تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب ابر خداوند

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

سوال

برهان شر یکی از قدیمی‌ترین و مهمترین برهانهای دلایلی است، که علیه وجود خدا آورده شده است.

شاید نخستین کسی که برهان شر را به نوعی مطرح کرده است اپیکروس فیلسوف اتمیست لذت جوی و ماده‌گرای یونان باستان باشد.

او گفته:

یا خدا می خواهد شر را از میان بر دارد و نمی‌تواند.

یا اینکه او می‌تواند اما نمی‌خواهد.

یا اینکه نه می‌تواند نه می‌خواهد.

اگر او می‌خواهد اما نمی‌تواند پس ناتوان است.

اگر می‌تواند اما نمی‌خواهد پس او شرور و نابکار است.

اما اگر خداوند هم می‌تواند و هم می خواهد که شر را براندازد پس چگونه است که شر در جهان هنوز وجود دارد.

اپیکروس 350 قبل از میلاد.

ممنون میشم پاسخ بدید.

پاسخ:

خیر به چیزی گفته می شود که هماهنگ با وجود ما و مایه پیشرفت و تکامل ان است و شر چیزی است که نا هماهنگ با آن می باشد و مایه عقب ماندگی و انحطاط گردد و از اینجا روشن می شود که خیر و شر جنبه نسبی دارد .ممکن است امری درباره ما خیر باشد و برای دیگران شر یا برای تمام انسان ها خیر باشد و نسبت به نوعی از حیوانات مایه شر گردد .

فی المثل ابرهایی در آسمان ظاهر می شود وبارانی می بارد ،مزارعی آباد می گردد و درختانی بار ور می شود اما همین باران در نقطه دیگر سیلابی به حرکت در می آورد و مایه ویرانی می گردد یا خانه پرنده ای با نم نم مختصر باران خراب می شود در حالی که برای ما لطافت هوا می بخشد .

در اینجا هر گروهی با مقیاس وجود و منافع خویش این پدیده ها را می سنجد و نام خیر و شر بر آن می نهد.

حقیقت این است که در جهان هستی چیزی جز خیر وجود ندارد و انچه شر نامیده می شود یا عدمی است و یا جنبه نسبی دارد.مثلا می گوییم فقر شر است در حالی که فقر چیزی جز نداشتن مایحتاج زندگی نیست و نداشتن یک امر عدمی است و عدم چیزی نیست که آفریدگار داشته باشد.

یا این که می گوییم نیش زنبور عسل و چنگال درندگان شر است در حالی که ما خودمان را محور قرار می دهیم و چنین قضاوتی می کنیم اما اگر زنبور را در نظر بگیریم می بینیم نیش برای او یک وسیله دفاعی است تا مهاجمان را از خود دور کند و دندان و چنگال درندگان وسیله صید و تغذیه است و برای انها جنبه حیات دارد پس خیر است به این ترتیب بسیاری از موجودات به خاطر تفکر خود محوری ما شکل شرور به خود گرفته اند.

گاه نیز جهل سبب می شود که اشیایی را به خاطر عدم اگاهی بر فوائد آن شر بدانیم مثلا ممکن است ما وجود میکروب ها را شر بدانیم چرا که موجب بیماریند اما اگر به نظریه دانشمندان توجه کنیم که میکروب های بیماری زا سلول های بدن انسان را به یک مبارزه دائم دعوت می کنند و در این مبارزه سلول های فعالتر و دارای رشد و نمو بیشتری می شوند به طوری که اگر میکروب ها نبودند شاید اندام یک انسان به طور متوسط بیش از هشتاد سانتی متر نبود آنهم اندامی ضعیف و ناتوان در این صورت قبول می کنیم که اطلاق شر بر انها زاییده جهل ما است .

قضاوت ما درباره سود و زیان هرچیزى همواره نسبى است، آنچه سود خود ماست خوب و مفید و آنچه بر زیان ماست بد و مضر مى دانیم و هرگز حساب نمى کنیم که فلان حادثه که در سرنوشت ما اثر بدى گذاشته در اجتماع و آینده چه آثارى به بار خواهد آورد، زیرا یک مادّه شیمیایى ممکن است براى ما سمّى مهلک محسوب شود، در صورتى که ممکن است براى دیگرى دارویى حیاتبخش باشد و بالعکس....

ولى آیا تنها سود و زیان ما مى تواند ملاک خوب و بد بودن یک موجود، یا یک حادثه باشد و یا این که براى قضاوت کلّى و نهایى باید مجموعه تاثیرات این حادثه را در تمام موارد در نظر بگیریم و روى هم رفته مورد نظر و مطالعه قرار دهیم؟

هنگامى که باران شدیدى مى بارد، قهراً سود و زیانى به بار مى آورد؛ قضاوت مردم درباره آن مختلف است کسانى که در اثر جارى شدن سیل خانه یا مزرعه شان آسیب دیده، ناله کنان مى گویند: نمى دانم چرا این بلاى ناگهانى متوجّه من شد!

و دیگران که از بى آبى باغ و کشتشان رنج مى برند و این باران باعث وفور آب قنات یا نهرشان شده است، مى گویند: به به! چه نعمت بزرگى بود، خدالطف خود را شامل حال ما کرده است!

ولى اگر مجموعه تاثیرات این باران را در نظر بگیرند، همگى آن را «باران رحمت» مى نامند نه قهر طبیعت.

بعلاوه برخى از بلاها نعمت بزرگى هستند که ما از حقیقت آنها غافلیم؛ مثلا، بعضى بیمارى هاست که انسان در دوران عمر خود یک مرتبه به آن مبتلا مى شود، ولى اثر آن این است که در وجود بیمار براى همیشه مصونیّتى در مقابل آن بیمارى یا بیمارى هاى مشابه آن ایجاد مى کند.

اگر به همان لحظه ابتلا نگاه کنیم، آن را بلا مى نامیم در صورتى که اگر آثار آن را براى تمام عمر در نظر بگیریم قطعاً نعمت خواهیم خواند.

یکى دیگر از فلسفه بروز بلاها، درک وجود نعمتهاست.

قابل انکار نیست که ما در یک دریا از نعمت و موهبت الهى غرق هستیم، ولى وجود بیشتر آن نعمت ها را، درک نمى کنیم؛ مگر در صورتی که موقّتاً آن نعمت از ما سلب شود. تصوّر کنید اگر بیمارى در جهان وجود نداشت چگونه مى توانستیم بفهمیم که سلامت و صحّت ما چه موهبت بزرگى است یا اگر تاریکى شب نبود، چگونه مى توانستیم بفهمیم که امواج نور آفتاب که در روز بى دریغ بر چهره جهان پاشیده مى شود، چه نعمت گرانبهایى است! اگر گاه و بیگاه زمین - این گهواره زندگى - در زیر پاى ما مختصر لرزشى نداشت، آیا هیچ معلوم مى شد که آرامش زمین یعنى چه! و اگر گاهى خشکسالى واقع نمى شد، آیا ممکن بود بدرستى نقش اساسى باران را در زندگى خود متوجّه شویم!

بنابر این براى این که بشر به مواهب بى شمار زندگى توجّه خاصّى پیدا کند و از آنها و خداوند موهبت بخش خود قدردانى کند، گاه و بیگاه تغییر مختصرى در آنها واقع مى شود تا ما را به این حقیقت بزرگ و ارزنده واقف سازد. این تغییرات مختصر و موقّتى همان است که ما آن را «بلا» مى نامیم.

آیا به توجّه به این نکته، این «بلا» براى اجتماع انسان درس آموزنده اى نیست و آیا اگر آنها را «نعمت بزرگى» بنامیم، جاى تعجّب دارد!

از این سخنان چند نتیجه حاصل شد:

1-در جهان جز خیر محض چیز دیگری وجود ندارد

2-شر امری عدمی است و امر عدمی نیاز به افریننده ندارد

3-علم انسان محدود است و بسیاری از وقائع را شر می پندارد در حالی که حقیقتا چنین نیست

4-مصالح نوعیه بر مصالح شخصیه رجحان دارد این مطلب حکم صریح عقل است .بنا براین خیلی از حوادث است که برای مجموعه حیات بشری مصلحت دارد ولی ممکن است که برای فرد یا افرادی شر محسوب شود مانند سیل و زلزله

5-حوادث سبب می شود که انسان قدر نعمات را بهتر بشناسد

6-برخی از مصائب جزو مشکلات خود ساخته است و یا جنبه مجازات بر گناهان دارد

7-برخی از مصائب عامل شکوفایی استعدادهاست زیرا وقتی انسان با مشکلی برخورد می کند در پی راه و چاره می شود

8-برخی از مصائب عامل تنبه و ترس و بازگشت به سوی خدا می شود

تفصیل این موارد در پاسخ های گذشته امده است.

اگر به نکاتی که امد توجه شود روشن می شود که شرور حقیقتا خیر محض هستند و منافع انها بازگشت به نوع بشر و یا فرد فرد انسان ها ویا حیوانات می کند و این سخن که خداوند باید شرور را از بین ببرد سخنی غیر صحیح می باشد .

منابع:

تفسیر موضوعی پیام قران،ایت الله العظمی مکارم شیرازی ج3 و4

الالهیات،علامه سبحانی،ج1

بدایه الحکمه،علامه طباطبایی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

یک پیام در تلگرام در حال گردش است که در آن می گویند خدای مسلمانان تصمیمی می گیرد انگاه متوجه اشتباه بودن ان میشود و ان را تغییر میدهد چنان که در ایه 187 بقره میگوید امیزش جنسی در شب های ماه رمضان ممنوع است اما پس از انکه مسلمین به این دستور عمل نمیکنند خداوند این حکم را عوض کرده و حکم به جواز ان می دهد جالب ان است که خداوند در ایه تصریح می کند که ما می دانستیم شما به این حکم عمل نمی کنید اما باز ان حکم را قرار داد

پاسخ

یکی از سنت های پرودگار در قبال مردمان آزمایش کردن انان است چنان که می فرماید:

«ایا مردم گمان کرده اند که همین که بگویند ایمان اوردیم رها می شوند و ما انان را ازمایش نمی کنیم»

عنکبوت 3

انچه در اشکال شما نیز امده است ناظر به همین موضوع است به این که خداوند ابتدا حکم به حرمت امیزش جنسی در شب های ماه رمضان میدهد تا افراد را امتحان و ازمایش کند که چقدر به دستورات خداوند پایبند هستند

روشن است که خداوند از احوالات انسان مطلع است و ازمایش نمی کند تا مطلبی برایش اشکار شود بلکه ازمایش خداوند به معنای تربیت و پرورش است چنان که حضرت علی فرمود:

« گرچه خداوند به روحیات بندگانش از خودشان اگاهتر است ولی انها را امتحان می کند تا کارهای خوب و بد که معیار پاداش و کیفر است از انها ظاهر گردد»

نهج البلاغه کلمات قصار جمله 93

خداوند بندگان را می آزماید تا انچه در درون دارند در عمل اشکار کنند ،استعداد ها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و کیفر او گردند

اما پس از مدتی این حکم نسخ شد اما این نسخ شدن به معنای این نیست که خداوند در ابتدا متوجه نبود سپس متوجه شد این حکم اشتباه است معنای نسخ حکم این است که :

نسخ در احکام به معنای پایان یافتن مدت عمل به یک حکم است به این بیان ؛

نیازهای انسان گاه با تغییر زمان وشرایط دگرگون میشود وگاه ثابت وبرقرار است. یک روز برنامه ای ضامن سعادت او است ولی روز دیگر ممکن است بر اثر دگرگونی شرایط همان برنامه سنگ راه او باشد. یک روز دارویی برای بیمار فوق العاده مفید است وطبیب به آن دستور میدهد اما روز دیگر به خاطر بهبودی نسبی بیمار ممکن است این دارو حتی زیانبار باشد لذا دستور قطع آن وجانشین ساختن داروی دیگر را میدهد. ممکن است درسی امسال برای دانش آموزان سازنده باشد اما همین درس برای سال آینده بی فایده باشد، معلم آگاه باید برنامه را انچنان تنظیم کند که سال به سال دروس مورد نیاز شاگردان تدریس شود

این مساله با توجه به قانون تکاملی انسان و جامعه روشنتر می گردد که در روند تکاملی انسان گاه برنامه ای مفید و سازنده است و گاه زیانبار و لازم التغییر و علت ان نیز تغییر شرایط مکلفین است

خداوند با توجه به شرایط مکلفین زمانی حکمی را وضع می کند و با تغییر شرایط مکلفین آن حکم را تغییر داده و حکم جدیدی وضع می کند و زمان حکم اول از همان ابتدا محدود بوده است

تفسیر نمونه،ج1ص 391

کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سه شنبه 3 فروردین 1395

قضا و قدر الهی

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، معارف، 

همیشه وقتی صحبت از علت خلقت انسان میشود در جواب می گویند به کمال رسیدن انسان هدف بوده است.

اما برای من سوال است که ، خداوند که از سرنوشت انسان خبر دارد و میداند این بنده ای که خلق میکند در پایان بهشتی است یا جهنمی پس به کمال رسیدن معنایی ندارد چون اعمال انسان از قبل تعیین شده تا به سرنوشتی که از قبل هم تعیین شده برسد.

پس این که می گویند کمال رسیدنی وجود ندارد درست است،چون حق انتخابی وجود ندارد و ما باید مسیری که از قبل تعیین شده رو طی کنیم تا بمیریم.

میشود روشنگری کنید؟

پاسخ:

باید دید تقسیر صحیح قضا و قدر الهی چیست ۰با روشن شدن این موضوع پاسخ سوال شما بدست می اید

در این شکی نیست که قضا وقدر مساله ای مسلم در اسلام است وقضا وقدر خداوند همه چیز را فرا گرفته است دراین باره روایات فراوانی داریم

بحار الانوار،ج5 ص84 باب 3

اما تفسیر قضا وقدر را از زبان ایت الله العظمی مکارم شیرازی زید عزه بشنویم:

"هرگز مفهوم قضا وقدر این نیست که سرنوشت انسان از نظر سعادت وشقاوت واطاعت ومعصیت، خوشبختی وبدبختی، به طور اجبار از پیش تعیین شده، سرنوشتی حتمی وغیر قابل تغییر.

این یک خرافه بیش نیست.

قضا وقدر از یک نظر اشاره به قانون علیت است.به این معنا که خداوند مقدر کرده است افرادی که مثلا سعی وکوشش کنند موفق شوند وافراد سست وتنبل ناموفق باشند، مطیعان سعادتمند کردند،عاصیان بدبخت وشقاوتمند، ملتی که متحد باشد پیروز گردد وانها که راه تفرقه بپیمایند شکست خورند واین است قضا وقدر الهی که انتخاب هر کدام از این مسیرها دست خود انسان است"

پیام قرآن،ج4 ص580

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 27 دی 1394

نیاز به خدا

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، سبک زندگی، 

انسان در زندگی روز مره خود نیاز هایی را در خود احساس کرده و قدم هایی را برای بر طرف کردن این نیاز ها بر می دارد

زمانی که نیاز به پول دارد سراغ کار و زمانی که نیاز به سلامتی دارد سراغ پزشک می رود و بسیاری از نیازهای دیگری که انسان احساس می کند.

آیا تا به حال به این موضوع فکرده ایم که ما چقدر به خدا نیازمندیم؟

آیا اصلا  نسبت به خدا احساس نیاز می کنیم؟

خداوند متعال در قرآن میفرماید : هنگامی که بر سوار بر کشتی شوند ،(هنگام خطر) خدا را با اخلاص می خوانند ( و غیر او را فراموش می کنند)  امّا هنگامی که خدا آنان را به خشکی رساند و نجات داد (احساس نیاز تمام شد)، باز مشرک می شوند.

** فَإِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَی الْبَرِّ إِذا هُمْ یُشْرِکُونَ   1 **

انسانی که امکان دارد در کوتاه ترین زمان ممکن زندگی خود را از دست بدهد .

انسانی که از بدو تولد تا هنکام مرگ غرق در ضعف و نیاز است.

انسانی که بیشترین نیاز را نسبت به موجودات دیگر دارد، در حالی که از همه آنها سرکش تر است.

با دقت و توجه به این نیازها ، به وجود یک منبع قدرتمند پی خواهیم برد .

تنها چیزی که به انسان در مقابل این مشکلات و نیاز ها آرامش می دهد ، تنها یاد خداست.

 

** أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ **2


-----------------------------------

1-عنکبوت 65

2-رعد 28

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه