تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب قرآنی

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

جمعه 2 مهر 1395

ملاقات با خدا که در قرآن آمده یعنی چه؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، 

سوال

اگه خدا جسم نیست و دیده نمیشه پس چرا در ایات متعددی از قرآن تعبیر به « لقائ الله» و ملاقات با خدا شده مثل آیه 110 کهف، کسی که می خواد با خدا ملاقات کنه عمل صالح انجام بده»

پاسخ:

تعبیر به لقاء الله در قرآن مجید کرارا آمده است، و همه به معنی حضور در صحنه قیامت می باشد.

بدیهی است منظور از لقاء و ملاقات خداوند ملاقات حسی، مانند ملاقات افراد بشر با یکدیگر نیست، چه اینکه خداوند نه جسم است و نه رنگ و مکان دارد که با چشم ظاهر دیده شود.

بلکه منظور یا مشاهده آثار قدرت او در صحنه قیامت و پاداشها و کیفرها و نعمتها و عذابهای او است، چنانکه گروهی از مفسران گفته اند.

یا به معنی یک نوع شهود باطنی و قلبی است، زیرا انسان گاه به جائی می رسد که گوئی خدا را با چشم دل در برابر خود مشاهده می کند، به طوری که هیچگونه شک و تردیدی برای او باقی نمی ماند.

این حالت ممکن است بر اثر پاکی و تقوا و عبادت و تهذیب نفس در این دنیا برای گروهی پیدا شود، چنانکه در نهج البلاغه می خوانیم :

«یکی از دوستان دانشمند علی علیه السلام به نام ذعلب یمانی از امام پرسید :آیا خدای خود را دیده ای ؟

امام فرمود « آیا خدائی را که نبینم پرستش کنم »

و هنگامی که او توضیح بیشتر خواست امام اضافه کرد: «چشمهای ظاهر هرگز او را مشاهده نکنند، بلکه قلبها بوسیله نور ایمان او را درک می نمایند»

نهج البلاغه خطبه 179.

ولی این حالت شهود باطنی در قیامت برای همگان پیدا می شود، چرا که آثار عظمت و قدرت خدا در آنجا آنچنان آشکار است که هر کوردلی هم ایمان قطعی پیدا می کند.

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

جمعه 2 مهر 1395

حروف مقطعه چیست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، 

سوال

خواستم ببینم تفسیر حروف مقطعه در قرآن چیه چرا که این حروف یک سری جملات گنگ و نامفهوم است که سبب اشکال برخی از ملحدان شده به قرآن مثل الم،الر،و مانند اینا

پاسخ:

این حروف اشاره به این است که این کتاب آسمانی با آن عظمت و اهمیتی که تمام سخنوران عرب و غیر عرب را متحیر ساخته و دانشمندان را از معارضه با آن عاجز نموده است، از نمونه همین حروفی است که در اختیار همگان قرار دارد در عین اینکه قرآن از همان حروف الف باء و کلمات معمولی ترکیب یافته، به قدری کلمات آن موزون است و معانی بزرگی در بر دارد، که در اعماق دل و جان انسان نفوذ می کند، روح را مملو از اعجاب و تحسین می سازد، و افکار و عقول را در برابر خود وادار به تعظیم می نماید، جمله بندیهای مرتب و کلمات آن در بلندترین پایه قرار گرفته و معانی بلند را در قالب زیباترین الفاظ می ریزدکه همانند و نظیر ندارد.

فصاحت و بلاغت قرآن بر کسی پوشیده نیست، این گفته صرف ادعا نمی باشد زیرا آفریدگار جهان همان کسی که این کتاب را بر پیامبر نازل کرده همه انسانها را دعوت به مقابله به مثل نموده است و از آنها خواسته که همانند آن، یا لااقل یک سوره مثل آنرا بیاورند، او دعوت نموده است که عموم جهانیان (جن و انس ) با همکاری و هم فکری اگر می توانند مانند آنرا بیاورند اما همه عاجز و ناتوان ماندند، و این نشان می دهد که مولود فکر آدمی نیست .

درست همانطور که خداوند بزرگ از خاک، موجوداتی همچون انسان با آن ساختمان شگفت انگیز، و انواع پرندهگان زیبا، و جانداران متنوع، و گیاهان و گلهای رنگارنگ، می آفریند و ما از آن کاسه و کوزه و مانند آن می سازیم، همچنین خداوند از حروف الفبا و کلمات معمولی، مطالب و معانی بلند را در قالب الفاظ زیبا و کلمات موزون ریخته و اسلوب خاصی در آن بکار برده که همه انگشت حیرت به دندان گرفته اند، آری همین حروف در اختیار انسانها نیز هست ولی توانائی ندارند که ترکیبها و جملهبندیهائی بسان قرآن ابداع کنند.

جالب توجه اینکه :

عصر جاهلیت یک عصر طلائی از نظر ادبیات بود همان اعراب بادیه نشین، همان پا برهنه ها و نیمه وحشیها با تمام محرومیتهای اقتصادی و اجتماعی دلهائی سرشار از ذوق ادبی و سخن سنجی داشتند، به طوری که امروز، اشعاری که یادگار آن دوران طلائی است، از اصیلترین و پرمایه ترین اشعار عرب محسوب می شود، و ذخائر گرانبهائی برای علاقمندان ادبیات عربی اصیل است، این خود بهترین دلیل برای نبوغ ادبی و ذوق سخن پروری اعراب در آن دوران می باشد.

عربها در زمان جاهلیت یک بازار بزرگ سال به نام (بازار عکاظ) داشتند که در عین حال یک مجمع مهم ادبی و کنگره سیاسی و قضائی نیز محسوب می باشد.

در این بازار علاوه بر فعالیتهای اقتصادی عالیترین نمونه های نظم و نثر عربی از طرف شعراء و سخنسرایان توانا، در این کنگره بزرگ عرضه می گردید، و بهترین آنها به عنوان (شعر سال ) انتخاب می شد که هفت قطعه (یا ده قطعه ) آن به نام (سبعه ) یا (عشره معلقه ) معروف است، و البته موفقیت در این مسابقه بزرگ ادبی افتخار بزرگی برای سراینده آن شعر و قبیله اش بود.

در چنان عصری قرآن آنها را دعوت به مقابله به مثل کرد و همه از آوردن مانند آن اظهار عجز کردند، و در برابر آن زانو زدند .

گواه زنده این تفسیر برای حروف مقطعه حدیثی است که از علی بن الحسین علیهماالسلام امام سجاد رسیده است آنجا که می فرماید:

«قریش و یهود به قرآن نسبت ناروا دادند گفتند: قرآن سحر است، آن را خودش ساخته و به خدا نسبت داده است، خداوند به آنها اعلام فرمود:(الم ذلک الکتاب ) یعنی ای محمد کتابی که بر تو فرو فرستادیم از همین حروف مقطعة (الف لام م ) و مانند آن است که همان حروف الفبای شما است .»

تفسیر برهان جلد 1صفحه 54.

شاهد دیگر: حدیثی است که از امام علی ابن موسی الرضا رسیده است آنجا که می فرماید:

«خداوند بزرگ قرآن را نازل فرمود با همین حروفی که جمیع عرب با آن تکلم می کنند، سپس فرمود: بگو اگر انس و جن با هم همکاری کنند که مثل قرآن را بیاورند توانائی بر آن را ندارند ....»

توحید صدوق ص 162

نکته دیگری که این نظریه را درباره معنی حروف مقطعه قرآن تائید می کند این است که در 24 مورد از آغاز سوره هائی که با این حروف شروع شده است، بلافاصله سخن از قرآن و عظمت آن به میان امده است

این خود نشان می دهد که ارتباطی میان این دو، (حروف مقطعه و عظمت قرآن ) موجود است .

مانند(هود: 1 2)، (نمل 1 و 2 )، (لقمان 1 و 2).،(اعراف 1 و 2).

در تمام این موارد و موارد بسیار دیگر از آغاز سوره های قرآن پس از ذکر حروف مقطعه سخن از قرآن به آمده، و از عظمت آن بحث شده است .

تفسیر نمونه ج1 ص61

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 14 شهریور 1395

نظر علما و بزرگان شیعه در مورد تحریف قرآن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، 

نظر علما و بزرگان شیعه در مورد قرآن چی بوده؟ ایا اونا عقیده به تحریف قرآن داشته اند؟

پاسخ:

در کتاب سیمای عقائد شیعه چنین امده است:

«کاوش در سخنان علماى بزرگ شیعه که همواره در نسل ها سرمشق و الگو بوده اند، نشان مى دهد که آنان از عقیده به تحریف تبرّى مى جستند و اندیشه تحریف را به «خبر واحد» نسبت مى دادند. نقل سخنان همه آنان در طول قرون، امکان ندارد. به برخى از آنها اشاره مى کنیم:

1-فضل بن شاذان نیشابورى در ضمن نقد مذهب اهل سنت مى گوید: «عمر بن خطاب گفت: مى ترسم گفته شود عمر در قرآن مفزوده و این آیه را در آن گنجانده است، ما در زمان پیامبر خدا آیه را چنین مى خواندیم:

پیرزن و پیرمرد زناکار را به خاطر شهوت رانى که کرده اند سنگسار کنید، این کیفرى از سوى خداى مقتدر حکیم است.»

الایضاح ص217

اگر شیعه عقیده به تحریف داشت، او بر اهل سنت نمى تاخت که به تحریف معتقدند، چون هر دو در این عقیده مشترک بودند.

2-مرحوم صدوق مى گوید:

«اعتقاد ما این است که قرآن کتاب خداو وحى اوست که نازل شده و خداوند در قرآن فرموده است:« از هیچ سوى باطل سراغ قرآن نمى آید، نازل شده اى از سوى خداى حکیم حمید است قرآن قصّه گویى حق است و حقى است جدا کننده حق و باطل و شوخى و بیهوده نیست و خداى متعال، پدید آورنده، نازل کننده، پروردگار، و حافظ آن و گویاى به آن است.»

الاعتقادات ،ص93

3-شیخ مفید مى گوید:

«بعضى از شیعیان گفته اند که از قرآن هیچ کلمه یا

ایه یا سوره اى کم نشده، لیکن آن چه در مصحف على به عنوان تأویل و تفسیر معانى آیات طبق حقیقت نزول آنها بوده، حذف شده است، آنها هر چند از کلام الله که قرآنو معجزه الهى است نبوده، لیکن حقایقى ثابت و نازل شده بود و گاهى به تأویل قرآن هم قرآن گفته مى شود. به نظر من این سخن شبیه تر به حق است از حرف کسى که مدّعى کاهش کلماتى از خود قرآن است نه تأویل آ ن. و به این نظر تمایل دارم.»

اوائل المقالات ص53

نیز در جوابِ «مسایل سرویّه» در پاسخ کسانى که براى تحریف، استناد به روایاتى کرده اند که برخى کلمات را به گونه دیگر نقل کرده است، مثلاً به جاى «کُنتم خیر امّه» «خیر ائمّه» نقل کرده و به جاى «جَعَلْناکُمْ اُمَّه وسطاً» «ائمّهً وَسطاً» نقل کرده، مى گوید:

« این ها خبرواحد است و صحّت آنها ثابت نیست، از این رو در باره آنها توقف مى کنیم و از آن چه در قرآن موجود است دست نمى کشیم.»

مجوعه الرسائل ص366

4- سید مرتضى گوید:

«اضافه بر کسانى که در دلیل اول از آنان نقل کردیم، گروهى از صحابه همچون عبدالله بن مسعود، اُبىّ بن کعب و دیگران بارها قرآن را بر پیامبر خوانده و ختم کرده اند. این ها با کمترین تامل دلالت دارد که قرآن در آن زمان، مجموعه اى مرتب و مدوّن بود، نه پنهان و پراکنده.»

مجمع البیان ج1 ص10

5- شیخ طوسى گوید: «سخن در زیاده و نقصان در قرآن، در خور این کتاب نیست. چرا که زیاد شدن در قرآن، بطلانش اجماعى است. کاسته شدن از قرآن نیز بر خلاف ظاهر مذهب مسلمانان است و این به مذهب صحیح ما شایسته تر است. سید مرتضى هم همین را تایید کرده و ظاهر روایات هم همین است، وى سپس روایت هاى مخالف را «خبر واحد» شمرده است.»

تبیان ج1 ص3

6- مرحوم طبرسى مى نویسد:

« افزایش چیزى بر قرآن، به اجماع علما باطل است و اما کاسته شدن از آن، بعضى از اصحاب ما و گروهى از حشویّه از اهل سنت گفته اند که در قرآن تغییر یا نقصانى پیش آمده است، لیکن عقیده صحیح در مذهب ما بر خلاف آن است.»

مجمع البیان ج1 ص10

7-سید بن طاووس حلّى گفته است:

«عقیده شیعه، عدم تحریف است.»

سعد السعود ص144

8-علامه حلّى در جواب سید مهنّا گفته است:

«حق آن است که تغییر و تاخیر و تقدیم و افزایش و کاهش در قرآن نیست و پناه بر خدااز این عقیده و امثال آن، که موجب راهیابى شک به معجزه جاویدان پیامبر خداست، معجزهاى که به صورت تواتر نقل شده است.»

اجوبه المسائل ص121

9- محقق اردبیلى در مساله لزوم به دست آوردن علم به این که آن چه مى خواند، قرآن است، گفته است:

«باید این علم را از راه تواترکه علم آور باشد به دست آورد و تنها به شنیدن حتى از یک عادل اکتفا نکرد... و چون تواترقرآن ثابت شده است، پس ایمن از اختلال است... علاوه بر این که در نوشته ها ضبط شده و حرف به حرف و حرکت به حرکت آن شمارش شده است. همچنین راه نگارش و راه هاى دیگر، گمانِ غالب بلکه یقین مى آورد که چیزى بر آن افزوده یا از آن کاسته نشده است.»

مجمع الفائده ج2 ص218

10-قاضى نور الله شوشترى گوید:

«وقوع تحریف در قرآن که به شیعه نسبت داده شده است، چیزى نیست که عقیده عموم شیعه امامیه باشد، گروهى اندک از آنان چنین سخنى گفته اند که در میان شیعه هم جایگاه معتبرى ندارند.»

آلائ الرحمان،ج1 ص25

اگر سخنان علما را در این زمینه به نحو کامل بیاوریم به درازا خواهد کشید .تا این جا حق به روشنترین صورت اشکار شد .

برگرفته از کتاب سیمای عقائد شیعه،علامه

سبحانی،ص167

آیت الله میلانی در کتابش سخنان حدود 50 تن از بزرگان شیعه را در عدم تحریف قرآن ذکر می کند که می توانید جهت اگاهی رجوع فرمایید

التحقیق فی نفی التحریف ،فصل اول،ص13 به بعد « کلمات اعلام الشیعه فی نفی التحریف»

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

هدف از معراج چنان‌‌که در برخی تفاسیر آمده این بود که روح بزرگ پیامبر اسلام با مشاهده اسرار عظمت خدا در سراسر جهان هستى، مخصوصاً عالم بالا، درک و دید تازه‌‌اى براى هدایت و رهبرى انسان‌‌ها بیابد. این هدف صریحاً در ابتدای سوره اسراء و آیه 18 سوره نجم آمده است.

در منابع روایی نیز به برخی از اهداف معراج پیامبر(ص) اشاره شده است؛ از جمله:

یونس بن عبد الرحمن می‌‌گوید: از امام کاظم پرسیدم: به چه علت خدا پیامبرش را به سوى آسمان بالا برد و از آن به سوى سدرة المنتهى و از آن به سوى حجاب‌‌‌هاى نور برد و با او گفت‌‌وگو و نجوا کرد، در حالی‌که خداوند به مکان وصف نمی‌‌شود؟ امام فرمود:

«خداى متعال به مکان وصف نمی‌‌شود و زمان بر او جارى نمی‌‌گردد ولی خداوند عزت‌مند و بزرگ، خواست که فرشتگان و ساکنان آسمان‌‌هاى خود را با مشاهده پیامبر احترام کند و شگفتی‌‌های خلقت را به رسول خود نشان دهد تا پس از برگشت از معراج به مردم خبر دهد و این مسئله به گونه‌‌ای که فرقه مشبهه می‌‌گویند نیست. خدا، پاک و برتر است از آنچه وصف می‌‌کنند».

علل الشرائع ج1 ص132

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1تفسیر نمونه ج12 ص29

2-بحار الانوار ج18 ص282 باب3

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پنجشنبه 14 مرداد 1395

چرا خداوند در قرآن گفته بهترین مکار است!!!

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، 

شبهه:

با خداوند مکار مسلمین اشنا شویم « و مکروا و مکرالله والله خیر الماکرین» 54 ال عمران .انها مکر کردند و خداوند هم مکر وحیله کرد

خداوند بهترین مکاران است

پاسخ:

در قرآن آیاتى، شبیه این آیه، دیده مى شود که در آن نسبت «مکر» به خدا داده شده (مانند آیه 30 از سوره انفال و آیه 50 از سوره نمل و بعضى آیات دیگر و ایات مورد اشکال)

«مکر» در لغت عرب با آنچه در فارسى امروز از آن مى فهمیم تفاوت بسیار دارد.

در فارسى امروز «مکر» به نقشه هاى شیطانى و زیان بخش گفته مى شود، در حالیکه در ریشه هاى لغت عرب «مکر» هر نوع چاره اندیشى را مى گویند که گاهى خوب و گاهى زیان آور است.

در کتاب مفردات «راغب» مى خوانیم:

« المکر صرف الغیر عما یقصده»

«مکر این است که کسى را از منظورش باز دارند»

(اعمّ از اینکه منظورش خوب باشد یا بد).

در قرآن مجید نیز گاهى مکر با کلمه «خیر» ذکر شده مانند «والله خیر الماکرین» «خداوند بهترین چاره جویان است»

و گاهى با کلمه «سىّء» (بد) آمده است مانند

«ولایحیق المکرالسىّء الاّ باهله»

«نقشه و اندیشه بدجز به صاحبش احاطه نخواهد کرد».

فاطر 43

بنابراین منظور از آیه مورد اشکال و شبهه این است که دشمنان «مسیح» با طرح هاى شیطانى خود مى خواستند جلو این دعوت الهى را بگیرند، امّا خداوند براى حفظ جان پیامبر خود، و پیشرفت آئینش، تدبیر کرد و نقشه هاى آنها نقش بر آب شد.

تفسیر نمونه،ج2 ص429

نظیر همین پاسخ در «کید الهى» نیز مطرح مى باشد، آنجا که در سوره طارق آیه 16 و 15 مى خوانیم :

« انهم یکیدون کیدا و اکید کیدا»

« آنها پیوسته حیله مى کنند و من نیز در برابر آنها چاره مى کنم»

تفسیر نمونه ج 15 ص 376

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پنجشنبه 31 تیر 1395

آیا دین از سیاست جداست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، احادیث، انقلاب اسلامی، 

سوال

برخی میگن دین از سیاست جداست لطفا این حرف رو رد کنید و ثابت کنید که سیاست و تشکیل حکومت ضروری اسلام است

پاسخ:

ادله قرانی و روایی و عقلی بر پیوند بین دین و سیاست و ضرورت تشکیل حکومت گواهی می دهد که به برخی اشاره می کنیم

ادله قرانی بر ضرورت حکومت:

1-در داستان بنى اسرائیل مى خوانیم: هنگامى که بر اثر هرج و مرج داخلى و نداشتن حاکمیت قوى و لایق، گرفتار ضعف و فتور و شکست شدند، و دشمنان بر آنان مسلط گشتند، نزد پیامبر خویش آمدند و گفتند: «زمامدارى براى ما انتخاب کن تا تحت فرماندهى او در راه خدا پیکار کنیم»; پیامبرشان گفت: «شاید اگر دستور جهاد به شما داده شود سرپیچى نمایید; و در راه خدا پیکار نکنید»; گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا جهاد نکنیم; در حالى که از خانه ها و فرزندانمان رانده شده ایم؟» (شهرهاى ما بوسیله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسیر شده اند.)

بقره 246

اگر چه در این آیه به یکى از ابعاد و آثار وجود زمامدار براى یک قوم و ملت اشاره شده، و آن مسأله مبارزه با دشمنان خارجى و پاک کردن شهرها از لوث وجود بیگانگان و آزادى اسیران است; ولى مسلّم است که در ابعاد دیگر نیز این معنى صادق به نظر مى رسد.

قرآن با این تعبیر نشان مى دهد که بدون تشکیل حکومت با حاکمیت قوى رسیدن به آزادى و آرامش اجتماعى ممکن نیست; البته شاید تصور شود

درخواست بنى اسرائیل در اینجا تنها براى تعیین فرمانده لشگر بود، نه زمامدار; ولى باید توجه داشت که تعبیر به «ملک» به معنى زمامدار در تمام شئون است; هر چند برنامه بارز او در این ماجرا پیکار با دشمنان خارجى بوده است.

در حقیقت پیامبر آن زمان (اشموئیل) نقش رهبر را در آن جامعه به عهده داشت; و طالوت منتخب او در نقش زمامدار و فرمانده لشکر بود.

2-قرآن در ذیل همین ماجرا در چند آیه بعد، سخن از شکست لشکر جالوت در برابر بنى اسرائیل به میان آورده، و مى گوید:

«سپس به فرمان خدا، آنها دشمن را به هزیمت واداشتند، و داوود (جوانِ کم سن و سال و نیرومند و شجاعى که در لشکر طالوت بود) جالوت (زمامدار دشمن) را کشت; و خداوند حکومت و دانش به او بخشید، و از آنچه مى خواست به او تعلیم داد. و اگر خداوند، بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نمى کرد زمین را فساد فرا مى گرفت ، ولى خداوند نسبت به جهانیان لطف و احسان دارد».

بقره 251

جمله اخیر به خوبى نشان مى دهد که اگر حکومت مقتدر و نیرمندى نباشد، و جلوى طاغیان و سرکشان را نگیرد، زمین پر از فساد مى شود; به این ترتیب حکومت عادلانه یکى از عطایاى بزرگ الهى است که جلو مفاسد دینى و اجتماعى را مى گیرد.

3- شبیه همین معنى در آیه 40 سوره «حجّ» نیز آمده است که بعد از اجازه جهاد در برابر دشمن، به مسلمین مى فرماید:

«همانها که ناحق از خانه و شهر خود بیرون رانده شدند، جز این که مى گفتند: "پروردگار ما خداى یکتا است; و اگر خداوند بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه ها، و معابد یهود و نصارى، و مساجدى که نام خدا در آن بسیار برده، مى شود ویران مى گردد»

در اینجا نیز سخن از نقش حکومت در بعد جهاد است، ولى مسلّم است که جهاد بدون یک تشکیلات منظّم سیاسی و اجتماعى و اقتصادى امکان پذیر نیست; چرا که مجاهدان معمولا از دو بخش تشکیل مى شوند: نیروهاى نظامى، و نیروهاى اجتماعى که در پشت جبهه ها‌ پشتیبانى مى کنند; و در واقع تمام جامعه را زیر بال و پر مى گیرند.

4- در آیه بعد از آن (آیه 41 «حجّ») درباره مؤمنان راستین مى خوانیم:

«همان کسانى که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را برپا مى دارند و زکات را مى دهند و امر به معروف و نهى از منکر مى کنند ».

این آیه نیز تلویحاً مى رساند که برپا داشتن نماز و اداى زکات و امر به معروف و نهى از منکر ـ در مقیاس گسترده و عام ـ از طریق تشکیل حکومت میسّر است; و لذا مؤمنان راستین را به این صفت توصیف مى کند; که آنها به هنگام قدرت یافتن و به حکومت رسیدن، این فرائض بزرگ الهى را بر پا مى دارند، و اجرا مى کنند; و از اینجا نقش حکومت در اصلاح جامعه از دیدگاه اسلام روشن مى شود.

5- در سوره «یوسف» از آیه 43 - 56 به ماجرایى اشاره مى کند; که ضرورت حکومت در لابلاى آن به خوبى تبیین شده، و آن اینکه سلطان مصر خوابى مى بیند، و از یوسف که در زندان بوده ـ و به تعبیر صحیح خواب ها کم کم مشهور شده بود ـ; تعبیر آن را مى خواهد; او تعبیرى براى آینده کشور مصر مى کند، که هفت سال بحرانى و قحطى در پیش دارند; و اگر از آن به سلامت بگذرند، سال هاى پر برکت و وفور نعمت فرا خواهد رسید، سپس دستورهاى لازم براى چگونگى مقابله با این سال هاى سخت، و طرز تهیه و نگهداى آذوقه، و چگونگى صرفه جویى در مواد غذایى را به آنها یاد مى دهد; و سلطان مصر اورا از زندان آزاد کرده و سرپرست خزانه دارى مصر مى کند، و به کمک مدیریّت یوسف که در کنار سلطان مصر قرار گرفته بود، یک ملّت عظیم از مرگ رهایى مى یابد.

این داستان به خوبى ضرورت وجود حکومت مدیر و مدبّر و آگاه را براى جوامع انسانى مخصوصاً در مواقع بحرانى روشن و آشکار مى سازد;که اگر جامعه از چنین حکومتى محروم شود، به ضررهاى عظیم و جبران ناپذیرى گرفتار مى شود.

6- از آیات متعددى از قرآن مجید بر مى آید; که حکومت الهى یکى از نعمت هاى بزرگ خدا است; و این نیست مگر به خاطر نقش مهمّى که در نظم جامعه انسانى و جلوگیرى از مظالم و ستم ها و فراهم ساختن شرایط تکامل انسان ها دارد.

از جمله در آیه 79 سوره «انبیاء» درباره حضرت داوود(علیه السلام) و فرزندش اسماعیل مى خوانیم: «به هر یک از آنان داورى و علم فراوان دادیم».

در آیه 20 سوره «مائده» ضمن بر شمردن نعمت هاى الهى بر بنى اسرائیل مى فرماید: «(به یاد آورید) هنگامى را که موسى به قوم خود گفت:"اى قوم من! نعمت خدا را نسبت به خود متذکر شوید هنگامى که در میان شما، پیامبرانى قرار داد; (و زنجیر بندگى و اسارت فرعونى را بشکست ) و شما را حاکم و صاحب اختیار خود قرار داد; و به شما چیزهایى بخشید که به هیچ یک از جهانیان نداده بود».

البتّه همه بنى اسرائیل حاکم و سلطان نبودند; ولى هنگامى که از میان آنها حاکمانى بر مى گزیند، چنین خطابى درباره آنان ـ به عنوان یک قوم و ملّت ـ مى کند; که خداوند شما را حاکمان و پادشاهان قرار داد.

در آیه 35 سوره «ص» از زبان حضرت سلیمان مى خوانیم: «گفت: "پروردگارا مرا ببخش و حکومتى به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد، که تو بسیار بخشنده اى"»!

آیات بعد از آن نشان مى دهد که خداوند دعاى او را مستجاب کرد، و حکومتى عظیم و مواهبى فراوان و بى نظیر به او بخشید. و در آیه 54 سوره «نساء» آمده است: «یا اینکه نسبت به مردم (پیامبر و خاندانش)، بر آنچه خدا از فضلش به آنها بخشیده حسد مىورزند! یا اینکه ما به آل ابراهیم (که یهود از خاندان او هستند نیز،) کتاب و حکمت دادیم; و حکومت عظیمى در اختیارشان قرار دادیم».

این مسأله به قدرى اهمیت دارد، که خداوند بخشیدن حاکمیت را هم ردیف عزّت و گرفتن آن را قرین ذلت شمرده است.

در آیه 26 سوره «آل عمران» مى فرماید:

«بگو: "بار الها! اى مالک حکومت ها، به هر کس بخواهى، حکومت مى بخشى، و از هر کس بخواهى

، حکومت را مى گیرى; هر کس را ،بخواهى عزّت مى دهى و هر کس را بخواهى ،خوار مى کنى تمام خوبى ها به دست تو است; تو بر هر چیزى قادرى"».

از مجموع آیاتى که در بالا آمد، اهمیت حکومت براى جامعه بشرى از دیدگاه قرآن مجید روشن مى شود، و در واقع این آیات دریچه اى به سوى جهان بسیار وسیع حکومت در جوامع انسانى است.

ضرورت حکومت از دیدگاه روایات :

1-در نهج البلاغه آمده است در پاسخى که امیرمؤمنان على(علیه السلام) به خوارج داد ; که مى گفتند: «حکومت و حاکمیت و داورى مخصوص خدا است» ; فرمود: «این سخن حقى است که از آن اراده باطل شده »، سپس فرمود: «آرى درست است که فرمانى جز فرمان خدا نیست، ولى اینها مى گویند: "حکومت و زمامدارى مخصوص خدا است"»، سپس فرمود:

«مردم به هر حال نیازمند به امیر و زمامدارى هستند، خواه نیکوکار باشد یا بدکار! تا مؤمنان در سایه حکومتش به کار خویش مشغول باشند، و کافران نیز بهره مند شوند، و مردم در دوران حکومت او زندگى راحتى داشته باشند; به وسیله او اموال بیت المال گردآورى شود، و به کمک او با دشمنان مبارزه کنند، جاده ها امن گردد، و حق ضعیفان از زورمندان گرفته شود ; مردم نیکوکار در رفاه باشند و از دست بدکاران در امان».

نهج البلاغه خطبه 40

بدیهى است اینکه مى فرماید: «امیرى لازم است، خواه نیکوکار یا بدکار» مفهومش این نیست که این دو یکسان اند، بلکه منظور این است که در درجه اوّل باید زمامدارى عادل و نیکوکار پیدا کرد; و اگر نشد وجود زمامدار ظالم از هرج و مرج بهتر است; و این امر منافات با حاکمیت خداوند بر کلّ جهان هستى ندارد; چرا که حاکمیت مانند: نبوّت و قضاوت از ذات پاک او نشأت مى گیرد.

2-در روایات معروفى که فضل بن شاذان از امام رضا نقل کرده است، در بیان دلائل تعیین «اولو الامر» و حاکمیت بر اجتماع به سه نکته مهم اشاره فرموده; مى گوید: «اگر کسى بگوید چرا اولو الامر قرار داده شده، و مردم مأمور به اطاعت از حاکم الهى هستند"؟

گفته مى شود: "به دلائل زیاد از جمله اینکه هنگامى که براى مردم حدودى تعیین شود، و دستور یابند که از آن حدود تجاوز نکنند، چون باعث فساد آنها مى شود; این کار سامان نمى گیرد، مگر بوسیله حاکم امین در رأس آنها; که آنان را از تعدّى و داخل شدن در امور ممنوعه باز دارد; زیرا اگر این موضوع نباشد، کسى لذّات و منافع خود را به خاطر فساد دیگران ترک نمى کند; و لذا سرپرستى براى آنها قرار داده شده که آنان را منع از فساد کند و حدود و احکام الهى را در میان آنها برپا دارد.

دیگر اینکه ما هیچ فرقه اى از فرق دنیا، و هیچ ملّتى از ملل را نمى یابیم که بدون رئیس و سرپرستى باقى مانده باشند، همان رئیس و سرپرستى که امر دین و دنیاى آنها را سامان بخشد، پس در حکمت (خداوند) حکیم جایز نیست که خلق را بدون آنچه مى داند براى آنان ضرورى است، رها سازد; و سرپرستى که به کمک او با دشمنان بجنگند، و اموال بیت المال را به وسیله او تقسیم کنند، و جمعه و جماعت آنها را برپا دارد، و ظالم را از تعدّى بر مظلوم باز دارد، براى آنان تعیین نکند.

دیگر اینکه اگر مردم پیشوا و سرپرست امین و درستکارى نداشته باشند، دین و آیین خدا بر باد مى رود، و سنّت و احکام الهى تغییر مى یابد، و بدعت گذاران چیزهایى از پیش خود بر آنها مى افزایند، و مخالفان از آن کم مى کنند، و امور را بر مسلمانان مشتبه مى سازند»

بحار الانوار ج6 ص60

3-در تفسیر نعمانى از امیر مؤمنان على بعد از ذکر آیاتى از قرآن، مانند آیه «اى کسانى که ایمان آورده اید اجابت کنید دعوت خدا و پیامبر را، هنگامى که شما را دعوت مى کنند به سوى چیزى که شما را زنده مى سازد».

انفال24

و آیه (وَلَکُمْ فِى الْقِصاصِ حَیاة یا اُولِى الاَلْبابِ)

بقره 179

در حدیثى مى فرماید

«در این آیات دلیل بسیار روشنى است بر اینکه امت باید امام و پیشوایى داشته باشند که قیام به کارهاى آنها کند، و به آنها امر و نهى نماید، و حدود الهى را در میان آنها برپا دارد، با دشمن پیکار کند، و غنائم را عادلانه تقسیم نماید، واجبات را تحقق بخشد، و ابواب صلاح آنها را به آنان نشان دهد، و آنان را از آنچه براى آنان زیان بخش است برحذر دارد; زیرا امر و نهى یکى از اسباب بقاى خلق است; و گر نه تشویق و ترس از بین مى رود، و هیچ کس از گناه باز نمى ایستد، نظام جامعه فاسد مى شود و این سبب هلاکت بندگان خدا است».

بحار الانوار ج90 ص41

در حدیث دیگرى از امام صادق چنین آمده است:

«اهل هر شهرى از سه چیز بى نیاز نیستند تا در امور دنیا و آخرت به آن پناه برند; اگر این ها را از دست دهند سقوط مى کنند; فقیه آگاه و باتقوى، و امیر خوب مورد اطاعت، و طبیب بینا و معتمد».

بحار الانوار ج75 ص235

این مسأله در روایات اسلامى به اندازه اى اهمیت دارد، که حتّى حکومت ظالم، مقدم بر هرج و مرج و بى حکومتى شمرده شده; چنانکه از امیر مؤمنان على مى خوانیم: « زمامدار ظالم و ستمگر، بهتر است از فتنه (و هرج و مرجى) که پیوسته در جامعه وجود داشته باشد».

غرر الحکم ج2 ص784


ضرورت حکومت از دیدگاه عقل

اوّلا: زندگى انسان، یک زندگى اجتماعى است; به گونه اى که اگر حیات انسانى از این ویژگى خالى شود به پایین ترین مراحل جاهلیت و بهیمّیت سقوط مى کند; چرا که تمام منافع و آثار مفید و سازنده در زندگى بشرى، تمدن ها و تکامل ها، و علوم و فنون و صنایع گوناگون، همه از برکات زندگى اجتماعى و همکارى و تعاون در جهات مختلف است; و تا نیروهاى کوچک فکرى و بدنى به هم ضمیمه نشوند، حرکت ها و جنبش هاى عظیم اجتماع، در هیچ قسمت صورت نمى گیرد.

به تعبیر ساده تر: ازیک سو انسان اگر از اجتماع جدا شود، هم ردیف حیوانات خواهد شد; و این تمایل و خواست درونى و حیات اجتماعى است، که به او این همه قدرت و امکان پیشرفت و برترى بخشیده است; و از سوى دیگر واضح است که حیات انسان در درون جامعه على رغم آن همه برکات و منافع مهمّى که در بر دارد، خالى از کشمکش ها و تنازع ها و تصادم منافع نیست; نه تنها به خار غلبه خودخواهى و خود پرستى، بلکه به خاطر اینکه بسیار مى شود که افراد جامعه در تشخیص حدود و حقوق خود گرفتار اختلاف و اشتباه مى شوند; اینجا قوانینى لازم است; تا حقوق هر کس را مشخص کند، و راه را بر تعدّى و تجاوز و منازعات ببندد.

از سوى سوم، مسلّم است که این قوانین به تنهایى اثرى در رفع تجاوز و تنازع ندارد; بلکه در صورتى مفید و مؤثر است که افراد مورد قبول جامعه آن را به اجرا در آورند;

و به تعبیر دیگر تنها بوسیله ایجاد حکومت است; که نظم در جامعه برقرار مى شود و جلو فساد و خونریزى و غصب حقوق (هر چند به طور نسبى) گرفته مى شود.

به همین دلیل از قدیم ترین ایّام، اقوام بشرى هر کدام حکومتى براى خود داشتند.

❗️ثانیاً: به فرض که مردم بدون حکومت بتوانند با هم زندگى سالمى داشته باشند، ـ امرى که محال است ـ ولى پیشرفت و تکامل در علوم و دانش ها و صنایع و شئون مختلف اجتماعى تنها در سایه برنامه ریزى دقیق و مدیریت آگاه، امکان پذیر است; و برنامه ریزى و مدیریت عبارت دیگرى از تشکیل حکومت است.

از این رو تمام عقلاى جهان تأکید بر ضرورت تشکیل حکومت براى جوامع بشرى مى کنند

همچنین براى پیشرفت علوم و صنایع و حفظ سلامت مردم و حفظ نظم و آزادى و تأمین مواد غذایى و مسکن و سایر نیازمندى ها، برنامه ریزى و مدیریت لازم است. آیا مى توان مثلا بدون وزارت علوم و آموزش و پرورش، برنامه صحیحى جهت تعلیم و تربیت جوانان و نوجوانان داشت؟ و آیا بدون وزارت صنایع ممکن است به مسائل صنعتى سرو سامان بخشید؟ آیا بدون وزارت دفاع مى توان ارتش نیرومندى براى جلوگیرى از تهاجم هاى بیگانه به وجود آورد؟ و به فرض که در جهان هیچ جنگى نباشد آیا بدون نیروى انتظامى مى توان نظم مطلوبى به جامعه بشرى داد؟

به هر حال این نکته از بدیهیات است که هیچ گاه جامعه بشرى حتى براى یک روز بدون حکومت نمى تواند زندگى سالمى داشته باشد; و منکران این امر نیز هرگز به آن نرسیدند، و از وسط راه با دستپاچگى و شتاب به صورت شرم آورى بازگشتند

اما از دیدگاه خدا پرستان یعنى: آنها که معتقد به ارسال رسل و انزال کتب از سوى خداوند مى باشند; «ضرورت حکومت» واضح تر و آشکارتر است;

زیرا از یک سو اهدافى که براى بعثت انبیاء در منابع دینى آمده و دلایل عقلى نیز آن را تأیید مى کند; تحقق آن بدون تشکیل حکومت غیر ممکن خواهد بود، مثلا تعلیم و تربیت صحیح و تزکیه نفوس، بدون تشکیل حکومت بسیار مشکل یا غیر ممکن است.

فکر کنید اگر تمام مدارس و دانشگاه ها در عصر و زمان ما درا ختیار یک حکومت ضد مذهبى یا بى تفاوت در برابر مذهب باشد; و وسائل ارتباط جمعى از قبیل رادیو و تلویزیون و مطبوعات نیز به همین شکل اداره شوند; و ما بخواهیم تنها با نصیحت و اندرز مردم و یا حداکثر استفاده کردن از مساجد و منابر آنها را به اهداف انبیاء و تعلیم و تربیت الهى نزدیک کنیم; مطمئناً به جائى نمى رسیم; و تنها شعله ضعیفى از ایمان و تقوا در نفوس اقلیتى باقى و برقرار خواهد بود. ولى هرگاه حکومتى بر مبناى ایمان و توحید و اعتقاد به خدا و مقدسات تشکیل شود، و تمام این مراکز حساس را در اختیار بگیرد; آنگاه مسأله شکل دیگرى به خود خواهد گرفت.

در مورد عدالت اجتماعى و قیام مردم به قسط که هدف دیگرى است، باز مطلب همین گونه است; چگونه ممکن است با وجود یک حکومت ظالم و فاقد دین و ایمان، یا وابسته به مستکبران و استعمارگران اقامه قسط و عدل نمود؟

کوتاه سخن اینکه هیچ یک از اهداف مقدس پیامبران الهى بدون تشکیل حکومت، جز در مقیاس محدود، تحقق نمى یابد; به همین دلیل پیامبر اسلام تا تشکیل حکومت نداد به اهداف والاى خود نرسید. در میان سایر پیامبران نیز آنها که موفق به تشکیل حکومت الهى شدند، به پیروزى و موفقیت چشمگیرى نائل گشتند; ولى آنها که این توفیق نصیبشان نشد، شدیداً از سوى قشرهاى فاسد و مفسد در محاصره قرار گرفتند. به همین دلیل در آخر زمان نیز، گسترش توحید و عدل تنها از طریق تشکیل حکومت جهانى مهدى صورت مى گیرد; اینها همه از یک سو.

از سوى دیگر احکام اسلام منحصر به عبادات نیست; بلکه احکام فراوانى داریم که به شئون سیاسى و اجتماعى مسلمین مربوط است. (مانند احکام حدود، دیات، خمس، زکات، انفال و مانند آنها).

آیا بدون تشکیل حکومت مى توان حقوق نیازمندان را به عنوان زکات از همه اغنیاء گرفت؟ و یا قضاوت اسلامى را در تمام سطوح پیاده کرد؟ چه تضمینى براى اجراى حدود، و جلوگیرى از فاسدان در دست داریم؟ و اگر دشمنى به کشور اسلام هجوم آورد; چگونه بدون تشکیل حکومت و بسیجِ لشگرهاى کار آزموده و تهیه سلاح هاى مختلف، دفاع از حوزه اسلام و دفع هجوم خارجى امکان پذیر است؟

کوتاه سخن اینکه: تا حکومتى عادلانه و مردمى بر اساس اعتقادات الهى تشکیل نشود، قسمت عمده احکام اسلامى زمین مى ماند; چرا که از بخش هاى سه گانه احکام، «سیاسات» برنامه حکومت است و در متن حکومت قرار گرفته، و «معاملات» بدون پشتوانه حکومت صالح هرگز سامان نمى پذیرد; حتى «عبادات» مانند: حج و نماز جمعه و جماعت، نیز در سایه حکومت الهى عظمت و شکوه دارد.

نظرات() 

سه شنبه 15 تیر 1395

در مورد آیه تطهیر

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، 

سوال

در مورد آیه تطهیر میبینیم که قبل وبعد از آیه خطاب به همسران پیامبر است چگونه بین این دو را میتوان فقط به اهل بیت (ع) تخصیص داد؟

پاسخ

دلیل ما برای تخصیص آیه تطهیر به اهل بیت علیهم السلام روایات فراوانی است که در تفسیر آیه وارده شده است به این که مخاطب ایه پنج تن ال عبا هستند نه زنان پیامبر

مسلم در صحیح خود از عایشه روایت میکند:

"پیامبر صبحگاهی از حجره خارج شد در حالی که بر روی دوش او پارچه ای از پشم خیاطی نشده بود، حسن بن علی بر او وارد شد اورا داخل کسا کرد،آن گاه حسین وارد شد او نیز درآن داخل شد، سپس فاطمه داخل شد اورا نیز داخل آن کرد بعد علی وارد شد اورا نیز داخل آن کرد آن گاه آیه تطهیر( احزاب 33) را تلاوت نمود"

صحیح مسلم،ج7 ص130

ترمذی در صحیح از ام سلمه نقل میکند:

"پیامبر روی حسن وحسین وعلی وفاطمه پارچه ای کشید آن گاه عرض کرد بار خدایا اینان اهل بیت من واز خواص من هستند رجس وپلیدی را از آنان دور کن وپاکشان گردان"

صحیح ترمذی،ج5 ص656

در روایت دیگر می آورد:

"ام سلمه گفت ای رسول خدا ایا من هم با آنان هستم؟

حضرت فرمود:

"تو بر جایگاه خود هستی، تو برخیزی ( اما اینان اهل بیت من هستند)"

صحیح ترمذی،ج5 ص327

مسلم در صحیح نقل می کند:

"از زید بن ارقم سوال شد که ایا اهل بیت شامل همسران میشود؟

او پاسخ داد:قسم به خدا هرگز زیرا ممکن است شوهر پس از مدتی زندگی با همسرش اورا طلاق دهد واو به قوم وپدرش مراجعت کند"

صحیح مسلم،ج4 ص1873

گذشته از این که ضمایر ایه تطهیر به صورت مذکر آمده است( یطهرکم،عنکم) در حالی که اگر زنان پیامبر مخاطب ایه بودند باید ضمایر به صورت مونث بیاید چنان که در ابتدای ایات چنین بوده است ( اقمن،اذکرن،لا تبرجن)

همچنین ایه تطهیر دلالت بر عصمت اهل بیت دارد اما هیچکس ادعای عصمت در مورد زنان پیامبر را نکرده است و خداوند در ایات ابتدایی سوره تحریم به شدت از برخی زنان پیامبران مذمت می کند که این مذمت با عصمت جور در نمی آید

از این بیانات به وضوح روشن میشود که مخاطب ایه زنان پیامبر نیستند .تنها سوالی که باقی می ماند این است که با این وجود چرا ایه تطهیر در بین ایات مربوط به زنان پیامبر واقع شده است⁉️

در این باره پاسخ های مختلفی ارائه شده است از جمله اینکه:

1-از روایات به وضوح روشن می شود که ایه تطهیر به صورت مستقل نازل شده است اما به هنگام جمع آوری ایات قران در عصر پیامبر گرامی این ایه در میان ایات مربوط به همسران پیامبر قرار گرفته است به دلیل فلسفه ای که می اید

2-قرآن می خواهد به همسران پیامبر بگوید که شما در میان خانواده ای قرار دارید که گروهی از انان معصومند .کسی که زیر سایه عصمت و در کانون معصومان قرار گرفته سزاوار است که بیش از دیگران مراقب خود باشد و فراموش نکند که انتساب او به خانواده ای که پنج معصوم پاک در آن است مسوولیت های سنگینی برای او ایجاد می کند و خدا و خلق خدا انتظاراتی فراوان از او دارند

تفسیر نمونه ج17 ص295

3-این قرار گرفتن سبب ساز حفظ ایه از تحریف وتغییر و تبدیل توسط دشمنان و منکران فضائل اهل بیت می شود.زیرا بسیار میشود که برای محفوظ ماندن یک شی آن را با مطالب دیگر می امیزند که کمتر جلب توجه کند( دقت کنید)

تفسیر نمونه ج4 ص271

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سه شنبه 15 تیر 1395

هر سربالایی، یک سراشیبی به همراه خواهد داشت.

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، سبک زندگی، 

اگر تلخی‌ها، ناكامی‌ها، سختی‌ها و مشكلات زندگی نباشد، انسان به آسایش و راحتی نخواهد رسید. درواقع این مشیت الهی و خواست خداوند است كه با هر سختی‌، آسانی باشد و هر سربالایی‌، سراشیبی را در پی داشته باشد:

«فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً اِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً.» (انشراح: آیه 5)

علاوه بر مشیت الهی‌، قرآن كریم راه عبور از سختی‌ها و دست‌یابی به آسانی‌ها را چنین بیان می‌كند: «فَأمّا مَنْ أعْطَی وَ اتَّقَی وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنَی فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَی؛ آن‌ را كه در راه خدا انفاق كند، پرهیزكاری پیش گیرد و پاداش نیک خداوند را تصدیق نماید، در مسیر آسایش قرار می‌دهیم.» (لیل: آیه5-7)

و مسیر دشواری‌ها و سختی‌ها را چنین بیان كرده است: «وَ أمّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنَی وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنَی فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَی؛اما كسی كه بخل ورزد و از این طریق بی‌نیازی طلبد و پاداش الهی را تكذیب كند، به زودی او را در مسیر دشواری قرار می‌دهیم.» (لیل:آیه 8-10)

نظرات() 

شنبه 12 تیر 1395

سوال در مورد آیه 223 سوره بقره

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 


می خواستم اگه ممکنه در خصوص آیه 223 سوره بقره توضیح بدید"زنان شما کشتزار شما (محل بذرافشانی شما) هستند..." آیا این بیان توهین به زنان نیست؟

پاسخ

در تفسیر نمونه چنین امده است:

« در اینجا تشبیه زنان به مزرعه شده و این تشبیه ممکن است برای برخی سنگین آید که چرا اسلام درباره نیمی از نوع بشر چنین تعبیری کرده است در حالی که نکته باریکی در این تشبیه نهفته است

در حقیقت قرآن می خواهد ضرورت وجود زن را در اجتماع انسانی نشان دهد که زن وسیله اطفائ شهوت و هوسرانی مرد نیست بلکه وسیله است برای حفظ حیات نوع بشر ،این سخن در برابر انها که نسبت به جنس زن همچون یک بازیچه یا وسیله هوسبازی می نگرند هشداری محسوب میشود»

تفسیر نمونه ج2 ص141

در تفسیر المیزان نیز چنین امده است:

« حاصل کلام در معنای آیه این شد که نسبت زنان به جامعه انسانی نسبت کشتزار است به انسان کشت کار،هما نطور که کشتزار برای بقای بذر لازم است و اگر نباشد بذرها به کلی نابود می شود و دیگر غذایی برای حفظ حیات و ابقای آن نمی ماند همچنین اگر زنان نباشند نوع انسانی دوام نمی یابد و نسلش قطع می شود»

ترجمه المیزان ج2 ص319

از این بیانات به دست می آید که مراد آیه بیان اهمیت و جایگاه حضور زن در اجتماع می باشد نه انکه نسبت به انان توهینی صورت گرفته باشد

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 12 تیر 1395

خواص سوره های ناس و فلق (معوذتین)

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 

سوره ناس یکصد و سیزدهمین سوره و فلق آخرین سوره قران کریم است که هر دو در مکه نازل شده اند و ناس 5 ایه و فلق 6 آیه دارد. این دو سوره را «معوذتین» می نامند.

در علت نامگذار ی این دو سوره به معوذتین گفته اند: رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم همواره حسینین علیهم السلام را با این دو سوره تعویذ می نمود و با قرائت این دو سوره دو فرزندش را در پناه خداوند قرار می داد.(1)

هم چنین از امام صادق نقل شده است: لبید بن اعصم یهودی رسول خدا صلی الله علیخ وآله وسلم را سحر کرد و ایشات تحت تأثیر سحر بود مثلا وقتی می خواست از در برود در را نمی دید و با دست خود لمس می کرد. خداوند برای دفع سحر این دو سوره را نازل نمود.(2)

از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده است: هر کس این دو سوره را بخواند مانند این است که همه کتابهای پیامبران الهی را قرائت کرده باشد.(3)

آثار و برکات معوذتین

1) تعویذ کردن و خود را در پناه خدا قرار دادن

رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: چرا مردم خود را با این دو سوره تعویذ نمی نمایند برای تعویذ بهتر از این سوره ها یافت نمی شود.(4)

با سوره های فلق و ناس می توان بهترین امنیت را برای خود و خانواده خود به وجود آورد و شر حسودان و بدخواهان را خنثی نمود.

در روایتی آمده است: هر کس سوره فلق را قرائت نماید برای او مایه شفا و امنیت از سحر و موجب رحمتی برای ثابت ماندن بر عافیت است و هر کس سوره ناس را بخواند باعث امنیت او از مکرها و حیله های شیطان و سبب رحمتی برای ثبات بر الهام است. (5)

امنیت در خواب نیز از آثاری که در پناه قرائت معوذتین می توان به آن رسید.

امام باقر علیه السلام می فرمایند: هر کس در خواب چیزی موجب ناراحتی او می شود وقتی به رختخوابش می رود سوره های فلق و ناس و آیة الکرسی را قرائت نماید.(6)

2) درمان بیماری و دفع سحر

در روایت آمده است: رسول خدا هر گاه یکی از اعضای بدنش درد می گرفت سوره های توحید و فلق و ناس را بر کف دست راستش می خواند آنگاه بر موضع درد ست می کشید.(7)

از امام باقر علیه السلام نیز نقل شده است: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم درد شدیدی داشت و بسیار ناراحت بود جبرئیل و میکائیل به نزد او آمدند. جبرییل نزدیک سر او نشست و میکائیل نزد پای او. جبرئیل او را با سوره فلق و میکائیل او را با سوره ناس تعویذ کرد. (8)

هر کس سوره های «فلق» و «ناس» را هر شب قرائت نماید از شر جن و و وسوسه های شیطانی در امان خواهد بود و هر که آن را نوشته و بر کودکی بیاویزد از شر جن و آزار دهنده ها مصون است.(9)

3) بخشش گناهان

در سخنی از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم آمده است: هر که سوره های توحید و ناس و فلق را هر شب 10 مرتبع بخواند مانند این است که تمام قران را قرائت کرده و از گناهانش خارج می شود مانند روزی که از مادر متولد شده است و اگر در آن روز یا شب بمیرد به مرگ شهادت مرده است.(10)

4) فرزند دار شدن

هر یک از فاتحة الکتاب و آیه الکرسی و اخلاص و ناس و فلق و کافرون را 70 مرتبه بر آب نیسان بخواند به روایتی قدر را هم بخواند بعد از ان اذکار تکبیر و لا اله الا الله و صلوات را هم به همین اندازه بگوید بعد از این کارها به مدت هفت روز پی در پی صبح و شام قدری از آن آب را بیاشامد خداوند او را شفا می دهد و اگر ناتوانی جنسی دارد درمان می شود و و اگر فرزند دختر یا پسری بخواهد خداوند به او عطا می کند...(11)

____________________

پی نوشت:

(1) المناقب ابن شهر آشوب،ج3، ص155

(2) طب الائمه، ص114

(3) مجمع البیان، ج10، ص491

(4) الدر المنثور، ج6، ص415

(5) مستدرک الوسائل، ج4، ص370

(6) من لا یحضره الفقیه، ج1، ص469

(7) مستدرک سفینة البحار، ج7، ص476

(8) بحارالانوار، ج18، ص71

(9) المصباح کفعمی، ص461

(10) البلد الامین، ص33

(11) زادالمعاد، ص479

نظرات() 

پنجشنبه 10 تیر 1395

آیا قرآن تحریف شده است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، 

در کنکاش در متن قران میشود فهمید که خیلی از سوره ها ناقص هستند و به همین دلیل میتوان فهمید که تمامی قرآن در اختیار ما نیست و یا اینكه ان بخش هائى كه وجود ندارد از درون این كتاب حذف شده اند.

برای اثبات این ادعا مثالی را از خود قران میاوریم :

وَ إِذْ قُلْنَا لَکَ إِن َّ رَبکَ أَحَاطَ بِالناسِ وَمَا جَعَلْنَا الر ُّؤیا التِی أَرَینَاكَ إِلا َّ فِتْنَۀً للناسِ وَ الشجَرَةَ الْمَلْعُونَۀَ فِی القرآن وَنُخَو ِّفُهُمْ فَمَا یزِیدُهُمْ إِلا َّ طُغْیانًا کَبِیرًا ﴿سوره اسرا 17، آیه 60﴾

ترجمه :

«به یاد آور زمانی را که به تو گفتیم پروردگارت احاطه کامل به مردم دارد (و از وضعشان کاملا آگاه است) ما آن رؤیائی را به تو نشان دادیم فقط برای آزمایش مردم بود، همچنین شجره ملعونه را که در قرآن ذکر کرده ایم، ما آنها را تخویف (و انذار) میکنیم اما جز بر طغیانشان افزوده نمیشود». (ترجمه مکارم شیرازی)

در ترجمه فولادوند شجره ملعونه، درخت ملعون ترجمه شده است. در هر حال، در هیچ کجای دیگر قرآن اشاره ای به این شجره ملعونه نیست.

در حالی در این آیه به وضوح گفته میشود که شجره_ملعونه در قرآن ذکر شده است.

پس باید آیاتی از قرآن وجود داشته باشد که در آن به شجره ملعونه اشاره شده، اما در دست ما نیست و یا اینكه حذف شده است و این مصداق و دلیل بسیار مستندى براى تحریف قرآن است.

آیات مشابه این ایه, در قران به وفور یافت میشوند که در مطالب آینده بیشتر به ان پرداخته میشود.

پاسخ

مراد از شجره ملعونه مراد بنی امیه هستند.در حدیثی که بسیاری از مفسران شیعه و سنی نقل کرده اند چنین امده است:

« پیامبر در خواب دیدند میمون هایی از منبر او پایین می ایند و بالا می روند او بسیار از این مساله غمگین شد زیرا این خواب از حوادث ناگواری در اینده در رهبری مسلمین بعد از پیامبر خبر میداد(این خواب بر حکومت بنی امیه تطبیق می کرد که افرادی فاقد صلاحیت یکی پس از دیگری بر مسند خلافت تکیه زدند)»

تفسیر فخر رازی ج20 ص236

امام صادق یا امام باقر فرمود:

« منظور از شجره ملعونه بنی امیه است»

نور الثقلین ج3 ص180

البرهان ج2 ص425

در روایت دیگر امده است که پیامبر فرمود:

« در خواب دیدم که بعد از من بنی امیه بر منبرم بالا می روند ( وحکومت را بدست می گیرند)»

تفسیر عیاشی ج2 ص298

بحارالانوار ج31 ص526

در این که مراد از شجره ملعونه بنی امیه هستند روایات فراوانی وارد شده است که جهت اگاهی رجوع کنید به بحار الانوار ج31 ص507 باب 31

حال اشکال شما این است که در قران ذکری از شجره ملعونه نیامده در حالی که ایه می گوید در قران از شجره ملعونه سخن به میان امده است

پاسخ آن است که باید توجه کرد که در قرآن شدیدا منافقین را لعن کرده است

محمد23

وبنی امیه از سردمداران نفاق بوده اند .

وخداوند با این بیان شجره بنی امیه را در قرآن لعن کرده است یعنی با لعن منافقان از شجره ملعونه سخن گفته است ( دقت کنید)

ویا در سوره ابراهیم ایه 26 سخن از شجره خبیثه به میان می اورد که شجره خبیثه به بنی امیه تفسیر شده است

تفسیر نور الثقلین ج2 ص538

خبیثه نیز از حیث لغوی با ملعونه هم معنا است لذا می توان گفت شجره ملعونه در قران ذکر شده است

برخی دیگر نیز گفته اند مراد از شجره ملعونه که در قرآن ذکر شده است همان شجره زقوم است که در جهنم می روید

64 صافات انها شجره فی اصل الجحیم

این شجره طبق ایات 46 تا47 « دخان» خوراک گناهکاران است و بدیهی است چنین درختی ملعونه‌ است یعنی از رحمت پرودگار بسیار دور است

با این بیان نیز روشن میشود که شجره ملعونه در قران ذکر شده است

طبق هر دو تفسیر اشکال تحریف در ایات قران مرتفع میشود

♦️پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پنجشنبه 10 تیر 1395

در مورد شان نزول سوره تحریم

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، 

سوال

در مورد شان نزول ایات سوره تحریم توضیح بدید کانال های ضد دین روش مانور میدن میگن پیامبر تو خونه حفصه با ماریه نزدیکی کرد و به حفصه گفت به کسی چیزی نگه اونم راز پیامبر رو بر ملا کرد پیامبر هم قسم خود نزدیک زنانش نشه خدا هم تو مسائل جنسی پیامبر دخالت کرد میگه چرا حلالت رو بر خودت حرام می کنی

پاسخ

در شأن نزول آیات سوره تحریم روایات زیادی در کتب تفسیر و حدیث و تاریخ نقل شده که مشهورترین و مناسب ترین آنها چنین است:

پیامبر گاه که نزد یکی از همسران به نام زینب بنت حجش می رفت، زینب او را نگه می داشت و از عسلی که تهیه کرده بود خدمت پیامبر می آورد. این سخن به گوش عایشه رسید و بر او گران آمد. او می گوید: من با حفصه (یکی دیگر از همسران پیامبر که دختر عمر بود) قرار گذاشتیم که هر وقت پیامبر نزد یکی از ما آمد فورا به او بگوییم آیا صمغ مغافیر خورده ای؟ (مغافیر صمغی بود که یکی از درختان حجاز به نام «عرقط» تراوش می کرد و بوی نا مناسبی داشت) و پیامبر مقید بود که هرگز بوی نامناسبی از دهان یا لباسش شنیده نشود بلکه به عکس اصرار داشت همیشه خوشبو و معطر باشد . به این ترتیب روزی پیامبر نزد حفصه آمد، او این سخن را به پیامبر گفتحضرت فرمود:

من مغافیر نخورده ام، بلکه عسلی نزد زینب نوشیده ام و من سوگند یاد می کنم که دیگر از آن عسل ننوشم (نکند زنبور آن عسل روی گیاه نامناسبی و احتمالا مغافیر نشسته باشد) ولی این سخن را به کسی مگوی (مبادا به زینب برسد و دل او شکسته شود). ولی سرانجام او این راز را فاش کرد و بعدا معلوم شد اصل این قضیه توطئه ای بوده است. پیامبر سخت ناراحت شد و آیات فوق نازل گشت . ماجرا را چنان پایان داد که دیگر این گونه کارها در درون خانه پیامبر تکرار نشود.

صحیح بخاری ج6 ص154

این شان نزول را بسیاری از تفاسیر نقل کرده اند مانند تفسیر مجمع البیان ،ذیل ایات سوره تحریم،تفسیر قرطبی ذیل ایات،تفسیر فی ظلال ،ذیل ایات ،تفسیر نمونه،ذیل ایات،تفسیر المیزان ذیل ایات و...

شان نزولی که شما ذکر کردید خلاف واقع است

بدون شک مرد بزرگی چون پیامبر اسلام تنها به خودش تعلق ندارد بلکه به تمام جامعه اسلامی و عالم بشریت متعلق است بنابراین اگر در خانه او توطئه ای بر ضد وی هر چند به ظاهر کوچک و ناچیز انجام گیرد نباید به سادگی از ان گذشت حیثیت پیامبر نباید بازیچه دست این و آن گردد و اگر چنین برنامه ای پیش اید باید با قاطعیت با ان برخورد کرد .ایات سوره تحریم در حقیقت قاطعیتی است از سوی خداوند در برابر چنین حادثه ای برای حفظ حیثیت پیامبرش

روشن است که قسم خوردن بر ترک برخی از مباحات اشکال شرعی ندارد

خداوند با جمله « چرا بر خود تحریم می کنی» دلسوزی و مشقت در حق پیامبر گرامی ابراز می دارد که در این قضیه زنانت مقصر هستند اما تو خود را به زحمت می اندازی اما برخی از زنان هیچگاه قدر تو را واخلاق نیکت را نمی دانند

درست مثل این که ما به کسی که زحمت زیاد برای تحصیل در آمد می کشد و خود از آن بهره چندانی نمی گیرد می گوییم چرا اینقدر به خود زحمت می دهی و از نتیجه این زحمت بهره نمی گیرد

لذا از این جنبه نیز اشکالی بر داستان مترتب نمیشود

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

تفسیر بسیار زیبای سوره عنکبوت

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 

در سوره عنکبوت دو تا نکته زیباست

1_نکته اول

چرا عنکبوت در قرآن به صیغه مونث یاد شده درحالی كه عنكبوت مذكر است⁉

آیه میگوید مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء كمثل العنكبوت اتخذت بیتا

(العنكبوت 41)

آیا متوجه،،، تاء،، مونث در كلمه ،،،اتخذت،،، شدید⁉

عنكبوت مذكر یا مونث است؟آیا هذا عنكبوت یا هذه عنكبوت گفته میشود؟

درستش هذا عنكبوت است چونکه مذکر است پس چرا تاء مونث دركلمه اتخذت امده؟؟

منكرین و شكاكان ایراد گرفتن و گفتن كه این خطایی از قرآن است العیاذ بالله گفتن كه باید كمثل العنكبوت اتخذ بیتا گفته بشه چونکه عنکبوت مذکره

ولی پروردگار اراده کرد معجزه ای در این موردبیاورد،نشانه ای برای تقویت قلبمان،و کافران را ذلت خواری بیفزاید.

تکنولوژی امروزی ثابت كردكه فقط عنكبوبت ماده میتواند تار بتند،در حالی كه عنكبوت مذكر(نر) از تارهای خود فقط برای جابجایی بین درختان واماكن استفاده میكندو قادر به تنیدن تار نیست

اگر خداوند متعال در آیه خود میفرمود کمثل العنكبوت اتخذ بیتا، آیه از نظر علمی خطا واشتباه است ولی خداوند متعال تاء مونث را در آیه آورد تا ایمان در دلهایمان تقویت گردد و بدانیم كه كلام حق است

2_نکته دوم

عنكبوت مونث بعد از به دنیا آوردن فرزندان ،عنكبوت مذكر را میكشد و به خارج از منزل می اندازد‼

وبعد از اینكه فرزندان عنكبوت بزرگ شدند ،مادر خود را می كشند و به خارج از خانه می اندازند‼

خانواده عجیبی ست از بدترین خانواده ها به معنای واقعی ست‼

خداوند در قرآن كریم وصف كرده خانواده را

(وان اوهن البیوت لبیت العنكبوت لو كانوا یعلمون)

منظور سوره از ذکر داستان خانواده و تار عنکبوت این است که فتنه ها همچون تار عنکبوت پیچیده و گرفتار کننده هستن واهل فتنه خودشان قربانی میشوند.

تبارک الله احسن الخالقین

نظرات() 

جمعه 23 بهمن 1394

در مورد آیه 55 سوره مائده

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، احادیث، 

سوال

سلام علیكم. چندی پیش یکی از برادران اهل سنت، شبهه ای درباره آیه 55 سوره مائده مطرح کرد که هر چه کردم نتونستم پاسخشو بدم. از هر کی هم پرسیدم بلد نبود. خواهشا شما جوابی درست به این شبهه بدهید.

متن شبهه: در آیه 55 مائده، جمله حالیه ی(و هم راکعون) هم حال (یؤتون الزكاة) است و هم حال (یقیمون الصلاة). چون یوتون به یقیمون عطف شده پس (و هم راکعون) تنها حال یوتون نیست و حال هر دو می باشد. مانند آیه 3 نمل. حال اگر اینگونه باشد ترجمه اینگونه می شود که: کسانی که نماز را در حال رکوع برپا می دارند و زکات را هم در حال رکوع می پردازند. که بخش اول یک جمله بی معنی است چون امکان ندارد کسی در حال رکوع نماز بخواند چون رکوع جزئی از نماز است. پس راهی نیست جز اینکه بگوییم راکعون به معنای خشوع است. که ترجمه اینگونه می شود: کسانی که خاشعانه نماز برپامیدارند و خاشعانه زکات می دهند.و در نتیجه این آیه ربطی به قضیه اعطای انگشتر در نماز توسط امام علی ندارد.

پاسخ:

❗آیه را باید با توجه به شان نزول آن معنا کرد.

❗به اجماع مفسران شیعه وسنی این آیه در شان حضرت علی نازل شد.

از طریق روایات شیعه شکی در این شان نزول نیست. روایات فراوانی دراین باره آمده است که می توانید رجوع کنید به:

تفسیر برهان،ج2 ص315 به بعد

تفسیر نور الثقلین،حویزی،ج1 ص643 به بعد

بحار الانوار،ج35 ص183 باب 4

❗روایات فراوانی نیز که علمای اهل سنت نقل کرده اند این شان نزول را تایید می کند

در المنثور،ج2 ص293- اسباب النزول،ص148- کشاف،ج 1 ص649- تفسیر طبری،ج6 ص186- کنزالعمال،ج6 ص319- شواهد التنزیل،ص 161 تا 168-

❗علامه امینی در الغدیر نزول این آیه درباره علی علیه السلام را از حدود 20 کتاب از اهل سنت نقل می کند

الغدیر،ج2 ص52 و53

❗مرحوم شوشتری در احقاق الحق همین معنی را از کتب بیشتری نقل می کند

احقاق الحق،ج2 ص399 -407

❗الوسی بزرگ مفسر اهل سنت می گوید:

"بیشتر اهل حدیث واخبار بر این اعتقادند که آیه ولایت در شان علی نازل گردید"

روح المعانی،ج6 ص167

❗جرجانی بزرگ عالم اهل سنت می گوید:

"امامان تفسیر براین نکته اجماع دارند که مراد از آیه ولایت علی می باشد که در رکوع نماز انگشتر خودرا به گدا بخشید وآیه نازل شد"

شرح المواقف،ج8 ص360

❗تفتازانی از بزرگ متکلمین اهل سنت می گوید:

"به اتفاق مفسران هنگامی که گدایی از علی درخواست کمک نمود وآن حضرت انگشتر خودرا درحال رکوع نماز به او داد این آیه در شان او نازل شد"

شرح المقاصد،ج2 ص288

❗با توجه به آنچه آمد :

انما ولیکم الله ورسوله والذین امنوا الذین یقیمون الصلاه ویوتون الزکاه وهم راکعون

جمله یقیمون الصلاه ویوتون الزکاه صله الذین می باشد که به صورت خبری می باشد وجمله هم راکعون حال می باشد وذو الحال نیز ضمیر "هم "موجود در جمله قبل است نه آنکه خود جمله ذوالحال باشد

❗در ادبیات عرب جمله ذوالحال واقع نمیشود وانچه از آن فرد سنی نقل کردید نشان میدهد که او چقدر نسبت به ادبیات عرب بی اطلاع است وجمله هم راکعون حال برای ضمیر فعل قبل است وایه چنین معنا می شود:

"ولی وسرپرست شما خدا ورسول وکسانی هستند که نماز می خوانند وزکات میدهند در حال رکوع نماز "

❗مرحوم مقدس اردبیلی می فرماید:

"اما جواب از اعتراض اخر به آیه که جمله وهم راکعون عطف باشد نه حال یا رکوع به معنای خضوع باشد قابلیت جواب دادن را ندارد چه اینکه ثابت شد که جمیع مفسران اجماع دارند که حضرت علی در حال رکوع نماز صدقه داد واین آیه نازل شد

❗پس رکوع را به معنای دیگر حمل کردن بی معنی است واین مناقشه ای است که ناشی نمیشود مگر از عناد وتعصب

حدیقه الشیعه،ص55

پرسمان اعتقادی

ایدی ما در تلگرام برای طرح سوالات

@poorseman

نظرات() 

یکشنبه 27 دی 1394

نیاز به خدا

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، سبک زندگی، 

انسان در زندگی روز مره خود نیاز هایی را در خود احساس کرده و قدم هایی را برای بر طرف کردن این نیاز ها بر می دارد

زمانی که نیاز به پول دارد سراغ کار و زمانی که نیاز به سلامتی دارد سراغ پزشک می رود و بسیاری از نیازهای دیگری که انسان احساس می کند.

آیا تا به حال به این موضوع فکرده ایم که ما چقدر به خدا نیازمندیم؟

آیا اصلا  نسبت به خدا احساس نیاز می کنیم؟

خداوند متعال در قرآن میفرماید : هنگامی که بر سوار بر کشتی شوند ،(هنگام خطر) خدا را با اخلاص می خوانند ( و غیر او را فراموش می کنند)  امّا هنگامی که خدا آنان را به خشکی رساند و نجات داد (احساس نیاز تمام شد)، باز مشرک می شوند.

** فَإِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَی الْبَرِّ إِذا هُمْ یُشْرِکُونَ   1 **

انسانی که امکان دارد در کوتاه ترین زمان ممکن زندگی خود را از دست بدهد .

انسانی که از بدو تولد تا هنکام مرگ غرق در ضعف و نیاز است.

انسانی که بیشترین نیاز را نسبت به موجودات دیگر دارد، در حالی که از همه آنها سرکش تر است.

با دقت و توجه به این نیازها ، به وجود یک منبع قدرتمند پی خواهیم برد .

تنها چیزی که به انسان در مقابل این مشکلات و نیاز ها آرامش می دهد ، تنها یاد خداست.

 

** أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ **2


-----------------------------------

1-عنکبوت 65

2-رعد 28

نظرات() 

یکشنبه 29 آذر 1394

سبک زندگی در قرآن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: سبک زندگی، قرآنی، مهارت های همسرداری، 












به نام خداوند بخشنده مهربان


یکی از ویژگی های سبک زندگی اسلامی برخورد شایسته و نیکو با همسر است

قرآن کریم در آیه 19 سوره نساء می فرماید (( وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ  )) یعنی با آنان به صورتی شایسته و پسندیده رفتار کنید....

با توجه به این امر که خانواده از منظر قرآن ، محلی برای امنیت و آرامش است که یکی از اساس های این امر مهم ، مهر و محبت همسران به یکدیگر است تا جایی که بدون وجود این عامل، همسران از زندگی در کنار یکدیگر، احساس لذت نمی کنند و هر لحظه احتمال وقوع اختلاف در خانواده وجود دارد.

باید به این نکته مهم توجه داشته باشیم که این احساس لذت و رضایت بخشی به خودی خود حاصل نمی شود، بلکه لازم است زن و شوهر آن را ایجاد نمایند، لذا باید به دنبال عواملی باشند که علاوه بر ایجاد مهر ومحبت ، باعث پایداری آن در محیط خانواده باشد.

مهر و محبت به همسر علاوه بر آثار مثبت در زندگی ، پاداش اخروی فراوانی هم به همراه دارد .

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم می فرمایند: بهترین مردان امت من كسانى هستند كه به اهل خانه خود تعدّى روا ندارند و بر آنها رحمت آرند و ستم نكنند». مكارم الاخلاق، ص413

نظرات() 

یکشنبه 29 آذر 1394

مهدویت در قرآن کریم

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 

آیا آیه 72 سوره زمر دلیل برپایی قیامت در عصر ظهور است؟
خداوند متعال در سوره زمر می‌فرماید:

وَسِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَ‌بَّهُمْ إِلَى الْجَنَّةِ زُمَرً‌ا حَتَّىٰ إِذَا جَاءُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَیْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّـهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَ‌ثَنَا الْأَرْ‌ضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاء فَنِعْمَ أَجْرُ‌ الْعَامِلِینَ.[۱]
و کسانی‌که تقوای الهی پیشه کردند، گروه‌گروه به‌سوی بهشت برده می‌شوند؛ هنگامی که به آن می‌رسند درهای بهشت گشوده می‌شود و نگهبانان به آنان می‌گویند: «سلام بر شما! گوارایتان باد این نعمت‌ها! داخل بهشت شوید» و جاودانه بمانید. آنها می‌گویند: حمد و ستایش مخصوص خداوندی است که به وعده خویش درباره ما وفا کرد و زمین (بهشت) را میراث ما قرار داد که هرجا را بخواهیم منزلگاه خود قرار دهیم؛ چه نیکوست پاداش عمل‌کنندگان.

این در حالی است که در آیه دیگر آمده است:
وَنُرِ‌یدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْ‌ضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِ‌ثِینَ.[۲]  
ما می‌خواهیم بر مستضعفان زمین منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم.
گفته شده: با جمع بین این دو آیه پی‌می‌بریم که در قیامت مؤمنان وارث زمین شده و قیامت در روی همین کره زمین است.

پاسخ
در ابتدا باید به این نکته اشاره کرد که مطابق برخی از روایات، زمان ظهور حضرت قبل از برپایی قیامت و در همین کره زمین است.
از رسول خدا نقل شده که فرمود: «اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز را طولانی گرداند تا مردی از اولاد من خروج کند...».[۳]
از سویی مطابق مباحثی که در علم کلام مطرح شده و دانشمندان نیز به کمک آن آمده‌اند، محل قیامت بر روی همین کره زمین است، ولی با تغییرات اساسی که بر روی آن ایجاد می‌شود.
اما در رابطه با آیه اول باید گفت که ممکن است مقصود از کلمه «الأرض»، به قرینه «نَتَبَوّأ مِنَ الجَنّة حیثُ نشآءُ» که در ادامه آیه آمده، زمین بهشت باشد و این با آیه دوم فرق می‌کند.
همچنین از آن‌ جهت که عصر ظهور مرحله‌ای از مراحل قیامت است؛ بنابراین در آثار تا حدودی با هم مشترکند و نباید این شباهت موجب یکی دانستن آنها شود.

پی‌نوشت‌ها
۱. زمر: 73ـ74.
۲. قصص: 5.
۳. بحارالانوار، علامه مجلسی، ج38، ص304، باب67؛ «لو لم یبق من‌الدنیا إلاّ یوم واحد لطوّل‌الله ذلک الیوم حتّی یخرج رجل من ولدی...».

برگرفته از پرتال جامع مهدویت

نظرات() 

جمعه 27 آذر 1394

تقوا و ورع

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احادیث، درس اخلاق، قرآنی، 














به نام حضرت حق

تقوا یعنی انسان، خود را مکلف و موظف به پیروی از دستورات خداوند بداند و خود را از مخالفت فرمان او حفظ کند ، تقوا انسان را از ترک واجبات و انجام محرمات نگه می دارد.

حال مرتبه ای بالاتر از تقوا وجود دارد که به آن ورع می گویند، امام صادق علیه السلام در مورد معنای ورع فرموده اند :

الورع ، الوقوف عند الشبهه (1)

یعنی اینکه انسان در برخورد با شبهه توقف کند چون شخصی که اهل ورع نباشد تا یقین نکند که فلان کار یا مثلا موسیقی حرام است ، آن را ترک نمی کند و دچار حرام می شود.

 امام صادق علیه السلام برای ورع 11 اصل ذکر فرموده اند (2) :

1-اصل الورع ، دوام محاسبه النفس . اصل ورع آن است که انسان پیوسته از نفس خویش حساب کشی کند و از او نسبت به عملکردهایش توضیح بخواهد.

2-الصدق فی المقاوله: راستگویی در گفتار

3-صفاء المعامله . نیکو ساختن ارتباط خود با مردم

4-الخروج من کل شبهه . از هر شبهه ای دوری گزیند

5-رفض کل عیبه و ریبه . دور ساختن خویش از هر عیب ، اتهام ، شک و شبهه

6-مقارفه جمیع ما لایعنیه . از گفتن هر سخن لغو و بیهوده ای که نه به درد دنیای حلالش می خورد و نه به درد آخرت از آن بپرهیزد

7- ترک فتح ابواب لایدری کیف یغلقها . درهایی را به روی خود باز نکند که بعد نتواند آن ها را ببندد. مثلا با هدفی مقدس می خواهد شغلی یا مسئولیتی را بپذیرد . اما درهنگام انجام وظایف ، شرایطی پیش آید یا دیگران شرایطی را برای وی پیش آورند که خلاف شرع انجام گیرد.

8-ایجالس من یشکل علیه الواضح . با کسی که خوب ا و را نمی شناسد هم نشین نگردد و باب رفاقت و دوستی و رفت و آمد را باز نکند

 

9-لایصاحب مستخفی الدین . با کسانی که دین را سبک می شمارند  رفاقت نداشته باشد

 

10-لایعارض من العلم ما لایحتمل قلبه و لایتفهّمه من قائل

در مسایل و موضوعات علمی ودینی که ظرفیت فهم و استعداد درک آن را ندارد و ذهن و قلبش نمی تواند آن را بپذیرد ،وارد نشود.

 

11-یقطع عمن یقطعه عن الله عزوجل . سخنان کسی (پیامبر و ائمه علیهم السلام ) را که از طرف خدا قاطعانه سخن می گوید ، با یقین و قاطعیت بشنود و بپذیرد .

 ----------------------------------------------------------------------

1-مستدرک ،ج۱۷،ص۳۲۴

مستدرک ،ج۱۱،ص۲۷۱-2

 

 


نظرات() 

سه شنبه 24 آذر 1394

خشوع و خضوع در نماز

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 











خشوع و خضوع در نماز


خداوند متعال در قرآن می فرماید الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ 1

یکی از مواردی که در نماز خواندن مورد اهمییت می باشد، خشوع و خضوع در نماز است یعنی نماز گزار علاوه بر آداب ظاهری در نماز، دلش نیز خضوع وخشوع داشته باشد، یعنی توجه او به سمت مسائل و مشکلات مادی نرود و همه اهتمام خود را در بزرگداشت پروردگار خویش جمع و جور کند،  چنانکه پیامبر اکرم صل الله علیه وآله می فرمایند : گاهی نصف نماز، گاهی اندکی از نماز و یا گاهی فقط یک الله اکبر از نماز قبول است. 2

نمازی که همراه با خشوع وخضوع می باشد علاوه بر اینکه مقبول است، مبرور هم می باشد، یعنی خداوند به آن نماز  آفرین می گوید .

روایتی از پیامبر صل الله علیه و آله نقل شده درباره شخصی كه در نماز با ریش خود بازی می كرد، كه حضرت فرموند:

 اگر او دلش دارای خشوع بود، جوارحش نیز خاشع می شد .3



1. مومنون / 2

2.مستدرک الوسائل، ج 3، ص 58

3 .مجمع البیان، ج 7، ص .

نظرات() 

دوشنبه 2 آذر 1394

نماز جماعت

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احادیث، قرآنی، 















به نام خدا

بر پایی فریضه‏ های دینی به صورت دسته جمعی، غیر ازآثار عبادی و اخلاقی که پاداش‏های فراوانی دارد، در زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان تاثیر بسزایی خواهد داشت .

 نماز جماعت یکی از با فضیلت‌ترین عبادات اسلامی است.

خداوند متعال در  آیه 43 سوره آل عمران  به حضرت مریم می فرمایند که با رکوع کنندگان رکوع نما ، این مطلب اشاره به نماز به همراه دیگران و جماعت دارد. 
یَا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّكِ وَاسْجُدِی وَارْكَعِی مَعَ الرَّاكِعِینَ؛ اى مریم فرمانبر پروردگار خود باش و سجده كن و با ركوع‏ كنندگان ركوع نما 


اولین نماز جماعتی که در اسلام بر پا شد، به امامت رسول خدا و شرکت حضرت علی بود که بعد از آن جعفر طیار (برادر حضرت علی) به امر ابوطالب (پدر حضرت علی) به این جمع ملحق شد. (1)

در مورد اهمیت نماز جماعت روایات فراوانی ذکر شده ، که بسیار قابل تامل است و به سادگی نباید از کنار آن بگذریم  ، مثلا

امام باقر علیه السلام می فرمایند : هر که صدای اذان جماعت را بشنود و بدون هیچ عذری اجابت نکند نماز ندارد (نمازش مقبول نیست) (2)

 همچنین حضرت در روایتی دیگر فرمودند : « سه چیز كفاره و پوشاننده گناهان است : 1 - وضو ساختن در هواى سرد ، 2 - راه رفتن در شب و روز به سوى نمازها ، 3 - محافظت بر نمازهاى جماعت »  (3)

 پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند : نماز باید به صورت جماعت خوانده شود،و لو بر نوک تیز پیکان باشد (4)

درباره آثار اجتماعی نماز جماعت می توان آشنایی افراد با یکدیگر و ایجاد ارتباط بین مسلمانان در این فریضه و ایجاد روحیه مشارکت و تعاون در در کارهای خیر و برنامه ها ، همچنین وحدت و همدلی میان اعضای یک جامعه را برشمرد وباید خاطر نشان کرد که نماز جماعت یک ازمهمترین عامل های پیشرفت انسان در امور اجتماعی و امور دینی می باشد.

-----------------------------------------------------------

1- بحارالانوار  ، ج۸۵ ص۳

2 -وسائل الشیعه، ج 5 ، ص 375       

3- بحارالأنوار ، ج 85 ، ص . 10 

4 - بحار الانوار، ج ,88 ص5 


صفحه اینستاگرام ما qurane_hadi @



نظرات() 

جمعه 29 آبان 1394

درباره ازدواج

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: سبک زندگی، قرآنی، 
















به نام خالق زیبایی
زمانی که پسر و دختری  با یکدیگر ازدواج می کنند، یعنی جواب مثبت به فطرت پاک خویش می دهند  تا بعد از گذراندن دنیای پر هیجان نوجوانی  به آن آرامش و سکونی که خداوند در قرآن وعده داده" وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِیَسْكُنَ إِلَیْهَا"(اعراف/189 ) برسند.
حال این دو گل نو شکفته باید یا با کار آموزی و تجربه قبلی پیش بروند یا با زکاوت هوشی و توان خود با حقیقت های دنیای جدید روبرو شوند و آن را پشت سر بگذارند . دین مقدس اسلام تمام ابعاد وجودی انسان را در تمام مراحل زندگی رعایت نموده و او را بدون راهنما در این وادی رها نکرده ، بلکه قدم به قدم راهنمایی می کند.
مثلا خداوند متغال در آیه 187 سوره بقره می فرماید : هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ
در این آیه خداوند زن وشوهر را لباس یکدیگر دانسته که می توان از این تشبیه نکات بسیار ظریف و مهمی را استخراج کرد .
مواردی را درباره این آیه که بر گرفته از تفسیر نور است،  بیان می کنیم :
همانطور که باید لباس در طرح و رنگ و جنس، مناسب انسان باشد، همسر نیز باید هم‏ كفو انسان و متناسب با فكر و شخصیّت انسان باشد.
همان طور که لباس مایه‏ ی زینت و آرامش است، همسر و فرزند نیز مایه‏ى زینت و آرامش خانواده‏ اند.
همانطور که لباس عیوب انسان را مى‏ پوشاند، هریك از زن و مرد نیز باید عیوب و نارسایى‏هاى یكدیگر را بپوشانند.
همانطور که لباس انسان را از خطر سرما و گرما حفظ مى‏كند، وجود همسر نیز كانون خانواده را از آسیب‏ها حفظ و آن را گرم و زندگى را از سردى مى ‏رهاند.
 همانطور که لباس حریم انسان است و دورى از لباس، مایه‏ ى رسوایى، دورى از ازدواج و همسر نیز سبب انحراف و رسوایى انسان مى‏ ردد. 
  همانطور که در هواى سرد لباس ضخیم و در هواى گرم لباس نازك استفاده مى‏ شود، هر یك از دو همسر نیز باید اخلاق و رفتار خود را متناسب با نیاز روحى طرف مقابل تنظیم كند؛ اگر مرد عصبانى است، زن با لطافت با او برخورد كند و اگر زن خسته است، مرد با او مدارا كند.
همانطور که انسان باید لباس خود را از آلودگى حفظ كند، هر یك از دو همسر نیز باید دیگرى را از آلوده شدن به گناه حفظ نماید. 

در پایان باید به این نکته توجه کنیم که دین ما پر است از این چراغ های هدایت که می توان به وسیله آن، زندگی سرشار از عشق و دوستی و محبت داشت .

نظرات() 

دوشنبه 25 آبان 1394

توبه در قرآن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: درس اخلاق، قرآنی، 


















بسم الله الرحمن الرحیم

توبه یعنی بازگشت انسان به خدا ، یعنی انسان رو به خداوند رحمان بکند و بگوید که من متوجه اشتباهم شدم و نیاز به دست گیری دارم ، که قطعا به دادمان خواهد رسید چون خود او در قرآن کریم مردم را به توبه و بازگشت به درگاه الهی تشویق کرده ، می فرماید:

اَلَم یَعلَمُوا أَنَّ اللهَ هُوَ یَقبَلُ التَّوبَةَ عَن عِبادِهِ وَ یَأخُذُ الصَّدَقاتِ وَ أَنَّ اللهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیم  [  توبه/ 104  ]

آیا نمی دانستند که فقط خداوند توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را می گیرد و خداوند توبه پذیر مهربان است؟

 

در جایی دیگر می فرماید : قُل یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلیَ أَنْفُسِهِم لاتَقنَطُوا مِن رَحمَةِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَغفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً إِنَّهُ هُوَ الغَفُورُ الرَّحِیمُ وَ أَنِیبُوا إِلی رَبِّکُم وَ أَسلِمُوا لَهُ مِن قَبلِ أن یَأتِیَکُم العَذابُ ثُمَّ لاتُنصَرُون [  زمر/ 53 و 54]

بگو ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد، به درستی که خداوند بخشنده مهربان است. و به درگاه پروردگارتان باز گردید و در برابر او تسلیم شوید، پیش از آنکه عذاب به سراغ شما آید، سپس از سوی هیچ کس یاری نشوید.


بقیه در ادامه مطلب

 


 

 

ادامه مطلب

نظرات() 

یکشنبه 24 آبان 1394

ذکر و یاد خدا

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 


 














بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند متعال در قرآن می فرمایند : *یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثیراً *
    یعنی ای کسانی که ایمان آورده اید ، خدا را بسیار یاد کنید و ذکر او را بگویید (احزاب /41)
 
  یاد خدا عبارت است از: « توجه قلبی انسان به ذات احدیت »

وقتی دل مشغول ذکر و یاد خدا گردید ، زبان نیز بیانگر آن دل خواهد شد و ذکر بر لب جاری می شود.دلی که منشا تمام حرکات و سکنات ماست ، وقنی خدایی بشود ، قطعا تمام اعمال و رفتار ما رنگ خدایی به خود می گیرد.

در مورد آثار و برکات ذکر و یاد خدا مطالب فراوانی بیان شده ، که یکی از مهمترین آنها ، دوری  انسان از غفلت است ،زیرا بسیاری از گناهان در این حالت رخ می دهد.پس آنچه غفلت را بر طرف می کند یاد خدا و تذکر است.

در روایاتی از امام صادق ( علیه السلام) اهمیت بالای ذکر نشان داده شده که فرمودند: «هیچ چیز در عالم نیست، مگر آنکه حدود و اندازه ای دارد، که وقتی بدان حد رسید، تمام می شود; مگر ذکر که هیچ حدی برایش نیست، که بگویی وقتی از این حد گذشت، دیگر ذکر خدا خوب نیست .... (اصول کافی ج 2 ص 498)

ان شاء الله که جزء ذاکرین واقعی حضرتش قرار بگیریم.

نظرات() 

جمعه 22 آبان 1394

نشانه قبولی نماز

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، معارف، 


















بسم الله الرحمن الرحیم

یقینا نماز انسان را از کارهای زشت و کارهای ناپسند باز می دارد .... (عنکبوت / 45)

یادمان باشد اگر نمازگزار موفق شد از گتاه روی برگرداند ، معلوم می شود نماز اومورد قبول درگاه حق تعالی واقع شده .
نمازگزار باید بداند و مطمئن باشد وقتی به زیارت لطف الهی می‌رود لطف الهی هم به دیدار او خواهد آمد و وقتی فیض و لطف خدا به دیدار نمازگزار آمد
به او شرح صدر عطا می‌كند كه این شرح صدر و نورانیت دل همان است كه به عنوان اثر نماز در قرآن مطرح است و ما اگر خواستیم ببینیم نماز ما مقبول شد یا نشد دو راه دارد؛
یك راه در آخرت كه اعمال را می‌سنجند و روشن می‌شود و یك راه هم در دنیا و آن این است كه اگر نمازگزار موفق شد از گناه بپرهیزد و به گناه آلوده نشود معلوم می‌شود نماز او مقبول شد.

پروردگارا ما را از نمازگزاران واقعی ات قرار ده .......
ان شاء الله

نظرات() 

چهارشنبه 20 آبان 1394

صبر و شکیبایی

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: سبک زندگی، قرآنی، 


















بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند متعال بعضی وقت ها کسانی رو سر راه انسان قرار می دهد ، تا فقط صبر انسان را بیازماید .

 آیه 20 سوره فرقان بیانگر آن است كه انسان در رابطه با انسانهاى دیگر، با توجه به اختلافاتى كه از نظر ثروت و فقر وداشتن مزایاى گوناگون طبیعى یا اجتماعى و فقدان آنها، با دیگران دارد، مورد آزمایش و امتحان قرار مى گیرد، كه آیا در این شرائط، با نفس طغیانگر خود چگونه كنار مى آید، و آیا در اثر كمبودى كه در خود احساس مى كند به حقوق دیگران تجاوز مى كند، یا خویشتن دارى نموده و صبر مى ورزد؟ و آیا در اثر دارا بودن امكانات بیشتر از دیگران از توانائى خود سوء استفاده نموده ، بیچارگان را پایمال مى كند؟ یا به آنان با بهره گیرى از آنچه خدا به او ارزانى داشته یارى و كمك مى نماید.

پس سعی کنیم صبور باشیم........














نظرات() 

دوشنبه 18 آبان 1394

مراقب نگاه های خدا باشیم

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 













بسم الله الرحمن الرحیم

خداوند متعال همواره و در همه حال ناظر و شاهد بر اعمال، رفتار و نیات انسان است و اگر انسان این حقیقت را همیشه در برابر چشم خویش قرار دهد و خدای سبحان را ناظر بر کارها، رفتارها و نیت های خود بداند از هرگونه لغزش، خطا و خیانت در امان خواهد ماند.

 توجه به این واقعیت که تمام عالم هستی محضر خداست و چیزی از اعمال و حتی نیات آدمی از او پنهان نیست، می تواند روی زندگی انسان اثر بگذارد، بنابراین اگر بنده بداند که خدا می داند آنچه را که انجام می دهد و می بیند او را، موجب مسابقه و مبادرت به طاعت و ترک معصیت می شود.

باید به خود بقبولانیم که در محضر خدا هستیم و خداوند متعال شاهد وناظر برتمام اعمال ماست.

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

أَلَمْ یعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یرَی (آیا انسان نمی داند خدا دارد نگاهش می کند؟)علق /14

إِنَّ رَبَّک لَبِالْمِرْصَادِ« (همانا ربّ تو به کمین نشسته است.) فجر/ 14

یعْلَمُ خائِنَةَ الأعْینِ وَ ما تُخْفِی الصُّدُورُ. (او چشم هایی را که به خیانت گردش می کند می داند، و از آنچه در سینه ها پنهان است باخبر است.) سوره غافر/ 19

 أَ یَحْسَبُ أَنْ لَمْ یَرَهُ أَحَدٌآیا (انسان) گمان مى کند هیچ کس او را ندیده؟ (که عمال و کردارش را ثبت کند) بلد /7

 إِذْ یتَلَقَّی الْمُتَلَقِّیانِ عَنِ الیمِینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِیدٌ. (به خاطر بیاورید هنگامی را که دو فرشته سمت راست و چپ انسان که مراقب و ملازم او هستند اعمال او را گرفته و ضبط می کنند.) سوره ق/ آیه 7

در حقیقت هدف از بیان نظارت الهی، توجه دادن انسان به این نکته مهم است که: حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا وزنوها قبل ان توزنوا و تجهزوا للعرض الاکبر.

بنابراین، همه اعمال انسان تحت نظارت دقیق الهی است.

نظرات() 

جمعه 15 آبان 1394

اهمیت رجوع به قرآن و روشنگران این کتاب نورانی

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احادیث، قرآنی، 


















بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از اسماء خداوند تبارک وتعالی طبیب می باشد.

این بدین معنا است که برای ما انسانها بیماریهایی هست که درمانش بدست خود حق تعالی است. خداوند متعال در قرآن کریم به بسیاری از این بیماریها که انسان ممکن است به آن دچار شود، اشاره فرموده و برای درمان این بیماریها مارا به طبیبان الهی که خود مظهر اوهستند ارجاع داده، که قطعا با نسخه این طبیبان الهی بیماریهایی که در درون انسان ظاهر می شود ،درمان خواهد شد.

پیامبران الهی و اهل بیت علیهم السلام نمونه بارزی از این طبیبان هستند.

ادامه مطلب

نظرات() 

پنجشنبه 14 آبان 1394

معنای پدر در معرفت دینی

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: درس اخلاق، قرآنی، 


 








 



     یا حق

اگر به نوجوان و جوان گفته شود

 بابا یعنی چه ؟

 شاید بگه  یعنی عابر بانک که اگر رمزش رو بلد باشی میتونی ازش پول بگیری واگر رمزش رو بلد نبودی باید با زور بگیری !!!

یا شاید بعضی هاشون وقتی یه مقداری تحصیل کرده  میشن بهشون میگی پدر ومادر یعنی چه ؟

میگه تا موقعی که فایده دارن باید نگهشون داشت ، وقتی فایده نداشت باید برن خانه سالمندان ، اون جا برای خودشون خوبه ، پرستارهای خوب ، دوستهای هم سن وسال خوب و .......

وقتی میری به قرآن یه نگاه میندازی   سوره یوسف آیه 97 می فرماید :

قالُوا یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا کُنَّا خاطِئینَ

معنای بابا یعنی دعای مستجاب یعنی اگر خیر وبرکت می خوایی فقط دعای پدرومادر، واقعا اگر بدونیم پدر ومادر چه جایگاه عظیمی دارن ، دیگه حاضر میشیم لحظه ای ناراحتشون کنیم.

این یعنی معرفت قرآنی ، معرفت دینی.....

 مردی خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و گفت : پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم، رسول خدا(ص) فرمود : پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آنکه جانم در دست اوست انس یکروز آنان با تو از جهاد یکسال بهتر است. (البته در صورتی که جهاد واجب عینی نباشد)

بحار الانوار، ج 74، ص 52.

 

 

نظرات() 

چهارشنبه 13 آبان 1394

استمرار بر قرائت قرآن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 

















  
   به نام حضرت حق

قرآن کتابی است که دارای رساترین پندها و زیباترین حكایات است.

قرائتِ مستمر با مقدارِ حداقل ده آیه اولین عملی است که باید در کنار واجباتِ شرعی بر نفس خویش واجب بدانیم.
.
▫رسول خدا صلی الله علیه و آله میفرمایند :
اهل #قرآن اهل #خدا و خاصان بارگاه اویند .
 مجمع البیان 1/15
. .
شعر زیبا از سهراب سپهری
.منم #زیبا
که زیبا بنده ام را دوست میدارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو می گوید
ترا در بیکران دنیای تنهایان
رهایت من نخواهم کرد
رها کن غیر من را آشتی کن با خدای خود
تو غیر از من چه می جویی؟
تو با هر کس به غیر از من چه می گویی؟

ادامه مطلب

نظرات() 

چهارشنبه 13 آبان 1394

فعالیت در اینستاگرام

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 
















به نام حضرت حق

در صفحه اینستاگرام qurane_hadi   هر روز نکاتی از نکات قرآنی رو مرور میکنیم.
با ما همراه باشید......
      ان شاء الله

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه