تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب ابر قرآن

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.
نظرات() 

جمعه 8 بهمن 1395

روایات در مورد همراهان و حاملان قرآن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احادیث، 

1. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : اشراف امتی حملة القرآن و اصحاب اللیل.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: بزرگواران امت من حاملان قرآن و شب زنده داران هستند.

«بحار الأنوار، ج 92، ص 177»

2. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : حملة القرآن المخصوصون برحمة الله الملبسون نور الله المعلمون کلام الله المقربون من الله من والاهم فقد والی الله و من عاداهم فقد عادی الله.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: حاملان قرآن مخصوصند به رحمت و بخشش خدا و پوشیده به نور خدا، معلم کلام خدا و مقربان نزد خداوند هستند، هر کس آنها را دوست دارد، خدا را دوست داشته و هر که با آنها دشمن باشد با خدا دشمن است.

«بحار الأنوار، ج 92، ص 181»

3. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : اِن اکرم العباد الی الله بعد الانبیاء العلماء ثم حملة القرآن یخرجون من الدنیا کما یخرج الانبیاء و یحشرون من قبورهم مع الانبیاء ... .

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: همانا گرامی ترین مردم در نزد پروردگار بعد از پیامبران، علماء و سپس حاملان قرآن هستند، آنها خارج می شوند از دنیا همان گونه که انبیاء خارج می شوند و برانگیخته می شوند از قبور همراه انبیاء و می گذرند از صراط با انبیاء و می گیرند ثواب و پاداش انبیاء را پس چه خوب پاداشی است برای طالب علم و حامل قرآن.

«مستدرک الوسائل، ج 4، ص 244»

4. قال الامام علی - علیه السّلام - : حملة القرآن فی الدنیا عرفاء اهل الجنة یوم القیامة.

امام علی - علیه السّلام - فرمود: حاملان (همراهان) قرآن در دنیا، عرفاء بهشت هستند در روز قیامت.

«وسائل الشیعه، ج 6، ص 169»

5. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : ان اهل القرآن فی اعلی درجه من الآدمیین ما خلا النبیین و المرسلین فلا تستضعفوا اهل القرآن حقوقهم فان لهم من الله العزیز الجبار لمکانا علیاً.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: اهل قرآن سوای پیامبران و مرسلین در بالاترین درجه از آدمیان هستند، پس حقوق اهل قرآن را اندک و کم مشمارید، زیرا برای ایشان نزد خدای بزرگ مقام بلندی است.

«وسائل الشیعه، ج 6، ص 174»

6. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : یا معاشر قرّاء القرآن اتقوالله عز و جل فیما حمّلکم به من کتابه فَانّی مسئوول و انکم مسئولون انی مسؤول عن تبلیغ الرسالة و امّا انتم فتُسألون عمّا حمّلتم من کتاب الله و سنّتی.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: ای گروه قرآن خوانان تقوای الهی پیشه کنید در آن چه از کتاب خود به شما داده است، زیرا که من مسئولم و شما هم مسئول هستید، من مسئولم نسبت به رساندن و تبلیغ رسالت و شما مسئول هستید نسبت به آن چه از قرآن و سنت من در بردارید.

«الکافی، ج 2، ص 443»

7. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : اهل القرآن هم اهل الله و خاصة.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: اهل قرآن، اهل خدا و جزء خواص هستند.

«مجمع البیان، ج 1، ص 15»

8. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : یوضع یوم القیامة منابر من نور و عند کل منبر نجیب من نُجُب الجنة ثم ینادی منادٍ من قِبَل رب العزه: أین حملة کتاب الله اجلسوا علی هذه المنابر فلا خوف علیکم ... .

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: برپا می شود در روز قیامت منبرهایی از نور که نزد هر منبر، شتری از شتران برگزیده بهشتی است، پس ندا می دهد منادی از طرف خداوند: کجایند، حاملین کتاب خدا، بنشینید بر این منبرها، پس ترسی بر شما نیست و شما محزون نباشید تا خدا از حساب خلایق فارغ شود، پس سوار می شوید بر این شترها و می روید به سوی بهشت.

«مستدرک الوسائل، ج 1، ص 290»

9. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : یا اباذر من اجلال الله اکرام ذی الشیبة المسلم و اکرام حملة القرآن العاملین به و اکرام السلطان المقسط.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: ای اباذر از بزرگواری خدا اکرام فرمانده سپاه مسلمان، اکرام حامل قرآن که عامل به آن باشد و اکرام سلطان عادل است.

«مستدرک الوسایل، ج 1، ص 290»

10. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : حامل القرآن حامل رایة الاسلام و من اکرمه فقد اکرم الله و من اهانه علیه لعنة الله.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: حامل قرآن پرچمدار اسلام است، کسی که او را گرامی بدارد، خدا را گرامی داشته و کسی که به او اهانت کند لعنت خدا بر او باد.

«کنز العمال، ج 1، ص 515»

نظرات() 

پاسخ:

خداوند در آیات 5 تا9 سوره نجم می فرماید:

«آن کس که قدرت عظیمی دارد او را تعلیم داده است .همان کسی که قدرت فوق العاده و سلطه بر همه چیز دارد .در حالی که ( پیامبر )در افق اعلی قرار داشت.سپس نزدیکتر و نزدیکتر شد .تا آنکه فاصله او به اندازه دو کمان یا کمتر بود»

در رابطه با تفسیر آیات دو نظریه مطرح است که نظریه صحیح را مطابق بیان تفسیر نمونه بیان می کنیم؛

«در روایات متعددی که از منابع اهل بیت نقل شده آمده است که منظور از این آیات شهود باطنی خاصی نسبت به ذات پاک خدا است که برای پیامبر روی داد و در معراج بار دیگر تکرار شد و رسول الله فوق العاده تحت تاثیر جذبه معنوی این دیدار قرار گرفت .

مرحوم شیخ طوسی در امالی از پیامبر اسلام نقل می کند که فرمود:

«هنگامی که به آسمان معراج کردم آنچنان به ساحت قدس پروردگارم نزدیک شدم که میان من و او فاصله قوسین یا کمتر بود»

امالی ص352

مرحوم صدوق در علل الشرایع همین مضمون را از هشام بن حکم از امام موسی بن جعفر نقل کرده است که در ضمن یک حدیث طولانی می فرماید :

«هنگامی که پیامبر به معراج برده شد و فاصله او از ساحت قدس پروردگارش به اندازه قوسین یا کمتر بود حجابی از حجابها از برابر دیدگان او برداشته شد»

علل الشرایع ج2 ص302

ممکن است گفته شود که این تفسیر بوی تجسم خداوند و وجود مکان برای او می دهد ، در حالی که مسلم است او نه مکانی دارد و نه جسمی ؛

چنان که می فرماید:

«چشمها او را نمی بیند و او همه چشمها را می بیند»

انعام 103

«به هر سو نگاه کنید خداوند آنجا است »

بقره - 115

«هر کجا باشید او با شماست »

حدید 4

باید توجه کرد که مراد آیه یک نوع شهود و قرب خاص معنوی می باشد که به هیچ عنوان جسمانیت و مکان داشتن خداوند از آن فهمیده نمی شود.

توضیح اینکه :

بدون شک رؤیت حسی در مورد خداوند نه در دنیا و نه در آخرت امکان پذیر نیست ، چرا که لازمه آن جسمانیت و مادی بودن است .همچنین لازمه آن تغییر و تحول و فسادپذیر بودن ، و نیاز به زمان و مکان داشتن است ، و ذات واجب الوجود از همه این امور مبرا است .

ولی خدا را از طریق دید دل و عقل می توان مشاهده کرد ، و این همان است که امیرمؤمنان علی علیه السلام فرمود:

«چشمها با مشاهده حسی هرگز او را ندیده ، ولی دلها با حقیقت ایمان او را دریافته است »

نهج البلاغه خطبه 179

اما باید توجه داشت که دید باطنی بر دو گونه است :

یکی دید عقلانی است که از طریق استدلال حاصل می شود ، و دیگری مقام شهود قلبی است که درکی مافوق درک عقل و دیدی ماوراء دید آن است .

این مقامی است که آنرا مقام استدلال نباید نام گذاشت ، بلکه مقام مشاهده است ، اما مشاهده ای با دل ، و از طریق درون ، این مقامی است که برای اولیاءالله با تفاوت مراتب و سلسله درجات رخ می دهد ، زیرا شهود باطنی نیز مراتب و درجات بسیاری دارد البته درک حقیقت آن برای کسانی که به آن نرسیده اند مشکل است .

از آیات فوق می توان اینچنین استفاده کرد که پیامبر اسلام در عین اینکه دارای مقام شهود بود ، در طول عمر مبارکش دو مرتبه چنان اوج گرفت که به مقام شهود کامل نائل گردید .

یکی احتمالا در آغاز بعثت بود و دیگری به هنگام معراج ، آنچنان به خدا نزدیک شد و بر بساط قرب او گام گذاشت که بسیاری از فاصله ها و حجابها برچیده شد ، مقامی که حتی جبرئیل امین ، یعنی مقرب ترین فرشته الهی ، از وصول به آن عاجز بود .

روشن است تعبیراتی مانند «فکان قاب قوسین او ادنی »«به اندازه فاصله دو کمان بلکه کمتر به خدا نزدیک شد»همه به صورت کنایه و بیان شدت قرب است ، و گرنه او با بندگانش فاصله مکانی ندارد ، و نیز منظور از رؤیت در این آیات رؤیت با چشم نیست بلکه همان شهود باطنی است .

از پیامبر گرامی سوال شد که آیا پرودگارت را هرگز دیده ای ؟

فرمود:« من او را با چشم دل دیده ام»

بحار الانوار 18 ص287

با توجه به این نکات روشن می شود که آیات به هیچ عنوان دلالتی به جسمانیت و قرب مکانی نسبت به خداوند ندارد بلکه مراد تنها نوعی شهود باطنی و قرب معنوی پیامبر گرامی نسبت به خداوند است

تفسیر نمونه ج22 ص493

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 15 آبان 1395

دلیل قرآنی برای راهپیمایی 22 بهمن و 13 آبان و ...

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

خداوند در آیه 5 ابراهیم می فرماید:

"ذکر هم بایام الله"

«ایام الله را به آنان متذکر شو و یاد آوریشان کن»

درباره ایام الله گفته شده است که مراد تمام روزهایی است که دارای عظمتی در تاریخ زندگی بشر بوده است.

هر روز که یکی از فرمانهای خدا در آن چنان درخشیده که بقیه امور را تحت الشعاع قرار داده از ایام الله است

هر روز که حق وعدالتی بر پا شده وظلم وبدعتی خاموش گشته همه آنها از ایام الله است

در تاریخ معاصر نیز پیروزی شکوهمند ملت ایران وجریان 13 آبان و تسخیر لانه جاسوسی مصداق ایام الله است وباید در هر سال خاطره آن را زنده کرد وهمواره از این روزهای بزرگ درس والهام گرفت

تفسیر نمونه،ج10 ص274

و همچنین خداوند می فرماید:

«لا یطوون موطئا یغیظ الکفار... الا کتب لهم به عمل صالح»

توبه 120

«هیچ حرکت دسته جمعی که کفار را عصبانی کند صورت نمیگیرد...مگر آن که برای آن پاداش عمل صالح نوشته میشود»

روشن است که شرکت در راهپیمایی پر شور 22 بهمن و13 آبان سبب خشم وغضب بیشتر کفار ودشمنان اسلام میشود .

از سوی دیگر یکی از مسائل مهمی که قرآن و روایات بر آن تکیه کرده اند مساله وجوب بیزاری و دشمنی کردن با ظالمین و زور گویان است.

این مساله به قدری مهم است که خداوند در ایه 113 هود می فرماید:

« تکیه بر ظالمان نکنید که آتش شما را فرو گیرد»

حضرت امیر فرمود:

«همواره دشمن ظالمان و یاور مظلومان باشید»

نهج البلاغه نامه 47

در روایت دیگر امده است که حضرت عیسی چنین وصیت می نمود:

« سبب تقویت ظالم در ظلمش نشوید که عزت شما از بین می رود»

معانی الاخبار ص196

پیامبر گرامی فرمود:

« زمانی که روز قیامت شود منادی ندا می دهد کجایند ظالمان و مدد کارانشان ( کسانی که کوچکترین کاری در جهت تقویت ظالمان انجام داده اند حاضر میشوند)»

ثواب الاعمال،ص260

امام صادق فرمود:

« هر کس ظالمی را در ظلم به مظلوم تقویت کند پیوسته مورد غضب خداوند قرار دارد»

وسائل الشیعه ج16 ص57

وفرمود:

« کسی که ظلم می کند و کسی که او را تقویت می کند و کسی که راضی به ظلم انها است هر سه شریک در ظلمند»

الکافی ج2 ص333

بی شک شرکت در راهپیمایی هایی که در جهت دشمنی با ظالمین بنا نهاده شده است از مصادیق روشن عمل کردن به این روایات می باشد که اگر نباشد ظالمین در ظلمشان تقویت خواهند شد.

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 15 آبان 1395

توهین به زنان در قرآن!!!

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

پرسش

این که قرآن در سوره یوسف می گوید که زنان مکار هستند و کید و مکر و حیله آنها بزرگ است توهین به آنها نیست؟

پاسخ:

قرآن نقل می کند که پس از آنکه عزیز مصر متوجه حیله زلیخا شد که چگونه می خواست با تهمت به یوسف او را بدنام سازد خطاب به او گفت:

«مکر و حیله شما زنان عظیم است»

یوسف28

و چون قرآن این سخن عزیز مصر را رد نمی کند می توان این جمله را منتسب به خداوند دانست اما باید توجه کرد:

1- ما در بسیارى از آیات قرآن حتى مذمتی از نوع بشر مى بینیم:

«به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده هنگامى که بدى به او رسد، بى تابى مى کند و هنگامى که خوبى به او رسد بخل میورزد و مانع دیگران مى شود.»

معارج 19-20

و در جاى دیگر مى خوانیم: « انسان به یقین بسیار ظالم و جاهل بود»

احزاب72

و در جاى دیگر او را، «کفور مبین» (کفران کننده آشکار) نامیده است

زخرف 15

و در جاى دیگر از انسان به عنوان موجودى که هرگاه به نعمت مى رسد طغیان مى کند، یاد شده است.

علق 6-7

بى شک، انسان در طبیعتش نه «کفور مبین» است نه «ظلوم و جهول» و نه طغیانگر بلکه ظاهر این است که این بحثها درباره انسانهایى است که تحت تربیت رهبران الهى قرار نگرفته اند و به صورت گیاهان خودرو، در آمده اند. نه راهنمایى و نه بیدارگرى دارند و در میان هوس ها غوطه ورند.

به همین دلیل در قرآن از مقام انسانِ با تقوا و مطیع فرمان الهى که تحت تربیت رهبران الهی قرار گرفته است مدح و تمجید فراوان شده و اصولا بنى آدم به عنوان گل سرسبد جهان آفرینش معرّفى گردیده است

اسرا 70

در مورد جنس زن نیز مطلب همین گونه است، در میان زنان افراد شایسته اى داریم که حتّى در میان مردان مانند آنها کم است و به عکس، زنان بسیار منحرفى داریم که سرچشمه بسیارى از نابسامانى هاى جامعه بشرى هستند.

زنان برجسته در اسلام فراوان بوده اند که پیامبر و امامان برای آنها احترام قائل بوده اند نظیر حضرت خدیجه،حضرت فاطمه،ام سلمه ،و ...

افزون بر این قرآن نیز بسیاری از زنان را مدح کرده است چنان که فرمود:

« هر کس کار شایسته ای انجام دهد خواه مرد باشد یا زن در حالی که مومن است او را حیات پاکیزه ای می بخشیم »

نحل 97

ونیز از برخی از زنان به عنوان الگو و اسوه نام می برد

تحریم 11 و12

امام صادق نیز می فرماید:

« یک زن صالحه از هزار مرد غیر صالح برتر است»

وسائل الشیعه ج20 ص172

وصراحتا در قرآن تقوا معیار برتری دانسته شده است نه زن یا مرد بودن

حجرات13

2-حال با توجه به نکات ذکر شده می گوییم:

در آیه مورد استناد اشاره به مکر زنان شده است اما نه تمام زنان بلکه مراد زنانی همچون همسر عزیز مصر هستند که بی بند و بار و هوس باز می باشند.

در تاریخ و همچنین در داستان هایی که سایه ای از تاریخ است مطالب زیادی در این زمینه نقل شده است که مطالعه مجموع آن نشان می دهد که زنان هوسران برای رسیدن به مقصود خود نقشه هایی می کشند که در نوع خود بی نظیر است.

در داستان همسر عزیز مصر می بینیم که او چگونه بعد از شکست در عشق دروغینش و قرار گرفتن در آستانه رسوایی با مهارت خاصی برائت خود و آلودگی یوسف را مطرح کرد او حتی نگفت که یوسف قصد سوئ ظن به من داشته بلکه آن را به عنوان امر مسلم فرض کرد و تنها سوال از مجازات چنین کسی نمود.

آری چنین زنان هوسرانی هستند که متصف به حیله گری می شوند و مکر انان بزرگ قلمداد میشود.

تفسیر نمونه ج9 ص389

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 9 آبان 1395

اهمیت معلم و کتاب در کلاس درس

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: معارف، سبک زندگی، 

در کلاس درس دو چیز را می بینید:

یکی معلم و دیگری کتاب

در مدرسه ای اگر کتاب توزیع شود ولی معلم نباشد، حتما ناراحت می شوید، چون از کتاب بی معلم، کسی چیزی نمی فهمد.

از آن طرف اگر معلم باشد و کتاب نباشد، معلم ها نمی توانند یکنواخت درس بدهند، این معلم برای خودش یک چیز می گوید و معلم دیگر، چیز دیگری!!!

پس برای یک کلاس هم معلم لازم است هم کتاب.

قرآن کتاب درسی مسلمانان و اهل بیت علیهم السلام معلم این کتاب هستند.

ظهور امام زمان علیه السلام یعنی این معلم دوباره سر کلاس بیاید و این کتاب درسی بشریت بی معلم نماند....

نظرات() 

جمعه 2 مهر 1395

ملاقات با خدا که در قرآن آمده یعنی چه؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، 

سوال

اگه خدا جسم نیست و دیده نمیشه پس چرا در ایات متعددی از قرآن تعبیر به « لقائ الله» و ملاقات با خدا شده مثل آیه 110 کهف، کسی که می خواد با خدا ملاقات کنه عمل صالح انجام بده»

پاسخ:

تعبیر به لقاء الله در قرآن مجید کرارا آمده است، و همه به معنی حضور در صحنه قیامت می باشد.

بدیهی است منظور از لقاء و ملاقات خداوند ملاقات حسی، مانند ملاقات افراد بشر با یکدیگر نیست، چه اینکه خداوند نه جسم است و نه رنگ و مکان دارد که با چشم ظاهر دیده شود.

بلکه منظور یا مشاهده آثار قدرت او در صحنه قیامت و پاداشها و کیفرها و نعمتها و عذابهای او است، چنانکه گروهی از مفسران گفته اند.

یا به معنی یک نوع شهود باطنی و قلبی است، زیرا انسان گاه به جائی می رسد که گوئی خدا را با چشم دل در برابر خود مشاهده می کند، به طوری که هیچگونه شک و تردیدی برای او باقی نمی ماند.

این حالت ممکن است بر اثر پاکی و تقوا و عبادت و تهذیب نفس در این دنیا برای گروهی پیدا شود، چنانکه در نهج البلاغه می خوانیم :

«یکی از دوستان دانشمند علی علیه السلام به نام ذعلب یمانی از امام پرسید :آیا خدای خود را دیده ای ؟

امام فرمود « آیا خدائی را که نبینم پرستش کنم »

و هنگامی که او توضیح بیشتر خواست امام اضافه کرد: «چشمهای ظاهر هرگز او را مشاهده نکنند، بلکه قلبها بوسیله نور ایمان او را درک می نمایند»

نهج البلاغه خطبه 179.

ولی این حالت شهود باطنی در قیامت برای همگان پیدا می شود، چرا که آثار عظمت و قدرت خدا در آنجا آنچنان آشکار است که هر کوردلی هم ایمان قطعی پیدا می کند.

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

جمعه 2 مهر 1395

حروف مقطعه چیست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، 

سوال

خواستم ببینم تفسیر حروف مقطعه در قرآن چیه چرا که این حروف یک سری جملات گنگ و نامفهوم است که سبب اشکال برخی از ملحدان شده به قرآن مثل الم،الر،و مانند اینا

پاسخ:

این حروف اشاره به این است که این کتاب آسمانی با آن عظمت و اهمیتی که تمام سخنوران عرب و غیر عرب را متحیر ساخته و دانشمندان را از معارضه با آن عاجز نموده است، از نمونه همین حروفی است که در اختیار همگان قرار دارد در عین اینکه قرآن از همان حروف الف باء و کلمات معمولی ترکیب یافته، به قدری کلمات آن موزون است و معانی بزرگی در بر دارد، که در اعماق دل و جان انسان نفوذ می کند، روح را مملو از اعجاب و تحسین می سازد، و افکار و عقول را در برابر خود وادار به تعظیم می نماید، جمله بندیهای مرتب و کلمات آن در بلندترین پایه قرار گرفته و معانی بلند را در قالب زیباترین الفاظ می ریزدکه همانند و نظیر ندارد.

فصاحت و بلاغت قرآن بر کسی پوشیده نیست، این گفته صرف ادعا نمی باشد زیرا آفریدگار جهان همان کسی که این کتاب را بر پیامبر نازل کرده همه انسانها را دعوت به مقابله به مثل نموده است و از آنها خواسته که همانند آن، یا لااقل یک سوره مثل آنرا بیاورند، او دعوت نموده است که عموم جهانیان (جن و انس ) با همکاری و هم فکری اگر می توانند مانند آنرا بیاورند اما همه عاجز و ناتوان ماندند، و این نشان می دهد که مولود فکر آدمی نیست .

درست همانطور که خداوند بزرگ از خاک، موجوداتی همچون انسان با آن ساختمان شگفت انگیز، و انواع پرندهگان زیبا، و جانداران متنوع، و گیاهان و گلهای رنگارنگ، می آفریند و ما از آن کاسه و کوزه و مانند آن می سازیم، همچنین خداوند از حروف الفبا و کلمات معمولی، مطالب و معانی بلند را در قالب الفاظ زیبا و کلمات موزون ریخته و اسلوب خاصی در آن بکار برده که همه انگشت حیرت به دندان گرفته اند، آری همین حروف در اختیار انسانها نیز هست ولی توانائی ندارند که ترکیبها و جملهبندیهائی بسان قرآن ابداع کنند.

جالب توجه اینکه :

عصر جاهلیت یک عصر طلائی از نظر ادبیات بود همان اعراب بادیه نشین، همان پا برهنه ها و نیمه وحشیها با تمام محرومیتهای اقتصادی و اجتماعی دلهائی سرشار از ذوق ادبی و سخن سنجی داشتند، به طوری که امروز، اشعاری که یادگار آن دوران طلائی است، از اصیلترین و پرمایه ترین اشعار عرب محسوب می شود، و ذخائر گرانبهائی برای علاقمندان ادبیات عربی اصیل است، این خود بهترین دلیل برای نبوغ ادبی و ذوق سخن پروری اعراب در آن دوران می باشد.

عربها در زمان جاهلیت یک بازار بزرگ سال به نام (بازار عکاظ) داشتند که در عین حال یک مجمع مهم ادبی و کنگره سیاسی و قضائی نیز محسوب می باشد.

در این بازار علاوه بر فعالیتهای اقتصادی عالیترین نمونه های نظم و نثر عربی از طرف شعراء و سخنسرایان توانا، در این کنگره بزرگ عرضه می گردید، و بهترین آنها به عنوان (شعر سال ) انتخاب می شد که هفت قطعه (یا ده قطعه ) آن به نام (سبعه ) یا (عشره معلقه ) معروف است، و البته موفقیت در این مسابقه بزرگ ادبی افتخار بزرگی برای سراینده آن شعر و قبیله اش بود.

در چنان عصری قرآن آنها را دعوت به مقابله به مثل کرد و همه از آوردن مانند آن اظهار عجز کردند، و در برابر آن زانو زدند .

گواه زنده این تفسیر برای حروف مقطعه حدیثی است که از علی بن الحسین علیهماالسلام امام سجاد رسیده است آنجا که می فرماید:

«قریش و یهود به قرآن نسبت ناروا دادند گفتند: قرآن سحر است، آن را خودش ساخته و به خدا نسبت داده است، خداوند به آنها اعلام فرمود:(الم ذلک الکتاب ) یعنی ای محمد کتابی که بر تو فرو فرستادیم از همین حروف مقطعة (الف لام م ) و مانند آن است که همان حروف الفبای شما است .»

تفسیر برهان جلد 1صفحه 54.

شاهد دیگر: حدیثی است که از امام علی ابن موسی الرضا رسیده است آنجا که می فرماید:

«خداوند بزرگ قرآن را نازل فرمود با همین حروفی که جمیع عرب با آن تکلم می کنند، سپس فرمود: بگو اگر انس و جن با هم همکاری کنند که مثل قرآن را بیاورند توانائی بر آن را ندارند ....»

توحید صدوق ص 162

نکته دیگری که این نظریه را درباره معنی حروف مقطعه قرآن تائید می کند این است که در 24 مورد از آغاز سوره هائی که با این حروف شروع شده است، بلافاصله سخن از قرآن و عظمت آن به میان امده است

این خود نشان می دهد که ارتباطی میان این دو، (حروف مقطعه و عظمت قرآن ) موجود است .

مانند(هود: 1 2)، (نمل 1 و 2 )، (لقمان 1 و 2).،(اعراف 1 و 2).

در تمام این موارد و موارد بسیار دیگر از آغاز سوره های قرآن پس از ذکر حروف مقطعه سخن از قرآن به آمده، و از عظمت آن بحث شده است .

تفسیر نمونه ج1 ص61

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

جمعه 2 مهر 1395

آیا قرآن برای همگان باعث هدایت است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

ببخشید سوالی کسی ازم پرسید نتونستم جواب بدم .گفت مگه شما نمی گید قرآن برای همگان باعث هدایت است پس چرا خدا تو سوره 2 بقره میگن قرآن فقط واسه پرهیزکاران و با تقواها مایه هدایته یعنی بقیه افراد که احیانا اهل گناهان و بی ایمان هستند قران نمیتونه هدایتشون کنه این نقص بر قرآن نیست؟

پاسخ:

علت این مساله این است که تا مرحله ای از تقوا در وجود انسان نباشد «مرحله تسلیم در مقابل حق و پذیریش آنچه هماهنگ با عقل و فطرت است » محال است انسان از هدایت کتابهای آسمانی و دعوت انبیاء بهره بگیرد.

به تعبیر دیگر:

افراد فاقد ایمان دو گروهند:

گروهی هستند که در جستجوی حقند و این مقدار از تقوا در دل آنها وجود دارد که هر جا حق را ببینند پذیرا می شوند.

گروه دیگری افراد لجوج و متعصب و هواپرستی هستند که نه تنها در جستجوی حق نیستند بلکه هر جا آن را بیابند برای خاموش کردنش تلاش می کنند.

مسلما قرآن و هر کتاب آسمانی دیگر تنها به حال گروه اول مفید بوده و هست و گروه دوم از هدایت آن بهره ای نخواهند گرفت .

و باز به تعبیر دیگر:

علاوه بر «فاعلیت فاعل »؛«قابلیت قابل »نیز شرط است، هم در هدایت تکوینی و هم در هدایت تشریعی .

زمین شوره زار هرگز سنبل بر نیارد، اگر چه هزاران مرتبه باران بر آن ببارد بلکه باید زمین آماده باشد تا از قطرات زنده کننده باران بهره گیرد.

سرزمین وجود انسانی نیز تا از لجاجت و عناد و تعصب پاک نشود، بذر هدایت را نمی پذیرد، و لذا خداوند می فرماید:«قرآن هادی و راهنمای متقیان است»

تفسیر نمونه ج1 ص68

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 14 شهریور 1395

نظر علما و بزرگان شیعه در مورد تحریف قرآن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، 

نظر علما و بزرگان شیعه در مورد قرآن چی بوده؟ ایا اونا عقیده به تحریف قرآن داشته اند؟

پاسخ:

در کتاب سیمای عقائد شیعه چنین امده است:

«کاوش در سخنان علماى بزرگ شیعه که همواره در نسل ها سرمشق و الگو بوده اند، نشان مى دهد که آنان از عقیده به تحریف تبرّى مى جستند و اندیشه تحریف را به «خبر واحد» نسبت مى دادند. نقل سخنان همه آنان در طول قرون، امکان ندارد. به برخى از آنها اشاره مى کنیم:

1-فضل بن شاذان نیشابورى در ضمن نقد مذهب اهل سنت مى گوید: «عمر بن خطاب گفت: مى ترسم گفته شود عمر در قرآن مفزوده و این آیه را در آن گنجانده است، ما در زمان پیامبر خدا آیه را چنین مى خواندیم:

پیرزن و پیرمرد زناکار را به خاطر شهوت رانى که کرده اند سنگسار کنید، این کیفرى از سوى خداى مقتدر حکیم است.»

الایضاح ص217

اگر شیعه عقیده به تحریف داشت، او بر اهل سنت نمى تاخت که به تحریف معتقدند، چون هر دو در این عقیده مشترک بودند.

2-مرحوم صدوق مى گوید:

«اعتقاد ما این است که قرآن کتاب خداو وحى اوست که نازل شده و خداوند در قرآن فرموده است:« از هیچ سوى باطل سراغ قرآن نمى آید، نازل شده اى از سوى خداى حکیم حمید است قرآن قصّه گویى حق است و حقى است جدا کننده حق و باطل و شوخى و بیهوده نیست و خداى متعال، پدید آورنده، نازل کننده، پروردگار، و حافظ آن و گویاى به آن است.»

الاعتقادات ،ص93

3-شیخ مفید مى گوید:

«بعضى از شیعیان گفته اند که از قرآن هیچ کلمه یا

ایه یا سوره اى کم نشده، لیکن آن چه در مصحف على به عنوان تأویل و تفسیر معانى آیات طبق حقیقت نزول آنها بوده، حذف شده است، آنها هر چند از کلام الله که قرآنو معجزه الهى است نبوده، لیکن حقایقى ثابت و نازل شده بود و گاهى به تأویل قرآن هم قرآن گفته مى شود. به نظر من این سخن شبیه تر به حق است از حرف کسى که مدّعى کاهش کلماتى از خود قرآن است نه تأویل آ ن. و به این نظر تمایل دارم.»

اوائل المقالات ص53

نیز در جوابِ «مسایل سرویّه» در پاسخ کسانى که براى تحریف، استناد به روایاتى کرده اند که برخى کلمات را به گونه دیگر نقل کرده است، مثلاً به جاى «کُنتم خیر امّه» «خیر ائمّه» نقل کرده و به جاى «جَعَلْناکُمْ اُمَّه وسطاً» «ائمّهً وَسطاً» نقل کرده، مى گوید:

« این ها خبرواحد است و صحّت آنها ثابت نیست، از این رو در باره آنها توقف مى کنیم و از آن چه در قرآن موجود است دست نمى کشیم.»

مجوعه الرسائل ص366

4- سید مرتضى گوید:

«اضافه بر کسانى که در دلیل اول از آنان نقل کردیم، گروهى از صحابه همچون عبدالله بن مسعود، اُبىّ بن کعب و دیگران بارها قرآن را بر پیامبر خوانده و ختم کرده اند. این ها با کمترین تامل دلالت دارد که قرآن در آن زمان، مجموعه اى مرتب و مدوّن بود، نه پنهان و پراکنده.»

مجمع البیان ج1 ص10

5- شیخ طوسى گوید: «سخن در زیاده و نقصان در قرآن، در خور این کتاب نیست. چرا که زیاد شدن در قرآن، بطلانش اجماعى است. کاسته شدن از قرآن نیز بر خلاف ظاهر مذهب مسلمانان است و این به مذهب صحیح ما شایسته تر است. سید مرتضى هم همین را تایید کرده و ظاهر روایات هم همین است، وى سپس روایت هاى مخالف را «خبر واحد» شمرده است.»

تبیان ج1 ص3

6- مرحوم طبرسى مى نویسد:

« افزایش چیزى بر قرآن، به اجماع علما باطل است و اما کاسته شدن از آن، بعضى از اصحاب ما و گروهى از حشویّه از اهل سنت گفته اند که در قرآن تغییر یا نقصانى پیش آمده است، لیکن عقیده صحیح در مذهب ما بر خلاف آن است.»

مجمع البیان ج1 ص10

7-سید بن طاووس حلّى گفته است:

«عقیده شیعه، عدم تحریف است.»

سعد السعود ص144

8-علامه حلّى در جواب سید مهنّا گفته است:

«حق آن است که تغییر و تاخیر و تقدیم و افزایش و کاهش در قرآن نیست و پناه بر خدااز این عقیده و امثال آن، که موجب راهیابى شک به معجزه جاویدان پیامبر خداست، معجزهاى که به صورت تواتر نقل شده است.»

اجوبه المسائل ص121

9- محقق اردبیلى در مساله لزوم به دست آوردن علم به این که آن چه مى خواند، قرآن است، گفته است:

«باید این علم را از راه تواترکه علم آور باشد به دست آورد و تنها به شنیدن حتى از یک عادل اکتفا نکرد... و چون تواترقرآن ثابت شده است، پس ایمن از اختلال است... علاوه بر این که در نوشته ها ضبط شده و حرف به حرف و حرکت به حرکت آن شمارش شده است. همچنین راه نگارش و راه هاى دیگر، گمانِ غالب بلکه یقین مى آورد که چیزى بر آن افزوده یا از آن کاسته نشده است.»

مجمع الفائده ج2 ص218

10-قاضى نور الله شوشترى گوید:

«وقوع تحریف در قرآن که به شیعه نسبت داده شده است، چیزى نیست که عقیده عموم شیعه امامیه باشد، گروهى اندک از آنان چنین سخنى گفته اند که در میان شیعه هم جایگاه معتبرى ندارند.»

آلائ الرحمان،ج1 ص25

اگر سخنان علما را در این زمینه به نحو کامل بیاوریم به درازا خواهد کشید .تا این جا حق به روشنترین صورت اشکار شد .

برگرفته از کتاب سیمای عقائد شیعه،علامه

سبحانی،ص167

آیت الله میلانی در کتابش سخنان حدود 50 تن از بزرگان شیعه را در عدم تحریف قرآن ذکر می کند که می توانید جهت اگاهی رجوع فرمایید

التحقیق فی نفی التحریف ،فصل اول،ص13 به بعد « کلمات اعلام الشیعه فی نفی التحریف»

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

جمعه 22 مرداد 1395

آیا قرآن وجودی مستقل دارد؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

آیا قرآن فقط کلام خداست که به صورت الفاظ در یک کتاب جمع شده یا وجودی مستقل دارد و صاحب شعور است که میتواند در قیامت از انسان شکایت کند؟

پاسخ:

امور این عالم دارای حقیقت و صورتی متناسب با عالم آخرت می باشند . اعمال و گفتارو نیات ما و اموری مانند آسمان و زمین و مسجد و عبادتگاه و نماز و روزه و حج و از جمله قرآن دارای صورت و تمثل در آخرت هستند که برخی موارد مذکور در روایات اشاره می کنیم:

امام باقر فرمود :

« قرآن بیاموزید زیرا قرآن در روز قیامت در زیباترین صورت ظاهر می شود ........پس خداوند می فرماید : بدون تردید امروز به خاطر تو بهترین پاداش و سخت ترین کیفررا می دهم . »

وسائل الشیعة ج17 ص326

و یا فرمود:

«قرآن بیاموزید زیرا قرآن در روز قیامت به زیباترین صورت و چهره ظاهر می شود و مردم به آن نگاه می کنند در حالی که در 120000صف قرار دارند ؛ 80000از این صف ها مربوط به امت محمد و 40000 مربوط به سایر امت ها است . »

بحارالأنوار ج 7 ص131

پیامبر گرامی فرمود:

«در روز قیامت سه گروه شكایت به پیشگاه خداوند متعال می آورند: قرآن و مسجد و عترت .

قرآن میگوید: ای پروردگار من مرا سوزانیدند و پاره پاره كردند ( ایات را به ناحق و غلط تفسیر کردند)و مسجد میگوید: ای پروردگار من مرا معطّل و بدون عمل گذاردند و حقّ مرا ضایع كردند. و عترت میگوید: بار پروردگارا ما را كشتند و دور كردند و متفرّق نموده و فراری دادند؛ و در مقابل پروردگار در دعوای خصومت و دادخواهی به دو زانوی خود می نشینم ، پس خداوند عزّو جلّ به من میگوید: من خودم اولویّت دارم از شما دربار ٌ خصومت و دادخواهی نسبت به آنان »

وسائل الشیعه ج5 ص202

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پنجشنبه 14 مرداد 1395

چرا خداوند در قرآن گفته بهترین مکار است!!!

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، 

شبهه:

با خداوند مکار مسلمین اشنا شویم « و مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین» 54 ال عمران .انها مکر کردند و خداوند هم مکر وحیله کرد

خداوند بهترین مکاران است

پاسخ:

در قرآن آیاتى، شبیه این آیه، دیده مى شود که در آن نسبت «مکر» به خدا داده شده (مانند آیه 30 از سوره انفال و آیه 50 از سوره نمل و بعضى آیات دیگر و ایات مورد اشکال)

«مکر» در لغت عرب با آنچه در فارسى امروز از آن مى فهمیم تفاوت بسیار دارد.

در فارسى امروز «مکر» به نقشه هاى شیطانى و زیان بخش گفته مى شود، در حالیکه در ریشه هاى لغت عرب «مکر» هر نوع چاره اندیشى را مى گویند که گاهى خوب و گاهى زیان آور است.

در کتاب مفردات «راغب» مى خوانیم:

« المکر صرف الغیر عما یقصده»

«مکر این است که کسى را از منظورش باز دارند»

(اعمّ از اینکه منظورش خوب باشد یا بد).

در قرآن مجید نیز گاهى مکر با کلمه «خیر» ذکر شده مانند «والله خیر الماکرین» «خداوند بهترین چاره جویان است»

و گاهى با کلمه «سىّء» (بد) آمده است مانند

«ولایحیق المکرالسىّء الاّ باهله»

«نقشه و اندیشه بدجز به صاحبش احاطه نخواهد کرد».

فاطر 43

بنابراین منظور از آیه مورد اشکال و شبهه این است که دشمنان «مسیح» با طرح هاى شیطانى خود مى خواستند جلو این دعوت الهى را بگیرند، امّا خداوند براى حفظ جان پیامبر خود، و پیشرفت آئینش، تدبیر کرد و نقشه هاى آنها نقش بر آب شد.

تفسیر نمونه،ج2 ص429

نظیر همین پاسخ در «کید الهى» نیز مطرح مى باشد، آنجا که در سوره طارق آیه 16 و 15 مى خوانیم :

« انهم یکیدون کیدا و اکید کیدا»

« آنها پیوسته حیله مى کنند و من نیز در برابر آنها چاره مى کنم»

تفسیر نمونه ج 15 ص 376

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکى از اسرار هستى که در قرآن به آن اشاره شده موضوع کروى بودن زمین است و این حقیقت از آیات زیر استفاده مى شود:

«و مشرقها ومغربهاى پر برکت زمین را به آن قوم به ضعف کشانده شده ( زیر زنجیر ظلم وستم ), واگذار کردیم»

اعراف137

2- «پروردگار آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست , و پـروردگـار مـشـرقـهـا»

صافات 5

3 - « سوگند به پروردگار مشرقهاو مغربها که ما قادریم»

معارج40

تـوضـیـح ایـن کـه :

ایـن آیـات هـمان طور که در بحث گذشته اشاره شد همگى حاکى از تعدد مشرقها و مغربها و نقطه طلوع و غروب آفتاب است که لازمه آن کروى بودن زمین مى باشد زیـرا بطور مسلم اگر زمین مسطح و هموار باشد براى جهان جز یک مشرق ویک مغرب نخواهد بـود و تـنها در صورت کروى بودن زمین به نسبت انحناى آن هرنقطه اى داراى مشرق و مغرب جداگانه اى خواهد بود و طلوع خورشید بر جزئى از اجزاى آن ملازم با غروب آن از جزء دیگر است و بنابر این , تعدد مشرق و مغرب دلالت روشنى بر کروى بودن زمین دارد .

کـروى بودن زمین از روایاتى که از پیشوایان معصوم ما وارد شده است نیز استفاده میشود از آن جـمله روایتى است که از امام صادق به مضمون زیر نقل شده است:

امام صادق علیه السلام فرمود :

« در مسافرتى مردى با من همسفر گردید . او مـقید بود که نماز مغرب را در تاریکى شب و نماز را در تاریکى کامل ( آخر شب ) بخواند اما من بـر خـلاف او بودم هر موقع آفتاب غروب مى کرد نماز مغرب رامى خواندم و هر موقع فجر طلوع مى نمود , نماز صبح را به جا مى آوردم . آن شـخـص ازمـن خـواسـت کـه من نیز مانند او رفتار کنم و عمل خود را چنین توجیه مى کرد : آفتاب پیش از آن که به سر زمین ما طلوع کند بر دیگران طلوع مى نماید و هنگامى که از سرزمین ما ناپدید مى شود هنوز بر گروهى دیگر طالع و نور افشان است .

امام صادق مى فرماید:

من به او گفتم : وظیفه ما این است که هر موقع آفتاب از افق ما ناپدید شد , نماز مغرب را بخوانیم و نباید در انتظار غروب خورشید از نقاط دیگر باشیم و هر موقع فـجر طلوع کرد بر ماست که نماز صبح را بخوانیم اگر چه خورشید در همان موقع بر نقاط دیگر طـالـع بـاشـد چنان که بر مردم همان نقاط لازم است نمازهاى خود را موقع طلوع فجر و غروب آفتاب در افق خود انجام دهند

وسائل الشیعه ج1 ص494

ایـن حـقیقت را امام در حدیث دیگر چنین فرموده است : « تو بـاید که مشرق و مغرب منطقه خود را ملاک عمل قرار دهى» و اینها همه به خاطرکرویت زمین مى باشد.

پاسخ به پرسشهای مذهبی،ایات عظام مکارم و سبحانی،ص491

در این باره ایات دیگری نیز می باشد که جهت اگاهی رجوع شود به تفسیر موضوعی پیام قران،ایت الله مکارم ج8 ص161 تحت عنوان:« قرآن و حرکت زمین»

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پنجشنبه 24 تیر 1395

نظر آقای سروش در مورد قرآن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

آیا الفاظ قران از جانب پیامبر است نه خدا؟ مستحضر هستید که دکتر سروش معتقدند که الفاظ قران از جانب خدا نیست بلکه رسول خدا مکاشفاتی نموده و حاصل مکاشفات خود را متناسب با نیازهای زمان در قالب الفاظ ریخته است شما چه ردیه ای بر این مطالب دکتر سروش دارید

پاسخ:

همانطور که ایجاد حقیقت وحی اختصاص به ذات خداوند دارد ،الفاظ قرآن کریم نیز از سوی خداوند تعیین شده است و نظریه دکتر سروش تحت عنوان « تجربه دینی» که محتوای وحی را به خود پیامبر نسبت می دهد مطلبی خلاف واقع و بدون دلیل است .

الفاظ قران کریم از جانب خداوند می باشد لذا جنبه اعجازی دارد و می فرماید:

« اگر نسبت به حقانیت انچه بر بنده خود نازل کردیم شک و تردید دارید سوره ای همانند آن را بیاورید»

بقره23

می بینیم که در این ایه صراحتا الفاظ و محتوای قرآن به خداوند نسبت داده شده است.

در ایات قرانی از قران به عنوان « کلام الله» ( توبه6) و « کتاب الله» ( بقره101) یاد شده است ولی در هیچ ایه ای از آن با عنوان کلام الرسول یا کلام النبی تعبیر نشده است.

در ایات فراوانی تصریح شده است که قرآن از جانب خداوند بر پیامبر نازل شده و لفظ و محتوا اختصاص به خداوند دارد .

« ما ایاتی بینات بر تو نازل کردیم»

بقره 99

« کتاب را به حق بر تو نازل کرد»

ال عمران 3

« کتاب را بر تو نازل کرد تا تو ایاتش را برای مردم تبیین کنی»

نحل64

« حمد و ستایش برای خداوندی است که بر بنده اش کتاب را نازل کرد»

کهف1

« تو قرآن را از جانب خداوند حکیم علیم دریافت می کنی»

نمل6

« ما قران را به صورتی عربی نازل کردیم تا تعقل کنید»

زخرف 3

« جبرییل ایات را به اذن خدا بر قلب تو نازل می کند»

بقره97

« ای مردم برهانی از جانب خدا برایتان امده و ما برایتان نوری مبین نازل کردیم»

نساء 174

« ما کتاب را به حق بر تو نازل کردیم»

مائده 48

« این کتابی است مبارک که خداوند آن را نازل کرده است»

انعام 155

« ولی من خداوند است کسی که کتاب را بر من نازل کرده است»

اعراف 196

« او کسی است که بر بنده اش ایات بینات نازل می کند تا شما را از ظلمات به سوی نور خارج کند»

حدید9

در این مضمون ایات فراوانی است که جهت اگاهی رجوع کنید به کتاب شریف فرهنگ قران،ج23 ص185 به بعد

همچنین در روایات فراوانی نیز تصریح شده است که قرآن شریف چه از جهت الفاظ و چه از جهت محتوا از جانب خداوند نازل شده است و « کلام خداوند» است نه کلام مخلوقین که جهت اگاهی می توانید رجوع کنید به :

بحار الانوار ج89 ص1 به بعد « کتاب القرآن»

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 12 تیر 1395

سوال در مورد آیه 223 سوره بقره

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 


می خواستم اگه ممکنه در خصوص آیه 223 سوره بقره توضیح بدید"زنان شما کشتزار شما (محل بذرافشانی شما) هستند..." آیا این بیان توهین به زنان نیست؟

پاسخ

در تفسیر نمونه چنین امده است:

« در اینجا تشبیه زنان به مزرعه شده و این تشبیه ممکن است برای برخی سنگین آید که چرا اسلام درباره نیمی از نوع بشر چنین تعبیری کرده است در حالی که نکته باریکی در این تشبیه نهفته است

در حقیقت قرآن می خواهد ضرورت وجود زن را در اجتماع انسانی نشان دهد که زن وسیله اطفائ شهوت و هوسرانی مرد نیست بلکه وسیله است برای حفظ حیات نوع بشر ،این سخن در برابر انها که نسبت به جنس زن همچون یک بازیچه یا وسیله هوسبازی می نگرند هشداری محسوب میشود»

تفسیر نمونه ج2 ص141

در تفسیر المیزان نیز چنین امده است:

« حاصل کلام در معنای آیه این شد که نسبت زنان به جامعه انسانی نسبت کشتزار است به انسان کشت کار،هما نطور که کشتزار برای بقای بذر لازم است و اگر نباشد بذرها به کلی نابود می شود و دیگر غذایی برای حفظ حیات و ابقای آن نمی ماند همچنین اگر زنان نباشند نوع انسانی دوام نمی یابد و نسلش قطع می شود»

ترجمه المیزان ج2 ص319

از این بیانات به دست می آید که مراد آیه بیان اهمیت و جایگاه حضور زن در اجتماع می باشد نه انکه نسبت به انان توهینی صورت گرفته باشد

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 5 تیر 1395

مراسم شب قدر و قرآن به سر از کجا آمده؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

مراسم قران به سر گرفتن از کجا اومده و اینکه ایا امت های پیشین هم شب قدر داشتن یا نه و بهترین اعمال در شب قدر چه کاریه

پاسخ

پاسخ پرسش اول در مورد منبع قران به سر گرفتن:

امام باقر فرمود:

« در شب قدر قران را بگشاید و در برابر خود قرار دهد و بگوید خدایا از تو میخواهم به حق کتاب فرستاده ات و انچه در ان است که در ان است نام بزرگت ونامهای نیکت و انچه بدانها ترس و امید شود که قرارم دهی از زمره ازاد شدگانت از دوزخ»

اقبال الاعمال ،ص86

زاد المعاد ص185

امام صادق فرمود:

« قران را به سر بگذارد و بگوید: خدایا بحق این قران و بحق ان کسی که او را به این قران فرستادی و هر مومنی که در ان مدحش کردی و به حق تو بر ایشان زیرا هیچ کس به حق تو از خودت اشناتر نیست»

انگاه ده مرتبه بگوید بک یا الله ،ده مرتبه بمحمد،ده مرتبه بعلی ،...تا بالحجه .در پایان هر حاجتی که دارد از خداوند طلب کند»

اقبال ص187

بحار الانوار ج95 ص146

سوال دوم ایا در بین امت های پیشین نیز شب قدر بوده است

پاسخ:

پیامبر گرامی فرمود:

« خداوند به امت من شب قدر را بخشیده و احدی از امتهای پیشین از این موهبت برخوردار نبودند»

در المنثور ج6 ص371

بهترین اعمال در شب های قدر:

علامه مجلسی می گوید:

« بهترین اعمال در این شب ها طلب امرزش گناهان و دعا برای امور دنیوی و اخروی است هم برای خودش و هم برای نزدیکانش چه زنده باشند و چه از دنیا رفته باشند و همچنین ذکرهای مختلف و صلوات بر محمد و الش تا انجا که مقدور است انجام دهد ودر بعضی از روایات وارد شده که دعای جوشن کبیر را در این سه شب بخوانند»

زاد المعاد ص186

رییس المحدثین شیخ صدوق چنین میگوید:

« هر کس این دو شب را به مذاکره علم احیا بدارد پس این کارش از همه کارها برتر و بهتر است»

امالی ،ص649

از انجایی که شیخ صدوق بدون وجود روایت سخنی نمیگوید حتما بر این سخنش روایتی بوده است که بدست ما نرسیده است چنان که ایت الله العظمی مکارم چنین می اورد:

« احیا داشتن شب های قدر مستحب است یعنی این که شب را تا صبح بیدار باشد و با عبادت و دعا و تلاوت قران و جلسات سخنرانی دینی و پرسش و پاسخ های مذهبی و یا مطالعه کتابهای تفسیری و عقاید و مواعظ سپری کند»

کلیات مفاتیح نوین،ص785

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 29 خرداد 1395

آیا قرآن پیامبران را دروغگو معرفی می کند!؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

در کانالی ضد دین بر قران خورده می گرفتند که پیامبران را دروغگو معرفی می کند مانند حضرت ابراهیم که بت ها را شکست انگاه گفت بت بزرگ شکسته است ( 63 انبیا ) یا به دروغ گفت من مریضم و با بت پرستان از شهر خارج نشد ورفت بت ها را شکست( صافات 89)

پاسخ

در مورد ایه اول که ابراهیم نبی گفت بت ها را بت بزرگ شکسته است پاسخ ان است:

ابراهیم این کار را به بت بزرگ نسبت داد واین کارش نوعی کنایه به شمار می اید که بهتر از تصریح است .او میخواست به این وسیله خرافی بودن عقاید بت پرستان را به رخ انها بکشد و به انها بفهماند که این سنگ و چوب بی جان آن قدر بی عرضه هستند که حتی نمی تواند یک جمله سخن بگوید و از عبادت کنندگان خود یاری بطلبد تا چه رسد که بخواهد مشکلات انها را حل کند

به تعبیر دیگر دروغ در جایی است که قرائنی بر ادای مقصود به عنوان کنایه در کار نباشد و این جا تمام قرائن نشان می داد که ابراهیم قصد جدی از این سخن نداشته بلکه هدفش به سخریه کشیدن افکار انها بوده است و این گونه تعبیرات در سخنان روزمره ما بسیار است

مثل اینکه فرضا یک حادثه اتلاف مالی در یک محیط محدود که اشخاص معینی در آن زندگی می کنند واقع میشود و هنگام باز پرسی هر یک از انان این کار را از خود نفی می کند باز پرس می گوید تو این کار را انجام نداده ای او هم انجام نداده حتما فرشتگان اسمان انجام داده اند مسلما این سخن دروغ نیست بلکه هدف تکذیب گفته های بی اساس انهاست

امام صادق فرمود:

« ابراهیم این سخن را ( به طور کنایه ) به خاطر آن گفت که میخواست افکار انها را اصلاح کند و به انها بگوید که چنین کاری از بت ها ساخته نیست»

الکافی ج4 ص48

اما در مورد ایه دوم :

اولا: هیچ دلیلی نداریم که ابراهیم راستی بیمار نبوده است چه بیماری در جسم او بوده اما نه انچنان که او را از فعالیت جسمانی به کلی باز دارد و نتواند بت شکنی کند چه بسیارند بیمارانی که در طول روز مشغول کار هستند مخصوصا کارهای نشاط اور همچون شکستن بت ها برای قهرمان توحید همچون ابراهیم

ثانیا: واژه سقم در مورد ناراحتی های روحی نیز به کار می رود و مسلما روح ابراهیم در آن محیط مملو از شرک آزرده و بیمار گونه بوده بنابراین اگر گفت من بیمارم بیماری ناراحتی از جنبه روحی را بیان می کرد

جمعی از مفسران نیز گفته اند که ابراهیم یک نوع بیماری ( همانند تب نوبه ای) داشت که در فواصل مختلف زمانی به دست او میداد و منظور از جمله انی سقیم این است که وقت بیماری من نزدیک شده است و من از همراهی شما معذورم جمله پیش از ان که می گوید نگاهی به ستارگان کرد سپس گفت من بیمارم را شاهد این مدعی می دانند چون منظورش از نگاه به ستارگان اگاهی از زمان بروز ان بیماری بود و از انها برای محاسبه وقت استفاده می کرد

عصمه الانبیا،سبحانی،ص125

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 22 خرداد 1395

قرآن معجزه اللهی

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

اگر قرآن معجزه الهی و برای تمام انسانهاست چرا در آن حرفی از برف و موجودات قبل از انسان(آدم) مانند دایناسورها و... وجود ندارد؟ آیا دلیلش نبود برف در منطقه عربستان و یا عدم آگاهی از موجودات ماقبل تاریخ نیست؟

پاسخ

برای رسیدن به پاسخ توجه به نکات زیر الزامی است

1_ این که نام برف در قرآن نیامده یا از موجودات قبل از انسان به صراحت سخن گفته نشده مسئله عجیبی نیست؛ چرا که به جز این موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد که در قرآن به آنها اشاره نشده است. بدیهی است که این نقصی برای قرآن نخواهد بود؛ زیرا قرآن کتاب دائرة المعارف نیست، تا اسامی هر چیزی در آن وجود داشته باشد. وقتی می گوییم قرآن کتابی جامع است، منظورمان این است که همه چیزهایی که انسان برای رسیدن به کمال و سعادت اخروی و دنیوی خود بدان محتاج است، در قرآن بیان شده است.

در تفسیر نمونه چنین امده است:

"قرآن یک کتاب تربیت وانسان سازی است که برای تکامل فرد وجامعه در همه جنبه های معنوی ومادی نازل شده است وهر آنچه برای هدایت بشر لازم است درآن بیان شده است والا قرآن یک دایره المعارف بزرگ نیست که تمام جزئیات علوم ریاضی،جغرافیایی،شیمی،فیزیک وگیاه شناسی ومانند آن درآن آمده باشد "

تفسیر نمونه،ج11 ص361

2_برخی محققان معتقدند سخن از برف در قرآن آمده است.

♦️چنین می گویند:

"برف به آب منجمد سفید رنگ که به صورت بلورهایی به شکل منشور مسدس القاعده متبلور می شود گفته می شود که در فصل سرما از آسمان به زمین می ریزد"

آیات زیر را اشاره به برف می دانند؛

بارش برف قرمز برای عذاب فرعونیان:اعراف 130 و134

در خواست فرعونیان از موسی برای برطرف شدن برف عذاب اور:اعراف 130 و134

نزول برف وتگرگ از ابرهایی همچون کوه، جلوه ای از قدرت بی مانند خدا:نور 43"

فرهنگ قرآن،ج6 ص209

3_قرآن صراحتا به سخنان پیامبر گرامی حجیت داده و می فرماید:

« از روی هوی و هوس سخن نمی گوید بلکه هر انچه می گوید از روی وحی است»

نجم 2-3

و می فرماید:

« انچه پیامبر برای شما اورده بگیرید و انچه شما را از آن نهی کرد خود داری کنید»

حشر 7

روشن است که امامان نیز وارثان علوم پیامبر گرامی هستند

بحار الانوار ج2 ص172 باب 23

4_با توجه به انچه در بند شماره 3 امد می گوییم در روایات اسلامی به موجودات قبل از انسان اشاراتی شده است

شیخ صدوق"در "خصال "خود روایت می کند که امام باقر علیه السلام خطاب به جابر بن یزید فرمود:

ایا گمان کرده ای خداوند تنها عالم شما را خلق کرده است وگمان می کنید خداوند بشری غیر شما خلق نکرده است؟

به خدا سوگند که خداوند هزار هزار عالم وهزار هزار آدم افریده است که تو در اخرین این عوالم وان سلسله ادمیان واقع شده ای ( از نسل ادم هستی) "

الخصال،للصدوق،ج2 ص652

ومی توان ایه 36 یس را اشاره به همین مطلب دانست انجا که فرمود:

« منزه است کسی که تمام زوجها را افرید ،از آنچه می رویاند و از خود انها و از انچه نمی دانند»

« انچه از موجودات نمی دانند» می تواند اشاره به حیوانات اعماق دریا که در آن روز کسی از آن ها اگاه نبود یا اشاره به موجودات دیگری که در کرات اسمانی زندگی می کنند یا اشاره به موجودات قبل از انسان باشد»

تفسیر نمونه،ج 18 ص377

پرسمان اعتقادی

ایدی ما در تلگرام برای طرح سوالات

@poorseman

کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Beheshthhh

نظرات() 

دوشنبه 10 خرداد 1395

چرا قرآن عربی هست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

در مورد جهانی بودن اسلام طبق آیات قرآن توضیح بدید واین که ایا عربی بودن قرآن بر این دلالت نمیکنه که اسلام واسه عربا هسته واین ایه"ما رسولان رو به زبان قوم خودشون می فرستیم"

میگن زبان پیامبر عربیه وما ایرانی پس پیامبر ما نیس

پاسخ:

خداوند در سوره فرقان آیه 1 چنین می فرماید:

"پر برکت است خداوندی که قرآن را بر بنده اش نازل کرد تا جهانیان را انذار دهد"

ودر آیه 158 اعراف چنین می فرماید:

"بگو ای مردم من رسول خدا به سوی همه شما هستم"

ودر آیه 85 ال عمران می گوید:

"هرکس غیر از اسلام دینی را قبول کند از او پذیرفته نمیشود واو در آخرت از زیان کاران است"

جهت آگاهی از سایر آیات رجوع کنید به کتاب مفاهیم القرآن،علامه سبحانی،ج3 ص39 به بعد

عربی بودن قرآن با جهانی بودن اسلام منافات ندارد به این توضیح:

"پیامبران هدایت از آنجا که در وهله نخست با قوم خود سر وکار داشتند باید کتاب آسمانی آنها به زبان قوم آنان باشد سپس باید از طرق مختلف معارف وبرنامه های خودرا در میان سایر اقوام وملل منتشر سازند.

امروزه دانشمندان هرکشور سعی میکنند کتابهای خودرا به زبان همان کشور بنویسند با آن که محتویات کتابشان به هیچ وجه اختصاص به مردم محیط آنها ندارد.

از آنجا که پیامبر از میان یک امت عرب برخاسته ودر مرحله نخست سر رو کار او با اقوام وملل عرب بوده از این نظر کتاب او به یکی از زبان های زنده ووسیع جهان زبان عربی بوده در صورتی که قوانین واحکام او مربوط به عموم جهانیان است

اگر روز بعثت پیامبر یک زبان جهانی وبین المللی وجود داشت که همه مردم به آن آشنایی داشتند وبا آن مکالمه میکردند دراین صورت جا داشت کتاب آسمانی او به همان زبان بین المللی باشد در صورتی که درآن روز چنین مطلبی وجود نداشته وتا کنون نیز این موضوع تحقق نپذیرفته است بنابراین عربی بودن قرآن هیچ گونه منافاتی با جهانی بودن اسلام ندارد

آیه مورد استناد شما نیز می گوید کتاب هر پیامبری را به زبان قوم او فرستادیم نه این که نبوت ورهبری او مخصوص به همان امت بوده است واین که زبان یک پیغمبر ویا کتاب او به زبان قوم او بوده هرگز گواه بر اختصاص نبوت او به قومش نیست بلکه باید از طرق دیگر خصوصی یا عمومی بودن آیین اورا بدست آورد

جهت آگاهی بیشتر رجوع کنید به کتاب پاسخ به پرسش های مذهبی،علامه سبحانی وعلامه مکارم، ص513


لینک کانال

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 29 آذر 1394

سبک زندگی در قرآن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: سبک زندگی، قرآنی، مهارت های همسرداری، 












به نام خداوند بخشنده مهربان


یکی از ویژگی های سبک زندگی اسلامی برخورد شایسته و نیکو با همسر است

قرآن کریم در آیه 19 سوره نساء می فرماید (( وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ  )) یعنی با آنان به صورتی شایسته و پسندیده رفتار کنید....

با توجه به این امر که خانواده از منظر قرآن ، محلی برای امنیت و آرامش است که یکی از اساس های این امر مهم ، مهر و محبت همسران به یکدیگر است تا جایی که بدون وجود این عامل، همسران از زندگی در کنار یکدیگر، احساس لذت نمی کنند و هر لحظه احتمال وقوع اختلاف در خانواده وجود دارد.

باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم که این احساس لذت و رضایت بخشی به خودی خود حاصل نمی شود، بلکه لازم است زن و شوهر آن را ایجاد نمایند، لذا باید به دنبال عواملی باشند که علاوه بر ایجاد مهر ومحبت ، باعث پایداری آن در محیط خانواده باشد.

مهر و محبت به همسر علاوه بر آثار مثبت در زندگی ، پاداش اخروی فراوانی هم به همراه دارد .

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: بهترین مردان امت من كسانى هستند كه به اهل خانه خود تعدّى روا ندارند و بر آنها رحمت آرند و ستم نكنند». مكارم الاخلاق، ص413

نظرات() 

یکشنبه 29 آذر 1394

مهدویت در قرآن کریم

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 

آیا آیه 72 سوره زمر دلیل برپایی قیامت در عصر ظهور است؟
خداوند متعال در سوره زمر می‌فرماید:

وَسِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَ‌بَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرً‌ا حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَیْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّـهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَ‌ثَنَا الْأَرْ‌ضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ‌ الْعَامِلِینَ.[۱]
و کسانی‌که تقوای الهی پیشه کردند، گروه‌گروه به‌سوی بهشت برده می‌شوند؛ هنگامی که به آن می‌رسند درهای بهشت گشوده می‌شود و نگهبانان به آنان می‌گویند: «سلام بر شما! گوارایتان باد این نعمت‌ها! داخل بهشت شوید» و جاودانه بمانید. آنها می‌گویند: حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که به وعده خویش درباره ما وفا کرد و زمین (بهشت) را میراث ما قرار داد که هرجا را بخواهیم منزلگاه خود قرار دهیم؛ چه نیکوست پاداش عمل‌کنندگان.

این در حالی است که در آیه دیگر آمده است:
وَنُرِ‌یدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْ‌ضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِ‌ثِینَ.[۲]  
ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.
گفته شده: با جمع بین این دو آیه پی‌می‌بریم که در قیامت مؤمنان وارث زمین شده و قیامت در روی همین کره زمین است.

پاسخ
در ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که مطابق برخی از روایات، زمان ظهور حضرت قبل از برپایی قیامت و در همین کره زمین است.
از رسول خدا نقل شده که فرمود: «اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را طولانی گرداند تا مردی از اولاد من خروج کند...».[۳]
از سویی مطابق مباحثی که در علم کلام مطرح شده و دانشمندان نیز به کمک آن آمده‌اند، محل قیامت بر روی همین کره زمین است، ولی با تغییرات اساسی که بر روی آن ایجاد می‌شود.
اما در رابطه با آیه اول باید گفت که ممکن است مقصود از کلمه «الأرض»، به قرینه «نَتَبَوّأ مِنَ الجَنّة حیثُ نشآءُ» که در ادامه آیه آمده، زمین بهشت باشد و این با آیه دوم فرق می‌کند.
همچنین از آن‌ جهت که عصر ظهور مرحله‌ای از مراحل قیامت است؛ بنابراین در آثار تا حدودی با هم مشترکند و نباید این شباهت موجب یکی دانستن آنها شود.

پی‌نوشت‌ها
۱. زمر: 73ـ74.
۲. قصص: 5.
۳. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج38، ص304، باب67؛ «لو لم یبق من‌الدنیا إلاّ یوم واحد لطوّل‌الله ذلک الیوم حتّی یخرج رجل من ولدی...».

برگرفته از پرتال جامع مهدویت

نظرات() 

شنبه 16 آبان 1394

شروع هرکار با بسم الله الرحمن الرحیم

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: معارف، 












بسم الله الرحمن الرحیم

رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می‌فرماید:هر کار مهمی که درآن “بسم الله ”‌ ذکر نشود، بی فرجام است. “

این روایت نقش و اهمیت شروع هر کار با نام پروردگار را می رساند، چون ارزش عمل، بسته به ارتباطی است که با خدا دارد؛ از اینرو خداوند بزرگ درنخستین آیات قرآن بر پیامبر رحمت، دستور می‌دهد که تبلیغ اسلام را با نام خدا شروع کند: اقرا باسم ربک. (علق/١) حضرت نوح (صلی الله علیه وآله) در آن طوفان سخت و عجیب، هنگام سوار شدن بر کشتی و حرکت روی امواج کوه پیکر آب که هر لحظه با خطرهای فراوانی روبه رو بود، برای رسیدن به سر منزل مقصود و پیروزی بر مشکلات، به یاران خود دستور می‌دهد که هنگام حرکت و توقف کشتی: “بسم الله ”‌ بگویند:[ و قال ارکبوا فیها بسم الله مجراها و مرساها؛ (هود٤١) "و گفت درکشتی سوار شوید. "بسم الله "، معبر و محل عبور و موجب متوقف شدنش است. ”‌ سرانجام، آن‌ها این سفر پرمخاطره را با پیروزی، پشت سرگذاشتند و با سلامت و برکت از کشتی پیاده شدند.

همچنین سلیمان نبی (صلی الله علیه وآله) سرآغاز نامه به ملکه سبا، را “بسم الله ”‌ قرارمی دهد: انّه من سلیمان و انه بسم الله الرحمن الرحیم (نمل٣٠) “این نامه از سلیمان است و چنین است: به نام خداوند بخشنده مهربان. ”‌

جابر بن عبد الله انصاری می‌گوید: هنگامی که بسم الله الرحمن الرحیم نازل شد، ابر به سوی مشرق گریخت و باد آرام گرفت و دریا طوفانی شد و حیوانات گوش فرا دادند و شیطان‌ها از آسمان رانده شدند و خدای متعال به عزت و جلالش سوگند یاد کرد که بسم الله بر هر چه خوانده شد خداوند آن را با برکت گرداند.

عبد الله بن یحیی می‌گوید: به محضر علی (علیه‌السلام) مشرف شدم و هنگامی که خواستم بر روی تخت بنشینم پایه آن شکست و بر زمین افتادم و سرم آسیب دید.
حضرت علی (علیه‌السلام) فرمود: شکر خداوندی را که کفاره گناهان شیعیان ما را در دنیا قرار داد تا همین جا پاک شوند. عبد الله می‌‌گوید: عرض کردم: چه گناهی کرده‌ام که شکسته شدن سرم کفاره آن باشد؟ حضرت فرمود: وقتی که نشستی بسم الله نگفتی.

آورده شده اعوذ بالله را بر بسم الله مقدم داشتند ،چون اعوذ بالله مثل صابونی است که با آن جامه‌های آلوده و چرکین را پاک می‌سازند؛ چون بنده عازم تلاوت‌ قرآن شود، دهان آلوده به نامشروعات باشد، چون اعوذ بالله گوید دهان و زبان او پاک شود و شایسته آن گردد که کلام احدی را بر زبان گذراند.

بنابراین تمام سوره های قرآن با بسم الله آغاز می‌شود تا هدف اصلی که همان هدایت  بشر به سمت سعادت است سرانجام خوبی داشته باشد.

در پایان باید گفت دراهمیت این جمله، همین بس که اگر حیوان حلال گوشتی بدون “بسم الله ”‌‌ ذبح شود، خوردن گوشت آن، حرام است.


نظرات() 

جمعه 15 آبان 1394

اهمیت رجوع به قرآن و روشنگران این کتاب نورانی

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احادیث، قرآنی، 


















بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از اسماء خداوند تبارک وتعالی طبیب می باشد.

این بدین معنا است که برای ما انسانها بیماریهایی هست که درمانش بدست خود حق تعالی است. خداوند متعال در قرآن کریم به بسیاری از این بیماریها که انسان ممکن است به آن دچار شود، اشاره فرموده و برای درمان این بیماریها مارا به طبیبان الهی که خود مظهر اوهستند ارجاع داده، که قطعا با نسخه این طبیبان الهی بیماریهایی که در درون انسان ظاهر می شود ،درمان خواهد شد.

پیامبران الهی و اهل بیت علیهم السلام نمونه بارزی از این طبیبان هستند.

ادامه مطلب

نظرات() 

پنجشنبه 14 آبان 1394

معنای پدر در معرفت دینی

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: درس اخلاق، قرآنی، 


 








 



     یا حق

اگر به نوجوان و جوان گفته شود

 بابا یعنی چه ؟

 شاید بگه  یعنی عابر بانک که اگر رمزش رو بلد باشی میتونی ازش پول بگیری واگر رمزش رو بلد نبودی باید با زور بگیری !!!

یا شاید بعضی هاشون وقتی یه مقداری تحصیل کرده  میشن بهشون میگی پدر ومادر یعنی چه ؟

میگه تا موقعی که فایده دارن باید نگهشون داشت ، وقتی فایده نداشت باید برن خانه سالمندان ، اون جا برای خودشون خوبه ، پرستارهای خوب ، دوستهای هم سن وسال خوب و .......

وقتی میری به قرآن یه نگاه میندازی   سوره یوسف آیه 97 می فرماید :

قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا کُنَّا خاطِئینَ

معنای بابا یعنی دعای مستجاب یعنی اگر خیر وبرکت می خوایی فقط دعای پدرومادر، واقعا اگر بدونیم پدر ومادر چه جایگاه عظیمی دارن ، دیگه حاضر میشیم لحظه ای ناراحتشون کنیم.

این یعنی معرفت قرآنی ، معرفت دینی.....

 مردی خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و گفت : پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم، رسول خدا(ص) فرمود : پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آنکه جانم در دست اوست انس یکروز آنان با تو از جهاد یکسال بهتر است. (البته در صورتی که جهاد واجب عینی نباشد)

بحار الانوار، ج 74، ص 52.

 

 

نظرات() 

چهارشنبه 18 شهریور 1394

چرا سوره توبه ((بسم الله)) ندارد؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 

پاسخ این سوال را چگونگی شروع این سوره به ما میدهد، زیرا این سوره در واقع با اعلان جنگ با دشمنان پیمان شکن، و اظهار برائت و بیزاری و پیش گرفتن یک روش محکم و سخت در مقابل آنان آغاز شده است، و روشنگر خشم خداوند نسبت به این گروه است و با ((بسم الله الرحمن الرحیم)) که نشانه صلح و دوستی و محبت و بیان کننده صفت رحمانیت و رحیمیت خداست، تناسب ندارد.

مرحوم طبرسی از امام علی (ع) چنین نقل میکند:" لم تنزل بسم الله الرحمن الرحیم علی راس سوره برائه، لان بسم الله للامان و الرحمه و نزلت برائه لرفع الامان والسیف فیه!"

گروهی نیز معتقدند چون این سوره در حقیقت دنباله سوره انفال است، زیرا در سوره انفال پیرامون پیمانها سخن گفته شده، لذا((بسم الله)) در میان این دو ذکر نشده است.

مرحوم طبرسی  از امام صادق(ع) چنین نقل میکند که فرمود: "النفال و برائه واحده."

و هیچ مانعی ندارد که علت ترک ((بسم الله)) هردو موضوع باشد، که به یکی در روایات نخست و به دیگری در روایات دوم اشاره شده است.

تفسیرنمونه، جلد هفتم،ص۲۷۳

نظرات() 

دوشنبه 11 دی 1391

برهان منكران معاد و پاسخ قرآن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 

منكران معاد پیرو خواسته‌های نفسانی بوده و در واقع پروردگارشان هواست: «أفرءیتَ من اتّخذ إلهه هواه«﴿1﴾ ؛ ای رسول ما می‌نگری آن را كه هوای نفسش را خدای خود قرار داده است؟ منطق این گروه چنین است: «و قالوا ما هی إلّا حیاتنا الدّنیا نموت و نحیا و ما یهلكنا إلّا الدّهر و ما لهم بذلك مِن علم إنْ هم إلّا یظنّون«﴿2﴾؛ گفتند: زندگی ما جز همین دنیا و حیات طبیعت نیست و كسی ما را نمی‌میراند و حشر و نشر و قیامتی نخواهد بود. این سخن را نه از روی علم و دلیل، بلكه از روی وهم و خیال می‌گویند. منطق مادیین زمان ما نیز همین است؛ چون ندیدند مرده‌ای زنده شود، می‌ پندارند معاد و قیامت وجود ندارد. دلیل آنان این است كه اگر معادی وجود دارد نیاكان ما را زنده كنید: «ما كان حجّتهم إلّا أن قالوا ائتوا بآبائنا إن كنتم صادقین«.﴿3﴾

ادامه مطلب

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه