تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب احکام

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

دوشنبه 2 اسفند 1395

چرا شرط بندی حرام است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 


علت حرمت مساله قمار و شرط بندی در اسلام ضررهایی است که براین مساله مترتب میشود که به گوشه ای از آن اشاره می کنیم

در تفسیر نمونه چنین آمده است :

« کمتر کسى را مى توان یافت که از زیان هاى گوناگون قمار بى خبرباشد، براى توضیح بیشتر گوشه اى از عواقب شوم و خانمان برانداز آن را به طور فشرده یادآور مى شویم:

الف ـ قمار بزرگ تری ن عامل هیجان:

کلیه روان شناسان و دانشمندان ساى کولوژى، معتقدند: هیجانات روانى عامل اصلى بسیارى از بیمارى هاست، مثلاً کم شدن ویتامین ها، زخم معده، جنون و دیوانگى، بیمارى هاى عصبى روانى به صورت خفیف و حاد و مانند آنها در بسیارى از موارد ناشى از هیجان مى باشند، و قمار، بزرگ ترین عامل پیدایش هیجان است تا آنجا که یکى از دانشمندان «امریکا» مى گوید:

در هر سال در این کشور فقط دو هزار نفر در اثر هیجان قمار مى میرند، و به طور متوسط قلب یک «پوکرباز» (یک نوع بازى قمار) متجاوز از صد بار در دقیقه مى زند، قمار، گاهى سکته قلبى و مغزى نیز ایجاد مى کند، و قطعاً عامل پیرى زودرس خواهد بود.

به علاوه به گفته دانشمندان، شخصى که مشغول بازى قمار است، نه تنها روح وى دستخوش تشنج است بلکه تمام جهازات بدن او در یک حالت فوق العاده به سر مى برند، یعنى ضربان قلب، بیشتر مى شود، مواد قندى در خون او مى ریزد، در ترشحات غدد داخلى اختلال حاصل مى شود، رنگ صورت مى پرد، دچار بى اشتهایى مى شود، و پس از پایان قمار، به دنبال یک جنگ اعصاب و حالت بحرانى به خواب مى رود، و غالباً براى تسکین اعصاب و ایجاد آرامش در بدن متوسل به الکل و سایر مواد مخدر مى شود، که در این صورت زیان هاى ناشى از آن را نیز باید به زیان هاى مستقیم قمار اضافه کرد.

از زبان دانشمندان دیگرى مى خوانیم: قمارباز، انسانى مریض است که دایماً احتیاج به مراقبت روانى دارد، فقط باید سعى کرد به او فهماند که یک خلا روانى وى را به سوى این عمل ناهنجار سوق مى دهد، تا در صدد معالجه خویش بر آید.

ب ـ رابطه قمار با جنایات:

یکى از بزرگ ترین موسسات آمارگیرى جهانى ثابت کرده است: 30 درصد جنایت ها با قمار رابطه مستقیم دارد، و از عوامل به وجود آمدن 70 درصد جنایات دیگر نیز به شمار مى رود.

ج ـ ضررهاى اقتصادى قمار:

در طول سال، میلیون ها بلکه میلیاردها از ثروت مردم جهان در این راه از بین مى رود، گذشته از ساعات زیادى که از نیروى انسانى در این راه تلف مى شود، و حتى نشاط کار مداوم را در ساعات دیگر سلب مى کند، مثلاً در گزارش ها چنین آمده است: در شهر «مونت کارلو» که یکى از مراکز معروف قمار در دنیا است، یک نفر در مدت 19 ساعت قمار بازى 4 میلیون تومان ثروت خود را از دست داد، وقتى درهاى قمارخانه بسته شد یک راست به جنگل رفت، و با یک گلوله مغز خویش را متلاشى، و به زندگى خود خاتمه داد، گزارش دهنده اضافه مى کند: جنگل هاى «مونت کارلو» بارها شاهد خودکشى این پاک بازها بوده است.

د ـ زیان هاى اجتماعى قمار:

بسیارى از قماربازان به علت این که گاهى برنده مى شوند و در یک ساعت ممکن است هزاران تومان سرمایه دیگران را به جیب خود بریزند، حاضر نمى شوند تن به کارهاى تولیدى و اقتصادى بدهند، در نتیجه چرخ هاى تولیدو اقتصاد به همان نسبت لنگ مى شود، و درست اگر دقت کنیم مى بینیم، تمام قماربازان و عایله آنان سربار اجتماع هستند، و بدون این که کمترین سودى به این اجتماع برسانند از دست رنج آنها استفاده مى کنند، و گاهى هم که در بازى قمار باختند، براى جبران آن دست به سرقت مى زنند.

خلاصه زیان هاى ناشى از قمار به حدّى است که حتى بسیارى از کشورهاى غیر مسلمان آن را قانوناً ممنوع اعلام داشته اند، اگر چه عملاً به طور وسیع آن را انجام مى دهند.

مثلاً انگلستان در سال 1853، امریکا در سال 1855، شوروى در سال 1854 و آلمان در سال 1873 قمار را ممنوع اعلام نمودند.

تفسیر نمونه،ج2 ص126 به بعد

پرسمان اعتقادی کانالی جامع در پاسخ به شبهات

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

دوشنبه 2 اسفند 1395

چرا پاسور حرام است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، 

پرسش

لطفا علت حرام بودن بازی با پاسور حتی بدون برد و باخت و شرط بندی را اعلام کنید؟

پاسخ

آنچه از روایات استفاده می شود آن است که نه تنها قمار کردن حرام و گناه شرعی محسوب می شود بلکه بازی کردن با آلات قمار اگر چه قصد قمار و برد و باخت از آن نباشد نیز حرام است .

امام کاظم علیه السلام فرمود:

« (بازی با )هر آنچه که با آن قمار می شود و ابزار قمار محسوب می شود حرام است »

الکافی ج6 ص435

وسائل الشیعه ج17 ص323

در روایت دیگر نیز امام صادق از بازی کردن با هر آنچه که آلت و ابزار قمار محسوب می شود نهی کرد.

الکافی ج6 ص436

در روایت دیگری امام هادی علیه السلام فرمود:

« هر آنچه که با آن قمار می شود حرام است»

تفسیر عیاشی ج1 ص105

وسائل الشیعه ج17 ص325

در مورد فلسفه حرمت بازی با ابزار قمار گفتنی است که :

سرگرمی با آلات قمار به تدریج انسان را به قمار و برد و باخت مالی سوق می دهد و قبح ذاتی قمار کردن را در نگاه انسان کمرنگ می کند و از سوی دیگر سبب رواج ابزار قمار در جامعه شده و به مرور زمان ممکن است افراد جامعه را به قمار کردن متمایل سازد .لذا در روایات از بازی با ابزار قمار نهی شده است .

بازی با پاسور نیز تا زمانی که جزو آلات قمار شناخته می شود جایز نمی باشد و اگر از آلات قمار بودن خارج شود از حکم حرمت بازی نیز خارج میشود.

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

دوشنبه 18 بهمن 1395

چرا علوم غریبه مانند سحر و جادو حرام است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

در تفسیر نمونه چنین آمده است؛

«سحر نوعی اعمال خارق العاده است که آثاری از خود در وجود انسانها به جا می گذارد و گاهی یکنوع چشمبندی و تردستی است، و گاه تنها جنبه روانی و خیالی دارد.

سحر از نظر لغت به دو معنی آمده است :

1-به معنی خدعه و نیرنگ و شعبده و تردستی و به تعبیر قاموس اللغه سحر یعنی خدعه کردن .

2-آنچه عوامل آن نامرئی و مرموز باشد.

در مفردات راغب که مخصوص واژه های قرآن است به این معانی اشاره شده :

1-خدعه و خیالات بدون حقیقت و واقعیت همانند شعبده و تردستی .

2-جلب شیطانها از راه های خاصی و کمک گرفتن از آنان

از بررسی حدود 51 مورد کلمه سحر و مشتقات آن در سوره های قرآن از قبیل : طه، شعراء، یونس و اعراف و... راجع به سرگذشت پیامبران خدا: موسی، عیسی و پیامبر اسلام به این نتیجه می رسیم که سحر از نظر قرآن به دو بخش تقسیم می شود:

1-آنجا که مقصود از آن فریفتن و تردستی و شعبده و چشمبندی است و حقیقتی ندارد چنانکه می خوانیم :

«ریسمانها و عصاهای جادوگران زمان موسی در اثر سحر، خیال می شد که حرکت می کنند»

طه آیه 66

و در آیه دیگر آمده است «هنگامی که ریسمانها را انداختند چشمهای مردم را سحر کردند و آنها را ارعاب نمودند»

اعراف آیه 116

از این آیات روشن می شود که سحر دارای حقیقتی نیست که بتوان در اشیاء تصرفی کند و اثری بگذارد بلکه این تردستی و چشمبندی ساحران است که آنچنان جلوه می دهد.

2- از بعضی از آیات قرآن استفاده می شود که بعضی از انواع سحر به راستی اثر می گذارد مانند آیه 102 بقره که می گوید آنها سحرهائی را فرا می گرفتند که میان مرد و همسرش جدائی میافکند یا تعبیر دیگری که در آیه فوق است که آنها چیزهائی را فرا می گرفتند که مضر به حالشان بود و نافع نبود .

ولی آیا تاثیر سحر فقط جنبه روانی دارد و یا اینکه اثر جسمانی و خارجی هم ممکن است داشته باشد؟ در آیات بالا اشارهای به آن نشده، و لذا بعضی معتقدند اثر سحر تنها در جنبه های روانی است .

به نظر میرسد قسمت قابل توجهی از سحرها بوسیله استفاده از خواص شیمیائی و فیزیکی به عنوان اغفال مردم ساده لوح انجام می شده است .

مثلا در تاریخ ساحران زمان موسی می خوانیم که آنها درون ریسمانها و عصاهای خویش مقداری مواد شیمیائی مخصوص (احتمالا جیوه و مانند آن ) قرار داده بودند که پس از تابش آفتاب، و یا بر اثر وسائل حرارتی که در زیر آن تعبیه کرده بودند، به حرکت در آمدند، و تماشا کنندگان خیال می کردند آنها زنده شده اند.

این گونه سحرها حتی در زمان ما نیز کمیاب نیست .

تفسیر نمونه ج1 ص376

از آنچه گذشت روشن می شود که فلسفه حرمت سحر و ساحری و علوم غریبه مفاسد فردی و اجتماعی متعددی است که بر آن مترتب می شود که سبب اغفال و گمراه سازی مردم و سوئ استفاده مادی و معنوی برای شیادان می باشد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

« کسی که سحر بیاموزد کم یا زیاد کافر شده است و رابطه او با خداوند به کلی قطع می شود و حدش آن است که کشته می شود مگر آنکه توبه کند»

وسائل الشیعه ج17 ص148

قرب الاسناد ص71

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

یکشنبه 21 آذر 1395

نماز خواندن با دست بسته

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

پرسش

آخوندهای شیعه روایت بستن دست در نماز را از مردم پنهان می کنند:

این روایت را در کتب شیعه ببینید:

قلت لأبی عبدالله :أیضع الرجل یده على ذراعه فی الصلاة ؟ قال : لابأس إن بنی إسرائیل كانوا إذا دخلوا فی الصلاة دخلوا متماوتین كأنهم موتى

ترجمه : از ابوعبدالله پرسیده شد آیا شخص نماز را دست بسته بخواند؟ فرمود : بله مانند بنی اسراییل که مثل مردگان می ایستند نباشید)) آدرس دقیق: تفسیر عیاشی ج/2 ص:36


پاسخ؛

1-این روایت را مرحوم عیاشی مستقیما از اسحاق بن عمار نقل می کند و راویان مذکور در سند روایت را ارائه نمی دهد.

تفسیر عیاشی ج2 ص36

بنابراین روایت می شود مرسل یعنی سند آن ذکر نشده است .روایت مرسل و بدون سند نیز قابل استدلال نمی باشد.

2-علامه مجلسی می نویسد که به فرض صحت سند نیز بازهم روایت قابل استدلال نیست.زیرا از باب تقیه صادر شده است.

بحار الانوار ج81 ص327

3-با توجه به روایات متواتری که از اهل بیت رسیده است شکی در این نمی ماند که طبق مذهب امامیه دست بستن در نماز بدعت و حرام می باشد.

امام باقر فرمود:

«دست هایت را در نماز نبند زیرا این عمل مجوسیان است»

الکافی ج3 ص299

حضرت علی فرمود:

«مسلمان دست هایش را در نماز نمی بندد و خودش را به اهل کفر شبیه نمی سازد»

وسائل الشیعه ج7 ص267

4-در روایات اهل سنت نیز وارد شده است که پیامبر گرامی دست های خود را در نماز نمی بسته است.

بزرگان اهل سنت روایت کرده اند که ابو حمید ساعدی روزی در جمع صحابه و مردم چنین گفت:

«آیا شما را از کیفیت نماز پیامبر اگاه کنم؟

گفتند آری،

چنین عرضه داشت

«وقتی پیامبر به نماز می ایستاد دستها را تا برابر دوش خود بالا میاورد،تکبیر میگفت،درحالی که بدنش آرام بود قرائت حمد می کرد،تکبیر میگفت ودستها را تا برابر دوشها بالا میاورد،سپس به رکوع میرفت،کف دستها را بر زانوها میگذاشت وسرش را متعادل نگه میداشت سر بلند میکرد ومیگفت:سمع الله لمن حمده،دستها را تا مواضع دوشها بالا میاورد وکاملا می ایستاد،الله اکبر میگفت وبه سجود میرفت،دستها را از پهلوهایش فاصله میداد،سر از سجده بلند میکرد،متمایل به روی پای چپ می نشست وهنگام سجود انگشتان پاهارا از هم باز میکرد،دوباره به سجده میرفت واز سجده برمیخواست والله اکبر میگفت،باز هم متمایل به روی پای چپ قرار میگرفت،رکعت دیگر هم همین گونه عمل میکرد،پس از دو رکعت تکییر میگفت ودستها را تا برابر دوشها بالا میاورد،بقیه نماز را نیز همین گونه انجام میداد،در سجده ی اخر که سلام در ان است،پای چپ را عقب میکشید وخمیده به روی پای چپ مینشست،همه گفتند راست میگوید،پیامبر اینگونه نماز میخواند»

سنن بیهقی ج2 ص72،73،101،102،

سنن ابی داوود ج1،ص194

سنن ترمذی،ج2،ص98

مسنداحمد،ج5،ص424

این حدیثی بود در کیفیت نماز پیامبر از طرق اهل سنت که به هیچ وجه اشاره ای نشده است که پیامبر دستهای خود را می بسته است با اینکه راوی مستحبات ریز را در نماز از پیامبر نقل میکند وبزرگان صحابه او را تصدیق میکنند.

5-حنفیه و شافعیه و حنابله بستن دست ها را در نماز مستحب و مالکیه باز بودن دست ها را مستحب می دانند

الفقه علی المذاهب الخمسه ص110

این که اهل سنت در این مساله اجماعی بر وجوب یا استحباب دست بستن در نماز ندارند آیا دلیل بر این نمی شود که پیامبر گرامی دست بسته نماز نمی خوانده است؟

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht‌

نظرات() 

یکشنبه 21 آذر 1395

حکم دست دادن بعد از نماز

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

پرسش

آیا برای دست دادن پس از نمازها روایتی از معصومین وارد شده است که بگوید دست دادن بعد از نماز مستحب است؟

اگر روایتی وارد نشده است آیا دست دادن ما بعد از نمازها بدعت محسوب نمی شود؟ آیا این تناقضی روشنی در دستورات دینی و اعمال ما نیست؟

پاسخ

1-بدعت به عملی اطلاق میشود که انجام آن ریشه در شرع نداشته باشد.

ابن حجر می نویسد:

«بدعت امر حادثی است که برای آن دلیلی در شرع نباشد و اگر دلیلی در شرع برای آن باشد بدعت نیست»

فتح الباری ج17 ص9

علامه مجلسی می نویسد:

«بدعت در شرع هر امری است که بعد از پیامبر حادث شود و نصی بالخصوص بر آن وارد نشده باشد و داخل در عمومات هم نباشد»

بحار الانوار ج74 ص202

2-مصافحه کردن بعد از نماز مصداق بدعت نمی باشد زیرا در روایات متعددی این عمل از نشانه های مومنین شمرده شده است.

امام باقر فرمود:

«زمانی که دو مومن با هم مصافحه کنند خداوند به آنان نظر می کند و تمام گناهان آنان آمرزیده می شود»

الکافی ج2 ص182

وفرمود:

« مصافحه کردن مومنین با یکدیگر برتر و بالاتر از مصافحه فرشتگان است»

وسائل الشیعه ج12 ص219

وفرمود:

«به یکدیگر دست دهید زیرا مصافحه کردن کینه را از بین می برد»

الکافی ج2 ص183

امام صادق فرمود:

«خداوند به کسانی که با یکدیگر مصافحه می کنند پاداش مجاهدین را می دهد»

ثواب الاعمال ص218

در داستان معراج نیز آمده است که پیامبر گرامی نماز خواندند و پیامبران به ایشان اقتدا کردند .حضرت ابراهیم نیز در طرف راست حضرت بود .بعد از نماز پیامبر گرامی با حضرت ابراهیم مصافحه کردند

بحار الانوار ج18 ص318

بر اساس این روایات روشن میشود که مصافحه کردن استحباب دارد و فرقی نمی کند در چه زمان و مکانی باشد .مسجد باشد یا غیر مسجد ،قبل از نماز باشد یا بعد از نماز

3-البته باید توجه کرد که مصافحه کردن پس از نمازها ، نباید به این قصد صورت گیرد که این مصافحه کردن بعد از نماز بالخصوص در روایاتی وارد شده و معصوم تصریح به استحباب آن کرده است.

بلکه باید به این قصد باشد که به طور کلی مصافحه کردن مستحب است و یکی از جاهایی که به این مستحب عمل میشود بعد از نماز می باشد.

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 23 آبان 1395

چرا مراجع هرچی میگن ما باید چشم بسته عمل کنیم؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

پرسش

چرا باید از مراجع تقلید کنیم و چشم و گوش بسته هر چی گفتن عمل کنیم مگه ما عقل نداریم چرا با وجود داشتن عقل برده فکری دیگران باشیم؟

پاسخ:

انسان هنگامی که چشم به این جهان می گشاید چیزی بلد نیست ناچار باید از تجارب دیگران استفاده کند و از اندوخته های علمی افراد دیگر بهره مند شود زیرا پیمودن راه پر پیچ و خم زندگی در هر قدمی به علم و دانش شدیدا محتاج است.

اساسا زندگی روی دو پایه محکم و اساسی استوار است یکی دانستن و دیگری به کار بستن

تقلید و پیروی از افکار دیگران دارای اقسامی است؛

1- تقلید جاهل از عالم .

2-تقلید عالم از عالم.

3-تقلید عالم از جاهل.

4-تقلید جاهل از جاهل.

روشن است از این چهار قسم تنها قسم اوّل است كه مى تواند منطقى و ممدوح باشد.

1-تقلید جاهل از جاهل:

این قسم از تقلید علاوه بر این که انسان را به سعادت نمی رساند بلکه او را به سقوط و بدبختی می کشاند .این نوع تقلید همان تقلیدی است که در ایات قرآن از آن نهی شده است.

زخرف 23

2-تقلید عالم از جاهل؛

روشن است که این قسم از تقلید از قسم اول بدتر و خطرناک تر است زیرا عالم باید طبق علم و دانش خود قدم بردارد تا به مسوولیت خود عمل کرده باشد نه آنکه کور کورانه از کمتر از خود تقلید کند.

3-تقلید عالم از عالم:

مسلما عالم در رشته ای که متخصص و صاحب نظر است نباید از همپایه خود تقلید کند بلکه باید به تشخیص خود عمل کند لذا فقها می گویند کسی که به مرحله اجتهاد رسیده است باید به اجتهاد خود عمل کند و باید استقلال فکر خود را حفظ کند.

4-تقلید جاهل از عالم:

این قسم از تقلید را منطق و عقل و فطرت ایجاب و اقتضا می کند و بر اثر همین منطق و فطرت است که ما برای ساختن عمارت به سراغ معمار و بنا و در دوختن لباس به سراغ خیاط و هنگام بیماری به دنبال طبیب میرویم .عقل و فطرت ما را در هر رشته ای به کارشناس و متخصص آن رشته ارجاع می دهد.

اصولا محور زندگى انسان ها را در مسائل تخصّصى این گونه پیروى هاى عاقلانه و منطقى تشكیل مى دهد. این مساله یعنی رجوع جاهل به عالم و رجوع غیرمتخصص به متخصص، اصلى عقلایی است.

اصولا محور زندگى انسان ها را در مسایل تخصّصى این گونه پیروى هاى عاقلانه و منطقى تشکیل مى دهد.

زیرا مسلّم است هیچ کس هر چند بزرگترین نابغه جهان باشد نمى تواند در همه چیز صاحب تخصّص شود. مخصوصاً در عصر و زمانى که رشته هاى تخصّصى آن قدر گسترش پیدا کرده که تنها در رشته طب مثلا صدها گونه تخصّص وجود دارد که عادتاً محال است یک فرد در تمام رشته هاى همین یک فن متخصّص شود تا چه رسد به فنون دیگر.

با این حال هرکس در رشته اى متخصّص است به اجتهاد خود در آن رشته عمل مى کند و آنها که در آن رشته مجتهد و صاحب نظر نیستند راهى جز این ندارند که به صاحب نظران و متخصّصان آن فن مراجعه کنند.

یک مهندس ساختمان اگر بیمار شود به طبیب مراجعه مى کند، و اگر آن طبیب بخواهد ساختمانى بسازد از این مهندس دستور مى گیرد؛ یعنى هر کدام در یک رشته مجتهد و در رشته اى دیگر مقلّد هستند، و این اصلى است عقلایى رجوع جاهل به عالم، و غیر مجتهد به مجتهد، یا غیر متخصص به متخصص که همیشه در میان انسان ها بوده و هست، و اصولا چرخ هاى زندگى بشر بدون آن گردش نمى کند.

همین منطق است که در تعلیمات دینی و قوانین الهی مردم را به فقها که در تشخیص احکام الهی مهارت دارند وادار می کنند .فقهایی که سالیان دراز با استعداد سرشار خود در راه علم و دانش قدم برداشته تا به مقام شامخ اجتهاد رسیده اند یعنی قوانین الهی را می توانند از مدارک اصلی آن استخراج و استنباط نمایند و در دسترس مردم بگذارند.

امام عسکری فرمود:

« هر یک از فقهای شیعه که خود نگه دار باشد و از دینش محافظت کند و با هوای نفسش مخالفت کند و مطیع امر خداوند باشد بر مردم واجب است که از او تقلید کنند»

وسائل الشیعه ج27 ص131

فقهایی که رهبران و راهنمایان دینی مردم می باشند و از طرف امامان این منصب بزرگ به آنها اعطا شده است تا افراد را در تمام شوون دینی به راه سعادت رهبری کنند.

از آنچه گفتیم فلسفه تقلیدافراد غیر فقیه در مسایل فقهى از مجتهدان و فقهاى آگاه کاملا روشن شد؛ و شبیه آن در تمام رشته هاى علمى رواج دارد، و از آن جا که فقه اسلامى به قدرى گسترده است که هرکس بخواهد در آن صاحب نظر شود باید تمام عمر خود را وقف تحصیل و تحقیق در این رشته کند و این امر براى همه مردم امکان پذیر نیست، ناچار باید گروهى به این رشته پردازند، و افراد دیگر در مسایل فقهى از آنها پیروى کنند؛ ولى در اصول اسلام(اصول دین) که همه به فراخور حال خویش قادر بر تحقیق در آن هستند تقلیدجایز نیست.

پیام قرآن ج1 ص337

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 
نظرات() 

در جامعه هرجا سخن از پرداخت خمس میکنم میگن به کی بدیم .مدارکی رو ارائه بدهید ازقرآن که منبع پرداخت کیه وبه کی پرداخت شود یا حدیث معتبر با ذکر آدرس.

آیا باید به روحانیون داد؟

پاسخ:

خداوند در سوره انفال آیه 41 می فرماید:

«بدانید هر گونه فایده ای که به شما برسد خمس آن برای خدا و برای پیامبر و برای ذی القربی و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه است»

خداوند دستور به تقسیم خمس به شش قسمت می دهد ؛

1 -قسمتی برای خدا

2- قسمتی برای رسول خدا

3- قسمتی برای ذی القربی

4- قسمتی برای یتیمان

5 - قسمتی برای مساکین

6- قسمتی برای در راه ماندگان

نکات:

1-به مقتضای روایات مراد از ذی القربی امامان هستند و آنان هستند که سهم ذی القربی را دریافت می کنند.

التهذیب ج4 ص125

الفقیه ج2 ص42

امام علی فرمود:

«مراد از ذوی القربی ما هستیم»

الکافی ج8 ص58

2-سهم خداوند و سهم پیامبر نیز به امام پرداخت می شود.

در روایتی آمده است:

«سهم خداوند برای امام است و سهم پیامبر برای امام است و سهم ذوی القربی نیز برای امام است»

التهذیب ج4 ص125

امام باقر فرمود:

«سهم خدا و پیامبر برای ما است»

الکافی ج1 ص539

سهم خدا و سهم پیامبر و سهم ذی القربی هر سه متعلق به رهبر حکومت اسلامی یعنی امامان است و آنان با آن زندگی ساده خود را اداره می کنند و بقیه را صرف نیازهای جامعه و مردم می کنند.

تفسیر نمونه ج7 ص174

3-به مقتضای روایات منظور از یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه تنها ایتام و مساکین و ابنائ السبیل بنی هاشم و سادات می باشند

وسائل الشیعه ج9 ص509 باب 1

4-از آنچه گذشت روشن می شود که خمس به طور کلی به دو قسمت تقسیم می شود.نصف آن سهم امام علیه السلام است و نصف دیگر آن سهم سادات نیازمند می باشد.

5- در عصر غیبت امام عصر سهم ایشان باید به فقها که نواب عام امام عصر هستند واز اختیارات امام بهره مند هستند پرداخت شود . لذا سهم امام از خمس را آنان باید دریافت کنند ودر جهت ترویج وگسترس دین مصروف دارند

امام خمینی چنین می اورد:

( شخص فقیه جامع الشرایط) همان ولایتی که حضرت رسول اکرم ( وامامان ) در امر اداره جامعه داشته را دارا است و بر همه مردم لازم است که از او اطاعت کنند

ولایت فقیه ص50

پیامبر گرامی فرمود:

خدایا جانشینان مرا رحمت کن .

سوال شد جانشینان شما چه کسانی هستند ؟

فرمود: کسانی که بعد از من می آیند و حدیث وسنت مرا نقل می کنند

عیون الاخبار ج2 ص37

امالی صدوق ص180

من لا یحضره الفقیه ج4 ص420

در این حدیث شریف از فقهای جامع الشرایط به عنوان جانشینان پیامبر تعبیر شده است و روشن است که جانشین از اختیارات شخصی که برایش نیابت می کند بهره مند می باشد

در روایت دیگر پیامبر گرامی فرمود:

فقها امینان و مورد اعتماد پیامبران هستند

الکافی ج1 ص46

بحار الانوار ج2 ص36

معنای امین بودن فقها این است که فقها تمام اموری را که در اسلام مقرر است به طور امانت اجرا کنند ویکی از این امور دریافت سهم امام و مصرف آن در موارد مشخص شده است

6-نیمی از خمس که در اختیار مرجع تقلید قرار می‌گیرد، برای مصارف عمومی جامعه، اعم از هزینه‌های مربوط به تحقیق، تدریس، تبلیغ و ترویج علوم دینی، تأسیس حوزه‌های علمیه، مساجد، یا فقرا، مساکین، مصیبت زده‌ها و ...؛

مراجع تقلید همان‌طور که بخشی از خمس را به امور فوق در جامعه اختصاص می‌دهند، درصدی از سهم امام را نیز به جهت تعطیل نشدن تبلیغ و گسترش دین و البته گسترش کمی و کیفی آن و نیز پرورش یافتن افرادی که متخصص مسائل دینی باشد قرار می‌دهند که بخشی از آن شهریه است تا با شهریه‌ی اندکی که دانش‌پژوهان در این عرصه داده می‌شود، حداقل بخشی از نیازهای اولیه زندگی آنها تأمین گردد تا بتوانند دست کم بدون دغدغه نان شب، به یادگیری معارف دینی و در نهایت به تبلیغ مسائل دین، آموزش احکام مورد نیاز مردم و ترویج اعتقادات و اخلاقیات اسلامی بپردازند و البته رقم آن با هزینه‌های مشابه از بیت‌المال برای رشته‌های دیگر قابل مقایسه نمی‌باشد. اگر جامعه به پزشک جسم احتیاج دارد، به پزشک روح اختیاج بیشتری دارد و اگر بخشی از جامعه گاهی مبتلا به بیماری‌های تن می‌شوند، بیماری‌های روح به مراتب فراگیرتر است، مضاف بر این که سلامت و تعالی روح است که ضامن امنیت و کمال جامعه در عرصه‌های دیگر می‌باشد.

کانال تلگرامی پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 


توجه به نکاتی چند لازم است؛

1-حق حضانت به معنای حق اولویت در تربیت و نگه داری از فرزند است که در فرزند پسر تا دو سالگی با مادر و پس از آن با پدر و در فرزند دختر تا هفت سالگی با مادر و پس از آن با پدر است.

2-مستند این حکم روایات متعددی است که در مجامع روایی ما نقل شده است؛

وسائل الشیعه ج21 ص470 باب81

مستدرک الوسائل ج15 ص162 باب58

3-حضانت تنها یک حق اولویت است یعنی طوری نیست که بگوییم حتما باید این طور باشد بلکه در صورت رضایت طرفین هر کدام از زوجین خواستند می توانند از فرزند نگه داری کنند .

4-در ایام حضانت هر یک از والدین فرد دیگر در حد متعارف می تواند فرزند خود را ببیند و کسی نمی تواند مانعش شود

توضیح المسائل ؛ ایت الله بهجت؛مساله 1986

5-فرزند تا سن بلوغ در حضانت والدین است لذا پسر دو سال در حضانت مادر است و سیزده سال در حضانت پسر و دختر هفت سال در حضانت مادر است و دو سال در حضانت پسر و پس از آن خود فرزند تعیین می کند که با چه کسی زندگی کند.

درست است که فرزند پسر مدت زیادی از ایام حضانت را در اختیار پسر است اما باز در مقابل فرزند دختر بیشتر ایام حضانت خود را در اختیار مادر است پس این سخن که حضانت فرزند بر عهده پدر است صحیح نمی باشد .

6-در این حکم حقوق والدین و فرزند به بهترین وجه مورد توجه قرار گرفته است .

روشن است که مهر مادری و پدری هر دو برای رشد فرزند ضروری است ودر صورت ناکامی فرزندان از این مهر پدری و مادری باید به میزان حد اقل از آن بهره مند شوند.از همین روی در سنین نخست زندگی چون تغذیه جسم و جان نوزاد با شیر و عواطف مادر پیوند دارد باید فرزند در نزد مادر باشد تا حد اقل نیازهای عاطفی فرزند تامین شود و بعد از آن چون فرزند از نظر رشد فکری و اجتماعی نیاز به الگو پذیری دارد و این الگو پذیری پس از دو سال زندگی از طریق پدر بهتر حاصل می شود لذا پسر را به مرد می سپارند زیرا پدر نقش اساسی را در این زمینه ایفا می کند و دختر را به مادر می سپارند زیرا مفیدتر به رشد فرزند می باشد.

7-اگر به صورت مطلق حق حضانت فرزندان به زنان واگذار می شد زمینه ازدواج مجدد زنان را از بین می برد و فرصت تشکیل خانواده جدید و سامان یابی مجدد را از او سلب می کرد زیرا مردان کمتر حاضر هستند که مخارج فرزندان مرد دیگری را پرداخت کنند .

8-از سوی دیگر وجود فرزند در خانه مرد بیگانه نوعی سر شکستگی که احیانا همراه با منت و آزار نیز بود برای او به ارمغان داشت در حالی که در نزد پدر در خانه خود و زیر سایه سرپرست خود است چه آنجا نامادی باشد و چه نباشد .

9-در مساله حضانت مهم ترین مساله رعایت حال فرزندان است لذا زمانی که حضانت هر یک از طرفین یا هر دو آنها ناسازگار با مصالح فرزند تشخیص داده شود دادگاه می تواند حضانت را بر عهده دیگری بگذارد .❗️توجه به این نکات نه گانه فوق الذکر روشن می سازد که در مساله حق حضانت به هیچ یک از والدین و فرزندان ظلم و کوتاهی صورت نگرفته است .

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

خداوند در دو آیه صریحا حکم به وجوب حجاب را مطرح می فرماید.

در سوره نور آیه 31 می فرماید:

«به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت های خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار ننمایند و (اطراف)روسری های خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشیده شود)»

امام صادق فرمود:

«زینت ظاهری که پوشاندن آن واجب نیست صورت و دو دست است»

قرب الاسناد ص40

وسائل الشیعه ج20 ص202

وفرمود:

«مرد تنها می تواند به صورت و دو دست نامحرم ...نگاه کند»

الکافی ج5 ص521

ودر سوره احزاب آیه 59 می فرماید:

«ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مومن بگو روسری های بلند خود را بر خویش فرو افکنند .این کار برای اینکه مورد آزار قرار نگیرند بهتر است»

پیامبر گرامی فرمود:

«زن وقتی به حد بلوغ می رسد نباید جایی از بدن و اندامش دیده شود مگر صورت و دست ها »

سنن ابی داود ج2 ص383

از آنچه گذشت روشن می شود که واجب در حجاب شرعی پوشش تمام بدن به غیر از صورت و دست ها تا مچ می باشد .پوشش این حد از بدن واجب است و فرقی نمی کند که با چادر حاصل شود و یا مانتو اگر چه چادر حجاب برتر است .

اما در نماز پوشش پاها استثناء شده است و زن می تواند در نماز صورت و دو دست و پاها تا مچ را نپوشاند اما در برابر نامحرم باید پاها را نیز تا مچ بپوشاند

وسایل الشیعه ج4 ص405 باب28

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

دوشنبه 10 آبان 1395

چرا باید برای طلاق عده نگه داشت؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

سوال

چرا برای عده ی طلاق که 3ماه و 10روز است چاره ای نیاندیشیده اند ،،چون پیامبر دلیل عده را فقط قاطی نشدن انساب به هم دانسته و فقط یک حدیث پیامبر درباره عده فرموده است و حال علما در حالی که آزمایش ژنتیک وجود دارد، چرا به جای عده، فتوا به آزمایش ژنتیک نمیدهند، تا مردم راحت شوند؟

پاسخ:

علما بر طبق روایات متعددی که در مورد لزوم عده در طلاق وارد شده است حکم به عده زن داده اند.

امام صادق فرمود:

«عده زن مطلقه سه بار پاک شدن است در صورتی که حیض میشود و سه ماه می باشد در صورتی که حیض نمی شود»

الکافی ج6 ص90

همین روایت را شیخ طوسی نیز در دو کتاب خود نقل می کند

تهذیب ج8 ص116- وص130

الاستبصار ج3 ص333

در کتاب شریف وسایل الشیعه و پاورقی وسایل در این رابطه بیش از 20 روایت نقل شده است که جهت آگاهی رجوع فرمایید:

وسایل الشیعه ج22 ص198 باب 12 و باب13 وص258 باب41 و...

همینطور میرازی نوری نیز در مستدرک الوسائل در این رابطه روایات متعددی نقل می کند

مستدرک الوسائل ج15 ص370 باب36 و ص334 باب17 و18

بنا براین در لزوم عده طلاق برای زنان دهها روایت در این زمینه وارد شده است که به صورت مطلق حکم به عده نگه داشتن داده شده است

در تفسیر شریف نمونه چنین امده است :

« بدون شک عده دو فلسفه اساسی دارد که در قران و روایات اسلامی به ان اشاره شده است؛

1-نخست مساله حفظ نسل و مشخص نمودن وضع زن از نظر بارداری و عدم بارداری

نوسینده در جای دیگر چنین می اورد:

« این که امروزه گفته می شود با آزمایش می توان نسب فرزند را مشخص کرد مساله قابل قبولی نیست چرا که این آزمایش ها آن قدر که شما فکر می کنید دقیق نیست به طوری که هیچ خطا و اشتباهی در آن نباشد بلکه خطای انسانی و خطای دستگاهی در آنها است

2-فلسفه دیگر این است که عده وسیله ای است برای بازگشت به زندگی اول و از بین بردن عوامل جدایی بخصوص با توجه به اینکه اسلام تاکید می کند که زنان در دوران عده باید در خانه مرد بمانند و طبعا یک معاشرت دائمی چند ماهه خواهند داشت که به آنها مجال خواهد داد مساله جدایی را دور از هیجانات زود گذر مجددا مورد بررسی قرار دهند.

تفسیر نمونه ج24 ص230

کتاب النکاح ج4 ص 51

3-فلسفه دیگری که می توان بیان داشت حکمت بهداشتی ان است ارتباط جنسی زمینه مناسب برای انتقال یا شکل گیری بیماری ها و عفونت های مختلف را فراهم می کند این احتمال در ارتباط های متعدد جنسی بیشتر و خطرناک تر است در این میان زن به دلیل ساختار جسمی و فیزیکی قابلیت بیشتری برای دریافت و پرورش و انتقال بیماری ها و عفونت ها دارد زمان عده در حقیقت می تواند نقش قرنطینه برای رحم زنان باشد

4-حکمت دیگر که می توان بیان داشت عده سبب حفظ حریم زوجیت است، اگر زن امروز پیش یکی و فردا پیش دیگری باشد این مخالف با عواطف و احساسات اعضای خانواده می باشد ازدواج بلافاصله زن به نوعی نادیده انگاری عواطف و احساسات اعضای خانواده است.

به هر حال روایات به صورت مطلق حکم به عده زنان می دهد و نمی گوید تنها دلیل این کار حفظ انساب باشد .بنابراین اگر چه بتوان مشکل انساب را با آزمایش حل کرد ولی نمی توان حکم به جواز نگه نداشتن عده داد.

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 2 آبان 1395

چرا با حضور زنان در ورزشگاه مخالفت می شود؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، سبک زندگی، 

سوال

چرا مراجع با حضور زنان در ورزشگاه مخالفت می کنند فلسفه و دلایل این حکم چیه مگر زنان دل ندارند که در ورزشگاه حضور داشته باشه ؟

پاسخ:

1-حضور زنان در اماکن ورزشی که مخصوص آنهاست و انان را در معرض دید نامحرمان قرار نمی دهد اشکال ندارد

2-حضور زنان در اماکن ورزشی که موجب اختلاط مرد و زن و هتک حرمت و هتک شان منزلت اجتماعی زنان شده و نگاه حرام انان به اندام و بدن ورزشکاران مرد را باعث می گردد و زمینه را برای سوی استفاده و تعرض افراد لا ابالی و اشاعه فساد و بی بند و باری فراهم می سازد مورد حکم مراجع است.

در روایات متعددی اختلاط زنان با مردان به دلیل مفاسدی که به دنبال دارد ممنوع شمرده شده است

الکافی ج5 ص536

المحاسن ص115

وسایل الشیعه ج20 ص235

3-حضرت زهرا فرمود:

"برترین زنان کسانی هستند که نه انان مردان را ببینند و نه مردان انان را ببینند"

کشف الغمه ج1 ص466

حضرت علی فرمود:

"تا می توانی کاری کن که زن تو با مردان بیگانه معاشرت نداشته باشد"

نهج البلاغه نامه 31

همه این ها به دلیل مفاسدی است که ممکن است جامعه را به سبب اختلاط بین زنان و مردان بیگانه فرا گیرد همان مفاسدی که هم اکنون کشورهای غربی با آن دست و پنجه نرم می کنند.

4-از سوی دیگر غالبا در این مکان ها توسط طرفداران تیم های ورزشی حرکات و جملات غیر اخلاقی صورت می گیرد که حضور زنان در این اماکن از اعتبار و شخصیت زنان می کاهد و انان را در معرض بد زبانی افرادی بی بند و بار قرار می دهد

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سه شنبه 20 مهر 1395

حکم قمه زنی ، حکم التطبیر

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، ویژه ماه محرم، 

قمه‌زنی به نظر حضرت آقا چه حکمی دارد؟

این کار به نظر مقام معظم رهبری حرام است

حال آیا مقلدین سایر مراجع هم باید از این دستور تبعیت کنند؟

همه مومنین و مقلدین سایر مراجع با کمال احترام به مراجع معظم تقلید، از این دستور باید تبعیت کنند و از اینگونه کارها در عزاداری که اینها عزاداری نیست، بلکه به ضرر مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام است پرهیز کنند.

آیا مخفیانه بودن یا #مخفیانه نبودن آن با هم فرقی دارد؟

حتی جداگانه هم سوال شده است در مورد اینکه مخفیانه بروند قمه بزنند، فرمودند نه این کار را هم نباید بکنند و منع کردند.


کانال اخبار و مطالب‌ درباره‌ رهبر انقلاب

http://telegram.me/joinchat/BVJQOTudY71xuff_eM03yg

نظرات() 

جمعه 2 مهر 1395

فلسفه تیمم کردن چیست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

سوال

لطفا بفرمایید دست زدن به روی خاک و به پیشانی و پشت دستها کشیدن چه فایده ای مـی تـوانـد داشـتـه بـاشـد؟ اساسا فلسفه تیمم کردن چیه؟

پاسخ:

در پاسخ این گونه ایرادها باید به دو نکته توجه داشت:

1-فایده اخلاقی:

نظرات() 

سوال

چرا اسلام قوانین جزایی و کیفری سخت و طاقت فرسایی مقرر نموده، مثلا در برابر یک بار آلوده شدن به زنای محصنه در آغاز مجازات حبس ابد مقرر گردید و سپس مجازات اعدام تعیین شد، آیا بهتر نبود مـجـازاتـهـای مـلایـمـتری در برابر اینگونه اعمال تعیین گردد تا تعادلی در میان جرم و کیفر برقرار شده باشد؟

پاسخ:

باید توجه داشت که قوانین کیفری اسلام گرچه ظاهرا سخت و شدید هستند، ولی در مقابل، راه اثبات جرم در اسلام به این آسانی نیست، و برای آن شرایطی تعیین شده که غالبا تا گناه علنی نشود آن شرائط حاصل نمی گردد.

مـثـلا:

افزایش دادن تعداد شهود را به چهار نفر که در زنای محصنه مطرح است بقدری سـنـگـین است که فقط افراد بی باک و بی پروا ممکن است مجرم شناخته شوند و بدیهی اسـت ایـن چـنین اشخاص باید به اشد مجازات گرفتار شوند تا عبرت دیگران گردند و مـحـیـط از آلودگـی گـنـاه پاک گردد.

همچنین برای شهادت شهود شرایطی تعیین شده از قـبـیـل رؤیـت و عدم قناعت به قرائن، و هماهنگی در شهادت، و مانند آن، که اثبات جرم را سخت تر می کند.

بـه ایـن تـرتـیـب، اسلام، احتمال یک مجازات فوق العاده شدید را در برابر این گونه گـنـاهـکـاران قـرار داده، و هـمین احتمال اگر چه ضعیف هم باشد می تواند در روحیه غالب افـراد اثـر بـگـذارد.

اما راه اثـبـات آن را مـشـکـل قـرار داده تـا عـمـلا در ایـن گونه موارد اعـمـال خـشـونت بطور وسیع انجام نگیرد، در حقیقت اسلام خواسته اثر تهدیدی این قانون کـیـفـری را حـفـظ کـنـد بـدون ایـن کـه افـراد زیـادی مشمول اعدام شوند.

نـتـیـجـه ایـن کـه روش اسـلام در تـعـیـیـن مـجازات و راه اثبات جرم روشی است که حداکثر تـاثـیـر را در نـجـات جـامـعـه از آلودگـی بـه گـنـاه دارد در حـالی کـه افـراد مـشـمـول ایـن مـجـازاتـهـا عـمـلا زیـاد نـیـسـتند

لذا شایسته است که ما روش اسلام در این زمینه را نامگذاری کنیم به « روش سهل و ممتنع قوانین کیفری اسلام»

تفسیر نمونه ج3 ص310

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 20 شهریور 1395

علت آمین گفتن اهل سنت پس از خواندن سوره حمد

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

سوال

در مکه و مدینه دیده می شود که اهل تسنن پس از خواندن سوره حمد در نماز آمین می گویند اما تشیع چنین نمی کند ایا دلیل خاصی داره؟

پاسخ:

به عقیده شیعیان گفتن « آمین» در نماز پس از سوره حمد بدعت و حرام است و طبق نظر اهل بیت گفتن آن در نماز موجب بطلان نماز می باشد .

شیخ الطائفه ،شیخ طوسی چنین می نویسد:

« گفتن آمین نماز را باطل می کند ،چه آهسته باشد و چه بلند ،در آخر حمد باشد یا قبل از آن ،از سوی امام باشد یا ماموم در هر حال»

الخلاف ج1 ص333

امام صادق فرمود:

« هر گاه پشت سر امام جماعت مشغول نماز بودی هنگامی که امام از قرائت حمد فارغ شد بگو الحمد الله رب العالمین و آمین مگو»

الکافی ج3 ص313

التهذیب ج2 ص74

از برخی روایات نیز استفاده می شود که گفتن آمین پس از سوره حمد از بدعت های یهود و نصاری بوده است چنان که امام صادق فرمود:

« این عمل یهود و نصاری است که شما باید از آن اجتناب کنید»

الاستبصار،ج1 ص319

در روایات اهل سنت نیز ،روایتی دال بر استحباب گفتن آمین یافت نمی شود بلکه از روایات انها استفاده می شود که این عمل بدعت می باشد ،چون به هیچ وجه نقل نشده است که پیامبر در نماز آمین می گفته است با آن که در نماز تمام مستحبات را بجا می اورده است

سنن بیهقی،ج2 ص72؛73،101،102

سنن ابی داود ج1 ص194

بلوغ المرام،ص92

منابع جهت تحقیق:

1-وسائل الشیعه،ج6 ص67 باب17

2-سیمای عقائد شیعه،ص415

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 14 شهریور 1395

دلایل شکسته خواندن نماز مسافر در کتب اهل سنت

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

سوال

ببخشید من یه دوست سنی دارم با هم رفتیم سفر اما دیدم اون تو سفر نمازهاشو شکست نمی خوند و می گفت پیامبر هم نماز هاشو شکسته نمی کرد فکر نمی کردم تو این مساله هم اختلاف داشته باشیم میشه از کتبشون لزوم شکسته خواندن نماز ها رو ثابت کنید تا قانعش کنم .

پاسخ:

مساله شکسته خواندن نمازهای چهار رکعتی در سفر گذشته از انکه در ایه قرآن به آن اشاره شده است

نساء101

در روایات فراوانی از اهل بیت پیامبر گرامی نیز بیان شده است

وسائل الشیعه ج8 ص451 ابواب نماز مسافر

در روایات متعددی از منابع اهل سنت نیز تشریح شده است از جمله:

1- مسلم از موسى بن سلمه هذلى نقل مى کند از ابن عباس پرسیدم: آنگاه که در مکّه هستم (مسافرم) چگونه نمازبخوانم؟ فرمود:«دو رکعت نماز بخوان که سنّت پیامبر است»

صحیح مسلم ج1 ص258

مسند احمد ج1 ص290

2- مسلم از انس نقل مى کند:

«پیامبر در یکى از سفرهاى خود به مکه نمازظهر را در مدینه چهار رکعت خواند و نماز عصر را در ذوالحلیفه (مسجد شجره) دو رکعت خواند»

صحیح مسلم ج2 ص144

این قبیل روایات که شمار آنها در صحیح مسلم به نُه حدیث مى رسد، حاکى از آن است که شکسته خواندن نماز، امرى لازم است و اعراض از آن، اعراض از سنّت پیامبر به شمار مى آید.

رجوع شود به شرح نووی بر صحیح مسلم،ج5 ص207

3-ابوداود از عمران بن حصین نقل می کند:

«با پیامبر در نبرد با مشرکان شرکت کردم و در فتح مکه افتخار ملازمت داشتم، پیامبر 18 شب در مکّه اقامت گزید و همیشه چهار رکعتى را دو رکعت مى خواند و به مردم مکّه مى گفت: اى مردم شهر، شما نمازتان را چهار رکعت بخوانید، ما گروهى مسافر هستیم»

سنن ابی داود ج1 ص10

سنن ترمذی ج2 ص430

4-تعداد روایاتى که در مورد شکسته خواندن نمازهاى چهاررکعتى در سفر آمده، بیش از آن است که در این جا نقل شود. در کتاب «الانصاف» ،علامه سبحانی ، 26 روایت از پیامبر و یارانش در این مورد طبق کتب اهل سنت نقل شده است

الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف ج1 ص331 به بعد

مجموع روایات حاکى از لزوم قصر و عدم جواز اتمام است و چه دلیلى روشن تر از گفتگوى رسول خدا با مردم مکه در روایت اخیر.

اعتراض صحابه به عثمان:

پیامبر گرامى و دو خلیفه بعدى حتى خود عثمان، سالیانى در سفرهاى خود به مکّه، نماز را در منى ،دو رکعت مى خواندند، آنان هر چند اهل مکّه بودند و فاصله مکه و منى 6 کیلومتر بیشتر نبود، ولى چون از شهر خود اعراض کرده بودند، حالت مسافر داشتند، ولى متاسفانه در یکى از سفرها، عثمان به جاى دو رکعت، چهار رکعت خواند، در این هنگام، صداى اعتراض همگان بر علیه او بلند شد.

مسلم در صحیح خود چنین نقل مى کند:

« عثمان در منى ،نمازظهر و یا عصر را چهار رکعت خواند. وقتى خبربه عبداللّه بن مسعود رسید، استرجاع کرد، یعنى گفت: «اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَیْهِ راجِعُونَ» سپس افزود:

« من با دو خلیفه پیشین در منى نمازخواندم، آن دو نفر نمازهاى چهار رکعتى را دو رکعت مى خواندند.»

شرح صحیح مسلم،نووی،ج5 ص209

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

حکمت و فلسفه واقعی احکام و از جمله حرمت استفاده از طلا برای مردان برای ما کاملا مشخص نیست اما می دانیم که این حکم حتما دارای مصالح بوده است .

امام صادق فرمود:

« از انجایی که می دانیم خداوند حکیم است تصدیق می کنیم که تمام افعالش از روی حکمت است اگر چه فلسفه انها را ندانیم»

بحار الانوار ج52 ص91

در این مورد روایاتی وارد شده است که استفاده می شود استعمال طلا برای مردان جایز نیست .

پیامبر گرامی فرمود:

« انگشتر طلا بدست نکن چون زینت تو در آخرت خواهد بود»

الکافی ج6 ص468

امام صادق فرمود:

« در دست خود هیچ انگشتری از طلا مکن»

همان مدرک ص469

وفرمود:

« طلا لباس بهشتیان است و خداوند طلا را در دنیا زینت زنان قرار داده و بر مردان پوشش طلا را حرام داشته و نماز در آن را باطل اعلام کرده است»

التهذیب ج2 ص227

شاید بتوان گفت که علت تحریم طلا برای مردان و جائز بودن آن برای زنان آن است که اصولا طلا برای زینت کردن استفاده می شود و طبیعت مرد و زن تفاوت دارد .طبیعت و غریزه زن به سوی زیبایی و زینت گرایش یافته و اصولا زیباتر هم افریده شده پس برای او مجاز شده در عین اینکه زیبایی و زینت زن باعث برقراری روابط گرم و صمیمانه خانواده و گرایش مرد به سوی تشکیل خانواده و برقرار بودن نوع و نسل می شود

اما گرایش مردان به زینت در عین حال که در انها روحیات زنانه به وجود می آورد و از طبیعت خود دور می کند آن ها را از مسئولیت در امور اساسی زندگی دور می کند و به سوی تجملات و مظاهر دنیا و چه بسا دوری از پرودگار سوق می دهد

البته برخی در این زمینه این موارد را نیز بیان کرده اند:

گلبول های سفید در خون مرد بیش از زن است .از طرف دیگر طلا در افزایش این گلبول ها موثر است لذا وجود آن برای زن مفید است ولی برای مردان چندان مناسب نیست و ممکن است موجب برهم زدن گلبول های سرخ و سفید گردد ونیز موجبات تحرکات عصبی مردان را فراهم می کند

سالنامه پیام اسلام ،سال1357

بهداشت در اسلام،دکتر اردوبادی

البته چنان که گذشت عمده دلیل ما در این مساله روایات فراوانی است که در مجامع روایی ما ثبت وضبط شده است و فلسفه اصلی این حکم نیز برای ما دقیقا مشخص نیست .

وسائل الشیعه ج4 ص412 باب30

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

یه نفر رو میشناسم سه بار زنش رو طلاق داده

سه بار فقط یه زن رو طلاق داده یعنی یعد از اینکه با هم ازدواج کردن دعواشون میشده و طلاق میگرفتن از هم ولی به علت علاقه زیاد باز با هم ازدواج میکنن

خوب چرا باید زن با یه مرد دیگه ازدواج کنه؟تا بتونه دوباره برگرده به شوهر اول

پاسخ

بعد از طلاق سوم زن و مرد باید برای همیشه از هم جدا شوند مگر در صورتی که زن همسر دیگری انتخاب کند و پس از آمیزش جنسی از او طلاق بگیرد در این صورت اگر بخواهد با شوهر اول اشتی کند مانعی ندارد

فلسفه این شرط معلوم است؛

زیرا اسلام با مقرّر کردن آن، خواسته است از تکثیر طلاق بکاهد و از این که طرفین طلاق را بازیچه خود قرار دهند (هر موقع خواستند ازدواج کنند و هر موقع خواستند از هم جدا شوند) جلوگیرى نماید؛ زیرا:

اوّلا:

هنگامى که مرد مى خواهد اقدام به طلاق سوّم کند، اگر به موضوع «محلّل» متوجّه شود و بداند که ازدواج چهارم منوط به این است که این زن با شخص دیگرى ازدواج کند وطلاق بگیرد، ممکن است از اصل طلاق منصرف شود؛ زیرا، اقدام زن و مرد به طلاق معمولا توام با امید برگشت است و این امید در طلاق سوّم بکلّى منتفى است، چون هیچ مقامى نمى تواند شخص دوّم را مجبور به طلاق سازد؛ چون ممکن است روح طرفین آن چنان با یکدیگر توافق پیدا کند که طرفین مایل به ادامه ازدواج باشند و یا لااقل شوهر دوّم (محلّل) حاضر به طلاق نشود.

اندیشه این مطلب که شاید «محلّل» دیگر زن راطلاق ندهد، در بسیارى از افراد موثّر افتاده و از اقدام به طلاق باز مى دارد.

در حقیقت موضوع محلل مانعی است که بر سر راه مردان پر هوس و فریبکار گذارده شده است تا زن را بازیچه هوسهای سرکش خود نسازد و به طور نامحدود از فانون طلاق و رجوع استفاده نکند

ثانیاً:

لزوم وجود «محلّل» در ازدواج چهارم چه بسا حسادت و به تعبیر صحیح تر عواطف و غیرت و شهامت مرد را تحریک کند که فکر طلاق را از مغز خود بیرون سازد؛ زیرا غیرت و عاطفه خاصّ زناشویى مانع از آن مى شود که زنى که مدّتى با او به سر برده - حتّى پس از طلاق و از طریق مشروع - در اختیار دیگران قرار گیرد؛ و اسلام با پیش کشیدن مساله «محلّل» در ازدواج مجدّد، خواسته است عواطف مردان را به نفع زنان و براى بقاى رشته زناشویى تحریک کرده و از طریق صحیح و معقول، از افزایش طلاق جلوگیرى نماید.

در پایان باید این نکته را نیز متذکر شد:

ازدواج با شخص دیگر گاهى تمایلات زن را به شوهر اوّل تشدید مى کند؛ زیرا گاهى ازدواج دوّم مطابق میل زنان صورت نمى گیرد و رفاه و آسایشى که در خانه شوهر اوّلى داشت در خانه دوّمى میسّر نمى شود؛ چه بسا عواطف و اخلاق شوهر اوّلى در نظر وى برترى پیدا مى کند و با این شرایط و مقایسه، انقلاب روحى پیدا کرده و به ارزش زندگى از دست رفته خود پى مى برد و با حالت حسرت و ندامت تصمیم مى گیرد که اگر ورق برگردد و بار دیگر با شوهر اوّل ازدواج نماید، تا آن جا که ممکن است محیط زندگى را گرم و روشن نگاه دارد و از پیش کشیدن موضوعات کوچک منصرف شود و به ناسازگارى خود در پرتو صبر و استقامت خاتمه دهد.

پاسخ به پرسش های مذهبی،ایات عظام مکارم و سبحانی،ص347

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

کسی که روزه برایش ضرر دارد چه کند؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، 

سوال: اگر انسان شک داشته باشد که روزه برایش ضرر دارد یا نه، ولی پزشک او را از روزه گرفتن منع کند، تکلیف چیست؟

پاسخ:

همه مراجع: اگر از گفته پزشک برای او ترس پیدا شود و احتمال عقلایی بدهد که روزه برایش ضرر دارد، نباید روزه بگیرد. [1]

آیات عظام: امام، خامنه ای، سبحانی و مکارم: اگر از گفته پزشک یا منشأ عقلایی دیگری برای او ترسِ ضرر پیش بیاید، روزه حرام است.

------------------------------------

سوال: پزشکی مرا از روزه گرفتن منع کرده است؛ با توجه به این که او نسبت به مسائل شرعی آگاهی ندارد، آیا باید به تشخیص وی عمل کنم؟

پاسخ:

همه مراجع: چنانچه از گفته و تشخیص پزشک (حتی اگر غیر مسلمان باشد) اطمینان یا ترس از ضرر برای شما پیدا شود، نباید روزه بگیرید. [2]

----------------

منبع:

[1]. توضیح المسائل ده مرجع، م 1743 و 1744؛ بهجت، استفتائات، ج2، با استفاده از س 2885 و 2886 و 2888 و 2889؛ خامنه ای، اجوبه الاستفتائات، س 755؛ سبحانی، توضیح المسائل، م 1652 و 1653؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج1، م 1032؛ مکارم، توضیح المسائل، م 1464 و 1465 و استفتائات جدید، ج1، با استفاده از س 301 و ج 3، با استفاده از س 302.

[2]. منبع: امام، استفتائات، ج1، (احکام روزه)، س 40؛ بهجت، استفتائات، ج2، با استفاده از س 2885 و 2886؛ خامنه ای، اجوبه الاستفتائات، س 755؛ مکارم: استفتا.



مرکز نشر احکام

telegram.me/ahkam_din

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

روزه در هوای گرم

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، 

سوال: اینجانب کارگر شاغل در شرایط بسیار بد آب و هوایی (گرمای 45 درجه) و کار سنگینم که روزه گرفتن برایم بسیار مشکل است؛ به طوری که کارم را تحت تاثیر قرار می دهد و ممکن است به اخراجم منجر شود؛ تکلیفم چیست؟

پاسخ :

همه مراجع: اگر مرخصی و اشتغال موقت به شغل دیگری که با روزه گرفتن منافاتی ندارد و یا مسافرت در ابتدای هر روز برای شما امکان ندارد، باید روزه بگیرید و اگر در بین روز، روزه برای شما ضرر یا مشقت زیاد داشته باشد – به طوری که شما را از ادامه کار باز می دارد که لازمه امرار معاش است – افطار برای شما جایز است و بعدا باید آن را قضا کنید؛ ولی در غیر این صورت، ترک آن به جهت برخی عذرها جایز نیست.

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

احکام زن حایض در ماه مبارک رمضان

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، 

اگر زن حایض در ماه رمضان، پیش از اذان صبح از حیض پاک شود، تکلیف او چیست؟

پاسخ:

همه مراجع: اگر برای غسل وقت دارد، باید غسل کند و چنانچه وقت تنگ است، تیمم کند و روزه اش صحیح است و در صورتی که از روی عمد، غسل یا تیمم نکند، روزه اش باطل است و باید کفاره بدهد. [1]

آیت الله سیستانی: بنابر احتیاط مستحب علاوه بر قضا، کفاره نیز بدهد.

-------------------------------

یه سوال دیگه

اگر زن روزه دار در روز، خون حیض ببیند، تکلیف چیست؟

پاسخ:

همه مراجع:

نظرات() 

پاسخ :

همه مراجع: دختر یا پسری که تازه بالغ شده است، ولی به علت ضعف جسمانی نمی تواند همه ماه رمضان را روزه بگیرد، باید همان روزهایی که توانایی دارد، روزه بگیرد و بقیه را در طول سال به تدریج قضا کند. [1] و اگر تا سال بعد همه به علت ضعف جسمانی نتواند قضا کند: چیزی به عهده اش نیست. [2]

آیات عظام: بهجت، خامنه ای، سبحانی، صافی و مکارم: قضای این روزه ها بر او واجب نیست ولی باید برای هر روز یک مد طعام، کفاره به فقیر بدهد. [3]

آیت الله سیستانی: باید روزه ها را قضا کند و بنابر احتیاط واجب برای هر روز یک مد طعام، کفاره به فقیر بدهد. [4]

-------------------

منبع:

[1]. امام، استفتائات، ج1، (روزه)، س 88؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1363 و استفتائات، ج2، س 2894؛ خامنه ای، اجوبه الاستفتائات، با استفاده از س 734؛ صافی،‌ جامع الاحکام، ج1، س 504.

[2]. امام، استفتائات، ج1، (روزه)، س 88.

[3]. بهجت، استفتائات، ج2، با استفاده از س 2891؛ خامنه ای، سایت، پرسش های متداول، روزه؛ سبحانی، احکام بانوان، م 302؛ صافی، جامع الاحکام، ج1، با استفاده از س 502؛ مکارم، استفتائات جدید، ج2،‌س 439.

[4]. سیستانی،‌ توضیح المسائل، با استفاده از م 1674.

#احکام_روزه


مرکز نشر احکام

telegram.me/ahkam_din

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

حکم تزریق سرم در حال روزه ماه رمضان چیست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، 

پاسخ:

آیات عظام امام و خامنه ای:

نظرات() 

سه شنبه 22 دی 1394

اسراف و زیاده روی

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: سبک زندگی، احکام، 

به نام حضرت حق

خداوند متعال وقتی انسان را آفرید، برای زندگی و ادامه حیاتش، نعمت های فراوانی به او عطا فرمود و مومنان را به مصرف درست از این نعمت ها تشویق نمود ،از دید قرآن کریم مصرف درست و صحیح شرایطی دارد:

1- حلال بودن و پاک بودن :

مال حلال به مالی گفته می شود که از راه هایی که خداوند مشخص فرموده اند(شرعی)بدست بیاید.

مثل خرید و فروش یا شکار صید و غیره، طبق موازین شرعی

 در قرآن آمده فَکُلُوا مِمَّا رَزَقَکُمُ اللَّهُ حَلالاً طَیِّباً (1) پس ، از آنچه خداوند روزی شما کرده که حلال شرعی و پاکیزه طبعی است بخورید و تصرف کنید.

2- اعتدال در مصرف :

خداوند متعال در قرآن پیروانش را به میانه روی و اعتدال در مصرف دعوت فرموده و از هرگونه اسراف ، زیاده روی و تجمل بر حذر داشته است، ولی با توجه به آیات و روایات فراوان در این مورد ، موارد زیادی در جامعه مسلمانان مشاهده می شود که سخت به  آن دچار هستند و شاید بتوان گفت یکی از عوامل اسراف در میان مسلمانان عدم شناخت آن ، در مصادیق و جلوه های گوناگون است.


پیامبر اکرم می فرمایند : إیاکم والسرف فی المال والنفقه، وعلیکم بالاقتصاد (2)

از اسراف در مال و خرج زندگی بپرهیزید و هرگز جانب اعتدال را رها نکنید.




----------------------------------------------------

1-نحل 114

2-الحیاه ج 4 ص 204

نظرات() 

یکشنبه 22 آذر 1394

عمل به احکام خدا

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: سبک زندگی، احکام، 

یک جوانی پرسید حاج آقا چرا بعضی کارها حلال و بعضی حرام هست؟

 اصلا چرا نمیتونیم هر کاری که بهمون حال میده انجام بدیم؟

حاج آقا گفت : وقتی آدم یه ماشین نو خریداری میکنه ، میره پیش مهندس خودرو یا دفترچه مراقبت از خودرو رو مطالعه می کنه تا خدایی نکرده یهویی موتور نسوزونه و خراب نشه ، ما آدم ها هم باید ببینیم برای اینکه موتور نسوزونیم ، خالق و سازنده انسان چه توصیه هایی داره ، پس برو از خدا بپرس که چه جوری باید حال کنی .

روایتی از امام باقر علیه السلام که بیانگر اهمیت احکام اللهی است .
حضرت می فرمایند : و َاللّه‏ِ لَحَدیثٌ تُصیبُهُ مِن صادِقٍ فى حَلالٍ و َحَرامٍ خَیرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَت عَلَیهِ الشَّمسُ حَتّى تَغرُبَ؛
به خدا قسم اگر از شخصى راستگو حدیثى درباره حلال و حرام بشنوى، از آنچه كه آفتاب بر آن طلوع و غروب مى ‏كند براى تو بهتر است.
محاسن ص227، ح 157 - کافی(ط-الاسلامیه) مقدمه ص 7

.

نظرات() 










بسم الله الرحمن الرحیم
خدای متعال نیازهایی مختلفی را در وجود انسان قرار داده است.یکی از این نیازها ، نیاز جنسی است که باید به صورت صحیح ارضاء شود یعنی از طریق مشروع که همان «ازدواج» است.

ارضای جنسی با روش درست كه با فطرت انسانی سازگار باشد ، هم جسماً و هم روحاً برای سلامت انسان  لازم است. باید توجه داشت که همان فرقی كه بین زنا و آمیزش با همسر هست بین استمناء و عمل زناشویی هم هست.
 قطعا خودارضایی، زنا، هم جنس بازی باعث از بین رفتن سلامت روحی و روانی و جسمی می شود.
«استمناء» (خود ارضایی) یعنی :
این که انسان با خودش کاری کند که از او منی بیرون بیاید ؛مثلا با  بازی کردن با دست، گوش کردن به سخن و صدای زن نامحرم، رد و بدل کردن حرف های عاشقانه، در خیال آوردن و فکر کردن به مسائل شهوت انگیز؛ از نظر اسلام اگر کسی با عمدا یکی از این اعمال را به قصد خروج منی انجام دهد و منجر به خروج منی بشود، استمنا و حرام است.
اما دلیل حرمت استمناء:
 آیاتی از قرآن مجید است  که ضمن بیان صفات مؤمنین و صفات اهل بهشت، می فرماید:
 «و آنها که دامان خویش را (از بى ‏عفّتى) حفظ می کنند، جز با همسران و کنیزان (که در حکم همسرند آمیزش ندارند)، چرا که در بهره‏ گیرى از اینها مورد سرزنش نخواهند بود! و هر کس جز اینها را طلب کند، متجاوز است!«۱»
فقها و مفسرین از این آیات حرمت استمناء را استفاده کرده اند  چرا که «استمناء» نیز بهره گیری جنسی از غیر راه هایی است که در آیه مجاز شمرده شده است. علاوه بر این دو آیه روایات زیادی از ائمه معصومین(ع)  داریم  که دلالت بر حرمت استمناء دارد. از این عمل در روایات با عناوین و اسامی مختلفی مثل دلک (مالیدن آلت با دست )،بازی با آلت (عَبِثَ بِذَکَرِهِ )، الْخَضْخَضَةِ، النَّاکِحُ نَفْسَهُ (ازدواج با خود) و نَاکِحُ الْکَفِّ (ازدواج با کف دست) تعبیر شده است.
همچنین از لحاظ پزشکی هم عوارض جسمی و روانی واجتماعی  برای آن ذکر کرده اند که عبارتند از:

1. خستگى و كوفتگى، 2. عدم تمركز حواس، 3. ضعف حافظه، 4. استرس و اضطراب. 5. حساسیت بیش از حد و زودرنجى، 6. كمردرد، 7. ریزش موها، 8. ناتوانى جنسى زودرس در جوانى، 9. بى‏خوابى یا بدخوابى و مشكلات مشابه. 10. انزال زودرس و غیرارادى یا خروج منى به صورت قطره قطره، 11. بى‏میل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، دیر ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك و....

فرق خود ارضایی با عمل زناشویی:

انزال منی كه از طریق ارتباط با همسر صورت می گیرد، دارای تفاوت هایی با خودارضایی است كه به صورت خلاصه به آن اشاره می شود:
1. در ارتباط با همسر چون ارتباط عاطفی ایجاد می شود ، سیستم اعصاب سمپاتیك و پاراسمپاتیك به صورت متعادل تحریك گشته و اندام هایی كه تحت تاثیر این سیستم ها هستند به صورت طبیعی فعالیتشان افزایش یا كاهش می یابند. (تندی ضربان قلب، تندی تنفس و ...) اما در استمنا چون فرد از طریق خیالات و بدون وجود ارتباط عاطفی مستقیم خود را تحریك می كند. تحریك اعصاب فوق به صورت متعادل صورت نمی گیرد. و بنابراین فعالیت اعضای تحت تاثیر این اعصاب به صورت غیرطبیعی كاهش یا افزایش می یابد و خود باعث عوارض جسمی می گردد كه فقط در استمنا دیده می شود. مانند لرزش اندام ها، عدم تمركز حواس، كم شدن قدرت حافظه و ...
2. در ارتباط طبیعی و به خصوص اگر انزال منی از طریق مقاربت صورت گیرد كیسه های منی به طور كامل تخلیه شده و ارضاء كامل صورت می گیرد. ولی در استمنا بستگی به شدت خیالات فرد تخلیه كیسه ها متفاوت است و در بعضی مواقع بزرگی بیش از حد پروستات، عدم تخلیه كامل كیسه های منی، سوزش ادرار و ... بروز می دهد.
3. از نظر روحی روانی نیز حالت احساس گناه، پشیمانی، افسردگی، اضطراب و ... كه پس از استمنا برای فرد رخ می دهد پس از مقاربت طبیعی برای فرد وجود ندارد بلكه بر خلاف آن حالت شادی و آرامش روحی ایجاد می شود.
4. از نظر معنوی نیز بحث ارتكاب گناه و دوری از درگاه حضرت حق مطرح است كه در استمنا وجود دارد ولی در ارتباط با مقاربت انسان حلال الهی را انجام داده است و باعث نزدیكی و قرب به درگاه خداست.

5. زمانی كه بدن خود انسان تامین كننده نیاز جنسی خود قرار می گیرد در این صورت، این بدن همیشه در همراهی با او است. كم كم او را در یك حالت تحریك جنسی دائم قرار می دهد چون خودش از خودش لذت می برد و این نزدیكی فاصله و بدون واسطه وی را به سمت حالت تحریك دایم از خود قرار می دهد و تحریك پذیری سریع زود و دایم جدای از اثرات مخرب اجتماعی و اخلاقی فرد، موجب خرد شدن پیكر آدمی و پیری زودرس و شكستگی چهره می شود.
6. در ازدواج  انسان همیشه همسر خود را در اختیار دارد می تواند نیازهای جنسی خود را به موقع و صحیح  پاسخ گوید. عمل جنسی كه در ازدواج صورت می گیرد صرفا قرار گرفتن دو جسم مادی در كنار همدیگر نیست بلكه این عمل ظاهری؛ محبت به یكدیگر، ایثار و از خودگذشتگی در حق همدیگر و بسیاری از فواید روحی و روانی را در پی دارد كه در این مجال طرح آن ممكن نیست ولی خود ارضایی یك انحراف جنسی است كه عواقب بسیار وخیمی برای فرد به همراه دارد.

----------------

«۱»وَ الَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ(*)إِلَّا عَلىَ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانهُُمْ فَإِنهَُّمْ غَیرُْ مَلُومِینَ(*) فَمَنِ ابْتَغَى‏ وَرَاءَ ذَالِکَ فَأُوْلَئکَ هُمُ الْعَادُونَ (*):  معارج، 2 8 تا 31؛ مؤمنون، 5 تا9.

نظرات() 

جمعه 1 آبان 1394

حکم خرید و فروش در روز عاشورا

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، 

کسب روزی  و امرار معاش یکی از مهمترین دغدغه های ذهن بشر بوده و است. دین اسلام هم به خاطر جامعیتش به این موضوع اهمیت ویژه ای داده  و نیاز بشر را درک کرده است تا جاییکه پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) فرمودند: «اَلْعِبادَةُ عَشْرَةُ اَجْزاءٍ تِسْعَةُ اَجْزاءٍ فى طَلَبِ الْحَلالِ؛/عبادت ده جزء دارد، که نُه جزء آن، طلب روزى حلال است.»[۱]
پس خداوند هم برای این نیاز بشر ارزش و احترام و ثواب خاصی در نظر گرفته است. اما در بعضی ایام به خاطر ویژگی های آن روز، روایاتی برای نهی از کسب و کار و تامین معاش برای خانواده وارد شده است. از جمله روز عاشورا که در روایات احکام و آداب ویژه ای برای این روز پر از حزن و اندوه ذکر شده است.
امام باقر (علیه السلام) فرمودند:
«اگر قدرت و توانائى این را داشتى كه آن روز (روز عاشوراء) را بدنبال نیازمندى‏ هایت نروى البته مرو چه آنكه این روز، روز نحسى بوده و حاجت در آن روا نمى‏ گردد و اگر هم حاجت برآورده شود براى شخص حاجت‏مند مبارك نبوده و وى خیر نخواهد دید. توجّه داشته باشد در آن روز در منزلت آذوقه ‏اى را ذخیره نكنى چه آنكه اگر كسى در آن روز در منزلش چیزى را ذخیره كند برایش میمون و مبارك نبوده و براى اهلش نیز بركت نخواهد داشت.»[۲]
خوب می دانیم که اقل نیاز انسان در آن روز تامین معاش و روزی برای اطعام و خیرات است. و اگر برای نیاز عزاداران و اطعام این روز هم ضرورتی باشد، می شود در روز قبل خرید های مورد نیاز عاشورا را انجام داد و یا اینکه خدمات ارائه شده در این روز رایگان باشد تا مالی وارد اموال ما نشود چون به فرموده امام معصوم، برکتی در این مال نیست.
اما حکم شرعی خرید و فروش در روز عاشورا چیست و آیا شرعا در صورت ضرورت یا غیر ضرورت می شود به کسب و کار در این روز پرداخت؟
حضرت آیت الله سیستانی
س: آیا کار کردن در روز عاشورا حرام یا مکروه است ؟
ج: سزاوار است که در ایام شهادت اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) مغازه داران تعطیل کنند بلکه اگر باز ماندن مغازه ها جسارت به ساحت مقدّس اهل بیت (علیهم السلام) محسوب شود باید از آن اجتناب کنند.
کار کردن و کسب در روز عاشورا مکروه است.[۳]
---------------------------
پی نوشت:
[۱]. بحارالأنوار، علامه مجلسى، ۱۱۰ جلد، بیروت‏، ۱۴۰۴ هجرى قمرى‏، ج ۱۰۳، ص ۹، ح ۳۷.
[۲]. «فَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ لَا تَنْتَشِرَ یَوْمَكَ فِی حَاجَةٍ فَافْعَلْ فَإِنَّهُ یَوْمُ نَحْسٍ لَا تُقْضَى‏ الأفِیهِ حَاجَةُ مُؤْمِنٍ وَ إِنْ قُضِیَتْ لَمْ یُبَارَكْ لَهُ فِیهَا وَ لَمْ یَرَ رُشْداً وَ لَا تَدَّخِرَنَّ لِمَنْزِلِكَ شَیْئاً فَإِنَّهُ مَنِ ادَّخَرَ لِمَنْزِلِهِ شَیْئاً فِی ذَلِكَ الْیَوْمِ لَمْ یُبَارَكْ لَهُ فِیمَا یَدَّخِرُهُ وَ لَا یُبَارَكُ لَهُ فِی أَهْلِه‏» بحار الأنوار، علامه مجلسى، ۱۱۰ جلد، بیروت‏، ۱۴۰۴ هجرى قمرى‏، ج ۹۸، ص ۲۹۱ و ۲۹۰.

نظرات() 

پنجشنبه 23 مهر 1394

لباس مشکی

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، 

با فرا رسیدن ایام سوگواری امام حسین (علیه السلام)، معمولا عزادارن لباس های مشکی خود را به تن می کنند و با پوشیدن لباس مشکی خود را در عزای اهل بیت شریک و سهیم می دانند.
سیاه پوشی یکی از رسوم مردم همه دنیا است که با رنگ سیاه پوشیدن، خود را غمگین و داغدار نشان می دهند و مربوط به دین و آیین خاصی نیست.
در سیره امام حسن مجتبی (علیه السلام) هم این مورد ذکر شده است. ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه می گوید: «امام حسن (علیه السلام) در سوگ امیرمؤمنان علی (علیه السلام) جامه سیاه پوشید و با همین جامه برای مردم خطبه خواند.»[۱]
زنان بنی هاشم در ماتم امام حسین (علیه السّلام) لباس های سیاه و خشن پوشیدند. فرزند امام سجاد (علیه السلام) از قول پدرش نقل می کند:«هنگامی که جدّم حسین علیه السّلام کشته شدند، زنان بنی هاشم لباس سیاه و خشن پوشیدند و از گرما و سرما شکایتی نمی کردند و اینگونه بود که امام سجاد علیه السّلام برای آن ها غذای ماتم زدگان و عزاداران تهیه می کرد.»[۲]
اما لازم است برای اطمینان بیشتر و رد این شبهه نظر مراجع محترم را هم نقل کنم.
حضرت آیت الله خامنه ای
س: آیا پوشیدن لباس مشكى جهت عزادارى امام حسین (علیه السلام) و سایر امامان استحباب دارد؟
ج: بطور كلى پوشیدن لباس مشكى اگر براى تعظیم شعائر باشد، داراى اجر و ثواب خواهد بود.[۳]
حضرت آیت الله سیستانی
س: حکم لباس مشکی در دو ماه محرم و صفر مستحب است یا مکروه ؟
ج: کار شایسته و پسندیده ای است.[۴]
آیت الله مکارم شیرازی
س: آیا پوشیدن لباس سیاه در ایام شهادت حضرت زهرا با توجه به وحدت و کراهت لباس سیاه جایز است؟
ج: با توجه به این که پوشیدن لباس مشکی در ایام شهادت حضرات معصومین نوعی تعظیم شعائر الهی محسوب می شود کراهت ندارد.[۵]

مطالعه بیشتر درباره سنت سیاه پوشی
------------------------------
پی نوشت:
[۱]. «وكان خرج إلیهم وعلیه ثیاب سود» شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج ۱۶، ص ۲۲ .
[۲]. روی عن عمرو بن زین العابدین أنّه قال: «لمّا قتل جدی الحسین المظلوم الشهید لبس نساء بنی هاشم فی مأتمه ثیاب السواد و لم یغیّرنها فی حرّ أو برد و کان الإمام زین العابدین یصنع لهنّ الطعام فی المأتم» وسائل الشیعة، شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، ج۳ ص۲۳۸ ، تاریخ وفات مؤلف: ۱۱۰۴ ق‏، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، مكان چاپ: قم‏، سال چاپ: ۱۴۰۹ ق.‏
[۳]. سایت آیت الله خامنه ای/ استفتاات جدید
[۴[. سایت آیت الله سیستانی
[۵]. سایت آیت الله مکارم شیرازی

نظرات() 

دوشنبه 5 تیر 1391

* استفتاء از دفتر مقام معظم رهبری *

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، 

با سلام
اگر یک گوسفند یا گاو در یک چاهی بیافتد و هنوز زنده باشد ولی قادر نباشیم که سریعا آن

رادر بیاوریم وذبح کنیم , آیا کشتن با اسلحه یا یک چیز تیز حلال می شود؟ اگر راهی وجود

دارد بیان کنید.


با تشکر

بسمه تعالی
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته
اگر حیوانى سركش شود و نتوانند آن را به دستورى كه در شرع معین شده بكشند، یا مثلًا در چاه بیفتد و احتمال بدهند كه در آن جا بمیرد و كشتن آن به دستور شرع ممكن نباشد، چنانچه با چیزى مثل شمشیر كه به واسطه تیزى آن بدن زخم مى‏شود به بدن حیوان زخم بزنند و در اثر زخم جان بدهد حلال مى‏شود و رو به قبله بودن آن لازم نیست، ولى باید شرطهاى دیگرى را كه براى سر بریدن حیوانات گفته شد دارا باشد.
موفق و مؤید باشید


نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه