تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب ابر اهل سنت

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.
نظرات() 

یکشنبه 21 آذر 1395

نماز خواندن با دست بسته

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

پرسش

آخوندهای شیعه روایت بستن دست در نماز را از مردم پنهان می کنند:

این روایت را در کتب شیعه ببینید:

قلت لأبی عبدالله :أیضع الرجل یده على ذراعه فی الصلاة ؟ قال : لابأس إن بنی إسرائیل كانوا إذا دخلوا فی الصلاة دخلوا متماوتین كأنهم موتى

ترجمه : از ابوعبدالله پرسیده شد آیا شخص نماز را دست بسته بخواند؟ فرمود : بله مانند بنی اسراییل که مثل مردگان می ایستند نباشید)) آدرس دقیق: تفسیر عیاشی ج/2 ص:36


پاسخ؛

1-این روایت را مرحوم عیاشی مستقیما از اسحاق بن عمار نقل می کند و راویان مذکور در سند روایت را ارائه نمی دهد.

تفسیر عیاشی ج2 ص36

بنابراین روایت می شود مرسل یعنی سند آن ذکر نشده است .روایت مرسل و بدون سند نیز قابل استدلال نمی باشد.

2-علامه مجلسی می نویسد که به فرض صحت سند نیز بازهم روایت قابل استدلال نیست.زیرا از باب تقیه صادر شده است.

بحار الانوار ج81 ص327

3-با توجه به روایات متواتری که از اهل بیت رسیده است شکی در این نمی ماند که طبق مذهب امامیه دست بستن در نماز بدعت و حرام می باشد.

امام باقر فرمود:

«دست هایت را در نماز نبند زیرا این عمل مجوسیان است»

الکافی ج3 ص299

حضرت علی فرمود:

«مسلمان دست هایش را در نماز نمی بندد و خودش را به اهل کفر شبیه نمی سازد»

وسائل الشیعه ج7 ص267

4-در روایات اهل سنت نیز وارد شده است که پیامبر گرامی دست های خود را در نماز نمی بسته است.

بزرگان اهل سنت روایت کرده اند که ابو حمید ساعدی روزی در جمع صحابه و مردم چنین گفت:

«آیا شما را از کیفیت نماز پیامبر اگاه کنم؟

گفتند آری،

چنین عرضه داشت

«وقتی پیامبر به نماز می ایستاد دستها را تا برابر دوش خود بالا میاورد،تکبیر میگفت،درحالی که بدنش آرام بود قرائت حمد می کرد،تکبیر میگفت ودستها را تا برابر دوشها بالا میاورد،سپس به رکوع میرفت،کف دستها را بر زانوها میگذاشت وسرش را متعادل نگه میداشت سر بلند میکرد ومیگفت:سمع الله لمن حمده،دستها را تا مواضع دوشها بالا میاورد وکاملا می ایستاد،الله اکبر میگفت وبه سجود میرفت،دستها را از پهلوهایش فاصله میداد،سر از سجده بلند میکرد،متمایل به روی پای چپ می نشست وهنگام سجود انگشتان پاهارا از هم باز میکرد،دوباره به سجده میرفت واز سجده برمیخواست والله اکبر میگفت،باز هم متمایل به روی پای چپ قرار میگرفت،رکعت دیگر هم همین گونه عمل میکرد،پس از دو رکعت تکییر میگفت ودستها را تا برابر دوشها بالا میاورد،بقیه نماز را نیز همین گونه انجام میداد،در سجده ی اخر که سلام در ان است،پای چپ را عقب میکشید وخمیده به روی پای چپ مینشست،همه گفتند راست میگوید،پیامبر اینگونه نماز میخواند»

سنن بیهقی ج2 ص72،73،101،102،

سنن ابی داوود ج1،ص194

سنن ترمذی،ج2،ص98

مسنداحمد،ج5،ص424

این حدیثی بود در کیفیت نماز پیامبر از طرق اهل سنت که به هیچ وجه اشاره ای نشده است که پیامبر دستهای خود را می بسته است با اینکه راوی مستحبات ریز را در نماز از پیامبر نقل میکند وبزرگان صحابه او را تصدیق میکنند.

5-حنفیه و شافعیه و حنابله بستن دست ها را در نماز مستحب و مالکیه باز بودن دست ها را مستحب می دانند

الفقه علی المذاهب الخمسه ص110

این که اهل سنت در این مساله اجماعی بر وجوب یا استحباب دست بستن در نماز ندارند آیا دلیل بر این نمی شود که پیامبر گرامی دست بسته نماز نمی خوانده است؟

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht‌

نظرات() 

شنبه 20 شهریور 1395

علت آمین گفتن اهل سنت پس از خواندن سوره حمد

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

سوال

در مکه و مدینه دیده می شود که اهل تسنن پس از خواندن سوره حمد در نماز آمین می گویند اما تشیع چنین نمی کند ایا دلیل خاصی داره؟

پاسخ:

به عقیده شیعیان گفتن « آمین» در نماز پس از سوره حمد بدعت و حرام است و طبق نظر اهل بیت گفتن آن در نماز موجب بطلان نماز می باشد .

شیخ الطائفه ،شیخ طوسی چنین می نویسد:

« گفتن آمین نماز را باطل می کند ،چه آهسته باشد و چه بلند ،در آخر حمد باشد یا قبل از آن ،از سوی امام باشد یا ماموم در هر حال»

الخلاف ج1 ص333

امام صادق فرمود:

« هر گاه پشت سر امام جماعت مشغول نماز بودی هنگامی که امام از قرائت حمد فارغ شد بگو الحمد الله رب العالمین و آمین مگو»

الکافی ج3 ص313

التهذیب ج2 ص74

از برخی روایات نیز استفاده می شود که گفتن آمین پس از سوره حمد از بدعت های یهود و نصاری بوده است چنان که امام صادق فرمود:

« این عمل یهود و نصاری است که شما باید از آن اجتناب کنید»

الاستبصار،ج1 ص319

در روایات اهل سنت نیز ،روایتی دال بر استحباب گفتن آمین یافت نمی شود بلکه از روایات انها استفاده می شود که این عمل بدعت می باشد ،چون به هیچ وجه نقل نشده است که پیامبر در نماز آمین می گفته است با آن که در نماز تمام مستحبات را بجا می اورده است

سنن بیهقی،ج2 ص72؛73،101،102

سنن ابی داود ج1 ص194

بلوغ المرام،ص92

منابع جهت تحقیق:

1-وسائل الشیعه،ج6 ص67 باب17

2-سیمای عقائد شیعه،ص415

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 14 شهریور 1395

دلایل شکسته خواندن نماز مسافر در کتب اهل سنت

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

سوال

ببخشید من یه دوست سنی دارم با هم رفتیم سفر اما دیدم اون تو سفر نمازهاشو شکست نمی خوند و می گفت پیامبر هم نماز هاشو شکسته نمی کرد فکر نمی کردم تو این مساله هم اختلاف داشته باشیم میشه از کتبشون لزوم شکسته خواندن نماز ها رو ثابت کنید تا قانعش کنم .

پاسخ:

مساله شکسته خواندن نمازهای چهار رکعتی در سفر گذشته از انکه در ایه قرآن به آن اشاره شده است

نساء101

در روایات فراوانی از اهل بیت پیامبر گرامی نیز بیان شده است

وسائل الشیعه ج8 ص451 ابواب نماز مسافر

در روایات متعددی از منابع اهل سنت نیز تشریح شده است از جمله:

1- مسلم از موسى بن سلمه هذلى نقل مى کند از ابن عباس پرسیدم: آنگاه که در مکّه هستم (مسافرم) چگونه نمازبخوانم؟ فرمود:«دو رکعت نماز بخوان که سنّت پیامبر است»

صحیح مسلم ج1 ص258

مسند احمد ج1 ص290

2- مسلم از انس نقل مى کند:

«پیامبر در یکى از سفرهاى خود به مکه نمازظهر را در مدینه چهار رکعت خواند و نماز عصر را در ذوالحلیفه (مسجد شجره) دو رکعت خواند»

صحیح مسلم ج2 ص144

این قبیل روایات که شمار آنها در صحیح مسلم به نُه حدیث مى رسد، حاکى از آن است که شکسته خواندن نماز، امرى لازم است و اعراض از آن، اعراض از سنّت پیامبر به شمار مى آید.

رجوع شود به شرح نووی بر صحیح مسلم،ج5 ص207

3-ابوداود از عمران بن حصین نقل می کند:

«با پیامبر در نبرد با مشرکان شرکت کردم و در فتح مکه افتخار ملازمت داشتم، پیامبر 18 شب در مکّه اقامت گزید و همیشه چهار رکعتى را دو رکعت مى خواند و به مردم مکّه مى گفت: اى مردم شهر، شما نمازتان را چهار رکعت بخوانید، ما گروهى مسافر هستیم»

سنن ابی داود ج1 ص10

سنن ترمذی ج2 ص430

4-تعداد روایاتى که در مورد شکسته خواندن نمازهاى چهاررکعتى در سفر آمده، بیش از آن است که در این جا نقل شود. در کتاب «الانصاف» ،علامه سبحانی ، 26 روایت از پیامبر و یارانش در این مورد طبق کتب اهل سنت نقل شده است

الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف ج1 ص331 به بعد

مجموع روایات حاکى از لزوم قصر و عدم جواز اتمام است و چه دلیلى روشن تر از گفتگوى رسول خدا با مردم مکه در روایت اخیر.

اعتراض صحابه به عثمان:

پیامبر گرامى و دو خلیفه بعدى حتى خود عثمان، سالیانى در سفرهاى خود به مکّه، نماز را در منى ،دو رکعت مى خواندند، آنان هر چند اهل مکّه بودند و فاصله مکه و منى 6 کیلومتر بیشتر نبود، ولى چون از شهر خود اعراض کرده بودند، حالت مسافر داشتند، ولى متاسفانه در یکى از سفرها، عثمان به جاى دو رکعت، چهار رکعت خواند، در این هنگام، صداى اعتراض همگان بر علیه او بلند شد.

مسلم در صحیح خود چنین نقل مى کند:

« عثمان در منى ،نمازظهر و یا عصر را چهار رکعت خواند. وقتى خبربه عبداللّه بن مسعود رسید، استرجاع کرد، یعنى گفت: «اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَیْهِ راجِعُونَ» سپس افزود:

« من با دو خلیفه پیشین در منى نمازخواندم، آن دو نفر نمازهاى چهار رکعتى را دو رکعت مى خواندند.»

شرح صحیح مسلم،نووی،ج5 ص209

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 14 شهریور 1395

جایگاه امام جواد علیه السلام نزد علمای اهل سنت

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

1-علامه سبط بن جوزی حنفی درباره امام می نویسد:

« او در علم و تقوا ،زهد و بخشندگی شیوه پدرش را در پیش گرفته بود .او با القاب مرتضی و قانع نیز خوانده می شد»

تذکره الخواص ص358٬359

2-محمد بن طلحه شافعی می اورد:

« هر چند خردسال بود اما منزلتی والا و آوازه ای بلند داشت .مناقب و فضائل او به قدری فراوان است که نه میدان هماوردی ها گنجایش آن را داشت و نه اجل امان داد تا بر همگان اشکار شود.در عمر کوتاهش خداوند او را از چنان منقبت و منزلتی خاص برخوردار کرد که فروغ آن در طلیعه بزرگداشت و تجلیل می درخشید»

مطالب السوول ص239

3-ذهبی از متعصبین اهل سنت درباره امام جواد چنین می نویسد:

« او به جواد ،قانع و مرتضی ملقب بود و در شمار بزرگان اهل بیت پیامبر قرار داشت .از انجا که به سخا و بخشندگی شهره بود « جواد» خوانده شد»

الوافی بالوفیات،ج4 ص105

4-ابن صباغ مالکی یکی دیگر از علمای اهل سنت چنین می نویسد:

« او در عین خردسالی مرتبه و منزلتی والا و آوازه ای بلند و فراگیر داشت .بر اساس نصوصی که درباره امامت او آمده بود و نیز وصیت پدرش علی بن موسی الرضا پس از پدرش عهده دار منصب امامت شد .جماعتی از افراد ثقه و عادل نیز این مطلب را نقل کرده اند»

الفصول المهمه ص251

5-شبراوی شافعی چنین می اورد:

« کرامات او فراوان و مناقب او مشهود است و ما بخشی از کرامات بزرگ و مناقب زیبای او را نقل کردیم»

الاتحاف بحب الاشراف ص168

6-خیر الدین زرکلی نیز چنین می اورد:

« او منزلت و مرتبه ای بلند داشت ،هوشمند و زبان آور و در بدیهه گویی توانمند بود»

الاعلام ج7 ص155

7-یوسف اسماعیل نبهانی نیز چنین می گوید:

« او یکی از بزرگان ائمه و چراغ هدایت گر امت است»

جامع کرامات الاولیائ،ج1 ص100

8-محمود بن وهیب بغدادی نیز چنین می نویسد:

« او وارث دانش و فضل پدر خود و از نظر منزلت و کمال سر آمد بود»

جوهر الکلام ص147

برگرفته از کتاب پیشوایان هدایت،ج11 ص21 به بعد

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 24 مرداد 1395

فضائل امام رضا علیه السلام از كتب اهل سنت

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

لطفا مقداری از فضائل امام رضا طبق کتب اهل سنت و علمای اهل سنت برامون بگید.

پاسخ:

علامه سراج الدین حنفی عثمانی نقل می کند:

« چنین گفته شده است که مادر امام رضا کنیز حمیده مادر امام کاظم بود.حمیده در خواب پیامبر را دید که او را امر کرد که آن کنیز را به همسری امام کاظم در آورد چرا که به زودی برترین فرد روی زمین یعنی امام رضا را به دنیا می آورد»

تاریخ الاسلام و الرجال،ص369

مفتاح النجا فی مناقب ال عبا،ص176

علامه شهاب الدین همدانی از علمای اهل سنت نقل می کند که پیامبر گرامی فرمود:

« به زودی پاره تن من در خراسان به خاک سپرده می شود .هیچ گرفتاری او را زیارت نمی کند مگر آنکه خداوند گرفتاریش را برطرف می کند و هیچ گناهکاری او را زیارت نمی کند مگر آنکه خداوند تمام گناهانش را می بخشد»

موده القربی ص140

وباز نقل می کند که فرمود:

« هرکس فرزندم را در طوس زیارت کند ثوای یک حج را دارد .عایشه با تعجب گفت یک حج؟!

فرمود: بله بلکه ثواب دو حج

نظرات() 

چهارشنبه 2 دی 1394

پرسش و پاسخ

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

آیا حدیث ذکر علی عباده ( یاد کردن علی عبادته) سند از منابع اهل سنت داره؟اگه داره لطف کنید بگید.

✅پاسخ:

خوارزمی در المناقب خود از پیامبر روایت میکند که فرمود:

"ذکر علی عباده" "ذکر علی عبادت است"

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه