تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب تیر 1395

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

پنجشنبه 31 تیر 1395

آیا دین از سیاست جداست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، قرآنی، احادیث، انقلاب اسلامی، 

سوال

برخی میگن دین از سیاست جداست لطفا این حرف رو رد کنید و ثابت کنید که سیاست و تشکیل حکومت ضروری اسلام است

پاسخ:

ادله قرانی و روایی و عقلی بر پیوند بین دین و سیاست و ضرورت تشکیل حکومت گواهی می دهد که به برخی اشاره می کنیم

ادله قرانی بر ضرورت حکومت:

1-در داستان بنى اسرائیل مى خوانیم: هنگامى که بر اثر هرج و مرج داخلى و نداشتن حاکمیت قوى و لایق، گرفتار ضعف و فتور و شکست شدند، و دشمنان بر آنان مسلط گشتند، نزد پیامبر خویش آمدند و گفتند: «زمامدارى براى ما انتخاب کن تا تحت فرماندهى او در راه خدا پیکار کنیم»; پیامبرشان گفت: «شاید اگر دستور جهاد به شما داده شود سرپیچى نمایید; و در راه خدا پیکار نکنید»; گفتند: «چگونه ممکن است در راه خدا جهاد نکنیم; در حالى که از خانه ها و فرزندانمان رانده شده ایم؟» (شهرهاى ما بوسیله دشمن اشغال، و فرزندان ما اسیر شده اند.)

بقره 246

اگر چه در این آیه به یکى از ابعاد و آثار وجود زمامدار براى یک قوم و ملت اشاره شده، و آن مسأله مبارزه با دشمنان خارجى و پاک کردن شهرها از لوث وجود بیگانگان و آزادى اسیران است; ولى مسلّم است که در ابعاد دیگر نیز این معنى صادق به نظر مى رسد.

قرآن با این تعبیر نشان مى دهد که بدون تشکیل حکومت با حاکمیت قوى رسیدن به آزادى و آرامش اجتماعى ممکن نیست; البته شاید تصور شود

درخواست بنى اسرائیل در اینجا تنها براى تعیین فرمانده لشگر بود، نه زمامدار; ولى باید توجه داشت که تعبیر به «ملک» به معنى زمامدار در تمام شئون است; هر چند برنامه بارز او در این ماجرا پیکار با دشمنان خارجى بوده است.

در حقیقت پیامبر آن زمان (اشموئیل) نقش رهبر را در آن جامعه به عهده داشت; و طالوت منتخب او در نقش زمامدار و فرمانده لشکر بود.

2-قرآن در ذیل همین ماجرا در چند آیه بعد، سخن از شکست لشکر جالوت در برابر بنى اسرائیل به میان آورده، و مى گوید:

«سپس به فرمان خدا، آنها دشمن را به هزیمت واداشتند، و داوود (جوانِ کم سن و سال و نیرومند و شجاعى که در لشکر طالوت بود) جالوت (زمامدار دشمن) را کشت; و خداوند حکومت و دانش به او بخشید، و از آنچه مى خواست به او تعلیم داد. و اگر خداوند، بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نمى کرد زمین را فساد فرا مى گرفت ، ولى خداوند نسبت به جهانیان لطف و احسان دارد».

بقره 251

جمله اخیر به خوبى نشان مى دهد که اگر حکومت مقتدر و نیرمندى نباشد، و جلوى طاغیان و سرکشان را نگیرد، زمین پر از فساد مى شود; به این ترتیب حکومت عادلانه یکى از عطایاى بزرگ الهى است که جلو مفاسد دینى و اجتماعى را مى گیرد.

3- شبیه همین معنى در آیه 40 سوره «حجّ» نیز آمده است که بعد از اجازه جهاد در برابر دشمن، به مسلمین مى فرماید:

«همانها که ناحق از خانه و شهر خود بیرون رانده شدند، جز این که مى گفتند: "پروردگار ما خداى یکتا است; و اگر خداوند بعضى از مردم را به وسیله بعضى دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه ها، و معابد یهود و نصارى، و مساجدى که نام خدا در آن بسیار برده، مى شود ویران مى گردد»

در اینجا نیز سخن از نقش حکومت در بعد جهاد است، ولى مسلّم است که جهاد بدون یک تشکیلات منظّم سیاسی و اجتماعى و اقتصادى امکان پذیر نیست; چرا که مجاهدان معمولا از دو بخش تشکیل مى شوند: نیروهاى نظامى، و نیروهاى اجتماعى که در پشت جبهه ها‌ پشتیبانى مى کنند; و در واقع تمام جامعه را زیر بال و پر مى گیرند.

4- در آیه بعد از آن (آیه 41 «حجّ») درباره مؤمنان راستین مى خوانیم:

«همان کسانى که هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم نماز را برپا مى دارند و زکات را مى دهند و امر به معروف و نهى از منکر مى کنند ».

این آیه نیز تلویحاً مى رساند که برپا داشتن نماز و اداى زکات و امر به معروف و نهى از منکر ـ در مقیاس گسترده و عام ـ از طریق تشکیل حکومت میسّر است; و لذا مؤمنان راستین را به این صفت توصیف مى کند; که آنها به هنگام قدرت یافتن و به حکومت رسیدن، این فرائض بزرگ الهى را بر پا مى دارند، و اجرا مى کنند; و از اینجا نقش حکومت در اصلاح جامعه از دیدگاه اسلام روشن مى شود.

5- در سوره «یوسف» از آیه 43 - 56 به ماجرایى اشاره مى کند; که ضرورت حکومت در لابلاى آن به خوبى تبیین شده، و آن اینکه سلطان مصر خوابى مى بیند، و از یوسف که در زندان بوده ـ و به تعبیر صحیح خواب ها کم کم مشهور شده بود ـ; تعبیر آن را مى خواهد; او تعبیرى براى آینده کشور مصر مى کند، که هفت سال بحرانى و قحطى در پیش دارند; و اگر از آن به سلامت بگذرند، سال هاى پر برکت و وفور نعمت فرا خواهد رسید، سپس دستورهاى لازم براى چگونگى مقابله با این سال هاى سخت، و طرز تهیه و نگهداى آذوقه، و چگونگى صرفه جویى در مواد غذایى را به آنها یاد مى دهد; و سلطان مصر اورا از زندان آزاد کرده و سرپرست خزانه دارى مصر مى کند، و به کمک مدیریّت یوسف که در کنار سلطان مصر قرار گرفته بود، یک ملّت عظیم از مرگ رهایى مى یابد.

این داستان به خوبى ضرورت وجود حکومت مدیر و مدبّر و آگاه را براى جوامع انسانى مخصوصاً در مواقع بحرانى روشن و آشکار مى سازد;که اگر جامعه از چنین حکومتى محروم شود، به ضررهاى عظیم و جبران ناپذیرى گرفتار مى شود.

6- از آیات متعددى از قرآن مجید بر مى آید; که حکومت الهى یکى از نعمت هاى بزرگ خدا است; و این نیست مگر به خاطر نقش مهمّى که در نظم جامعه انسانى و جلوگیرى از مظالم و ستم ها و فراهم ساختن شرایط تکامل انسان ها دارد.

از جمله در آیه 79 سوره «انبیاء» درباره حضرت داوود(علیه السلام) و فرزندش اسماعیل مى خوانیم: «به هر یک از آنان داورى و علم فراوان دادیم».

در آیه 20 سوره «مائده» ضمن بر شمردن نعمت هاى الهى بر بنى اسرائیل مى فرماید: «(به یاد آورید) هنگامى را که موسى به قوم خود گفت:"اى قوم من! نعمت خدا را نسبت به خود متذکر شوید هنگامى که در میان شما، پیامبرانى قرار داد; (و زنجیر بندگى و اسارت فرعونى را بشکست ) و شما را حاکم و صاحب اختیار خود قرار داد; و به شما چیزهایى بخشید که به هیچ یک از جهانیان نداده بود».

البتّه همه بنى اسرائیل حاکم و سلطان نبودند; ولى هنگامى که از میان آنها حاکمانى بر مى گزیند، چنین خطابى درباره آنان ـ به عنوان یک قوم و ملّت ـ مى کند; که خداوند شما را حاکمان و پادشاهان قرار داد.

در آیه 35 سوره «ص» از زبان حضرت سلیمان مى خوانیم: «گفت: "پروردگارا مرا ببخش و حکومتى به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد، که تو بسیار بخشنده اى"»!

آیات بعد از آن نشان مى دهد که خداوند دعاى او را مستجاب کرد، و حکومتى عظیم و مواهبى فراوان و بى نظیر به او بخشید. و در آیه 54 سوره «نساء» آمده است: «یا اینکه نسبت به مردم (پیامبر و خاندانش)، بر آنچه خدا از فضلش به آنها بخشیده حسد مىورزند! یا اینکه ما به آل ابراهیم (که یهود از خاندان او هستند نیز،) کتاب و حکمت دادیم; و حکومت عظیمى در اختیارشان قرار دادیم».

این مسأله به قدرى اهمیت دارد، که خداوند بخشیدن حاکمیت را هم ردیف عزّت و گرفتن آن را قرین ذلت شمرده است.

در آیه 26 سوره «آل عمران» مى فرماید:

«بگو: "بار الها! اى مالک حکومت ها، به هر کس بخواهى، حکومت مى بخشى، و از هر کس بخواهى

، حکومت را مى گیرى; هر کس را ،بخواهى عزّت مى دهى و هر کس را بخواهى ،خوار مى کنى تمام خوبى ها به دست تو است; تو بر هر چیزى قادرى"».

از مجموع آیاتى که در بالا آمد، اهمیت حکومت براى جامعه بشرى از دیدگاه قرآن مجید روشن مى شود، و در واقع این آیات دریچه اى به سوى جهان بسیار وسیع حکومت در جوامع انسانى است.

ضرورت حکومت از دیدگاه روایات :

1-در نهج البلاغه آمده است در پاسخى که امیرمؤمنان على(علیه السلام) به خوارج داد ; که مى گفتند: «حکومت و حاکمیت و داورى مخصوص خدا است» ; فرمود: «این سخن حقى است که از آن اراده باطل شده »، سپس فرمود: «آرى درست است که فرمانى جز فرمان خدا نیست، ولى اینها مى گویند: "حکومت و زمامدارى مخصوص خدا است"»، سپس فرمود:

«مردم به هر حال نیازمند به امیر و زمامدارى هستند، خواه نیکوکار باشد یا بدکار! تا مؤمنان در سایه حکومتش به کار خویش مشغول باشند، و کافران نیز بهره مند شوند، و مردم در دوران حکومت او زندگى راحتى داشته باشند; به وسیله او اموال بیت المال گردآورى شود، و به کمک او با دشمنان مبارزه کنند، جاده ها امن گردد، و حق ضعیفان از زورمندان گرفته شود ; مردم نیکوکار در رفاه باشند و از دست بدکاران در امان».

نهج البلاغه خطبه 40

بدیهى است اینکه مى فرماید: «امیرى لازم است، خواه نیکوکار یا بدکار» مفهومش این نیست که این دو یکسان اند، بلکه منظور این است که در درجه اوّل باید زمامدارى عادل و نیکوکار پیدا کرد; و اگر نشد وجود زمامدار ظالم از هرج و مرج بهتر است; و این امر منافات با حاکمیت خداوند بر کلّ جهان هستى ندارد; چرا که حاکمیت مانند: نبوّت و قضاوت از ذات پاک او نشأت مى گیرد.

2-در روایات معروفى که فضل بن شاذان از امام رضا نقل کرده است، در بیان دلائل تعیین «اولو الامر» و حاکمیت بر اجتماع به سه نکته مهم اشاره فرموده; مى گوید: «اگر کسى بگوید چرا اولو الامر قرار داده شده، و مردم مأمور به اطاعت از حاکم الهى هستند"؟

گفته مى شود: "به دلائل زیاد از جمله اینکه هنگامى که براى مردم حدودى تعیین شود، و دستور یابند که از آن حدود تجاوز نکنند، چون باعث فساد آنها مى شود; این کار سامان نمى گیرد، مگر بوسیله حاکم امین در رأس آنها; که آنان را از تعدّى و داخل شدن در امور ممنوعه باز دارد; زیرا اگر این موضوع نباشد، کسى لذّات و منافع خود را به خاطر فساد دیگران ترک نمى کند; و لذا سرپرستى براى آنها قرار داده شده که آنان را منع از فساد کند و حدود و احکام الهى را در میان آنها برپا دارد.

دیگر اینکه ما هیچ فرقه اى از فرق دنیا، و هیچ ملّتى از ملل را نمى یابیم که بدون رئیس و سرپرستى باقى مانده باشند، همان رئیس و سرپرستى که امر دین و دنیاى آنها را سامان بخشد، پس در حکمت (خداوند) حکیم جایز نیست که خلق را بدون آنچه مى داند براى آنان ضرورى است، رها سازد; و سرپرستى که به کمک او با دشمنان بجنگند، و اموال بیت المال را به وسیله او تقسیم کنند، و جمعه و جماعت آنها را برپا دارد، و ظالم را از تعدّى بر مظلوم باز دارد، براى آنان تعیین نکند.

دیگر اینکه اگر مردم پیشوا و سرپرست امین و درستکارى نداشته باشند، دین و آیین خدا بر باد مى رود، و سنّت و احکام الهى تغییر مى یابد، و بدعت گذاران چیزهایى از پیش خود بر آنها مى افزایند، و مخالفان از آن کم مى کنند، و امور را بر مسلمانان مشتبه مى سازند»

بحار الانوار ج6 ص60

3-در تفسیر نعمانى از امیر مؤمنان على بعد از ذکر آیاتى از قرآن، مانند آیه «اى کسانى که ایمان آورده اید اجابت کنید دعوت خدا و پیامبر را، هنگامى که شما را دعوت مى کنند به سوى چیزى که شما را زنده مى سازد».

انفال24

و آیه (وَلَکُمْ فِى الْقِصاصِ حَیاة یا اُولِى الاَلْبابِ)

بقره 179

در حدیثى مى فرماید

«در این آیات دلیل بسیار روشنى است بر اینکه امت باید امام و پیشوایى داشته باشند که قیام به کارهاى آنها کند، و به آنها امر و نهى نماید، و حدود الهى را در میان آنها برپا دارد، با دشمن پیکار کند، و غنائم را عادلانه تقسیم نماید، واجبات را تحقق بخشد، و ابواب صلاح آنها را به آنان نشان دهد، و آنان را از آنچه براى آنان زیان بخش است برحذر دارد; زیرا امر و نهى یکى از اسباب بقاى خلق است; و گر نه تشویق و ترس از بین مى رود، و هیچ کس از گناه باز نمى ایستد، نظام جامعه فاسد مى شود و این سبب هلاکت بندگان خدا است».

بحار الانوار ج90 ص41

در حدیث دیگرى از امام صادق چنین آمده است:

«اهل هر شهرى از سه چیز بى نیاز نیستند تا در امور دنیا و آخرت به آن پناه برند; اگر این ها را از دست دهند سقوط مى کنند; فقیه آگاه و باتقوى، و امیر خوب مورد اطاعت، و طبیب بینا و معتمد».

بحار الانوار ج75 ص235

این مسأله در روایات اسلامى به اندازه اى اهمیت دارد، که حتّى حکومت ظالم، مقدم بر هرج و مرج و بى حکومتى شمرده شده; چنانکه از امیر مؤمنان على مى خوانیم: « زمامدار ظالم و ستمگر، بهتر است از فتنه (و هرج و مرجى) که پیوسته در جامعه وجود داشته باشد».

غرر الحکم ج2 ص784


ضرورت حکومت از دیدگاه عقل

اوّلا: زندگى انسان، یک زندگى اجتماعى است; به گونه اى که اگر حیات انسانى از این ویژگى خالى شود به پایین ترین مراحل جاهلیت و بهیمّیت سقوط مى کند; چرا که تمام منافع و آثار مفید و سازنده در زندگى بشرى، تمدن ها و تکامل ها، و علوم و فنون و صنایع گوناگون، همه از برکات زندگى اجتماعى و همکارى و تعاون در جهات مختلف است; و تا نیروهاى کوچک فکرى و بدنى به هم ضمیمه نشوند، حرکت ها و جنبش هاى عظیم اجتماع، در هیچ قسمت صورت نمى گیرد.

به تعبیر ساده تر: ازیک سو انسان اگر از اجتماع جدا شود، هم ردیف حیوانات خواهد شد; و این تمایل و خواست درونى و حیات اجتماعى است، که به او این همه قدرت و امکان پیشرفت و برترى بخشیده است; و از سوى دیگر واضح است که حیات انسان در درون جامعه على رغم آن همه برکات و منافع مهمّى که در بر دارد، خالى از کشمکش ها و تنازع ها و تصادم منافع نیست; نه تنها به خار غلبه خودخواهى و خود پرستى، بلکه به خاطر اینکه بسیار مى شود که افراد جامعه در تشخیص حدود و حقوق خود گرفتار اختلاف و اشتباه مى شوند; اینجا قوانینى لازم است; تا حقوق هر کس را مشخص کند، و راه را بر تعدّى و تجاوز و منازعات ببندد.

از سوى سوم، مسلّم است که این قوانین به تنهایى اثرى در رفع تجاوز و تنازع ندارد; بلکه در صورتى مفید و مؤثر است که افراد مورد قبول جامعه آن را به اجرا در آورند;

و به تعبیر دیگر تنها بوسیله ایجاد حکومت است; که نظم در جامعه برقرار مى شود و جلو فساد و خونریزى و غصب حقوق (هر چند به طور نسبى) گرفته مى شود.

به همین دلیل از قدیم ترین ایّام، اقوام بشرى هر کدام حکومتى براى خود داشتند.

❗️ثانیاً: به فرض که مردم بدون حکومت بتوانند با هم زندگى سالمى داشته باشند، ـ امرى که محال است ـ ولى پیشرفت و تکامل در علوم و دانش ها و صنایع و شئون مختلف اجتماعى تنها در سایه برنامه ریزى دقیق و مدیریت آگاه، امکان پذیر است; و برنامه ریزى و مدیریت عبارت دیگرى از تشکیل حکومت است.

از این رو تمام عقلاى جهان تأکید بر ضرورت تشکیل حکومت براى جوامع بشرى مى کنند

همچنین براى پیشرفت علوم و صنایع و حفظ سلامت مردم و حفظ نظم و آزادى و تأمین مواد غذایى و مسکن و سایر نیازمندى ها، برنامه ریزى و مدیریت لازم است. آیا مى توان مثلا بدون وزارت علوم و آموزش و پرورش، برنامه صحیحى جهت تعلیم و تربیت جوانان و نوجوانان داشت؟ و آیا بدون وزارت صنایع ممکن است به مسائل صنعتى سرو سامان بخشید؟ آیا بدون وزارت دفاع مى توان ارتش نیرومندى براى جلوگیرى از تهاجم هاى بیگانه به وجود آورد؟ و به فرض که در جهان هیچ جنگى نباشد آیا بدون نیروى انتظامى مى توان نظم مطلوبى به جامعه بشرى داد؟

به هر حال این نکته از بدیهیات است که هیچ گاه جامعه بشرى حتى براى یک روز بدون حکومت نمى تواند زندگى سالمى داشته باشد; و منکران این امر نیز هرگز به آن نرسیدند، و از وسط راه با دستپاچگى و شتاب به صورت شرم آورى بازگشتند

اما از دیدگاه خدا پرستان یعنى: آنها که معتقد به ارسال رسل و انزال کتب از سوى خداوند مى باشند; «ضرورت حکومت» واضح تر و آشکارتر است;

زیرا از یک سو اهدافى که براى بعثت انبیاء در منابع دینى آمده و دلایل عقلى نیز آن را تأیید مى کند; تحقق آن بدون تشکیل حکومت غیر ممکن خواهد بود، مثلا تعلیم و تربیت صحیح و تزکیه نفوس، بدون تشکیل حکومت بسیار مشکل یا غیر ممکن است.

فکر کنید اگر تمام مدارس و دانشگاه ها در عصر و زمان ما درا ختیار یک حکومت ضد مذهبى یا بى تفاوت در برابر مذهب باشد; و وسائل ارتباط جمعى از قبیل رادیو و تلویزیون و مطبوعات نیز به همین شکل اداره شوند; و ما بخواهیم تنها با نصیحت و اندرز مردم و یا حداکثر استفاده کردن از مساجد و منابر آنها را به اهداف انبیاء و تعلیم و تربیت الهى نزدیک کنیم; مطمئناً به جائى نمى رسیم; و تنها شعله ضعیفى از ایمان و تقوا در نفوس اقلیتى باقى و برقرار خواهد بود. ولى هرگاه حکومتى بر مبناى ایمان و توحید و اعتقاد به خدا و مقدسات تشکیل شود، و تمام این مراکز حساس را در اختیار بگیرد; آنگاه مسأله شکل دیگرى به خود خواهد گرفت.

در مورد عدالت اجتماعى و قیام مردم به قسط که هدف دیگرى است، باز مطلب همین گونه است; چگونه ممکن است با وجود یک حکومت ظالم و فاقد دین و ایمان، یا وابسته به مستکبران و استعمارگران اقامه قسط و عدل نمود؟

کوتاه سخن اینکه هیچ یک از اهداف مقدس پیامبران الهى بدون تشکیل حکومت، جز در مقیاس محدود، تحقق نمى یابد; به همین دلیل پیامبر اسلام تا تشکیل حکومت نداد به اهداف والاى خود نرسید. در میان سایر پیامبران نیز آنها که موفق به تشکیل حکومت الهى شدند، به پیروزى و موفقیت چشمگیرى نائل گشتند; ولى آنها که این توفیق نصیبشان نشد، شدیداً از سوى قشرهاى فاسد و مفسد در محاصره قرار گرفتند. به همین دلیل در آخر زمان نیز، گسترش توحید و عدل تنها از طریق تشکیل حکومت جهانى مهدى صورت مى گیرد; اینها همه از یک سو.

از سوى دیگر احکام اسلام منحصر به عبادات نیست; بلکه احکام فراوانى داریم که به شئون سیاسى و اجتماعى مسلمین مربوط است. (مانند احکام حدود، دیات، خمس، زکات، انفال و مانند آنها).

آیا بدون تشکیل حکومت مى توان حقوق نیازمندان را به عنوان زکات از همه اغنیاء گرفت؟ و یا قضاوت اسلامى را در تمام سطوح پیاده کرد؟ چه تضمینى براى اجراى حدود، و جلوگیرى از فاسدان در دست داریم؟ و اگر دشمنى به کشور اسلام هجوم آورد; چگونه بدون تشکیل حکومت و بسیجِ لشگرهاى کار آزموده و تهیه سلاح هاى مختلف، دفاع از حوزه اسلام و دفع هجوم خارجى امکان پذیر است؟

کوتاه سخن اینکه: تا حکومتى عادلانه و مردمى بر اساس اعتقادات الهى تشکیل نشود، قسمت عمده احکام اسلامى زمین مى ماند; چرا که از بخش هاى سه گانه احکام، «سیاسات» برنامه حکومت است و در متن حکومت قرار گرفته، و «معاملات» بدون پشتوانه حکومت صالح هرگز سامان نمى پذیرد; حتى «عبادات» مانند: حج و نماز جمعه و جماعت، نیز در سایه حکومت الهى عظمت و شکوه دارد.

نظرات() 


نخست توجه کنید که همه چیز سرای اخرت با دنیا فرق دارد.آن جا جهان دیگری است با قوانین خاص خودش چنان که پیامبر گرامی فرمود:

« مانند بهشت هیچ چشمی ندیده و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است»

بحار الانوار ج8 ص86

این تفاوت قوانین آن عالم با این جهان از روایاتی که می گوید در آنجا انسان نیاز به قضائ حاجت ندارد بلکه موارد زائد بدن به صورت بوی خوش از انسان خارج می شود بیشتر آشکار می شود

همان مدرک ص102

خداوند می فرماید:

« برای شما هر چه بخواهید در بهشت فراهم است»

فصلت31

از این ایه استفاده می شود که هر چه انسان درخواست کند به او داده میشود .طبیعی است که اگر تقاضای فرزند داشتن را بکند به او داده میشود ولی چون قوانین آن دنیا با این دنیا متفاوت است می توان گفت فرزند داری در بهشت نیز با انچه در دنیا است متفاوت می باشد‌ .هم به لحاظ نحوه به وجود آمدن و هم از لحاظ رشد و پرورش و ..‌

در مورد حجاب نیز گفتنی است :

از انجا که پوشش بدن از نظر عقلی امری ممدوح است و نوعی کمال برای انسان محسوب می شود می توان گفت حجاب در بهشت هم وجود دارد ولی نحوه و حدود آن برای ما مشخص نیست .برای نمونه و تایید این که حجاب در بهشت نیز نوعی کمال محسوب می شود می توان به این ایه استناد جست که خداوند در مدح حوری های بهشتی می فرماید:

« بهشت دارای زنان بهشتی است که در سراپرده های خود مستورند»

الرحمان 72

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پاسخ:

1-طبق صریح آیات قرآن، جن هم مثل انسان مكلف است. "و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون"(56/ذاریات)

2- جن هم مانند انسان از پیامبران الهی بهره مند شده اند. و هر دو گروه در مسیر مراحل تكاملى و كسب سعادت دنیا و آخرت محتاج پیامبر است. "در آن روز به آنها میگوید) ای جمعیت جن و انس آیا رسولانی از شما به سوی شما نیامدند ...."(انعام/۱۳۰﴾

3-جنیان به پیامبران انس ایمان داشته و دارند. قران می فرماید:

"به یاد آور هنگامى كه گروهى از جن را به سوى تو متوجه ساختیم كه قرآن را استماع كنند، وقتى حضور یافتند به یكدیگر گفتند خاموش باشید و بشنوید، و هنگامى كه پایان گرفت به سوى قوم خود بازگشتند و آنها را انذار كردند. گفتند: اى قوم ما كتابى را استماع كردیم كه بعد از موسى نازل شده ، هماهنگ با نشانه هاى كتب قبل از آن ، كه به سوى حق هدایت مى كند و به سوى راه راست . اى قوم ما دعوت كننده الهى را اجابت كنید و به او ایمان آورید تا گناهانتان را ببخشد و شما را از عذاب الیم پناه دهد. و هر كس به دعوت كننده الهى پاسخ نگوید هرگز نمى تواند از چنگال عذاب الهى در زمین فرار كند، و غیر از خدا یار و یاورى براى او نیست ، و چنین كسان در گمراهى آشكارند." (احقاف/29-32)

جمله (انزل من بعد موسى )و جمله (مصدقا لما بین یدیه ) مؤ ید این مطلب است كه این گروه به كتب آسمانى پیشین مخصوصا كتاب موسى ایمان داشتند و در جستجوى حق بودند، و اگر مى بینیم سخنى از كتاب عیسى كه بعد از آن نازل شده به میان نیامده بخاطر این است كه تورات كتاب اصلى بود كه حتى مسیحیان احكام شرایع خود را از آن گرفته و مى گیرند

تفسیر نمونه ج21 ص370

آیات سوره جن نیز صریح در این است که جنیان به پیامبر گرامی ایمان اورده بودند چنان که در روایات فراوانی نیز این معنا امده است

بحار الانوار ج60 ص42 باب 2

ونیز تصریح شده است که جنیان پس از پیامبر گرامی معالم دین خود را از امامان می گرفتند

بحار الانوار ج27 ص12 باب 11

در روایتی از امام سجاد چنین امده است :

« به برخی پیامبران از این جهت اولو العزم می گویند چرا که برای انس و جن مبعوث شده اند»

بحار الانوار ج11 ص33

نتیجه :

بنا بر آنچه بیان شد مشخص می شود که به طور قطع جنیان از پیامبران و امامان انس تبعیت می کنند و به آن ها ایمان می آورند اما این که از میان خودشان پیامبری برانگیخته شده است یا نه محل بحث است.

در روایتی وارد شده كه امام رضا فرموده است :

« خداوند پیامبری را به سوی جنیان فرستاده به نام یوسف كه آنها را به سوی خدا دعوت كندولی آنها او را شهید كردند»

علل الشرایع،ج2 ص594

عیون الاخبار ج1 ص242

این روایت حمل می شود به قبل از خلقت حضرت ادم زیرا پس از پیامبری ایشان استفاده میشود که جنیان مامور به تبعیت از پیامبران انسی بوده اند

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

چهارشنبه 30 تیر 1395

آیا جن حقیقت داره؟ ایا می تونه به انسان اسیب بزنه؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

پاسخ:

در تفسیر شریف نمونه چنین امده است:

«جن چنانکه از مفهوم لغوی این کلمه به دست می آید موجودی است نا پیدا که مشخصات زیادی در قرآن برای او ذکر شده ، از جمله اینکه :

1 - موجودی است که از شعله آتش آفریده شده ، بر خلاف انسان که از خاک آفریده شده است (الرحمن - 15)

2 - دارای علم و ادراک و تشخیص حق از باطل و قدرت منطق و استدلال است (آیات مختلف سوره جن )

3 - دارای تکلیف و مسؤولیت است (آیات سوره جن و سوره الرحمن ) .

4 - گروهی از آنها مؤمن صالح و گروهی کافرند (و انا منا الصالحون و منا دون ذلک ) (جن 11) .

5 - آنها دارای حشر و نشر و معادند (و اما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا) (جن 15) .

6 - آنها قدرت نفوذ در آسمانها و خبرگیری و استراق سمع داشتند ، و بعدا ممنوع شدند (و انا کنا نقعد منها مقاعد للسمع فمن یستمع الان یجد له شهابا رصدا) (جن 9) .

7 - آنها با بعضی انسانها ارتباط برقرار می کردند و با آگاهی محدودی که نسبت به بعضی از اسرار نهانی داشتند به اغوای انسانها می پرداختند (و انه کان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا) (جن 6) .

8 - در میان آنها افرادی یافت می شوند که از قدرت زیادی برخوردارند ، همانگونه که در میان انسانها نیز چنین است ( قال عفریت من الجن انا آتیک به قبل ان تقوم من مقامک ) ((یکی از گردنکشان جن به سلیمان گفت من تخت ملکه سبا را پیش از آنکه از جای برخیزی از سرزمین او به اینجا می آورم )) ! (نمل 39) .

9 - آنها قدرت بر انجام بعضی کارهای مورد نیاز انسان دارند (و من الجن من یعمل بین یدیه باذن ربه . . . یعملون له ما یشاء من محاریب و تماثیل و جفان کالجواب ) : ((گروهی از جن پیش روی سلیمان به اذن پروردگار کار می کردند ، و برای او معبدها ، تمثالها ، و ظروف بزرگ غذا تهیه می کردند)) (سبا 12 - 13) .

10 - خلقت آنها در روی زمین قبل از خلقت انسانها بوده است (و الجان خلقناه من قبل ) (حجر 27) و ویژگیهای دیگر .

❗️بعلاوه از آیات قرآن به خوبی استفاده می شود که بر خلاف آنچه در افواه مردم عوام مشهور است و آنها را از ما بهتران می دانند ، انسان نوعی است برتر از آنها ، به دلیل اینکه تمام پیامبران الهی از انسانها برگزیده شدند ، و آنها به پیامبر اسلام که از نوع بشر بود ایمان آوردند ، و از او تبعیت کردند ، و اصولا واجب شدن سجده در برابر آدم بر شیطان که بنا به تصریح قرآن آن روز از (بزرگان ) طایفه جن بود (کهف - 50) دلیل بر فضیلت نوع انسان بر جن می باشد .

تا اینجا سخن از مطالبی بود که از قرآن مجید درباره این موجود ناپیدا استفاده می شود که خالی از هر گونه خرافه و مسائل غیر علمی است ، ولی می دانیم مردم عوام و نا آگاه خرافات زیادی درباره این موجود ساخته اند که با عقل و منطق جور نمی آید ، و به همین جهت یک چهره خرافی و غیر منطقی به این موجود داده که وقتی کلمه جن گفته می شود مشتی خرافات نیز با آن تداعی می شود از جمله اینکه آنها را با اشکال غریب و عجیب و وحشتناک ، و موجوداتی دم دار و سم دار موذی و پر آزار ، کینه توز و بد رفتار که ممکن است از ریختن یک ظرف آب داغ در یک نقطه خالی ، خانه هائی را به آتش کشند ! و موهومات دیگری از این قبیل .

در حالی که اگر موضوع وجود جن از این خرافات پیراسته شود ، اصل مطلب کاملا قابل قبول است ، چرا که هیچ دلیلی بر انحصار موجودات زنده به آنچه ما می بینیم ، نداریم ، بلکه علماء و دانشمندان علوم طبیعی می گویند : موجوداتی را که انسان با حواس خود می تواند درک کند ، در برابر موجوداتی که با حواس قابل درک نیستند ناچیز است .

تفسیر نمونه ج25 ص153

در باره آزار و اذیت جنیان و ضرر وارد کردن به انسانها، مرحوم شیخ مفید در کتاب «ارشاد» آورده است

«در آثاری از ابن عباس نقل شده: زمانی که پیامبر اسلام به قصد جنگ با قبیله بنی مصطلق از مدینه خارج شد، هنگام شب به دره وحشتناک و صعب العبوری رسید. اواخر شب جبرئیل بر آن حضرت نازل شد و خبر داد که طایفه ای از جن در وسط دره جمع شده و قصمکر و شر و آزار و اذیت شما و اصحابتان را دارند».

الارشاد،ج1 ص339

از این قضیه معلوم می شود که حتی افراد مؤمن و نیکوکار ممکن است مورد آزار و اذیت گروه ها و افرادی از جن قرار گیرند. البته برای انسان این امکان وجود دارد که با اتخاذ شیوه هایی از آزار آنان در امان بماند که در روایات اسلامی به ان اشاره شده است

بحار الانوار ج92 ص148

https://telegram.me/Rahnamye_Beheshthgfdd

نظرات() 

پاسخ:

ائمه گرامی ما به خاطر برخی از مصلحت ها اقدام به ازدواج های متعدد می کردند از جمله :

1-ایجاد رابطه خویشاوندی با قبائل مختلف و گسترس اسلام و تشیع :

یکی از شیوه ها و راه های توسعه و گسترش اسلام و تشیع و در هم شکستن اتحاد نا مقدس مخالفان این بود که با قبائل مختلف رابطه و خویشاوندی برقرار شود.زیرا محکم ترین رابطه نزد عرب رابطه خویشاوندی محسوب می شد و داماد قبیله را همواره از خود می دانستند و دفاع از او را لازم و تنها گذاشتن او را گناه می شمردند.امامان از این روش استفاده کرده تا با قبائل مختلف رابطه خویشاوندی برقرار کنند و از این جهت اسلام و تشیع را گسترش دهند

2-الگو دهی برای دیگران:

نظرات() 

سه شنبه 29 تیر 1395

آیا جایز است هنگام نام بردن رهبری صلوات بفرستیم؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

آیا‌ با وجود‌ اینکه‌ صلوات‌ مخصوص‌ پیامبر اکرم‌ است‌ و برای هیچ یک از ‌ائمه‌ حتی‌ امام‌زمان‌ واجب نیست، جایز است که هنگام نام بردن آقای خامنه ای صلوات بفرستیم؟

پاسخ:

1-صلوات بر حضرت محمد و ال ایشان از جمله مستحباتی می باشد که در روایات به آن تصریح شده به گونه ای که هر گاه نام پیامبر گرامی شنیده شود صلوات فرستاده شود

وسائل الشیعه ج7 ص201 باب 42

2-در باره فلسفه فرستادن صلوات گفته شده است که سبب می شود مقام شامخ پیامبر گرامی فراموش نشود که لازمه آن این است که اسلام و برنامه های اسلام متروک نشود اضافه بر این که این صلوات نوعی حق شناسی و قدر دانی و تشکر از زحماتی است که برای هدایت امت کشیده است

شرح نهج البلاغه،ایت الله مکارم،ج3 ص197

3- با توجه به آنچه بیان شد ،صلوات فرستادن در هنگام نام هر یک از امامان نیز دارای رجحان است زیرا هم سبب تشکر و قدردانی از آنهاست و هم سبب زنده ماندن نام آن بزرگواران و برنامه های آنان در جامعه و هم مصداق اظهار محبت به انهاست .

4-در مورد صلوات فرستادن هنگام شنیدن نام رهبری یا امام خمینی گفتنی است :

از ویژگی های موجودات «حساس»، ابراز احساسات است و چون انسان موجودی حساس است بیش تر از سایر موجودات در پی پیدا کردن راهی برای ابراز احساسات درونی و اظهار علاقه به دیگران و به خصوص بزرگان می باشد. برای این منظور از روش های مختلف هورا، سوت، کف زدن، دست تکان دادن و... استفاده می شود. آن چه در فرهنگ اسلامی به روشنی مشاهده می شود محتوا دادن به رفتارهای طبیعی و اجتماعی انسان است؛ از جمله این که اذان را جایگزین ناقوس کلیسا و سلام را جایگزین برداشتن کلاه دانسته است.

در روزهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، مردم از لفظ «صحیح است» برای تأیید و تشویق استفاده می کردند که بعدها جمله(الله اکبر) جایگزین آن شد. همچنین استفاده از صلوات برای احترام و تأیید میان مردم مؤمن و متدیّن مرسوم بوده است. هرگاه می خواستند بیش تر احترام بگذارند، صلوات ها را تکرار می کردند.

اما ذکر صلوات برمحمد وآل محمد، از با فضیلت ترین و پرخاصیّت ترین ذکرهاست و محتوای آن، فرستادن سلام و صلوات خدا بر پیا مبر و اهل بیتش می باشد؛ بنا بر این هر قدر صلوات بیش تر فرستاده شود، رحمت و درود بیش تر خداوند نصیب پیامبر و اهل بیت معصومش شامل می شود. پس در هنگام شنیدن نام رهبر درحقیقت بر او صلوات نمی فرستیم، بلکه بر پیامبر صلوات می فرستیم. به هر حال، این یک حرکت سیاسی بود که از اوایل پیروزی انقلاب تا به حال به عنوان یک عادت پسندیده باقی مانده است.

امام خمینی که در عصر کنونی توانست با رهبری بی نظیر خود یک نهضت دینی را بنیان نهد، وقتی نام ایشان در زمان حیاتشان برده می شد، یک بار صلوات می فرستادند. این حرکت مردم برای تعظیم شعائر الهی و عظمت شخصیّت رهبر کبیر انقلاب بود تا بدین وسیله بینی دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی به خاک مالیده شود، اما پس از رحلت جانگداز آن بزرگوار و جانشینی مقام معظم رهبری مردم مسلمان و قدر شناس ایران برای تأیید و تشویق ایشان و تعظیم شعائر الهی چنین بنا گذاشتند که در هنگام شنیدن نام ایشان صلوات بفرستند .از انچه امد چند نکته روشن شد:

1 - صلوات فرستادن برای پیامبر و اهل بیت ایشان است نه برای رهبری ونه امام خمینی

2 - صلوات فرستادن در هنگام شنیدن نام رهبری یک حرکت سیاسی است که سبب تعظیم شعائر و احترام ایشان و تقویت نظام اسلامی است لذا دارای رجحان می باشد.

3 - در مساجد نیز مرسوم است که با دیدن روحانی مسجد صلوات بر محمد و آلش فرستاده می شود .این عمل نوعی احترام و اظهار محبت به مقام روحانیت است

این نوع صلوات ها در حقیقت صلوات بر اهل بیت بوده که جهت احترام و تعظیم در مورد افرادی که با اهل بیت پیوند دارند نیز فرستاده می شود که هیچ نوع منافاتی با مبانی دینی ندارد بلکه دارای رجحان نیز می باشد

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سه شنبه 29 تیر 1395

چرا در اسلام همجنسگرایی ممنوع است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

چرا تو اسلام همجنس گرایی ممنوع است ولی سایر کشورها اجازه میدن خب شاید یکی خوشش نیاد با زنان نزدیکی کنه دوست داشته باشه با مرد ها باشه چه اشکالی داره خب

پاسخ:

«گر چه در دنیاى غرب که آلودگى هاى جنسى فوق العاده زیاد است، این گونه زشتى ها مورد تنفر نیست و حتى شنیده مى شود در بعضى از کشورها همانند «انگلستان» طبق قانونى که با کمال وقاحت از پارلمان گذشته این موضوع جواز قانونى پیدا کرده

ولى شیوع این گونه زشتى ها هرگز از قبح آن نمى کاهد و مفاسد اخلاقى و روانى و اجتماعى آن در جاى خود ثابت است.

گاهى بعضى از پیروان مکتب مادى که این گونه آلودگى ها را دارند، براى توجیه عملشان مى گویند: ما هیچ گونه منع طبّى براى آن سراغ نداریم!

اما آنها فراموش کرده اند که اصولاً هر گونه انحراف جنسى در تمام روحیات و ساختمان وجود انسان اثر مى گذارد و تعادل او را بر هم مى زند.

توضیح این که: انسان به صورت طبیعى و سالم تمایل جنسى به جنس مخالف دارد و این تمایل از ریشه دارترین غرایز انسان و ضامن بقاء نسل او است.

هر گونه کارى که این تمایل را از مسیر طبیعیش منحرف سازد یک نوع بیمارى و انحراف روانى در انسان ایجاد مى کند .

مردى که تمایل به جنس موافق دارد و یا مردى که تن به چنین کارى مى دهد هیچ کدام یک مرد کامل نیستند و در کتاب هاى امور جنسى، «هموسکسوآلیسم»؛ (همجنس گرایى) به عنوان یکى از مهم ترین انحراف ذکر شده است.

ادامه این کار تمایلات جنسى را نسبت به جنس مخالف در انسان تدریجاً مى کشد و در مورد کسى که تن به این کار در مى دهد احساسات زنانه تدریجاً در او پیدا مى شود و هر دو گرفتار ضعف مفرط جنسى و به اصطلاح سرد مزاجى مى شوند، به طورى که بعد از مدتى قادر به آمیزشطبیعى (آمیزش با جنس مخالف) نخواهند بود.

با توجه به این که احساسات جنسى مرد و زن هم در ارگانیسم بدن آنها موثر است و هم در روحیات و اخلاق ویژه آنان، روشن مى شود از دست دادن احساسات طبیعى تا چه حد ضربه بر جسم و روح انسان وارد مى سازد و حتى ممکن است افرادى که گرفتار چنین انحرافى هستند، چنان گرفتار ضعف جنسى شوند که دیگر قدرت بر تولیدفرزند پیدا نکنند.

این گونه اشخاص از نظر روانى غالباً سالم نیستند و در خود یک نوع بیگانگى از خویشتن و بیگانگى از جامعه اى که به آن تعلق دارند احساس مى کنند.

قدرت اراده را که شرط هر نوع پیروزى است تدریجاً از دست مى دهند و یک نوع سرگردانى و بى تفاوتى در روح آنها لانه مى کند.

آنها اگر به زودى تصمیم به اصلاح خویشتن نگیرند و حتى در صورت لزوم از طبیب جسمى یا روانى کمک نخواهند و این عمل به صورت عادتى براى آنها در آید، ترک آن مشکل خواهد شد، ولی در هر حال هیچ وقت براى ترک این عادت زشت دیر نیست، تصمیم مى خواهد و عمل

سرگردانى روانى تدریجاً آنها را به مواد مخدر و مشروبات الکلى و انحرافات اخلاقى دیگر خواهد کشانید، و این یک بدبختى بزرگ دیگر است.

جالب این که در روایات اسلامى در عباراتى کوتاه و پر معنى اشاره به این مفاسد شده است، از جمله در روایتى از امام صادق مى خوانیم: کسى از ایشان سوال کرد: «چرا خداوند لواط را حرام کرده است»؟

فرمود: «اگر آمیزش با پسران حلال بود، مردان از زن ها بى نیاز (و نسبت به آنان بى میل) مى شدند، و این باعث قطع نسل انسان مى شد و باعث از بین رفتن آمیزش طبیعى جنس موافق و مخالف مى گشت، و این کار مفاسد زیاد اخلاقى و اجتماعى به بار مى آورد»

وسائل الشیعه ج20 ص322

ذکر این نکته نیز قابل توجه است که: اسلام یکى از مجازات هایى را که براى چنین افرادى قایل شده آن است که ازدواج خواهر و مادر و دختر شخص مفعول بر فاعل حرام است، یعنى اگر چنین کارى قبل از ازدواج صورت گرفته شد، این زنان براى او حرام ابدى مى شوند.

اخرین نکته اى که در اینجا باید یادآور شویم این است که: کشیده شدن افراد به این گونه انحراف جنسى علل بسیار مختلفى دارد، و حتى گاهى طرز رفتار پدر و مادر با فرزندان خود و یا عدم مراقبت از فرزندان همجنس و طرز معاشرت و خواب آنها با هم در خانه، ممکن است از عوامل این آلودگى گردد.

گاهى ممکن است انحراف اخلاقى دیگر سر از این انحراف بیرون آورد.

قابل توجه این که در حالات قوم «لوط» مى خوانیم: عامل آلودگى آنها به این گناه این بود که آنها مردمى بخیل بودند و چون شهرهاى آنها بر سر راه کاروان هاى «شام» قرار داشت و آنها نمى خواستند از میهمانان و عابرین پذیرایى کنند، در آغاز چنین به آنها وانمود مى کردند که قصد تجاوز جنسى به آنان دارند، تا میهمانان و عابرین را از خود فرار دهند، ولى این عمل تدریجاً به صورت عادت براى آنها در آمد و تمایلات انحراف جنسى تدریجاً در وجود آنها بیدار شد و کارشان به جایى رسید که از فرق تا قدم آلوده شدند.

بحار الانوار ج12 ص147

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پاسخ:

طلب مرگ نمودن از خداوند دلیل های گوناگون دارد .اگر به دلیل برخورد با مشکلات زندگی و ضعف نفس باشد کاری قبیح و ناپسند است و همان است که در روایات ممنوع شده است

وسائل الشیعه ج2 ص499 باب 32

اما اگر منشا ان ایمان قوی و عشق و محبت وصف ناشدنی به خداوند باشد به گونه ای که عاشق تحمل دوری محبوب را ندارد و وصال وی تمام آرزوی او است این طلب مرگ ممنوع است

امیر مومنان در خطبه متقین در اوصاف اهل تقوا چنین عرضه می دارد:

« اگر خداوند عمر معینی را برای اهل تقوا و ایمان معین نکرده بود یک چشم بهم زدن نیز روح انان در بدنشان نمی ماند به جهت لقای خداوند»

خطبه 193

کسی که در دنیا به گونه ای زندگی کرده است که تمام وظایف خود را انجام داده است و کاری نکرده باقی نگذاشته است چنین فردی اگر از روی محبت به خداوند تقاضای مرگ کند هیچ اشکالی ندارد چنان که پیامبر گرامی فرمود:

« هیچکدام از شما تقاضای مرگ نکنید مگر در صورتی که به عملتان اطمینان داشته باشید»

میزان الحکمه ج11 ص122

حضرت امیر فرمود:

« هر گز آرزوی مرگ نکن مگر با شرطی مطمئن و استوار ( که از اعمال خود مطمئن باشی)»

نامه 69

حضرت زهرا نیز از این جهت ارزوی مرگ کرده اند چرا که هم تمام مسوولیت های شرعی ودینی خود را به انجام رسانده بودند و مشتاق لقای خداوند بودند

واز سوی دیگر نیز این ارزوی جهت ابراز کراهت از اعمال مردمانی بود که به منزلش حمله کرده و او را ازرده بودند و خلافت و حکومت را قبضه کرده و حضرت امیر را خانه نشین کرده بودند

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

نظام اسلامی نه تنها انتقاد از ولی فقیه را جایز می شمارد بلکه بر اساس تعالیم دینی یکی از حقوق رهبر بر مردم لزوم دلسوزی و خیر خواهی برای او است.

این حقیقت تحت عنوان« النصیحه لائمه المسلمین» در روایات ما به ان پرداخته شده است

بحار الانوار ج27 ص67 باب3

الخصال ج1 ص72

الکافی ج1 ص103

حضرت امام چنین عرضه می دارند:

« همه موظفند که نظارت کنند بر این امور اگر من یک پایم را کنار گذاشتم ،کج گذاشتم،ملت موظف است که بگویند پایت را کج گذاشتیدخودت را حفظ کن»

صحیفه نور ج7 ص118

البته باید این مساله به گونه ای باشد که با پرهیز از هرگونه افراط و تفریط همواره تقویت رهبری و نظام اسلامی را به دنبال داشته باشد و به نکات زیر توجه شود

1-اشکال و ایراد قطعی باشد نه بر اساس شایعات و بر پایه حدس و گمان

2-رعایت اخلاق اسلامی و پرهیز از توهین و جسارت

3-انتقاد به منظور اصلاح و سازندگی باشد نه برای عیبجویی و تضعیف

4-باید توجه کرد انتقاد از ولی فقیه موجب تضعیف نظام نگردد

پرسش ها و پاسخ ها،مصباح یزدی،ج1 ص69

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

جواب

اولا: (بر خلاف آنچه در میان عوام معروف است) میل جنسی در مردان به مراتب بیش از زنان است و از جمله ناراحتیهائی که در کتب علمی مربوط به مسائل جنسی درباره غالب زنان ذکر می کنند مساءله (سرد مزاجی) است در حالی که در مردان، موضوع بر عکس است، و حتی در میان جانداران دیگر نیز همواره دیده می شود که تظاهرات جنسی، معمولا از جنس نر شروع می شود.

ثانیا : تعدد همسر در مورد مردان هیچ گونه مشکل اجتماعی و حقوقی ایجاد نمی کند در حالی که درباره زنان اگر فرضا دو همسر انتخاب کنند، مشکلات فراوانی به وجود خواهد آمد که ساده ترین آنها مساءله مجهول بودن نسب فرزند است که معلوم نیست مربوط به کدام یک از دو همسر می باشد و مسلما چنین فرزندی مورد حمایت هیچ یک از مردان قرار نخواهد گرفت و حتی بعضی از دانشمندان معتقدند: فرزندی که پدر او مجهول باشد کمتر مورد علاقه مادر قرار خواهد گرفت، و با این ترتیب چنین فرزندانی از نظر عاطفی در محرومیت مطلق قرار می گیرند، و از نظر حقوقی نیز وضعشان کاملا مبهم است.

و شاید نیاز به تذکر نداشته باشد که توسل به وسائل پیشگیری از انعقاد نطفه بوسیله قرص یا مانند آن، هیچگاه اطمینان بخش نیست و نمی تواند، دلیل قاطعی بر نیاوردن فرزند بوده باشد زیرا بسیارند زنانی که از این وسائل استفاده کرده و یا در طرز استفاده، گرفتار اشتباه شده و فرزند پیدا کرده اند، بنابراین هیچ زنی نمی تواند به اعتماد آن، تن به تعدد همسر بدهد.

روی این جهات، تعدد همسر برای زنان نمی تواند منطقی بوده باشد، در حالی که در مورد مردان، با توجه به شرائط آن، هم منطقی است و هم عملی است.

برگرفته از تفسیر نمونه ،ج3 ص256

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

من آلمان زندگی میكنم دو روز پیش معلمم كه قرآن رو كاملا خوانده وبااینكه مسیحی هست به من گفت چرا تو قرآن نوشته كه یك مرد ٤تا زن میتونه بگیره و به شرط اینكه مساوات رو رعایت كنه.من چی جواب بدم؟

پاسخ:

در مورد فلسفه تعدد زوجات برای مردان در تفسیر نمونه چنین امده است :

با مطالعه وضع محیطهای مختلف قبل از اسلام، به این نتیجه می رسیم که تعدد زوجات بطور نامحدود امری عادی بوده و حتی بعضی از مواقع بت پرستان به هنگام مسلمان شدن، بیش از ده زن و یا کمتر داشته اند، بنابراین تعدد زوجات از پیشنهادها و ابتکارات اسلام نیست بلکه اسلام آن را در چهارچوبه ضرورتهای زندگی انسانی محدود ساخته و برای آن قیود و شرائط سنگینی قائل شده است.

قوانین اسلام بر اساس نیازهای واقعی بشر دور می زند نه تبلیغات ظاهری و احساسات رهبری نشده، مساءله تعدد زوجات نیز از همین زاویه در اسلام مورد بررسی قرار گرفته، زیرا هیچ کس نمی تواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگی بیش از زنان در خطر نابودی قرار دارند و در جنگها و حوادث دیگر قربانیان اصلی را آنها تشکیل می دهند

و نیز نمی توان انکار کرد که عمر زندگی جنسی مردان، از زنان طولانی تر است زیرا زنان در سنین معینی آمادگی جنسی خود را از دست می دهند در حالی که در مردان چنین نیست.

و نیز زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حمل، عملا ممنوعیت جنسی دارند در حالی که در مردان این ممنوعیتها وجود ندارد.

از همه گذشته زنانی هستند که همسران خود را به علل گوناگونی از دست می دهند و معمولا نمی توانند به عنوان همسر اول، مورد توجه مردان قرار گیرند و اگر مساءله تعدد زوجات در کار نباشد آنها باید برای همیشه بدون همسر باقی بمانند همانطور که در مطبوعات مختلف می خوانیم که این دسته از زنان بیوه با محدود شدن مساءله تعدد زوجات از نابسامانی زندگی خود شکایت دارند و جلوگیری از تعدد را یک نوع احساسات ظالمانه درباره خود تلقی می کنند.

بادر نظر گرفتن این واقعیتها در این گونه موارد که تعادل میان مرد و زن به عللی بهم می خورد ناچاریم یکی از سه راه را انتخاب کنیم:

1-مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان اضافی تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و تمام نیازهای فطری و خواسته های درونی خود را سرکوب کنند.

2-مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده اند به شکل معشوقه برقرار سازند.

3- کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آنها ایجاد نمی شود و قدرت بر اجراء عدالت کامل در میان همسران و فرزندان خود دارند به آنها اجازه داده شود که بیش از یک همسر برای خود انتخاب کنند. مسلما غیر از این سه راه، راه دیگری وجود ندارد.

اگر بخواهیم راه اول را انتخاب کنیم باید با فطرت و غرائز و نیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم و عواطف و احساسات اینگونه زنان را نادیده بگیریم، این مبارزهای است که پیروزی در آن نیست و به فرض که این طرح عملی شود جنبه های غیر انسانی آن بر هیچ کس مخفی نیست.

به تعبیر دیگر مساءله تعدد همسر را در موارد ضرورت نباید تنها از دریچه چشم همسر اول، مورد بررسی قرار داد، بلکه از دریچه چشم همسر دوم نیز باید مورد مطالعه قرار گیرد، و آنها که مشکلات همسر اول را در صورت تعدد زوجات عنوان می کنند کسانی هستند که یک مساءله سه زاویه ای را تنها از یک زاویه نگاه می کنند زیرا مساءله تعدد همسر، هم از زاویه دید مرد و هم از زاویه دید همسر اول و هم از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود و با توجه به مصلحت مجموع، در این باره قضاوت کنیم.

اگر راه دوم را انتخاب کنیم باید فحشاء را به رسمیت بشناسیم و تازه زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می گیرند نه تامینی دارند و نه آینده ای، و شخصیت آنها در حقیقت لگدمال شده است و اینها اموری نیست که هیچ انسان عاقلی آنرا تجویز کند.

بنابراین تنها راه سوم باقی می ماند که هم بخواسته های فطری و نیازهای غریزی زنان پاسخ مثبت می دهد و هم از عواقب شوم فحشاء و نابسامانی زندگی این دسته از زنان بر کنار است و جامعه را از گرداب گناه بیرون می برد.

البته باید توجه داشت که جواز تعدد زوجات با اینکه در بعضی از موارد یک ضرورت اجتماعی است و از احکام مسلم اسلام محسوب می شود اما تحصیل شرائط آن در امروز با گذشته تفاوت بسیار پیدا کرده است.

زیرا زندگی در سابق یک شکل ساده و بسیط داشت و لذا رعایت کامل مساوات بین زنان آسان بود و از عهده غالب افراد برمی آمد ولی در عصر و زمان ما باید کسانی که می خواهند از این قانون استفاده کنند مراقب عدالت همه جانبه باشند و اگر قدرت بر این کار دارند چنین اقدامی بنمایند. اساسا اقدام به این کار نباید از روی هوی و هوس باشد.

جالب توجه اینکه همان کسانی که با تعدد همسر مخالفند (مانند غربیها) در طول تاریخ خود، به حوادثی برخورده اند که نیازشان را به این مساءله کاملا آشکار ساخته است،

مثلا بعد از جنگ جهانی دوم احتیاج و نیاز شدیدی در ممالک جنگ زده، و مخصوصا کشور آلمان، به این موضوع احساس شد و جمعی از متفکران آنها را وادار ساخت که برای چاره جوئی و حل مشکل در مساءله ممنوعیت تعدد همسر، تجدید نظر کنند، و حتی برنامه تعدد زوجات اسلام را از دانشگاه (الازهر) خواستند و تحت مطالعه قرار دادند، ولی در برابر حملات سخت کلیسا مجبور به متوقف ساختن این برنامه شدند، و نتیجه آن همان فحشاء وحشتناک و بیبند و باری جنسی وسیعی بود که سراسر کشورهای جنگ زده را فرا گرفت.

از همه اینها گذشته تمایل پاره ای از مردان را به تعدد همسر نمی توان انکار کرد، این تمایل اگر جنبه هوس داشته باشد قابل ملاحظه نیست اما گاه می شود که بر اثر عقیم بودن زن، و علاقه شدید مرد به داشتن فرزند، این تمایل را منطقی می کند، و یا گاهی بر اثر تمایلات شدید جنسی و عدم توانائی همسر اول برای انجام این خواسته غریزی، مرد، خود را ناچار به ازدواج دوم می بیند، حتی اگر از طریق مشروع انجام نشود از طرق نامشروع، اقدام می کند در اینگونه موارد نیز نمی توان منطقی بودن خواسته مرد را انکار کرد، و لذا حتی در کشورهائی که تعدد همسر قانونا ممنوع است، عملا در بسیاری از موارد ارتباط با زنان متعدد رواج کامل دارد، و یک مرد در آن واحد با زنان متعددی ارتباط نامشروع دارد.

مورخ مشهور فرانسوی گوستاولوبون قانون تعدد زوجات اسلام را که به صورت محدود و مشروط است یکی از مزایای این آئین می شمارد و بهنگام مقایسه آن را روابط آزاد و نامشروع مردان، با چند زن، در اروپا چنین می نویسد:

«در غرب هم با وجود اینکه آب و هوا و وضع طبیعت هیچکدام ایجاب چنین رسمی (تعدد زوجات) نمی کند با این حال وحدت همسر چیزی است که ما آن را فقط در کتابهای قانون می بینیم و الا گمان نمی کنم که بشود انکار کرد که در معاشرت واقعی ما اثری از این رسم نیست! راستی من متحیرم و نمی دانم که تعدد زوجات مشروع و محدود شرق، از تعدد زوجات سالوسانه غرب چه چیز کم دارد؟ بلکه من می گویم که اولی از هر حیث از دومی بهتر و شایسته تر است »

تاریخ تمدن اسلام و عرب ترجمه فخر گیلانی صفحه 509

البته نمی توان انکار کرد که بعضی از مسلمان نماها بدون رعایت روح اسلامی این قانون، از آن سوء استفاده کرده و برای خود حرم سراهای ننگینی بر پا نموده و به حقوق زنان و همسران خود تجاوز کرده اند، ولی این عیب از قانون نیست و اعمال آنها را نباید به حساب دستورهای اسلام گذاشت، کدام قانون خوبی است که افراد سودجو از آن، بهره برداری نامشروع نکرده اند؟


نظرات() 

پنجشنبه 24 تیر 1395

نظر آقای سروش در مورد قرآن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

آیا الفاظ قران از جانب پیامبر است نه خدا؟ مستحضر هستید که دکتر سروش معتقدند که الفاظ قران از جانب خدا نیست بلکه رسول خدا مکاشفاتی نموده و حاصل مکاشفات خود را متناسب با نیازهای زمان در قالب الفاظ ریخته است شما چه ردیه ای بر این مطالب دکتر سروش دارید

پاسخ:

همانطور که ایجاد حقیقت وحی اختصاص به ذات خداوند دارد ،الفاظ قرآن کریم نیز از سوی خداوند تعیین شده است و نظریه دکتر سروش تحت عنوان « تجربه دینی» که محتوای وحی را به خود پیامبر نسبت می دهد مطلبی خلاف واقع و بدون دلیل است .

الفاظ قران کریم از جانب خداوند می باشد لذا جنبه اعجازی دارد و می فرماید:

« اگر نسبت به حقانیت انچه بر بنده خود نازل کردیم شک و تردید دارید سوره ای همانند آن را بیاورید»

بقره23

می بینیم که در این ایه صراحتا الفاظ و محتوای قرآن به خداوند نسبت داده شده است.

در ایات قرانی از قران به عنوان « کلام الله» ( توبه6) و « کتاب الله» ( بقره101) یاد شده است ولی در هیچ ایه ای از آن با عنوان کلام الرسول یا کلام النبی تعبیر نشده است.

در ایات فراوانی تصریح شده است که قرآن از جانب خداوند بر پیامبر نازل شده و لفظ و محتوا اختصاص به خداوند دارد .

« ما ایاتی بینات بر تو نازل کردیم»

بقره 99

« کتاب را به حق بر تو نازل کرد»

ال عمران 3

« کتاب را بر تو نازل کرد تا تو ایاتش را برای مردم تبیین کنی»

نحل64

« حمد و ستایش برای خداوندی است که بر بنده اش کتاب را نازل کرد»

کهف1

« تو قرآن را از جانب خداوند حکیم علیم دریافت می کنی»

نمل6

« ما قران را به صورتی عربی نازل کردیم تا تعقل کنید»

زخرف 3

« جبرییل ایات را به اذن خدا بر قلب تو نازل می کند»

بقره97

« ای مردم برهانی از جانب خدا برایتان امده و ما برایتان نوری مبین نازل کردیم»

نساء 174

« ما کتاب را به حق بر تو نازل کردیم»

مائده 48

« این کتابی است مبارک که خداوند آن را نازل کرده است»

انعام 155

« ولی من خداوند است کسی که کتاب را بر من نازل کرده است»

اعراف 196

« او کسی است که بر بنده اش ایات بینات نازل می کند تا شما را از ظلمات به سوی نور خارج کند»

حدید9

در این مضمون ایات فراوانی است که جهت اگاهی رجوع کنید به کتاب شریف فرهنگ قران،ج23 ص185 به بعد

همچنین در روایات فراوانی نیز تصریح شده است که قرآن شریف چه از جهت الفاظ و چه از جهت محتوا از جانب خداوند نازل شده است و « کلام خداوند» است نه کلام مخلوقین که جهت اگاهی می توانید رجوع کنید به :

بحار الانوار ج89 ص1 به بعد « کتاب القرآن»

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پاسخ:

در روایتی چنین امده است که پیامبر گرامی چنین فرمود:

« خداوند ذریه فاطمه را بر اتش حرام کرده است»

عیون الاخبار ج2 ص63

با توجه به بیانات اهل بیت مراد از روایت ذریه بلاواسطه حضرت زهرا هستند نه تمامی ذریه ایشان

در روایتی امده است که محمد بن مروان می گوید:

« به امام صادق گفتم ایا پیامبر گفته است که خداوند اتش را بر ذریه حضرت زهرا حرام کرده است؟

امام پاسخ داد:

« بله چنین گفته است اما منظور از ذریه او حسن و حسین و زینب و ام کلثوم بوده است( فرزندان بلا واسطه او)»

معانی الاخبار ص106

در روایتی امده است که محمّد بن احمد سنانى از حسن بن موساى وشائ بغدادى روایت می‌کند: من در خراسان در مجلس على بن موسى الرّضا بودم و زید بن موسى (معروف به زید النار) در آن‌جا حاضر بود و به جماعت حضّار، فخر می‌فروخت که ما چنین و چنان هستیم، و امام رضا که با دیگران مشغول گفت‌وگو بود سخنان زید را شنید و رو به او کرده گفت:

«اى زید آیا حرف‌‌هاى ناقلان کوفه تو را مغرور کرده و فریب خورده‌ ای که روایت می‌کنند: «فاطمه عفّت خود را حفظ کرد و خداوند آتش را بر ذریه او حرام نمود»؟ به خدا سوگند این فقط براى حسن و حسین و فرزندان بلا واسطه آن حضرت است، نه دیگران، امّا این‌که موسى بن جعفر پدرت اطاعت خدا کند، روزها را روزه بگیرد و شب‌‌ها را به نماز و عبادت بپردازد و تو معصیت و نافرمانى خدا کنى، سپس در روز رستاخیز هر دو در عمل مساوى باشید و جزاى هر دو بهشت باشد، پس در این صورت بدون تردید تو گویا عزیزتر از او در نزد خدا خواهی بود(چون او با طاعات خود مستحقّ بهشت شده است و تو بدون طاعت و با معصیت همان پاداش را گرفته‌ ای )

آرى على بن الحسین فرموده است:

« براى نیکوکار ما دو چندان پاداش و اجر است و براى بدکار ما دو چندان عذاب و جریمه»

عیون الاخبار ج2 ص234

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

ایه ای از قران است که میگه هر کس هر ایینی داشته باشه رستگاره نمیخواد حتما اسلام باشه

الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئِینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ (بقره- 62)

کسانى که (به پیامبر اسلام) ایمان آورده‏اند، و یهود و نصارى و صابئان (پیروان یحیى یا نوح یا ابراهیم) آنها که ایمان بخدا و روز رستاخیز آورده‏اند و عمل صالح انجام داده‏اند پاداششان نزد پروردگارشان مسلم است، و هیچگونه ترس و غمى براى آنها نیست

لطفا جواب این شبهه رو بگید

پاسخ:

به خوبى مى دانیم که آیات قرآن یکدیگر را تفسیر مىکنند قرآن در آیه 85 سوره آل عمران میگوید:

«هر کس دینى غیر از اسلام براى خود انتخاب کند پذیرفته نخواهد شد.»

بعلاوه آیات قرآن پر است از دعوت یهود و نصارى و پیروان سایر ادیان به سوى این آئین جدید یعنی اسلام اگر تفسیر فوق صحیح باشد با بخش عظیمى از آیات قرآن تضاد صریح دارد، بنا بر این باید به دنبال معنى واقعى آیه رفت.

در اینجا دو تفسیر از همه روشنتر و مناسبتر به نظر مى رسد

1-اگر یهود و نصارى و مانند آنها به محتواى کتب خود عمل کنند مسلما به پیامبر اسلام ایمان مى اورند چرا که بشارت ظهور او با ذکر صفات و علائم مختلف در این کتب آسمانى آمده است که شرح آن در ذیل آیه 146 سوره بقره در تفاسیر بیان شده است.

مثلا قرآن در آیه 68 سوره مائده مىگوید:

« ای اهل کتاب شما ارزشى نخواهید داشت مگر آن زمانى که تورات و انجیل و آنچه را از سوى پروردگارتان بر شما نازل شده بر پا دارید (و از جمله به پیامبر اسلام ص که بشارت ظهورش در کتب شما آمده است ایمان بیاورید).»

2-این آیه ناظر به سؤالى است که براى بسیارى از مسلمانان در آغاز اسلام مطرح بوده، آنها در فکر بودند که اگر راه حق و نجات تنها اسلام است، پس تکلیف نیاکان و پدران ما چه مىشود؟

آیا آنها به خاطر عدم درک زمان پیامبر اسلام و ایمان نیاوردن به او مجازات خواهند شد؟

در اینجا آیه فوق نازل گردید و اعلام داشت هر کسى که در عصر خود به پیامبر بر حق و کتاب آسمانى زمان خویش ایمان آورده و عمل صالح کرده است اهل نجات است، و جاى هیچگونه نگرانى نیست.

بنا بر این یهودیان مؤمن و صالح العمل قبل از ظهور مسیح، اهل نجاتند، همانگونه مسیحیان مؤمن قبل از ظهور پیامبر اسلام

تفسیر نمونه،ج1 ص283

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

کانال های ضد دین تحدی جدیدی را مطرح کرده اند مبنی بر اینکه شما برای حضرت زهرا خیلی فضایل و مناقب نقل می کنید لطفا بگویید که زهرا چه خدمتی به بشریت کرده است که این مقام را بدست اورده در عمر کوتاهش

پاسخ:

خداوند صراحتا به سخنان پیامبر حجیت داده و می فرماید:

« هر گز از روی هوای نفس سخن نمی گوید و انچه اورده ( وبرای شما بازگو می کند) جز وحی نیست که به او وحی شده است»

نجم 4

و می فرماید:

« انچه پیامبر برایتان اورده بگیرید و از انچه شما را از آن منع کرده بر حذر باشید»

حشر 7

حال که روشن شد سخنان پیامبر جز وحی مطلق نیست و وظیفه همگان ان است که در برابر سخنان ایشان خاضع باشند می گوییم:

پیامبر گرامی حضرت زهرا را چنین معرفی می کند:

« برترین زنان بهشت خدیجه دختر خویلد،فاطمه دختر محمد ،مریم دختر عمران،اسیه دختر مزاحم( همسر فرعون) می باشند»

مستدرک علی الصحیحین،ج2 ص497

بحار الانوار ج43 ص19

وفرمود:

« فاطمه برترین زنان بهشت است از بین تمام انها( اولین و اخرین انها)»

امالی، صدوق ص125

وفرمود:« برترین زنان اهل زمین است»

عیون الاخبار ج2 ص183

وفرمود:

« فاطمه برترین زنان عالم است از بین تمام زنان اولین تا اخرین انها »

کمال الدین ،ج1 ص257

وفرمود:

« خداوند با غضب فاطمه غضبناک و با رضایت او خرسند می شود»

معانی الاخبار ص303

وفرمود:

« اگر علی با زهرا ازدواج نمی کرد بر روی زمین همتایی برای زهرا پیدا نمی شد از زمان حضرت ادم تا ابد»

الخصال ج2 ص414

حال شما اشکال می کنید که فاطمه در عمر کوتاه خود چه خدمتی کرده است که چنین فضایلی در شان او وارد شده است؟

پاسخ می دهیم:

ایا صرف این که ندانیم چرا فاطمه به این مقام رسید و او چه خدمت و چه خصلتی داشت که اورا از میان جهانیان ممتاز کرد سبب میشود که روایات وارده در شان ایشان را انکار کنیم .

ما به مقتضای روایات بالا که از وحی الهی سرچشمه گرفته است حکم به برتری حضرت زهرا بر جهانیان می کنیم اگر چه ندانیم که چه عملی از ایشان صادر شده است که او را به این مقام رسانده است .

گذشته از این که :

ایشان به مصداق ایه تطهیر از هر گونه رجس و پلیدی و گناهی مصون و معصوم هستند

احزاب 33

و ایثار و از خود گذشتگی ایشان به حدی بود که یک سوره در شان ایشان نازل شد

سوره انسان

الکافی ج2 ص283

تفسیر کشاف ج4 ص670

ومصداق خیر کثیری قلمداد شده است که خداوند به پیامبر گرامی داده است

سوره کوثر

تفسیر فخر رازی ج32 ص124

وهیچکس مانند او عبادت پرودگار را نمی کرد وعابد ترین مردم بود

علل الشرایع،ج1 ص181

بحار الانوار ج43 ص85

عوالم العلوم ج11 ص277 به بعد

و زهد و ایثار ایشان به قدری بود که هر چه داشت را در راه پرودگار انفاق می کرد

الصواعق،ص109

مسند احمد ج3 ص150

بحار الانوار ج43 ص81

واز همه راستگو تر بود

مناقب ال ابی طالب،ج3 ص341

ودارای معجزات متعددی بود

عوالم العلوم،ج11 ص87 به بعد

بحار الانوار ج43 ص78

در المنثور،ذیل ایه 37 ال عمران

ودر حسن خلق و فضایل اخلاقی کسی به پای ایشان نمی رسید

عوالم العلوم ج11 ص243 به بعد

بحار الانوار ج43 ص146 باب 6

و مناقب فراوان دیگر که جهت اگاهی رجوع شود به کتاب عوالم العلوم،مرحوم بحرانی،ج11 ص17 به بعد

واین بود که ایشان را به الگو و اسوه برای بشریت تبدیل نمود و امامان از دامن ایشان به دنیا امدند تا بشریت را به نور و روشنایی هدایت کنند.

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

چهارشنبه 23 تیر 1395

آیا قیام زید مورد تایید امامان بوده است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

ایا قیام زید مورد تایید امامان بوده است .الله یاری می گوید هر گونه قیامی قبل خروج مهدی باطل است لذا قیام زید نیز باطل و مورد تایید امامان نمی باشد؟

پاسخ:

در مورد مشروعیت قیام قبل از ظهور امام عصر ما در گذشته مفصلا پاسخ داده ایم که می توانید کلید واژه « پرچم » را در کانال سرچ کنید.

اما در مورد قیام زید بن علی:

علامه سبحانی چنین می اورد:

« موضع اهل بیت نسبت به قیام زید موضع مثبت بوده و انان قیام او را مطابق کتاب و سنت می دانستند»

الملل و النحل ج7 ص195

وقتی خبر شهید شدن زید به امام صادق رسید حضرت چنین فرمود:

« او خوب عمویی بود.او مردی برای دنیا و اخرت ما بود .عمویم شهید شد مانند شهدایی که در رکاب پیامبر و علی و حسین شهید شدند»

عیون الاخبار ج1 ص252

وفرمود:

« کسی که بر زید گریه کند با او در بهشت خواهد بود»

بحار الانوار ج46 ص193

شیخ مفید چنین می اورد:

« وقتی خبر شهادت زید به امام صادق رسید امام بسیار محزون شد و هزار دینار از مالش را به خانواده های شهدایی که در رکاب زید شهید شدند اختصاص داد »

الارشاد،ص269

امام صادق فرمود:

« خداوند زید را رحمت کند او اگر پیروز میشد به وعده خود وفا می کرد .او مردم را به سوی من دعوت می کرد»

بحار الانوار ج46 ص129 به نقل از عیون الاخبار

پیامبر گرامی خطاب به امام حسین فرمود:

« از صلب تو مردی به نام زید به دنیا می اید .زید و یارانش در قیامت مقامشان از همه برتر است»

همان ص209

علامه سبحانی بیش از بیست روایت در تایید قیام زید از ناحیه ائمه نقل می کند

الملل و النحل،ج7 ص195 به بعد فصل دهم

در این باره روایات فراوانی امده است که می توانید رجوع کنید به

بحار الانوار ج46 ص155 به بعد باب11

علامه مجلسی چنین می گوید:

« اخباری که دلالت بر جلالت مقام زید و مدح و ستایش او دارد و اینکه او مدعی غیر حق نبود بیشتر و زیاد است و اکثر اصحاب به عظمت مقام زید اعتراف دارند»

بحار الانوار ج46 ص205

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

چهارشنبه 23 تیر 1395

آیا شیطان فرشته بوده؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

ببخشید مگه نمیگن شیطان فرشته بوده و فرشته ها اختیار ندارن؟

پس چطور شیطان با اختیار خودش از فرمان خدا سرپیچی کرد؟

یا شما درمورد فرشتگان گفتین که گناه نمیکنند پس قضیه فطرس چیه؟

پاسخ:

یکی از علمای معاصر چنین جواب می دهد:

« بعضی تصور می کنند معصوم بودن یا نبودن در مورد فرشتگان مفهوم ندارد ولی این صحیح به نظر نمی رسد.

درست است که انگیزه های گناه مانند شهوت و غضب در انها نیست ( یا بسیار ضعیف است) ولی نباید فراموش کرد که انها فاعل مختار هستند و قدرت بر مخالفت دارند و حتی از ایات قران استفاده می شود که انها از بیم مجازات خداوند در وحشت هستند

انبیاء28

این تعبیرات همه نشان می دهد که انها در عین قدرت بر معصیت ،معصوم و پاک از گناهند

از این جا روشن می شود که اگر در بعضی از روایات درباره کندی بعضی از فرشتگان در اطاعت فرمان حق و تنبیه انان به خاطر این کندی آمده همانند « ترک اولی هایی» است که در مورد انبیا نیز گفته شده است و می دانیم ترک اولی هرگز به معنی گناه نیست بلکه گاه ممکن است کار مستحب خوبی باشد که در مقایسه با کار بهتر انجام آن و ترک کار بهتر ترک اولی نامیده میشود»

شرح نهج البلاغه،ایت الله العظمی مکارم،ج1 ص169

اما ایا شیطان فرشته بود؟ اگر فرشته بود چگونه معصیت خداوند را کرد مگر فرشتگان معصوم نیستند؟

پاسخ:

شیطان فرشته نبود.خداوند صراحتا بر این مطلب تصریح کرده و می فرماید:

« ابلیس از طائفه جن بود»

کهف50

در کتاب عیون الاخبار از امام رضا می خوانیم:

« فرشتگان همگی معصومند و محفوظ از کفر و زشتیها به لطف پرودگار .

راوی سوال کرد: مگر ابلیس فرشته نبود؟

فرمود : نه او از جن بود

عیون الاخبار ج1 ص269

واگر در برخی از خطب نهج البلاغه تعبیر شده است که شیطان از جمله ملائکه بوده است

خطبه192

از این جهت بوده است که ابلیس به موجب داشتن عبادات فراوان در صفوف فرشتگان جای گرفته بود نه اینکه واقعا جزو فرشتگان بود.و تعبیر ملک نسبت به ابلیس با توجه به قرائن و دلایل بر عدم فرشته بودن ابلیس ٬تعبیر مجازی بوده است

تفسیر نمونه ج12 ص466

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پاسخ:

شدر مورد این که امام عصر از ظهور خود اگاهی داشته باشد ما مستندی قابل توجه بر این مطلب نیافتیم بلکه از برخی روایات استفاده می شود که ایشان نیز از وقت ظهور اگاهی ندارند.

امام باقر فرمود:

« مثل ظهور مهدی همچون بر پایی قیامت است که کسی جز خدا از وقت آن اگاه نیست»

بحار الانوار ج51 ص154

در روایت دیگر امام زمان فرمود:

« وقت ظهور فقط در نزد خداوند معلوم است»

کمال الدین،ج2 ص484

در روایت دیگر از نحوه اطلاع یافتن زمان ظهور برای حضرت چنین امده است چنان که امام کاظم فرمود:

« هرگاه وقت خروج حضرت رسید علم به خروج در نفس او منتشر می شود .آن علم او را ندا داده ای ولی خدا خروج کن و دشمنان خدا را به قتل برسان و برای او شمشیری است هنگامی که وقت خروج فرا رسد از غلافش بیرون می آید و حضرت را ندا می دهد ای ولی خدا خروج کن که بر تو حلال نیست که از دشمنان خدا صرف نظر کنی»

بحار الانوار ج52 ص311

با این بیانات روشن میشود که یکی از منتظران فرج حضرت مهدی خود آن حضرت هستند؛ زیرا

انتظار، در روایات ما به عنوان افضل العبادة مطرح شده است

کمال الدین،ج1 ص287

لذا بعید، بلکه محال است که آن وجود عزیز از افضل عبادات غافل و محروم باشد.

بنابراین، خود حضرت ولی عصر نیز چون هدف استقرار نظام توحیدی و فراهم ساختن زمینه سعادت بشری را دارند، در انتظار چنین روزی هستند، تا عدل و داد را بر سراسر جهان حاکم کند.

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

چهارشنبه 23 تیر 1395

همه چیز در مورد فرشتگان

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

فرشته ها موجودات مجردند یا نیستند معصوم هستند یا غیر معصوم لطفا نظر اهل بیت رو بگید با اقوال فلاسفه و ...کاری ندارم تشکر

پاسخ:

موجود مجرد ،موجودی است که از ماده و خواص ماده مبرا باشد .

اما اگر تاملی در ایات و روایاتی که در مورد فرشتگان است داشته باشیم پی می بریم که قول به تجرد انان از ماده قابل قبول نمی باشد .زیرا زمان داشتن و مکان داشتن و اوصاف دیگری که لازمه جسم و جسمانیت است نظیر بال داشتن،پر داشتن،سجده کردن،رکوع کردن ٬ به شکل های گوناگون درآمدن و ...برای انها در روایات ثابت شده است که می توانید جهت اگاهی به کتاب شریف بحار الانوار رجوع فرمایید

بحار الانوار ج56 ص144 باب23

ایت الله العظمی مکارم شیرازی چنین می اورد:

« علمای کلام بلکه اکثریت قاطع دانشمندان اسلامی فرشتگان را موجودات جسمانی از جسم لطیف می دانند ودر بعضی از تعبیرات کلمه نور به عنوان ماده اصلی تشکیل دهنده فرشتگان امده است و در عبارت معروفی که در بسیاری از کتب امده است می خوانیم « الملک جسم نوری» .از ظاهر ایات و روایات را اگر نخواهیم توجیه و تفسیر کنیم بدست می اید که انها مجرد مطلق نیستند»

شرح نهج البلاغه،ج1 ص162 با تلخیص

علامه مجلسی چنین می گوید:

« بدان که شیعه امامیه بلکه جمیع مسلمین اجماع دارند بر وجود ملائکه و این که انها دارای اجسام لطیف نورانی هستند و تنها فلاسفه با انها مخالفت کرده اند انها که خود را داخل مسلمین کرده اند برای تخریب اصول انها و تضییع عقاید مسلمین»

« اعلم انه اجتمعت الامامیه بل جمیع المسلمین الا من شذ منهم من المتفلسفین الذین ادخلوا انفسهم بین المسلمین لتخریب اصولهم و تضییع عقائدهم علی وجود الملائکه و انهم اجسام لطیفه نورانیه»

بحار الانوار ج56 ص203 ( غرض ما تنها نقل قول بود)

اما در مورد عصمت فرشتگان:

در قران تصریح شده است که انها هرگز دچار گناه و معصیت نمی شوند

« انها بندگان شایسته خدا هستند که هرگز در سخن بر او پیشی نمی گیرند و به فرمان او عمل می کنند»

انبیا26،27

ویا فرمود:

« هرگز مخالفت فرمان او نمی کنند»

تحریم6

حضرت امیر فرمود:

« هر گز در میان فرشتگان غفلت و معصیت خداوند وجود ندارد»

بحار الانوار ج56 ص175

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

من یک طلبه تازه کار هستم اساتیدمان می گویند برای پیمودن سیر و سلوک نیاز به استاد خصوصی داریم نظر شما چیست ایا باید ما یک استاد خصوصی داشته باشیم یا خیر

پاسخ:

در کتاب پیام امام امیر المومنین ( شرح نهج البلاغه) ایت الله العظمی مکارم شیرازی چنین می اورد:

« لحن ایات و روایات اسلامی این است که همه مومنان با انجام دستوراتی که در کتاب و سنت وارد شده و پای بند به احکام الهی ودر نظر گرفتن دقایقی که در این دو منبع بزرگ است می تواند به قله رفیع ایمان برسند و راه قرب الی الله را بپیمایند .

در حالات صحابه پیامبر و اصحاب ائمه نیز کمتری اثری از انتخاب استادهای خصوصی می یابیم حتی روایاتی که در پاسخ به سوال بعضی از افراد وارد شده برای عموم مومنان اثر بخش است .

کوتاه سخن این که اگر بخواهیم انتخاب استاد راهنما را به عنوان یک شرط لازم در پیمودن مقامات معنوی بپذیریم با ظواهر کتاب و سنت و سیره اصحاب پیامبر و ائمه هدی سازگار نیست

از نکته ای اساسی نباید غافل بود که این موضوع در طول تاریخ و حتی در زمان ما مورد سوئ استفاده فراوان افراد نااهل و منحرف قرار گرفته و در بعضی از موارد سر از افکار صوفیان و برنامه های منحط انان در آورده است و نه تنها موجب قرب الی الله نگشته بلکه سبب بعد من الله گشته است .

البته بعضی معتقدند که اگر استادی لازم باشد در ابتدای راه لازم است اما هنگامی که رهروان در مسیر قرار گرفتند دیگر نیازی به استاد خصوصی نیست بلکه از تعلیمات عمومی کتاب و سنت می توان در این راه بهره گرفت

در هر حال شکی نیست که وجود استاد پر تجربه و دلیل راه که انسان بتواند از اطلاعات و تجارب او در پیمودن مقامات معنوی استفاده کند استادی که از هر نظر مورد اعتماد و اطمینان است بسیار خوب و مغتنم است ولی چنان نیست که انسان نتواند با استفاده از دستورات کلی که در کتاب و سنت و تاریخ زندگی پیشوایان اسلام امده این راه را طی کند .مهم ان است که انسان عزم و اراده قوی بر پیمودن این راه داشته باشد و گرنه مسیر واضح و اشکار است »

پیام امام امیر المومنین،ج8 ص216

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سه شنبه 22 تیر 1395

ارور cl در کولر گازی

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: متفرقه، 

با سلام

یه روز بعد از خاموش شدن کولر گازی, متوجه صدای بوق بوق و نوشته شدن cl روی صفحه نمایش پنل کولر گازی شدم، بعد از مطالعه سخت دفترچه انگلیسی کولر گازی به هیچ نتیجه ای نرسیدم تا اینکه گفتم باید مشکلم رو با مراکز تخصصی تعمیرات کولر گازی در میون بزارم تا مشکلم برطرف بشه

با چند جا تماس گرفتم و هیچ کدوم نمیدونستن و جواب های بیخودی مثل کولر قاطی کرده یا اینکه میگفتن اگر کولر گازی باد خنک میده مشکلی نداره و....

خودم دست به کار شدم و شروع به جستجو در سایت ها و انجمن های خارجی کردم

بعد از یک روز جستجو بالاخره جواب رو پیدا کردم

این ارور برای اینکه زمانی که رادیات های پنل داخلی کثیف شده باشه یا کپک زده باشه کولر یک سری فرایند رو انجام میده تا این کثیفی ها رو برطرف کنه.

حالا برای رفع این مشکل یا برطرف کردن این ارور شما باید زمانی که کولرتون ارور میده دکمه clean روی کنترل کولر کازی رو فشار بدید و منتظر باشید تا کولر این فرایند تمیز کردن رو به مدت تقریبا 30 دقیقه انجام بده .

به همین سادگی


نظرات() 

پاسخ:

علامه گرانقدر مجلسی در بحار الانوار شریف بابی را گشوده است به ذکر روایات تحت عنوان« امامان جمیع لغات و زبان ها را می دانند و به آن صحبت می کنند»

بحار الانوار ج26 ص190 باب14

ابا صلت هروی چنین می گوید:

« امام رضا با همه مردم با لغات خودشان صحبت می کرد و او فصیح ترین مردم و عالمترین انها به هر زبان ولغتی بود .روزی به او گفتم من در تعجبم که شما چگونه به همه این لغات با اختلاف انها علم دارید؟

امام پاسخ داد:

« من حجت خدا بر خلقش هستم و خداوند بر خلقش حجتی قرار نمی دهد که زبان و لغات انها را نداند»

عیون الاخبار ج2 ص228

امام حسن فرمود:

« من به جمیع لغات علم دارم»

الکافی ج2 ص503

❗️علی بن مهزیار می گوید:

« وارد بر امام هادی شدم و او با من به فارسی شروع به صحبت کردن کرد»

بصائر الدرجات،ج1 ص333

ابی هاشم جعفری می گوید:

« وارد بر امام کاظم شدم .امام به من فرمود با این خادم به فارسی صحبت کن زیرا گمان می کند آگاه به آن زبان است .

می گوید به خادم گفتم :« زانویت چیست»

او به من جواب نداد .

امام به او فرمود:

« یقول رکبتک»( زانویت را می گوید)

سپس از او سوال کردم:

« نافت چیست»

او جوابم نداد.

امام به او فرمود:

« یقول سرتک»( نافت را می گوید)

بحار الانوار ج49 ص89

در این باره روایات فراوانی امده است که میتوانید به ادرس داده شده از بحار الانوار رجوع کنید

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پاسخ:

آنچه که شرط اسلام است جاری کردن شهادتین بر زبان می باشد چنان که در روایات فراوانی بر آن تصریح شده است

بحار الانوار ج65 ص225 باب24

بر این اساس علمای شیعه به کفر منکرین امامت و ولایت حکم نداده اند و بحث اصول دین را از اصول مذهب تفکیک کرده اند.

از آنجا که امامت و عدل از اصول مذهب می باشد هر کسی به این دو اصل پایبند نباشد بر او حکم کفر بار نمیشود.

وقتی عدم اعتقاد به امامت باعث کفر نشود یقینا نفی ولایت فقیه هم نمی تواند انسان را از دین خارج کند زیرا ولایت فقیه در امتداد ولایت ائمه است .

در استفتایی از مقام معظم رهبری چنین سوال شده است:

آیا اگر کسی که اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه ندارد مسلمان حقیقی محسوب نمی شود؟

ایشان چنین پاسخ دادند:

« عدم اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه اعم از این که بر اثر اجتهاد باشد یا تقلید در عصر غیبت حضرت حجت موجب ارتداد و خروج از اسلام نمی شود»

توضیح المسائل مراجع،بنی هاشم،ص35

حال در مورد شعار «مرگ بر ضد ولایت فقیه »باید گفت:

قطعا منظور از این شعار کسانی که صرفا مخالفت ولایت فقیه می باشند نیست .بلکه منظور کسانی هستند که در جهت تضعیف ولایت فقیه و حکومت اسلامی دست به توطئه می زنند و دشمنی کرده و آرامش جامعه را بر هم زده و ناامنی و اشوب در جامعه ایجاد می کنند .

رهبر انقلاب در بیاناتی چنین فرمودند:

« ضدیت با ولایت فقیه یعنی پنچه در افکندن،دشمنی کردن نه معتقد نبودن »

بیانات ایشان در تاریخ 17-7-86

ودر مورد مستند شرعی این مساله نیز باید گفت که در فرهنگ و ادبیات اسلامی نیز موارد متعددی یافت می شود که خداوند و پیامبر و ائمه مشرکان ،ظالمان،مستکبران ،و اشوب گران را مورد لعن و نفرین خود قرار داده اند

میزان الحکمه،ج10 ص274 به بعد

شیعه شناسی،رضوانی،ج2 ص587 به بعد


نظرات() 

دوشنبه 21 تیر 1395

ازدواج انسان با جن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

آیا جن می تونه با انسان ازدواج کنه؟

اساسا ازدواج انسان و جن ممکنه ؟

چون از برخی شنیدم که می گفتن میشه ازدواج کنن

پاسخ:

ما با تتبع گسترده ای که در این مورد داشته ایم مستند قابل قبولی بر این مطلب نیافتیم و قول به عدم امکان چنین ازدواجی قولی راجح و موافق قران و روایات است.

قرآن جن را موجودی معرفی می کند که از آتش افریده شده است

الرحمان15

در حالی که انسان از خاک است .ازدواج دو موجود از دو جنس مختلف مورد پذیرش عقل نمی تواند باشد .

از سوی دیگر در روایات امده است که اجنه زاد و ولدشان به صورت تخم گذاری است .حامله نمی شوند و بار دار نمی شوند چنان که امام صادق فرمود:

« در میان آنها زاد و ولد نیست بلکه انها تخم می گذارند و آن تخم تبدیل به فرزند می شوند»

نظرات() 

پاسخ:

در روایات ما امده است که برزخیان بهشتی با یکدیگر دیدار داشته و از این دیدار نیز شاد و خرسند می شوند.

در روایتی امده است که حماد بن عثمان از امام صادق سوال می کند در مورد برزخیان .

امام در پاسخ چنین فرمود:

« ارواح مومنین در برزخ با یکدیگر دیدار دارند و یکدیگر را کاملا می شناسند و از هم سوال می کنند»

المحاسن،ج1 ص178

ودر روایت دیگر فرمود:

« ارواح مومنین در حجراتی در بهشت برزخی هستند .از غذاها و نوشیدنی های بهشتی استفاده کرده و با یکدیگر در بهشت ملاقات می کنند( وخرسند می شوند) .ارواح کافران نیز در دوزخ برزخی بوده از غذا و نوشیدنی های جهنم استفاده کرده و یکدیگر را ملاقات می کنند( واین ملاقات مایه عذاب انها است»

بحار الانوار ج6 ص234

و فرمود:

« ارواح مومنان در کوه های رضوی ال محمد را می بینند و از خوراکی ها و نوشیدنی های انان بهره مند میشوند ودر مجالسشان با انان به گفتگو می پردازند»

همان مدرک ص243

وباز فرمود:

« وقتی یک شخص از دنیا می رود ارواح دیگران نزد او امده و از انان درباره کسانی که از دنیا رفته اند یا هنوز زنده اند سوال می کنند .پس اگر گفت زنده است به او امیدوار میشوند ولی اگر گفت مرده است می گویند سقوط کرده است( زیرا اگر سقوط نکرده بود و به عذاب الهی دچار نشده بود نزد ما بود) سپس به یکدیگر می گویند او را ترک کنید و بگذارید تا از سختی های مرگ آرامش یابد»

الکافی ج3 ص244

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پاسخ:

شرکت در نماز جماعت اهل تسنن خصوصا در مکه و مدینه چند فلسفه و دلیل عقلی و شرعی به همراه دارد و بر اساس آن اکثر فقها به جواز شرکت در نمازهای جماعت اهل تسنن فتوا داده اند و شرط عدالت در این مورد ساقط است

شیخ حر عاملی در کتاب شریف وسائل الشیعه بابی را گشوده است تحت عنوان:« باب در استحباب اقامه نماز جماعت پشت سر ( اهل سنت) که اقتدا به انان جایز نیست جز در صورت تقیه »

وسائل الشیعه ج8 ص299 باب 5

امام صادق فرمود:

« کسی که با انان در صف اول نماز بگزارد مانند آن است که با رسول الله در صف اول نماز گزارده است»

الفقیه ج1 ص382

امالی،ص300

در روایت دیگر تعبیر شده است که این نماز خواندن ثواب جهاد کردن در راه خدا را دارد

التهذیب ج3 ص277

درباره اهداف این حکم می توان چنین گفت:

1-اتهام ها از شیعیان بر طرف می شود و توطئه ها بر علیه انان با حضور در جماعت انان مرتفع می شود و حتی انگشت اتهام به سوی اهل سنت دراز می شود که چرا با این برخورد منطقی شیعیان شما با انها برخوردهای غیر منطقی دارید

2-شرکت نکردن شیعیان در نماز جماعت انان و یا خارج شدن انان در هنگام نماز از مساجد موجب وهن تشیع بوده که جایز نیست

3-در شرایط فعلی که دشمنان اسلام و مسلمین در صدد هستند که با تکیه بر عقاید مذهبی میان فرقه های مختلف جهان اسلام تفرقه ایجاد کنند شرکت نکردن در نمازهای جماعت بهانه لازم را در اختیار بد خواهان و دشمنان اسلام خواهد داد که به مصلحت مسلمین و شیعیان نیست

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

خدا تو قرآن می فرماید: بندگانم بشارت بده انهایی که سخنان را می شنوند و از بهترین انها تبعیت می کنند( زمر18)

منطق قرآن اینه

پس چرا به ما میگید تو کانال های ضد دین نریم یا تو اسلام خوندن کتب و مطالب گمراه کننده حرام است لطفا راهنمایی کنید؟

پاسخ:

بحث در ایه مورد استناد شما مربوط به سخنانی است که امید هدایت در آن باشد .هر گاه بعد از بررسی و دقت ثابت شد که فلان کتاب یا فلان مطلب گمراه کننده است دیگر از موضوع این دستور اسلام خارج می شود .اسلام هرگز اجازه نمی دهد که مردم در راهی که نادرست بودنش بثبوت رسیده گام بگذارند.

البته تا زمانی که این امر بر کسی ثابت نشده و به اصطلاح در حال تحقیق از مذاهب مختلف برای پذیرش دین صحیح است می تواند همه این کتب و مطالب را مورد بررسی قرار دهد ولی بعد از ثبوت مطلب باید آن را به عنوان یک ماده سمی از دسترس این و آن خارج کرد»

تفسیر نمونه ج19 ص417

در کتاب پاسخ به پرسش های مذهبی چنین آمده است:

اسلام دین علم و دانش است؛ و این دین آسمانى، انسانها را به فرا گرفتن علوم و توسعه بخشیدن و همگانى ساختن آن تشویق مى کند. تکامل و پیشرفت فرد و اجتماع را در فرا گرفتن دانش مى داند; ولى در عین حال اسلام به یک نکته اساسى توجّه کامل دارد و آن نکته این است که همان طور که باید جامعه را از عوامل خطرهاى مادّى مانند بیمارى هاى واگیردار حفظ کرد، باید ازعوامل انحراف هاى فکرى و معنوى نیز حفظ نمود.

در تمدّن ماشینى امروز، افراد آزاد هستند که هر نوع عقیده و فکر و انحرافى را تا آن جا که مخلّ به نظام مادّى اجتماع نیست، بپذیرند؛ ولى در اسلام این طور نیست.

اسلام مى خواهد جامعه اى به وجود آورد که در مسیر تکامل معنوى و اخلاقى پیش برود. این کار میسّر نمى شود جز از این راه که با عوامل انحراف فکرى و اخلاقى مبارزه کند و نگذارد این عوامل بر زندگى مردم مسلّط شود.

با توجّه به این اصل اساسى، بخوبى معلوم مى شود که چرا اسلام، خواندن کتب گمراه کننده را که به عقاید و افکار صحیح و یا به اخلاق سالم لطمه مى زند، ممنوع ساخته است.

اگر خواندن این نوع کتب و نوشته ها براى همگان آزاد باشد، مردم چه تضمینى براى نگهدارى افکار و اخلاق خود از انحراف دارند؟ هرگز نباید قدرت تلقین و تبلیغ را نادیده گرفت و چه بسا این نوع نوشته ها از راه تلقین و تبلیغ، مسیر زندگى افراد را بکلّى منحرف سازند; چه بسیارند جوانانى که بر اثر کتب منحرف کننده و رمان هاى عشقى و جنایى رسوا و خطرناک، در پرتگاه فساد و سقوط اخلاقى افتاده اند.

به این علل یاد شده است که اسلام اجازه نداده کتب گمراه کننده، بطور آزاد در اجتماع نشر شود و مورد مطالعه همگان قرار گیرد; ولى بر همین اساس که این دین طرفدار علم و دانش است، خواندن و مطالعه این گونه کتاب ها را بر دانشمندانى که قدرت دارند حقّ و باطل را با میزان عقل تواناى خود از هم بشناسند، حرام نکرده است. دانشمندان نه تنها مى توانند این گونه کتاب ها را مورد مطالعه قرار دهند، بلکه بر دانشمندان اسلامى مطالعه آنها واجب و لازم است تا بتوانند منطق مخالفان را که در این کتب آمده است به دست آورند و با آن مبارزه کنند و چگونگى منطق و راه و روش تبلیغ دشمنان را بشناسند و از راه صحیح و موثّر در مبارزه با آن بکوشند.

در تاریخ اسلام مذاکرات زیادى میان پیشوایان دینى و طرفداران عقاید غیر اسلامى واقع شده که مولّفینى از قبیل مولّف کتاب «احتجاج طبرسى» به جمع آورى این نوع بحث ها پرداخته اند; و این خود نمونه اى از این است که تحریم «کتب ضالّه» در اسلام به معناى کشتن آزادى فکر و مخالفت با دانش نیست; و پیشوایان دینى همواره این گونه عقاید را از راه منطق و بحث آزاد پاسخ گفته اند، نه از راه ایجاد اختناق فکرى و عقیده اى»

برگرفته از کتاب پاسخ به پرسش های مذهبی ،ایات عظام مکارم و سبحانی،ص337

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

سوالی است که چند وقت است ذهن منو مشغول کرده .می دونیم هر چه علم پیشرفت می کنه مسائل تازه ای ایجاد میشه که حکم اون تو روایات نیومده مثلا تلقیح مصنوعی،پیوند اعضا و ...با قوانینی که واسه 1400 سال پیشه چطور میشه نیازهای روز رو پاسخ داد

پاسخ:

در روایات ما آمده است که هیچ مساله ای نمی باشد مگر انکه حکم آن در قرآن یا سنت بیان شده است

بحار الانوار ج2 ص168 باب 22

با این توضیح درباره اشکال شما چنین می گوییم:

« اگر تمام قوانین اسلام جنبه جزیی داشت و برای هر موضوعی حکم کاملا مشخصی و جزیی تعیین کرده بود جای این اشکال بود اما با توجه به اینکه در دستورات اسلام یک سلسله اصول کلی و بسیار وسیع و گسترده ای وجود دارد که می تواند بر نیازهای متغیر منطبق شود و پاسخگوی انها باشد دیگر جایی برای این ایراد نیست

مثلا با گذشت زمان یک سلسله قراردادهای جدید و روابط حقوقی در میان انسانها پیدا می شود که در عصر نزول قرآن هر گز وجود نداشته است مثلا در آن زمان بیمه با شاخه های متعددش موجود نبوده است و همچنین انواع شرکت هایی که در عصر و زمان ما بر حسب احتیاجات روز به وجود امده ولی با این حال یک اصل کلی در اسلام داریم به عنوان لزوم وفای به عقد و عهد

مائده 1

که همه این قراردادها را شامل میشود .بنابراین قانون کلی در این زمینه ثابت است هر چند مصداقهای آن در تغییر هستند و هر روز ممکن است مصداق جدیدی برای آن پیدا شود .

مثال دیگر اینکه ما قانون مسلمی در اسلام داریم به نام قانون لا ضرر که بوسیله ان می توان هر حکمی را که سرچشمه ضرر و زیان در جامعه اسلامی گردد محدود ساخت و بسیاری از این نیاز ها را بر طرف نمود .

گذشته از این مساله لزوم حفظ نظام جامعه،وجوب مقدمه واحب،مساله تقدیم اهم بر مهم نیز در موارد بسیار گسترده ای پاسخگوی نیاز ها می باشد »

تفسیر نمونه ج17 ص346

این قواعد کلی که پاسخگوی کلیه نیازها تا روز قیامت می باشد به عنوان قواعد فقهی یاد می شود که همه انها ریشه در ایات قران و روایات اهل بیت دارد .

ایت الله العظمی مکارم شیرازی این قواعد را در حدود 30 قاعده خلاصه کرده ودر کتاب خود« القواعد الفقهیه» مفصلا در مورد انها بحث می کنند .

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پاسخ:

برای دریافت وحی، وارتباط مستقیم با خداوند انسان ها باید به سطحی از کمال برسند. این کمال امری نیست که به کسی بدون دلیل داده شود بلکه حالتی وجودی است که وجود انسان بر اثر انتخاب های خود، به آن می رسد. به عبارت دیگر، همان طور که بدون ورزش نمی توان بدن ورزیده ای داشت، بدون اعمال و رفتار نیکو و انتخاب افعال نیکو، نیز نمی توان به کمال رسید. بنابراین این چنین نیست که خداوند مانعی ایجاد کرده باشد بلکه این انسان ها هستند که با تلاش خود باید به این سطح از کمال برسند که مخاطب چنین پیامی واقع شوند.

خداوند پیام های خود را به کسی داده است که امکان دریافت آنها را دارد و او نیز آنها را در اختیار ما قرار داده است.

ایت الله مکارم چنین می اورد:

«شرط نبوت ( و دریافت وحی)قبل از هرچیز آمادگی روحی،پاکی ضمیر،سجایای اصیل انسانی،فکر بلند،واندیشه ی قوی وبالاخره تقوی وپرهیزگاری فوق العاده در مرحله ی عصمت است ووجود این صفات،مخصوصا امادگی برای مقام عصمت،چیزی است که جز خدا نمیداند،به همین دلیل انتخاب نبی به دست خداست وخدا میداند این مقام را در چه جایی قرار دهد

تفسیرنمونه،ج5،ص430

از این بیانات به دست می اید که چرا تنها افرادی خاصی از نوع بشر شایستگی دریافت وحی و به نبوت رسیدن را داشته اند و چرا دیگر افراد بشر به این مقام نرسیدند

به بیان دیگر:

«خداوند با علم ازلی ومطلق خود میدانست که عده ی خاصی از بندگانش با اختیار خود بیش از دیگران ودر بالاترین حد ممکن از استعداد خود بهره برداری میکنند ومسیر تکامل را می پیمایند

علم خداوند به این شایستگی ومنزلت این افراد که با اختیار خودشان فراهم شده،سبب شد که خداوند از میان افراد بشر آنان را برگزیند وتفضلأ پاداش انان را در قالب پیامبری عطا نماید وانان را از علم واراده ای برخوردار کند که به واسطه ی ان به مصونیت کامل برسند»

ادب فنای مقربان،ایت الله جوادی املی ج3 ص256

اعطای نبوت به افراد و دریافت وحی معلول شایستگی انان است واین اعطا بدون حساب نیست واین معنا در بخشهای اغازین دعای ندبه امده است :

«خداوندا تو رو سپاس......تو با آنها(اولیاءت)شرط نمودی که نسبت به زینت ها ومنزلت های دنیوی بی اعتنا باشند وانها نیز این شرط را پذیرفتند وچون میدانستی به این شرط عمل خواهند کرد،انان را پذیرفتی ومقرب خود ساختی وفرشتگان را بر انها نازل کردی و با وحی خود انان را گرامی داشتی واز علم بی کران خود بهره ها دادی»

دعای ندبه،مفاتیح الجنان،ص704

چنانکه امام صادق فرمود:

«خداوند انسانهایی را از فرزندان آدم انتخاب کرد وتولد انان را پاک وبدنهای انان را پاکیزه گردانید ،نه بخاطر طلبی که از خداوند داشته باشند،بلکه از انجا که خداوند در هنگام خلقت میدانست که از او فرمانبرداری میکنند واو را عبادت میکنند وهیچ گونه شرکی به او روا‌ نمیدارند پس اینان به واسطه ی فرمانبرداری از خداوند به این کرامت ومنزلت والا در نزد خدا نایل شدند»

بحارالانوار،ج10،ص170

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پاسخ:

جمعی معتقدند که همه ذرات موجودات این جهان اعم از آنچه ما آنرا عاقل می شماریم یا بیجان و غیر عاقل همه دارای یکنوع درک و شعورند، و در عالم خود تسبیح و حمد خدا می گویند، هر چند ما قادر نیستیم به نحوه درک و احساس آنها پی بریم و زمزمه حمد و تسبیح آنها را بشنویم .

آیاتی مانند « بعضی از سنگها از ترس خدا از فراز کوهها به پائین می افتند»

بقره آیه 74

ومانند :

«خداوند به آسمان و زمین فرمود از روی اطاعت یا کراهت به فرمان من آئید، آنها گفتند ما از در اطاعت می آئیم »

فصلت آیه 11 و مانند آن را می توان گواه بر این عقیده گرفت

بسیاری معتقدند که این تسبیح و حمد، همان چیزی است که ما آنرا زبان حال می نامیم، حقیقی است نه مجازی، ولی به زبان حال است نه قال (دقت کنید).

توضیح اینکه :

بسیار می شود به کسی که آثار ناراحتی و درد و رنج و بی خوابی در چهره و چشم او نمایان است می گوئیم:

هر چند تو از ناراحتیت سخن نمی گوئی اما چشم تو می گوید که دیشب به خواب نرفتی، و چهره ات گواهی می دهد که از درد و ناراحتی جانکاهی رنج می بری

این زبان حال گاهی آنقدر قوی و نیرومند است که زبان قال را تحت الشعاع خود قرار می دهد و به تکذیب آن برمی خیزد و به گفته شاعر:

گفتم که با مکر و فسون - پنهان کنم راز درون

پنهان نمی گردد که خون - از دیدگانم می رود!

این همان چیزی است که علی (علیه السلام ) در گفتار معروفش ‍ می فرماید:

«هرگز کسی رازی را در دل نهان نمی کند مگر اینکه در لابلای سخنان ناآگاه و صفحه صورتش آشکار می گردد»

نهج البلاغه کلمات قصار شماره 26

از سوی دیگر آیا می توان انکار کرد که یک تابلو بسیار زیبا که شاهکاری از هنر راستین است گواهی بر ذوق و مهارت نقاش ‍ می دهد و او را مدح و ثنا می گوید؟

آیا می توان انکار کرد که دیوان شعر شعرای بزرگ و نامدار از قریحه عالی آنها حکایت می کند؟ و دائما آنها را می ستاید؟

آیا می توان منکر شد که ساختمانهای عظیم و کارخانه های بزرگ و مغزهای پیچیده الکترونیک و امثال آنها، با زبان بیزبانی از سازنده و مخترع و مبتکر خود سخن می گویند، و هر یک در حد خود از آنها ستایش می کنند

بنابراین باید قبول کرد که عالم شگرف هستی با آن نظام عجیبش، با آنهمه رازها و اسرار، با آن عظمت خیره کننده اش و با آن ریزه کاریهای حیرت زا همگی ((تسبیح و حمد)) خدا می گویند.

مگر ((تسبیح )) جز به معنی پاک و منزه شمردن از عیوب می باشد؟ ساختمان و نظم این عالم هستی می گوید خالق آن از هر گونه نقص و عیبی مبرا است .

مگر ((حمد)) چیزی جز بیان صفات کمال می باشد؟ نظام جهان آفرینش از صفات کمال خدا، از علم بی پایان و قدرت بی انتها و حکمت وسیع و فراگیر او سخن می گوید.

مخصوصا با پیشرفت علم و دانش بشر، و پرده برداشتن از گوشه هائی از اسرار و رازهای این عالم پهناور، این حمد و تسبیح عمومی موجودات آشکارتر شده است .

اگر یک روز آن شاعر نکته پرداز هر برگی از برگهای درختان سبز را دفتری از معرفت کردگار می دانست، دانشمندان گیاهشناس امروز درباره این برگها نه یک دفتر بلکه کتابها نوشته اند، و از ساختمان اسرار آمیز کوچکترین اجزای آن یعنی سلولها گرفته تا طبقات هفتگانه برگ، و دستگاه تنفسی آن، و رشته های آبیاری و تغذیه و سایر مشخصات بسیار پیچیده برگها در این کتابها، بحثها کرده اند.

بنابراین هر برگی شب و روز نغمه توحید سر می دهد و آواز رسای تسبیحش را در درون باغ و جنگل، بر فراز کوهها، در خمیدگی درهها پخش می کند، اما بیخبران چیزی از آن نمی فهمند، خاموشش ‍ می شمارند و زبان بسته !

این معنی برای تسبیح و حمد عمومی موجودات کاملا قابل درک است و نیاز به آن ندارد که ما برای همه ذرات عالم هستی درک و شعور قائل شویم چرا که دلیل قاطعی برای آن در دست نیست و آیات گذشته نیز به احتمال زیاد همان زبان حال را بیان می کند

ولی در اینجا یک سؤال باقی می ماند و آن اینکه اگر منظور از تسبیح و حمد حکایت نظام آفرینش از پاکی و عظمت و قدرت خدا است، و ((صفات سلبیه )) و ((ثبوتیه )) او را شرح می دهد پس چرا قرآن می گوید شما حمد و تسبیح آنها را نمی فهمید؟ اگر بعضی نفهمند حداقل دانشمندان که می فهمند.

ولی این سؤال دو پاسخ دارد:

1-نخست اینکه روی سخن با اکثریت مردم نادان و مخصوصا مشرکان است و دانشمندان باایمان که در اقلیت قرار دارند از این عموم، مستثنا هستند که هر عامی استثنائی دارد.

2-دیگر اینکه آنچه ما از اسرار این عالم می دانیم در برابر آنچه نمی دانیم همانند قطره ای است در برابر دریا و ذره کاهی است در مقابل یک کوه عظیم، که اگر درست بیندیشیم حتی نام علم و دانش ‍ نمی توان بر آن گذاشت .

تا بدانجا رسید دانش من - که بدانستی که نادانم

بنابراین در واقع ما تسبیح و حمد این موجودات را هر چند دانشمند باشیم نمی شنویم چرا که آنچه را می شنویم تنها یک کلمه است از یک کتاب بزرگ و روی این حساب می توان به صورت یک حکم عمومی خطاب به همه جهانیان گفت شما تسبیح و حمد موجودات عالم هستی را که به زبانحال دارند درک نمی کنید، زیرا آنچه درک می کنید بقدری ناچیز است که به حساب نمی آید.

3- بعضی از مفسران نیز احتمال داده اند که حمد و تسبیح عمومی موجودات در اینجا ترکیبی از زبان ((حال )) و ((قال )) یا به تعبیر دیگر ((تسبیح تکوینی )) و ((تشریعی )) باشد، چرا که بسیاری از انسانها و همه فرشتگان از روی درک و شعور حمد و ثنای او می گویند و همگی ذرات موجودات نیز با زبانحالشان از عظمت و بزرگی خالق بحث می کنند.

اگر چه این دو نوع حمد و تسبیح با هم متفاوت است ولی در قدر جامع یعنی مفهوم وسیع کلمه حمد و تسبیح، مشترک می باشند.

ولی چنانکه پیدا است تفسیر دوم با آن شرح که بیان کردیم از همه دلچسب تر است .

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه