تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب تفسیر نهج البلاغه

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.


شرکت امام در این شورا حتما نشانه تایید آن نیست؛

آنچه از تاریخ و گفتار امیرالمومنین بر می آید اضطرار ایشان برای شرکت در این شورا است، در توضیح باید گفت:

1-این راه می توانست راهی برای احقاق حق باشد و با وجود اندک احتمالی شایسته بود که ایشان در این شورا شرکت کند؛ یعنی حضرت نه برای تایید شورا بلکه برای احقاق حق و اتمام حجّت در آن شورا شرکت کرد .

2-روشن نیست که ورود امام به شوراى شش نفره، از روى اختیار بوده باشد، زیرا تهدیدهاى خلیفه دوّم درباره اعضاى شورا حاکى از یک استبداد عجیب و شگفت آور است و هنگامى که عمر هر شش نفر را احضار کرد و مساله خلافت را مطرح نمود، رو به محمد بن مسلمه کرد و گفت:

هنگامى که از مراسم دفن من بازگشتید، با پنجاه مرد مسلّح این شش نفر را براى امر خلافت دعوت کن و همه را در خانه اى گِرد آور و با آن گروه مسلح بر در خانه توقف کن تا آنان یک نفر را از میان خود براى خلافت برگزینند.

اگر پنج نفر از آنان اتّفاق نظر کردند و یک نفر مخالفت کرد، او را گردن بزن و اگر چهار نفر متحد شدند و دو نفر مخالفت کردند آن دو مخالف را بکُش و اگر این شش نفر به دو دسته مساوى تقسیم شدند، حق با آن گروه خواهد بود که عبد الرحمان در میان آنها باشد.

آنگاه آن سه نفر را براى موافقت با این گروه دعوت کن. اگر توافق حاصل نشد، گروه دوم را از بین ببر. واگر سه روز گذشت و در میان اعضاى شورا اتحاد نظرى پدید نیامد، هر شش نفر را اعدام کن و مسلمانان را آزاد بگذار تا فردى را براى زعامت خود برگزینند.

چون مردم از مراسم دفن عمر باز گشتند، محمّد بن مسلمه با پنجاه تن شمشیر به دست، اعضاى شورا را در خانه اى گِرد آورد و آنان را از دستور عمر آگاه ساخت

شرح نهج البلاغه،ابن ابی الحدید،ج1 ص185

آیا با این ارعاب و تهدید مى توان تصور کرد که امام از روى میل باطنى در شورا شرکت کرده باشد؟

گفتار امام در خطبه شقشقیه حاکى از نارضایتى وى در این مشارکت است. ایشان در این مورد چنین مى فرماید:

« آن گاه که عمر در گذشت امر خلافت را در قلمرو شورایى قرار داد که تصوّر می کرد من نیز همانند اعضاى آن هستم. خدایا از تو یارى مى طلبم در باره آن شورا.

کى حقانیت من مورد شک بود آن گاه که با ابوبکربودم، تا آنجا که امروز با این افراد همردیف شده ام؟ولى ناچار در فراز و نشیب با آنان موافقت کردم و در شورا شرکت جستم. ولى یکى از اعضا به سبب کینه اى که با من داشت (مقصود طلحه یا سعد و قّاص است)از من چهره برتافت و به نفع رقیب من کنار رفت و دیگرى (عبد الرحمان) به خاطر پیوند خویشاوندى با خلیفه به نفع او راى داد).

خطبه3

3-مشارکت امام در شوراى شش نفره از یک اصل کلى سرچشمه مى گرفت و آن این که:

اکنون که حق از محور خود بیرون رفته، باید کوشش کرد لااقل مصالح اسلام و مسلمین در حد امکان محفوظ بماند، شکاف کمتر شود و فساد مستولى نگردد.

امام در حالى که خود را خلیفه شرعى مى دانست و حق خویش را مغصوب و به غارت رفته مى دید، ولى آنگاه که خلافت خلفا تثبیت گردید، مصلحت را در این دید که تا آنجا که مصالح اسلام و مسلمانان ایجاب کند با آنان همکارى نماید، و لذا خلفا در کارهاى مهم با او مشورت مى کردند، او نیز کمک فکرى مى کرد.

نهج البلاغه خطبه146

هییت هاى علمى و تحقیقى از یهود و نصارا وارد مدینه مى شدند تا از برنامه آیین جدید آگاه گردند و یگانه کسى که پاسخگوى مشکلات آنان بود، شخص امام بود.

او احساس کرد که زمزمه الحاد و دعوت به جاهلیت از گوشه و کنار شبه جزیره بلند شده و چه بسا اگر خلافت را یارى نکند، اصلو اساس به خطر بیفتد، چنان که در یکى از نامه هاى خود مى نویسد:

«تا این که با چشم خود دیدم گروهى از اسلام بازگشته و مى خواهند دین محمد را نابود سازند. (در اینجا بود) که ترسیدم اگر اسلام و اهلش را یارى نکنم باید شاهد نابودى و شکاف در اسلام باشم که مصیبت آن براى من از رها ساختن خلافت و حکومت بر شما بزرگتر بود چرا که این بهره دوران کوتاه زندگى دنیا است، که زایل و تمام مى شود. همان طور که «سراب» تمام مى شود و یا همچون ابرهایى که از هم مى پاشند. پس براى دفع این حوادث به پا خاستم تا باطل از میان رفت و نابود شد و دین پا برجا و محکم گردید»

نهج البلاغه،نامه62

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

برترین زنان پیامبر عایشه بود یا خدیجه؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، تفسیر نهج البلاغه، 

پاسخ

طبری بزرگ مفسر و عالم اهل سنت روایت می کند که پیامبر گرامی فرمود:

« برترین زنان عالم چهار زن هستند ؛ مریم بنت عمران،اسیه بنت مزاحم،خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد»

جامع البیان ،ج3 ص359

در روایت دیگر می اورند که فرمود:

« برترین زنان بهشت مریم و خدیجه ( وفاطمه) است»

تاریخ مدینه دمشق ج70 ص106

بخاری در صحیح روایت می کند که عایشه می گفت:

« من انقدر که نسبت به خدیجه حسادت می ورزیدم نسبت به هیچ یک از زنان پیامبر چنین حسادتی نمیکردم»

صحیح بخاری ج8 ص195

در کتاب فتح الباری امده است:

« اکثر حسد عایشه نسبت به خدیجه بود و سبب ان بشارتی بود که جبرییل اورد که برای خدیجه خانه ای در بهشت است»

فتح الباری ج7 ص102

مسلم روایت می کند که عایشه به پیامبر چنین گفت:

« چقدر از خدیجه یاد می کنی او پیرزنی بود از پیر زن های قریش که از پیری دندان در دهان نداشت .هلاک شد و خدا بهتر از او را به تو داد»

صحیح مسلم،ج7 ص134

دنباله روایت را احمد در مسند می اورد که پیامبر در جواب عایشه فرمود:

« خداوند بهتر از او را نصیبم نساخته است .انگاه که مردم مرا قبول نداشتند او به من ایمان اورد و انگاه که مرا تکذیب می نمودند او تصدیقم کرد و انگاه که دیگران مرا محروم کرده بودند او به مالش مرا یاری کرد »

مسند احمد ج9 ص429

المعجم الکبیر،ج23 ص13

الاستیعاب ،ج4 ص1824

کنزالعمال ،ج12 ص132

کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 











حضرت آیت الله جوادی آملی:

خطبه 197 نهج‌البلاغه آن طوری كه در این نهج‌البلاغه‌‌های رایج آمده بیان نورانی حضرت امیر مؤمنان(سلام الله علیه) درباره احق بودن آن حضرت نسبت به خلافت است. وقتی سطح آگاهی مردم پایین بیاید حضرت ناچار است با ادله عرفی سخن بگوید
بهترین توشه دنیا و آخرت تقواست؛ پرهیز از گناه و اطاعتِ دستور پروردگار توشه این راه است. در این راه همان طوری كه رونده و مسلك یكی است, رونده و ذات یكی, آكل و ذات یكی و راكب و مركوب یكی است. راه بیرونی نیست نظیر راه حرم, راه رسیدن به لقای رحمت حق, راه درونی است؛ یا عقاید است یا اخلاق است یا اعمال صالح است كه از حوزه هویت ما بیرون نیست. انسان است و عقاید او و اخلاق او؛ اگر ركوب است در همین حوزه است اگر اكل و شرب است در همین حوزه است.

ادامه مطلب

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه