تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب ابر پرسش و پاسخ

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

دوشنبه 1 آذر 1395

منظور از رؤیت الله تعالی در قیامت چیست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

الله تعالی می فرماید:

(وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ) القیامه ٢٢-٢٣

آن روز چهره‌هایی تازه و شاداب است.

به سوی پروردگارش می‌نگرد.

در این آیه كریمه نعمت دیدن الله تعالی برای بهشتیان ثابت شده و كاملا با صراحت بیان شده

پاسخ:

توجه به نکاتی چند لازم است؛

1-لازمه رویت ودیده شدن آن است که خداوند جسم باشد،دارای مکان باشد در حالی که خداوند مبرا از این نسبت ها ونیازهاست.

چگونه می توان گفت که او جسم است در حالی که جسم موجودی مرکب است واز اجزای مختلف تشکیل شده است ووجود موجود مرکب وابسته به اجزای خود است در حالی که خداوند موجودی بی نیاز است.

2-آیات قرآن صراحتا می گوید خداوند به هیچ عنوان دیده نمیشود.

خداوند می فرماید:

«اورا هیچ چشمی درک نمی کند وحال آنکه او بینندگان را مشاهده میکند »

انعام 103

و می فرماید:

«هیچ کس به او احاطه علمی ندارد»

طه 109

روشن است که رویت نوعی احاطه علمی از بشر بر خداوند است که خداوند آن را از خودش نفی میکند

3-عقیده به دیده شدن خداوند در قیامت مخالف روایات خود اهل سنت است.

مسلم از عایشه نقل می کند:

"هرکس گمان کند که محمد پروردگارش را دیده بر خداوند نسبت ناروا داده است"

صحیح مسلم،ج1 ص110

طبری از ابن عباس روایت می کند:

"من اولین کسی هستم که ایمان می آورم به این که هیچکس از مخلوقات اورا نخواهد دید"

جامع البیان،ج9 ص38

4-عقیده به دیده شدن خداوند در مخالفت با عقیده اهل بیت پیامبر است.

علامه مجلسی روایات فراوانی دراین زمینه نقل می کند که پرودگار به هیچ عنوان چه در این دنیا و چه در اخرت دیده نمیشود.

بحار الانوار،ج4 ص26 باب 5

در روایتی اسماعیل بن الفضل از امام صادق سوال کرد آیا خدا روز قیامت دیده میشود؟

فرمود :سبحان الله وخداوند پاک ومنزه است از این نسبت ها "

امالی،صدوق،ص410

حال با توجه به این نکات در مورد ایه مورد استدلال می گوییم؛

«ناظره» از ماده نظر هم به معنای نگاه کردن آمده است و هم به معنای انتظار کشیدن و به هر حال باید این آیه را در کنار آیات دیگر قرآن که می گوید« هیچ چشمی خداوند را نمی بیند »گذاشت . واین متشابه را به وسیله محکمات قرآن تفسیر کرد.

اتفاقا این گونه تعبیرات به صورت کنائی زیاد به کار می رود مانند این که می گوییم « فلان کس چشم به تو دوخته و تمام نگاهش به تو است»

یعنی از تو انتظار محبت و لطف و مرحمت دارد.

بهشتیان نیز روز قیامت تمام توجهشان به سوی خداست و از او انتظار هرگونه لطف و محبت دارند.

پیام قرآن ج4 ص273

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 23 آبان 1395

چرا مراجع هرچی میگن ما باید چشم بسته عمل کنیم؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

پرسش

چرا باید از مراجع تقلید کنیم و چشم و گوش بسته هر چی گفتن عمل کنیم مگه ما عقل نداریم چرا با وجود داشتن عقل برده فکری دیگران باشیم؟

پاسخ:

انسان هنگامی که چشم به این جهان می گشاید چیزی بلد نیست ناچار باید از تجارب دیگران استفاده کند و از اندوخته های علمی افراد دیگر بهره مند شود زیرا پیمودن راه پر پیچ و خم زندگی در هر قدمی به علم و دانش شدیدا محتاج است.

اساسا زندگی روی دو پایه محکم و اساسی استوار است یکی دانستن و دیگری به کار بستن

تقلید و پیروی از افکار دیگران دارای اقسامی است؛

1- تقلید جاهل از عالم .

2-تقلید عالم از عالم.

3-تقلید عالم از جاهل.

4-تقلید جاهل از جاهل.

روشن است از این چهار قسم تنها قسم اوّل است كه مى تواند منطقى و ممدوح باشد.

1-تقلید جاهل از جاهل:

این قسم از تقلید علاوه بر این که انسان را به سعادت نمی رساند بلکه او را به سقوط و بدبختی می کشاند .این نوع تقلید همان تقلیدی است که در ایات قرآن از آن نهی شده است.

زخرف 23

2-تقلید عالم از جاهل؛

روشن است که این قسم از تقلید از قسم اول بدتر و خطرناک تر است زیرا عالم باید طبق علم و دانش خود قدم بردارد تا به مسوولیت خود عمل کرده باشد نه آنکه کور کورانه از کمتر از خود تقلید کند.

3-تقلید عالم از عالم:

مسلما عالم در رشته ای که متخصص و صاحب نظر است نباید از همپایه خود تقلید کند بلکه باید به تشخیص خود عمل کند لذا فقها می گویند کسی که به مرحله اجتهاد رسیده است باید به اجتهاد خود عمل کند و باید استقلال فکر خود را حفظ کند.

4-تقلید جاهل از عالم:

این قسم از تقلید را منطق و عقل و فطرت ایجاب و اقتضا می کند و بر اثر همین منطق و فطرت است که ما برای ساختن عمارت به سراغ معمار و بنا و در دوختن لباس به سراغ خیاط و هنگام بیماری به دنبال طبیب میرویم .عقل و فطرت ما را در هر رشته ای به کارشناس و متخصص آن رشته ارجاع می دهد.

اصولا محور زندگى انسان ها را در مسائل تخصّصى این گونه پیروى هاى عاقلانه و منطقى تشكیل مى دهد. این مساله یعنی رجوع جاهل به عالم و رجوع غیرمتخصص به متخصص، اصلى عقلایی است.

اصولا محور زندگى انسان ها را در مسایل تخصّصى این گونه پیروى هاى عاقلانه و منطقى تشکیل مى دهد.

زیرا مسلّم است هیچ کس هر چند بزرگترین نابغه جهان باشد نمى تواند در همه چیز صاحب تخصّص شود. مخصوصاً در عصر و زمانى که رشته هاى تخصّصى آن قدر گسترش پیدا کرده که تنها در رشته طب مثلا صدها گونه تخصّص وجود دارد که عادتاً محال است یک فرد در تمام رشته هاى همین یک فن متخصّص شود تا چه رسد به فنون دیگر.

با این حال هرکس در رشته اى متخصّص است به اجتهاد خود در آن رشته عمل مى کند و آنها که در آن رشته مجتهد و صاحب نظر نیستند راهى جز این ندارند که به صاحب نظران و متخصّصان آن فن مراجعه کنند.

یک مهندس ساختمان اگر بیمار شود به طبیب مراجعه مى کند، و اگر آن طبیب بخواهد ساختمانى بسازد از این مهندس دستور مى گیرد؛ یعنى هر کدام در یک رشته مجتهد و در رشته اى دیگر مقلّد هستند، و این اصلى است عقلایى رجوع جاهل به عالم، و غیر مجتهد به مجتهد، یا غیر متخصص به متخصص که همیشه در میان انسان ها بوده و هست، و اصولا چرخ هاى زندگى بشر بدون آن گردش نمى کند.

همین منطق است که در تعلیمات دینی و قوانین الهی مردم را به فقها که در تشخیص احکام الهی مهارت دارند وادار می کنند .فقهایی که سالیان دراز با استعداد سرشار خود در راه علم و دانش قدم برداشته تا به مقام شامخ اجتهاد رسیده اند یعنی قوانین الهی را می توانند از مدارک اصلی آن استخراج و استنباط نمایند و در دسترس مردم بگذارند.

امام عسکری فرمود:

« هر یک از فقهای شیعه که خود نگه دار باشد و از دینش محافظت کند و با هوای نفسش مخالفت کند و مطیع امر خداوند باشد بر مردم واجب است که از او تقلید کنند»

وسائل الشیعه ج27 ص131

فقهایی که رهبران و راهنمایان دینی مردم می باشند و از طرف امامان این منصب بزرگ به آنها اعطا شده است تا افراد را در تمام شوون دینی به راه سعادت رهبری کنند.

از آنچه گفتیم فلسفه تقلیدافراد غیر فقیه در مسایل فقهى از مجتهدان و فقهاى آگاه کاملا روشن شد؛ و شبیه آن در تمام رشته هاى علمى رواج دارد، و از آن جا که فقه اسلامى به قدرى گسترده است که هرکس بخواهد در آن صاحب نظر شود باید تمام عمر خود را وقف تحصیل و تحقیق در این رشته کند و این امر براى همه مردم امکان پذیر نیست، ناچار باید گروهى به این رشته پردازند، و افراد دیگر در مسایل فقهى از آنها پیروى کنند؛ ولى در اصول اسلام(اصول دین) که همه به فراخور حال خویش قادر بر تحقیق در آن هستند تقلیدجایز نیست.

پیام قرآن ج1 ص337

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سه شنبه 11 آبان 1395

آیا ماه صفر نحس است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

درباره نحوست ماه صفر روایتی وارد نشده است و برخی علما نحوست این ماه را به شهرت نسبت داده اند فرموده اند طبق مشهور این ماه شوم ونحس است.

علامه مجلسی می گوید:

"هذا الشهر مشهور بالنحوسه والشوم"

"ماه صفر مشهور است به نحوست وشوم بودن"

زاد المعاد،ص274

شیخ عباس قمی می گوید:

"بدانکه این ماه معروف به نحوست است"

مفاتیح الجنان،ص508

این که این بزرگواران نحوست این ماه را به مشهور نسبت داده اند کاشف از آن است که در این زمینه احیانا روایتی بوده است اما به ما نرسیده است و توجه به این نکته لازم است که در برخی روایات، اهل بیت برای شهرت اهمیت ویژه ای قائل شده اند چنان که امام صادق فرمود:

"خذ ما اشتهر بین اصحابک"

"به آنچه بین علمای شیعه مشهور است عمل کن"

عوالی اللئالی،ج3 ص129

روی این جهت، افرادی که می خواهند چنین اظهار کنند که از آنجایی که ماه صفر نحوستش به مشهور نسبت داده شده لذا قابل اعتنا نیست طریقه خوبی را در پیش نگرفته اند.

البته ما درباره نحوست ایام در پست قبلی بحثی مفصل داشتیم

«در موارد متعدد، ایام به نحوست نسبت داده شده به دلیل اتفاقاتی که درآن واقع شده است، البته افرادی در این مساله راه افراط را پیموده اند وبه هرکاری که دست می زنند قبلا به سراغ سعد ونحس بودن ایام می روند وشکست های خودرا به گردن ایام می اندازند،این خرافه ای است که جدا باید از آن پرهیز کرد . در روایات اهل بیت آمده است که در روزهایی که نام نحس بر آن گذارده شده است، شما می توانید با دادن صدقه، یا خواندن دعا و استمداد از لطف الهی وتوکل بر خدا به دنبال کارها بروید وپیروز باشید»

تفسیر نمونه،ج23 ص44

شیخ عباس قمی نیز تصریح می کند برای دفع نحوست ماه صفر،هیچ چیز بهتر از تصدق وادعیه واستعاذات نیست

مفاتیح الجنان،ص508

علامه مجلسی نیز روایاتی را ذکر می کند که انسان می تواند با پرداخت صدقه وتوکل بر خدا نحوست ایام را برطرف کند

بحار الانوار،ج56 ص18 باب 15

توجه فرمایید که :

نظرات() 

سه شنبه 11 آبان 1395

آیا ایرانیان باید کوروش را تعظیم بکنند؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

آیا ما ایرانیان باید کوروش را تعظیم و تکریم کنین و همه جا از او سخن بگوییم یا از اساس این تعظیم کردن بیهوده است❗️❗️❗️

پاسخ:

توجه به چند نکته لازم است:

1-شکی نیست که اسلام آیینی جهانی است که اختصاص به عرب و عجم ندارد بلکه همگان موظف هستند که به تعالیم آن عمل کنند چنان که خداوند می فرماید:

"پر برکت است خداوندی که قرآن را بر بنده اش نازلا کرد تا جهانیان را انذار دهد"

فرقان1

ومی فرماید:

"بگو ای تمام مردم من رسول خدا به سوی همه شما هستم"

اعراف158

2- روی این جهت وظیفه همگان در زمان کنونی پیروی از آیین اسلام می باشد

خداوند می فرماید:

"هرکس جز اسلام آیینی برای خود انتخاب کند از او پذیرفته نخواهد شد واو در آخرت از زیانکاران است"( ال عمران 85)

ومی فرماید:

"دین در نزد خدا اسلام است"( ال عمران 19) ا

امیر مومنان فرمود:

"کسی که جز اسلام آیینی را برگزیند شقاوت و بدبختی دامن اورا خواهد گرفت، دستگیره ایمانش از هم گسسته، سقوط او شدید وسر انجام اندوهی طولانی وعذابی مهلک خواهد داشت"

نهج البلاغه،خطبه 161

پیامبر گرامی فرمود:

"روز قیامت اعمال را یک به یک می آورند،هرکدام خودرا معرفی می کنند یکی میگوید من نمازم،دیگری میگوید من روزه ام و...

سپس اسلام را می آورند ومی گوید پروردگارا تو سلامی ومن اسلام.

خداوند می فرماید:امروز به واسطه مخالفت با تو مواخذه میکنم وبه تو پاداش میدهم"

در المنثور،ج2 ص48

3-در تعالیم اسلامی تنها و تنها تکریم و تعظیم اهل البیت و کسانی که به آنان وابسته اند سفارش شده است و لا غیر چنان که پیامبر گرامی فرمود:

«برای خداوند حرمات سه گانه ای است که هر کس آنها را احترام و تکریم کند خداوند امر دین و دنیای او را محفوظ می دارد.و آن سه چیز عبارت است از احترام قرآن و احترام پیامبر و احترام و تکریم اهل بیت»

خصال ج1 ص146

همگان موظف هستند که مجالس و محافل تشکیل دهند و فضایل و مناقب اهل بیت را بازگو کنند و انان را تنها بزرگ بشمارند

بحار الانوار ج71 ص342 باب21

4-ما الگوهایی بس ارجمند تر از بزرگان و سلاطین باستانی داریم که آنان در برابر اهل بیت خاک پایشان نیز محسوب نمی شوند .ما موظف هستیم تنها و تنها از انان الگو برداری کنیم چنان که امام علی فرمود:

«به اهل بیت پیامبرتان نگاه کنید و راه آنان را بپیمایید و از پی انان حرکت کنید زیرا انان شما را هرگز از راه راست به در نمی برند و هر گز شما را به تباهی نمی کشند .هر گاه انان باز ایستند شما نیز باز ایستید و هر گاه انان برخاستند شما نیز برخیزید از انان پیشی نگیرید که گمراه می شوید و از انان عقب نمانید که نابود می شوید»

نهج البلاغه خطبه97

چرا چنین نباشد در حالی که حضرت فرمود:

«ما اهل بیتی هستیم که هیچ کس قابل قیاس با ما نیست»

عیون الاخبار یک جلدی ص225

ذخائر العقبی ص17

بنا بر این ما با داشتن اهل بیت که الگوی کامل انسانیت می باشند نیازی به الگو پذیری و ترویج نام دیگران نداریم .

5_بنا بر این نظر که کوروش همان ذو القرنینی است که قرآن از او نام می برد باید توجه کنیم که او بنده ای مطیع و صالح برای خداوند بوده است چنان که حضرت علی می فرماید:

«ذو القرنین فرشته و یا پیامبر نبود بلکه بنده ای بود که خدا را دوست داشت و خدا نیز او را دوست داشت»

بحار الانوار ج12 ص178

و خداوند بارها و بارها از او و امثال او پیمان به ایمان نسبت به نبوت پیامبر گرامی و امامت ائمه طاهرین را گرفته است و او نیز با دل و جان پذیرفته بود

بحار الانوار ج5 ص225 باب10

کوروش که بر مبنای ما به دور از هر گونه افراط و تفریط در مورد او ؛ذو القرنین بودن او ارجحیت دارد

تفسیر نمونه ج12 ص543

اگر در زمان ما بود به اقتضای ادله بالا مطیع اهل بیت بود و سعی در نشر و ترویج معارف اهل بیت در جامعه می کرد و خودش را در برابر و مقابل اهل بیت قرار نمی داد بر خلاف کوروش پرستان نا آگاه که او را بزرگ می کنند تا در برابر اهل بیت قرار دهند.

6-مثل کوروش و کوروش پرستان همان مثل مسیح و مسیحیان است .

خداوند می گوید ما در روز قیامت به مسیح می گوییم آیا تو گفتی که مردم تو و مادرت را پرستش کنند ⁉️

مسیح می گوید خیر به هیچ وجه بلکه من تنها گفتم تو را بپرستند و از تعالیم دین تو تبعیت کنند ومن از اعمال انان بیزاری می جویم

مائده 116-117

کوروش نیز اگر در زمان کنونی بود خطاب به کوروش پرستان نادان می گفت من از شما و از اعمالتان بیزاری می جویم زیرا من بنده ی خداوند هستم که موظف به پیروی از آیین حق می باشم نه آنکه شما به دروغ مرا از آنچه هستم بزرگتر کرده اید و در برابر اسلام و اهل بیت که من خاک پایشان نیز محسوب نمی شوم قرارم داده اید.دست از این کارهای جاهلانه بر دارید و دست در دست اهل بیت و تعالیم اسلام دهید تا رستگار شوید

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

آیا در عصر حاضر، با پیشرفت تکنولوژی، پای پیاده به زیارت حرم مطهر معصومین (علیهم السلام) رفتن از جمله سفر به مشهد مقدس و کربلا جایز است؟

بدون شک هدر دادن عمر و وقت نزد خردمندان کاری جاهلانه و نکوهیده است .

پاسخ:

آنچه از روایات متعدد اسلامی به دست می آید آن است که پیاده روی برای زیارت قبر امامان معصوم خصوصا امام حسین از رجحان و فضیلت خاصی برخوردار می باشد.❗️این روایات را محدث بزرگ شیخ حر عاملی در کتاب شریفش گرد آوری کرده است؛

وسائل الشیعه ج14 ص439 باب41

امام صادق فرمود:

«هر کس به قصد زیارت قبر حسین از منزلش خارج شود اگر پیاده باشد خداوند در ازای هر قدمی که بر می دارد حسنه ای برای او می نویسد و گناهی از گناهانش را می آمرزد»

التهذیب ج6 ص43

ثواب الاعمال ص116

کامل الزیارات ص132

در روایت دیگر آمده است که خداوند در ازای هر قدمی که برای زیارت قبر حسین علیه السلام بر می دارد هزار حسنه به او داده و هزار گناه او را می آمرزد و هزار درجه بر مقامش می افزاید

کامل الزیارات ص133

وسائل الشیعه ج14 ص440

ودر روایت دیگر امام صادق فرمود:

«به ازای هر قدمی که بر می دارد خداوند پاداش یک حج و یک عمره را به او میدهد»

مستدرک الوسائل ج10 ص262

استحباب پیاده روی برای زیارت قبور سایر امامان نیز وارد شده است؛

وسائل الشیعه ج14 ص381 باب24

فلسفه آن نیز در دو چیز می باشد:

1-اظهار محبت به امامان خصوصا امام حسین؛ زیرا زائر وقتی با پای پیاده به زیارت می رود می خواهد نشان دهد که این زیارت و صاحب آن جزو محبوبترین افراد نزد من هستند که من بخاطر آنان رنج پیاده روی را بر خود تحمیل می کنم .این حب همان حبی است که اساس دین می باشد و سبب تبعیت افراد از محبوبشان میشود

بحار الانوار ج66 ص236 باب36

2-سبب تعظیم و تجلیل اهل بیت خصوصا امام حسین می باشد همان تعظیمی که خداوند می فرماید:

«هر کس شعائر الهی را تعظیم و تکریم کند این کار نشانه تقوای دل است»

حج32

چنان که روایات متعددی در وجوب تعظیم و تکریم اهل بیت در منابع روایی ما وارده شده است؛

بحار الانوار ج24 ص185

روشن است که با این بیان ؛پیاده روی برای زیارت انان وقت تلف کنی نمی باشد که هیچ بلکه صرف وقت در بهترین امور می باشد.


https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

دوشنبه 10 آبان 1395

لعن و دشنام در اسلام

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، درس اخلاق، 

اینکه میگن زیارت عاشورا چون همش لعن و نفرینه نباید بخونی چون خدا لعن و نفرین رو دوس نداره و به خود آدم برمیگرده میگن حتی تو مجالسی که زیارت عاشورا خونده میشه شرکت نکنید.

پاسخ:

در کتاب راهنمای حقیقت چنین آمده است:

دشنام و ناسزاگویی که در لغت عرب به آن « سبّ » می‌گویند، یکی از محرمات الهی است که پیامبر گرامی به شدّت از آن نهی کرده است. محدثان اسلامی از هر دو گروه از پیامبر نقل می‌کنند که آن حضرت فرمود:

« دشنام دادن به مسلمان و ناسزاگویی به وی، فسق و گناه است ».

صحیح بخاری ج4 ص71

وسائل الشیعه ج8 باب158 از ابواب احکام عشرت ح2

همچنین امام صادق می‌فرماید:

« دشنام به مؤمن انسان را در آستانه هلاکت قرار می‌دهد ».

همان مدرک ح4

به امیر المؤمنین گزارش دادند که برخی از یاران وی شامیان را ناسزا می‌گویند، آنان را فرا خواند و چنین فرمود:

« دوست ندارم دشنام دهنده باشید، اما اگر کردار آنان را بازگو کنید و روش آنان را تشریح کنید، به حقیقت نزدیکتر و عذری رساتر برای شما خواهد بود ».

نهج البلاغه خطبه201

بنابراین سب مطلقا در اسلام حرام است و لذا هیچ فرد عاقل و دانایی به دشنام پناه نمی‌برد و از دشنام و ناسزاگویی بهره نمی‌گیرد؛ و این که در بسیاری از گفتارها و نوشته‌ها آمده است که شیعه « یسبّ الصحابة »، نتیجۀ غفلت از معنای حقیقی سبّ و دشنام است.

ابن منظور می‌نویسد: لعنت به معنی بیزاری و طرد است. عرب می‌گوید: « لعنه » به معنی « طرده » است و در قرآن کریم آمده است: « بل لعنهم الله بکفرهم ».[ بقره / 88 ] « خدا آنان را به خاطر کفرشان از رحمت خویش دور ساخت ».

به خاطر این تفاوت جوهری که بین لعن و سبّ است قرآن گروه‌هایی را لعن می‌کند، ولی سبّ نمی‌نماید.

اینک به برخی از گروه‌ها که در قرآن مورد لعن قرار گرفته‌اند، اشاره می‌کنیم:

کافران: احزاب / 64.شیطان: نساء / 118.یهود: مائده / 68.منکران حق: بقره / 159. تهمت زنندگان به بانوان پاکدامن نور/23- آزار دهندگان پیامبر احزاب؛54 -بت پرستان ؛مائده60 -بنی امیه ؛اسرای 60-پیمان شکنان با خدا ؛رعد 13-شایعه پراکنان در جامعه اسلامی؛ احزاب60-61 - لعن قاطع رحم ؛رعد25- لعن بر مرتدان؛ ال عمران 86؛لعن بر مفسد فی الارض ؛محمد22- لعن بر منافقین ،توبه68- و ...

جهت آگاهی بیشتر به ملعونین در قرآن رجوع شود به کتاب فرهنگ قرآن ج25 ص185 به بعد

البته این گروه‌ها که مورد لعن خدا قرار گرفته‌اند، اعم از کافر و مسلمانند. علاوه بر این که در قرآن، ظالمان و مفسدان مورد لعن قرار گرفته‌اند که بر همگان واضح است.

علاوه بر این پیامبر طوایفی را به صورت کلی لعن کرده است، مانند: دزد، جوانی که خود را به شکل زن درآورد و کسی که حیوانی را به غیر نام خدا ذبح کند، و کسی که والدین خود را دشنام دهد و یا رشوه بگیرد و . .

فهارس مسند احمد ج2 ص56٬58

گاهی هم آن حضرت افراد مشخص و معینی را لعن نموده است که برای نمونه به یک مورد آن اشاره می‌کنیم:احمد در مسند خود می‌نویسد:

« خدایم به من دستور داد قریش را دو بار لعن کنم، هم چنان که به من دستور داد دوبار در حق آنان دعا کنم ».

مسند احمد ج4 ص387

فلذا نتیجه می‌گیریم سب و دشنام، کار اوباش و اراذل است، در حالی که لعن لازمه ایمان به دین و احکام آن است.

آنچه مایه اشتباه شده این است که: سب و لعن با هم مترادف و به یک معنی هستند در حالی که دو مفهوم متغایر دارند، هیچ‌گاه خدا و پیامبر او، فردی را سبّ نکرده‌اند ولی اشخاصی را لعن کرده‌‌اند.

راهنمای حقیقت ص654

بنا براین اگر ما هم دشمنان دین خدا را در زیارت عاشورا لعن می کنیم کاری موافق با کتاب و سنت کرده ایم زیرا این گونه افراد در لسان خداوند و پیامبرش لعن شده و مورد طرد از رحمت خداوند واقع شده اند.


https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

دوشنبه 10 آبان 1395

چرا حجاب سر برای کنیز واجب نیست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، فلسفه، 

سوال

این پرسش رو دارم که چرا حجاب سر برای کنیز واجب نیست؟

نگید که اونا کار میکردند بخاطر همین جذابیت جنسی نداشتن.

در قرآن هم موجوده که از کنیز ها بهره کشی جنسی میکردند و خداوند نهی کرد پس کنیز ها جذابیت جنسی داشتند.

پاسخ:

نخست توجه فرمایید که در اسلام حکم حجاب و پوشش سر از زنان سالخورده نیز برداشته شده است.

خداوند می فرماید:

«زنان از کار افتاده ای که امید به ازدواج ندارند گناهی بر انان نیست که لباس های رویین خود را بر زمین بگذارند به شرط اینکه در برابر مردم خود آرایی نکنند »

نور60

برای این زنان دو شرط بیان شده است:

1-به سن و سالی برسند که معمولا امیدی به ازدواج ندارند و جاذبه جنسی را کاملا از دست داده اند

2-در حال برداشتن حجاب خود را زینت ننمایند

روشن است که با این دو قید مفاسد کشف حجاب در مورد آنان وجود نخواهد داشت و به همین دلیل اسلام این حکم را از انان برداشته است و انان می توانند چادر و روسری را بر سر نکنند نه انکه تمام بدنشان نمایان باشد

تفسیر نمونه ج14 ص542

همین طور به مقتضای روایات متعددی کنیزان نیز می توانند تنها سر خود را در برابر نامحرم نپوشانند

الکافی ج5 ص525

وهمان دو قیدی که در مورد زنان سالخورده بود در مورد کنیزان نیز جاری میشود به این بیان:

معمولا کنیزان کارهای داخل و خارج از خانه را انجام می دادند و مرتب در فعالیت بودند. برای اینکه در این زمینه راحت تر باشند این تکلیف از آنان برداشته شده است زیرا از آن جایی که کنیزان معمولا کار می کردند و به سر و صورت خود رسیدگی نمی کردند قاعدتا باز بودن سرشان نباید چندان نقشی در جلب توجه نگاه مردان و جلوه برای مردان داشته باشد و از آن روزگار نقل نشده که مردم پیش اولیای دین آمده باشند و بگویند که باز بودن سر کنیزان سبب فساد و فحشا و چشم چرانی گردیده است

مجموعه آثار شهید مطهری ج 19 ص 489

بنا براین چون معمولا کنیزان جاذبه جنسی نداشتند حکم حجاب از آنان برداشته شده است چنان که از زنان سالخورده بر داشته شده است و مفاسد بی حجابی بر انان جاری نمی شود.

اما کنیز به مقتضای روایات دیگر حق خود آرایی و زینت کردن در برابر نامحرم را ندارد .

وسائل الشیعه ج20 ص220 باب 143

بنا بر این میتوان گفت که کنیز در صورتی مورد بهره برداری جنسی واقع میشده است که زینت و خود آرایی کند و روشن شد که خود آرایی کردن کنیزان در برابر نامحرم جایز نیست لذا قرآن از بهره کشی جنسی کنیزان نهی می کند

نور33

واین نهی قرآن منافات با جواز بی حجابی سر کنیزان ندارد زیرا آن در صورتی است که زینت و آرایش نکنند والا انان نیز ملزم به رعایت حجاب و عفاف هستند.

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 
نظرات() 

سوال

چرا امام حسن تو انتخاب همسر توجه نکردند و با زنی ازدواج کردند که قاتلش بود .چرا امام با این که معصوم است چنین ازدواجی کرد

پاسخ:

1-نخست باید توجه کرد که جعده از ابتدا بد نبود .او پس از ازدواج با امام حسن مسیر گمراهی را در پیش گرفت.

در جریان ازدواج امام حسن با جعده آمده است که امیر المومنین دختر سعد بن قیس برادر اشعث را برای امام حسن خواستگاری کرد وقتی اشعث از این جریان مطلع شد نزد سعید رفت و او را از این کار منصرف کرد و دختر سعید را به عقد پسر خود در آورد بعد از آن نزد امیر المومنین آمد و اعلام کرد که دختری را که برای حسن خواستگاری کرده اید زن پسر من است در آنجا با اصرار دختر خود را به عقد امام حسن در آورد

همسر امام در آغاز کافر و بی ایمان و انسان منحرفی نبود

تفسیر نمونه ج14 ص425

اما پس از ازدواج معاویه با وعده مال بسیار و ازدواج با یزید جعده را تطمیع کرد تا امام را که در آن زمان خانه نشین شده بود زهر دهد .او نیز به طمع ثروت چنین کرد

مناقب ابن شهر آشوب ج3 ص202

بنابراین امام بر طبق احوالات ظاهری جعده که انسان وارسته ای معرفی می شده است با او ازدواج کرد اما پس از آن منحرف شد و در این ازدواج اشکالی بر امام وارد نیست.

2-ممکن است بگویید مگر امام علم غیب نداشت چرا با زنی که می دانست قاتلش می شود و راه انحراف را در پیش می گیرد ازدواج کرد و مطابق علم غیبش رفتار نکرد⁉️

پاسخ می دهیم:

صحیح است که امامان دارای علم غیب بوده اند

فصول المهمه ( تکمله الوسایل)، شیخ حر عاملی،ج1 ص394 باب 95

بحار الانوار،علامه مجلسی،ج26 ص18 باب 1

اما استفاده از این علم غیب منوط به اجازه خداوند است وانان در امور شخصی زندگی خود اجازه ندارند از علم غیب استفاده کنند چرا که آنان الگوی مردم هستند ومردم باید از آنان درس صبر بر مشکلات و ایثار واز خودگذشتگی و...را بگیرند.

اگر هر مشکل خودرا با علم غیب حل کنند یا در هر امرشخصی از علم غیب استفاده کنند دیگر نمی توانند برای مردم الگو باشند.

امام کاظم فرمود:

«خداوند قلوب امامان را محل اراده وخواست خودش قرار داده است هر موقع خداوند چیزی را بخواهد انان نیز آن را انجام میدهند ( وبدون اذن الهی کاری نمی کنند)»

بحار الانوار،ج5 ص114

خداوند در امورات عادی و شخصی زندگی به انان اجازه استفاده از علم غیب را نداده است و انان باید بر طبق علم ظاهری خود رفتار کنند.تنها در اموری می توانند از قدرت و علم غیب خود استفاده کنند که اثبات امامتشان یا مانند آن منوط به این استفاده باشد

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

اگر آیین اسلام جهانی است و ادعای این است که این آیین برای تمام زمان ها است این آیین چه حکمی در مورد ورزش های مختلف در ۱۴۰۰سال پیش که خبری از ورزش های مختلف نبوده است دارد؟منتظر پاسخ اسلامگرایان هستیم

پاسخ:

1-از منظر عقل و دین ورزش برای تقویت و سلامتی جسم ضرورت دارد.مثلی است معروف که می گوید عقل سالم در بدن سالم است .

سلامتی میوه ورزش است.

امام صادق فرمود:

«عافیت و سلامتی نعمتی است که انسان توان شکر آن را ندارد»

امالی صدوق ص229

و فرمود:

«پنچ چیز است که اگر کسی نداشته باشد لذت زندگی را احساس نمی کند که یکی از آنها صحت و سلامتی است»

بحار الانوار ج78 ص172

وفرمود:

«نعمت های دنیا در دو چیز خلاصه می شود ؛امنیت و سلامتی»

همان مدرک

حضرت علی فرمود:

«سلامتی شیرین ترین نعمت است»

غرر الحکم ص973

ورزش سلامتی انسان را تضمین کرده و خطر بسیاری از بیماری های متداول را کاهش می دهد بدین ترتیب اسلام به صورت کلی کلیه ورزش ها را که در سلامتی انسان نقش دارد توصیه و سفارش می کند.

2-ورزش دشمن کسالت و تنبلی است:

امام علی فرمود:

«از کسالت و تنبلی بپرهیز زیرا انسان تنبل و بی حال حق خداوند را ادا نمی کند»

الخصال ج2 ص620

امام باقر فرمود:

«کسالت و تنبلی به دین و دنیای انسان ضرر می رساند»

بحار الانوار ج75 ص180

حضرت علی فرمود:

«از کسالت و تنبلی بپرهیز زیرا این دو مانع بهره مندی تو در دنیا و آخرت می شود»

میزان الحکمه ج10 ص133

یکی از عوامل از بین برنده کسالت و تنبلی ورزش کردن است.انسانی که اهل ورزش باشد احساس شادابی بیشتری می کند و با تنبلی و کسالت بیگانه است .

بدین ترتیب اسلام توصیه به هر کاری معقولی می کند که دشمن کسالت و تنبلی است که یکی از آنها ورزش کردن می باشد.

3-ورزش و اوقات فراغت :

اسلام به تفریح کردن و اختصاص دادن ساعاتی برای تفریحات و بهره مندی های حلال توجه داده است تا آنجایی که پیامبر گرامی فرمود:

«عاقل ساعات خود را به چهار بخش تقسیم می کند؛ساعتی برای عبادت خداوند و ساعتی برای محاسبه نفس و ساعتی برای تفکر در مخلوقات خداوند و ساعتی برای تفریح و بهره مندی از حلال های خداوند»

وسایل الشیعه ج16 ص97

پیامبر گرامی فرمود:

«بازی کنید و تفریح داشته باشید همانا من ناراحتم که در دین شما خستگی و بی نشاطی دیده شود»

نهج الفصاحه ص259

روشن است که یکی از تفریحات سالم و حلال ورزش کردن است که بدین بیان مورد توصیه اسلام قرار گرفته است

4-ورزش و توانایی جسمانی:

ورزش توان رزمی انسان را افزایش می دهد .بالا بودن توان جسمانی نیروهای نظامی و رزمی نه تنها در زمان های گذشته مورد توجه بوده بلکه امروزه نیز حایز اهمیت است و تمرینات بدنی قسمت عمده ای از آموزش های نظامیان را تشکیل می دهد .

قرآن می فرماید:

«در برابر دشمن آنچه توانایی دارید از نیرو آماده سازید»

انفال60

یکی از طرق اماده ساختن امادگی جسمانی و بدنی است که از طریق ورزش کردن حاصل می شود.

گذشته از آنکه در اسلام به برخی از ورزش ها یعنی اسب سواری و تیر اندازی و شنا توصیه خاص شده است

وسایل الشیعه ج19 ص249 به بعد و ج17 ص331

آری اسلام آیینی جهانی و همگانی تا روز قیامت است که برای همه جنبه های زندگی بشر برنامه دارد و در روایات ما آمده است که هیچ مساله ای نبوده است مگر آنکه حکم آن به صورت عام یا خاص در کتاب یا سنت بیان شده است

بحار الانوار ج22 ص168 باب22

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 9 آبان 1395

آیا حساب و پاداش مردم با حسین است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

قرآن می گوید حساب و پاداش مردم با خداست(غاشیه ۲۶).اما شیعیان همیشه می گویند اجرت با حسین با اهل بیت یعنی حسابرس شما آنها هستند، آیا شرک از این واضح تر هست؟

پاسخ:

امام صادق فرمود:

« زمانی که روز قیامت شود خداوند حساب شیعیان ما را بر عهده ما می میگذارد انچه از حقوق پرودگار بر ذمه آنان است حضرت محمد شفیع می شود و خداوند آنان را می بخشد و آنچه از حقوق مردم بر ذمه انان است حضرت محمد شفیع می شود و بجای انان ادا می کند و انچه از حقوق ما اهل بیت بر ذمه انان است ما نیز به انان می بخشیم تا انان بدون حساب وارد بهشت شوند»

بحار الانوار ج7 ص274

همین مضمون را شیخ کلینی در :

کافی ج8 ص162

صدوق درعیون ج2 ص57

شیخ طوسی در امالی ص406

مرحوم بحرانی در تفسیر برهان ج5 ص645

و دیگران روایت کرده اند.

در زیارت جامعه کبیره نیز می خوانیم:

«بازگشت مردم در قیامت به سوی شماست و رسیدگی به پرونده آنها بر عهده شماست»

زیارت جامعه کبیره

این مضمون در روایات اهل سنت نیز آمده است.

خطیب بغدادی روایت میکند که ابوبکر در حالت مرگ خود از پیامبر چنین نقل روایت کرد که فرمود:

«بر فراز صراط عقبه ای است که کسی نمیتواند از ان رد شود مگر درصورتیکه جواز عبور از علی به دست اورده باشد»

تاریخ بغداد،ج10،ص356

همین مضمون را طبری در الریاض النضرة،ج2،ص172 نقل میکند

همچنین ابن حجر روایت میکند که پیامبر خطاب به حضرت علی فرمود:

«ای علی تو در روز قیامت بهشت ودوزخ را برای مردمان تقسیم میکنی»

صواعق محرقه،ص75

همین معنا را خوارزمی در مناقب ص234وقندوزی حنفی در ینابیع المودة ص83 نقل میکند

حال خداوند می فرماید:

«بازگشت آنان به سوی ماست و حساب آنان بر عهده ماست»

غاشیه 25-26

اما باید توجه کرد که حسابرسی اهل بیت همان حسابرسی خدا است .هیچ کس نمی گوید که حسابرسی و بازگشت خلایق به طور استقلال با علی و سایر امامان علیهم السلام است بلکه می گویند این کار ذاتا از آن خداست ولی بالواسطه از آن آنهاست.

به عنوان مثال اینکه خداوند در ایه ای می گوید که اوست جان ها را می گیرد( زمر42)

و در آیه ای دیگر می گوید ملک الموت جان ها را می گیرد( سجده11)

ودر آیه ای دیگر می گوید فرشتگان جان ها را می گیرند(نحل32)

در اینجا همگان می گویند گرفتن جان در اختیار خداوند است و ملک الموت و فرشتگان به واسطه و به اذن خداوند جان ها را می گیرند.

حسابرسی مردمان نیز در اختیار خداوند است که اهل بیت با واسطه و با اذن خداوند این کار را می کنند لذا منافاتی بین عقیده ما و حسابرسی خداوند نیست .

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 9 آبان 1395

شبهه در مورد طواف کعبه!!!

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

شبهه :

ایا می دانید چرا مسلمانان 7 بار دور کعبه می گردند !!!؟

همانگونه که نام خدا در قرآن (الله) از نام یکی از بتهای بزرگ اعراب جاهل گرفته شده (و به همین علت پیش از ظهور اسلام، نام پدر محمد، عبدالله «بندهء الله - بنده بُت الله» بود)، بیشتر مسلمانان هنوز نمی دانند که کاری که می کنند رسم بت پرستی قبل از اسلام است!

چرا مسلمانان هفت بار دور کعبه می گردند؟

راز این هفت بار گشتن را باید در رسم بت پرستان آن زمان جستجو کرد چون قبل از اسلام نیز بت پرستان به دور کعبه می گشتند.

قرآن از هفت بت نام می برد که در کعبه وجود داشتند به نامهای:

«لات»

«عزی»

«منات»

«ود»

«سواع»

«یغوث»

«نسر».

این بتهای اصلی بودند که مردم سالانه از اطراف عربستان به مکه می آمدند و هر گروهی برای بتی خاص می آمد. چون این بتها در داخل کعبه بودند بت پرستان با هم توافق کردند تا هفت بار خلاف جهت به دور کعبه بگردند تا بتهای اصلیشان راضی شوند و همچنین مشکلی بین گروههای بت پرستان یا دگر اندیشان پیش نیاید.

این رسم بت پرستان بدون کوچکترین تغییری به اسلام وارد شده و مسلمانان هر سال به مکه می روند و هفت بار دور کعبه می گردند.


پاسخ:

1-باز نیز مانند همیشه می بینیم که این کانال های ضد دین ادعاهایی می کنند بدون آنکه دلیلی بر ادعای خود اقامه کنند.

سوال می کنیم شما طبق کدام منبع می گویید الله نام یک بت بوده است؟

طبق کدام منبع تاریخی می گویید طواف هفتگانه مسلمین بر گرفته از کفار می باشد ؟و از اساس کفار طواف هفتگانه می کرده اند!!!

2- در میان بت های موجود در شبه جزیره عربستان، بتی به نام «الله» وجود نداشت. تاكنون در مطالعات تاریخی به بتی به نام «الله» برخورد نكرده ایم. برای مطالعه درباره بتهای شبه جزیره می توانید به كتاب «اسلام و عقائد و آراء بشری» نوشته یحیی نوری، ص 248 به بعد مراجعه كنید. در این كتاب درباره بتهای عربستان بررسی مفصلی دارد

3-این که نام پدر پیامبر گرامی عبدالله بوده است دلیل روشن و واضحی دارد.

بت پرستان مکه منکر خدا نبودند،بلکه به خالق یکتا ایمان داشتند وان خالق یکتا را الله می نامیدند

شرک آنها در ربوبیت وعبادت بود ،یعنی معتقد بودند که خالق یکتا موجوداتی خداگونه آفریده وامور جهان را بعد از خلق به انها سپرده است،انها معتقد بودند که این خدایان پایین دستی هستند که مستقیما امور ما را تدبیر میکنند،لذا باید از اینها طلب حاجت کنیم وباید اینها را عبادت نماییم لذا خداوند فرمود:

«اگر از انها بپرسی،چه کسی اسمانها وزمین را افرید،حتما میگویند الله»

زمر،38

پس پیامبر گرامی عرب را به قبول نمودن خدا فرا نمیخواند، بلکه آنها را دعوت می نمود، که برای خدا شریک قرار ندهند،

به این نکته نیز توجه کنید که همه اعراب چنین عقیده ی شرک الودی نداشتند ،گروهی از انان که عمدتأ در قبیله ی بنی هاشم بودند،پیرو دین ابراهیم بوده وجز به خدای یگانه به معبودی اعتقاد نداشتند،پدر واجداد پیامبر گرامی ،بدون استثناء همگی موحد بوده وجز خدای واحد را نپرستیدند

ضمنأ نام الله رانیز خود اعراب اختراع نکرده اند، بلکه این اسمی است که جد عرب یعنی حضرت اسماعیل، رواج داده است.

4- اما در مورد طواف هفتگانه:

در روایتی از ابوحمزء ثمالی نقل شده كه از امام سجاد پرسیدم " علت اینكه طواف، هفت دور تعیین شده است چیست؟

امام فرمود: خداوند به فرشتگان فرمود: من در روی زمین، جانشین و حاكمی قرار خواهم داد. آنان گفتند: آیا كسی را در زمین قرار می‌دهی كه فساد و خون‌ریزی می‌كند؟

پروردگار متعال فرمود: من حقایقی را می‌دانم كه شما نمی‌دانید.

آن‌گاه خداوند كه هیچ‌گاه فرشتگان را از نور خود محروم نمی‌كرد، هفت هزار سال از نور خویش محروم كرد و فرشتگان هفت هزار سال به عرش خداوند پناه بردند و خداوند آنان را مورد رحمت قرار داد و توبه آنان را پذیرفت و برای آنان در آسمان چهارم «بیت المعمور» را برای عبادت و پاداش تعیین كرد و «بیت‌الحرام» را زیر «بیت‌المعمور» قرار داد تا محل امن و عبادت و پاداش فرزندان آدم باشد.

آن‌گاه هفت دور، طواف برای بندگان واجب شد و برای هر هزار سال یك دور، طواف تعیین گردید."

علل الشرایع ج2 ص407

در کتاب شریف جامع السعادات چنین امده است :

" آنچه رسیده است که بیت معمور در اسمان در مقابل خانه کعبه است و طواف فرشتگان به ان مانند طواف انسان ها است به خانه کعبه شاید اشاره به مشابهت باشد چون بیشتر مردم از طواف کردن به کیفیت طواف فرشتگان ناتوان هستند لذا انسان ها دستور به تشبه به فرشتگان داده اند واز طرف دیگر فرموده اند هر که خودرا به قومی شبیه سازد از انان است

ترجمه جامع السعادات ، نراقی، ج‌۴ ص 489

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

از جمله شبهاتی که اهل‌سنت در مسائل فقهی به شیعه وارد می‌کنند این است که چرا شیعه اجتهاد در فقه را توسعه داده و آن را به صورت مطلق گذاشته است؟

پاسخ:

آیین اسلام، آیین دائم و جاودانی است و قوانین آن، تا روز رستاخیز برای بشر لازم الاجراست. اسلام به حکم این که خاتم شرایع آسمانیست، بشر را از هر نوع قانون غیر آسمانی بی‌نیاز ساخته و تکامل او را در پیروی از قوانین خود تضمین نموده است.

از سوی دیگر، زندگی بشر در معرض دگرگونی قرار دارد و هر روز موضوعات جدید و مسائل نوظهوری در جامعه پدید می‌آید که در عصر نزول وحی موجود نبوده و حکم آن به صورت صریح و مشخص در کتاب و سنّت وارد نشده است. دربارۀ این قبیل موضوعات که در طول 14 قرن زندگی مسلمانان را فرا گرفته، دو راه بیشتر در پیش روی فقیهان نیست:

الف: دربارۀ این موضوعات، از قوانین غربی و یا قوانین وضعی هر کشوری استفاده شود، هر چند این قوانین، ریشه‌ای در شریعت نداشته باشد. این همان راهی است که غربیان و برخی از کشورهای اسلامی که با حکومت‌های سکولار اداره می‌شوند، در پیش گرفته‌اند. مسلّما این راه از نظر شرع درست نیست.

ب: راه دیگر آن است که با توجه به غنای نظام تشریعی اسلام، به منابع فقهی مراجعه کرده و احکام موضوعات نوظهور را با دقت و تأمّل از آنها استخراج کنیم و از این طریق جامعه را از قوانین وضعی سکولارها و یا غربیان بی نیاز سازیم.

اصولا اجتهاد، مایۀ حیات اسلام و پویایی قوانین آن است. در پرتو اجتهاد بود که مسلمانان توانستند در طول 14 قرن، جامعۀ اسلامی را از قوانین غیر اسلامی بی‌نیاز سازند.

تأسف‌آور است که اهل‌سنّت، باب اجتهاد مطلق را به روی خود بسته و فقط اجتهاد در مذهب را به روی خود باز نگه داشته‌اند، یعنی فقیه حنفی می‌تواند با توجه به مبانی و آرای ابوحنیفه، احکام موضوعات نوظهور را استخراج کند، ولی حق ندارد از حدود آرا و مبانی او فاصله بگیرد، هم چنین فقیهان شافعی و مالکی و حنبلی نیز در حیطۀ مذهب خود حق اجتهاد دارند.

این نوع اجتهاد یک اجتهاد فلج کنندۀ دین و شریعت است. مسلمانان جهان، قرن‌ها به احکام فقیهان دیگر عمل می‌کردند، و هنوز فقه این چهار نفر از رسمیت گسترده برخوردار نبود. اجتهاد واقعی این است که فقیه با شکستن قید اجتهاد در مذاهب، اجتهاد مطلق را مطرح کند، بی آنکه خود را به پیروی از مذهب امامی ملزم سازد، حکم الهی را از منابع و مصادر فقهی استخراج کند، خواه با نظریه و مبانی یکی از این چهار فقیه موافق باشد یا نباشد.

اجتهاد شیعه اجتهاد از نوع دوم است. فقیه شیعی ملتزم است حکم الهی را از کتاب، سنت، عقل و اجماع استخراج کرده و آنچه را که به عنوان حکم الهی به دست آورده است، در اختیار دیگران قرار دهد.

اجتهاد مطلق، تا سال 665 قمری در میان فقیهان اهل‌سنت رواج کامل داشت، ولی به علل سیاسی، دیگر مذاهب نادیده گرفته شد و جز چهار مذهب، بقیه از رسمیت افتاد و تمام مناصب رسمی از قبیل قضاوت و امامت جمعه و افتاء در اختیار کسانی قرار گرفت که از یکی از چهار مذهب معروف پیروی کنند.

خطط مقریزی ج2 ص333

بر گرفته از راهنمای حقیقت،ایت الله سبحانی،ص577

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 31 مرداد 1395

آیا قبل از حضرت آدم، انسان وجود داشت؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

بر اساس داستان حضرت آدم تمام انسانها از نسل حضرت آدم بودند

حضرت آدم پیامبر بود دانا لباس داشت کشاورزی میکرد خانه داشت

بچه هاش هم مینطور

پس انسان های غار نشین که

گوشت خام حیوانات رو میخوردن

حرف زدن بلد نبودند

و روی دیوار غار نقاشی میکشیدند

پس آن انسان های میوه چین و غار نشین همان حضرت آدم و فرزندانش بودند؟

پاسخ:

از ایات و روایات استفاده می شود که قبل از خلقت ادم انسان های دیگری نیز بر روی زمین بوده اند .خداوند در سوره بقره از قول فرشتگان نقل می کنند که خطاب به خداوند چنین عرضه داشتند:

« ایا کسی را در زمین قرار می دهی که فساد و خونریزی کند»

بقره 30

بعضی از مفسران بر آن هستند که پیشگویی فرشتگان به خاطر آن بوده که آدم نخستین مخلوق روی زمین نبوده است بلکه پیش از او نیز مخلوقات دیگری بودند که به نزاع و خونریزی پرداختند ،پرونده بد انان سبب بد گمانی فرشتگان نسبت به نسل آدم شد

تفسیر نمونه ج1 ص173

در روایتی امده است که امام باقر به جابر بن یزید (یکی از اصحاب) چنین می‌گویند:

« وقتى این عالم و این خلقت فانى شود و اهل بهشت در بهشت و اهل آتش در آتش جاى گیرند، خداى تعالى دست به خلقت عالمى غیر این عالم مى زند و خلقتى جدید مى افریند بدون این که مرد و زنى داشته باشند و تنها کارشان عبادت و توحید خدا است و برایشان سرزمینى خلق مى کند غیر از این زمین تا آن خلایق را بر دوش خود بکشد و آسمانى برایشان خلق مى کند غیر از این آسمان تا بر آنان سایه بگستراند. شاید تو خیال مى کردی خدا تنها همین یک عالم را خلق کرده، و یا مى پنداشتی که غیر از شما دیگر هیچ بشرى نیافریده.

به خدا سوگند هزار هزار عالم، و هزار هزار آدم آفریده که تو فعلاً در آخرین آن عوالم هستى و در دودمان آخرین آن آدم‌ها قرار دارى»

توحید صدوق ص277

خصال ج2 ص652

روایات دیگری نیز به همین مضمون آمده است

بحار الانوار ج8 ص374 باب 28

با توجه به این بیانات روشن می شود که انسان های اولیه و غار نشین مربوط به قبل از خلقت حضرت ادم بوده اند .این سخن با کشفیات جدید دانشمندان که عمر انسان را بر روی زمین بالغ بر میلیون ها سال می دانند نیز منطبق است زیرا از خلقت حضرت ادم بیش از هفت هزار سال بیشتر نمی گذارد و این کشفیات با انسان های قبل از حضرت ادم منطبق است .

اسرار عقب ماندگی شرق،مکارم شیرازی،ص23

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

هدف از معراج چنان‌‌که در برخی تفاسیر آمده این بود که روح بزرگ پیامبر اسلام با مشاهده اسرار عظمت خدا در سراسر جهان هستى، مخصوصاً عالم بالا، درک و دید تازه‌‌اى براى هدایت و رهبرى انسان‌‌ها بیابد. این هدف صریحاً در ابتدای سوره اسراء و آیه 18 سوره نجم آمده است.

در منابع روایی نیز به برخی از اهداف معراج پیامبر(ص) اشاره شده است؛ از جمله:

یونس بن عبد الرحمن می‌‌گوید: از امام کاظم پرسیدم: به چه علت خدا پیامبرش را به سوى آسمان بالا برد و از آن به سوى سدرة المنتهى و از آن به سوى حجاب‌‌‌هاى نور برد و با او گفت‌‌وگو و نجوا کرد، در حالی‌که خداوند به مکان وصف نمی‌‌شود؟ امام فرمود:

«خداى متعال به مکان وصف نمی‌‌شود و زمان بر او جارى نمی‌‌گردد ولی خداوند عزت‌مند و بزرگ، خواست که فرشتگان و ساکنان آسمان‌‌هاى خود را با مشاهده پیامبر احترام کند و شگفتی‌‌های خلقت را به رسول خود نشان دهد تا پس از برگشت از معراج به مردم خبر دهد و این مسئله به گونه‌‌ای که فرقه مشبهه می‌‌گویند نیست. خدا، پاک و برتر است از آنچه وصف می‌‌کنند».

علل الشرائع ج1 ص132

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1تفسیر نمونه ج12 ص29

2-بحار الانوار ج18 ص282 باب3

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

دیده میشود که شیعیان در مقام توسل خدا را به شایستگی های امامان سوگند می دهد مثلا می گویند خداوندا تو را به حق امام رضا بیمار مرا شفا بده در صورتی که هیچکس بر گردن خدا حق ندارد تا خدا را به حق انان سوگند دهیم؟

پاسخ:

مقصود از حق در این تعبیرها، همان منزلت و مقام آنها نزد خدا است و اگر هم این منزلت، حق شمرده شود، حقی است که خدا به آنان داده است و این مطلب، عین توحید است. و با مراجعه به آیات و روایات روشن می شود که این نوع حقوق بندگان بر خدا، امری رایج در کتاب و سنت است.

زیرا خدادر برخی از موارد، بنده خود را ذی‌حق و خود را بدهکار معرفی می‌کند، مثلاً می‌فرماید: «یاری کردن افراد مومن حقی است بر ما»

روم 47

یا می فرماید:

« نجات دادن افراد مومن حق انها بر ماست»

یونس103

در حدیث نبوی وارد شده است که فرمود: «بر خداست به کسی که به خاطر حفظ عفت، ازدواج کرده، کمک کند».

الجامع الصغیر،سیوطی،ج2 ص33

ویا فرمود:

« سه گروه هستند که بر خدا لازم است که انها را کمک کنند و این حق انها بر خداست : 1- مجاهد در راه خدا ،2-برده ای که با مولای خدا قرار داد بسته است که با دادن مبلغی آزاد شود،3- جوانی که می خواهد از طریق ازدواج خود را حفظ کند»

سنن ابن ماجه ج2 ص33

مراجعه به آیات و روایات روشن می‌کند که این نوع حقوق بندگان بر خدا، امری رایج در کتاب و سنت است.

مقصود از این که می‌گویند کسی بر خداحقی ندارد این است که هیچ کس بالذات بر خداحقی ندارد، ولی این مانع از آن نیست که خدااز روی تفضل و بزرگواری، افرادی را ذی حق معرفی کند و حتی از آنان وام بخواهد و بگوید:

«کیست که به خداوام نیکو بدهد»

بقره245

پیامبر گرامی هنگام دفن فاطمه بنت اسددر حقّ او چنین دعاکرد:

«خدایا مادرم فاطمه بنت اسدرا ببخش و جایگاه او را گسترده و فراخ گردان، به حق پیامبرت و پیامبرانی که پیش از من بودند»

مستدرک حاکم،ج3 ص108

حلیه الاولیائ،ج3 ص121

ویا فرمود:

« کسی که از خانه اش برای نماز خارج می شود چنین بگوید: خداوندا من به حق درخواست کنندگان از تو و به حق این رفتنم به سوی نماز ،چنین می خواهم ...»

مسند احمد ج1 ص256

ویا ادم برای پذیرش توبه اش چنین دعا کرد:

« خداوندا تو را به حق محمد قسم می دهم که مرا ببخشی»

دلائل النبوه،ج5 ص489

در صحیفه سجادیه نیز از این نوع سوگند ها فراوان نقل شده است از جمله:

دعای 47

وموارد فراوان دیگر که در کتب شیعه و سنی به آن اشاره شده است که جهت اگاهی رجوع شود به:

الملل و النحل،علامه سبحانی،ج4 ص476

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

نظام اسلامی نه تنها انتقاد از ولی فقیه را جایز می شمارد بلکه بر اساس تعالیم دینی یکی از حقوق رهبر بر مردم لزوم دلسوزی و خیر خواهی برای او است.

این حقیقت تحت عنوان« النصیحه لائمه المسلمین» در روایات ما به ان پرداخته شده است

بحار الانوار ج27 ص67 باب3

الخصال ج1 ص72

الکافی ج1 ص103

حضرت امام چنین عرضه می دارند:

« همه موظفند که نظارت کنند بر این امور اگر من یک پایم را کنار گذاشتم ،کج گذاشتم،ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتیدخودت را حفظ کن»

صحیفه نور ج7 ص118

البته باید این مساله به گونه ای باشد که با پرهیز از هرگونه افراط و تفریط همواره تقویت رهبری و نظام اسلامی را به دنبال داشته باشد و به نکات زیر توجه شود

1-اشکال و ایراد قطعی باشد نه بر اساس شایعات و بر پایه حدس و گمان

2-رعایت اخلاق اسلامی و پرهیز از توهین و جسارت

3-انتقاد به منظور اصلاح و سازندگی باشد نه برای عیبجویی و تضعیف

4-باید توجه کرد انتقاد از ولی فقیه موجب تضعیف نظام نگردد

پرسش ها و پاسخ ها،مصباح یزدی،ج1 ص69

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

ایه ای از قران است که میگه هر کس هر ایینی داشته باشه رستگاره نمیخواد حتما اسلام باشه

الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره- 62)

کسانى که (به پیامبر اسلام) ایمان آورده‏اند، و یهود و نصارى و صابئان (پیروان یحیى یا نوح یا ابراهیم) آنها که ایمان بخدا و روز رستاخیز آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است، و هیچگونه ترس و غمى براى آنها نیست

لطفا جواب این شبهه رو بگید

پاسخ:

به خوبى مى دانیم که آیات قرآن یکدیگر را تفسیر مىکنند قرآن در آیه 85 سوره آل عمران میگوید:

«هر کس دینى غیر از اسلام براى خود انتخاب کند پذیرفته نخواهد شد.»

بعلاوه آیات قرآن پر است از دعوت یهود و نصارى و پیروان سایر ادیان به سوى این آئین جدید یعنی اسلام اگر تفسیر فوق صحیح باشد با بخش عظیمى از آیات قرآن تضاد صریح دارد، بنا بر این باید به دنبال معنى واقعى آیه رفت.

در اینجا دو تفسیر از همه روشنتر و مناسبتر به نظر مى رسد

1-اگر یهود و نصارى و مانند آنها به محتواى کتب خود عمل کنند مسلما به پیامبر اسلام ایمان مى اورند چرا که بشارت ظهور او با ذکر صفات و علائم مختلف در این کتب آسمانى آمده است که شرح آن در ذیل آیه 146 سوره بقره در تفاسیر بیان شده است.

مثلا قرآن در آیه 68 سوره مائده مىگوید:

« ای اهل کتاب شما ارزشى نخواهید داشت مگر آن زمانى که تورات و انجیل و آنچه را از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده بر پا دارید (و از جمله به پیامبر اسلام ص که بشارت ظهورش در کتب شما آمده است ایمان بیاورید).»

2-این آیه ناظر به سؤالى است که براى بسیارى از مسلمانان در آغاز اسلام مطرح بوده، آنها در فکر بودند که اگر راه حق و نجات تنها اسلام است، پس تکلیف نیاکان و پدران ما چه مىشود؟

آیا آنها به خاطر عدم درک زمان پیامبر اسلام و ایمان نیاوردن به او مجازات خواهند شد؟

در اینجا آیه فوق نازل گردید و اعلام داشت هر کسى که در عصر خود به پیامبر بر حق و کتاب آسمانى زمان خویش ایمان آورده و عمل صالح کرده است اهل نجات است، و جاى هیچگونه نگرانى نیست.

بنا بر این یهودیان مؤمن و صالح العمل قبل از ظهور مسیح، اهل نجاتند، همانگونه مسیحیان مؤمن قبل از ظهور پیامبر اسلام

تفسیر نمونه،ج1 ص283

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه