وارد بهشت سعادت شدند، درها همچنان باز است: «جنّاتِ عدنٍ مُفتّحةً لهم الأبواب»(1) باغهاى همیشگى در حالى كه درهاى آن براى ایشان گشوده است.
درِ بهشت را هرگز نمى‌بندند و درِ جهنّم را هم هرگز باز نمى‌گذارند؛ زیرا بسته بودن درْ خود نوعى عذاب است و باز بودن آن رفاه و نعمت. نه غیر مؤمن مى‌تواند به بهشت برود و نه مؤمن حاضر است از بهشت بیرون بیاید. بسته بودن در عذابى مضاعف است: «إنها علیهم مؤصدة * فى عمدٍ ممدّدةٍ»(2) نه تنها دوزخیان نمى‌توانند از آن خارج شوند بلكه همه درهاى جهنم پشتش بسته است.
قفلها دو نوع است: گاهى به صورت قطعه كوچك آهنى دو لنگه در را به هم متصل مى‌كند؛ و گاهى هم نوار سرتاسرى است كه سرتاسر دو لنگه را به هم مى‌بندد. در این آیه كریمه فرمود: سرتاسر در جهنم پشتش بسته است كه هیچ راهى براى بیرون رفتن نیست.
اینكه فرمود: در ماه رمضان درهاى جهنم بسته است یعنى غضب و سخط و انتقام خدا در این ماه بسیار كم است.
1. سوره ص، آیه 50.

2. سوره همزه، آیات 8 ـ 9.

مأخذ: (حكمت عبادات، صفحات 159 ـ 161)

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه