تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب پرسش و پاسخ

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

دوشنبه 28 فروردین 1396

جایگاه امام جواد علیه السلام در نزد علمای اهل سنت

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

نظرات() 
نظرات() 
نظرات() 

سه شنبه 1 فروردین 1396

آیا منظور از شجره ممنوعه اهل بیت علیهم السلام می باشد؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

نظرات() 

دوشنبه 2 اسفند 1395

چرا شرط بندی حرام است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 


علت حرمت مساله قمار و شرط بندی در اسلام ضررهایی است که براین مساله مترتب میشود که به گوشه ای از آن اشاره می کنیم

در تفسیر نمونه چنین آمده است :

« کمتر کسى را مى توان یافت که از زیان هاى گوناگون قمار بى خبرباشد، براى توضیح بیشتر گوشه اى از عواقب شوم و خانمان برانداز آن را به طور فشرده یادآور مى شویم:

الف ـ قمار بزرگ تری ن عامل هیجان:

کلیه روان شناسان و دانشمندان ساى کولوژى، معتقدند: هیجانات روانى عامل اصلى بسیارى از بیمارى هاست، مثلاً کم شدن ویتامین ها، زخم معده، جنون و دیوانگى، بیمارى هاى عصبى روانى به صورت خفیف و حاد و مانند آنها در بسیارى از موارد ناشى از هیجان مى باشند، و قمار، بزرگ ترین عامل پیدایش هیجان است تا آنجا که یکى از دانشمندان «امریکا» مى گوید:

در هر سال در این کشور فقط دو هزار نفر در اثر هیجان قمار مى میرند، و به طور متوسط قلب یک «پوکرباز» (یک نوع بازى قمار) متجاوز از صد بار در دقیقه مى زند، قمار، گاهى سکته قلبى و مغزى نیز ایجاد مى کند، و قطعاً عامل پیرى زودرس خواهد بود.

به علاوه به گفته دانشمندان، شخصى که مشغول بازى قمار است، نه تنها روح وى دستخوش تشنج است بلکه تمام جهازات بدن او در یک حالت فوق العاده به سر مى برند، یعنى ضربان قلب، بیشتر مى شود، مواد قندى در خون او مى ریزد، در ترشحات غدد داخلى اختلال حاصل مى شود، رنگ صورت مى پرد، دچار بى اشتهایى مى شود، و پس از پایان قمار، به دنبال یک جنگ اعصاب و حالت بحرانى به خواب مى رود، و غالباً براى تسکین اعصاب و ایجاد آرامش در بدن متوسل به الکل و سایر مواد مخدر مى شود، که در این صورت زیان هاى ناشى از آن را نیز باید به زیان هاى مستقیم قمار اضافه کرد.

از زبان دانشمندان دیگرى مى خوانیم: قمارباز، انسانى مریض است که دایماً احتیاج به مراقبت روانى دارد، فقط باید سعى کرد به او فهماند که یک خلا روانى وى را به سوى این عمل ناهنجار سوق مى دهد، تا در صدد معالجه خویش بر آید.

ب ـ رابطه قمار با جنایات:

یکى از بزرگ ترین موسسات آمارگیرى جهانى ثابت کرده است: 30 درصد جنایت ها با قمار رابطه مستقیم دارد، و از عوامل به وجود آمدن 70 درصد جنایات دیگر نیز به شمار مى رود.

ج ـ ضررهاى اقتصادى قمار:

در طول سال، میلیون ها بلکه میلیاردها از ثروت مردم جهان در این راه از بین مى رود، گذشته از ساعات زیادى که از نیروى انسانى در این راه تلف مى شود، و حتى نشاط کار مداوم را در ساعات دیگر سلب مى کند، مثلاً در گزارش ها چنین آمده است: در شهر «مونت کارلو» که یکى از مراکز معروف قمار در دنیا است، یک نفر در مدت 19 ساعت قمار بازى 4 میلیون تومان ثروت خود را از دست داد، وقتى درهاى قمارخانه بسته شد یک راست به جنگل رفت، و با یک گلوله مغز خویش را متلاشى، و به زندگى خود خاتمه داد، گزارش دهنده اضافه مى کند: جنگل هاى «مونت کارلو» بارها شاهد خودکشى این پاک بازها بوده است.

د ـ زیان هاى اجتماعى قمار:

بسیارى از قماربازان به علت این که گاهى برنده مى شوند و در یک ساعت ممکن است هزاران تومان سرمایه دیگران را به جیب خود بریزند، حاضر نمى شوند تن به کارهاى تولیدى و اقتصادى بدهند، در نتیجه چرخ هاى تولیدو اقتصاد به همان نسبت لنگ مى شود، و درست اگر دقت کنیم مى بینیم، تمام قماربازان و عایله آنان سربار اجتماع هستند، و بدون این که کمترین سودى به این اجتماع برسانند از دست رنج آنها استفاده مى کنند، و گاهى هم که در بازى قمار باختند، براى جبران آن دست به سرقت مى زنند.

خلاصه زیان هاى ناشى از قمار به حدّى است که حتى بسیارى از کشورهاى غیر مسلمان آن را قانوناً ممنوع اعلام داشته اند، اگر چه عملاً به طور وسیع آن را انجام مى دهند.

مثلاً انگلستان در سال 1853، امریکا در سال 1855، شوروى در سال 1854 و آلمان در سال 1873 قمار را ممنوع اعلام نمودند.

تفسیر نمونه،ج2 ص126 به بعد

پرسمان اعتقادی کانالی جامع در پاسخ به شبهات

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 24 بهمن 1395

شبهات پیرامون شهادت حضرت زهرا

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

به مناسبت شهادت جانگداز حضرت زهرا سلام الله علیها کانال « پرسمان اعتقادی» تقدیم می کند؛

برخی از شبهات و سوالات پیرامون شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها؛

1-اثبات شهادت حضرت زهرا و حضرت محسن طبق کتب شیعه و اهل سنت❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/5204

https://t.me/Rahnamye_Behesht/325

https://t.me/Rahnamye_Behesht/872

2-غضب حضرت زهرا از ابوبکر و عمر و وصیت به پنهانی دفن شدن و عدم حضور آنان ❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/256

3-چرا حضرت علی از حضرت زهرا دفاع نکرد❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/5205

https://t.me/Rahnamye_Behesht/770

4-چرا با وجود حضرت علی حضرت زهرا به پشت درب آمد ❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/1531

5-از کجا فهمیدند که فرزند زهرا پسر است و نامش را محسن نهادند ❓آیا دستگاه سونگرافی داشتند❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/2184

6-چرا حضرت زهرا آرزوی مرگ می کرد مگر معصوم نبود❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/3927

7-خدمت زهرا به بشریت چه بوده است ❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/3867

8-داستان غصب فدک از زهرا چه بوده است❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/4492

9-اگر خلفا قاتل زهرا بودند چرا علی با آنان همکاری می کرد❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/4248

10اگر عمر قاتل زهرا است چرا علی دخترش ام کلثوم را به او داد❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/5339

11-چرا علی نام فرزندانش را به اسامی قاتلان همسرش نام نهاد❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/1584

12-چرا علی در زمان خلافتش بدعت های قاتلین همسرش را از بین نبرد❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/5117

13-پیامبر به زهرا فرمود تو اولین کسی هستی که به من ملحق میشوی حال چگونه قبل از ایشان محسن شهید شد❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/5214

14-محل دقیق قبر حضرت زهرا کجاست ایا اهل بیت در این رابطه چیزی گفته اند❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/5646

15-اگر حضرت زهرا شهید شده است چرا در تقویم جمهوری اسلامی تا سال 70 کلمه وفات در مورد ایشان به کار می رفت❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/2162

کانال پرسمان اعتقادی اعلام می کند که با کمال میل آماده پاسخگویی در مورد شبهات مطرح شده در زمینه شهادت حضرت زهرا از ناحیه موافقان و مخالفان می باشد و پاسخگویی در این موضوع را در اولویت قرار می دهد .

نظرات() 

یکشنبه 24 بهمن 1395

آیا خانه حضرت زهرا درب داشته است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 


ادعای اینکه خانه های مسلمین در آن زمان درب نداشته است ادعای باطلی بوده و قابل اعتنا نمی باشد.

آیات قرآن بر وجود درب برای خانه ها تصریح می کند و می فرماید:

« پسندیده نیست از پشت خانه ها به آنها داخل شوید بلکه پسندیده راه کسانی است که پروا کرده و از درها وارد خانه ها شوید»

بقره189

روایات اهل سنت هم گواه بر وجود درب برای خانه های مردم آن زمان می باشد .

« دکین بن سعید میگوید: خدمت پیامبر رفتیم و تقاضای غذا کردیم .پیامبر به عمر فرمود برو به آنان غذا بده عمر ما را به اتاق بالا برد سپس کلید را از کمربندش بیرون آورد و درب را باز کرد»

سنن ابی داود ج2 ص527

مسلم از ابوحمید نقل می کند:

« پیامبر به ما امر فرمود تا شب ظرف های آب را در گوشه ای قرار داده و درب خانه ها را ببندیم»

صحیح مسلم ج3 ص1593

ابن کثیر می نویسد:

« اتاق های خانه پیامبر از چوب هایی از درخت عرعر بود که با موهای ضخمیمی به یکدیگر متصل شده بود .در کتاب تاریخ بخاری آمده درب خانه پیامبر را با نوک انگشتان و ناخن ها می زدند ...»

البدایه و النهایه ج3 ص221

متن فوق نیز شاهدی بر وجود درب برای خانه های آن زمان است .

بخاری می نویسد:

« محمد بن هلال خانه های همسران پیامبر که پوششی بافته شده از مو داشته است را دیده است .از او درباره خانه عایشه پرسیدم گفت درب خانه اش به سوی شام باز می شد .پرسیدم یک لنگه داشت یا دو لنگه ؟ گفت یک لنگه بیشتر نداشت .گفتم جنسش از چه بود؟ گفت از چوب عرعر یا ساج»

الادب المفرد ج1 ص272

در این رابطه روایات متعدد دیگری نیز می باشد که خانه های مدینه دارای درب های چوبی بوده است .جهت آگاهی تفصیلی به کتاب « ماساه الزهرائ» علامه سید جعفر عاملی ج1 ص303 رجوع فرمایید

اما در مورد روایتی که از حضرت امیر نقل شده در مورد اینکه ایشان فرمودند خانه های ما سقف و درب ندارد؛

این روایت با تحریف به صورت ناقص بیان شده است .آیا اساسا منزلی که نه سقف و نه درب داشته باشد قابل تصور است؟

متن کامل حدیث و بدون تحریف چنین است:

« ما اهل بیت پیامبر هستیم که خانه های ما سقف و درب ندارد مگر آنکه سقف و درب آن از تنه درختان خرما است»

الخصال ج2 ص373

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

جمعه 22 بهمن 1395

محل دفن حضرت زهرا سلام الله علیها

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

حضرت زهرا به خاطر خشمی که از مردمان زمان خودشان داشتند که چگونه حق خلافت حضرت علی را به جا نیاوردند و به دختر پیامبرشان جسارت کرده و اسباب شهادت ایشان را فراهم کردند ، به حضرت امیر وصیت کردند که ایشان را پنهانی دفن کرده و کسی را از احوال ایشان مطلع نکنند تا جهانیان بدانند که دختر پیامبر با حالت خشم و غضب از مردم از دنیا رفت و وصیت کرد که هیچ یک از آنان حق شرکت در تشییع جنازه و نماز خواندن بر او را نداشته باشند.

شیخ کلینی روایت می کند:

« چون فاطمه بیمار شد وصیت نمود به علی که بیماری او را کتمان کند و مردم را بر احوال او مطلع نسازد پس حضرت به وصیت او عمل کرد و او را در شب دفن نمود و اثر قبر او را محو کرد...»

الکافی ج1 ص381

امالی طوسی ص109

در روایت دیگر آمده است:

« فاطمه به علی گفت زمانی که من از دنیا رفتم شبانه دفنم کن و آن دو نفر ( ابوبکر و عمر ) را مطلع نکن»

معانی الاخبار ص356

در روایت دیگر آمده است:

« فاطمه شبانه دفن شد و علی و حسن و حسین او را دفن کرده و قبرش را پنهان ساختند زیرا او نسبت به مردم خشمگین بود و نمی خواست آنان در مراسم فوت او شرکت کنند و علی قبر او را با زمین یکسان نمود تا شناخته نشود »

بحار الانوار ج43 ص183

امام صادق فرمود:

« فاطمه وصیت کرد تا شبانه و مخفیانه دفن شود تا ابوبکر و عمر بر او نماز نخوانند»

علل الشرایع ج1 ص185

علمای اهل سنت نیز این مضمون را نقل کرده اند.

بخاری روایت می کند:

« فاطمه شش ماه پس از پیامبر زنده بود .هنگامی که از دنیا رفت علی او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را با خبر نساخت»

صحیح بخاری ج4 ص1549

ابن قتیبه می نویسد:

« فاطمه قسم خورد که با ابوبکر سخن نگوید و وصیت کرد که شبانه دفن شود تا ابوبکر در دفن وی حضور نداشته باشد»

تاویل مختلف الحدیث ج1 ص300

صنعانی می نویسد:

« فاطمه دختر پیامبر شبانه به خاک سپرده شد تا ابوبکر بر او نماز نخواند چون بین آن دو پیشامدهایی رخ داده بود»

المصنف ج3 ص521

لذا در موضع قبر حضرت زهرا اختلاف است؛

1-برخی گفته اند که در بقیع نزدیک قبور ائمه بقیع دفن شده است.

تاج الموالید ص99

عیون معجزات ص47

2-بعضی گفته اند که ما بین قبر حضرت رسول و منبر آن حضرت مدفون است.

اعلام الوری ج1 ص301

دلائل الامامه ص46

3-قول سوم آن است که ایشان در خانه خودشان دفن هستند .

امام کاظم فرمود:

« فاطمه در منزلش دفن شد .زمانی که بنی امیه مسجد النبی را توسعه دادند قبر ایشان در مسجد النبی واقع شد»

التهذیب ج3 ص255

الکافی ج1 ص461

الفقیه ج1 ص229

عیون الاخبار ج1 ص311

معانی الاخبار ص268

قرب الاسناد ص161

وسائل الشیعه ج14 ص369

بنابراین اگر چه قبر حضرت زهرا به صورت معین مشخص نیست اما به طور تقریبی از جایگاه قبر ایشان مطلع هستیم که در منزل دفن شدند و پس از توسعه مسجد النبی قبر ایشان در مسجد در همجواری پیامبر گرامی واقع شد و فرموده اند که مستحب است که ایشان را به همراه پیامبر گرامی در مسجد النبی زیارت کنیم.

امام رضا علیه السلام فرمود:

« ایشان در نزدیکی پیامبر دفن هستند»

مستدرک الوسائل ج10 ص210

اقبال الاعمال ص623

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

جمعه 22 بهمن 1395

تاریخ شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

در تاریخ دقیق شهادت حضرت زهرا اختلاف است و دو قول از میان اقوال مطرح شده در این رابطه قابل اعتنا است؛

1-ایشان در حدود هفتاد و پنج روز پس از شهادت پیامبر گرامی از دنیا رفتند.

امام صادق علیه السلام فرمود:

« فاطمه به مدت هفتاد و پنج روز پس از پیامبر گرامی زندگی کردند»

الکافی ج1 ص458

با توجه به اینکه رحلت پیامبر گرامی در 28 صفر واقع شده باید شهادت آن بانوی عزیز در یکی از سه روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه جمادی الاولی واقع شده باشد ( با در نظر گرفتن احتمال تمام یا ناقص بودن ماههای وسط)

پیام امام امیر المومنین ج8 ص54

2-ایشان در حدود 95 روز پس از شهادت پیامبر گرامی از دنیا رفتند.

طبری شیعی از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود:

« شهادت فاطمه زهرا در روز سوم جمادی الثانیه بوده است ( پس از گذشت 95 روز از شهادت پیامبر اسلام)»

دلائل الامامه ص13

بحار الانوار ج43 ص171

علامه مجلسی این روایت را صحیح و معتبر می شمارد

زاد المعاد ص280

شیخ عباس قمی نیز می نویسد:

« اظهر نزد حقیر این است که وفات آن حضرت در روز سوم جمادی الثانیه واقع شده است ( پس از گذشت 95 روز از شهادت پیامبر اسلام) که مختار جمعی از بزرگان شیعه نیز بر همین قول است؛

مسار الشیعه ص54

مصباح کفعمی ص522

تاریخ الموالید ص98

مصباح کفعمی ص522

اعلام الوری ج1 ص300

پس بقای آن حضرت بعد از پدر بزرگوارشان نود و پنج روز بوده است

کشف الغمه ج1 ص503

الذریه الطاهره ص151

اعلام الوری ج1 ص300

به نقل از منتهی الامال ، شیخ عباس قمی، ج1 ص332

از این دو بیان وجه اختلاف روشن می شود که در روایتی شهادت ایشان هفتاد و پنج روز پس از پیامبر گفته شده است و در روایتی که علمای قابل توجهی به آن عمل کرده اند شهادت ایشان نود و پنج روز پس از پیامبر بیان شده است.

علامه مجلسی می نویسد:

« روایت نود و پنج روز با روایت هفتاد و پنج روز منافات دارد اما از آنجایی که روایت نود و پنج روز مشهور و معتبر است واجب است که به آن عمل شود و عزاداری حضرت زهرا موافق آن صورت گیرد»

زاد المعاد ص280

برخی می گویند وجه اختلاف در تاریخ شهادت ایشان از این جهت است که در صدر اسلام رسم الخط بیشتر به صورت بدون نقطه و اعراب بود و از آنجا که لفظ « تسعین» ( نود) و « سبعین» ( هفتاد) از جهت شکل کلمه یکسان است و تنها با نقطه گذاری متفاوت می شود چه بسا این اختلاف ایجاد شده است که مراد روایت امام صادق هفتاد و پنج روز بوده است یا نود و پنج روز اما بر حسب سایر قرائن و مشهور علما و این که در روایتی گفته شده است که شهادت ایشان روز سوم جمادی الثانیه یعنی پس از گذشت حدود نود و پنج روز از شهادت پیامبر بوده است نتیجه گیری می شود که مراد روایت امام صادق نود و پنج روز بوده است نه هفتاد و پنج روز اگر چه موافق احتیاط آن است که به هر دو قول در تاریخ شهادت حضرت زهرا عمل شود چنان که مرسوم نیز چنین است.

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

کسی که میگه من نماز نمیخونم طور دیگه ای خدا رو شکر میکنم .خدا مهربونه بخشنده جهنم نداره بنده هاش عذاب نمیکنه چون مهربونه چی میگین!!!

پاسخ

ما می گوییم همان خدایی که مهربان است و با بندگانش به لطف و رحمت رفتار می کند در برابر افراد عاصی و بی باک خود را شدید العقاب معرفی کرده است و می فرماید:

« از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید که مجازات و کیفرهای خدا شدید است»

مائده 2

و وعده داده است که کسانی که نمازشان را ترک کنند و نخوانند جایگاهشان دوزخ و جهنم است .

خداوند در سوره مدثر می فرماید:

« بهشتیان از دوزخیان می پرسند که چه چیز شما را به دوزخ کشانید .جهنمیان در پاسخ می گویند ما از نماز گزاران نبودیم...»

مدثر 40 -46

پیامبر گرامی که کلامش وحی الهی است فرمود:

« کسی که نماز خود را سبک بگیرد و در بجا آوردن آن سستی کند خداوند او را به پانزده بلا مبتلا می سازد .شش بلا در دنیا و سه بلا در موقع مردن و سه بلا در قبر و سه بلا در قیامت و هنگامی که از قبر بیرون می آید.

اما شش بلای دنیوی؛

1-برکت را از عمرش کم می کند.

2-برکت را از روزیش می برد.

3-از صورتش نشانه نیکوکاران را بر می دارد.

4-هرکار خیری کند پذیرفته نمی شود و برای آن اجری ندارد.

5دعایش مستجاب نمی شود.

6-از دعای نیکوکاران بهره ای ندارد .

اما سه بلایی که هنگام مردنش برای اوست؛

1-با ذلت و خواری می میرد .

2-با گرسنگی می میرد.

3-با تشنگی می میرد و حالت عطش او طوری است که اگر از نهرهای دنیا بیاشامد سیراب نمی شود .

سه بلایی که در قبر به او می رسد؛

1-ملکی در قبرش گماشته می شود که او را فشار دهد و زجر نماید .

2-قبرش برایش تنگ می شود .

3-قبرش تاریک و در ظلمت است .

سه بلای در قیامت؛

1-ملکی او را بر صورتش می کشاند برای حساب در موقف حساب و مردمان به او می نگرند .

2-در حسابش سخت گیری می شود .

3-خداوند نظر رحمت به او نمی فرماید و او را پاکیزه نمی کند و برایش عذاب دردناکی است.

مستدرک الوسائل ج3 ص23

بحار الانوار ج83 ص21

وفرمود:

« بر نمازهای پنج گانه محافظت کنید زیرا اولین چیزی که روز قیامت از آن سوال می شود نماز است که اگر کامل نباشد صاحبش در جهنم افکنده می شود»

صحیفه الرضا ص53

بحار الانوار ج82 ص208

شکر کامل پرودگار به اطاعت الهی که یکی از مصادیق آن نماز خواندن است محقق می شود چنان که امام صادق فرمود:

« شکر نعمت به(اطاعت الهی) و اجتناب محارم می باشد»

الکافی ج2 ص95

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

دوشنبه 18 بهمن 1395

چرا علوم غریبه مانند سحر و جادو حرام است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

در تفسیر نمونه چنین آمده است؛

«سحر نوعی اعمال خارق العاده است که آثاری از خود در وجود انسانها به جا می گذارد و گاهی یکنوع چشمبندی و تردستی است، و گاه تنها جنبه روانی و خیالی دارد.

سحر از نظر لغت به دو معنی آمده است :

1-به معنی خدعه و نیرنگ و شعبده و تردستی و به تعبیر قاموس اللغه سحر یعنی خدعه کردن .

2-آنچه عوامل آن نامرئی و مرموز باشد.

در مفردات راغب که مخصوص واژه های قرآن است به این معانی اشاره شده :

1-خدعه و خیالات بدون حقیقت و واقعیت همانند شعبده و تردستی .

2-جلب شیطانها از راه های خاصی و کمک گرفتن از آنان

از بررسی حدود 51 مورد کلمه سحر و مشتقات آن در سوره های قرآن از قبیل : طه، شعراء، یونس و اعراف و... راجع به سرگذشت پیامبران خدا: موسی، عیسی و پیامبر اسلام به این نتیجه می رسیم که سحر از نظر قرآن به دو بخش تقسیم می شود:

1-آنجا که مقصود از آن فریفتن و تردستی و شعبده و چشمبندی است و حقیقتی ندارد چنانکه می خوانیم :

«ریسمانها و عصاهای جادوگران زمان موسی در اثر سحر، خیال می شد که حرکت می کنند»

طه آیه 66

و در آیه دیگر آمده است «هنگامی که ریسمانها را انداختند چشمهای مردم را سحر کردند و آنها را ارعاب نمودند»

اعراف آیه 116

از این آیات روشن می شود که سحر دارای حقیقتی نیست که بتوان در اشیاء تصرفی کند و اثری بگذارد بلکه این تردستی و چشمبندی ساحران است که آنچنان جلوه می دهد.

2- از بعضی از آیات قرآن استفاده می شود که بعضی از انواع سحر به راستی اثر می گذارد مانند آیه 102 بقره که می گوید آنها سحرهائی را فرا می گرفتند که میان مرد و همسرش جدائی میافکند یا تعبیر دیگری که در آیه فوق است که آنها چیزهائی را فرا می گرفتند که مضر به حالشان بود و نافع نبود .

ولی آیا تاثیر سحر فقط جنبه روانی دارد و یا اینکه اثر جسمانی و خارجی هم ممکن است داشته باشد؟ در آیات بالا اشارهای به آن نشده، و لذا بعضی معتقدند اثر سحر تنها در جنبه های روانی است .

به نظر میرسد قسمت قابل توجهی از سحرها بوسیله استفاده از خواص شیمیائی و فیزیکی به عنوان اغفال مردم ساده لوح انجام می شده است .

مثلا در تاریخ ساحران زمان موسی می خوانیم که آنها درون ریسمانها و عصاهای خویش مقداری مواد شیمیائی مخصوص (احتمالا جیوه و مانند آن ) قرار داده بودند که پس از تابش آفتاب، و یا بر اثر وسائل حرارتی که در زیر آن تعبیه کرده بودند، به حرکت در آمدند، و تماشا کنندگان خیال می کردند آنها زنده شده اند.

این گونه سحرها حتی در زمان ما نیز کمیاب نیست .

تفسیر نمونه ج1 ص376

از آنچه گذشت روشن می شود که فلسفه حرمت سحر و ساحری و علوم غریبه مفاسد فردی و اجتماعی متعددی است که بر آن مترتب می شود که سبب اغفال و گمراه سازی مردم و سوئ استفاده مادی و معنوی برای شیادان می باشد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

« کسی که سحر بیاموزد کم یا زیاد کافر شده است و رابطه او با خداوند به کلی قطع می شود و حدش آن است که کشته می شود مگر آنکه توبه کند»

وسائل الشیعه ج17 ص148

قرب الاسناد ص71

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

دوشنبه 18 بهمن 1395

آیا وطن دوستی در اسلام و در تشیع چه جایگاهی دارد؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

از آیات و روایات استفاده می شود که از دید اسلام وطن ذاتا دارای ارزش است . چه وطن ، دار الاسلام باشد و چه نباشد البته اگر عنوان دار الاسلام بر وطن صدق کند احترام آن دو چندان می شود.

در آیات قرآن کرارا آمده است که « بیرون راندن از وطن ، یک ضد ارزش » است .مفهوم آن این است که وطن ذاتا یک ارزش محسوب می شود .

خداوند در آیات 8 و 9 ممتحنه می فرماید:

« خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمی کند ...تنها شما را از دوستی کسانی نهی می کند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند یا به بیرون راندن شما کمک کردند ( نهیتان می کند) ...»

در این دو آیه مساله اخراج از خانه و وطن در برابر مقاتله در دین قرار داده شده که نشان می دهد هر کدام ارزشی جدا گانه دارد.

در آیه 246 بقره نیز این سخن از زبان گروهی از بنی اسراییل نقل شده است:

« چگونه ممکن است که در راه خدا پیکار نکنیم در حالی که از خانه ها و فرزندانمان رانده شده ایم ( شهرهای ما از سوی دشمن اشغال و فرزندانمان اسیر شده اند)»

این تعبیر نشان می دهد که انگیزه آنها برای جهاد علاوه بر حفظ آیین الهی نجات و طن بوده است و پیامبر آنان بر این سخن اعتراض نکرد و عملا بر آن مهر تایید نهاد .

پیامبر اکرم نیز هنگامی که می خواست از مکه هجرت کند سخت ناراحت و منقلب بود .درست است که مکه ارزش معنوی و الهی فوق العاده ای داشت ولی به نظر می رسد که علاقه پیامبر به آن شهر جهات متعددی داشت که از جمله آن علاقه او به زادگاهش بود .

خداوند با این جمله او را دلداری داد:

« آن کس که قرآن را بر تو فرض کرد تو را به جایگاهت باز می گرداند»

قصص 85

اساسا انسان رابطه مادی و معنوی فراوانی با زادگاه خود دارد و تاریخ زندگیش با آن پیوند ناگسستنی پیدا کرده است .همین پیوند ، سبب علاقه او به وطن می شود و همین علاقه انگیزه حفظ و دفاع و عمران و آبادی آن می گردد.

امام علی علیه السلام فرمود:

« شهر ها با حب وطن آباد می شود»

بحار الانوار ج75 ص45

در حدیث دیگری فرمود:

« از نشانه های ارزش و شخصیت انسان آن است که نسبت به عمر از دست رفته ( که در آن کوتاهی کرده است) اشک بریزد و نسبت به وطنش علاقه مند باشد»

بحار الانوار ج7 ص264

حدیث معروف :« علاقه به وطن از نشانه های ایمان است» نیز در منابع مختلفی نقل شده است.

سفینه البحار ماده وطن

نتیجه آن که عشق و علاقه به زادگاه و وطن هم ریشه هایی در قرآن دارد و هم در روایات و هم در منطق عقل.

توجه به این نکته نیز لازم است که اگر وطن مادی و جسمانی توأم با وطن معنوی و روحانی گردد و عنوان دار الاسلام به خود بگیرد عشق و احترام و علاقه به آن به مراتب افزون تر می گردد .

پیام امام امیر المومنین ج2 ص220

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

دوشنبه 11 بهمن 1395

آیا علی علیه السلام زن ستیز بوده اند؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 


کانال ضد دین روایتی از علی علیه السلام آورده است و می گوید علی بسیار زن ستیز بوده است زیرا می گوید:« موجبات فتنه سه چیز است که اول دوست داشتن زنان است .هر کس زنان را دوست بدارد از زندگیش بهره نبرد» ( بحار الانوار ج103 ص225)

پاسخ

در مجامع روایی ما روایات متعددی در استحباب دوست داشتن زوجه و همسر وارد شده است .

امام صادق علیه السلام فرمود:

« هر قدر ایمان بنده ای افزایش یابد محبتش به زوجه اش بیشتر می شود»

الکافی ج5 ص320

❗️وفرمود:

هر چقدر عقیده به ولایت در مومن بیشتر شود محبتش به زوجه اش بیشتر می شود»

همان مدرک ص321

پیامبر گرامی فرمود:

« این که مرد به زنش بگوید تو را دوست دارم این سخن از قلب زن هیچگاه خارج نمی شود»

الکافی ج5 ص568

وسائل الشیعه ج20 ص23

اگر چه دوست داشتن همسر و زوجه امری ممدوح و لازم است اما دوست داشتن زنان بیگانه و نامحرم بسیار ناپسند و زشت بوده که زمینه گرفتاری و غوطه ور شدن افراد را به گناه و مفاسد فراهم می کند.

لذا در روایات ما از دوست داشتن زنان نامحرم به شدت نهی شده است.

امام صادق علیه السلام فرمود:

« اولین چیزهایی که زمینه عصیان الهی را فراهم کرد شش چیز بود ؛ حب دنیا و حب ریاست و حب خواب و حب زنان ( نامحرم ) و حب طعام و حب آسایش و راحتی»

الخصال ج1 ص330

پیامبر گرامی فرمود:

« سلاح کاربردی شیطان در برابر صالحین دوست داشتن زنان ( نامحرم ) است ( که آنان را گرفتار گناه می کند)»

مستدرک الوسائل ج14 ص159

آن کلام حضرت علی نیز اشاره به دوست داشتن زنان نامحرم است که از جمله موجبات فتنه و فساد محسوب می شود که زمینه غوطه ور شدن افراد را در گناهان و بی بند و باری فراهم می کند . لذا حضرت امیر این نوع دوست داشتن را ناپسند می شمارد.

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

توجه به چند نکته لازم است :

1-این خطبه بعد از جنگ «جمل» وارد شده و مى دانیم میدان دارِ اصلى آن جنگ، همسر پیامب به نام «عایشه» بود که به تحریک «طلحه» و «زبیر» به شکل بى سابقه اى در میدان جنگ وارد شد و خون هاى زیادى از بى گناهان و یا ناآگاهان به زمین ریخت که بعضى عدد کشته شدگان را بالغ بر هفده هزار نفر مى دانند

2- ما در بسیارى از آیات قرآن حتى مذمتی از نوع بشر مى بینیم: «به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده! هنگامى که بدى به او رسد، بى تابى مى کند و هنگامى که خوبى به او رسد بخل مىورزد و مانع دیگران مى شود.»

معارج 19-20

و در جاى دیگر مى خوانیم: « انسان به یقین بسیار ظالم و جاهل بود»

احزاب72

و در جاى دیگر او را، «کفور مبین» (کفران کننده آشکار) نامیده است

زخرف 15

و در جاى دیگر از انسان به عنوان موجودى که هرگاه به نعمت مى رسد طغیان مى کند، یاد شده

علق 6-7

و مانند آن....

بى شک، انسان در طبیعتش نه «کفور مبین» است نه «ظلوم و جهول» و نه طغیانگر، بلکه ظاهر این است که این بحثها درباره انسانهایى است که تحت تربیت رهبران الهى قرار نگرفته اند و به صورت گیاهان خودرو، در آمده اند. نه راهنمایى و نه بیدارگرى دارند و در میان هوس ها غوطه ورند.

به همین دلیل در قرآن از مقام انسانِ با تقوا و مطیع فرمان الهى، مدح و تمجید فراوان شده و اصولا بنى آدم به عنوان گل سرسبد جهان آفرینش معرّفى گردیده است

اسراء 70

در مورد جنس زن نیز مطلب همین گونه است، در میان زنان افراد شایسته اى داریم که حتّى در میان مردان مانند آنها کم است و به عکس، زنان بسیار منحرفى داریم که سرچشمه بسیارى از نابسامانى هاى جامعه بشرى هستند.

3- در این شکی نیست که زنان برجسته در اسلام فراوان بوده اند که پیامبر و امامان برای انها احترام قائل بوده اند نظیر حضرت خدیجه،حضرت فاطمه،ام سلمه ،و ...

افزون بر این قرآن نیز بسیاری از زنان را مدح کرده است چنان که فرمود:

« هر کس کار شایسته ای انجام دهد خواه مرد باشد یا زن در حالی که مومن است او را حیات پاکیزه ای می بخشیم »

نحل 97

ونیز از برخی از زنان به عنوان الگو و اسوه نام می برد

تحریم 11 و12

امام صادق فرمود:

« یک زن صالحه از هزار مرد غیر صالح برتر است»

وسائل الشیعه ج20 ص172

وصراحتا تقوا را معیار برتری دانسته است نه چیز دیگر را

حجرات13

4-با توجه به انچه امد و با توجه به شان نزول خطبه در مورد تعبیر ناقص العقل در مورد زنان می گوییم:

آن سخن ناظر به زنان تربیت نایافته تحت مکتب الهی است .در این نوع زنان عواطف و احساسات بر عقلشان غلبه دارد و ای بسا تحت تاثیر عواطف واقع شده و طبق آن به نفع و یا زیان کسی شهادت می دهند. وطبق این عواطف و احساسات رفتار می کنند واز عقل کم بهذه می گیرند .لذا در روایات ما از مشورت با این نوع از زنان نهی شده است

وسائل الشیعه ج 20 ص182

روشن می شود که تعبیر حضرت امیر یک حکم عام برای تمام افراد زن نمی باشد بلکه ناظر به افرادی از انان است که ویژگی های گفته شده را دارا هستند

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سه شنبه 5 بهمن 1395

چرا عموم مردم علی علیه السلام را نخواستند؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

آیا ممکن است چند هزار نفر که در غدیر بودند همگی دست از علی علیه السلام بردارند؟

آیا برای این مطلب شواهد قرآنی هست؟

پاسخ

چه شاهد قرآنی از این بالاتر که حضرت موسی برادر خود حضرت هارون را به عنوان جانشین خود در میان بنی اسرائیل منصوب داشت و خود به میعاد گاه خداوند برای گرفتن احکام تورات از طریق وحی رفت چنان که قرآن چنین می گوید:

« ما به موسی سی شب وعده گذاشتیم سپس آن را با ده شب دیگر تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پرودگارش با او چهل شب شد و «موسی به برادرش هارون گفت جانشین من در میان قوم من باش... »

اعراف 142

اما بنی اسراییل خلافت و جانشینی هارون را نادیده گرفتند و به وصیت موسی عمل نکردند و راه کفر و شرک و بت پرستی و گوساله پرستی را در غیاب موسی در پیش گرفتند چنان که قرآن نقل می کند:

« قوم موسی بعد از ( رفتن ) او ( به میعاد گاه خداوند) از زیور آلات خود گوساله ای ساختند ...هنگامی که موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت گفت پس از من بد جانشینانی برایم بودید ( و آیین مرا ضایع کردید ) ...( هارون گفت ) فرزند مادرم این گروه مرا در فشار گذاشتند و نزدیک بود مرا به قتل برسانند...»

اعراف 148 تا 151

آیا پشت کردن بنی اسراییل به خلافت و وصایت هارون دلیلی بر بطلان خلافت او می باشد؟

پشت کردن صحابه به امام علی مورد پیش بینی پیامبر گرامی قرار گرفته بود چنان که علمای اهل سنت نقل می کنند که پیامبر گرامی خطاب به حضرت علی فرمود:

« کینه هایی مردم نسبت به تو در دل دارند که هنگامی آن را آشکار خواهند کرد که من از دنیا رفته باشم»

المعجم الکبیر ج11 ص73

مسند ابی یعلی ج1 ص426

تاریخ مدینه دمشق ج42 ص322

وفرمود:

« پس از من مردم با حیله گری با تو رفتار می کنند»

المستدرک علی الصحیحین ج3 ص 150

البته چنان نبود که تمام صحابه غدیر و مساله ولایت و خلافت حضرت علی را فراموش کنند بلکه عده ای از آنان تن به خلافت ابوبکر نداده و در برابر او اعتراض و احتجاج به ولایت حضرت علی می کردند.

علامه مجلسی در کتاب شریف بحار الانوار بابی را اختصاص داده است به احتجاجات صحابه بر خلافت وامامت امیر مومنان در برابر غاصبان خلافت

بحار الانوار،ج29 ص79 باب 8

از ابی بن کعب نقل می کند زمانی که ابوبکر داشت خطبه می خواند بلند شد وچنین احتجاج کرد:

«آیا نمی دانید که پیامبر علی را برای ما چنین معرفی کرد

"من کنت مولاه فهذا علی مولاه یعنی علیا ومن کنت نبیه فهذا امیره"

"هرکس من مولای او هستم علی مولای اوست وهرکس من پیامبر او هستم علی امیر اوست"

همان مدرک،ص83

اسامه بن زید دربرابر ابوبکر چنین استدلال کرد:

«تو سخن پیامبر در مورد علی در روز غدیر را چه زود فراموش کردی»

همان مدرک،ص92

همچنین علامه مجلسی در ج28 ص175 باب 4 از بحار الانوار انبوهی از این احتجاج ها را می آورد.

در کتب اهل سنت هم سخن از مخالفت صحابه با خلافت ابوبکر آمده است؛

بخاری در صحیح خود از زبان عمر بن خطاب نقل می کند که تمام انصار و نیز علی بن ابی طالب ، زبیر بن عوام و تمام طرفداران آن‌ها با خلافت ابوبکر مخالف بودند:

َ

«تمامی انصار با ما مخالفت كردند و در سقیفه بنی ساعده جمع شدند، و نیز علی و زبیر و كسانی كه همراه آن‌ها بودند، با ما مخالفت كردند»

صحیح بخاری،ج8 ص26

طبری و ابن اثیر در تاریخ شان نقل کرده‌اند که تمام انصار و یا بعضی از آن‌ها گفتند که ما تنها با علی بن ابی طالب بیعت می‌کنیم:

« فقالت الا نصار او بعض الانصار: لا نبایع الا علیا»

الكامل ج 2، ص 325

تاریخ الطبری ج 2 ص 443

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

دوشنبه 4 بهمن 1395

سن بهشتیان چه مقدار است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

پرسش

آیا در روایات در مورد سن بهشتیان چیزی گفته شده است ؟

آیت الله دستغیب در کتاب سرای دیگر در تفسیر سوره واقعه سن آنها را 33 سال ذکر کرده است ، آیا سندی در مورد این موضوع وجود دارد ؟ چرا 33 سال مطرح شده و سنین کمتر یا بیشتر گفته نشده است؟

پاسخ

از روایات متعددی استفاده می شود که بهشتیان در بهشت به صورت جوان و زیبا و شاداب خواهند بود.

پیامبر گرامی فرمود:

« بهشتیان وارد بهشت می شوند در حالی که جوان و نورانی هستند»

مناقب ال ابی طالب ج1 ص148

امام جواد فرمود:

« بهشتیان همگان جوان هستند و در بین آنان هیچ پیری وجود ندارد»

بحار الانوار ج50 ص80

روشن می شود که بهشتیان همگان جوان وارد بهشت می شوند . در روایتی بیان شده است که سن آنان « سی و سه سال» می باشد.

امام باقر فرمود:

« بهشتیان زمانی که وارد بهشت می شوند قامت آنان به اندازه قامت آدم هفتاد ذراع می باشد و سن آنان به اندازه سن عیسی سی و سه سال می باشد و لسان آنان به زبان محمد عربی می باشد و صورت آنان به جمال و زیبایی یوسف می باشد سپس نور صورت آنان را فرا می گیرد و قلب آنان همانند قلب ایوب خالی از هر گونه غل و کینه می باشد»

الاختصاص ص356

البرهان فی تفسیر القرآن ج5 ص263

بحار الانوار ج8 ص218

از این روایت بدست می آید که « سی و سه ساله » بودن بهشتیان از این جهت است که سن حضرت مسیح به این مقدار بوده است و خداوند به پاس بزرگداشت مقام مسیح ، سن بهشتیان را هم سن او قرار می دهد .

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

پرسش

آیا حدیثی که در آن نقل شده اگر معلومات سلمان را ابوذر میدانست وی را تکفیر می کرد و می کشت درچه کتابی نقل شده وسند حدیث قوی هست ؟

پاسخ

در این شکی نیست که سلمان و ابوذر هر دو از صحابه ای بلند مرتبه پیامبر گرامی هستند که لحظه ای از مسیر حق و حقیقت جدا نشدند.

پیامبر گرامی فرمود:

« خداوند مرا به دوست داشتن چهار نفر امر کرده است ؛ علی بن ابی طالب و مقداد و ابوذر و سلمان فارسی»

قرب الاسناد ص417

رجال کشی ص10

و فرمود:

« بهشت مشتاق علی و عمار و سلمان و ابوذر و مقداد می باشد»

الخصال ج1 ص303

عیون الاخبار ج2 ص67

حال در مورد سوالتان گفتنی است:

امام صادق علیه السلام فرمود:

« به خدا سوگند اگر ابوذر به آنچه در قلب سلمان بود آگاه می شد او را می کشت اما پیامبر بین آنان پیمان برادری ایجاد کرده بود»

الکافی ج1 ص401

مختصر البصائر ص334

البرهان فی تفسیر القرآن ج5 ص858

الوافی ج3 ص644

بحار الانوار ج2 ص190

حدیث از حیث سند صحیح است .

علامه مجلسی در شرح و توضیح حدیث سه توجیه می آورد:

1-در قلب سلمان مراتبی از معرفت خداوند یا پیامبر و ائمه بوده است که اگر سلمان آن معارف را برای ابوذر ظاهر می ساخت ابوذر ظرفیت پذیرش آن را نداشت و سلمان را به کذب و ارتداد یا علوم غریبه نسبت می داد یا آن ها را به سحر و آثار عحیبه ای منتسب می داد و سلمان را بر مبنای آن می کشت .

2-اگر سلمان آن ها را به ابوذر تعلیم می داد چون ابوذر ظرفیت تحمل آن را نداشت آن ها را بین مردم گسترش می داد و زمینه قتل سلمان را فراهم می کرد .

3-یا بگوییم ضمیر به ابوذر بر می گردد یعنی اگر سلمان آن علوم را به ابوذر تعلیم می داد چون ابوذر تاب تحمل آن علوم و معارف را نداشت ، این آگاهی سبب مرگ و هلاکت ابوذر می شد زیرا آن معارف خارج از ظرفیت ابوذر بوده و سبب کفر ابوذر می شد و یا سبب می شد ابوذر آن علوم را بین مردم رواج دهد و زمینه قتل خویش را فراهم کند.

بحار الانوار ج22 ص343

کانال تلگرامی پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

شما که میروید به زیارت امام رضا امام چطورصدای همه افراد را میشنود بااینکه آن همه جمعیت وجود دارد؟

مگرامام خداست که بتواند صدای همه افراد را همزمان بشنود و مگر فقط خدا نیست که همزمان می تواند صدا همه افراد را بشنود؟

پاسخ

در این شکی نیست که آنانی که از این دنیا رفتند پس از مرگ دارای حیات برزخی هستند و از احوالات دنیا مطلع می شوند .

بخاری از علمای اهل سنت روایت می کند که پیامبر گرامی فرمود:

« بنده زمانی که در قبر گذاشته میشود و اقوامش از نزدش می روند ( به مقداری هوشیار است) که حتی صدای پای تشییع کنندگان را هم می شنود»

صحیح بخاری ج2 ص90

نقل می کند که پیامبر گرامی پس از جنگ بدر با مشرکین صحبت می کرد و آنان را مخاطب خود قرار داد و وقتی به ایشان گفته شد که آیا با مردگان صحبت می کنند پاسخ دادند:

« شما از آنها شنواتر نیستید اما آنان نمی توانند جواب دهند»

صحیح بخاری،کتاب الجنائز باب ما جاء فی عذاب القبر

و باز علمای اهل سنت نقل می کنند که پیامبر گرامی فرمود:

« هر کس نزد قبر من به من سلام دهد می شنوم و اگر از راه دور به من سلام دهد سلامش به من می رسد»

نظرات() 

دوشنبه 4 بهمن 1395

شبهه ای در مورد عصمت پیامبر اسلام و رد آن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

پرسش

کانال ضد دین با استناد به ایات سوره انعام ( 86) و کهف ( 23 و 24) عصمت پیامبر اسلام رارد کرده ومیگویند امامان شیعه نیز مصون از اشتباه نبوده اند و ممکن است شیطان بر آنها مسلط شود.

لطفا عصمت اهل بیت علیهم السلام را ثابت نمایید.

پاسخ

خداوند در سوره انعام آیه 68 می فرماید:

« هر وقت کسانی را که آیات ما را استهزاء می کنند مشاهده نمایی از آنها روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند و اگر شیطان از یاد تو ببرد به محض توجه پیدا کردن با این جمعیت ستمگر منشین»

و در آیات 23 و 24 کهف می فرماید:

« هرگز نگو من فردا کاری را انجام می دهم مگر اینکه خدا بخواهد و هرگاه فراموش کردی ( جبران نما ) و پرودگارت را بخاطر بیاور و بگو امیدوارم که پرودگارم مرا به راهی روشنتر از این هدایت کند»

از این آیات استفاده می شود که ممکن است سهو و نسیان و فراموش بر پیامبر چیره شود و پیامبر در این امور دارای عصمت نیست، اما به هیچ عنوان این اشکال وارد نمی شود زیرا ؛

1-اگر پیامبران و امامان در موضوعات و امورات عادی زندگی دچار سهو و نسیان و فراموشی شوند طبیعی است که اعتماد مردم نسبت به سخنان آنان سلب می شود زیرا در هر سخن و رفتار آنان احتمال سهو و نسیان می باشد .بنابراین مردم با سخنان آنان هدایت نمی شوند و غرض از ارسال آنان که هدایت مردم بود لغو می شود و چنین چیزی نیز بر خداوند حکیم محال است .

لذا باید آنان از تمامی سهو ها و نسیان ها معصوم و مصون باشد تا نقض غرض و عدم هدایت مردم لازم نیاید.

2-امام علی علیه السلام در وصف هدایتگران الهی فرمود:

آانان معصوم هستند از تمام گناهان صغیره و کبیره و در جواب دادن خطا نمی کنند و هیچ گاه دچار سهو و نسیان نمی شوند»

بحار الانوار ج25 ص351

پیامبر گرامی فرمود:

«سهو و نسیان برای شما است و ما گرفتار سهو و نسیان نمی شویم»

بحار الانوار ج17 ص111

در روایات فراوانی آمده است که هدایتگران الهی همواره از طرف خداوند و فرشتگان و روح القدس تایید و یاری می شوند و چنین افرادی هیچ گاه دچار سهو و خطا نمی شوند

بحار الانوار ج25 ص47 باب3

3-اما پاسخ از آیات مورد استناد ؛

آیه اول :

در این آیه اگر چه روی سخن با پیامبر است اما در حقیقت منظور پیروان او هستند که اگر گرفتار فراموشی شدند و در جلسات آمیخته به گناه کفار شرکت کردند به محض اینکه متوجه شوند باید از آنجا برخیزند و بیرون رود .

نظیر این بحث در گفتگوهای روزانه ما و در ادبیات زبانهای مختلف دیده می شود که انسان روی سخن را به کسی می داند اما هدفش این است که دیگران بشنوند .

« به در می گوید دیوار بشنوند» یا عرب به این ضرب المثل می گوید « ایاک اعنی و اسمعی یا جاره »( مخاطبم تویی ولی همسایه تو بشنو)

شاهد این سخن آن است که در آیه 23 اسرائ خداوند پیامبر را مخاطب قرار می دهد و می فرماید:

« پرودگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید . هرگاه یکی از آن دو یا هر دو نزد تو به پیری رسیدند کمترین اهانتی به آنها روا مدار و گفتار بزرگوارانه به آنها بگو»

در این آیه پیامبر را مخاطب قرار داده است در حالی که می دانیم پیامبر سالیان دراز قبل از نبوت پدر و مادر خود را از دست داده بود .بنابراین این گونه دستورات به صورت خطاب به پیامبر و تفهیم امت است و از قبیل همان ضرب المثل معروف « ایاک اعنی و اسمعی یا جاره» که یکی از فنون بلاغی می باشد بیان شده است .

پیام قرآن ج7 ص158

آیه دوم:

در این آیه نیز می خوانیم که خداوند به پیامبر می گوید هنگامی که خدا را فراموش کردی و بعد متذکر شدی یاد او کن. اما باید توجه کرد:

در این آیه نیز روی سخن با پیامبر است اما مقصود توده مردم هستند و طبق ضرب المثل « روی سخنم با تو است ای کسی که نزد من هستی اما همسایه تو بشنو» بیان شده است و منافاتی با عصمت پیامبر ندارد.

تفسیر نمونه ج12 ص390

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

پنجشنبه 23 دی 1395

فلسفه نماز خواندن بر میت

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

مردم زیادی رو دیدم که بر پیکر ایت الله رفسنجانی نماز خواندند واسم سوال پیش اومد که فلسفه نماز خواندن بر میت چیه آیا در روایات به پاسخ این سوال اشاره ای شده یا خیر؟

پاسخ

امام رضا علیه السلام در روایتی فرمود:

« خداوند مردمان را به خواندن نماز میت امر کرده است تا برای میت نزد خداوند شفاعت کنند و برای او طلب مغفرت کنند زیرا میت در آن لحظات نیاز شدیدی به شفاعت و دعا و استغفار دارد»

علل الشرایع ج1 ص255

عیون الاخبار ج2 ص113

امام صادق علیه السلام فرمود:

« شایسته بازماندگان میت است که به مومنین موت میت را اطلاع دهند تا آنان در تشییع جنازه او شرکت کنند و برای او نماز بخوانند و برای میت استغفار کنند تا خداوند هم به آنان پاداش دهد و هم به میت پاداش دهد»

التهذیب ج2 ص452

وسائل الشیعه ج3 ص59

در روایت دیگر فرمود:

« زمانی که آدم از دنیا رفت هبه الله فرزند آدم به جبرییل گفت مقدم شو و بر پیامبر خدا نماز بخوان جبرییل گفت خداوند ما را به سجده کردن برای پدرت امر کرد و شایسته نیست که ما بر فرزندان ابرار او مقدم شویم تو مقدم شو و نماز بخوان و از آن زمان نماز بر میت خواندن سنت جاریه ای در فرزندان آدم گردید»

الفقیه ج1 ص163

امام رضا علیه السلام فرمود:

« از آنجایی که خداوند اساس اسلام را بر پنج چیز که عبارت است از نماز و زکات و روزه و حج و ولایت قرار داده است در نماز میت در برابر هر یک از این فرائض پنج گانه ، پنج تکبیر قرار داده شده است »

عیون الاخبار ج2 ص82

ویا فرمود:

« از آنجایی که خداوند در هر شبانه روز پنج نماز را واجب گردانیده است در نماز میت برای هر یک از این فرائض پنج گانه ، پنج تکبیر قرار داده شده است»

الفقیه ج1 ص163

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

پنجشنبه 23 دی 1395

اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

پرسش

این که در نماز میت خوانده می شود « اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا » خدایا ما جز خیر و خوبی از این مرده نمی شناسیم آیا دروغ نیست❗️زیرا بسیار میشود که ما از فردی بدی دیده ایم.

آیا عدالت اقتضا می کند که این جمله در نماز گفته نشودمی گویند؟ رهبری به این خاطر در نماز ایت الله رفسنجانی این جمله را نگفت چون گفتنش خلاف عدالت بود.

پاسخ

در روایتی امام صادق علیه السلام فرمود:

« در نماز میت چنین می گویی ...خداوندا ما جز خیر و خوبی از این میت ندیدیم و تو آگاهتر به وضعیت او هستی .اگر او محسن و نیکوکار بود در احسانش بیفزا و احسانش را از او قبول کن و اگر گناهکار بوده گناهش را بر او ببخش و او را رحمت کن و از او بگذر»

الکافی ج3 ص184

وسائل الشیعه ج3 ص61

می بینیم امام قید نکرد که باید این جمله در مورد کسانی گفته شود که اهل گناه و معصیت نبوده اند و به صورت مطلق فرمودند که در نماز میت مومن چنین بگویید.

مراجع تقلید نیز به پیروی از امامشان گفتن این جمله را پس از تکبیر چهارم نماز میت مستحب شمرده اند و به هیچ عنوان قید نکرده اند که این جمله باید برای افرادی گفته شود که اهل گناه و معصیت نباشند.

توضیح المسائل مراجع ص337

بنابراین ، این که بگوییم اقتضای عدالت این است که این جمله برای افراد عاصی گفته نشود پنداری است بس باطل و اجتهاد در برابر نص می باشد که بطلان آن روشن است .

فلسفه گفتن این سخن روشن است .کسانی که در تشییع پیکر انسان مومنی شرکت می کنند و برای او نماز می خوانند با بیان این شهادت خوبی ها و حسنات او را بزرگ جلوه داده و تمام اموری که با این شهادت منافات دارد نادیده می گیرند .

صحیح است که ممکن است میت اهل گناه و معصیت باشد اما خداوند با آموزش این دعا از مسلمین می خواهد که گناهان و معاصی او را نادیده بگیرند و حسنات او را بازگو کنند .خداوند نیز به پاس شهادت آنان از گناهان میت می گذارد چنان که امام صادق فرمود:

« زمانی که مومن می میرد و در تشییع جنازه او چهل انسان مومن حاضر می شوند و بگویند خدایا ما جز خیر و خوبی از او سراغ نداریم و تو به وضعیت او از ما داناتر هستی خداوند ندا می دهد که شهادت شما را درباره او پذیرفتم و گناهان او را بخشیدم»

الفقیه ج1 ص165

امام باقر فرمود:

«در زمان حضرت داود عابدی بود که در نگاه مردم، انسان خوب و زاهدی نشان می‌داد، ولی حضرت داود با وحی الهی متوجه شده بود که آن عابد، ریاکار بوده است. چون از دنیا رفت چهل نفر از بنی اسرائیل درباره او این‌گونه شهادت دادند: «اللهمّ لا نعلم منه إلا خیرا..»، سپس در هنگام غسل، چهل نفر دیگر این‌گونه شهادت دادند، و زمانی که دفنش می‌کردند؛ چهل نفر دیگر این‌گونه شهادت دادند: «ما جز خوبی از او ندیدیم»؛ در این هنگام، خداوند به داود وحی کرد که چرا در نماز بر او شرکت نکردی؟

داود گفت: بدان خاطر که به من وحی کردی؛ او شخص ریاکاری بوده است.

خداوند در جواب داود فرمود:

«عده‌ای درباره او به نیکی سخن گفته و شهادت داده‌اند، من هم آنچه را که آنان نمی‌دانستند، بر او بخشیدم»

الکافی ج7 ص405

التهذیب ج6 ص278

بنابراین این که بگوییم رهبری بخاطر مراعات عدالت این جمله را بر زبان جاری نکرد از دو فرض خارج نیست؛

1-بگوییم ایشان آگاه نبوده اند که گفتن این جمله با عدالت منافات ندارد.

روشن است که این فرض با عظمت مقام علمی ایشان مناسبت ندارد و به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست .

2-بگوییم ایشان آگاه بودند که گفتند این جمله حتی در مورد افراد خطا کار منافی با عدالت نیست و مفید به حالشان است اما با این وجود این جمله را در نماز جاری نکردند و از جملات و کلمات دیگری استفاده کردند که برای میت پر فایده تر از گفتن این جمله به نظر اجتهاد ایشان بوده است .

این فرض قابل قبول است و با مقام علمی رهبری نیز منافات ندارد و سبب نقصان مقامی مرحوم ایت الله رفسنجانی نیز نمیشود.

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

جمعه 3 دی 1395

شبهه ای از کانال تلگرامی نقد اسلام

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

جواب دهید

«وقتی علم غیب امامان شیعه از کار می افتد و دست بی گناهی قطع می شود .»

به روایت زیر توجه کنید:

« دو نفر نزد علی آمدند و بر علیه شخصی شهادت دادند که او سارق است .علی دست او را قطع کرد و سپس مرد دیگری آمد و آن دو گفتند اشتباه کردیم این سارق است .علی شهادتشان را نپذیرفت و آنها را به دیه شخص اول جریمه کرد( تهذیب الاحکام ج10 ص153- وسائل الشیعه ج18 ص243)

چرا علی از علم غیبش استفاده نکرد تا دست بی گناه قطع نشود؟

پاسخ

آنچه از روایات استفاده می شود آن است که پیامبر گرامی و امامان اهل بیت با علم غیبشان بین مردم حکمرانی و قضاوت نمی کردند بلکه خداوند آنان را موظف کرده بود تا بین آنان از طریق بینات و قسم خوردن حکم برانند.

پیامبر گرامی فرمود:

«من بین شما با بینات و قسم حکم می کنم ( و از طریق علم غیب حکم نمی کنم) .ممکن است برخی شما در بینه آوردن زیرک تر از دیگری باشد و من به نفعش در مال برادرش حکم کنم اما او بداند که آن مال ناحق برای او قطعه ای از جهنم خواهد بود»

الکافی ج7 ص414

معانی الاخبار ص279

در روایتی آمده است:

« زمانی که امام علی ابوموسی اشعری را برای حکمیت در جنگ صفین می فرستاد به او گفت :به کتاب خدا حکم کن واز آن تجاوز نکن .پس از آن که او رفت امام فرمود:« دارم می بینم که چگونه به من خیانت می کند»

یکی از اصحاب گفت چرا او را می فرستید درحالی که می دانید خیانت می کند؟امام پاسخ داد:

«اگر خداوند به علم خودش با بندگان رفتار می کرد دیگر نیازی به ارسال رسل نبود»

مناقب ابن شهر آشوب ج2 ص261

امام با این عمل نشان داد که او مامور است بر طبق علل و عوامل طبیعی عمل کند و مجاز به عمل کردن موافق علم غیب نمی باشد

مفاهیم القرآن ،سبحانی ،ج3 ص455

امام صادق فرمود:

«خداوند به پیامبرش وحی کرد که تو موظفی بر طبق بینات حکم کنی»

وسائل الشیعه ج27 ص229

فلسفه آن نیز روشن است .اگر قرار بود که انبیا و امامان بر طبق علم غیب خودشان حکم بکنند ،تحمل آن حکم بر مردم گران خواهد آمد و آنان آن حکم را قبول نمی کردند .شاهد بر این سخن این است؛

امام باقر فرمود: «حضرت داوود از خدای خویش درخواست کرد تا یک داوری از داوری های آخرت را به او نشان دهد. خداوند به او وحی کرد که: ای داوود، من احدی از خلقم را بر آنچه تو خواسته ای مطلع نساخته ام و شایسته نیست کسی جز من بدان داوری کند. حضرت باقر فرمود: با این حال، داوود مجددا از خداوند خواست تا یک داوری از داوری های قیامت را به او نشان دهد.

حضرت فرمود: پس از آن جبرئیل نزد او آمد و گفت: خداوند دعای تو را مستجاب کرد و آنچه خواسته بودی به تو عنایت کرد. ای داوود، اولین دو نفری که فردا نزد تو می آیند داوری میانشان از داوری های قیامت است.

امام فرمود: صبح گاهان داوود در مجلس قضاوت نشست. پیرمردی که جوانی را گرفته بود نزد داوود آمد. جوان شاخه ای انگور در دست داشت. پیرمرد به داوود گفت: ای پیامبر خدا، این جوان به باغستان من وارد شد و درخت انگورم را خراب کرد و بدون اجازه ام از آن خورد و این شاخه انگور را نیز بدون اذن من با خود برداشت .حضرت داوود به جوان گفت: تو چه می گویی؟ جوان اعتراف کرد که چنین کاری را کرده است.

خداوند عزوجل به داوود وحی کرد که:

«ای داوود، من اگر پرده از داوری های آخرت برایت برگیرم و تو بر پایه آن، میان پیرمرد و جوان داوری کنی نه دلت تاب آن را دارد و نه قوم تو بدان تن می دهند. ای داوود، در گذشته این پیرمرد به زور وارد باغ پدر این جوان شده او را کشته و باغش را غصب کرده و چهل هزار درهم از او گرفته و آن را در کنار باغ دفن کرده است. حال به این جوان شمشیر بده و به او دستور ده که گردن این پیرمرد را بزند. باغ را هم به او تحویل بده و به او دستور ده که فلان جا و فلان جا را بکند و مالش را بردارد.»

حضرت فرمود:« داوود از این جریان وحشت کرد و دل نگران شد و یاران عالم خود را جمع کرد و بدان ها این خبر را باز گفت و داوری را بر پایه وحی الهی، انجام داد.»

الکافی ج7 ص421

در روایت دیگر آمده است:

« مردم بنی اسرائیل از این قضاوت داوود تعجب کردند و با یکدیگر سخن گفتند تا به گوش داوود رسید .لذا داوود از خداوند خواست که این تکلیف و داوری از طریق علم غیب را از او بردارد .خداوند نیز به او وحی کرد که با اتکا به دلائل و شواهد قضاوت کند»

الکافی ج7 ص414

حضرت علی نیز در حکم مذکور طبق بینات حکم کردند و مامور به حکمرانی طبق علم غیب نبودند.بنابراین جریان مذکور با علم غیب حضرت منافاتی ندارد.

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

یکشنبه 21 آذر 1395

نماز خواندن با دست بسته

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

پرسش

آخوندهای شیعه روایت بستن دست در نماز را از مردم پنهان می کنند:

این روایت را در کتب شیعه ببینید:

قلت لأبی عبدالله :أیضع الرجل یده على ذراعه فی الصلاة ؟ قال : لابأس إن بنی إسرائیل كانوا إذا دخلوا فی الصلاة دخلوا متماوتین كأنهم موتى

ترجمه : از ابوعبدالله پرسیده شد آیا شخص نماز را دست بسته بخواند؟ فرمود : بله مانند بنی اسراییل که مثل مردگان می ایستند نباشید)) آدرس دقیق: تفسیر عیاشی ج/2 ص:36


پاسخ؛

1-این روایت را مرحوم عیاشی مستقیما از اسحاق بن عمار نقل می کند و راویان مذکور در سند روایت را ارائه نمی دهد.

تفسیر عیاشی ج2 ص36

بنابراین روایت می شود مرسل یعنی سند آن ذکر نشده است .روایت مرسل و بدون سند نیز قابل استدلال نمی باشد.

2-علامه مجلسی می نویسد که به فرض صحت سند نیز بازهم روایت قابل استدلال نیست.زیرا از باب تقیه صادر شده است.

بحار الانوار ج81 ص327

3-با توجه به روایات متواتری که از اهل بیت رسیده است شکی در این نمی ماند که طبق مذهب امامیه دست بستن در نماز بدعت و حرام می باشد.

امام باقر فرمود:

«دست هایت را در نماز نبند زیرا این عمل مجوسیان است»

الکافی ج3 ص299

حضرت علی فرمود:

«مسلمان دست هایش را در نماز نمی بندد و خودش را به اهل کفر شبیه نمی سازد»

وسائل الشیعه ج7 ص267

4-در روایات اهل سنت نیز وارد شده است که پیامبر گرامی دست های خود را در نماز نمی بسته است.

بزرگان اهل سنت روایت کرده اند که ابو حمید ساعدی روزی در جمع صحابه و مردم چنین گفت:

«آیا شما را از کیفیت نماز پیامبر اگاه کنم؟

گفتند آری،

چنین عرضه داشت

«وقتی پیامبر به نماز می ایستاد دستها را تا برابر دوش خود بالا میاورد،تکبیر میگفت،درحالی که بدنش آرام بود قرائت حمد می کرد،تکبیر میگفت ودستها را تا برابر دوشها بالا میاورد،سپس به رکوع میرفت،کف دستها را بر زانوها میگذاشت وسرش را متعادل نگه میداشت سر بلند میکرد ومیگفت:سمع الله لمن حمده،دستها را تا مواضع دوشها بالا میاورد وکاملا می ایستاد،الله اکبر میگفت وبه سجود میرفت،دستها را از پهلوهایش فاصله میداد،سر از سجده بلند میکرد،متمایل به روی پای چپ می نشست وهنگام سجود انگشتان پاهارا از هم باز میکرد،دوباره به سجده میرفت واز سجده برمیخواست والله اکبر میگفت،باز هم متمایل به روی پای چپ قرار میگرفت،رکعت دیگر هم همین گونه عمل میکرد،پس از دو رکعت تکییر میگفت ودستها را تا برابر دوشها بالا میاورد،بقیه نماز را نیز همین گونه انجام میداد،در سجده ی اخر که سلام در ان است،پای چپ را عقب میکشید وخمیده به روی پای چپ مینشست،همه گفتند راست میگوید،پیامبر اینگونه نماز میخواند»

سنن بیهقی ج2 ص72،73،101،102،

سنن ابی داوود ج1،ص194

سنن ترمذی،ج2،ص98

مسنداحمد،ج5،ص424

این حدیثی بود در کیفیت نماز پیامبر از طرق اهل سنت که به هیچ وجه اشاره ای نشده است که پیامبر دستهای خود را می بسته است با اینکه راوی مستحبات ریز را در نماز از پیامبر نقل میکند وبزرگان صحابه او را تصدیق میکنند.

5-حنفیه و شافعیه و حنابله بستن دست ها را در نماز مستحب و مالکیه باز بودن دست ها را مستحب می دانند

الفقه علی المذاهب الخمسه ص110

این که اهل سنت در این مساله اجماعی بر وجوب یا استحباب دست بستن در نماز ندارند آیا دلیل بر این نمی شود که پیامبر گرامی دست بسته نماز نمی خوانده است؟

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht‌

نظرات() 

یکشنبه 21 آذر 1395

حکم دست دادن بعد از نماز

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

پرسش

آیا برای دست دادن پس از نمازها روایتی از معصومین وارد شده است که بگوید دست دادن بعد از نماز مستحب است؟

اگر روایتی وارد نشده است آیا دست دادن ما بعد از نمازها بدعت محسوب نمی شود؟ آیا این تناقضی روشنی در دستورات دینی و اعمال ما نیست؟

پاسخ

1-بدعت به عملی اطلاق میشود که انجام آن ریشه در شرع نداشته باشد.

ابن حجر می نویسد:

«بدعت امر حادثی است که برای آن دلیلی در شرع نباشد و اگر دلیلی در شرع برای آن باشد بدعت نیست»

فتح الباری ج17 ص9

علامه مجلسی می نویسد:

«بدعت در شرع هر امری است که بعد از پیامبر حادث شود و نصی بالخصوص بر آن وارد نشده باشد و داخل در عمومات هم نباشد»

بحار الانوار ج74 ص202

2-مصافحه کردن بعد از نماز مصداق بدعت نمی باشد زیرا در روایات متعددی این عمل از نشانه های مومنین شمرده شده است.

امام باقر فرمود:

«زمانی که دو مومن با هم مصافحه کنند خداوند به آنان نظر می کند و تمام گناهان آنان آمرزیده می شود»

الکافی ج2 ص182

وفرمود:

« مصافحه کردن مومنین با یکدیگر برتر و بالاتر از مصافحه فرشتگان است»

وسائل الشیعه ج12 ص219

وفرمود:

«به یکدیگر دست دهید زیرا مصافحه کردن کینه را از بین می برد»

الکافی ج2 ص183

امام صادق فرمود:

«خداوند به کسانی که با یکدیگر مصافحه می کنند پاداش مجاهدین را می دهد»

ثواب الاعمال ص218

در داستان معراج نیز آمده است که پیامبر گرامی نماز خواندند و پیامبران به ایشان اقتدا کردند .حضرت ابراهیم نیز در طرف راست حضرت بود .بعد از نماز پیامبر گرامی با حضرت ابراهیم مصافحه کردند

بحار الانوار ج18 ص318

بر اساس این روایات روشن میشود که مصافحه کردن استحباب دارد و فرقی نمی کند در چه زمان و مکانی باشد .مسجد باشد یا غیر مسجد ،قبل از نماز باشد یا بعد از نماز

3-البته باید توجه کرد که مصافحه کردن پس از نمازها ، نباید به این قصد صورت گیرد که این مصافحه کردن بعد از نماز بالخصوص در روایاتی وارد شده و معصوم تصریح به استحباب آن کرده است.

بلکه باید به این قصد باشد که به طور کلی مصافحه کردن مستحب است و یکی از جاهایی که به این مستحب عمل میشود بعد از نماز می باشد.

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 21 آذر 1395

زلزله و سیل به خاطر بی حجابی!!!

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

پرسش

آیا به راستی بی حجابی سبب بروز سیل و طوفان و زلزله و این ها تو جامعه میشه یعنی خداوند به خاطر بیرون بودن چند تار موی یک زن چنین جامعه رو گرفتار می کند❗️

پاسخ

1-ما معتقد هستیم که جهان مجوعه ای از اسباب و علل حساب شده است که خداوند مسبب الاسباب ان است.

امام صادق فرمود:

« خداوند ابا دارد از این که پدیده ها بدون دخالت علتشان بوجود اید»

الکافی ج1 ص183

ما قانون علیت را انکار نمی کنیم بلکه جهان طبیعت و علل و اسباب انها را خواسته و فعل خدا می شمریم و معتقدیم اسباب به اذن الهی ایجاد و اثر گذار هستند.

2-از پاره ای از روایات استفاده می شود که بین گناهان و نزول بلاها رابطه مستقیمی برقرار است.

امام صادق فرمود:

«هنگامی که خداوند ( بخاطر گناهانشان و فسادشان) بر قومی غضب کند... قیمت های آنان گران،وعمرهایشان را کوتاه می کند،ازتجارتشان سود نمیبرند ونهرهایشان کم آب ومیوه هایشان را نمو نمی کند وخوب نمی شود، اشرارشان بر انها مسلط می شوند وباران حبس می گردد»

امالی طوسی ص201

امام رضا فرمود:

«هر زمان بندگان گناهان تازه ای را ابداع کنند، خداوند بلاهای تازه و ناشناخته ای بر آنها مسلط می سازد»

الکافی ج2 ص275

امام صادق فرمود:

«کسانی که بر اثر گناهانشان می میرند بیش از آن هستند که با مرگ طبیعی می میرند وکسانی که بخاطر نیکی کردن عمر طولانی می کنند بیش از آنها هستند که عمر طبیعی طولانی دارند»

بحار الانوار ج5 ص140

امام باقر فرمود:

«هنگامی که زنا در میان مردم آشکار شود مرگ های ناگهانی فزونی گیرد و هنگامی که کمفروشی کنند خداوند خشکسالی و کمبود را می فرستد و هنگامی که منع زکات کنند زمین برکات خود را از زراعت و میوه و معادن همگی از آنها باز دارد و هنگامی که جور در احکام و داوری ها کنند تعاون بر ظلم و عدوان خواهند کرد و هنگامی که پیمان شکنی کنند خداوند دشمنانشان را بر آنها مسلط می کند و هنگامی که قطع رحم کنند اموال به دست اشرار می افتد و هنگامی که امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند واز نیکان اهل بیت من پیروی نکنند خداوند بدان را بر آنها مسلط می کند و نیکانشان دعا می کنند و مستجاب نمی شود»

الکافی ج2 ص374

پیامبر گرامی فرمود:

«فاحشه گی و بی بند و باری سبب ایجاد طاعون و دردهایی می شود که سابقه نداشته است »

بحار الانوار ج70 ص367

امام رضا فرمود:

« زمانی که حاکمان جامعه دروغگویی پیشه کنند باران حبس میشود و زمانی که سلطان جور کند مملکت سست شود ...»

امالی طوسی ج1 ص77

به این مضمون روایات فراوان دیگری نیز وارد شده است.

بحار الانوار ج70 ص366

3-از آنچه گذشت روشن میشود که بین گناهان و بلاها و مصایب رابطه مستقیمی وجود دارد و احیانا انجام برخی از گناهان که به کبیره بودن آن ها تصریح شده است سبب ایجاد بلا و مصیبت در جامعه میشود.

گناهانی مانند دروغگویی ، زنا، فساد ، دزدی، و...همگی از جمله گناهان کبیره هستند که مستوجب عقوبت الهی است.

وسائل الشیعه ج15 ص318

ما باید از کلیه گناهان کبیره اجتناب کنیم و تخصیص زدن فلسفه بروز بلاها و مصیبت ها به انجام یک یا چند گناه از افراد محدودی کاری شایسته نمی باشد.

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

پنجشنبه 11 آذر 1395

چه نیازی هست تا بعد از مرگ وارد برزخ شویم؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

چرا مستقیم وارد بهشت یا جهنم نمیشیم؟لزوم وجود برزخ چی هست؟

پاسخ؛

از آیات و روایات بدست می آید که میان دنیا و آخرت جهانی وجود دارد که برزخ نام دارد و هنگامی که روح از بدن جدا می شود پیش از آنکه بار دیگر در قیامت به بدن اصلی باز گردد در عالم برزخ در قالب جسمی مثالی سکنی می گزیند.

خداوند می فرماید:

«پشت سر آنها برزخی است تا روزی که بر انگیخته میشوند»

مومنون100

امام صادق فرمود:

«من از برزخ درباره شما می ترسم.

راوی سوال کرد: برزخ چیست؟

فرمود:« برزخ همان قبر است از آن زمانی که انسان می میرد تا روز قیامت»

البرهان ج3 ص120

امام سجاد فرمود:

«برزخ باغی از باغهای بهشت یا حفره ای از حفره های دوزخ است»

بحار الانوار ج6 ص218

❔اما فلسفه وجود برزخ چیست؟

در پاسخ می توان گفت:

فلسفه عالم برزخ که در میان دنیا و آخرت قرار گرفته است مانندفلسفه هر مرحله متوسط دیگر است.زیرا انتقال از محیطی به محیط دیگر که از هر نظر با آن متفاوت است در صورتی قابل تحمل خواهد بود که مرحله ای میانه ای وجود داشته باشد مرحله ای که بعضی از ویژگی های مرحله اول و پاره ای از ویژگی های مرحله دوم در آن جمع باشد.

به علاوه قیامت برای همه انسان ها در یک روز تحقق می یابد چرا که زمین و آسمان باید دگرگون شود و عالمی نو ایجاد گردد و حیات نوین انسان ها در آن عالم نو صورت گیرد با این حال راهی جز این نیست در میان دنیا و آخرت برزخی باشد و ارواح بعد از جدا شدن از بدن های مادی عنصری به برزخ منتقل گردند و تا پایان دنیا در آنجا بمانند .

از سوی دیگر برزخ قرار داده شده است تا برای برخی افراد جنبه کفاره گناهانشان باشد.

شیخ صدوق روایت می کند که امام صادق فرمود :

« بنده زمانی که گناهانش زیاد شود و کاری نکند تا آن ها بخشیده شود ،خداوند او را مبتلا به حزن و اندوه در دنیا می کند تا کفاره گناهانش باشد اگر چنین نشود خداوند او را گرفتار بیماری در جسمش می کند تا کفاره گناهانش باشد اگر چنین نشد خداوند جان دادنش را بر او سخت می گیرد تا کفاره گناهانش باشد و اگر چنین نشد در برزخ گرفتار می شود تا زمانی که خداوند را ملاقات می کند گناهی بر او نباشد »

امالی صدوق ص 294

از این گذشته از روایاتی استفاده می شود که در برزخ پاره ای از کمبودهای تعلیم و تربیت افراد مومن جبران می گردد.درست است که آن جا جای انجام عمل نیست ولی چه مانعی دارد که محل معرفت بیشتر و آگاهی افزون تر باشد❗️

امام کاظم فرمود:

«هر کس از دوستان و پیروان ما بمیرد و هنوز قرآن را به طور کامل فرا نگرفته باشد در قبرش به او تعلیم می دهند تا خداوند به این وسیله درجاتش را بالا برد چرا که درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است .به او گفته میشود بخوان و بالا برو او می خواند ( از درجات بهشت ) بالا می رود»

الکافی ج2 ص606

نظرات() 

سه شنبه 9 آذر 1395

آیا داستان حلالیت طلبیدن پیامبر صحت دارد؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

پرسش

ایا این داستان راست است که پیامبر به اشتباه با شلاق بر بدن فردی می زند و در آخر عمر در مسجد از او حلالیت می طلبد که ببخشید چنین کردم؟

پاسخ؛

روایت شده است که پیامبر گرامی در آخرین روزهای عمر شریف در حالی که سرش را با پارچه ای بسته بود و علی علیه السلام و فضل بن عباس زیرا بغلش را گرفته بودند و پاهایش بر زمین کشیده می شد وارد مسجد شد و روی منبر قرار گرفت و عرضه داشت:

«هرکس حقی بر گردن من دارد برخیزد و اظهار کند زیرا قصاص در این جهان آسانتر از قصاص در روز رستاخیز است .در این موقع سواده بن قیس برخاست و گفت موقع بازگشت از نبرد طائف در حالی که بر شتری سوار بودید تازیانه خود را بلند کردید که بر مرکب خود بزنید اتفاقا تازیانه بر شکم من اصابت کرد .من اکنون آماده گرفتن قصاص هستم.

پیامبر دستور داد که بروند و همان تازیانه را بیاورند سپس پیراهن خود را بالا زدند تا سواده قصاص کند اما سواده بی اختیار شکم و سینه پیامبر را شروع به بوسیدن کرد .پیامبر نیز او را دعا کرد و فرمود خدایا از سواده بگذر همان طور که او از پیامبر درگذشت»

امالی صدوق ص634

نقد؛

1-این جریان مخالف عقیده شیعه در مورد عصمت پیامبران می باشد.

علامه مجلسی می نویسد:

« تمام علمای شیعه اتفاق و اجماع دارند که پیامبران و امامان از تمام گناهان اعم از صغیره و کبیره ،عمدا و از روی خطا و از روی نسیان پاک و معصوم هستند چه قبل از نبوت و امامت و چه بعد از آن حتی از ابتدای تولد انان چنین هستند...»

بحار الانوار ج17 ص108

2-امام علی علیه السلام در وصف هدایتگران الهی فرمود:

«انان معصوم هستند از تمام گناهان صغیره و کبیره و در جواب دادن خطا نمی کنند و هیچ گاه دچار سهو و نسیان نمی شوند»

بحار الانوار ج25 ص351

3-پیامبر گرامی فرمود:

«سهو و نسیان برای شما است و ما گرفتار سهو و نسیان نمی شویم»

بحار الانوار ج17 ص111

4-در روایات فراوانی آمده است که هدایتگران الهی همواره از طرف خداوند و فرشتگان و روح القدس تایید و یاری می شوند و چنین افرادی هیچ گاه دچار سهو و خطا نمی شوند

بحار الانوار ج25 ص47 باب3

5-روایتی که شیخ صدوق در مورد سهو و خطای پیامبر نقل کرد از حیث سند ضعیف است.او روایت را از افراد زیر نقل می کند؛

1- محمد بن حمدان الصیدلانی که مجهول است.

مستدرکات علم رجال الحدیث ج7 ص71

2- محمد بن مسلم الواسطی که مجهول است

همان مدرک ص328

3- محمد بن هارون که ضعیف است

رجال علامه حلی ص254

6-همان روایت در کتب مناقب ابن شهر اشوب و روضه الواعظین و تسلیه المجالس نقل شده است که در تمام این کتاب های روایت به صورت ضعیف و بدون سند آمده است لذا قابل استدلال نیست.

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

با توجه به ایام شهادت پیامبر گرامی شنیدم مولوی اهل سنت می گفت از جمله فضائل سیدتنا عایشه این است که پیامبر گرامی در حالی جان دادند که سرشان بر بالین عایشه بود ایا این گفته صحیح است؟

پاسخ؛

عایشه در ادعایی جعلی چنین عرضه می دارد:

«پیامبر در منزل من و در آغوش من از دنیا رفت»

فتح الباری ج8 ص106

ادله گوناگونی شهادت می دهد که عایشه در این ادعای خود صادق نبوده است .و روایات متواتر دلالت می کنند که پیامبر گرامی در آغوش حضرت علی و بر سینه علی جان دادند؛

1-روایات فراوانی که از اهل بیت طاهرین وارد شده است بر این مطلب گواهی می دهد.علامه مجلسی در بحار الانوار این روایات را جمع آوری کرده است؛

بحار الانوار ج22 ص503 باب2

2-حضرت علی در نهج البلاغه فرمود:

«رسول خدا در حالی که سینه اش بر سینه ام قرار داشت قبض روح شد.نفس او در دستم روان گشت سپس آن را به چهره کشیدم»

نهج البلاغه خطبه 197

3-ابن سعد و دیگران از علمای اهل سنت از شعبی نقل می کنند که می گفت:

«پیامبر در حالی که سرش در دامن علی بود وفات یافت و علی او را غسل داد»

الطبقات الکبری ج2 ص263

فتح الباری ج8 ص107

عمده القاری ج18 ص66

4-از ابن عباس پرسیده شد شما دیدید که رسول خدا به هنگام وفات سرش در دامن چه کسی بود؟

پاسخ داد: بله در دامن علی بود.

به او گفته شد که عروه از عایشه نقل کرده است که پیامبر بین دست و سینه او وفات یافت.

ابن عباس آن را انکار کرد و گفت ایا عقلت باور می کند؟

سوگند به خدا رسول خدا در حالی که به علی تکیه داده بود وفات یافت و هم او بود که او را غسل داد.

کنزالعمال ج4 ص55

طبقات الکبری ج2 قسم دوم ص51

5-هیثمی روایت می کند؛

« پیامبر در دامان علی جان داد و او به علی می گفت الله الله در نماز و سفارش به نماز آخرین چیزی بود که پیامبر به آن تکلم کرد»

مجمع الزوائد ج1 ص293

آری علی علیه السلام بود که روز و شب همنشین پیامبر گرامی بود و ایشان در دامان و آغوش علی از دنیا رفتند اما مخالفان ایشان چشم دیدن این فضیلت را ندارند❗️❗️

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

آنچه که از روایات شیعه و سنی بدست می آید آن است که پیامبر گرامی مسموم شده و از دنیا رفتند.

امام حسن علیه السلام فرمود:

«هیچ یک از ما نمی باشد جز آنکه یا توسط شمشیر از دنیا می رود و یا توسط سم از دنیا می رود»

بحار الانوار ج27 ص217

کفایه الاثر ص227

امام رضا علیه السلام فرمود:

«همه ما مقتول و شهید از دنیا می رویم»

الفقیه ج2 ص585

عیون الاخبار ج2 ص203

شیخ صدوق می نویسد:

«اعتقاد شیعه آن است که پیامبر در خبیر مسموم شد و توسط همان سم به شهادت رسید»

اعتقادات ص109

شیخ مفید می نویسد:

« پیامبر در روز 28 صفر در مدینه در حالی که مسموم شده بود از دنیا رفت»

المقنعه ص456

شیخ طوسی می نویسد:

«پیامبر گرامی در حالی از دنیا رفت که مسموم شده بود»

التهذیب ج6 ص2

علامه حلی نیز همین مطلب را می نویسد

تحریر الاحکام ج2 ص118

امام صادق فرمود:

«پیامبر در روز خیبر گوشت مسموم را خورد و زمان مرگش فرمود همان گوشت مسموم روز خیبر مرا از پای درآورد و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست مگر آنکه شهید میشود»

بصائر الدرجات ج1 ص503

وفرمود:

«زن یهوی گوشت را مسموم ساخت و به خورد پیامبر داد و سبب فوت پیامبر شد»

همان مدرک

شیخ کلینی و دیگران از علما نیز مسموم شدن پیامبر گرامی توسط سم زن یهودی را نقل می کنند

الکافی ج6 ص315

المحاسن ج2 ص470

وسائل الشیعه ج25 ص57

وفرمود:

«گمان می کنید پیامبر به مرگ طبیعی از دنیا رفت یا کشته شد؟

پیامبر قبل از مرگ توسط آن دو نفر مسموم شد و از دنیا رفت»

تفسیر عیاشی ج1 ص200

علامه مجلسی می گوید محتمل است هر دو سم در شهادت پیامبر گرامی دخیل بوده است

بحار الانوار ج22 ص516

مساله شهادت پیامبر گرامی در کتب اهل سنت نیز مورد اشاره قرار گرفته است.

بخاری می نویسد:

«عایشه می گوید:در روزهای پایانی حیات پیامبر به زور در دهان آن حضرت دوایی ریختیم،حضرت با اشاره به ما فهماند که به من دوا نخورانید، ما گفتیم این خودداری پیامبر به خاطر آن است که مریض از دوا بدش می آید ووقتی بهوش آمد فرمود:ایا من شمارا از این کار نهی نکردم؟اکنون به جز عباس که شاهد ماجرا نبوده باید جلوی چشمان من به دهان همه آنان که دراین خانه هستند از همان دوا ریخته شود»

صحیح بخاری،ج5 ص120 ح5382

چرا عایشه حرف پیامبر را گوش نداد و به زور در حلق پیامبر گرامی دارو ریخت در حالی که خداوند اطاعت پیامبر را در هر حال لازم و واجب می داند

حشر7

چرا پیامبر از خوردن دوا خود داری کرد مگر پیامبر کودک بوده است که از دوا بدش بیاید؟ایا نعوذ بالله او درک نمی کرد که چه چیزی برایش مفید است و چه چیزی مضر؟

؟چرا پیامبر دستور به قصاص داد که خودشان نیز از آن دوا بخورند؟ایا پیامبر بدون استحقاق دستور به مجازات می دهد؟

حاکم در مستدرک می آورد:

«به خدا سوگند پیامبر وابوبکر وحسن بن علی با سم و عمر عثمان، علی وحسین با شمشیر کشته شدند»

المستدرک علی الصحیحین،ج3 ص61 ح 4395

بزرگان اهل سنت از ابن مسعود نقل کرده اند:

«اگر 9 بار سوگند یاد کنم که پیامبر کشته شده است برایم بهتر است تا یک بار سوگند یاد کنم که او کشته نشده است زیرا خداوند اورا پیامبر وشهید قرار داده است»

مسند احمد،ج1 ص408 ح3873

طبقات الکبری،ج2 ص201

المصنف،ج5 ص269

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پرسش

در آداب زیارت در مفاتیح الجنان آمده: غسل كنید و وقت تشرف عتبه را ببوسید و دعاهای وارد شده را بخوانید.

یك سؤال: آیا وقتی پیامبر و امامان ع زنده بودند هر كی می خواست خدمت ایشان برسد این كارها را می كرد!!!!؟ و از آداب بود؟!!!

پاسخ:

تبرک جستن به آثار اولیائ در حال حیات و بعد از مماتشان مصادیق متعددی دارد.

1-تبرک در حال حیات؛

بخاری نقل می کند :

«، پیامبر نماز ظهر و عصر را خواند و مردم اطراف او جمع شده و دستان او را گرفته و بر صورت خود می مالیدند»

صحیح بخاری ج4 ص165

ونقل می کند:

«مردم باقیمانده آب وضوی پیامبر را گرفته و به صورت و بدن خود می کشیدند»

صحیح بخاری ج1 ص55

ونقل شده است:

«پیامبر موهای سر مبارک را کوتاه می کرد و اصحاب دورش را فرا گرفته تا اگر مویی از سر حضرت جدا شود بر دستان آنها قرار گیرد»

صحیح مسلم با شرح نووی ج15 ص83

مسند احمد ج3 ص591

ابو ایوب انصاری می گوید:

«بعد از آن که رسول خدا وارد خانه ما شد من برایش غذا می آوردم .هنگامی که ظرف غذا را بر می گرداندم من و همسرم از محل دست های پیامبر در غذا به نیت تبرک برداشته و استفاده می کردیم»

طبقات ابن سعد ج5 ص406

قرآن نیز نقل می کند که یعقوب نبی به پیراهن یوسف نبی تبرک می کرد

یوسف93

بنا براین می بینیم تبرک جستن به آثار اولیای در حال حیات مصادیق متعددی دارد .تبرک به آب وضو، تبرک به مو،تبرک به اشیایی که با انان در ارتباط است و ...

2-تبرک بعد از ممات؛

تبرک جستن به آثار اولیائ بعد از مرگ انان نیز مصادیق متعددی دارد.

علامه مجلسی روایت می کند که امام فرمود:

«مستحب است که اطراف قبر و ضریح امام بوسیده شود و به آن تبرک شود»

بحار الانوار ج97 ص126

امام صادق فرمود:

«وقتی به نزد قبر پیامبر حاضر شدی به منبر پیامبر نزدیک شو و با دو دستت آن را مسح کن و بر چشمانت بکش»

الکافی ج4 ص553

همین طور روایات متعددی آمده است در مورد استحباب تبرک جستن به قبر و ضریح امامان چنان که شیخ حر عاملی بابی را گشوده است :

«باب در استحباب تبرک به قبر امام رضا و قبور سایر امامان»

وسائل الشیعه ج14 ص561 باب83

بنا براین تبرک جستن به آثار اولیای بعد از ممات نیز مصادیق متعددی دارد که روشن ترین مصداق آن تبرک به قبور و ضریح انان می باشد.

3-مساله دیگر آن است که غسل کردن و لباس پاکیزه پوشیدن نیز از آداب زیارت است .

امام صادق در مورد کسی که قصد زیارت قبور اهل بیت را داشت فرمود:

«شایسته است که سخن گفتن را کم کنی و جز خیر نگویی و بسیار ذکر خداوند را گویی و لباس پاکیزه بپوشی و قبل از زیارت غسل کنی و با خشوع باشی و فراوان بر محمد و الش صلوات بفرستی و...»

کامل الزیارات ص130

وسائل الشیعه ج14 ص527

انجام دادن این امور از مصادیق تعظیم اهل بیت پس از مماتشان می باشد اگر چه ممکن است تعظیم انان در حال حیات مصادیق دیگری داشته باشد .

4-همینطور در روایات متعددی کیفیت زیارت قبور هریک از اهل بیت و خواندن زیارت نامه ها توسط خود اهل بیت بیان شده است که علامه بزرگوار مجلسی مفصلا آنها را در ابواب متعددی نقل می کند.

بحار الانوار ج97 ص100 به بعد « کتاب المزار»

خلاصه آن که آنچه لازم است به آن توجه شود این است که تبرک جستن و تعظیم اهل بیت در حال حیات و مماتشان مصادیق متعددی دارد و این مصادیق را نیز خود اهل بیت بیان کرده اند .ممکن است انجام برخی کارها مختص به حال حیاتشان باشد و انجام برخی دیگر مختص به بعد مماتشان باشد اما به هر حال با توجه به نکات مطرح شده اشکالی بر این مساله وارد نمیشود.

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه