تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب ابر پرسش

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

پاسخ:

خداوند در آیات 5 تا9 سوره نجم می فرماید:

«آن کس که قدرت عظیمی دارد او را تعلیم داده است .همان کسی که قدرت فوق العاده و سلطه بر همه چیز دارد .در حالی که ( پیامبر )در افق اعلی قرار داشت.سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد .تا آنکه فاصله او به اندازه دو کمان یا کمتر بود»

در رابطه با تفسیر آیات دو نظریه مطرح است که نظریه صحیح را مطابق بیان تفسیر نمونه بیان می کنیم؛

«در روایات متعددی که از منابع اهل بیت نقل شده آمده است که منظور از این آیات شهود باطنی خاصی نسبت به ذات پاک خدا است که برای پیامبر روی داد و در معراج بار دیگر تکرار شد و رسول الله فوق العاده تحت تاثیر جذبه معنوی این دیدار قرار گرفت .

مرحوم شیخ طوسی در امالی از پیامبر اسلام نقل می کند که فرمود:

«هنگامی که به آسمان معراج کردم آنچنان به ساحت قدس پروردگارم نزدیک شدم که میان من و او فاصله قوسین یا کمتر بود»

امالی ص352

مرحوم صدوق در علل الشرایع همین مضمون را از هشام بن حکم از امام موسی بن جعفر نقل کرده است که در ضمن یک حدیث طولانی می فرماید :

«هنگامی که پیامبر به معراج برده شد و فاصله او از ساحت قدس پروردگارش به اندازه قوسین یا کمتر بود حجابی از حجابها از برابر دیدگان او برداشته شد»

علل الشرایع ج2 ص302

ممکن است گفته شود که این تفسیر بوی تجسم خداوند و وجود مکان برای او می دهد ، در حالی که مسلم است او نه مکانی دارد و نه جسمی ؛

چنان که می فرماید:

«چشمها او را نمی بیند و او همه چشمها را می بیند»

انعام 103

«به هر سو نگاه کنید خداوند آنجا است »

بقره - 115

«هر کجا باشید او با شماست »

حدید 4

باید توجه کرد که مراد آیه یک نوع شهود و قرب خاص معنوی می باشد که به هیچ عنوان جسمانیت و مکان داشتن خداوند از آن فهمیده نمی شود.

توضیح اینکه :

بدون شک رؤیت حسی در مورد خداوند نه در دنیا و نه در آخرت امکان پذیر نیست ، چرا که لازمه آن جسمانیت و مادی بودن است .همچنین لازمه آن تغییر و تحول و فسادپذیر بودن ، و نیاز به زمان و مکان داشتن است ، و ذات واجب الوجود از همه این امور مبرا است .

ولی خدا را از طریق دید دل و عقل می توان مشاهده کرد ، و این همان است که امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

«چشمها با مشاهده حسی هرگز او را ندیده ، ولی دلها با حقیقت ایمان او را دریافته است »

نهج البلاغه خطبه 179

اما باید توجه داشت که دید باطنی بر دو گونه است :

یکی دید عقلانی است که از طریق استدلال حاصل می شود ، و دیگری مقام شهود قلبی است که درکی مافوق درک عقل و دیدی ماوراء دید آن است .

این مقامی است که آنرا مقام استدلال نباید نام گذاشت ، بلکه مقام مشاهده است ، اما مشاهده ای با دل ، و از طریق درون ، این مقامی است که برای اولیاءالله با تفاوت مراتب و سلسله درجات رخ می دهد ، زیرا شهود باطنی نیز مراتب و درجات بسیاری دارد البته درک حقیقت آن برای کسانی که به آن نرسیده اند مشکل است .

از آیات فوق می توان اینچنین استفاده کرد که پیامبر اسلام در عین اینکه دارای مقام شهود بود ، در طول عمر مبارکش دو مرتبه چنان اوج گرفت که به مقام شهود کامل نائل گردید .

یکی احتمالا در آغاز بعثت بود و دیگری به هنگام معراج ، آنچنان به خدا نزدیک شد و بر بساط قرب او گام گذاشت که بسیاری از فاصله ها و حجابها برچیده شد ، مقامی که حتی جبرئیل امین ، یعنی مقرب ترین فرشته الهی ، از وصول به آن عاجز بود .

روشن است تعبیراتی مانند «فکان قاب قوسین او ادنی »«به اندازه فاصله دو کمان بلکه کمتر به خدا نزدیک شد»همه به صورت کنایه و بیان شدت قرب است ، و گرنه او با بندگانش فاصله مکانی ندارد ، و نیز منظور از رؤیت در این آیات رؤیت با چشم نیست بلکه همان شهود باطنی است .

از پیامبر گرامی سوال شد که آیا پرودگارت را هرگز دیده ای ؟

فرمود:« من او را با چشم دل دیده ام»

بحار الانوار 18 ص287

با توجه به این نکات روشن می شود که آیات به هیچ عنوان دلالتی به جسمانیت و قرب مکانی نسبت به خداوند ندارد بلکه مراد تنها نوعی شهود باطنی و قرب معنوی پیامبر گرامی نسبت به خداوند است

تفسیر نمونه ج22 ص493

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

در جامعه هرجا سخن از پرداخت خمس میکنم میگن به کی بدیم .مدارکی رو ارائه بدهید ازقرآن که منبع پرداخت کیه وبه کی پرداخت شود یا حدیث معتبر با ذکر آدرس.

آیا باید به روحانیون داد؟

پاسخ:

خداوند در سوره انفال آیه 41 می فرماید:

«بدانید هر گونه فایده ای که به شما برسد خمس آن برای خدا و برای پیامبر و برای ذی القربی و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه است»

خداوند دستور به تقسیم خمس به شش قسمت می دهد ؛

1 -قسمتی برای خدا

2- قسمتی برای رسول خدا

3- قسمتی برای ذی القربی

4- قسمتی برای یتیمان

5 - قسمتی برای مساکین

6- قسمتی برای در راه ماندگان

نکات:

1-به مقتضای روایات مراد از ذی القربی امامان هستند و آنان هستند که سهم ذی القربی را دریافت می کنند.

التهذیب ج4 ص125

الفقیه ج2 ص42

امام علی فرمود:

«مراد از ذوی القربی ما هستیم»

الکافی ج8 ص58

2-سهم خداوند و سهم پیامبر نیز به امام پرداخت می شود.

در روایتی آمده است:

«سهم خداوند برای امام است و سهم پیامبر برای امام است و سهم ذوی القربی نیز برای امام است»

التهذیب ج4 ص125

امام باقر فرمود:

«سهم خدا و پیامبر برای ما است»

الکافی ج1 ص539

سهم خدا و سهم پیامبر و سهم ذی القربی هر سه متعلق به رهبر حکومت اسلامی یعنی امامان است و آنان با آن زندگی ساده خود را اداره می کنند و بقیه را صرف نیازهای جامعه و مردم می کنند.

تفسیر نمونه ج7 ص174

3-به مقتضای روایات منظور از یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه تنها ایتام و مساکین و ابنائ السبیل بنی هاشم و سادات می باشند

وسائل الشیعه ج9 ص509 باب 1

4-از آنچه گذشت روشن می شود که خمس به طور کلی به دو قسمت تقسیم می شود.نصف آن سهم امام علیه السلام است و نصف دیگر آن سهم سادات نیازمند می باشد.

5- در عصر غیبت امام عصر سهم ایشان باید به فقها که نواب عام امام عصر هستند واز اختیارات امام بهره مند هستند پرداخت شود . لذا سهم امام از خمس را آنان باید دریافت کنند ودر جهت ترویج وگسترس دین مصروف دارند

امام خمینی چنین می اورد:

( شخص فقیه جامع الشرایط) همان ولایتی که حضرت رسول اکرم ( وامامان ) در امر اداره جامعه داشته را دارا است و بر همه مردم لازم است که از او اطاعت کنند

ولایت فقیه ص50

پیامبر گرامی فرمود:

خدایا جانشینان مرا رحمت کن .

سوال شد جانشینان شما چه کسانی هستند ؟

فرمود: کسانی که بعد از من می آیند و حدیث وسنت مرا نقل می کنند

عیون الاخبار ج2 ص37

امالی صدوق ص180

من لا یحضره الفقیه ج4 ص420

در این حدیث شریف از فقهای جامع الشرایط به عنوان جانشینان پیامبر تعبیر شده است و روشن است که جانشین از اختیارات شخصی که برایش نیابت می کند بهره مند می باشد

در روایت دیگر پیامبر گرامی فرمود:

فقها امینان و مورد اعتماد پیامبران هستند

الکافی ج1 ص46

بحار الانوار ج2 ص36

معنای امین بودن فقها این است که فقها تمام اموری را که در اسلام مقرر است به طور امانت اجرا کنند ویکی از این امور دریافت سهم امام و مصرف آن در موارد مشخص شده است

6-نیمی از خمس که در اختیار مرجع تقلید قرار می‌گیرد، برای مصارف عمومی جامعه، اعم از هزینه‌های مربوط به تحقیق، تدریس، تبلیغ و ترویج علوم دینی، تأسیس حوزه‌های علمیه، مساجد، یا فقرا، مساکین، مصیبت زده‌ها و ...؛

مراجع تقلید همان‌طور که بخشی از خمس را به امور فوق در جامعه اختصاص می‌دهند، درصدی از سهم امام را نیز به جهت تعطیل نشدن تبلیغ و گسترش دین و البته گسترش کمی و کیفی آن و نیز پرورش یافتن افرادی که متخصص مسائل دینی باشد قرار می‌دهند که بخشی از آن شهریه است تا با شهریه‌ی اندکی که دانش‌پژوهان در این عرصه داده می‌شود، حداقل بخشی از نیازهای اولیه زندگی آنها تأمین گردد تا بتوانند دست کم بدون دغدغه نان شب، به یادگیری معارف دینی و در نهایت به تبلیغ مسائل دین، آموزش احکام مورد نیاز مردم و ترویج اعتقادات و اخلاقیات اسلامی بپردازند و البته رقم آن با هزینه‌های مشابه از بیت‌المال برای رشته‌های دیگر قابل مقایسه نمی‌باشد. اگر جامعه به پزشک جسم احتیاج دارد، به پزشک روح اختیاج بیشتری دارد و اگر بخشی از جامعه گاهی مبتلا به بیماری‌های تن می‌شوند، بیماری‌های روح به مراتب فراگیرتر است، مضاف بر این که سلامت و تعالی روح است که ضامن امنیت و کمال جامعه در عرصه‌های دیگر می‌باشد.

کانال تلگرامی پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 2 آبان 1395

چرا با حضور زنان در ورزشگاه مخالفت می شود؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، سبک زندگی، 

سوال

چرا مراجع با حضور زنان در ورزشگاه مخالفت می کنند فلسفه و دلایل این حکم چیه مگر زنان دل ندارند که در ورزشگاه حضور داشته باشه ؟

پاسخ:

1-حضور زنان در اماکن ورزشی که مخصوص آنهاست و انان را در معرض دید نامحرمان قرار نمی دهد اشکال ندارد

2-حضور زنان در اماکن ورزشی که موجب اختلاط مرد و زن و هتک حرمت و هتک شان منزلت اجتماعی زنان شده و نگاه حرام انان به اندام و بدن ورزشکاران مرد را باعث می گردد و زمینه را برای سوی استفاده و تعرض افراد لا ابالی و اشاعه فساد و بی بند و باری فراهم می سازد مورد حکم مراجع است.

در روایات متعددی اختلاط زنان با مردان به دلیل مفاسدی که به دنبال دارد ممنوع شمرده شده است

الکافی ج5 ص536

المحاسن ص115

وسایل الشیعه ج20 ص235

3-حضرت زهرا فرمود:

"برترین زنان کسانی هستند که نه انان مردان را ببینند و نه مردان انان را ببینند"

کشف الغمه ج1 ص466

حضرت علی فرمود:

"تا می توانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد"

نهج البلاغه نامه 31

همه این ها به دلیل مفاسدی است که ممکن است جامعه را به سبب اختلاط بین زنان و مردان بیگانه فرا گیرد همان مفاسدی که هم اکنون کشورهای غربی با آن دست و پنجه نرم می کنند.

4-از سوی دیگر غالبا در این مکان ها توسط طرفداران تیم های ورزشی حرکات و جملات غیر اخلاقی صورت می گیرد که حضور زنان در این اماکن از اعتبار و شخصیت زنان می کاهد و انان را در معرض بد زبانی افرادی بی بند و بار قرار می دهد

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

من آلمان زندگی میكنم دو روز پیش معلمم كه قرآن رو كاملا خوانده وبااینكه مسیحی هست به من گفت چرا تو قرآن نوشته كه یك مرد ٤تا زن میتونه بگیره و به شرط اینكه مساوات رو رعایت كنه.من چی جواب بدم؟

پاسخ:

در مورد فلسفه تعدد زوجات برای مردان در تفسیر نمونه چنین امده است :

با مطالعه وضع محیطهای مختلف قبل از اسلام، به این نتیجه می رسیم که تعدد زوجات بطور نامحدود امری عادی بوده و حتی بعضی از مواقع بت پرستان به هنگام مسلمان شدن، بیش از ده زن و یا کمتر داشته اند، بنابراین تعدد زوجات از پیشنهادها و ابتکارات اسلام نیست بلکه اسلام آن را در چهارچوبه ضرورتهای زندگی انسانی محدود ساخته و برای آن قیود و شرائط سنگینی قائل شده است.

قوانین اسلام بر اساس نیازهای واقعی بشر دور می زند نه تبلیغات ظاهری و احساسات رهبری نشده، مساءله تعدد زوجات نیز از همین زاویه در اسلام مورد بررسی قرار گرفته، زیرا هیچ کس نمی تواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگی بیش از زنان در خطر نابودی قرار دارند و در جنگها و حوادث دیگر قربانیان اصلی را آنها تشکیل می دهند

و نیز نمی توان انکار کرد که عمر زندگی جنسی مردان، از زنان طولانی تر است زیرا زنان در سنین معینی آمادگی جنسی خود را از دست می دهند در حالی که در مردان چنین نیست.

و نیز زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حمل، عملا ممنوعیت جنسی دارند در حالی که در مردان این ممنوعیتها وجود ندارد.

از همه گذشته زنانی هستند که همسران خود را به علل گوناگونی از دست می دهند و معمولا نمی توانند به عنوان همسر اول، مورد توجه مردان قرار گیرند و اگر مساءله تعدد زوجات در کار نباشد آنها باید برای همیشه بدون همسر باقی بمانند همانطور که در مطبوعات مختلف می خوانیم که این دسته از زنان بیوه با محدود شدن مساءله تعدد زوجات از نابسامانی زندگی خود شکایت دارند و جلوگیری از تعدد را یک نوع احساسات ظالمانه درباره خود تلقی می کنند.

بادر نظر گرفتن این واقعیتها در این گونه موارد که تعادل میان مرد و زن به عللی بهم می خورد ناچاریم یکی از سه راه را انتخاب کنیم:

1-مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان اضافی تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و تمام نیازهای فطری و خواسته های درونی خود را سرکوب کنند.

2-مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده اند به شکل معشوقه برقرار سازند.

3- کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آنها ایجاد نمی شود و قدرت بر اجراء عدالت کامل در میان همسران و فرزندان خود دارند به آنها اجازه داده شود که بیش از یک همسر برای خود انتخاب کنند. مسلما غیر از این سه راه، راه دیگری وجود ندارد.

اگر بخواهیم راه اول را انتخاب کنیم باید با فطرت و غرائز و نیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم و عواطف و احساسات اینگونه زنان را نادیده بگیریم، این مبارزهای است که پیروزی در آن نیست و به فرض که این طرح عملی شود جنبه های غیر انسانی آن بر هیچ کس مخفی نیست.

به تعبیر دیگر مساءله تعدد همسر را در موارد ضرورت نباید تنها از دریچه چشم همسر اول، مورد بررسی قرار داد، بلکه از دریچه چشم همسر دوم نیز باید مورد مطالعه قرار گیرد، و آنها که مشکلات همسر اول را در صورت تعدد زوجات عنوان می کنند کسانی هستند که یک مساءله سه زاویه ای را تنها از یک زاویه نگاه می کنند زیرا مساءله تعدد همسر، هم از زاویه دید مرد و هم از زاویه دید همسر اول و هم از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود و با توجه به مصلحت مجموع، در این باره قضاوت کنیم.

اگر راه دوم را انتخاب کنیم باید فحشاء را به رسمیت بشناسیم و تازه زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می گیرند نه تامینی دارند و نه آینده ای، و شخصیت آنها در حقیقت لگدمال شده است و اینها اموری نیست که هیچ انسان عاقلی آنرا تجویز کند.

بنابراین تنها راه سوم باقی می ماند که هم بخواسته های فطری و نیازهای غریزی زنان پاسخ مثبت می دهد و هم از عواقب شوم فحشاء و نابسامانی زندگی این دسته از زنان بر کنار است و جامعه را از گرداب گناه بیرون می برد.

البته باید توجه داشت که جواز تعدد زوجات با اینکه در بعضی از موارد یک ضرورت اجتماعی است و از احکام مسلم اسلام محسوب می شود اما تحصیل شرائط آن در امروز با گذشته تفاوت بسیار پیدا کرده است.

زیرا زندگی در سابق یک شکل ساده و بسیط داشت و لذا رعایت کامل مساوات بین زنان آسان بود و از عهده غالب افراد برمی آمد ولی در عصر و زمان ما باید کسانی که می خواهند از این قانون استفاده کنند مراقب عدالت همه جانبه باشند و اگر قدرت بر این کار دارند چنین اقدامی بنمایند. اساسا اقدام به این کار نباید از روی هوی و هوس باشد.

جالب توجه اینکه همان کسانی که با تعدد همسر مخالفند (مانند غربیها) در طول تاریخ خود، به حوادثی برخورده اند که نیازشان را به این مساءله کاملا آشکار ساخته است،

مثلا بعد از جنگ جهانی دوم احتیاج و نیاز شدیدی در ممالک جنگ زده، و مخصوصا کشور آلمان، به این موضوع احساس شد و جمعی از متفکران آنها را وادار ساخت که برای چاره جوئی و حل مشکل در مساءله ممنوعیت تعدد همسر، تجدید نظر کنند، و حتی برنامه تعدد زوجات اسلام را از دانشگاه (الازهر) خواستند و تحت مطالعه قرار دادند، ولی در برابر حملات سخت کلیسا مجبور به متوقف ساختن این برنامه شدند، و نتیجه آن همان فحشاء وحشتناک و بیبند و باری جنسی وسیعی بود که سراسر کشورهای جنگ زده را فرا گرفت.

از همه اینها گذشته تمایل پاره ای از مردان را به تعدد همسر نمی توان انکار کرد، این تمایل اگر جنبه هوس داشته باشد قابل ملاحظه نیست اما گاه می شود که بر اثر عقیم بودن زن، و علاقه شدید مرد به داشتن فرزند، این تمایل را منطقی می کند، و یا گاهی بر اثر تمایلات شدید جنسی و عدم توانائی همسر اول برای انجام این خواسته غریزی، مرد، خود را ناچار به ازدواج دوم می بیند، حتی اگر از طریق مشروع انجام نشود از طرق نامشروع، اقدام می کند در اینگونه موارد نیز نمی توان منطقی بودن خواسته مرد را انکار کرد، و لذا حتی در کشورهائی که تعدد همسر قانونا ممنوع است، عملا در بسیاری از موارد ارتباط با زنان متعدد رواج کامل دارد، و یک مرد در آن واحد با زنان متعددی ارتباط نامشروع دارد.

مورخ مشهور فرانسوی گوستاولوبون قانون تعدد زوجات اسلام را که به صورت محدود و مشروط است یکی از مزایای این آئین می شمارد و بهنگام مقایسه آن را روابط آزاد و نامشروع مردان، با چند زن، در اروپا چنین می نویسد:

«در غرب هم با وجود اینکه آب و هوا و وضع طبیعت هیچکدام ایجاب چنین رسمی (تعدد زوجات) نمی کند با این حال وحدت همسر چیزی است که ما آن را فقط در کتابهای قانون می بینیم و الا گمان نمی کنم که بشود انکار کرد که در معاشرت واقعی ما اثری از این رسم نیست! راستی من متحیرم و نمی دانم که تعدد زوجات مشروع و محدود شرق، از تعدد زوجات سالوسانه غرب چه چیز کم دارد؟ بلکه من می گویم که اولی از هر حیث از دومی بهتر و شایسته تر است »

تاریخ تمدن اسلام و عرب ترجمه فخر گیلانی صفحه 509

البته نمی توان انکار کرد که بعضی از مسلمان نماها بدون رعایت روح اسلامی این قانون، از آن سوء استفاده کرده و برای خود حرم سراهای ننگینی بر پا نموده و به حقوق زنان و همسران خود تجاوز کرده اند، ولی این عیب از قانون نیست و اعمال آنها را نباید به حساب دستورهای اسلام گذاشت، کدام قانون خوبی است که افراد سودجو از آن، بهره برداری نامشروع نکرده اند؟


نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه