تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب انقلاب اسلامی

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

پرسش

مگر در حقوق بین الملل سفارت یک کشور در حکم خاک آن کشور نیست .مگر در دستورات اسلامی از اهمیت وفای به عهد و پیمان فراوان سخن گفته نشده است با این حال چرا ایران پیمان شکنی کرد و به سفارت آمریکا تجاوز کرد ایا این کار توجیه عقلایی و شرعی دارد؟

پاسخ:

توجه به نکاتی لازم است؛

1-تسخیر سفارت آمریکا یک حرکت خود جوش و مردمی بوده است نه دولتی و حقوق بین الملل حرکت های تلافی جویانه مردمی در برابر نقض حقوقشان را نفی نمی کند .

2-شکی در این نیست که آمریکا بارها و بارها حقوق ملت ایران را نادیده و به حقوق آنها تجاوز کرده بود.این تجاوزات به طور رسمی از سرنگونی دولت ملی در 28 مرداد 1332 آغاز می شود و با حمایت های نظامی و سیاسی و اقتصادی و تبلیغاتی از رژیم استبدادی محمد رضا شاه تا آخرین لحظات عمر او ادامه می یابد و همین طور این عداوت ها پس از انقلاب تداوم داشت و با پذیرش شاه در کشور آمریکا خشم انقلابی مردم بیش از پیش بر انگیخته شد .و پس از تسخیر نیز اسناد فراوانی از برنامه ریزی آمریکا جهت اقدام تخریب گرایانه بدست آمد.با توجه به این نکات این اقدام مردمی دانشجویان پیرو خط امام در تسخیر این لانه جاسوسی بسیار منطقی جلوه می کند

3-از منظر شرع نیز وفای به پیمان در برابر پیمان شکن و متجاوز امری بی ارزش و ناپسند قلمداد شده است.

حضرت علی می فرماید:

«وفاداری در برابر پیمان شکنان پیمان شکنی در پیشگاه خدا است و پیمان شکنی با آنان وفاداری نزد خدا است»

نهج البلاغه حکمت 259

اگر دشمن پیمان شکنی کند و حقوق جامعه تجاوز کند و ما در برابر آنها به عهد خود وفا کنیم این نشانه ضعف و ذلت ما در برابر آنها است و آن را حمل بر ترس ما می کنند و سبب جسارت بیشتر آنها میشود از این رو دستور به مقابله به مثل داده شده است

پیام امام امیر المومنین ج14 ص152

قرآن می فرماید:

«و هر گاه (با ظهور نشانه ها)از خیانت گروهی بیم داشتی به طور عادلانه به آنها اعلام کن که پیمانشان لغو شده است زیرا خداوند خائنان را دوست ندارد»

انفال58

این در حالی است که قرآن تاکید می کند که نسبت به آن هایی که به عهد خود وفادارند وفادار بمانید .در آیه چهارم سوره توبه بعد از اعلان جنگ با مشرکین پیمان شکن می فرماید:

«مگر کسانی از مشرکان که با آنها عهد بستید و چیزی از آن را در حق شما فرو گذار نکرده اند و احدی را بر ضد شما تقویت نکرده اند پیمان آنها را تا پایان مدتشان محترم شمارید»

ولی درباره پیمان شکنان تاکید به مقابله به مثل داده است و می فرماید:

«اگر پیمان های خود را پس از عهد خویش بشکنند و آیین شما را مورد طعن قرار دهند با پیشوایان کفر پیکار کنید چرا که آنها پیمانی ندارند »

توبه12

از این نکات روشن میشود که حادثه 13 آبان به هیچ عنوان با قوانین شرعی و بین الملل مخالفتی ندارد بلکه این حادثه مصداق روشن عمل کردن به تکلیف شرعی بوده است.

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

امام مجتبى در پاسخ شخصى که به صلح آن حضرت اعتراض کرد، عوامل و موجبات اقدام خود را چنین بیان نمود:

من به این علت حکومت و زمامدارى را به معاویه واگذار کردم که اعوان و یارانى براى جنگ با وى نداشتم. اگر یارانى داشتم شبانه روز با او مى جنگیدم تا کار یکسره شود. من کوفیان را خوب مى شناسم و بارها آنها را امتحان کرده ام.

آنها مردمان فاسدى هستند که اصلاح نخواهند شد، نه وفا دارند، نه به تعهدات و پیمان هاى خود پایبندند و نه دو نفر با هم موافقند. بر حسب ظاهر به ما اظهار اطاعت و علاقه مى کنند، ولى عملاً با دشمنان ما همراهند.»

بحار الانوار ج44 ص147

پیشواى دوم که از سستى و عدم همکارى یاران خود به شدت ناراحت و متاثر بود، روزى خطبه اى ایراد فرمود و طى آن چنین گفت:

«در شگفتم از مردمى که نه دین دارند و نه شرم و حیا. واى بر شما معاویه به هیچ یک از وعده هایى که در برابر کشتن من به شما داده، وفا نخواهد کرد. اگر من با معاویه بیعت کنم، وظایف شخصى خود را بهتر از امروز مى توانم انجام بدهم، ولى اگر کار به دست معاویه بیفتد، نخواهد گذاشت آیین جدم پیامبر را در جامعه اجرا کنم.

به خداسوگند (اگر به علت سستى و بی وفایى شما) ناگزیر شوم زمامدارى مسلمانان را به معاویه واگذار کنم، یقین بدانید زیر پرچم حکومت بنى امیه هرگز روى خوش و شادمانى نخواهید دید و گرفتار انواع اذیت ها و آزارها خواهید شد.

هم اکنون گویى به چشم خود مى بینم که فردا فرزندان شما بر در خانه فرزندان آنها ایستاده و درخواست آب و نان خواهند کرد؛ آب و نانى که از آن فرزندان شما بوده و خداوند آن را براى آنها قرار داده است، ولى بنى امیه آنها را از در خانه خود رانده و از حق خود محروم خواهند ساخت».

آنگاه امام افزود:

«اگر یارانى داشتم که در جنگ با دشمنان خدابا من همکارى مى کردند، هرگز خلافترا به معاویه واگذارنمی کردم، زیرا خلافت بر بنى امیه حراماست....».

جلائ العیون،ج1 ص345

امام مجتبى که ماهیت پلید حکومت معاویه را بخوبى مى شناخت، روزى در مجلسى که معاویه حاضر بود، سخنانى ایراد کرد و ضمن آن فرمود: «سوگند به خدا، تا زمانى که زمام امور مسلمانان در دست بنى امیه است، مسلمانان روى رفاه و آسایش نخواهند دید».

شرح نهج البلاغه،ابن ابی الحدید،ج16 ص28

و این، هشدارى بود به عراقیان که بر اثر سستى و به امید راحتى و آسایش، تن به جنگ با معاویه ندادند، غافل از اینکه در حکومت معاویه هرگز به امید و آرزوى خود دست نمى یابند.

سیره پیشوایان،ص130

این بیانات پرده از چهره این رویداد تاریخی بر می دارد و نشان می دهد که:

1-امام خواهان صلح نبود بلکه بخاطر فقدان یاور و سستی مردم کوفه صلح را پذیرا شد

2-صلح نشانه حسن روابط با معاویه و پیروان او نبوده است و همانطور که پیامبر گرامی در حدیبیه ناچارا با مشرکین کفار سازش کرد ،امام حسن نیز بنا بر دلائل گفته شده ناچارا با معاویه سازش کرد

راهنمای حقیقت،ص609

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یک وقت فکر نکنیم خوارج ،

زنا کار

شراب خوار

و حرام خوار بودند !!!

نه

خوارجبصیرتنداشتن.!!!!

به قول رهبر معظم انقلاب، تحلیل سیاسی نداشتن.

.

.

به این سرگذشت بی بصیرتی خوارج توجه بفرمائید:

کشته شدن عبدالله بن خباب بن ارت به دست خوارج را بخوانید وبه نکته مهم آن توجه بفرمائید:

خوارج عبدالله و همسرش باردارش را در مسیر بصره به کوفه دستگیر کردند،

وی از شیفتگان حضرت علی علیه السلام بود،

یکی از نزدیکان عبدالله که پنهان شده و به بالای درخت نخلی رفته بود، ماجرا را تماشا و این گونه تعریف میکند که دیدم:

خوارج سر عبدالله را جدا میکنند!

سپس شکم زن باردار او را نیز با شمشیر پاره میکنند!

و جنین از شکم مادر بیرون میکشند و سر جنین را هم با شمشیر جدا میکنند!

به جرم؟؟؟

آری

به جرم....

عشق به علی.....

بعد

کنار آب رفته و وضو میگیرند!

راوی میگوید آنقدر نماز طولانی بود که بالای درخت نزدیک بود خوابم ببرد.

بعد از نماز!!!!

نزدیک درخت خرما می آیند

خرمایی از درخت به زمین می افتد،

یکی از خوارج خرما رو برداشته و میخورد،

که یکی دیگر از خوارج سرش فریاد میکشد و میگوید که چه میکنی مردک از کجا میدانی که صاحب درخت راضی است!!!!

مرد خرما رو از دهان بیرون انداخت...

.

.

نکته را داشتید:

به مال حرام حساس بودند!!!

نماز طولانی میخواندند!!!

ولی

بصیرت نداشتند.

تحلیل سیاسی نداشتن.

جنگ صفین شمشیر به روی امام جامعه کشیدند و علی علیه السلام رو مجبور به حکمیت کردند.

بعد از حکمیت هم که دیدند فریب خوردند باز،رو در روی ولایت ایستادند!!!

قاتل علی(ع)کافر نبود...

ابن ملجم زمانی زیر نظر و در کنار علی(ع)شمشیر می زد!

ابن ملجم پس از به خلافت رسیدن علی(ع)با او بیعت کرد،در جنگ جمل در کنار او جنگید و پس از جنگ صفین و پایان حکمیت به خوارج پیوست.او در جنگ نهروان با علی(ع) نبرد کرد و از معدود افراد بازمانده از این جنگ بود.

و امام صادق(ع) فرمود که تا صبح قیامت ملائکه او را لعن می کنند.

فاصله حق و باطل این گونه بهم نزدیک است و سابقه دار بودن و کنار علی(ع) بودن، دلیل بر سعادت نیست!

با علی(ع) ماندن هنر است.

تاریخ و سرگذشت صحابه در اسلام را که بخوانیم امروز را بهتر می توانیم درک کنیم.

التماس تفکر

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDz2hbjpoMZeopmC7...

نظرات() 

پنجشنبه 31 تیر 1395

آیا دین از سیاست جداست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، احادیث، انقلاب اسلامی، 

سوال

برخی میگن دین از سیاست جداست لطفا این حرف رو رد کنید و ثابت کنید که سیاست و تشکیل حکومت ضروری اسلام است

پاسخ:

ادله قرانی و روایی و عقلی بر پیوند بین دین و سیاست و ضرورت تشکیل حکومت گواهی می دهد که به برخی اشاره می کنیم

ادله قرانی بر ضرورت حکومت:

1-در داستان بنى اسرائیل مى خوانیم: هنگامى که بر اثر هرج و مرج داخلى و نداشتن حاکمیت قوى و لایق، گرفتار ضعف و فتور و شکست شدند، و دشمنان بر آنان مسلط گشتند، نزد پیامبر خویش آمدند و گفتند: «زمامدارى براى ما انتخاب کن تا تحت فرماندهى او در راه خدا پیکار کنیم»; پیامبرشان گفت: «شاید اگر دستور جهاد به شما داده شود سرپیچى نمایید; و در راه خدا پیکار نکنید»; گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا جهاد نکنیم; در حالى که از خانه ها و فرزندانمان رانده شده ایم؟» (شهرهاى ما بوسیله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسیر شده اند.)

بقره 246

اگر چه در این آیه به یکى از ابعاد و آثار وجود زمامدار براى یک قوم و ملت اشاره شده، و آن مسأله مبارزه با دشمنان خارجى و پاک کردن شهرها از لوث وجود بیگانگان و آزادى اسیران است; ولى مسلّم است که در ابعاد دیگر نیز این معنى صادق به نظر مى رسد.

قرآن با این تعبیر نشان مى دهد که بدون تشکیل حکومت با حاکمیت قوى رسیدن به آزادى و آرامش اجتماعى ممکن نیست; البته شاید تصور شود

درخواست بنى اسرائیل در اینجا تنها براى تعیین فرمانده لشگر بود، نه زمامدار; ولى باید توجه داشت که تعبیر به «ملک» به معنى زمامدار در تمام شئون است; هر چند برنامه بارز او در این ماجرا پیکار با دشمنان خارجى بوده است.

در حقیقت پیامبر آن زمان (اشموئیل) نقش رهبر را در آن جامعه به عهده داشت; و طالوت منتخب او در نقش زمامدار و فرمانده لشکر بود.

2-قرآن در ذیل همین ماجرا در چند آیه بعد، سخن از شکست لشکر جالوت در برابر بنى اسرائیل به میان آورده، و مى گوید:

«سپس به فرمان خدا، آنها دشمن را به هزیمت واداشتند، و داوود (جوانِ کم سن و سال و نیرومند و شجاعى که در لشکر طالوت بود) جالوت (زمامدار دشمن) را کشت; و خداوند حکومت و دانش به او بخشید، و از آنچه مى خواست به او تعلیم داد. و اگر خداوند، بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نمى کرد زمین را فساد فرا مى گرفت ، ولى خداوند نسبت به جهانیان لطف و احسان دارد».

بقره 251

جمله اخیر به خوبى نشان مى دهد که اگر حکومت مقتدر و نیرمندى نباشد، و جلوى طاغیان و سرکشان را نگیرد، زمین پر از فساد مى شود; به این ترتیب حکومت عادلانه یکى از عطایاى بزرگ الهى است که جلو مفاسد دینى و اجتماعى را مى گیرد.

3- شبیه همین معنى در آیه 40 سوره «حجّ» نیز آمده است که بعد از اجازه جهاد در برابر دشمن، به مسلمین مى فرماید:

«همانها که ناحق از خانه و شهر خود بیرون رانده شدند، جز این که مى گفتند: "پروردگار ما خداى یکتا است; و اگر خداوند بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه ها، و معابد یهود و نصارى، و مساجدى که نام خدا در آن بسیار برده، مى شود ویران مى گردد»

در اینجا نیز سخن از نقش حکومت در بعد جهاد است، ولى مسلّم است که جهاد بدون یک تشکیلات منظّم سیاسی و اجتماعى و اقتصادى امکان پذیر نیست; چرا که مجاهدان معمولا از دو بخش تشکیل مى شوند: نیروهاى نظامى، و نیروهاى اجتماعى که در پشت جبهه ها‌ پشتیبانى مى کنند; و در واقع تمام جامعه را زیر بال و پر مى گیرند.

4- در آیه بعد از آن (آیه 41 «حجّ») درباره مؤمنان راستین مى خوانیم:

«همان کسانى که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را برپا مى دارند و زکات را مى دهند و امر به معروف و نهى از منکر مى کنند ».

این آیه نیز تلویحاً مى رساند که برپا داشتن نماز و اداى زکات و امر به معروف و نهى از منکر ـ در مقیاس گسترده و عام ـ از طریق تشکیل حکومت میسّر است; و لذا مؤمنان راستین را به این صفت توصیف مى کند; که آنها به هنگام قدرت یافتن و به حکومت رسیدن، این فرائض بزرگ الهى را بر پا مى دارند، و اجرا مى کنند; و از اینجا نقش حکومت در اصلاح جامعه از دیدگاه اسلام روشن مى شود.

5- در سوره «یوسف» از آیه 43 - 56 به ماجرایى اشاره مى کند; که ضرورت حکومت در لابلاى آن به خوبى تبیین شده، و آن اینکه سلطان مصر خوابى مى بیند، و از یوسف که در زندان بوده ـ و به تعبیر صحیح خواب ها کم کم مشهور شده بود ـ; تعبیر آن را مى خواهد; او تعبیرى براى آینده کشور مصر مى کند، که هفت سال بحرانى و قحطى در پیش دارند; و اگر از آن به سلامت بگذرند، سال هاى پر برکت و وفور نعمت فرا خواهد رسید، سپس دستورهاى لازم براى چگونگى مقابله با این سال هاى سخت، و طرز تهیه و نگهداى آذوقه، و چگونگى صرفه جویى در مواد غذایى را به آنها یاد مى دهد; و سلطان مصر اورا از زندان آزاد کرده و سرپرست خزانه دارى مصر مى کند، و به کمک مدیریّت یوسف که در کنار سلطان مصر قرار گرفته بود، یک ملّت عظیم از مرگ رهایى مى یابد.

این داستان به خوبى ضرورت وجود حکومت مدیر و مدبّر و آگاه را براى جوامع انسانى مخصوصاً در مواقع بحرانى روشن و آشکار مى سازد;که اگر جامعه از چنین حکومتى محروم شود، به ضررهاى عظیم و جبران ناپذیرى گرفتار مى شود.

6- از آیات متعددى از قرآن مجید بر مى آید; که حکومت الهى یکى از نعمت هاى بزرگ خدا است; و این نیست مگر به خاطر نقش مهمّى که در نظم جامعه انسانى و جلوگیرى از مظالم و ستم ها و فراهم ساختن شرایط تکامل انسان ها دارد.

از جمله در آیه 79 سوره «انبیاء» درباره حضرت داوود(علیه السلام) و فرزندش اسماعیل مى خوانیم: «به هر یک از آنان داورى و علم فراوان دادیم».

در آیه 20 سوره «مائده» ضمن بر شمردن نعمت هاى الهى بر بنى اسرائیل مى فرماید: «(به یاد آورید) هنگامى را که موسى به قوم خود گفت:"اى قوم من! نعمت خدا را نسبت به خود متذکر شوید هنگامى که در میان شما، پیامبرانى قرار داد; (و زنجیر بندگى و اسارت فرعونى را بشکست ) و شما را حاکم و صاحب اختیار خود قرار داد; و به شما چیزهایى بخشید که به هیچ یک از جهانیان نداده بود».

البتّه همه بنى اسرائیل حاکم و سلطان نبودند; ولى هنگامى که از میان آنها حاکمانى بر مى گزیند، چنین خطابى درباره آنان ـ به عنوان یک قوم و ملّت ـ مى کند; که خداوند شما را حاکمان و پادشاهان قرار داد.

در آیه 35 سوره «ص» از زبان حضرت سلیمان مى خوانیم: «گفت: "پروردگارا مرا ببخش و حکومتى به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد، که تو بسیار بخشنده اى"»!

آیات بعد از آن نشان مى دهد که خداوند دعاى او را مستجاب کرد، و حکومتى عظیم و مواهبى فراوان و بى نظیر به او بخشید. و در آیه 54 سوره «نساء» آمده است: «یا اینکه نسبت به مردم (پیامبر و خاندانش)، بر آنچه خدا از فضلش به آنها بخشیده حسد مىورزند! یا اینکه ما به آل ابراهیم (که یهود از خاندان او هستند نیز،) کتاب و حکمت دادیم; و حکومت عظیمى در اختیارشان قرار دادیم».

این مسأله به قدرى اهمیت دارد، که خداوند بخشیدن حاکمیت را هم ردیف عزّت و گرفتن آن را قرین ذلت شمرده است.

در آیه 26 سوره «آل عمران» مى فرماید:

«بگو: "بار الها! اى مالک حکومت ها، به هر کس بخواهى، حکومت مى بخشى، و از هر کس بخواهى

، حکومت را مى گیرى; هر کس را ،بخواهى عزّت مى دهى و هر کس را بخواهى ،خوار مى کنى تمام خوبى ها به دست تو است; تو بر هر چیزى قادرى"».

از مجموع آیاتى که در بالا آمد، اهمیت حکومت براى جامعه بشرى از دیدگاه قرآن مجید روشن مى شود، و در واقع این آیات دریچه اى به سوى جهان بسیار وسیع حکومت در جوامع انسانى است.

ضرورت حکومت از دیدگاه روایات :

1-در نهج البلاغه آمده است در پاسخى که امیرمؤمنان على(علیه السلام) به خوارج داد ; که مى گفتند: «حکومت و حاکمیت و داورى مخصوص خدا است» ; فرمود: «این سخن حقى است که از آن اراده باطل شده »، سپس فرمود: «آرى درست است که فرمانى جز فرمان خدا نیست، ولى اینها مى گویند: "حکومت و زمامدارى مخصوص خدا است"»، سپس فرمود:

«مردم به هر حال نیازمند به امیر و زمامدارى هستند، خواه نیکوکار باشد یا بدکار! تا مؤمنان در سایه حکومتش به کار خویش مشغول باشند، و کافران نیز بهره مند شوند، و مردم در دوران حکومت او زندگى راحتى داشته باشند; به وسیله او اموال بیت المال گردآورى شود، و به کمک او با دشمنان مبارزه کنند، جاده ها امن گردد، و حق ضعیفان از زورمندان گرفته شود ; مردم نیکوکار در رفاه باشند و از دست بدکاران در امان».

نهج البلاغه خطبه 40

بدیهى است اینکه مى فرماید: «امیرى لازم است، خواه نیکوکار یا بدکار» مفهومش این نیست که این دو یکسان اند، بلکه منظور این است که در درجه اوّل باید زمامدارى عادل و نیکوکار پیدا کرد; و اگر نشد وجود زمامدار ظالم از هرج و مرج بهتر است; و این امر منافات با حاکمیت خداوند بر کلّ جهان هستى ندارد; چرا که حاکمیت مانند: نبوّت و قضاوت از ذات پاک او نشأت مى گیرد.

2-در روایات معروفى که فضل بن شاذان از امام رضا نقل کرده است، در بیان دلائل تعیین «اولو الامر» و حاکمیت بر اجتماع به سه نکته مهم اشاره فرموده; مى گوید: «اگر کسى بگوید چرا اولو الامر قرار داده شده، و مردم مأمور به اطاعت از حاکم الهى هستند"؟

گفته مى شود: "به دلائل زیاد از جمله اینکه هنگامى که براى مردم حدودى تعیین شود، و دستور یابند که از آن حدود تجاوز نکنند، چون باعث فساد آنها مى شود; این کار سامان نمى گیرد، مگر بوسیله حاکم امین در رأس آنها; که آنان را از تعدّى و داخل شدن در امور ممنوعه باز دارد; زیرا اگر این موضوع نباشد، کسى لذّات و منافع خود را به خاطر فساد دیگران ترک نمى کند; و لذا سرپرستى براى آنها قرار داده شده که آنان را منع از فساد کند و حدود و احکام الهى را در میان آنها برپا دارد.

دیگر اینکه ما هیچ فرقه اى از فرق دنیا، و هیچ ملّتى از ملل را نمى یابیم که بدون رئیس و سرپرستى باقى مانده باشند، همان رئیس و سرپرستى که امر دین و دنیاى آنها را سامان بخشد، پس در حکمت (خداوند) حکیم جایز نیست که خلق را بدون آنچه مى داند براى آنان ضرورى است، رها سازد; و سرپرستى که به کمک او با دشمنان بجنگند، و اموال بیت المال را به وسیله او تقسیم کنند، و جمعه و جماعت آنها را برپا دارد، و ظالم را از تعدّى بر مظلوم باز دارد، براى آنان تعیین نکند.

دیگر اینکه اگر مردم پیشوا و سرپرست امین و درستکارى نداشته باشند، دین و آیین خدا بر باد مى رود، و سنّت و احکام الهى تغییر مى یابد، و بدعت گذاران چیزهایى از پیش خود بر آنها مى افزایند، و مخالفان از آن کم مى کنند، و امور را بر مسلمانان مشتبه مى سازند»

بحار الانوار ج6 ص60

3-در تفسیر نعمانى از امیر مؤمنان على بعد از ذکر آیاتى از قرآن، مانند آیه «اى کسانى که ایمان آورده اید اجابت کنید دعوت خدا و پیامبر را، هنگامى که شما را دعوت مى کنند به سوى چیزى که شما را زنده مى سازد».

انفال24

و آیه (وَلَکُمْ فِى الْقِصاصِ حَیاة یا اُولِى الاَلْبابِ)

بقره 179

در حدیثى مى فرماید

«در این آیات دلیل بسیار روشنى است بر اینکه امت باید امام و پیشوایى داشته باشند که قیام به کارهاى آنها کند، و به آنها امر و نهى نماید، و حدود الهى را در میان آنها برپا دارد، با دشمن پیکار کند، و غنائم را عادلانه تقسیم نماید، واجبات را تحقق بخشد، و ابواب صلاح آنها را به آنان نشان دهد، و آنان را از آنچه براى آنان زیان بخش است برحذر دارد; زیرا امر و نهى یکى از اسباب بقاى خلق است; و گر نه تشویق و ترس از بین مى رود، و هیچ کس از گناه باز نمى ایستد، نظام جامعه فاسد مى شود و این سبب هلاکت بندگان خدا است».

بحار الانوار ج90 ص41

در حدیث دیگرى از امام صادق چنین آمده است:

«اهل هر شهرى از سه چیز بى نیاز نیستند تا در امور دنیا و آخرت به آن پناه برند; اگر این ها را از دست دهند سقوط مى کنند; فقیه آگاه و باتقوى، و امیر خوب مورد اطاعت، و طبیب بینا و معتمد».

بحار الانوار ج75 ص235

این مسأله در روایات اسلامى به اندازه اى اهمیت دارد، که حتّى حکومت ظالم، مقدم بر هرج و مرج و بى حکومتى شمرده شده; چنانکه از امیر مؤمنان على مى خوانیم: « زمامدار ظالم و ستمگر، بهتر است از فتنه (و هرج و مرجى) که پیوسته در جامعه وجود داشته باشد».

غرر الحکم ج2 ص784


ضرورت حکومت از دیدگاه عقل

اوّلا: زندگى انسان، یک زندگى اجتماعى است; به گونه اى که اگر حیات انسانى از این ویژگى خالى شود به پایین ترین مراحل جاهلیت و بهیمّیت سقوط مى کند; چرا که تمام منافع و آثار مفید و سازنده در زندگى بشرى، تمدن ها و تکامل ها، و علوم و فنون و صنایع گوناگون، همه از برکات زندگى اجتماعى و همکارى و تعاون در جهات مختلف است; و تا نیروهاى کوچک فکرى و بدنى به هم ضمیمه نشوند، حرکت ها و جنبش هاى عظیم اجتماع، در هیچ قسمت صورت نمى گیرد.

به تعبیر ساده تر: ازیک سو انسان اگر از اجتماع جدا شود، هم ردیف حیوانات خواهد شد; و این تمایل و خواست درونى و حیات اجتماعى است، که به او این همه قدرت و امکان پیشرفت و برترى بخشیده است; و از سوى دیگر واضح است که حیات انسان در درون جامعه على رغم آن همه برکات و منافع مهمّى که در بر دارد، خالى از کشمکش ها و تنازع ها و تصادم منافع نیست; نه تنها به خار غلبه خودخواهى و خود پرستى، بلکه به خاطر اینکه بسیار مى شود که افراد جامعه در تشخیص حدود و حقوق خود گرفتار اختلاف و اشتباه مى شوند; اینجا قوانینى لازم است; تا حقوق هر کس را مشخص کند، و راه را بر تعدّى و تجاوز و منازعات ببندد.

از سوى سوم، مسلّم است که این قوانین به تنهایى اثرى در رفع تجاوز و تنازع ندارد; بلکه در صورتى مفید و مؤثر است که افراد مورد قبول جامعه آن را به اجرا در آورند;

و به تعبیر دیگر تنها بوسیله ایجاد حکومت است; که نظم در جامعه برقرار مى شود و جلو فساد و خونریزى و غصب حقوق (هر چند به طور نسبى) گرفته مى شود.

به همین دلیل از قدیم ترین ایّام، اقوام بشرى هر کدام حکومتى براى خود داشتند.

❗️ثانیاً: به فرض که مردم بدون حکومت بتوانند با هم زندگى سالمى داشته باشند، ـ امرى که محال است ـ ولى پیشرفت و تکامل در علوم و دانش ها و صنایع و شئون مختلف اجتماعى تنها در سایه برنامه ریزى دقیق و مدیریت آگاه، امکان پذیر است; و برنامه ریزى و مدیریت عبارت دیگرى از تشکیل حکومت است.

از این رو تمام عقلاى جهان تأکید بر ضرورت تشکیل حکومت براى جوامع بشرى مى کنند

همچنین براى پیشرفت علوم و صنایع و حفظ سلامت مردم و حفظ نظم و آزادى و تأمین مواد غذایى و مسکن و سایر نیازمندى ها، برنامه ریزى و مدیریت لازم است. آیا مى توان مثلا بدون وزارت علوم و آموزش و پرورش، برنامه صحیحى جهت تعلیم و تربیت جوانان و نوجوانان داشت؟ و آیا بدون وزارت صنایع ممکن است به مسائل صنعتى سرو سامان بخشید؟ آیا بدون وزارت دفاع مى توان ارتش نیرومندى براى جلوگیرى از تهاجم هاى بیگانه به وجود آورد؟ و به فرض که در جهان هیچ جنگى نباشد آیا بدون نیروى انتظامى مى توان نظم مطلوبى به جامعه بشرى داد؟

به هر حال این نکته از بدیهیات است که هیچ گاه جامعه بشرى حتى براى یک روز بدون حکومت نمى تواند زندگى سالمى داشته باشد; و منکران این امر نیز هرگز به آن نرسیدند، و از وسط راه با دستپاچگى و شتاب به صورت شرم آورى بازگشتند

اما از دیدگاه خدا پرستان یعنى: آنها که معتقد به ارسال رسل و انزال کتب از سوى خداوند مى باشند; «ضرورت حکومت» واضح تر و آشکارتر است;

زیرا از یک سو اهدافى که براى بعثت انبیاء در منابع دینى آمده و دلایل عقلى نیز آن را تأیید مى کند; تحقق آن بدون تشکیل حکومت غیر ممکن خواهد بود، مثلا تعلیم و تربیت صحیح و تزکیه نفوس، بدون تشکیل حکومت بسیار مشکل یا غیر ممکن است.

فکر کنید اگر تمام مدارس و دانشگاه ها در عصر و زمان ما درا ختیار یک حکومت ضد مذهبى یا بى تفاوت در برابر مذهب باشد; و وسائل ارتباط جمعى از قبیل رادیو و تلویزیون و مطبوعات نیز به همین شکل اداره شوند; و ما بخواهیم تنها با نصیحت و اندرز مردم و یا حداکثر استفاده کردن از مساجد و منابر آنها را به اهداف انبیاء و تعلیم و تربیت الهى نزدیک کنیم; مطمئناً به جائى نمى رسیم; و تنها شعله ضعیفى از ایمان و تقوا در نفوس اقلیتى باقى و برقرار خواهد بود. ولى هرگاه حکومتى بر مبناى ایمان و توحید و اعتقاد به خدا و مقدسات تشکیل شود، و تمام این مراکز حساس را در اختیار بگیرد; آنگاه مسأله شکل دیگرى به خود خواهد گرفت.

در مورد عدالت اجتماعى و قیام مردم به قسط که هدف دیگرى است، باز مطلب همین گونه است; چگونه ممکن است با وجود یک حکومت ظالم و فاقد دین و ایمان، یا وابسته به مستکبران و استعمارگران اقامه قسط و عدل نمود؟

کوتاه سخن اینکه هیچ یک از اهداف مقدس پیامبران الهى بدون تشکیل حکومت، جز در مقیاس محدود، تحقق نمى یابد; به همین دلیل پیامبر اسلام تا تشکیل حکومت نداد به اهداف والاى خود نرسید. در میان سایر پیامبران نیز آنها که موفق به تشکیل حکومت الهى شدند، به پیروزى و موفقیت چشمگیرى نائل گشتند; ولى آنها که این توفیق نصیبشان نشد، شدیداً از سوى قشرهاى فاسد و مفسد در محاصره قرار گرفتند. به همین دلیل در آخر زمان نیز، گسترش توحید و عدل تنها از طریق تشکیل حکومت جهانى مهدى صورت مى گیرد; اینها همه از یک سو.

از سوى دیگر احکام اسلام منحصر به عبادات نیست; بلکه احکام فراوانى داریم که به شئون سیاسى و اجتماعى مسلمین مربوط است. (مانند احکام حدود، دیات، خمس، زکات، انفال و مانند آنها).

آیا بدون تشکیل حکومت مى توان حقوق نیازمندان را به عنوان زکات از همه اغنیاء گرفت؟ و یا قضاوت اسلامى را در تمام سطوح پیاده کرد؟ چه تضمینى براى اجراى حدود، و جلوگیرى از فاسدان در دست داریم؟ و اگر دشمنى به کشور اسلام هجوم آورد; چگونه بدون تشکیل حکومت و بسیجِ لشگرهاى کار آزموده و تهیه سلاح هاى مختلف، دفاع از حوزه اسلام و دفع هجوم خارجى امکان پذیر است؟

کوتاه سخن اینکه: تا حکومتى عادلانه و مردمى بر اساس اعتقادات الهى تشکیل نشود، قسمت عمده احکام اسلامى زمین مى ماند; چرا که از بخش هاى سه گانه احکام، «سیاسات» برنامه حکومت است و در متن حکومت قرار گرفته، و «معاملات» بدون پشتوانه حکومت صالح هرگز سامان نمى پذیرد; حتى «عبادات» مانند: حج و نماز جمعه و جماعت، نیز در سایه حکومت الهى عظمت و شکوه دارد.

نظرات() 

سه شنبه 8 تیر 1395

چرا ایران به حزب الله کمک می کند؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، انقلاب اسلامی، 

نظرات() 

undefined












این روایات را که هر نوع قیام و تشکیل حکومتی را قبل از ظهور امام عصر ممنوع می سازد شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه نقل می کنند

وسائل الشیعه ج15 ص50 باب 13

و منکران ولایت فقیه و حکومت اسلامی همواره با استدلال بر همین روایات انقلاب اسلامی ایران را زیر سوال می برند

ایت الله العظمی مکارم شیرازی در مقام پاسخ به این روایات چنین می اورد:

«در مورد این چند روایت ، توجه شما را به چند نکته ی ضروری جلب می کنم :

1-ما دارای یک سلسله اصول مسلم در شریعت اسلامی هستیم که تخطی از آنها جایز نیست از جمله « امر به معروف و نهی از منکر »از امور مسلمی است که هیچ گونه تردیدی در آن روا نیست ، آیات و روایات فراوان با تاکید بسیار ،روی این دو اصل مسلم تکیه کرده است .

حال اگر در محیطی قرار بگیریم که احکام الهی پایمال شده ، منکرات آشکار گشته و معروفها به فراموشی سپرده شده ، و ظلم و فساد همه جا را فرا گرفته است ، و ما قادر هستیم که با یک قیام موثر نظام حکومت فاسد را بر هم زنیم و در مقیاس وسیعی منکرات را از میان ببریم و معروف را جانشین آن سازیم ، آیا در چنین فرضی هیچ کس می تواند مدعی شود که این کار حرام است ؟و باید نشست و تماشاچی صحنه های فساد و پایمال شدن احکام اسلام و خروج جوانان مسلمان از دین و آیین بود ؟!

ممکن است بهانه جویان بگویند چنین چیزی واقع نشده ، ما می گوییم فرض کنید چنین امری رخ داد ، این فرض که محال عقلی نیست ، آیا باز هم در این فرض می گویید باید دست از هر اقدامی برداشت و تسلیم فراگیری فساد و ظلم ونابودی احکام اسلامی بود ؟!

گمان نمی کنیم هیچ عالم و محققی چنین چیزی بر زبان جاری کند !

از شواهد این سخن اینکه در حالات محمد بن عبد الله از دودمان امام مجتبی علیه السلام که معروف به نفس زکیة است ، می خوانیم :

«هنگامی که گروهی از افراد سر شناس به عنوان حضرت مهدی با او بیعت کردند و جریان به امام صادق علیه السلام رسید و حتی از حضرتش خواستند با او بیعت کند ! امام فرمود که این کار را نکنید زیرا هنوز موقع آن نرسیده است (و ظهور مهدی در آینده خواهد بود ) اگر تو (یعنی عبد الله پدر محمد )فرزندت را مهدی موعود می دانی ، او مهدی نیست ، و اکنون وقت آن فرا نرسیده است ، و اگر می خواهی او را وادار کنی که برای خدا خروج کند و امر به معروف و نهی از منکر نماید ، به خدا سوگند ما او را تنها نمی گذاریم ، و با او بیعت خواهیم کرد !

(و إن كنت إنما ترید أن تخرجه غضبا لله و لیأمر بالمعروف و ینهى عن المنكر فإنا و الله لا ندعك و أنت شیخنا و نبایع ابنك فی هذا الأمر»

الإرشاد ج 2 ص 190

عبد الله عصبانی شد و جواب نامناسبی داد

.

کوتاه سخن اینکه :به فرض که روایات فوق تصریح کند که قبل از قیام مهدی علیه السلام هر گونه قیامی مایه ی گمراهی است ، ما هرگز به خاطر خبر واحد یا چند خبر که در حکم خبر واحد است نمی توانیم اصول مسلمه اسلام را که در قرآن و کلمات معصومین علیهم السلام است کنار بگذاریم ، بنا براین هر وقت مقدمات تشکیل حکومت اسلامی و بر چیدن بساط ظلم و فساد و جنایت و بیدادگری فراهم گردد نباید در اقدام بر آن تردیدی به خود راه داد ، و ادله امر به معروف و نهی از منکر ،و اجرای حدود و اقامه عدل و داد را به عذر اینکه در چند خبر مشکوک از این کار نهی شده است نمی توان زیر پا نهاد

2-در برابر این روایات ، روایات دیگری داریم که نشان می دهد ائمه ی هدی علیهم السلام بعضی از قیامهایی را که در عصر و زمان آنها روی داد ستودند ،هر چند این قیامها به نتیجه ی نهایی نرسید ، چگونه ممکن است این قیامها ممنوع باشد و باز آن را بستایند ؟!

(سپس معظم له روایاتی در مدح زید بن علی و حسین بن علی شهید فخ و ستودن قیامشان وارد شده است را ذکر می کنند )

بحار الانوار ج48 ص165

از همه اینها گذشته در روایتی آمده است که قبل از قیام مهدی علیه السلام اقوامی قیام می کنند و زمینه را برای قیام مهدی علیه السلام آماده می سازند، و از آنها در روایات به نیکی یاد شده است ،اگر قیامهای قبل از حضرت مهدی علیه السلام باطل و دعوت به طاغوت بود این روایات مفهوم صحیحی نداشت در اینجا به دو روایت از طرق شیعه و اهل سنت قناعت می کنیم ، در حالی که روایات بسیار بیش از این است .

در حدیثی از امام ابو الحسن الاول (امام کاظم علیه السلام )می خوانیم که فرمود :

«مردی از اهل قم قیام می کند و مردم را دعوت به حق می نماید جمعیتی گرد او را می گیرند که مانند پاره های آهن (سخت و محکم ) هستند ، طوفانهای سخت آنها را تکان نمیدهد ، و از جنگ خسته نمی شوند و ترس به خود راه نمی دهند و بر خدا توکل می کنند و عاقبت برای پرهیزکاران است .»

سفینه البحار ماده قم

در بعضی روایاتی که به این گونه قیامها اشاره می کند تصریح شده که آنها زمینه ساز قیام حضرت مهدی (هستند ، و به هر حال نشان می دهد که قیام های مشروعی قبل از قیام مهدی صورت میگیرد ، قیامهای خونین و برای دعوت به سوی حق توام با پیروزی.

در حدیثی در سنن ابن ماجه ، از منابع معروف اهل سنت می خوانیم :

گروهی از جوانان بنی هاشم خدمت پیامبر (ص) آمدند ، هنگامی که پیامبر (ص)آنها دید ، چشمانش پر از اشک شد و رنگ مبارکش دگرگون گشت ،سوال شد چرا در صورت مبارک شما آثار ناراحتی می بینیم فرمود :

ِ

« ما خاندانی هستیم که خداوند آخرت را برای ما بر دنیا بر گزیده و خاندان من بعد از من با حوادث سخت و تبعید و کنار زدن آنها (از مقامهایشان ) رو برو می شوند تا اینکه گروهی ازمشرق می آیند که با پرچم های سیاه است، مطالبه نیکی می کنند (وخواهان حق وعدالت می شوند) اما به آنها نمی دهند ، پس پیکار می کنند ویاری می شوند وپیروزمی گردند وآنچه رامی خواهند به آنها می دهند ، ولی آنها پذیرا نمی شوند تا آنرا به کسی از اهل بیت من بسپارند ، پس زمین را از عدالت پر می کند آنگونه از ظلم پر شده است ، هر کدام از شما آن زمان را درک کند باید به آنها بپیوندد هر چند روی برفها با سینه راه برود .»

سنن ابن ماجه ج2 ص1366

❗️از ذیل روایت به خوبی استفاده می شود که این قیام در آستانه ی قیام مهدی و قبل از آن واقع می شود و زمینه ساز قیام آن حضرت خواهد بود و قیامی مشروع است .

از مجموع آنچه در این فصل گفته شد به خوبی استفاده می شود که قبل از قیام مهدی قیامهای دیگری صورت میگیرد که جنبه الهی دارد ، بعضی به نتیجه می رسد و بعضی به شکست منتهی می شود ، و چنان نیست که هر پرچمی که قبل از حضرت مهدی برافراشته شود پرچم طاغوت باشد هر چند با اجازه ی اهل بیت علیهم السلام یا در مسیر اهداف آنها قرار گیرد . (دقت کنید)

3-آخرین سخن اینکه روایاتی که می گوید:هر قیامی قبل از قیام مهدی صورت گیرد قیامی شرک آلود و در مسیر طاغوت است باید آن چنان تفسیر شود که هم با مسلمات فقهی و احکام امر به معروف و نهی از منکر «مبارزه با فساد» سازگار باشد و هم با قیامهای متعددی که در زمان معصومین واقع شده و بر آن صحه نهادند هماهنگ گردد ، و برای تفسیر این روایات چند راه در پیش داریم :

1- منظور از آن قیامهایی است که بدون اذن و اجازه ی معصومین یا حکام شرع و نائبان عام امام در عصر غیبت صورت بگیرد .

2- منظور قیامهایی است که به قصد دعوت خویش و نه دعوت به سوی اهداف آل محمد انجام گیرد که در روایات مکرر به آن اشاره شده است.

3-منظور قیامهایی است که در مقاطع خاصی صورت میگیرد که هیچ گونه آمادگی برای اینگونه قیامها نیست ،و ائمة هدی -علیهم السلام- برای پیشگیری از این قیامهای زود رس و ناپخته آن جمله ها را فرمودند و از آن نهی کردند .

نظرات() 

سه شنبه 4 اسفند 1394

از کدام راه فرد اصلح را انتخاب می کنید؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: انقلاب اسلامی، 

چون تصمیم گرفته‌اید که از تمام حق رأیتان استفاده کنید باید راه اطمینان‌بخشی برای انتخاب افرادی که به آنها رأی خواهید داد بیابید. شما از کدام راه برای پیدا کردن صالح‌ترین افراد استفاده میکنید؟

1_ بر اساس یکی از فهرست‌ها رأی می دهید

پس «اعتماد به فهرست‌ها» می کنید

به نظر بنده اینجور میرسد که چون یکایک افراد را ممکن است نشناسیم - خود بنده هم وقتی این فهرستها را می‌آورند که بیایم رأی بدهم، بعضی از آدمهای این فهرستها را نمیشناسم امّا اعتماد میکنم به آن کسانی که اینها را معرّفی کرده‌اند.(۹۴/۱۰/۱۹)

اما کدام فهرست قابل اعتماد است؟ آیا به هر فهرست انتخاباتی میتوان اعتماد کرد؟ شما کدام فهرست را ترجیح میدهید؟

1-1اگر به فهرست انقلابی رای بدهید

رسیدن به حجت قطعی با اعتماد به فهرست انقلابی

خدای متعال اجر خواهد داد حتی اگر در یک مورد اشتباه کنیم

به نظر من این راه خوبی است که نگاه کنیم ببینیم این فهرستی که به ما داده میشود برای مجلس شورای اسلامی یا مثلاً برای مجلس خبرگان، این فهرست را چه کسی دارد به ما میدهد. به افرادی اعتماد بکنیم که واقعاً به دینداری اینها و به تقیّد اینها اعتقاد داشته باشیم؛ بدانیم اینها متدیّنند، بدانیم انقلابی‌اند، بدانیم در خطّند، در راه امامند، امام را واقعاً قبول دارند؛ راهش این است که اینها را بدانیم. اگرچنانچه کسانی اینجور عمل بکنند و این تحقیق را بکنند، کار خودشان را انجام داده‌اند؛ خدای متعال ثواب خواهد داد، ولو اینکه در یک مورد، اشتباه هم اتّفاق بیفتد. مثلاً آن کسی که من خیال کردم آدم خوبی است و به او رأی دادم، اتّفاقاً آدم مطلوبی نباشد ولی من تلاش خودم را کرده‌ام و خدای متعال اجر خواهد داد. (۹۴/۱۰/۱۹)

1-2اگر به فهرست‌های غیر انقلابی اعتماد کنید و رای بدهید


«اعتماد به معرف غیرمتدین یا دلبسته به آمریکا»

من نگاه میکنم ببینم آن کسانی که این فهرست را معرّفی کرده‌اند چه کسانی هستند؛ اگر دیدم اینها آدمهای متدیّن و مؤمن و انقلابی‌ای هستند، به حرفشان اعتماد میکنم و به فهرست آنها رأی میدهم. اگر دیدم نه، کسانی که این فهرست را داده‌اند کسانی هستند که به مسائل انقلاب، به مسائل دین، به مسائل استقلال کشور خیلی اهمّیّتی نمیدهند، دلشان دنبال حرف آمریکا و غیر آمریکا است، به حرفشان اعتماد نمیکنم. (۹۴/۱۰/۱۹)

گاهی این‌جور نیست که از روی صفا و واقعیّت و علاقه‌مندی به انقلاب‌ بیایند یک فهرست پیشنهادی را بدهند؛ نه، روی مقاصد دیگر -گاهی اوقات مقاصد فاسد- پیشنهادهایی میدهند. مردم توجّه کنند و ببینند که آن فهرستهایی را که پیشنهاد شده است از کجا پیشنهاد شده؛ از طرف چه کسی پیشنهاد شده؛ آن کسانی را که مورد اعتمادند، قابل اطمینانند، قابل اعتمادند انتخاب بکنند. (۹۴/۱۰/۱۴)

باعث«نفوذ موریانه‌وار»

 «اگر فرض کنیم عنصر نفوذی به شکلی وارد مجلس شورای اسلامی بشود یا وارد مجلس خبرگان بشود یا در ارکان دیگر نظام نفوذ بکند، مثل موریانه از داخل میجَود و پایه‌ها را سست میکند و فرو میریزد.» (۹۴/۱۰/۱۴)

عواقب نفوذ:

تسلط بی‌قید و شرط دشمن بر کشور (۷۹/۰۲/۲۳)

کاستن از محتوای انقلاب و تغییر سیرت آن علی‌رغم حفظ صورت نظام (۷۸/۰۹/۲۴)

فروریختن پایه‌های اقتدار کشور و نظام از درون (۹۴/۱۰/۱۴)

سپردن زمام اقتصاد، فرهنگ و اداره امور کشور به دست اربابان آمریکایی عناصر نفوذی (۷۹/۰۲/۲۳)


2_ اگر صرفاً بر اساس شناخت خودتان رأی دهید

همه توجّه کنند که این انتخابی که ما میکنیم، یک جا می‌بایست جواب آن را بدهیم. این‌طور نیست که بگوییم حالا ما یا اصلاً انتخاب نمیکنیم، یا انتخاب میکنیم و کسی چه میفهمد! بله؛ مردم نمیفهمند که ما چه انتخاب کردیم؛ اما خدای متعال که تشخیص میدهد. ما باید جواب او را بدهیم. ما باید محاسبه کنیم، تحقیق کنیم، بررسی کنیم و معیارها را ملاحظه نماییم، تا بتوانیم به خداوند پاسخ دهیم. اگر انسان نمیتواند، از اشخاصی که مورد اعتماد هستند، از کسانی که انسان میتواند در مسائل مهم - در مسائلی که باید به خدا جواب داد - به آنها اعتماد کند، استفسار نماید؛ اشکالی هم ندارد. (۷۸/۱۱/۲۶)


نظرات() 

سه شنبه 4 اسفند 1394

با تعداد بالای نامزدها چه کار کنیم؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: انقلاب اسلامی، 

در بسیاری از شهرها و حوزه‌های انتخابی که چندین نماینده دارند، هنگام رأی دادن میتوانید به همان تعداد، نام نامزدهای مورد نظرتان را در برگه رأی بنویسید و یااینکه بخشی از برگه رأی را خالی بگذارید. مثلا در انتخابات مجلس شورای اسلامی، در حوزه انتخابیه تهران که ۳۰ نفر نماینده دارد، در برگه رأی نام ۳۰ نفر را بنویسید و یا تنها افرادی را که میشناسید در برگه رأی بنویسید.شما کدامیک از دو راه زیر را انتخاب میکنید؟


1_«بخشی از برگه رأی را خالی میگذارم»

با خالی گذاشتن بخشی از برگه رأی از همه‌ی حق خودمان بهره نبرده‌ایم

توصیه‌ی دیگر من هم این است که از همه‌ی حقشان استفاده کنند. مثلاً در تهران که ما سی نفر را باید انتخاب کنیم، اگر بیست و نه نفر را انتخاب کردیم، در واقع از یک‌سی‌ام از حق خودمان بهره نبرده‌ایم و استفاده نکرده‌ایم. چه بهتر که از همه‌ی حق خودمان تا آن جزء آخرش استفاده کنیم؛ یعنی همه‌ی سی نفر را بنویسیم. و همچنین در هر نقطه‌ای، هر تعدادی که نامزد انتخاباتی آنجا هست. (۸۶/۱۲/۲۴)

محرومیت افراد صالح از راهیابی به مجلس

در هرجا که‌شرکت میکنید، به همان‌تعداد لازم اسم بنویسید. این، بهتر است؛ زیرا ای بسا شما اسم کسی را که به‌نظرتان صالح است ننویسید و آن فرد صالح، از انتخاب شدن، محروم شود. در تهران ... در شهرهای دیگر به حسب نیاز، تعدادی هستند. بروید بگردید، در فهرستها نگاه کنید و کسی را که واقعاً میپسندید و میدانید صالح است، انتخاب کنید. (۷۱/۰۲/۱۷)

با استفاده نکردن از بخشی از حقی که در انتخاب افراد صالح داشته‌اید به احتمال زیاد افراد باصلاحیت از ورود به مجلس بازخواهند ماند و به احتمال زیاد افراد دیگری که به آن اندازه واجد صلاحیت‌های لازم نباشند انتخاب شوند. به نظر شما کدامیک از دو گزینه زیر اتفاق خواهد افتاد؟


اگر به نظرتان نامزدهای صالح به مجلس وارد می شوند

پس«برد و باختی وجود ندارد همه ملت ایران برنده اند»

شما وقتی کسی را صالح و شایسته دانستید و او را به مجلس فرستادید، توانسته‌اید بخشی از توان خود را در ساختن و پیشرفت آینده به‌کار بگیرید. (۸۲/۱۱/۲۴)

اگر ملّت ایران، خوب، قوی، جازم و عازم وارد میدان بشود و صندوقهای رأی را از رأی خود و عزم خود پُر کند، ایران خواهد بالید، جمهوری اسلامی خواهد بالید و افتخار خواهد کرد؛ حالا هر که ببرد، هر که ببازد. در واقع بُرد و باختی برای ملّت وجود ندارد؛ ملّت در هر صورت برنده است. این نکته‌ی اساسی در باب انتخابات است. (۹۴/۱۰/۳۰)

اگر معتقد هستید که افراد بی صلاحیت وارد مجلس می شوند

پس«نفوذ موریانه‌وار»صورت گرفته است

«اگر فرض کنیم عنصر نفوذی به شکلی وارد مجلس شورای اسلامی بشود یا وارد مجلس خبرگان بشود یا در ارکان دیگر نظام نفوذ بکند، مثل موریانه از داخل میجَود و پایه‌ها را سست میکند و فرو میریزد.» (۹۴/۱۰/۱۴)

عواقب نفوذ:

تسلط بی‌قید و شرط دشمن بر کشور (۷۹/۰۲/۲۳)

کاستن از محتوای انقلاب و تغییر سیرت آن علی‌رغم حفظ صورت نظام (۷۸/۰۹/۲۴)

فروریختن پایه‌های اقتدار کشور و نظام از درون (۹۴/۱۰/۱۴)

سپردن زمام اقتصاد، فرهنگ و اداره امور کشور به دست اربابان آمریکایی عناصر نفوذی (۷۹/۰۲/۲۳)

2_ اگر از همه حق رأیم استفاده کنم

«از همه حق رأیم استفاده کنیم» توصیه‌ی پرتکرار رهبر انقلاب در دوره‌های مختلف انتخابات مجلس شورای اسلامی:

توصیه‌ی دیگر من هم این است که از همه‌ی حقشان استفاده کنند. مثلاً در تهران که ما سی نفر را باید انتخاب کنیم، اگر بیست و نه نفر را انتخاب کردیم، در واقع از یک‌سی‌ام از حق خودمان بهره نبرده‌ایم و استفاده نکرده‌ایم. چه بهتر که از همه‌ی حق خودمان تا آن جزء آخرش استفاده کنیم؛ یعنی همه‌ی سی نفر را بنویسیم. و همچنین در هر نقطه‌ای، هر تعدادی که نامزد انتخاباتی آنجا هست. (۸۶/۱۲/۲۴)

در هرجا که‌شرکت میکنید، به همان‌تعداد لازم اسم بنویسید. این، بهتر است؛ زیرا ای بسا شما اسم کسی را که به‌نظرتان صالح است ننویسید و آن فرد صالح، از انتخاب شدن، محروم شود. در تهران و در شهرهای دیگر به حسب نیاز، تعدادی هستند. بروید بگردید، در فهرستها نگاه کنید و کسی را که واقعاً میپسندید و میدانید صالح است، انتخاب کنید.(۷۱/۰۲/۱۷)

نظرات() 

سه شنبه 4 اسفند 1394

اگر در انتخابات شرکت کنیم .....

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: انقلاب اسلامی، 

دو مسئله مهم تمام انتخابات‌ها

با شرکت در انتخابات مهم‌ترین و اصلی‌ترین وظیفه‌ای که بر عهده‌ی هر فرد هست انجام گرفته است. «اصل انتخابات حضور مردم در پای صندوقهای رأی و رأی دادن آنها است. همه باید شرکت کنند؛ شرکت در انتخابات آبروی نظام جمهوری اسلامی است، آبروی اسلام است، آبروی ملّت ایران است، آبروی کشور است. این مسئله‌ی اوّل است... مسئله‌ی دوّم درست انتخاب کردن است. خب آراء و سلایق ممکن است مختلف باشد، عیبی ندارد امّا همه سعی کنند درست انتخاب کنند.» (۹۴/۱۰/۱۹)

باید حجت داشته باشیم

برای انتخاب درست چگونه باید عمل کنیم؟ افراد و گروه‌های سیاسی هر کدام مصادیق مختلفی از انتخاب درست به ما پیشنهاد میکنند. اما این مهم است که «مردم عزیزمان سعی کنند این کار را با احساس حجتی بین خودشان و خدای متعال انجام بدهند و ان‌شاءالله قصدشان را خالص کنند.» (۹۰/۱۲/۱۲)

انتخابات، یک کار بزرگ و یک اقدام شرعی و یک اقدام خدایی است؛ بگردید آدمهای مناسب را برای این کار مهم پیدا کنید.» (۷۸/۱۱/۱۳)


نظرات() 

سه شنبه 4 اسفند 1394

اگر در انتخابات شرکت نکنید!!!!

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: انقلاب اسلامی، 

اگر خودتان را کنار بکشید، این کنار کشیدن هیچ مشکلی را حل نمی‌کند؛ باید وارد میدان شوید. (۸۲/۹/۲۶) بعضی ممکن است در رأی‌گیری شرکت نکنند؛ بعد بگویند چرا فلان کار نشد. شما باید شرکت میکردید و آن کسی را که فکر میکنید میتواند این کار را انجام دهد و میپسندید، انتخاب میکردید تا آن‌طور که میخواهید، بشود. نمیشود ما در انتخابات شرکت نکنیم؛ بعد نتیجه انتخابات احیاناً آن‌طور که ما میپسندیم، نشود؛ سپس بگوییم چرا نشد! بله، وقتی انسان شرکت نکند، همین است.(۸۰/۰۲/۲۸)

*** آیا در تصمیمتان مبنی بر شرکت نکردن در انتخابات تجدیدنظر نمیکنید؟

«اگر قطعاً تصمیم دارید در انتخابات شرکت نکنید»

پیامدهای احتمالی تصمیم شما میتواند شرایط زیر را برای کشور رقم بزند:

1_ هموار شدن راه برای دخالت نظام سلطه در امور داخلی کشور (۸۲/۱۱/۲۴)

خدشه‌دار شدن امنیت عمومی در کشور (۸۴/۰۴/۰۴)

2_ از دست رفتن قدرت مقابله با توطئه‌های دشمن (۸۴/۰۴/۰۴)

3_افزایش فشار به ملت ایران و جمهوری اسلامی توسط قدرت‌های زورگو (۸۶/۱۲/۲۲)

4_ لطمه دیدن اعتبار کشور (۹۰/۱۱/۱۴)

5_ تضمین نشدن آینده کشور (۹۰/۱۱/۱۴)

6_ آسیب دیدن پشتوانه مردمی مجلس شورای اسلامی (۷۰/۰۹/۲۷)

7_ از دست رفتن قدرت مردم در اداره کشور (۸۶/۱۲/۲۲)

8_ توقف حرکت کشور به سمت پیشرفت و ساختن آینده (۸۲/۱۱/۲۴)

نظرات() 

سه شنبه 4 اسفند 1394

اگر در انتخابات شرکت نکنیم چه می شود؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: انقلاب اسلامی، 

«اگر شرکت نکنم»

اگر در انتخابات شرکت نکنید به نظر شما چه اتفاقاتی پس از آن رقم خواهد خورد و کدام برنامه‌ها و اهداف در کشور پیاده خواهد شد؟

«مخالفان این کشور، دشمنان این ملت، دشمنان بهروزی ایران، دشمنان پیشرفت و ترقّی ملت ایران و دشمنان نظام جمهوری اسلامی هرچه بتوانند، انجام میدهند تا مردم را از حضور در صحنه انتخابات مجلس شورای اسلامی و هر صحنه دیگری باز بدارند.» (۸۲/۰۹/۲۵)

صرف نظر از تصمیم شما برای شرکت نکردن در انتخابات، میزان مشارکت در انتخابات هفتم اسفندماه از دو حال خارج نیست. به نظر شما کدام یک از حالات زیر درباره مشارکت مردم در انتخابات پیش رو محقق خواهد شد؟

نظرات() 








آن‌کسانی که با دشمن در داخل هم‌صدایی میکنند، بیشترشان ملتفت نیستند چه‌کار میکنند. من متّهم نمیکنم کسی را به خیانت؛ ملتفت نیستند، توجّه ندارند امّا واقع قضیّه این است. تخریب شورای نگهبان، اینکه شورای نگهبان را ما زیر سؤال ببریم و بگوییم که تصمیم‌گیری‌هایشان برخلاف قانون بوده است، تخریب شورای نگهبان نیست، تخریب انتخابات است، تخریب مجلس است، تخریب چهار سال قانون‌گذاری در مجلس است؛ دنبال این هستند.

تهِ دلشان (دشمنان) این بود که انتخابات برگزار نشود؛ چند سال قبل از این در یک دوره‌ای تلاش هم کردند که بلکه بتوانند کاری کنند که انتخابات برگزار نشود؛ خدای متعال نگذاشت؛ از آن مأیوسند و میدانند که سعی آنها برای متوقّف کردن انتخابات کشور به جایی نخواهد رسید، لذا میخواهند اِعمال نفوذ کنند در انتخابات و هرجور میتوانند انتخابات را خراب کنند؛ مردم باید آگاه باشند و نقطه‌ی مقابل آنچه آنها میخواهند، عمل کنند.
آن‌کسی که علیه شورای نگهبان حرف میزند، خودش ملتفت نیست و توجّه ندارد که چه‌کار دارد میکند

نظرات() 

 










وقتی تصمیم‌های شورای نگهبان زیر سؤال رفت و ادّعا شد که اینها غیر قانونی است، معنایش چیست؟
معنایش این است که انتخاباتی که پیش رو است، غیر قانونی است؛ وقتی انتخابات غیر قانونی شد، برخلاف قانون شد، نتیجه‌اش چیست؟ نتیجه‌اش این است مجلسی که بر اساس این انتخابات تشکیل خواهد شد، غیر قانونی است؛ معنای غیر قانونی بودن مجلس این است که در طول چهار سال هر قانونی که در این مجلس بگذرد، اعتبار ندارد و بی‌اعتبار است؛ یعنی کشور را چهار سال در خلأ مجلس و خلأ قانون نگه داشتن؛

نظرات() 

سه شنبه 27 بهمن 1394

استفاده از تمام حق رای

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: انقلاب اسلامی، 















مقدمه
یکی از بزرگترین دغدغه های مردم درآستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی یافتن کاندیدای اصلح می باشد. چون رای ما امانتی است که طبق فرمایش حق تعالی باید به دست اهلش برسد« إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی‏ أَهْلِها [نساء / ۵۶  ]  همانا خداوند به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبانش رد کنید » علی الخصوص در شهرهایی همچون تهران كه با کثرت کاندیداها روبرو هستیم، بىون شک مردم با این تعداد کاندیدا فرصت لازم را برای پیدا کردن شخص مورد نظر خویش پیدا نمی کنند به همین علت عمده بحث‌ها و انتخاب ها در مورد فهرست هایی است که توسط گروه ها یا جناح‌های مشهورداده می شود.


ادامه مطلب

ادامه مطلب


نظرات() 

یکشنبه 25 بهمن 1394

تجمل گرایی در مسئولین

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: سبک زندگی، انقلاب اسلامی، 

هدف اصلی اسلام، رشد و تکاملی می باشد که باعث هدایت انسان به سوی خداوند متعال باشد، چنانکه خداوند، زندگی انسان را داری هدف بیان کرده و فرموده :«أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً  [مومنون / 115]آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریده ایم »

با کمی تامل متوجه می شویم، هیچ کس به اندازه خداوند متعال از  تار و پود انسان خبر ندارد وقطعا برنامه هایی که اسلام در تمام امور به انسان معرفی می کند برای این است که بتواند مسیر خویش را به درستی بپیماید.

امام صادق(علیه‌السلام) درباره شخصی که بدون توجه به دستورات دین زندگی می کند، فرمودند: «كسی كه بدون علم و آگاهی اعمالش را انجام دهد مانند فردی است که به سمت سرابی در بیابان حركت كند لذا هر چه تندتر برود از مقصدش دورتر می‌‌شود»(1)

وقتی انسان در یک مورد از این برنامه ها و قوانین الهی، بی توجهی و قانون شکنی بکند، بدون این که متوجه بشود، قدرت جسارت و قانون شکنی در او زیاد شده و رفته رفته این هنجار در تمام اعمال و رفتارش سرایت می کند و او را در تمام مسئولیت ها، شخصی قانون شکن بار می آورد.

مثلا وجود تجمل گرایی منفی که یکی از مصادیق اسراف است، در رفتار و زندگی یک مسئول آثار و تبعات بدی بدنبال خواهد داشت. تجمل گرایی در حیطه فردی آثاری همچون فراموشی یاد خدا و بدنبال آن نداشتن تقوا و معنویت لازم را به همراه خواهد داشت و در حیطه اجتماعی آثاری همچون مصرف زدگی و نابودی و تغییر فرهنگ جامعه و گسترش منکر مانند حسادت، دروغ و ترجیح دنیا بر آخرت و غیره را به همراه خواهد داشت.

مقام معظم رهبری درباره اهمیت دوری از تجمل گرایی و گرایش به ساده زیستی در مسئولین فرمودند : «ساده‌زیستی چیز بسیار باارزشی است. ما اگر بخواهیم تجمل و اشرافیگری و اسراف و زیاده‌روی را - که واقعا بلای بزرگی است - از جامعه‌مان ریشه‌کن کنیم، با حرف و گفتن نمیشود؛ که از یک طرف بگوئیم و از طرف دیگر مردم نگاه کنند و ببینند عملمان جور دیگر است! باید عمل کنیم. عمل ما بایستی مؤید و دلیل و شاهد بر حرفهای ما باشد تا اینکه اثر بکند. فاصله‌تان را با طبقات ضعیف کم نگه دارید و هر چه که ممکن است آن را کمتر کنید.»(2)

ان شاء الله بتوانیم بر اساس معیار های اسلامی نمایندگانی را انتخاب کنیم که با روحیه انقلابی و توانمندهای لازم به فکر ضعفا و محرومین بوده ومصالح و منافع ملی برایشان مهم باشد.

------------------------------------------

1-امالی ‌شیخ مفید، مجلس5، ص42، ح11

2-بیانات در دیدار هیئت دولت ۱۳۸۷/۰۶/۰۲

نظرات() 

یکشنبه 25 بهمن 1394

نفوذ پنهان شیطان

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: انقلاب اسلامی، 















مقدمه
امام خمینی (قدس سره) به عنوان بنیان گذار مکتب انقلاب اسلامی، دارای اندیشه و آرمان هایی هستند که بدلیل گسترش روزافزون این اندیشه  اسلامی نو و بی بدیل در جهان، حساسیت مخالفان این تفکر را بر آن داشت تا با براندازی نظام تشکیل یافته به مقابله با آن در آیند، اما زمانی که پروژه براندازی بصورت پی در پی با شکست مواجه می شد،  پروژه نفوذ  کلید خورد.  یعنی نفوذ در انقلاب بگونه ای که «انقلاب را استحاله کنند؛ یعنى صورت انقلاب باقى بماند، اما باطن انقلاب، سیرت انقلاب، روح انقلاب از بین برود.» [۱]و در مرحله بعد با ناکارآمد جلوه دادن این تفکردر ابعاد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی همراه با تحریف بنیان گذار آن، پایه های نظام را از درون سست کنند و ریشه این مکتب اسلامی را بخشکانند.

ادامه مطلب
ادامه مطلب

نظرات() 

جمعه 23 بهمن 1394

شناخت تحلیلی انقلاب اسلامی:

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: انقلاب اسلامی، 

بــه طـور كلى مى توان از پنج محور در جهت اثبـات ضرورت پرداختن به بررسى انقلاب اسلامى ایران بهره جست كه عبارتنداز:

۱ـ دریافت ارزش انقلاب.

۲ـ جلوگیرى از انحراف انقلاب.

۳ـ تثبیت انقلاب.

۴ـ تداوم انقلاب.

۵ ـ صدور انقلاب.

اینك بـه تـوضـیح اجـمالـى هر یك از این محـورها مى پـردازیم.

دریافت ارزش انقلاب

آگاهى دقیق از سیر پـیدایش این نهضت و وضعیت فرهنگى، اقتصادى و سـیاسى كـشور در زمان رژیم سابق، سبب مى گردد تا گرانبـهایى این گوهر استثنایى را در دنیاى زور و استكبار امروز، بهتر و بـیشتر دریابـیم و بـا احساس مسوولیت عمیق تـرى، قدردان موهبـت استـقلال جمهورى اسلامى باشیم.

جلوگیرى از انحراف انقلاب

رمـز انـحراف هر نهضتى، در انحراف از ریشه هاى استـوارى آن نهضت نهفته است، به عنوان مثال، نهضتى كه بر پایه اقتصاد و تكیه بـر پـول پـولداران استوار شده است، بـا تقلیل امكانات مادى رو بـه انحطاط خواهد گذاشت. و بـالعكس، نهضتى كه ایمان و ایدئولوژى در آن حرف اول را مى زند، گر چه از تـاثیر عوامل اقتـصادى بـر كنار نخواهد ماند، اما تهاجم فرهنگى بـرنده تـرین سلاح در قطع ریشه هاى آن خواهد بود.

تثبیت انقلاب

اكـنون كـه در مقطع خـاصى از تـاریخ تـحـولات جـهان و هم چـنین، موقعـیت حـسـاس و سـرنوشـت سـازى از دوران انقـلاب اسـلامى قـرار گرفته ایم، مسئولیت ما ایجاب مى كند تا واقعیت ها، ریشه ها و علل و آثـار پـدیده هاى مخـتـلف انقلاب را در ابـعاد سیاسى، اقتـصادى و فرهنگى مورد شناسایى قرار دهیم تا بتوانیم بـا یك بـرنامه ریزى حساب شده اركان انقلاب را تثبیت نماییم.

تداوم انقلاب

اسـتمرار هـر جنبـشى، متوقف است بـر زنده نگاه داشتن انگیزه هاى اولیه و اصلى آن جـنبـش. انگیزه هاى اصلى مردم مسـلمان ایران در رویارویى با رژیم طاغوت، نیز عبـارت بـودند از: استقلال فرهنگى، آزادى سیاسى و جـمهورى اسلامى. بـا تـحلیل دقیق این انگیزه ها در مرحله نظر و سپس برنامه ریزى عملى براى پیاده كردن آن ها در سطح اجتماع، مى توانیم تـداوم انقلابـمان را تـا ابـد تـامین نمائیم.

صدور انقلاب

هـر ایـده یا فرهنگى از دو راه مى تواند گسترش یابد و از مرزهاى داخلى ملت خویش فراتر رود:

۱ـ تـحمیل استـكبـارى این فرهنگ بـا اسـتـفاده از تـبـلیغات دروغین(تـهاجـم فرهنگى)

۲ـ نفوذ واقعى و استـدلالى این فرهنگ در فكر و روان ملت هاى دیگر(تـبـلیغ راستـین بـا تـحلیل و شناخت ماهیت انقلاب اسلامى، مى توانیم رموز نفوذ این نهضت در میان مردم ایران و نتـیجتـا ملت هاى دیگر را بـه راحتـى تشخیص داده و با برنامه ریزى هاى درازمدت تبـلیغى، در جهت گسترش مرزهاى ایدئولوژیكى خود، گام هاى موثرى برداریم.

`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•

ما را در نشر مطالب ارزشی یاری دهید

`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•`•

نظرات() 

چهارشنبه 21 بهمن 1394

انقلاب مستضعفان

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: انقلاب اسلامی، 















به نام خدا
با نگاه به تاریخ چند هزار ساله کشور ایران، متوجه خواهیم شد، جابجایی قدرت ها در تمام ادوار به صورت ظالمانه و موروثی بوقوع پیوسته است.
مهمترین قسمت تاریخ در جایی رقم می خورد که مردم این تمدن با راهنمایی و رهبری شخصی آگاه که دارای هدف ها و آرمان های والای انسانی است، منجر به انقلابی می شود که در تاریخ ایران بلکه جهان بی سابقه بوده است، انقلابی که اولین مبنای آن توحید است و از اصول اساسی آن مبارزه با مستکبران و زورگویان و در مقابل کمک به مستضعفین می باشد.
انقلابی متفاوت
یکی از مشخصه های مهم این انقلاب، مشارکت اکثریت اقشار جامعه اعم از کارگر، کارمند، دانشجو، بازاری و روحانیون و غیره بود که این مشارکت بزرگ در هیچ انقلابی دیده نشده بود و نتیجه آن پیروزی و تغییر سرنوشت در راستای این اتحاد و همدلی بود، که خداوند متعال در این مورد می فرماید:انّ الله لا یُغیِّرُ ما بقوم حتّی یغیّرو ما بانفسهم» [رعد / ۱۱]  خداوند سرنوشت هیچ قوم ( و ملّتی ) را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند.
بنیان گذار انقلاب اسلامی امام خمینی ( قدس سره ) در این باره فرمودند: «انقلاب ما متکی بر معنویات و خداست و آنهایی که با ما موافقند آنهایی هستند که با خط توحیدی موافقند.» [1]
با نگاه به انقلاب های بوقوع پیوسته در تمام دنیا متوجه خواهیم شد، تمام اهداف این انقلاب ها مادی بوده است، در صورتی که اهداف انقلاب اسلامی ایران بر اساس حاکمیت الهی بوده  که منجر به پشتیبانی و دفاع از مظلومان عالم و ستاندن حق آنها در دنیا می شود، این تفکر در مکتب انقلاب اسلامی، تفکری فرا منطقه ای بوده و توجه بسیاری از اندیشمندان و سیاستمداران را به خود جلب کرده است.
بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران صدور انقلاب را یکی از اساسی ترین اصول این نهضت دانسته و فرمودند :«  ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مى کنیم؛ چرا که انقلاب ما اسلامى است. و تا بانگ لا اله الا اللَّه و محمد رسول اللَّه بر تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست. و تا مبارزه در هر جاى جهان علیه مستکبرین هست ما هستیم. ما از مردم بى پناه لبنان و فلسطین در مقابل اسرائیل دفاع مى کنیم.....»[2]
درپایان
تمام جوانان این مرز و بوم باید با آگاهی از اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی تمام تلاش خود را
در تحقق و حفظ اهداف والای انسانی و فراگیر شدن این نعمت در تمام عالم بکنند.




----------------------------------------------

1-صحیفه امام خمینی ج ۱۵ ص ۳۱۷  
2-صحیفه امام خمینی ج ۱۲ ص ۱۴۸

نظرات() 

دوشنبه 12 بهمن 1394

شرکت در انتخابات، حق و وظیفه شرعی

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: انقلاب اسلامی، 

آیا شرکت در انتخابات حق ملت است؟

آیا شرکت در انتخابات تکلیف و وظیفه شرعی است؟

ادامه مطلب در لینک زیر

http://www.welayatnet.com/fa/news/84968

نظرات() 

چهارشنبه 13 آبان 1394

استکبار ستیزی

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: انقلاب اسلامی، 




















به نام حضرت حق
استکبار ستیزی و مبازره با استکبار یکی از اساسی ترین مبانی انقلاب اسلامی است .

از مهمترین اندیشه های سیاسی امام خمینی (ره) وارد کردن مفاهیم قرآنی واسلامی در ادبیات انقلاب اسلامی می باشد که یکی از مهمترین آنها استکبار است.

استکبار در لغت به معنای برتری خواهی (1) وامتناع از پذیرش حق از روی عناد و تکبر(2) وخود بزرگ بینی است (3).

خداوند متعال در آیه 34 سوره بقره علت نافرمانی ابلیس را استکبار بیان می کند وبه خاطر همین نافرمانی از کافران شد.

همچنین امیرالمومنین در نهج البلاغه در خطبه قاصعه (4) مطالب بسیاری در مورد استکبار بیان فرموده وشیطان را به عنوان بزرگترین مستکبر معرفی می نماید و مردم را از پیروی راه او بر حذر می دارد.

امریکا همچون شیطان بزرگ تکبر ورزیده وخود را همه کاره جهان می داند.

اگرشیطان مردم را به فحشا وگناه دعوت می کند (نور/21) امریکا نیز جهانیان را با ابزار های مختلف به فساد وفحشا دعوت می کند.

امریکا این استکبار جهانی همچون شیطان بزرگ دائما با وعده های تو خالی وفریبنده وآرزوهای دراز مردم را از یاد خدا غافل می سازد وهمیشه با شکل های مختلف ظاهر می شود و چهره اصلی وپلید خود را پنهان می دارد وبا نقاب خیرخواهی و ظاهری فریبنده ملت ها را به سوی تباهی می کشاند تا به سوی اهداف شیطانی خویش گام بردارد.

در ادامه طبق فرمایشات مقام معظم رهبری باید گفت مبارزه با استکبار هیچ وقت پایانی ندارد و جزء مبانی انقلاب اسلامی است ، اگر مبارزه با استکبار نباشد ما اصلا تابع قرآن نیستیم.

در مورد مصادیق استکبار، امریکا اتّم مصادیق استکباراست ومبارزه با استکبار تعطیل‌پذیر نیست، تکلیفش کاملاً روشن است و خودتان را آماده کنید برای ادامه‌ی مبارزه‌ی با استکبار(5) .   

________________

1-التحقیق، ج‌۱۰، ص‌۱۸، «کبر

2-لسان العرب، ج‌۱۲، ص‌۱۳، «کبر

3-مجمع‌البحرین، ج‌۴، ص‌۹، «کبر

4-خطبه234 

5- فرمایشات مقام معظم رهبری ۱۳۹۴/۰۴/۲۰

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه