تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب ابر خدا

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

یکشنبه 23 آبان 1395

خدای مسلمین رحم ندارد!!!

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

خدای مسلمین به خودشون هم رحم نداره و میگه همه مومنان نیک و بد همه وارد جهنم می شوند « همه شما بدون استثنا وارد جهنم میشوید» ( مریم 71)

به راستی این حکم رو کجای دلمون بزاریم❗️

پاسخ:

خداوند می فرماید:

«همه شما ( بدون استثنا) وارد جهنم می شوید این امری است حتمی و فرمانی است قطعی از پرودگارتان ؛ سپس آنها را که تقوا پیشه کرده اند از آن رهایی می بخشیم و ظالمان را در حالی که ( از ضعف وذلت) به زانو در آمده اند در آن رها می کنیم»

مریم71-72

در تفسیر این دو آیه در میان مفسران گفتگوی دامنه داری است، بر اساس اینکه منظور از ورود در جمله ان منکم الا واردها « همه شما وارد جهنم میشوید» چیست؟

بعضی از مفسران معتقدند که ورود در اینجا به معنی نزدیک شدن و اشراف پیدا کردن است، یعنی همه مردم، خوبان و بدان، بدون استثنا برای حسابرسی یا برای مشاهده سرنوشت نهائی بدکاران، به کنار جهنم می آیند، سپس خداوند پرهیزگاران را رهائی میبخشد و ستمگران را در آن رها می کند.

آنها برای این تفسیر به آیه 23 سوره قصص استدلال میکنند «و لما ورد ماء مدین ...»« هنگامی که موسی کنار آب مدین رسید... »که در اینجا نیز ورود به همان معنی است .

تفسیر دومی که اکثر مفسران آن را انتخاب کرده اند این است که ورود در اینجا به معنی دخول است و به این ترتیب همه انسانها بدون استثناء، نیک و بد، وارد جهنم میشوند، منتها دوزخ بر نیکان سرد و سالم خواهد بود همانگونه که آتش نمرود بر ابراهیم چنین بود چرا که آتش با آنها سنخیت ندارد گوئی از آنان دور می شود و فرار می کند، و هر جا آنها قرار میگیرند خاموش می گردد، ولی دوزخیان که تناسب با آتش دوزخ دارند همچون ماده قابل اشتعالی که به آتش ‍ برسد فورا شعله ور میشوند.

بدون شک ظاهر آیه فوق با تفسیر دوم هماهنگ است، زیرا معنی اصلی ورود، دخول است و غیر آن نیاز به قرینه دارد، علاوه بر این جمله «ثم ننجی الذین اتقوا» «سپس پرهیزگاران را نجات میدهیم »همچون جمله «ستمگران را در آن وا میگذاریم » همه شاهد برای این معنی است .

بعلاوه روایات متعددی در تفسیر آیه رسیده است که این معنی را کاملا تقویت می کند:

از جمله از جابر بن عبد الله انصاری چنین نقل شده که شخصی از او درباره این آیه پرسید، جابر با هر دو انگشت به دو گوشش اشاره کرد و گفت : مطلبی با این دو گوش خود از پیامبر شنیدم که اگر دروغ بگویم هر دو کر باد. میفرمود:

« ورود در اینجا به معنی دخول است هیچ نیکوکار و بدکاری نیست مگر اینکه داخل جهنم می شود، آتش در برابر مؤمنان سرد و سالم خواهد بود، همانگونه که بر ابراهیم بود، تا آنجا که آتش از شدت سردی فریاد میکشد، سپس خداوند پرهیزگاران را رهائی میبخشد و ظالمان را در آن ذلیلانه رها می کند.»

نورالثقلین ج 3 ص 353

در حدیث دیگری از پیامبر میخوانیم :

«آتش به فرد با ایمان روز قیامت می گوید زودتر از من بگذر که نورت، شعله مرا خاموش کرد»

همان مدرک

تنها سؤالی که در اینجا باقی میماند این است که فلسفه این کار از نظر حکمت پروردگار چیست ؟ بعلاوه آیا مؤمنان از این کار آزار و عذابی نمی بینند؟

پاسخ این سؤال که از هر دو جنبه در روایات اسلامی وارد شده است، با کمی دقت روشن می شود:

در حقیقت مشاهده دوزخ و عذابهای آن، مقدمه ای خواهد بود که مؤمنان از نعمتهای خداداد بهشت حداکثر لذت را ببرند، چرا که قدر عافیت را کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید .

در اینجا مؤمنان گرفتار مصیبت نمی شوند، بلکه تنها صحنه مصیبت را مشاهده میکنند و همانگونه که در روایات فوق خواندیم آتش بر آنها سرد و سالم می شود و نور آنها شعله آتش را تحت الشعاع قرار می دهد.

بعلاوه آنها چنان سریع و قاطع از آتش میگذرند که کمترین اثری در آنها نمی تواند داشته باشد، همانگونه که در حدیثی از پیامبر نقل شده است که فرمود:

«مردم همگی وارد آتش (دوزخ ) میشوند سپس بر حسب اعمالشان از آن بیرون می آیند، بعضی همچون برق، سپس کمتر از آن همچون گذشتن تندباد، بعضی همچون دویدن شدید اسب، بعضی همچون سوار معمولی، بعضی همچون پیادهای که تند می رود، و بعضی همچون کسی که معمولی راه می رود»

نورالثقلین ج 3 ص 35

از این گذشته دوزخیان نیز از مشاهده این صحنه که بهشتیان با چنان سرعتی میگذرند و آنها میمانند، مجازات بیشتری می بینند، و به این ترتیب پاسخ هر دو سؤال روشن می شود.و پاسخ اشکال مستشکل نیز بدست می آید.

تفسیر نمونه ج13 ص117

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

ﻋﺪﻩ ﻱ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺑﺎﻭﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻣﺨﻠﻮﻕ الله است. ﺻﻔﺎﺕ ﺑﻴﺸﻤﺎﺭﻱ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ الله ﺑﺮ ﻣﻲ ﺷﻤﺎﺭﻧﺪ . ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﺧﺎﻟﻖ - ﺗﻮﺍﻧﺎ - ﺩﺍﻧﺎ - ﻗﺎﺩﺭ - ﺑﻲ ﻧﻴﺎﺯ - ﻭ ..…ﭼﻨﺪ ﺳﻮﺍﻝ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ الله ﺑﺮﺍﻳﻢ ﻣﻄﺮﺡ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﻣﻦ ﻓﻀﺎﻳﻲ ﺧﺎﻟﻲ ﺭﺍ ﺗﺼﻮﺭ می ﻛﻨﻢ ﻛﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻭ ﺯﻣﺎﻥ ﻭ ﻣﻜﺎﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ .ﺗﻨﻬﺎ الله وجود ﺩﺍﺷﺖ .ﭼﻮﻥ ﻛﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ الله ﻧﻴﺰ ﺧﺎﻟﻖ ﻧﺒﻮﺩ . ﺩﻧﻴﺎﻳﻲ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺗﺎ الله به ﺳﺮﺍﺭ ﺁﻥ ﺁﮔﺎﻩ ﺑﺎﺷﺪ . ﺗﻮﺍﻧﺎ ﻧﻴﺰ ﻧﺒﻮﺩ .ﻭﻗﺘﻲ ﺩﻧﻴﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍشت ﺗﻮﺍﻧﺎ ﺑﻪ ﭼﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﻮﺩ . ﻛﺮﻳﻤﻲ - ﺭﺣﻴﻤﻲ - ﺑﻴﻨﺎﻳﻲ - ﻋﺎﺩﻟﻲ - ﻫﻴﭻ ﻛﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺻﻔﺘﻬﺎ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ . ﭘﺲ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺧﻠﻖ ﺩﻧﻴﺎ الله ﻫﻴﭻ ﻧﺒﻮﺩ . ﺳﭙﺲ الله ﺟﻬﺎﻥ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪ .ﺑﻪ ﻭﺍﺳﻄﻪ ﺧﻠﻖ ﺩﻧﻴﺎ -الله هم ﺧﺎﻟﻖ ﺷﺪ . ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺧﺎﻟﻖ ﺷﺪﻥ -ﺻﻔﺎﺕ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻴﺰ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ .ﭘﺲ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪﺑﺎﺷﺪ ﺗﺎ الله ﻧﻴﺰ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ .

ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺨﻠﻮﻕ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﻧﻴﺎ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﻦ ﺍﺯ ﻣﺬﻫﺒﻴﻮﻥ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﺧﻠﻖ ﺩﻧﻴﺎ الله ﭼﻪ ﺑﻮﺩ . ﺁﻳﺎ ﻭﺟﻮﺩ الله ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﻧﻴﺴﺖ .

پاسخ:

این اشکال ناشی می شود از عدم توجه کافی به صفات خداوند.

از تقسیمات رایج در صفات خداوند تقسیم صفات خداوند به دو دسته صفات ذات و صفات فعل است .علم و قدرت و حیات از صفات ذات و خلق و رزق و آمرزش از صفات فعل است

1-صفات ذات:

هر گاه تصور ذات در اتصاف وصف کافی باشد و در حمل آن بر ذات خداوند نیازی جز تصور ذات خودش نباشد آن را صفت ذات می نامیم .

2-صفت فعل:

هر گاه فرض ذات در اتصاف به وصف کافی نباشد بلکه باید فعلی از افعال او را در نظر بگیریم آنگاه او را با آن صفت تعریف کنیم در این صورت آن را صفت فعل می نامیم.

منشور جاوید ایت الله سبحانی ج2ص73

علم و قدرت و حیات جزو صفات ذات خداوند است و برای تصور آن تنها ذات خداوند کفایت می کنند.خداوند آن موقعی که خودش بود و دنیایی خلق نکرده بود عالم به ذات خودش و تمام دانستی ها بود چه دنیایی را خلق کرده باشد و چه نکرده باشد.او قادر بر تمام مقدورات بوده است و هیچ گونه ناتوانی در ذات او وجود نداشته است چه دنیا را خلق کرده بود وچه نکرده بود .

اما صفات فعل خداوند مانند خالق بودن و رازق بودن است .خداوند تا دنیا را خلق نکند خالق خوانده نمی شود و تا موجوداتی نباشند رازق خوانده نمی شود .

بنا براین صفات فعل حادث هستند و عین ذات خداوند نیستند

ممکن است گفته شود خداوند قبل از خلق دنیا خالق و رازق نبوده ایا این نقص بر خدا نیست که خدا برای خالق و رازق بودن نیازمند به دنیا است ؟

پاسخ می دهیم که صرف خالق بودن و رازق بودن صفت کمالی نیست که نتوان از خداوند سلب کرد.خداوند قدرت بر خلق کردن و رزق دادن را دارد و قدرت جزو صفات ذاتی خداوند است که برای اتصاف به آن نیاز به چیزی ندارد .و مبنا و اساس خلق کردن و رزق دادن ریشه در قدرت خداوند دارد و خداوند نیز همیشه قادر بر تمام مقدورات بوده است چه دنیایی بوده باشد و چه نبوده باشد .

صفات فعلی حادث هستند و سلب انها از خداوند مستلزم محالی نیست و هیچ خللی در کمال مطلق بودن خداوند وارد نمی کند زیرا ریشه تمام صفات فعلی بر گشت می کند به صفت علم و قدرت خداوند که جزو صفات ذاتی است بنا براین خداوند برای خالق و رازق بودن نیازمند به دنیا نیست بلکه باید قادر وعالم باشد تا بتواند خالق و رازق بودن و...باشد و ثابت شد که او قادر وعالم است و قدرت وعلم جزو صفات ذاتی او است .

کریم بودن ورحیم بودن خداوند بازگشت می کند به قدرت خداوند زیرا او قدرت بر بخشیدن و روزی دادن دارد و عدل خداوند نیز بازگشت می کند به علم و قدرتش زیرا می داند چه چیزی عدل است و قدرت نیز دارد که موافق عدل رفتار کند. بینایی خداوند نیز بازگشت می کند به علم خداوند زیرا او علم به تمام شنیدنی ها و دیدنی ها دارد.

با توجه به انچه گذشت روشن شد که خداوند قبل از خلقت دنیا هم حیات داشته است و هم قدرت داشته است و هم علم و پاسخ از اشکال متن که می خواست تمام صفات خداوند را به خلق دنیا پیوند بزنند انگاه نتیجه گیری کند که خداوند پیش از خلق دنیا هیچ بوده نیز بدست آمد.زیرا تمام صفات فعلی خداوند بازگشت می کند به صفات ذاتی خداوند .

خداوند نیز برای متصف شدن به صفات فعلی نیاز به دنیا ندارد زیرا صفات فعلی بازگشت می کند به صفات ذاتی و وابسته به صفات ذاتی است نه دنیا (دقت کنید)

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 


به فرضی که این سخن از ما زیبنده باشد از پیامبر و امامان که نمونه انسان کامل بودند چه معنی دارد؟مگر انها گمراه بودند

پاسخ:

اولا:

انسان در مسیر هدایت هر لحظه بیم لغزش و انحراف درباره او می رود، به همین دلیل باید خود را در اختیار پروردگار بگذارد و تقاضا کند که او را بر راه راست ثابت نگهدارد.

ما نباید فراموش کنیم که وجود و هستی و تمام مواهب الهی، لحظه به لحظه از آن مبدء بزرگ به ما می رسد.

مثل ما و همه موجودات از یک نظر مثل لامپهای برق است، اگر می بینیم نور لامپ، متصل و یکنواخت پخش می شود به خاطر آنست که لحظه به لحظه نیرو از منبع برق به او می رسد منبع برق هر لحظه نور جدیدی تولید می کند و بوسیله سیمهای ارتباطی به لامپ تحویل می گردد.

هستی ما نیز همانند نور این لامپها است گر چه به صورت یک وجود ممتد جلوه گر است، ولی در حقیقت لحظه به لحظه وجود تازه ای از منبع هستی آفریدگار فیاض، به ما می رسد.

بنابر این همانگونه که هر لحظه وجود تازهای به ما می رسد، به هدایت جدیدی نیز نیازمندیم بدیهی است اگر موانعی در سیمهای معنوی ارتباطی ما با خدا ایجاد شود، کژیها، ظلمها، ناپاکیها و ... پیوند ما را از آن منبع هدایت قطع می کند، و همان لحظه از صراط مستقیم منحرف خواهیم شد.

ما از خدا طلب می کنیم که این موانع پیش نیاید و ما بر صراط مستقیم ثابت بمانیم .

ثانیا:

هدایت همان پیمودن طریق تکامل است که انسان تدریجا مراحل نقصان را پشت سر بگذارد و به مراحل بالاتر برسد.

این را نیز می دانیم که طریق تکامل نامحدود است و به سوی بی نهایت همچنان پیش می رود.

بنابر این جای تعجب نیست که حتی پیامبران و امامان از خدا تقاضای هدایت صراط مستقیم کنند، چه اینکه کمال مطلق تنها خدا است، و همه بدون استثناء در مسیر تکاملند چه مانع دارد که آنها نیز تقاضای درجات بالاتری را از خدا بنمایند.

مگر ما بر پیامبر صلوات و درود نمی فرستیم ؟ مگر مفهوم صلوات، تقاضای رحمت تازه پروردگار برای محمد و آل محمد نیست ؟

مگر خود پیامبر نمی فرمود: «خدایا علم (و هدایت ) مرا بیشتر کن »

طه114

مگر قرآن نمی گوید: « خداوند هدایت هدایت یافتگان را افزون می کند »

مریم 76

و نیز می گوید: «آنها که هدایت یافته اند خداوند بر هدایتشان می افزاید، و تقوا به آنها می دهد»

محمد 17

تفسیر نمونه ج1 ص46

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 14 شهریور 1395

ترس از خداوند مهربان چه مفهومی دارد؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، معارف، 

سوال

با این که مى دانیم خداوند رحمان و رحیم است و نسبت به بندگان خود مهربان مى باشد، چرا در منابع اسلامى اعم از قرآن و حدیث وارده شده است که از خدابترسیم ؟ ترس از خداوند دادگر و مهربان چه مفهومى دارد؟

پاسخ:

❗️مى دانیم ترس بموقع و به صورت منطقى و معقول در وجود انسان یکى از نعمتهاى الهى است؛ زیرا ترس یک «عامل حفاظتى» است که انسان را در برابر بسیارى از خطرات مصون مى دارد؛ اگر انسان از عوامل خطر نمى ترسید، مثلا از درندگان، فرو ریختن سقف خانه هاى لرزان و بیمارى خطرناک نمى هراسید، دیرى نمى پایید که در کام هر خطرى فرو مى رفت و به زودى رشته زندگى او از هم مى گسست.

همین ترس به انسان هشدار مى دهد که به بدن یک جذامى بدون جهت دست نزند، به لب پرتگاه نرود و در برابر خطرات احتمالى به وسایل ایمنى مجهّز گردد.

اگر در این موارد و مشابه آنها ترس از ضرر و خطر در وجود انسان وجود نداشت، گروههای زیادى خیلى زود به کام نیستى کشیده مى شدند.

البتّه ترس در صورتى مایه حفظ و تکامل انسان شمرده مى شود که منطقى و عقلانى باشد؛ یعنى انسان از عواملى که واقعاً خطرناک هستند بترسد ولى بطور مسلّم ترسهاى بى دلیل و غیر منطقى که از آن به «جُبن» تعبیر مى آورند، مایه عقب افتادگى و وسیله شکست و ناکامى است.

ترس بى جهت آن است که انسان بدون دلیل از موضوعى بترسد و یا در موردى که باید به میدان حوادث برود، از آن فرار کند و در تمام صحنه هاى مختلف زندگى جنبه و قیافه منفى به خود بگیرد؛ این گونه ترسها مسلّماً مذموم و بیهوده و مایه عقب افتادگىد انسان است.

اکنون به مساله ترس از خدابرگردیم:

قرآن مجید چنین مى فرماید: «و آن کس که از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوى باز دارد، قطعاً بهشت جایگاه اوست»

نازعات 40 و41

در این آیه به جاى ترس از خدا، ترس از مقام خداقرار داده شده است. اکنون ببینیم مقصود از ترس از «مقام» خداچیست؟

مقصود همان مقام عدالت و دادگرى اوست؛

آیا عدالت خداترس آور و وحشتناک است؟

جواب این سوال روشن است؛ آنها که حسابشان پاک است، از عدالت خداوند ترس ندارند؛ امّا آنها که پرونده تاریکى دارند، مسلّماً از عدالت او مى ترسند؛ زیرا اگر خداوند با بندگان بزهکار خود بر اساس عدالت و دادگرى رفتار کند، باید آنان را مطابق پرونده هاى سیاه خودشان به کیفرهاى سخت محکوم سازد. آیا چنین موضوعى ترسناک و وحشتناک نیست؟

از این بیان نتیجه مى گیریم که مقصود از ترس خداوند ترس از مقام عدالت او ، ترس از گناه و اعمال زشت خویشتن است؛ اینهاست که باید انسان از آنها بترسد و هر کجا ترس از خدا مطرح است، مقصود همین است و بس.

امیرمومنان در یکى از سخنان خود به این حقیقت اشاره مى کند و مى فرماید: «شایسته است هر فردى فقط از عمل ناشایست خود بترسد»

نهج البلاغه ،کلمات قصار شماره 82

ممکن است سوال شود که هر گاه مقصود از جمله «ترس از خدا» ترس از گناه و اعمال ناشایست است، پس چرا اولیا و پیشوایان معصوم با این که در برابر گناه معصوم بوده و هرگز گناهى از آنان سر نمى زده، بیش از همه از خدامى ترسیدند؟

پاسخ این سوال چندان پیچیده نیست؛ زیرا بیم آنان از یک رشته «ترک اولى» بود که به هیچ وجه گناه محسوب نمى شود؛ ولى انتظار از آنان این است که آنها را نیز انجام ندهند. انتظاراتى که از آنان هست از دیگران نیست؛ چه بسا ممکن است عملى براى نوع افراد مباح و مشروع و حتّى عبادت شمرده شود، ولى همان عمل براى کسانى که در سطح عالى قرار دارند نسبت به موقعیّت و مقامى که به دست آورده اند، لغزش محسوب گردد»

برگرفته از کتاب پاسخ به پرسش های مذهبی،ص667

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پنجشنبه 11 شهریور 1395

چرا خداوند باید بی نیاز مطلق باشد؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، فلسفه، 

سوال

چرا خداوند یا واجب الوجود باید بی نیاز مطلق باشد و هیچ گونه نقص و محدودیتی نداشته باشد ایا نمیتونه واجب الوجود باشه اما کامل و بدون نقص نباشه

پاسخ:

محدود بودن موجود، ملازم با آمیختگى او با عدم و نیستى است، كتابى را در نظر بگیرید كه بصورت جیبى یا قطع رقعى چاپ شده است، هر بعدى از ابعاد كتاب را در نظر بگیرید سرانجام به نقطه اى مى رسد كه در آنجا، وجود كتاب پایان پذیرفته و دیگر از كتاب خبرى نیست.

معنى اینكه رشته كوه البرز و یا سبلان با آن بزرگى محدود است، این است كه در اندازه گیرى خود به نقطه اى میرسیم كه در آنجا اثرى از این دو كوه نیست.

از این بیان مى توان نتیجه گرفت كه معنى محدود بودن حادثه اى از نظر زمان و یا محدود بودن وجود جسمى از نظر مكان این است كه وجود و هستى او، آمیخته با عدم و نیستى است و محدود بودن و آمیختگى با عدم، با هم متلازم و توأم مى باشند و لذا تمام پدیده ها و اجسام كه از نظر زمان و مكان محدود هستند وجود و هستى آنها با عدم و نیستى آمیخته است و صحیح است كه بگوییم فلان حادثه در فلان زمان تحقّّق نیافته است و یا فلان جسم در فلان مكان نیست.روى این لحاظ نمى توان خدا را محدود فرض كرد و تصور نمود، زیرا لازمه محدود بودن، آمیختگى وجود او با عدمها و نیستى هاست.

موجودى كه با عدم آمیخته باشد، موجود باطلى خواهد بود، كه شایستگى مقام حق مطلق را كه باید صد در صد حق باشد نخواهد داشت و شعار عقل و قرآن درباره خدا این چنین است.

«خدا است حق و پایدار و استوار، و آنچه غیر او مى خوانند باطل و پوچ است».

حج 62

ما مى توانیم نامحدود بودن خدا را با دلیل دیگر نیز ثابت كنیم و آن اینكه:

موجبات محدودیت در ساحت خدا محكوم است.

توضیح اینكه زمان و مكان ، مایه محدود بودن پدیده در اجسام است، حادثه اى كه در یك مقطع و برش از زمان پدید آید، از آنجا كه وجود او با زمان آمیخته است، طبعاً، چنین پدیده اى در زمانهاى دیگر نخواهد بود، یا جسمى كه مكان و فضاى معینى را اشغال و پر مى كند، قطعاً در مكان و فضاى دیگر نخواهد بود در این صورت خداى پیراسته از هر زمان و مكان، پیراسته از این قیود محدودیت آفرین، منزه خواهد بود از این جهت نمى توان براى وجود خدا، زمان و مكانى تصور كرد،و باید او را موجود نامحدود توصیف كرد.

منشور جاوید، علامه سبحانی ج2، ص 191ـ192

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 7 شهریور 1395

آیا خدا همه جا هست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، معارف، 

سوال

من درقبرستان بقیع بودم یه عالم وهابی آنجا بودمن گفتم خدا همه جاهست گفت شما نفهمید آیا خدا تو چاه دستشویی هم هست؟لطفایه توضیح ساده تری بفرمایید

پاسخ:

در این شکی نیست که هیچ مکانی از خداوند خالی نیست و او همه جا می باشد .

خداوند در ایات متعددی به این مساله تصریح کرده است از جمله:

«مشرق و مغرب، از آن خداست! پس به هر سو رو کنید، رو به خدا کرده اید. خداوند داراى قدرت وسیع و (به همه چیز) دانا است.»

بقره115

«او کسى است که هم در آسمان معبود است و هم در زمین؛ و او حکیم و دانا است.»

زخرف84

«...و هر جا باشید او با شما است، و خداوند نسبت به آنچه انجام مى دهید بینا است.»

حدید4

«هیچ گاه سه نفر با هم نجوا نمىکنند مگر این که خداوند چهارمین آنها است، و هیچ گاه پنج نفر با هم نجوا نمىکنند مگر این که او ششمین آنها است، و نه تعدادى کمتر و نه بیشتر از آن هستند مگر این که او همراه آنها است هر جا که باشند.»

مجادله7

«ما انسان را آفریدیم و وسوسه هاى نفس او را مى دانیم، و ما به او از رگ قلب اش نزدیکتریم»

ق16

«او است اوّل و آخر و پیدا و پنهان؛ و او به هر چیز دانا است.»

حدید3

«و شما در این حال نظاره مىکنید (و کارى از دستتان ساخته نیست)؛ ـ و ما از شما به او نزدیکتریم ولى نمىبینید.

واقعه 84-85

امام کاظم فرمود:

« خداوند از ازل وجود داشته بدون زمان و مکانی و الان نیز همان گونه است هیچ مکانی از او خالی نیست در عین حال هیچ مکانی را اشغال نمی کند و در هیچ مکانی حلول نمی کند»

توحید صدوق،ص310

به این مضمون احادیث متعددی امده است که جهت اگاهی رجوع شود به :

بحار الانوار ج3 ص309 باب14

در تفسیر موضوعی پیام قران چنین امده است:

معنای حضور خدا در همه جا:

ممکن است بعضى حضور خداوند را در همه جا، مثلا با حضور نیروى جاذبه در کل جهان مادى یا حضور «اتر» (ماده فرضى بی وزن و بى رنگى که همه جهان را پر کرده و حتّى در خلأ نیز وجود دارد) خیال کنند، در حالى که همه اینها، از قبیل وجود در مکان است، و مفهوماش این است که در هر گوشه اى از جهان قسمتى از امواج جاذبه یا ذرّاتى از اتر وجود دارد، و لازمه این مطلب وجود اجزاء ترکیبى از یک سو، و نیاز به مکان از سوى دیگر است.

در حالى که مفهوم حضور خداوند در تمام جهان این است که او مافوق مکان است، و به همین دلیل هیچ مکانى نسبت به او دورتر از مکان دیگر نیست .

اگر بخواهیم مثالى - هرچند ناقص - براى این معنا در نظر بگیریم، باید آن را تشبیه به حضور معادلات علمى و مسائل عقلى در همه جا بدانیم.

مثلا مى گوییم: کل بزرگتر از جزء است، و اجتماع نقیضین ممکن نیست، و دو ضرب در دو مساوى با چهار است.

این قبیل قضایا در زمین، در کره ماه، در کره مریخ، در ماوراء کهکشان ها همه جا صدق مى کند. در تمام این مکان ها، کل بزرگتر از جزء است، و در تمام این کرات، اجتماع نقیضین غیر ممکن است، و در عین حال مکان و محلّى براى آنها نیست.

پیام قرآن ،ایت الله العظمی مکارم،ج4 ص302

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

جمعه 29 مرداد 1395

خثا بینا و شنواست یعنی چه؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

این که میگیم خدا بینا و شنوا است یعنی چی یعنی خدا مثل ما چشم و گوش داره؟

پاسخ:

مقصود از توصیف خداوند به این دو صفت این است که تمام دیدنى ها و شنیدنى ها پیش او حاضرند، هرگز خداوند از آنها غافل نیست .

به عبارت دیگر آنچه را که دیگران با چشم و گوش مى بینند و یا مى شنوند، او با علم نامتناهى خود از آنها آگاه بوده و اطّلاع دارد.

از این نظر دانشمندان عقاید و مذاهب، حقیقت این دو صفت را به «علم نامتناهى» خداوند بازگشت مى دهند و چنین مى گویند:

«نتیجه اى را که یک انسان بینا و شنوا پس از فعّالیّت هاى زیادى که اعضاى مخصوص بینایى و شنوایى انجام مى دهند مى گیرد، این است که از دیدنى ها و شنیدنى ها آگاه مى گردد، هرگاه وجودى مانند خداوند بدون عضو و فعّالیّت هاى فیزیکى، از دیدنى ها و شنیدنى ها بطور کاملترى آگاه گردید، قطعاً صحیح خواهد بود که بگوییم: بینا و شنواست.»

حتّى حقیقت بینایى و شنوایى در انسان، همان آگاهى از دیدنى ها و شنیدنى هاست و تمام فعّالیتّ هاى عضوى، مقدّمه دیدن و شنیدن است. هرگاه فردى بدون نیاز به این مقدّمات توانست از دیدنى ها و شنیدنى ها آگاه گردد، به طریق اولی مى توان گفت که: او سمیع و بصیر است.

از آن جا که انسان یک پدیده مادّى است و نمى توان بدون ابزار مادّى کارى را انجام دهد، از این جهت ناچار است که به وسیله اعضا و ابزار مادّى و فعّالیتّ هاى ویژه آن، به نتیجه مطلوب که آگاهى از مبصرات و مسموعات است برسد، ولى خدا بالاتر از مادّه است و در درک خود، نیازى به چیزى ندارد و جهان با تمام چهره هاى گوناگون خود پیش او حاضر است، از این جهت بدون هیچ مقدّمه اى مى تواند سمیع و بصیر باشد؛ زیرا تمام دیدنى ها و شنیدنى ها پیش او حاضر است و او از همه آنها آگاهى دارد.

امام صادق فرمود:

« او شنوا است بدون نیاز به عضو شنوایی و بینا است بدون نیاز به آلت مشاهده و چشم»

الکافی ج1 ص83

منابع جهت مطالعه و تحقیق:

1-تفسیر موضوعی پیام قرآن ،ایت الله مکارم،ج4 ص108

2-بحار الانوار ج4 ص62 باب1

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

چرا خداوند برخی ها رو زشت خلق کرد تا سبب بشه کسی باهاشون ازدواج نکنن و احیانا به انحراف کشیده بشن آیا این ظلم در حق اونا نیست؟


ادامه مطلب

نظرات() 

پاسخ:

برای دریافت وحی، وارتباط مستقیم با خداوند انسان ها باید به سطحی از کمال برسند. این کمال امری نیست که به کسی بدون دلیل داده شود بلکه حالتی وجودی است که وجود انسان بر اثر انتخاب های خود، به آن می رسد. به عبارت دیگر، همان طور که بدون ورزش نمی توان بدن ورزیده ای داشت، بدون اعمال و رفتار نیکو و انتخاب افعال نیکو، نیز نمی توان به کمال رسید. بنابراین این چنین نیست که خداوند مانعی ایجاد کرده باشد بلکه این انسان ها هستند که با تلاش خود باید به این سطح از کمال برسند که مخاطب چنین پیامی واقع شوند.

خداوند پیام های خود را به کسی داده است که امکان دریافت آنها را دارد و او نیز آنها را در اختیار ما قرار داده است.

ایت الله مکارم چنین می اورد:

«شرط نبوت ( و دریافت وحی)قبل از هرچیز آمادگی روحی،پاکی ضمیر،سجایای اصیل انسانی،فکر بلند،واندیشه ی قوی وبالاخره تقوی وپرهیزگاری فوق العاده در مرحله ی عصمت است ووجود این صفات،مخصوصا امادگی برای مقام عصمت،چیزی است که جز خدا نمیداند،به همین دلیل انتخاب نبی به دست خداست وخدا میداند این مقام را در چه جایی قرار دهد

تفسیرنمونه،ج5،ص430

از این بیانات به دست می اید که چرا تنها افرادی خاصی از نوع بشر شایستگی دریافت وحی و به نبوت رسیدن را داشته اند و چرا دیگر افراد بشر به این مقام نرسیدند

به بیان دیگر:

«خداوند با علم ازلی ومطلق خود میدانست که عده ی خاصی از بندگانش با اختیار خود بیش از دیگران ودر بالاترین حد ممکن از استعداد خود بهره برداری میکنند ومسیر تکامل را می پیمایند

علم خداوند به این شایستگی ومنزلت این افراد که با اختیار خودشان فراهم شده،سبب شد که خداوند از میان افراد بشر آنان را برگزیند وتفضلأ پاداش انان را در قالب پیامبری عطا نماید وانان را از علم واراده ای برخوردار کند که به واسطه ی ان به مصونیت کامل برسند»

ادب فنای مقربان،ایت الله جوادی املی ج3 ص256

اعطای نبوت به افراد و دریافت وحی معلول شایستگی انان است واین اعطا بدون حساب نیست واین معنا در بخشهای اغازین دعای ندبه امده است :

«خداوندا تو رو سپاس......تو با آنها(اولیاءت)شرط نمودی که نسبت به زینت ها ومنزلت های دنیوی بی اعتنا باشند وانها نیز این شرط را پذیرفتند وچون میدانستی به این شرط عمل خواهند کرد،انان را پذیرفتی ومقرب خود ساختی وفرشتگان را بر انها نازل کردی و با وحی خود انان را گرامی داشتی واز علم بی کران خود بهره ها دادی»

دعای ندبه،مفاتیح الجنان،ص704

چنانکه امام صادق فرمود:

«خداوند انسانهایی را از فرزندان آدم انتخاب کرد وتولد انان را پاک وبدنهای انان را پاکیزه گردانید ،نه بخاطر طلبی که از خداوند داشته باشند،بلکه از انجا که خداوند در هنگام خلقت میدانست که از او فرمانبرداری میکنند واو را عبادت میکنند وهیچ گونه شرکی به او روا‌ نمیدارند پس اینان به واسطه ی فرمانبرداری از خداوند به این کرامت ومنزلت والا در نزد خدا نایل شدند»

بحارالانوار،ج10،ص170

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سه شنبه 8 تیر 1395

شبهه در مورد * بدا *

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، معارف، 


سوال

عزیزان شیعه بر خلاف دستورات اسلام معتقد است: كه خداوند گاهی به دلیل اكتشافات و علوم جدیدی كه نعوذبالله برای او تعالی آشکار می شود! که قبلا نمی دانسته!! نظرات اعلان شده اش را تغییر می دهد كه این مورد در اصطلاح روحانیت شیعه «بدا» نام گرفته است!

در حالیکه اهل سنت این عقیده فاسد را مغایر با قرآن كریم و توحید باری تعالی می دانند.


ادامه مطلب

نظرات() 

یکشنبه 6 تیر 1395

مگه خدا داعشه!!! خدا همه رو میبخشه....

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

جدیدا درشبکه های اجتماعی یک سخنرانی هایی فرستاده میشه که مگه خداداعش هست خداهمه رومیبخشه امام حسین به شمرموقعی که روی امام نشسته بودگفت این کاررونکن من شفاعتت میکنم یا یکم اب بده ؛ اینها درست است سند دارد؟روایاتی هست؟

پاسخ:

در این شکی نیست که روز قیامت رحمت ولطف پرودگار همه جا را فرا می گیرد. علامه مجلسی بابی را در بحار به ذکر این روایات گشوده است

بحار الانوار،ج 7 ص286 باب 14

امام صادق فرمود:

"زمانی که روز قیامت شود رحمت خداوند چنان همه جا را فرا می گیرد که حتی ابلیس هم طمع می کند که بخشیده شود"

الامالی،صدوق،ص205

اما همین پرودگار به کسانی که سر به مخالفت پرودگار بردارند وبه هیچ وجه به دعوت خداوند لبیک نگویند وعده ی عذاب های سخت ودردناکی را داده است.

خداوند می فرماید:

"( روز قیامت) گنهکار دوست دارد فرزندان خودرا در برابر عذاب آن روز فدا کند وهمسر وبرادرش را وقبیله اش را که از او حمایت می کردند وتمام مردم روی زمین را تا مایه نجاتش شود"معارج 11-14

ومی فرماید:

"کسانی که کافر شدند لباس هایی از آتش برای آنها بریده می شود ومایع سوزان وجوشان بر سر آنها فرو می ریزد-آنچنان که هم درونشان را ذوب می کند وهم برونشان را-وبر آنها گرزهایی از اهن است -هرگاه بخواهند از غم واندوهای آن خارج شوند انها را به آن باز میگردانند ( وبه آنها گفته میشود) بچشید عذاب سوزان را "حج19 -22-

ومی فرماید:

"در آن روز مجرمان را هم درغل وزنجیر می بینی، لباسشان از قطران ( ماده چسبنده بد بوی قابل اشتعال) است وصورتهایشان را آتش می پوشاند"ابراهیم 49-50

وایات فراوان دیگر که سخن از شدت عذاب دوزخیان به میان آورد.

❗همچنین روایات فراوانی نیز در شدت وسختی عذاب دوزخیان آمده است که علامه مجلسی در بحار بابی را به ذکر این روایات گشوده است

بحار الانوار،ج8 ص222 باب 24

❗در کنار این شدت عذاب،افرادی هستند که تا ابد دراین شدت عذاب باقی می مانند وهیچگاه بخشیده نمی شوند واینان همان کافران ولجوجان وگمراهان می باشند که روایات فراوانی دراین زمینه آمده است

بحار الانوار،ج8 ص351 باب 27

امام کاظم فرمود:

"خداوند اهل کفر ولجاجت واهل ضلال وشرک را تا ابد در جهنم باقی می گذارد وهیچ گاه انان را نمی بخشد"

توحید صدوق،ص407

در پاسخ های گذشته اورده ایم که روز قیامت اعمال عینا مجسم میشود و این عذاب ها نتیجه تجسم اعمال خود انسان ها است که به صورت عذاب مجسم میشود وخود انسان ها خالق جهنم خود هستند نه خداوند که می توانید کلید واژه « تجسم اعمال » را در کانال سرچ کنید

ما معتقدیم تنها قائلین به امامت اهل بیت هستند که نهایتا بخشیده میشوند

شیخ مفید استاد کلام شیعه چنین می گوید:

"تمام علمای امامیه اتفاق نظر دارند که تهدید به خلود در آتش مخصوص کفار است وکسانی که دارای ایمان به خدا واقرار به فرایض او دارند از اهل نماز هرگاه مرتکب گناهی بشوند شامل نمیشود ( وانان از جهنم رها میشوند)"

اوایل المقالات،ص53

❗علامه مجلسی روایات فراوانی در بحار الانوار شریف ذکر می کند که خلود در جهنم اختصاص به کفار ولجوجان دارد ومومنین دوازده امامی النهایه از دوزخ رهایی پیدا می کنند

بحار الانوار،ج8 ص350 باب 27

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 6 تیر 1395

خدایی که صفت های خود را نقض می کند!!!

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

خدایی که صفت های خود را نقض می کند ؛

توضیح:

افعال موجودات از دو حال خارج نیست .

1. یا برای رسیدن به هدفی انجام می شود .

2. یا کاری است عبث و بیهوده .

ممکن است کمک به دیگران را مثال بزنید و عنوان کنید که این کار خارج از این دو حالت است اما انسانی که به نیازمندی کمک می کند ، در پی اقناع حس نوع دوستی خود است و این نیاز را در خود می بیند و تنها با دست گیری و کمک رسانی و عمل در این زمینه وجدانش آسوده میگردد . بنابر این برای افعال موجودات ، حالتی خارج از این دو صورت نمی توان متصور شد .

قطعا این جمله را بسیار شنیده اید : " خلقت جهان هدف مند است و خدا برای آفرینش هدفی داشته است "

پذیرش اینکه خدا از خلق جهان هدفی داشته است ، مستلزم این است که بپذیریم خدا نیازی داشته است ( زیرا هدف ها در پی رفع نیاز ها و یا خواسته ها بنا می شوند ) و این با صفت خدا که #بی_نیاز بودن اوست در تعارض است .

حال اگر بگوییم خدا بی نیاز است و هدفی نداشته است که با خلقت جهان به آن برسد ، به این نتیجه می رسیم که اساسا "خلقت امری بیهوده و عبث بوده است "(پیش تر گفتیم که کار بی هدف ، قطعا بیهوده است ) . و این نیز با دیگر صفت خدا که همان #حکیم بودن اوست سازگار نسیت .

(حکیم کسی است که کاری عبث انجام نمی دهد ) .

این تناقض منطقی بیان می دارد که وجود خدا یی با این اوصاف امری محال وغیر منطقی است .

پاسخ

در این شکی نیست که خداوند حکیم در افعال خود دارای غرض است و دلایل متعدد عقلی و نقلی بر این امر دلالت می کند

دلیل عقلی به ما می گوید که هر فعلی که برای مقصد و غرض معینی انجام نگیرد نزد عقلا عبث و بیهوده بحساب می آید و این فعل نزد عقلا قبیح است و کار قبیح بر خداوند حکیم محال است

یکی از دلایل نقلی ایه 115 مومنون است که می فرماید:

« ایا گمان کرده اید که ما شما را از روی بیهودگی افریدیم »

ومی فرماید:

صاحبان خرد و اندیشه با تامل در خلقت اسمانها و زمین پی می برند که خداوند این عالم را بیهوده نیافریده است

161 ال عمران

ومی فرماید:

« اسمانها و زمین را و انچه بین انهاست از روی بیهودگی خلق نکردیم»

دخان 38

اما غرض و هدف خداوند به مخلوقات بر می گردد نه به خودش تا اشکال شما مطرح شود

توضیح :

گاهی فاعلی فعلی را انجام می دهد غرضش به ذات خودش بر می گردد و گاهی برای منفعت رسانی به دیگران کاری را انجام می دهد اگر غرض از نوع اول باشد بر ذات حق ناروا است زیرا که نشانه نقص و کمبود فاعل است ولی اگر از نوع دوم باشد عین کمال و ناشی از کمال فاعل است نه ناشی از نقص

خورشید که نور افشانی می کند و عالم را روشن می سازد برای این است که واجد این کمال است و لذا می دهد نه اینکه محتاج به نبات و جماد و حیوان و ارض باشد

در مورد خداوند غرض و هدف از نوع دوم اشکال ندارد زیرا که او فیاض علی الاطلاق بوده و بخلی در ساحت او راه ندارد پس باید کمال بخش و کمال افرین باشد و وجود موجودات کمال است لذا باید بیافرینددو این لازمه خدایی است( دقت کنید):

من نکردم خلق تا سودی کنم

بلکه تا بر بندگان جودی کنم

شرح فارسی کشف المراد،ص215

الالهیات،علامه سبحانی،ج1 ص263

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پاسخ

شیخ طبرسی در احتجاج خود روایت می کند :

«شخصی از امام صادق پرسید علت وجود فرشتگان مامور ثبت اعمال نیک و بد انسانها چیست در حالی که می دانیم خداوند عالم السر و هر انچه مخفی است می باشد

امام پاسخ داد:

« خداوند این فرشتگان را به عبادت خود دعوت کرد و انها را شهود بر بندگانش قرار داد تا بندگان به خاطر مراقبت انان بیشتر مراقب اطاعت الهی باشند و از عصیان او بیشتر ناراحت شوند و چه بسیار بنده ای که تصمیم به گناه می گیرد سپس به یاد این فرشته می افتد و خود داری می کند و می گوید:

پرودگارم مرا می بیند و فرشتگان حافظ اعمال نیز گواهی می دهند

علاوه بر این خداوند به لطف ورحمتش اینها را مامور کرده تا به فرمان خدا شیاطین سرکش را از انها دور کند و همچنین جانوران زمینی و افات بسیار را که انها را نمی بینند تا ان زمان که فرمان خدا و مرگ انها فرا رسد»

الاحتجاج، ج2 ص348

خلاصه پاسخ امام دو نکته بود

یکی اینکه صحیح است که خداوند اگاه به اعمال است اما فرشتگان ثبت اعمال را قرار داده است تا بندگان به سبب انان بهتر از گناهان دوری کنند و درواقع وجود فرشتگان ثبت اعمال خاصیت بازدارندگی دارد

دوم اینکه انها علاوه بر ثبت اعمال مامور حفظ انسان از حوادث ناگوار و افات و وسوسه های شیاطین نیز هستن


کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 


اکثر ادعیه، مناجات، زیارات و دستورات اخلاقی برای توده مردم است که از راه علم، عامل بشوند یعنی یک سلسله مطالبی را بفهمند بعد عمل کنند اما راه جذبه برای خواص است.

تقریباً در تمام ادعیه‌ای که در طول سال مطرح است دعایی مانند مناجات شعبانیه کم دیده می‌شود تا در آن به خداوند عرض کنیم خدایا توفیق بده که من به طرف تو سیر کنم، اول منادات داشته باشم چون از دور با تو سخن می‌گویم ندا داشته باشم بعد وقتی نزدیک شدم چون جای ندا نیست با تو مناجات کنم و از منادات به مناجات منتقل شوم و وقتی خیلی نزدیک شدم باید ساکت باشم تا شما از آن طرف حرف بزنید.

شما از آن طرف منادات ندارید چون نزدیک‌اید، لذا با من مناجات می‌کنید بعد عرض کنم خدایا شما مناجات کنید من آرام آرام گوش می‌کنم بعد شما یک جوری به من نگاه کنید که من صعقه بزنم و بیهوش شوم. این چنین مناجاتی در بین ادعیه و مناجات بسیار کم است چون افرادی که این راه را طی کنند بسیار کم‌اند. مردم یا بیراهه می‌روند یا اگر به راه بروند همان راه زهد و اخلاق و عبادات و این‌ها است. اما راه حارثه ابن مالک راه عملی و راه خاصی است او عبدی بود که خداوند قلب او را نورانی کرده بود و این برای همگان نیست.

حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی، درس تفسیر سورۀ زمر ۹۳/۸/۲۵ (منبع)

نظرات() 

یکشنبه 27 دی 1394

نیاز به خدا

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، سبک زندگی، 

انسان در زندگی روز مره خود نیاز هایی را در خود احساس کرده و قدم هایی را برای بر طرف کردن این نیاز ها بر می دارد

زمانی که نیاز به پول دارد سراغ کار و زمانی که نیاز به سلامتی دارد سراغ پزشک می رود و بسیاری از نیازهای دیگری که انسان احساس می کند.

آیا تا به حال به این موضوع فکرده ایم که ما چقدر به خدا نیازمندیم؟

آیا اصلا  نسبت به خدا احساس نیاز می کنیم؟

خداوند متعال در قرآن میفرماید : هنگامی که بر سوار بر کشتی شوند ،(هنگام خطر) خدا را با اخلاص می خوانند ( و غیر او را فراموش می کنند)  امّا هنگامی که خدا آنان را به خشکی رساند و نجات داد (احساس نیاز تمام شد)، باز مشرک می شوند.

** فَإِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَی الْبَرِّ إِذا هُمْ یُشْرِکُونَ   1 **

انسانی که امکان دارد در کوتاه ترین زمان ممکن زندگی خود را از دست بدهد .

انسانی که از بدو تولد تا هنکام مرگ غرق در ضعف و نیاز است.

انسانی که بیشترین نیاز را نسبت به موجودات دیگر دارد، در حالی که از همه آنها سرکش تر است.

با دقت و توجه به این نیازها ، به وجود یک منبع قدرتمند پی خواهیم برد .

تنها چیزی که به انسان در مقابل این مشکلات و نیاز ها آرامش می دهد ، تنها یاد خداست.

 

** أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ **2


-----------------------------------

1-عنکبوت 65

2-رعد 28

نظرات() 

چهارشنبه 16 دی 1394

علت خلق انسان

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

علت خلقت انسان چیه؟

اگه برای عبادت هست که چی بشه؟

اگه خدا میخواست قدرتش رو نشون بده این نیاز خدا رو میرسونه؟

✅پاسخ:

"خداوند چشمه ای است فیاض ومبدئی است نعمت آفرین که موجودات را تحت حمایت خود قرار می دهد وانها را پرورش داده، از نقص به کمال می برد، واین است هدف واقعی از خلقت انسان،واگر امر به عبادت وبندگی ما شده است، همه این ها کلاس های تربیت برای تکامل است. به این ترتیب نتیجه می گیریم که هدف آفرینش ما پیشرفت وتکامل هستی ما است"

تفسیر نمونه آیت اللع مکارم شیرازی  ج 22 ص 393

نظرات() 

پنجشنبه 10 دی 1394

افزایش در آمد

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: سبک زندگی، احادیث، 











به نام خدا

انسان موجودی  است که برای گذران و پیشرفت در زندگی مادی خویش تلاش فراوانی می کند تا زندگی راحتی برای خود و خانواده فراهم سازد، این مطلب تقریبا دغدغه تمام انسان ها بوده و ازاهمیت بالایی برخوردار است.

در دین مبین اسلام به این موضوع پرداخته و برای افزایش رزق و روزی مادی  توصیه هایی بیان شده است، چون تلاش انسان به عنوان یک شرط از شرایط محقق شدن کثرت روزی است .

خداوند متعال در قرآن می فرماید : إِنَّ رَبَّکَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ

همانا پروردگار تو ، روزی را برای هر کس که بخواهد توسعه می دهد و ( برای هر کس که بخواهد ) تنگ می گیرد.

در این زمینه روایات فراوانی بیان شده، که به چند نمونه از آن اشاره می کنیم :

  پیامبر صلى الله علیه و آله می فرمایند :

باكِروا فی طَـلَبَ الرِّزقِ وَ الحَوائِجِ فَاِنَّ الغُدُوَّ بَرَكَةٌ وَ نَجاحٌ؛(1)

در پى روزى و نیازها، سحر خیز باشید؛ چرا كه حركت در آغاز روز، [مایه] بركت و پیروزى است


امام صادق علیه السلام می فرمایند :

صِلَةُ الْأَرْحَامِ تُحَسِّنُ الْخُلُقَ وَ تُسَمِّحُ الْكَفَّ وَ تُطَیِّبُ النَّفْسَ وَ تَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ تُنْسِئُ فِی الْأَجَلِ (2)

صله رحم، انسان را خوش اخلاق، با سخاوت و پاكیزه جان مى نماید و روزى را زیاد مى كند و مرگ را به تأخیر مى اندازد.


  پیامبر صلى الله علیه و آله می فرمایند :

اِلْتَمسوا الرزقَ بالنکاحِ(3)

رزق و روزی خود را به وسیله ازدواج بخواهید.


امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‏فرماید :

استنزلوا الرزق بالصدقه(4).

با صدقه دادن، روزی را فرود آورید  .

و روایات فراوان دیگر........




1-اسرا  آیه 30

2-نهج الفصاحه ص 371 ، ح   1078

3-كافى(ط-الاسلامیه) ج 2، ص 151، ح6

4-مکارم الأخلاق، ص ۱۹۶

5-نهج البلاغه حکمت 134

نظرات() 

دوشنبه 18 آبان 1394

مراقب نگاه های خدا باشیم

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 













بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند متعال همواره و در همه حال ناظر و شاهد بر اعمال، رفتار و نیات انسان است و اگر انسان این حقیقت را همیشه در برابر چشم خویش قرار دهد و خدای سبحان را ناظر بر کارها، رفتارها و نیت های خود بداند از هرگونه لغزش، خطا و خیانت در امان خواهد ماند.

 توجه به این واقعیت که تمام عالم هستی محضر خداست و چیزی از اعمال و حتی نیات آدمی از او پنهان نیست، می تواند روی زندگی انسان اثر بگذارد، بنابراین اگر بنده بداند که خدا می داند آنچه را که انجام می دهد و می بیند او را، موجب مسابقه و مبادرت به طاعت و ترک معصیت می شود.

باید به خود بقبولانیم که در محضر خدا هستیم و خداوند متعال شاهد وناظر برتمام اعمال ماست.

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

أَلَمْ یعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یرَی (آیا انسان نمی داند خدا دارد نگاهش می کند؟)علق /14

إِنَّ رَبَّک لَبِالْمِرْصَادِ« (همانا ربّ تو به کمین نشسته است.) فجر/ 14

یعْلَمُ خائِنَةَ الأعْینِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ. (او چشم هایی را که به خیانت گردش می کند می داند، و از آنچه در سینه ها پنهان است باخبر است.) سوره غافر/ 19

 أَ یَحْسَبُ أَنْ لَمْ یَرَهُ أَحَدٌآیا (انسان) گمان مى کند هیچ کس او را ندیده؟ (که عمال و کردارش را ثبت کند) بلد /7

 إِذْ یتَلَقَّی الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الیمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِیدٌ. (به خاطر بیاورید هنگامی را که دو فرشته سمت راست و چپ انسان که مراقب و ملازم او هستند اعمال او را گرفته و ضبط می کنند.) سوره ق/ آیه 7

در حقیقت هدف از بیان نظارت الهی، توجه دادن انسان به این نکته مهم است که: حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا وزنوها قبل ان توزنوا و تجهزوا للعرض الاکبر.

بنابراین، همه اعمال انسان تحت نظارت دقیق الهی است.

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه