تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب ابر دنیا

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

یکشنبه 13 تیر 1395

آیا آخرتی هست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 


لطفا برام از طریق عقل ثابت کنید که اخرتی است اخه بعضی ها میگن کی رفته اون دنیا ببینه اخرتی است یا نه!!!

پاسخ

روشن است كه دلائل نقلی در این زمینه بسیار است اما دلایل مختلفی برای اثبات عقلی معاد و عالم آخرت اقامه می‌شود كه در این باره به سه برهان ،فطرت، برهان حكمت و عدالت اشاره میکنیم

1-برهان فطرت :

اگر براى فنا آفریده شده‏ایم، عشق به بقاء چه مفهومى دارد؟

هیچ کس نمى‏تواند این حقیقت را انکار کند که از مرگ به معنى نیستى گریزان است، و خواهان طول عمر بلکه حیات جاویدان می ‏باشد.

تلاش براى طولانى شدن عمر کوشش براى به دست آوردن اکسیر جوانى اظهار علاقه به یافتن سرچشمه آب حیات که نشان‏هاى آن در جاى جاى تاریخ بشر و کوشش‏هاى دانشمندان و سروده‏هاى شعراء دیده مى‏شود، همه دلیل بر این است که انسان ذاتاً خواهان بقاء است، حتى علاقه انسان به حیات فرزند خود که دنباله حیات او محسوب مى‏شود، نشانه‏اى از این عشق غریزى است.

اگر ما براى فنا آفریده شده‏ایم، وجود این غریزه در ما بى معنى است و در حقیقت یک عشق مزاحم و بى دلیل است چگونه ممکن است خداوند حکیم چنین موضوع زائد و مزاحمى را در ما بیافریند

اصولاً وجود یک غریزه در انسان، دلیل بر این است که در بیرون وجود او طریق اشباع و پاسخگویى به آن هست تشنگى دلیل بر وجود آب و گرسنگى دلیل بر وجود غذا است میل به جنس مخالف دلیل بر وجود آن است و گرنه با حکمت حکیم سازگار نیست.

بنابراین عشق به بقاء که به طور فطرى در انسان‏ها وجود دارد نشانه روشنى بر زندگى جاویدان محسوب مى‏شود.

در این جا دانشمند معروف مرحوم فیض کاشانى، سخن ظریفى دارد او مى‏ گوید:

«چگونه ممکن است نفوس انسانى نابود گردد با این که خداوند در طبیعت او به مقتضاى حکمتش عشق به هستى و بقا را افریده است و در درون جانش کراهت عدم و فنا را؟!

از سوى دیگر این مسأله ثابت و یقینى است که بقاء و دوام در این جهان امرى است محال اگر جهان دیگرى وجود نداشته باشد که انسان به آن انتقال یابد این مسأله غریزى و ارتکازى که خداوند در فطرت انسان به ودیعه نهاده، یعنى محبت بقاى همیشگى و حیات جاودانى، باطل و بیهوده خواهد بود، و خداوند حکیم برتر از آن است که چنین کار لغوى کند. »

علم الیقین،ج2 ص837

2-برهان حكمت:

اندكی تأمل در جزئیات این عالم و خط سیری كه انسان در زندگی خود در پیش می‌گیرد، نشان می‌دهد كه وجود عالمی دیگر در پس این دنیا، لازمه حكیمانه بودن خلقت این عالم و انسان است.

اگر زندگى این جهان را بدون جهان دیگر در نظر بگیریم، پوچ و بى معنا خواهد بود؛ درست به این می ماند كه زندگى دوران جنین را بدون زندگى این دنیا فرض كنیم. اگر قانون خلقت این بود كه تمام جنین‌ها در لحظه تولد خفه میشدند و می مردند، چقدر دوران جنینى بى مفهوم جلوه مى‏كرد؟ همچنین اگر زندگى این جهان بریده از جهان دیگر تصور شود، این سر در گمى وجود خواهد داشت.

زیرا چه لزومى دارد كه ما هفتاد سال یا كمتر و بیشتر در این دنیا در میان مشكلات دست و پا زنیم، مدتى خام و بى‏تجربه باشیم، مدتى هم به دنبال تحصیل علم و دانش باشیم و هنگامى كه از نظر معلومات به جایى رسیدیم،برف پیرى بر سر ما نشسته، تازه از خود می‌پرسیم كه براى چه زندگى مى‏كنیم؟ خوردن مقدارى غذا و پوشیدن چند دست لباس و خوابیدن و بیدار شدن‌هاى مكرر و ادامه دادن این برنامه خسته كننده تكرارى برای چیست؟ آیا به‌راستى این آسمان گسترده، این زمین پهناور و این همه مقدمات و مؤخرات و این همه استادان و مربیان و این همه كتابخانه‏هاى بزرگ و این ریزه‌كاری‌هایى كه در آفرینش ما و سایر موجودات به كار رفته، همه فقط براى همان خوردن و نوشیدن و پوشیدن و زندگى مادى است؟ آیا این امر، با حكیم بودن خداوند و خالق این مجموعه عظیم هماهنگی دارد؟ مسلماً، خیر. حكمت خداوند می‌طلبد كه حتماً در پس این عالم، عالم دیگری باشد كه اعمال این دنیا و قابلیت‌هایی را كه انسان در پس یك عمر زندگی كسب می‌كند، در آن سرا به كار بندد و لذت واقعی زندگی انسانی را بچشد.

قرآن مجید به همین نكته عقلی اشاره دارد كه مى‏گوید: «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَینا لا تُرْجَعُونَ؛ آیا گمان كردید بیهوده آفریده شده‏اید و به سوی ما باز نمی گردید»

مومنون115

3-برهان عدالت:

دلیل دیگر در این باب، برهان عدالت است. در این جهان انسان‌ها در انتخاب و انجام كارهای خوب و بد آزادند. ‌از یك سو، كسانی یافت می‌شوند كه تمام عمر خود را صرف عبادت خدا و خدمت به بندگان او می‌كنند. از سوی دیگر، تبهكارانی دیده می‌شوند كه برای رسیدن به هوس‌های شیطانی خودشان، بدترین و زشت‌‌ترین گناهان را مرتكب می‌گردند.

اما می‌بینیم كه در جهان، نیكوكاران و تبهكاران به پاداش و كیفری كه درخور اعمال‌شان باشد، نمی‌رسند. چه بسا تبهكارانی كه از نعمت‌های بیش‌تری برخوردار بوده و هستند. زندگی

دنیا، ظرفیت پاداش و كیفر بسیاری از كارها را ندارد؛ مثلاً كسی كه هزاران شخص بی‌گناه را به قتل رسانیده است، نمی‌توان او را جز یك بار قصاص كرد و سایر جنایاتش بی‌كیفر می‌ماند؛ در صورتی كه مقتضای عدل الهی این است كه هر كس كوچك‌ترین كار خوب یا بدی انجام می‌دهد، به نتیجه آن برسد.

پس همچنان كه جهان، سرای آزمایش و تكلیف است، باید جهان دیگر باشد كه سرای پاداش و كیفر و ظهور نتایج اعمال باشد؛ هر فردی به آنچه شایسته است، نایل گردد تا عدالت الهی تحقق عینی یابد.

تفسیر نمونه ج18 ص479

پیام قران،ج5 ص181

اموزش عقاید،مصباح،ص366

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سه شنبه 3 فروردین 1395

قضا و قدر الهی

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، معارف، 

همیشه وقتی صحبت از علت خلقت انسان میشود در جواب می گویند به کمال رسیدن انسان هدف بوده است.

اما برای من سوال است که ، خداوند که از سرنوشت انسان خبر دارد و میداند این بنده ای که خلق میکند در پایان بهشتی است یا جهنمی پس به کمال رسیدن معنایی ندارد چون اعمال انسان از قبل تعیین شده تا به سرنوشتی که از قبل هم تعیین شده برسد.

پس این که می گویند کمال رسیدنی وجود ندارد درست است،چون حق انتخابی وجود ندارد و ما باید مسیری که از قبل تعیین شده رو طی کنیم تا بمیریم.

میشود روشنگری کنید؟

پاسخ:

باید دید تقسیر صحیح قضا و قدر الهی چیست ۰با روشن شدن این موضوع پاسخ سوال شما بدست می اید

در این شکی نیست که قضا وقدر مساله ای مسلم در اسلام است وقضا وقدر خداوند همه چیز را فرا گرفته است دراین باره روایات فراوانی داریم

بحار الانوار،ج5 ص84 باب 3

اما تفسیر قضا وقدر را از زبان ایت الله العظمی مکارم شیرازی زید عزه بشنویم:

"هرگز مفهوم قضا وقدر این نیست که سرنوشت انسان از نظر سعادت وشقاوت واطاعت ومعصیت، خوشبختی وبدبختی، به طور اجبار از پیش تعیین شده، سرنوشتی حتمی وغیر قابل تغییر.

این یک خرافه بیش نیست.

قضا وقدر از یک نظر اشاره به قانون علیت است.به این معنا که خداوند مقدر کرده است افرادی که مثلا سعی وکوشش کنند موفق شوند وافراد سست وتنبل ناموفق باشند، مطیعان سعادتمند کردند،عاصیان بدبخت وشقاوتمند، ملتی که متحد باشد پیروز گردد وانها که راه تفرقه بپیمایند شکست خورند واین است قضا وقدر الهی که انتخاب هر کدام از این مسیرها دست خود انسان است"

پیام قرآن،ج4 ص580

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه