تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب ابر زن

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

دوشنبه 11 بهمن 1395

آیا علی علیه السلام زن ستیز بوده اند؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 


کانال ضد دین روایتی از علی علیه السلام آورده است و می گوید علی بسیار زن ستیز بوده است زیرا می گوید:« موجبات فتنه سه چیز است که اول دوست داشتن زنان است .هر کس زنان را دوست بدارد از زندگیش بهره نبرد» ( بحار الانوار ج103 ص225)

پاسخ

در مجامع روایی ما روایات متعددی در استحباب دوست داشتن زوجه و همسر وارد شده است .

امام صادق علیه السلام فرمود:

« هر قدر ایمان بنده ای افزایش یابد محبتش به زوجه اش بیشتر می شود»

الکافی ج5 ص320

❗️وفرمود:

هر چقدر عقیده به ولایت در مومن بیشتر شود محبتش به زوجه اش بیشتر می شود»

همان مدرک ص321

پیامبر گرامی فرمود:

« این که مرد به زنش بگوید تو را دوست دارم این سخن از قلب زن هیچگاه خارج نمی شود»

الکافی ج5 ص568

وسائل الشیعه ج20 ص23

اگر چه دوست داشتن همسر و زوجه امری ممدوح و لازم است اما دوست داشتن زنان بیگانه و نامحرم بسیار ناپسند و زشت بوده که زمینه گرفتاری و غوطه ور شدن افراد را به گناه و مفاسد فراهم می کند.

لذا در روایات ما از دوست داشتن زنان نامحرم به شدت نهی شده است.

امام صادق علیه السلام فرمود:

« اولین چیزهایی که زمینه عصیان الهی را فراهم کرد شش چیز بود ؛ حب دنیا و حب ریاست و حب خواب و حب زنان ( نامحرم ) و حب طعام و حب آسایش و راحتی»

الخصال ج1 ص330

پیامبر گرامی فرمود:

« سلاح کاربردی شیطان در برابر صالحین دوست داشتن زنان ( نامحرم ) است ( که آنان را گرفتار گناه می کند)»

مستدرک الوسائل ج14 ص159

آن کلام حضرت علی نیز اشاره به دوست داشتن زنان نامحرم است که از جمله موجبات فتنه و فساد محسوب می شود که زمینه غوطه ور شدن افراد را در گناهان و بی بند و باری فراهم می کند . لذا حضرت امیر این نوع دوست داشتن را ناپسند می شمارد.

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

توجه به چند نکته لازم است :

1-این خطبه بعد از جنگ «جمل» وارد شده و مى دانیم میدان دارِ اصلى آن جنگ، همسر پیامب به نام «عایشه» بود که به تحریک «طلحه» و «زبیر» به شکل بى سابقه اى در میدان جنگ وارد شد و خون هاى زیادى از بى گناهان و یا ناآگاهان به زمین ریخت که بعضى عدد کشته شدگان را بالغ بر هفده هزار نفر مى دانند

2- ما در بسیارى از آیات قرآن حتى مذمتی از نوع بشر مى بینیم: «به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده! هنگامى که بدى به او رسد، بى تابى مى کند و هنگامى که خوبى به او رسد بخل مىورزد و مانع دیگران مى شود.»

معارج 19-20

و در جاى دیگر مى خوانیم: « انسان به یقین بسیار ظالم و جاهل بود»

احزاب72

و در جاى دیگر او را، «کفور مبین» (کفران کننده آشکار) نامیده است

زخرف 15

و در جاى دیگر از انسان به عنوان موجودى که هرگاه به نعمت مى رسد طغیان مى کند، یاد شده

علق 6-7

و مانند آن....

بى شک، انسان در طبیعتش نه «کفور مبین» است نه «ظلوم و جهول» و نه طغیانگر، بلکه ظاهر این است که این بحثها درباره انسانهایى است که تحت تربیت رهبران الهى قرار نگرفته اند و به صورت گیاهان خودرو، در آمده اند. نه راهنمایى و نه بیدارگرى دارند و در میان هوس ها غوطه ورند.

به همین دلیل در قرآن از مقام انسانِ با تقوا و مطیع فرمان الهى، مدح و تمجید فراوان شده و اصولا بنى آدم به عنوان گل سرسبد جهان آفرینش معرّفى گردیده است

اسراء 70

در مورد جنس زن نیز مطلب همین گونه است، در میان زنان افراد شایسته اى داریم که حتّى در میان مردان مانند آنها کم است و به عکس، زنان بسیار منحرفى داریم که سرچشمه بسیارى از نابسامانى هاى جامعه بشرى هستند.

3- در این شکی نیست که زنان برجسته در اسلام فراوان بوده اند که پیامبر و امامان برای انها احترام قائل بوده اند نظیر حضرت خدیجه،حضرت فاطمه،ام سلمه ،و ...

افزون بر این قرآن نیز بسیاری از زنان را مدح کرده است چنان که فرمود:

« هر کس کار شایسته ای انجام دهد خواه مرد باشد یا زن در حالی که مومن است او را حیات پاکیزه ای می بخشیم »

نحل 97

ونیز از برخی از زنان به عنوان الگو و اسوه نام می برد

تحریم 11 و12

امام صادق فرمود:

« یک زن صالحه از هزار مرد غیر صالح برتر است»

وسائل الشیعه ج20 ص172

وصراحتا تقوا را معیار برتری دانسته است نه چیز دیگر را

حجرات13

4-با توجه به انچه امد و با توجه به شان نزول خطبه در مورد تعبیر ناقص العقل در مورد زنان می گوییم:

آن سخن ناظر به زنان تربیت نایافته تحت مکتب الهی است .در این نوع زنان عواطف و احساسات بر عقلشان غلبه دارد و ای بسا تحت تاثیر عواطف واقع شده و طبق آن به نفع و یا زیان کسی شهادت می دهند. وطبق این عواطف و احساسات رفتار می کنند واز عقل کم بهذه می گیرند .لذا در روایات ما از مشورت با این نوع از زنان نهی شده است

وسائل الشیعه ج 20 ص182

روشن می شود که تعبیر حضرت امیر یک حکم عام برای تمام افراد زن نمی باشد بلکه ناظر به افرادی از انان است که ویژگی های گفته شده را دارا هستند

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 15 آبان 1395

توهین به زنان در قرآن!!!

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

پرسش

این که قرآن در سوره یوسف می گوید که زنان مکار هستند و کید و مکر و حیله آنها بزرگ است توهین به آنها نیست؟

پاسخ:

قرآن نقل می کند که پس از آنکه عزیز مصر متوجه حیله زلیخا شد که چگونه می خواست با تهمت به یوسف او را بدنام سازد خطاب به او گفت:

«مکر و حیله شما زنان عظیم است»

یوسف28

و چون قرآن این سخن عزیز مصر را رد نمی کند می توان این جمله را منتسب به خداوند دانست اما باید توجه کرد:

1- ما در بسیارى از آیات قرآن حتى مذمتی از نوع بشر مى بینیم:

«به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده هنگامى که بدى به او رسد، بى تابى مى کند و هنگامى که خوبى به او رسد بخل میورزد و مانع دیگران مى شود.»

معارج 19-20

و در جاى دیگر مى خوانیم: « انسان به یقین بسیار ظالم و جاهل بود»

احزاب72

و در جاى دیگر او را، «کفور مبین» (کفران کننده آشکار) نامیده است

زخرف 15

و در جاى دیگر از انسان به عنوان موجودى که هرگاه به نعمت مى رسد طغیان مى کند، یاد شده است.

علق 6-7

بى شک، انسان در طبیعتش نه «کفور مبین» است نه «ظلوم و جهول» و نه طغیانگر بلکه ظاهر این است که این بحثها درباره انسانهایى است که تحت تربیت رهبران الهى قرار نگرفته اند و به صورت گیاهان خودرو، در آمده اند. نه راهنمایى و نه بیدارگرى دارند و در میان هوس ها غوطه ورند.

به همین دلیل در قرآن از مقام انسانِ با تقوا و مطیع فرمان الهى که تحت تربیت رهبران الهی قرار گرفته است مدح و تمجید فراوان شده و اصولا بنى آدم به عنوان گل سرسبد جهان آفرینش معرّفى گردیده است

اسرا 70

در مورد جنس زن نیز مطلب همین گونه است، در میان زنان افراد شایسته اى داریم که حتّى در میان مردان مانند آنها کم است و به عکس، زنان بسیار منحرفى داریم که سرچشمه بسیارى از نابسامانى هاى جامعه بشرى هستند.

زنان برجسته در اسلام فراوان بوده اند که پیامبر و امامان برای آنها احترام قائل بوده اند نظیر حضرت خدیجه،حضرت فاطمه،ام سلمه ،و ...

افزون بر این قرآن نیز بسیاری از زنان را مدح کرده است چنان که فرمود:

« هر کس کار شایسته ای انجام دهد خواه مرد باشد یا زن در حالی که مومن است او را حیات پاکیزه ای می بخشیم »

نحل 97

ونیز از برخی از زنان به عنوان الگو و اسوه نام می برد

تحریم 11 و12

امام صادق نیز می فرماید:

« یک زن صالحه از هزار مرد غیر صالح برتر است»

وسائل الشیعه ج20 ص172

وصراحتا در قرآن تقوا معیار برتری دانسته شده است نه زن یا مرد بودن

حجرات13

2-حال با توجه به نکات ذکر شده می گوییم:

در آیه مورد استناد اشاره به مکر زنان شده است اما نه تمام زنان بلکه مراد زنانی همچون همسر عزیز مصر هستند که بی بند و بار و هوس باز می باشند.

در تاریخ و همچنین در داستان هایی که سایه ای از تاریخ است مطالب زیادی در این زمینه نقل شده است که مطالعه مجموع آن نشان می دهد که زنان هوسران برای رسیدن به مقصود خود نقشه هایی می کشند که در نوع خود بی نظیر است.

در داستان همسر عزیز مصر می بینیم که او چگونه بعد از شکست در عشق دروغینش و قرار گرفتن در آستانه رسوایی با مهارت خاصی برائت خود و آلودگی یوسف را مطرح کرد او حتی نگفت که یوسف قصد سوئ ظن به من داشته بلکه آن را به عنوان امر مسلم فرض کرد و تنها سوال از مجازات چنین کسی نمود.

آری چنین زنان هوسرانی هستند که متصف به حیله گری می شوند و مکر انان بزرگ قلمداد میشود.

تفسیر نمونه ج9 ص389

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

خداوند در دو آیه صریحا حکم به وجوب حجاب را مطرح می فرماید.

در سوره نور آیه 31 می فرماید:

«به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت های خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند و (اطراف)روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشیده شود)»

امام صادق فرمود:

«زینت ظاهری که پوشاندن آن واجب نیست صورت و دو دست است»

قرب الاسناد ص40

وسائل الشیعه ج20 ص202

وفرمود:

«مرد تنها می تواند به صورت و دو دست نامحرم ...نگاه کند»

الکافی ج5 ص521

ودر سوره احزاب آیه 59 می فرماید:

«ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مومن بگو روسری های بلند خود را بر خویش فرو افکنند .این کار برای اینکه مورد آزار قرار نگیرند بهتر است»

پیامبر گرامی فرمود:

«زن وقتی به حد بلوغ می رسد نباید جایی از بدن و اندامش دیده شود مگر صورت و دست ها »

سنن ابی داود ج2 ص383

از آنچه گذشت روشن می شود که واجب در حجاب شرعی پوشش تمام بدن به غیر از صورت و دست ها تا مچ می باشد .پوشش این حد از بدن واجب است و فرقی نمی کند که با چادر حاصل شود و یا مانتو اگر چه چادر حجاب برتر است .

اما در نماز پوشش پاها استثناء شده است و زن می تواند در نماز صورت و دو دست و پاها تا مچ را نپوشاند اما در برابر نامحرم باید پاها را نیز تا مچ بپوشاند

وسایل الشیعه ج4 ص405 باب28

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

حکمت و فلسفه واقعی احکام و از جمله حرمت استفاده از طلا برای مردان برای ما کاملا مشخص نیست اما می دانیم که این حکم حتما دارای مصالح بوده است .

امام صادق فرمود:

« از انجایی که می دانیم خداوند حکیم است تصدیق می کنیم که تمام افعالش از روی حکمت است اگر چه فلسفه انها را ندانیم»

بحار الانوار ج52 ص91

در این مورد روایاتی وارد شده است که استفاده می شود استعمال طلا برای مردان جایز نیست .

پیامبر گرامی فرمود:

« انگشتر طلا بدست نکن چون زینت تو در آخرت خواهد بود»

الکافی ج6 ص468

امام صادق فرمود:

« در دست خود هیچ انگشتری از طلا مکن»

همان مدرک ص469

وفرمود:

« طلا لباس بهشتیان است و خداوند طلا را در دنیا زینت زنان قرار داده و بر مردان پوشش طلا را حرام داشته و نماز در آن را باطل اعلام کرده است»

التهذیب ج2 ص227

شاید بتوان گفت که علت تحریم طلا برای مردان و جائز بودن آن برای زنان آن است که اصولا طلا برای زینت کردن استفاده می شود و طبیعت مرد و زن تفاوت دارد .طبیعت و غریزه زن به سوی زیبایی و زینت گرایش یافته و اصولا زیباتر هم افریده شده پس برای او مجاز شده در عین اینکه زیبایی و زینت زن باعث برقراری روابط گرم و صمیمانه خانواده و گرایش مرد به سوی تشکیل خانواده و برقرار بودن نوع و نسل می شود

اما گرایش مردان به زینت در عین حال که در انها روحیات زنانه به وجود می آورد و از طبیعت خود دور می کند آن ها را از مسئولیت در امور اساسی زندگی دور می کند و به سوی تجملات و مظاهر دنیا و چه بسا دوری از پرودگار سوق می دهد

البته برخی در این زمینه این موارد را نیز بیان کرده اند:

گلبول های سفید در خون مرد بیش از زن است .از طرف دیگر طلا در افزایش این گلبول ها موثر است لذا وجود آن برای زن مفید است ولی برای مردان چندان مناسب نیست و ممکن است موجب برهم زدن گلبول های سرخ و سفید گردد ونیز موجبات تحرکات عصبی مردان را فراهم می کند

سالنامه پیام اسلام ،سال1357

بهداشت در اسلام،دکتر اردوبادی

البته چنان که گذشت عمده دلیل ما در این مساله روایات فراوانی است که در مجامع روایی ما ثبت وضبط شده است و فلسفه اصلی این حکم نیز برای ما دقیقا مشخص نیست .

وسائل الشیعه ج4 ص412 باب30

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سه شنبه 2 شهریور 1395

حبس کردن زنان

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

بابی هست تو کتاب وسائل الشیعه

جلد ٢۵ باب ٢۴

اسلام ستیزان میگن چرا باید زن حبس بشه درخونش یا خونه شوهرش ومردی بهش وارد نشه و....

که این باب هم احادیثی داره

لطف کنید پاسخ بدید

پاسخ:

شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه بابی به این عنوان دارد:

« باب در استحباب حبس زن در خانه و یا خانه شوهرش و بدون ضرورت از منزل خارج نشود و کسی از مردان نامحرم بر او وارد نشود»

وسائل الشیعه ج20 ص64 باب 24

در بیان مراد از احادیث این باب باید توجه داشت که مراد از حبس زنان در خانه ، زندان کردن نیست زیرا "حبس" در لغت عرب به معنی "اختصاص دادن" و مخصوص گردانیدن است.

لسان العرب ج6 ص44

با توجه به این سخن مراد از روایات این باب آن است که حتی المقدور زنان را برای وظایفی که در منزل برعهده دارند اختصاص بدهید و مسؤلیت های خارج از منزل بر عهده آنان نگذارید .

این در حالی است که در همان زمان ،پیامبر اکرم همسران خود را به همراه خود به جنگ می برد و یا وظیفه پرستاری و امداد رزمندگان را به زنان محول می کردند بنا بر این در مواقع ضرورت این سیره و روش پیامبر بهترین مفسر این احادیث است .

با توجه به این سیره پیامبر اسلام است امروزه همه فقیهان بر این عقیده اند که بسیاری از مشاغل نظیر پزشکی که با زنان سر و کار دارد برای زنانی که استعداد و توانایی آنجام آن را دارند، واجب کفایی است یعنی برای جلوگیری از هرگونه تماس با نامحرم لازم و واجب کفایی است که عده ای از زنان در رشته های مورد نیاز نظیر پزشک عمومی، دندان پزشکی، جراحی ، تخصص زنان ،رادیو لوژی، سونو گرافی و....تخصص لازم را کسب کنند تا زنان مجبور نباشند در این امور به پزشک مرد مراجعه نمایند.

اما پس از تربیت افراد متخصص در حد کفایت و رفع نیاز جامعه است که زنان می توانند در منزل بنشینند و صرفاً به وظیفه همسر داری و مادری خود بپردازند.

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پنجشنبه 7 مرداد 1395

ثابت کنید حضرت زهرا سلام الله علیها حیض نمی شدند.

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

از سوی دیگر حضرت زهرا در این صورت چگونه می تواند الگو باشد و فلسفه این مساله چیست؟

پاسخ:

این مساله در روایات متعددی از کتب شیعه و سنی امده است که جای هیچگونه شک و تردیدی در آن نیست.

خطیب بغدادی از علمای بزرگ اهل سنت نقل می کند که پیامبر گرامی فرمود:

« دخترم حوریه ای است که به شکل ادمیان در آمده است .حیض نمی شود و عادات زنانگی نمی بیند»

تاریخ بغداد ج12 ص331

صواعق،ابن حجر،ص96

در روایت دیگر نقل کرده اند که فرمود:

« دختر من از هر جهت پاک و پاکیزه است نه حیض می شود و نه به نفاس دچار می گردد»

ذخائر العقبی،ص44

این مضمون در روایات متعددی از منابع شیعه نیز امده است .

از حضرت علی سوال شد معنای بتول چیست زیرا پیامبر حضرت زهرا و مریم را بتول خطاب می کرد؟

حضرت پاسخ داد:

« بتول کسی است که هیچگاه خون نمی بیند چرا که حیض شدن در فرزندان انبیا مکروه است»

معانی الاخبار،ص64

علل الشرائع ج1 ص181

در روایت دیگر امام باقر فرمود:

« به فاطمه طاهره گفته میشود به دلیل طهارتش از هر گونه پلیدی و او هیچ گاه گرفتار حیض و نفاس نمیشد»

بحار الانوار ،ج43 ص19

فلسفه این حکم روشن است زیرا اگر چه حیض شدن از لحاظ فیزیولوژی و جنبه روان شناختی و بهداشتی دارای فواید مختلفی است ولازمه خلقت زنان می باشد که کارشناسان فن و پژشکی به آن تصریح کرده اند

نرم افزار پرسمان،کلید واژه فلسفه حیض

اما به هر حال امری پلید و ناپاک می باشد چنان که قرآن می فرماید:

« هو اذی»

بقره 222

در تفسیر این کلام گفته اند یعنی پلید و نجس

التبیان،ج2 ص221

جامع البیان،ج2 ص518

امام باقر فرمود:

« حیض شدن در زنان نجاست و پلیدی است»

علل الشرائع،ج1 ص290

طبیعی است که حضرت زهرا که از هر گونه رجس و پلیدی مبرا است

احزاب 33

دچار حیض و نفاس نشود و این منافاتی با الگو بودن ایشان ندارد زیرا موارد فراوان دیگر می باشد که ایشان برای زنان جهانیان الگو می باشد چرا که هزاران مساله مشترک بین ایشان و توده زنان وجود دارد که زنان مسلمان می توانند در آن موارد از ایشان الگو بگیرند

این كه حضرت زهرا بتول بوده، سبب عدم درک مشكلات زنان از سوی ایشان نمی شود؛ از باب مثال یك پزشک با این كه خودش سالم است و درد و مریضی ندارد، ولی مشكلات بیماران مختلف را درک و راه درمان و علاج را برای ایشان ارایه می كند

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پاسخ

توجه به چند نکته لازم است :

1-این خطبه بعد از جنگ «جمل» وارد شده و مى دانیم میدان دارِ اصلى آن جنگ، همسر پیامب به نام «عایشه» بود که به تحریک «طلحه» و «زبیر» به شکل بى سابقه اى در میدان جنگ وارد شد و خون هاى زیادى از بى گناهان و یا ناآگاهان به زمین ریخت که بعضى عدد کشته شدگان را بالغ بر هفده هزار نفر مى دانند

2- ما در بسیارى از آیات قرآن حتى مذمتی از نوع بشر مى بینیم: «به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده! هنگامى که بدى به او رسد، بى تابى مى کند و هنگامى که خوبى به او رسد بخل مىورزد و مانع دیگران مى شود.»

معارج 19-20

و در جاى دیگر مى خوانیم: « انسان به یقین بسیار ظالم و جاهل بود»

احزاب72

و در جاى دیگر او را، «کفور مبین» (کفران کننده آشکار) نامیده است

زخرف 15

و در جاى دیگر از انسان به عنوان موجودى که هرگاه به نعمت مى رسد طغیان مى کند، یاد شده

علق 6-7

و مانند آن....

بى شک، انسان در طبیعتش نه «کفور مبین» است نه «ظلوم و جهول» و نه طغیانگر، بلکه ظاهر این است که این بحثها درباره انسانهایى است که تحت تربیت رهبران الهى قرار نگرفته اند و به صورت گیاهان خودرو، در آمده اند. نه راهنمایى و نه بیدارگرى دارند و در میان هوس ها غوطه ورند.

به همین دلیل در قرآن از مقام انسانِ با تقوا و مطیع فرمان الهى، مدح و تمجید فراوان شده و اصولا بنى آدم به عنوان گل سرسبد جهان آفرینش معرّفى گردیده است

اسرائ 70

در مورد جنس زن نیز مطلب همین گونه است، در میان زنان افراد شایسته اى داریم که حتّى در میان مردان مانند آنها کم است و به عکس، زنان بسیار منحرفى داریم که سرچشمه بسیارى از نابسامانى هاى جامعه بشرى هستند.

3- در این شکی نیست که زنان برجسته در اسلام فراوان بوده اند که پیامبر و امامان برای انها احترام قائل بوده اند نظیر حضرت خدیجه،حضرت فاطمه،ام سلمه ،و ...

افزون بر این قران نیز بسیاری از زنان را مدح کرده است چنان که فرمود:

« هر کس کار شایسته ای انجام دهد خواه مرد باشد یا زن در حالی که مومن است او را حیات پاکیزه ای می بخشیم »

نحل 97

ونیز از برخی از زنان به عنوان الگو و اسوه نام می برد

تحریم 11 و12

امام صادق فرمود:

« یک زن صالحه از هزار مرد غیر صالح برتر است»

وسائل الشیعه ج20 ص172

وصراحتا تقوا را معیار برتری دانسته است نه چیز دیگر را

حجرات13

4-با توجه به انچه امد و با توجه به شان نزول خطبه در مورد تعبیر ناقص العقل در مورد زنان می گوییم:

آن سخن ناظر به زنان تربیت نایافته تحت مکتب الهی است .در این نوع زنان عواطف و احساسات بر عقلشان غلبه دارد و ای بسا تحت تاثیر عواطف واقع شده و طبق آن به نفع و یا زیان کسی شهادت می دهند. وطبق این عواطف و احساسات رفتار می کنند واز عقل کم بهذه می گیرند .لذا در روایات ما از مشورت با این نوع از زنان نهی شده است

وسائل الشیعه ج 20 ص182

روشن می شود که تعبیر حضرت امیر یک حکم عام برای تمام افراد زن نمی باشد بلکه ناظر به افرادی از انان است که ویژگی های گفته شده را دارا هستند

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

جواب

اولا: (بر خلاف آنچه در میان عوام معروف است) میل جنسی در مردان به مراتب بیش از زنان است و از جمله ناراحتیهائی که در کتب علمی مربوط به مسائل جنسی درباره غالب زنان ذکر می کنند مساءله (سرد مزاجی) است در حالی که در مردان، موضوع بر عکس است، و حتی در میان جانداران دیگر نیز همواره دیده می شود که تظاهرات جنسی، معمولا از جنس نر شروع می شود.

ثانیا : تعدد همسر در مورد مردان هیچ گونه مشکل اجتماعی و حقوقی ایجاد نمی کند در حالی که درباره زنان اگر فرضا دو همسر انتخاب کنند، مشکلات فراوانی به وجود خواهد آمد که ساده ترین آنها مساءله مجهول بودن نسب فرزند است که معلوم نیست مربوط به کدام یک از دو همسر می باشد و مسلما چنین فرزندی مورد حمایت هیچ یک از مردان قرار نخواهد گرفت و حتی بعضی از دانشمندان معتقدند: فرزندی که پدر او مجهول باشد کمتر مورد علاقه مادر قرار خواهد گرفت، و با این ترتیب چنین فرزندانی از نظر عاطفی در محرومیت مطلق قرار می گیرند، و از نظر حقوقی نیز وضعشان کاملا مبهم است.

و شاید نیاز به تذکر نداشته باشد که توسل به وسائل پیشگیری از انعقاد نطفه بوسیله قرص یا مانند آن، هیچگاه اطمینان بخش نیست و نمی تواند، دلیل قاطعی بر نیاوردن فرزند بوده باشد زیرا بسیارند زنانی که از این وسائل استفاده کرده و یا در طرز استفاده، گرفتار اشتباه شده و فرزند پیدا کرده اند، بنابراین هیچ زنی نمی تواند به اعتماد آن، تن به تعدد همسر بدهد.

روی این جهات، تعدد همسر برای زنان نمی تواند منطقی بوده باشد، در حالی که در مورد مردان، با توجه به شرائط آن، هم منطقی است و هم عملی است.

برگرفته از تفسیر نمونه ،ج3 ص256

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

من آلمان زندگی میكنم دو روز پیش معلمم كه قرآن رو كاملا خوانده وبااینكه مسیحی هست به من گفت چرا تو قرآن نوشته كه یك مرد ٤تا زن میتونه بگیره و به شرط اینكه مساوات رو رعایت كنه.من چی جواب بدم؟

پاسخ:

در مورد فلسفه تعدد زوجات برای مردان در تفسیر نمونه چنین امده است :

با مطالعه وضع محیطهای مختلف قبل از اسلام، به این نتیجه می رسیم که تعدد زوجات بطور نامحدود امری عادی بوده و حتی بعضی از مواقع بت پرستان به هنگام مسلمان شدن، بیش از ده زن و یا کمتر داشته اند، بنابراین تعدد زوجات از پیشنهادها و ابتکارات اسلام نیست بلکه اسلام آن را در چهارچوبه ضرورتهای زندگی انسانی محدود ساخته و برای آن قیود و شرائط سنگینی قائل شده است.

قوانین اسلام بر اساس نیازهای واقعی بشر دور می زند نه تبلیغات ظاهری و احساسات رهبری نشده، مساءله تعدد زوجات نیز از همین زاویه در اسلام مورد بررسی قرار گرفته، زیرا هیچ کس نمی تواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگی بیش از زنان در خطر نابودی قرار دارند و در جنگها و حوادث دیگر قربانیان اصلی را آنها تشکیل می دهند

و نیز نمی توان انکار کرد که عمر زندگی جنسی مردان، از زنان طولانی تر است زیرا زنان در سنین معینی آمادگی جنسی خود را از دست می دهند در حالی که در مردان چنین نیست.

و نیز زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حمل، عملا ممنوعیت جنسی دارند در حالی که در مردان این ممنوعیتها وجود ندارد.

از همه گذشته زنانی هستند که همسران خود را به علل گوناگونی از دست می دهند و معمولا نمی توانند به عنوان همسر اول، مورد توجه مردان قرار گیرند و اگر مساءله تعدد زوجات در کار نباشد آنها باید برای همیشه بدون همسر باقی بمانند همانطور که در مطبوعات مختلف می خوانیم که این دسته از زنان بیوه با محدود شدن مساءله تعدد زوجات از نابسامانی زندگی خود شکایت دارند و جلوگیری از تعدد را یک نوع احساسات ظالمانه درباره خود تلقی می کنند.

بادر نظر گرفتن این واقعیتها در این گونه موارد که تعادل میان مرد و زن به عللی بهم می خورد ناچاریم یکی از سه راه را انتخاب کنیم:

1-مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان اضافی تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و تمام نیازهای فطری و خواسته های درونی خود را سرکوب کنند.

2-مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده اند به شکل معشوقه برقرار سازند.

3- کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آنها ایجاد نمی شود و قدرت بر اجراء عدالت کامل در میان همسران و فرزندان خود دارند به آنها اجازه داده شود که بیش از یک همسر برای خود انتخاب کنند. مسلما غیر از این سه راه، راه دیگری وجود ندارد.

اگر بخواهیم راه اول را انتخاب کنیم باید با فطرت و غرائز و نیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم و عواطف و احساسات اینگونه زنان را نادیده بگیریم، این مبارزهای است که پیروزی در آن نیست و به فرض که این طرح عملی شود جنبه های غیر انسانی آن بر هیچ کس مخفی نیست.

به تعبیر دیگر مساءله تعدد همسر را در موارد ضرورت نباید تنها از دریچه چشم همسر اول، مورد بررسی قرار داد، بلکه از دریچه چشم همسر دوم نیز باید مورد مطالعه قرار گیرد، و آنها که مشکلات همسر اول را در صورت تعدد زوجات عنوان می کنند کسانی هستند که یک مساءله سه زاویه ای را تنها از یک زاویه نگاه می کنند زیرا مساءله تعدد همسر، هم از زاویه دید مرد و هم از زاویه دید همسر اول و هم از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود و با توجه به مصلحت مجموع، در این باره قضاوت کنیم.

اگر راه دوم را انتخاب کنیم باید فحشاء را به رسمیت بشناسیم و تازه زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می گیرند نه تامینی دارند و نه آینده ای، و شخصیت آنها در حقیقت لگدمال شده است و اینها اموری نیست که هیچ انسان عاقلی آنرا تجویز کند.

بنابراین تنها راه سوم باقی می ماند که هم بخواسته های فطری و نیازهای غریزی زنان پاسخ مثبت می دهد و هم از عواقب شوم فحشاء و نابسامانی زندگی این دسته از زنان بر کنار است و جامعه را از گرداب گناه بیرون می برد.

البته باید توجه داشت که جواز تعدد زوجات با اینکه در بعضی از موارد یک ضرورت اجتماعی است و از احکام مسلم اسلام محسوب می شود اما تحصیل شرائط آن در امروز با گذشته تفاوت بسیار پیدا کرده است.

زیرا زندگی در سابق یک شکل ساده و بسیط داشت و لذا رعایت کامل مساوات بین زنان آسان بود و از عهده غالب افراد برمی آمد ولی در عصر و زمان ما باید کسانی که می خواهند از این قانون استفاده کنند مراقب عدالت همه جانبه باشند و اگر قدرت بر این کار دارند چنین اقدامی بنمایند. اساسا اقدام به این کار نباید از روی هوی و هوس باشد.

جالب توجه اینکه همان کسانی که با تعدد همسر مخالفند (مانند غربیها) در طول تاریخ خود، به حوادثی برخورده اند که نیازشان را به این مساءله کاملا آشکار ساخته است،

مثلا بعد از جنگ جهانی دوم احتیاج و نیاز شدیدی در ممالک جنگ زده، و مخصوصا کشور آلمان، به این موضوع احساس شد و جمعی از متفکران آنها را وادار ساخت که برای چاره جوئی و حل مشکل در مساءله ممنوعیت تعدد همسر، تجدید نظر کنند، و حتی برنامه تعدد زوجات اسلام را از دانشگاه (الازهر) خواستند و تحت مطالعه قرار دادند، ولی در برابر حملات سخت کلیسا مجبور به متوقف ساختن این برنامه شدند، و نتیجه آن همان فحشاء وحشتناک و بیبند و باری جنسی وسیعی بود که سراسر کشورهای جنگ زده را فرا گرفت.

از همه اینها گذشته تمایل پاره ای از مردان را به تعدد همسر نمی توان انکار کرد، این تمایل اگر جنبه هوس داشته باشد قابل ملاحظه نیست اما گاه می شود که بر اثر عقیم بودن زن، و علاقه شدید مرد به داشتن فرزند، این تمایل را منطقی می کند، و یا گاهی بر اثر تمایلات شدید جنسی و عدم توانائی همسر اول برای انجام این خواسته غریزی، مرد، خود را ناچار به ازدواج دوم می بیند، حتی اگر از طریق مشروع انجام نشود از طرق نامشروع، اقدام می کند در اینگونه موارد نیز نمی توان منطقی بودن خواسته مرد را انکار کرد، و لذا حتی در کشورهائی که تعدد همسر قانونا ممنوع است، عملا در بسیاری از موارد ارتباط با زنان متعدد رواج کامل دارد، و یک مرد در آن واحد با زنان متعددی ارتباط نامشروع دارد.

مورخ مشهور فرانسوی گوستاولوبون قانون تعدد زوجات اسلام را که به صورت محدود و مشروط است یکی از مزایای این آئین می شمارد و بهنگام مقایسه آن را روابط آزاد و نامشروع مردان، با چند زن، در اروپا چنین می نویسد:

«در غرب هم با وجود اینکه آب و هوا و وضع طبیعت هیچکدام ایجاب چنین رسمی (تعدد زوجات) نمی کند با این حال وحدت همسر چیزی است که ما آن را فقط در کتابهای قانون می بینیم و الا گمان نمی کنم که بشود انکار کرد که در معاشرت واقعی ما اثری از این رسم نیست! راستی من متحیرم و نمی دانم که تعدد زوجات مشروع و محدود شرق، از تعدد زوجات سالوسانه غرب چه چیز کم دارد؟ بلکه من می گویم که اولی از هر حیث از دومی بهتر و شایسته تر است »

تاریخ تمدن اسلام و عرب ترجمه فخر گیلانی صفحه 509

البته نمی توان انکار کرد که بعضی از مسلمان نماها بدون رعایت روح اسلامی این قانون، از آن سوء استفاده کرده و برای خود حرم سراهای ننگینی بر پا نموده و به حقوق زنان و همسران خود تجاوز کرده اند، ولی این عیب از قانون نیست و اعمال آنها را نباید به حساب دستورهای اسلام گذاشت، کدام قانون خوبی است که افراد سودجو از آن، بهره برداری نامشروع نکرده اند؟


نظرات() 

شنبه 12 تیر 1395

سوال در مورد آیه 223 سوره بقره

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 


می خواستم اگه ممکنه در خصوص آیه 223 سوره بقره توضیح بدید"زنان شما کشتزار شما (محل بذرافشانی شما) هستند..." آیا این بیان توهین به زنان نیست؟

پاسخ

در تفسیر نمونه چنین امده است:

« در اینجا تشبیه زنان به مزرعه شده و این تشبیه ممکن است برای برخی سنگین آید که چرا اسلام درباره نیمی از نوع بشر چنین تعبیری کرده است در حالی که نکته باریکی در این تشبیه نهفته است

در حقیقت قرآن می خواهد ضرورت وجود زن را در اجتماع انسانی نشان دهد که زن وسیله اطفائ شهوت و هوسرانی مرد نیست بلکه وسیله است برای حفظ حیات نوع بشر ،این سخن در برابر انها که نسبت به جنس زن همچون یک بازیچه یا وسیله هوسبازی می نگرند هشداری محسوب میشود»

تفسیر نمونه ج2 ص141

در تفسیر المیزان نیز چنین امده است:

« حاصل کلام در معنای آیه این شد که نسبت زنان به جامعه انسانی نسبت کشتزار است به انسان کشت کار،هما نطور که کشتزار برای بقای بذر لازم است و اگر نباشد بذرها به کلی نابود می شود و دیگر غذایی برای حفظ حیات و ابقای آن نمی ماند همچنین اگر زنان نباشند نوع انسانی دوام نمی یابد و نسلش قطع می شود»

ترجمه المیزان ج2 ص319

از این بیانات به دست می آید که مراد آیه بیان اهمیت و جایگاه حضور زن در اجتماع می باشد نه انکه نسبت به انان توهینی صورت گرفته باشد

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پاسخ

یکی از شبهات ضد دین ها و وهابیت در مورد کربلا ان است که می گویند ریشه واقعه کربلا بر سر یک موضوع عاشقانه بوده است که بین حسین علیه السلام و یزید روی داد‌.یزید عاشق همسر زیبا روی یکی از سرداران سپاه معاویه به نام « ارینب» بود .

یزید با وعده ی ازدواج با دختر معاویه به سردار سپاه او را تشویق به طلاق همسرش کرد اما پس از طلاق ارینب حسین علیه السلام او را به عقد خود دراورد و این باعث شد تا یزید کینه حسین را به دل گیرد و نهایتا این جریان به واقعه کربلا منتهی شد

این خلاصه ای از جریان بود که ابن قتیبه از علمای اهل سنت در کتاب الامامه و السیاسه ج1 ص156 نقل می کند

اما نقد:

اولا :ابن قتیبه بدون هیچ اشاره‌ای به ناقل و راوی این داستان حكایت را نقل می‌كند. داستان از نظر سندی مشكل دارد و قابل احتجاج نیست .به اصطلاح رجالیون روایت مرسل و بی سند و از هر گونه اعتبار خارج می شود.قابل توجه اینکه این داستان فقط در همین کتاب آن هم بدون سند نقل شده است

ثانیا: اشكال مهم دیگری كه در این داستان وجود دارد این است كه امام حسین ‌پس از انکه شوهر اول آن زن تقاضا می کند آن زن را طلاق میدهد اما کیفیت طلاق چنین است که در یك مجلس او را سه طلاقه می‌كند و حال آن كه بر اساس فقه شیعه كه بر گرفته از روایات اهل بیت معصومین است سه طلاق در یك مجلس جایز نمی‌باشد واین خود نشان میدهد که داستان ساختگی و برای اهداف خاصی طراحی شده است

روایات در ممنوعیت سه طلاقه کردن در یک مجلس را بحویید در «وسائل الشیعه »ج22 ص61 باب 29

ثالثا: گذشته از بطلان قطعی روایت فوق ، به اندازه كافی در اسباب و عوامل زمینه ساز واقعه كربلا در كتب شیعه و سنی بحث شده است كه هیچ جای شك و شبهه باقی نمی گذارد تا نوبت به طرح این شبهه سست و بی اساس برسد .ما در گذشته درباره اهداف قیام کربلا طبق کتب شیعه و سنی بحث کرده ایم که می توانید کلید واژه"قیام" را در کانال سرچ کنید

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

پیامی در تلگرام در حال گردش است که بر علیه اسلام استفاده میشود وان روایتی است که میگویند در منابع شیعه و سنی امده که زنان را در اتاق بالای خانه قرار ندهید و به انها نوشتن را اموزش ندهید بلکه نخ ریسی و سوره نور را اموزش دهید منابع کافی،الفقیه،مستدرک،وسایل، و منابع سنی در المنثور،فتح القدیر و ...

پاسخ

1-در سند روایت سکونی وجود دارد که از اهل سنت بوده و روایتش قابل استناد نیست

المفید من معجم رجال الحدیث ص63

2-برخی از علما حدیث را چنین شرح کرده اند:

چون در زمان رسول خدابیشتر خانه‌هایی که دارای طبقات بودند حصار و حجابی نداشتند و اگر زنان در آنجا ساکن می‌شدند در معرض چشم چرانی قرار ‌گرفته و یا خود به چشم چرانی می‌پرداختند؛ از این‌رو نشاندن زنان در طبقات فوقانی مورد نهی قرار گرفته است.

هم‌چنین دلیل عدم آموزش نگارش به بانوان، جلوگیری از برخی سوء استفاده‌ها اعلام شده چون ممکن است برخی از آنان برای مردان اجنبی نامه نگاری کرده و مردان بیگانه نیز با سوء استفاده از این نامه هم مرد و هم زن را به فتنه و دردسر بیندازند.چنانچه دلیل نهی زنان از آموختن سوره یوسف نیز جلوگیری از فتنه اعلام شده است.

روضه المتقین،ج2 ص479

3-در روایات ما کسب و طلب علم برای مرد و زن لازم شمرده شده است چنان که پیامبر گرامی فرمود:

« طلب علم بر هر مرد و زنی لازم و واجب است»

بحار الانوار ج1 ص177

امام صادق فرمود:

« طلب علم ( بر همگان ) واجب است»

الکافی ج1 ص30

در این مضمون روایت فراوان امده است

وسائل الشیعه ج27 ص25 باب 4

4-با توجه به نکات سابق در پاسخ نهایی می گوییم:

برای بررسی همه جانبه موضوع باید تمام روایات را با یکدیگر دید .در روایات فراوانی ترغیب به علم آموزی بانوان شده است با توجه به این موضوع اگر در آن روایت از اموختن کتابت به زنان نهی شده است ناظر به زمانی بوده است که این اموختن سبب ساز وقوع فتنه و فساد ودر گناه افتادن بوده است اما زمانی که بحث فتنه و فساد و در گناه افتادن در کار نباشد ( مانند زمان کنونی) بی شک رجحان علم اموزی بانوان بر جای خود باقی است

البته متذکر شدیم که در روایت سکونی وجود دارد که از نظر علمای رجال ضعیف است

پرسمان اعتقادی کانالی جامع برای پاسخ به سوالات و شبهات

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

برترین زنان پیامبر عایشه بود یا خدیجه؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، تفسیر نهج البلاغه، 

پاسخ

طبری بزرگ مفسر و عالم اهل سنت روایت می کند که پیامبر گرامی فرمود:

« برترین زنان عالم چهار زن هستند ؛ مریم بنت عمران،اسیه بنت مزاحم،خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد»

جامع البیان ،ج3 ص359

در روایت دیگر می اورند که فرمود:

« برترین زنان بهشت مریم و خدیجه ( وفاطمه) است»

تاریخ مدینه دمشق ج70 ص106

بخاری در صحیح روایت می کند که عایشه می گفت:

« من انقدر که نسبت به خدیجه حسادت می ورزیدم نسبت به هیچ یک از زنان پیامبر چنین حسادتی نمیکردم»

صحیح بخاری ج8 ص195

در کتاب فتح الباری امده است:

« اکثر حسد عایشه نسبت به خدیجه بود و سبب ان بشارتی بود که جبرییل اورد که برای خدیجه خانه ای در بهشت است»

فتح الباری ج7 ص102

مسلم روایت می کند که عایشه به پیامبر چنین گفت:

« چقدر از خدیجه یاد می کنی او پیرزنی بود از پیر زن های قریش که از پیری دندان در دهان نداشت .هلاک شد و خدا بهتر از او را به تو داد»

صحیح مسلم،ج7 ص134

دنباله روایت را احمد در مسند می اورد که پیامبر در جواب عایشه فرمود:

« خداوند بهتر از او را نصیبم نساخته است .انگاه که مردم مرا قبول نداشتند او به من ایمان اورد و انگاه که مرا تکذیب می نمودند او تصدیقم کرد و انگاه که دیگران مرا محروم کرده بودند او به مالش مرا یاری کرد »

مسند احمد ج9 ص429

المعجم الکبیر،ج23 ص13

الاستیعاب ،ج4 ص1824

کنزالعمال ،ج12 ص132

کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

چرا دیه بیضه چپ مرد از دیه زن بیشتر است!!!؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

شبهه ای است که در کانال های ضد دین منتشر میشود که مثلا دیه بیضه چپ مرد از دیه زن بیشتر است یعنی ارزش بیضه چپ یه مرد از زن بیشتره

پاسخ

دیه در اسلام بر معیار ارزش معنوی انسان نیست .نشانه آن این است که اسلام بسیاری از افراد اعم از زن و مرد را که دارای اختلاف علمی یا عملی هستند متفاوت می بیند و تساوی انها را نفی می کند ودر عین حال دیه انها را مساوی می داند

مثلا درباره عالم و جاهل می گوید:

« ایا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر هستند»

زمر 9

یا درباره مومنان مجاهد و غیر مجاهد می گوید:

« مومنان خانه نشین که زیان دیده نیستند با ان مجاهدانی که با مال خود در راه خدا جهاد می کنند برابر نیستند»

نساء 95

غرض انکه اگر چه اسلام از لحاظ معنوی بین افراد تفاوت قائل است اما از لحاظ جسمانی هیچ تفاوتی بین جان انسان ها قائل نیست و بین عالم و جاهل و ...تفاوتی قائل نمیشود

بنابراین تساوی دیه عالم و جاهل نه از ارج و منزلت عالم می کاهد و نه بر مقام جاهل می افزاید و نیز تفاوت دیه مرد و زن نه بر منزلت مرد می افزاید و نه از مقام زن می کاهد زیرا برخی از تفاوت های مادی و مالی هیچگونه ارتباطی به مقام های معنوی ندارد

دیه صرفا برای یک امر اقتصادی است همچنان که در شریعت برای سگ دیه تعیین شده است برای تن انسان نیز دیه تعیین شده است و در آن مهمترین شخصیت های اسلامی با ساده ترین افراد یکسان است دیه مرجع تقلید ،دیه یک انسان متخصص ،دیه یک انسان متکبر،با دیه یک کارگر ساده در اسلام یکی است به این دلیل که دیه عامل تعیین ارزش نیست بلکه تنها یک ابزار است معیار ارزش همان است که در قرآن امده است

« محبوبترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست»

حجرات13

چون مساله دیه مربوط به جنبه بدنی است لذا اگر بدن در مسائل اقتصادی قویتر باشد دیه ان بیشتر است و چون مردها در مسائل اقتصادی معمولا بیشتر از زن ها بازدهی اقتصادی دارند دیه انها نیز بیشتر است واین بدان معنا نیست که در اسلام مرد ارزشمندتر از زن باشد

مردان غالبأ در خانواده عضو مؤثر اقتصادی خانواده هستد ومخارج خانواده را متحمل میشوند وبا فعالیتهای اقتصادی خود،چرخ زندگی خانواده را به گردش درمیاورند،بنابراین تفاوت میان از بین رفتن مرد وزن یا خسارت وارده بر اعضای انها از نظر اقتصادی وجنبه های مالی برکسی پوشیده نیست که اگر این تفاوت مراعات نشود،خسارت بی دلیل به بازماندگان مرد مقتول یا مجروح وفرزندان بی گناه او وارد میشود

دیه برخی از اعضا نیز دارای دیه کامل یا نزدیک به دیه کامل است از این جهت که در بازدهی اقتصادی مرد موثر تر است و مرد با نبود آن اعضا نمی تواند این وظیفه اقتصادی خود را به سر انجام برساند لذا دیه نوعی جبران خسارت می باشد

از سوی دیگر در فلسفه دیه برخی از اعضای مرد ممکن است ملاک های دیگری نیز لحاظ شده باشد که برای ما مخفی باشد چنان که در روایتی امده است که امام صادق فرمود:

« در بیضه چپ مرد دو ثلث دیه است چرا که فرزند از آن ایجاد میشود»

الکافی ج7 ص 315

التهذیب ج10 ص250

یعنی در دیه بیضه گذشته از انکه جبران خسارت وارده بر مرد از لحاظ افتصادی لحاظ شده است این نکته نیز لحاظ شده که با خسارت وارده بر آن امکان فرزند دار شدن مرد نیز با مشکل روبرو شده است لذا دیه درواقع جبران خسارت از این ناحیه نیز می باشد

کانال تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

دوشنبه 24 خرداد 1395

آیا زن شر است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

یکی از اتیست ها که ادمین یکی از کانال های ضد دینه این اشکال رو واسم مطرح کرد که تو نهج البلاغه کلمات حکیمانه حکمت 238 اومده که :

« تمام وجود زن شر است و بدترین چیزی که در اوست این که از وجودش چاره ای نیست »

چی جوابش رو بدم میگه نظر اسلام در مورد زن اینه

پاسخ

اگر واژۀ «شر» را در این روایت به معنای بدی و زشتی گرفته و سپس آن را این‌گونه معنا کنیم که «زنان سراسر آکنده از بدی و زشتی هستند و بدتر از همه آن است که ناچاریم با آنان زندگی کنیم»، چنین معنایی با اصول اولیۀ دینی همخوانی نداشته و نمی‌توان چنین برداشتی را پذیرفت

چرا که زنان برجسته در اسلام فراوان بوده اند که پیامبر و امامان برای انها احترام قائل بوده اند افزون بر این قران نیز بسیاری از زنان را مدح کرده است چنان که فرمود:

« هر کس کار شایسته ای انجام دهد خواه مرد باشد یا زن در حالی که مومن است او را حیات پاکیزه ای می بخشیم »

نحل 97

ونیز از برخی از زنان به عنوان الگو نام می برد

تحریم 11 و12

امام صادق فرمود:

« یک زن صالحه از هزار مرد غیر صالح برتر است»

وسائل الشیعه ج20 ص172

اگر معنایی جز آنچه گفته شد برای این روایت متصور نباشد، باید با قاطعیت از آن صرف نظر کرد.

اما با اندکی تأمل می‌توان معنای دیگری برای این روایت در نظر گرفت که مشکل چندانی ایجاد نخواهد کرد

1_این سخن ناظر به زنان تربیت نایافته است چنان که خداوند می گوید:« انسان عجول است»

اسراء 11

که مراد انسان های تربیت نایافته و خارج از قلمرو رهبری رهبران الهی است

پیام امام،ایت الله مکارم،ج13 ص807

2_ واژۀ «شر» را به زشتی و بدی معنا نکرده، بلکه به دردسر و افزایش مسئولیت ترجمه کنیم. چنین معنایی از «شر» در متون اسلامی بسیار به چشم می‌خورد، مانند این آیه از قرآن:

«إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً»

یعنی انسان هر وقت که دچار دردسری شد، ناله و فریادش بلند می‌شود.

معارج 20

ضرب المثلی فارسی وجود دارد که «زن و بچّه دردسرند

و بى دردسر هم نمیتوان زندگى کرد» یا «زن بلا است و هیچ خانه‌ای بدون بلا مباد»می تواند ناظر به این معنا باشد


کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

دوشنبه 16 فروردین 1395

ارتباط زن و شوهر یک ارتباط حساس

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: سبک زندگی، مهارت های همسرداری، 










ارتباط زن و شوهری یک ارتباط حساس و دارای نقاط بحرانی بسیاری است؛ دو نفر به میزان عشقشان نسبت به همدیگر ارتباطشان آسیب پذیر است و چون توقعاتشان از همدیگر خیلی بالاست ممکن است با کوچکترین اتفاقی، دچار مشکل بشوند.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

نظرات() 

یکشنبه 29 آذر 1394

سبک زندگی در قرآن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: سبک زندگی، قرآنی، مهارت های همسرداری، 












به نام خداوند بخشنده مهربان


یکی از ویژگی های سبک زندگی اسلامی برخورد شایسته و نیکو با همسر است

قرآن کریم در آیه 19 سوره نساء می فرماید (( وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ  )) یعنی با آنان به صورتی شایسته و پسندیده رفتار کنید....

با توجه به این امر که خانواده از منظر قرآن ، محلی برای امنیت و آرامش است که یکی از اساس های این امر مهم ، مهر و محبت همسران به یکدیگر است تا جایی که بدون وجود این عامل، همسران از زندگی در کنار یکدیگر، احساس لذت نمی کنند و هر لحظه احتمال وقوع اختلاف در خانواده وجود دارد.

باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم که این احساس لذت و رضایت بخشی به خودی خود حاصل نمی شود، بلکه لازم است زن و شوهر آن را ایجاد نمایند، لذا باید به دنبال عواملی باشند که علاوه بر ایجاد مهر ومحبت ، باعث پایداری آن در محیط خانواده باشد.

مهر و محبت به همسر علاوه بر آثار مثبت در زندگی ، پاداش اخروی فراوانی هم به همراه دارد .

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: بهترین مردان امت من كسانى هستند كه به اهل خانه خود تعدّى روا ندارند و بر آنها رحمت آرند و ستم نكنند». مكارم الاخلاق، ص413

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه