تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب خرداد 1395

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

سوال

اشکالی است که چندین روز است که در کانال های ملحد نشر پیدا می کند که میگویند در قران امده که مردم مکررا از پیامبر درخواست معجزه میکردند اما پیامبر از انجام ان امتناع میکرد( انعام 37 ،109 یونس20 ،رعد7) اگر واقعا پیامبر بود چرا از اوردن معجزه امتناع میکرد

پاسخ

نخست توجه کنید که پیامبر گرامی غیر از قرآن که بزرگترین معجزه ایشان بود دارای معجزات فراوان دیگری نیز بوده است که علمای بزرگوار به تواتر انها را نقل کرده اند که جهت اگاهی رجوع کنید:

1-بحار الانوار ج17 ص159 به بعد ابواب معجزات پیامبر تا ج18 ص144

2-اثباه الهداه،حر عاملی،ج1 باب 8 ص239 تا ص436 طی 58 فصل

حال می گوییم:

ایات مورد استناد شما مربوط به درخواستهایی است که پس از اتمام حجت و اثبات نبوت ایشان از سر لجاج وعناد به غیر از کشف حقیقت انجام می گرفت ( معجزات اقتراحی) وحکمت خداوند اقتضای اجابت چنین درخواست هایی را ندارد

توضیح اینکه:

انچه وظیفه پیامبران است اثبات صدق دعوی خود از طریق معجزات یا طرق دیگر می باشد بنابراین هرگاه به قدر کافی معجزه نشان دهد دیگر هیچ گونه وظیفه ای در این رابطه ندارد.پیامبر یک خارق العاده گر نیست که در جایی بنشیند و هر کس از در وارد شد مطابق میل و سلیقه خود پیشنهاد معجزه ای کند و پیش از مشاهده ان اگر مایل بود باز پیشنهاد دیگری مطرح کند وقوانین و سنن افرینش را به بازی بگیرد و معجزات به ابتذال کشیده شود و مردم به عنوان سرگرمی به تماشای انهه روی اورند و بعد از این همه نیز دعوت پیامبر را بپذیرد یا اگر میلش اقتضا نکرد به بهانه ای شانه خالی کند

به تعبیر دیگر:

او مامور است که معجزات را برای حقجویان و حق طلبان به مقدار اتمام حجت ارایه دهد ولی هرگز ماموریت ندارد که به معجزات اقتراحی یعنی معجزاتی را که بهانه جویان مطابق هوس های خود نه برای تحقیق حق بلکه به خاطر بدست اوردن دستاویزی برای فرار از حقیقت پیشنهاد می کنند پاسخ گوید

نکته دیگر انکه:

مسلما معجزه درواقع کار خداست و پیامبران هر معجزه ای داشته باشند به اذن و فرمان اوست ولی گاه تصور برای گروهی از مردم پیدا میشد که پیامبران در زمینه معجزات فعال ما یشای هستند و هر چه بخواهند انجام میدهند این امر زمینه غلو را درباره انبیا فراهم می ساخت و ای بسا سبب میشده که مردم انها را همچون خدا بدانند به همین دلیل گاه انبیا و پیامبران تسلیم پیشنهاد معجزات نمیشدند و می گفتند این کار از ناحیه ما نیست بلکه منوط به اذن و فرمان خداست و باید ببینیم او چه اراده ای کرده است

ایات مورد بحث شما از یک سو لجاجت انها را در امر تقاضای معجزات روشن میسازد و از سوی دیگر وابستگی معجزات را به اراده مطلقه پرودگار

پیام قران ،ج7 ص287

پرسمان اعتقادی کانالی جامع در پاسخ به سوالات و شبهات توسط کارشناسان حوزوی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 30 خرداد 1395

افسانه غرانیق!!!

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

لطفا در مورد قضیه غرانیق و حذف این جمله (تلک الغرانیق العلى، منها الشّفاعة ترتجى) از قرآنها توضیح دهید. اگر قرآن كلام خاصه خداست و پیامبر معصوم از اشتباه و گناه ، چرا میگویند این كلمات را شیطان در زمان قرائت سوره النجم بر زبان پیامبر جاری كرده است؟؟ همانطور كه میدانید در این واقعه پیامبر اعلام كرده است كه «لات» ، «عزی» و «منات» هر سه اینها غرانیق؛ عالى‏ مقامند، شفاعت آن‏ها مورد رضایت است.» سپس باقى آیات را خواند. هنگامى که به آیه سجده رسید، خود پیامبر و تمام حاضران اعم از مسلمان و مشرک در برابر بت‏ها سجده کردند

پاسخ

پیرامون افسانه ساختگى غرانیق در بعضى از کتب اهل سنت روایات عجیبى از ابن عباس نقل شده از جمله این که:

پیامبر خدا در مکه مشغول خواندن سوره" النجم" بود، چون به آیاتى که نام بتهاى مشرکان در آن بود رسید که: "أَ فَرَءَیْتُمُ اللَّاتَ وَ الْعُزَّى‏ وَ مَنَوةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى" یعنی: به من خبر دهید آیا بتهاى «لات» و «عزّى» و «منات» که سوّمین آنهاست (دختران خدا هستند) در این هنگام شیطان این دو جمله را بر زبان او جارى ساخت: «تلک الغرانیق العلى، و ان شفاعتهن لترتجى»! یعنی: «اینها پرندگان زیباى بلند مقامى هستند و از آنها امید شفاعت است»!

در این هنگام مشرکان خوشحال شدند و گفتند: « محمد تا کنون نام خدایان ما را به نیکى نبرده بود»، در این هنگام پیامبر سجده کرد و آنها هم سجده کردند، جبرئیل نازل شد و به پیامبر اخطار کرد که این دو جمله را من‏ براى تو نیاورده بودم، این از القائات شیطان بود در این موقع آیات مورد بحث (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ ...) نازل گردید و به پیامبرو مؤمنان هشدار داد

این حدیث را غالب مفسران اهل سنت اورده اند و مورد نقد قرار داده اند

گر چه جمعى از مخالفان اسلام براى تضعیف برنامه‏هاى پیامبر به گمان اینکه دستاویز خوبى پیدا کرده‏اند این قضیه را با آب و تاب فراوان نقل کرده و شاخ و برگهاى زیادى به آن داده‏اند. ولى قرائن فراوان نشان مى‏دهد که این یک حدیث مجعول و ساختگى است که براى بى اعتبار جلوه دادن قرآن و کلمات پیامبر اسلام (ص)، به وسیله شیطان‏صفتان جعل شده است زیرا:

اولا: به گفته ی محققان، راویان این حدیث افراد ضعیف و غیر موثقند، و صدور آن از ابن عباس نیز به هیچ وجه معلوم نیست، و به گفته" محمد بن اسحاق" این حدیث از مجعولات زنادقه مى‏باشد و او کتابى در این باره نگاشته است .

تفسیر کبیر،ج23 ص50

ثانیا: احادیث متعددى در مورد نزول سوره نجم و سپس سجده کردن پیامبر و مسلمانان در کتب مختلف نقل شده، ولی در هیچ یک از این احادیث سخنى از افسانه غرانیق نیست، و این نشان مى‏دهد که این جمله بعدا به آن افزوده شده است.

همان مدرک

ثالثا: آیات آغاز سوره نجم صریحا این خرافات را ابطال مى‏کند آنجا که مى‏گوید:" پیامبر از روى هواى نفس سخن نمى‏گوید آنچه مى‏گوید تنها وحى الهى است" ( این آیه با افسانه فوق چگونه سازگار است؟

رابعا: آیاتى که بعد از ذکر نام بتها در این سوره آمده، همه در بیان مذمت‏ بتها و زشتى و پستى آنها است و با صراحت مى‏گوید: اینها اوهامى است که شما با پندارهاى بى اساس خود ساخته‏اید و هیچگونه کارى از آنها ساخته نیست. قرآن می فرماید:" اینها فقط نامهایى است که شما و پدرانتان بر آنها گذاشته‏اید (نامهایى بى‏محتوا و اسمهایى بى مسمّى)، و هرگز خداوند دلیل و حجتى بر آن نازل نکرده آنان فقط از گمانهاى بى‏اساس و هواى نفس پیروى مى‏کنند در حالى که هدایت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است!.

با این مذمتهاى شدید چگونه ممکن است چند جمله قبل از آن، مدح بتها شده باشد بعلاوه قرآن صریحا یادآور شده که خدا تمامى آن را از هر گونه تحریف و انحراف و تضییع حفظ مى‏کند چنان که در آیه شریفه مى‏خوانیم:" ما قرآن را نازل کردیم و ما بطور قطع نگهدار آنیم!".

9حجر

خامسا: مبارزه پیامبر با بت و بت پرستى یک مبارزه آشتى ناپذیر و پى‏گیر و بى وقفه از آغاز تا پایان عمر او بوده است، پیغمبر اکرم در عمل نشان دادند که هیچگونه سازش و انعطافى در مقابل بت و بت پرستى- حتى در سخت ترین حالات- از خود نشان ندادند!!با این وصف چگونه ممکن است چنین الفاظى بر زبان مبارکشان جارى شود؟

سادسا: حتى آنها که پیامبر اسلام (ص) را از سوى خدا نمى‏دانند و مسلمان نیستند او را انسانى متفکر و آگاه و مدبر مى‏دانند که در سایه تدبیرش به بزرگترین پیروزیها رسید. آیا چنین کسى که شعار اصلیش لا اله الا اللَّه و مبارزه آشتى ناپذیر با هر گونه شرک و بت پرستى بوده، و عملا نشان داده است که در ارتباط با مساله بتها حاضر به هیچگونه سازشى نیست، چگونه ممکن است برنامه اصلى خود را رها کرده و از بتها این چنین تجلیل به عمل آورد؟!

از مجموع این بحث بخوبى روشن مى‏شود که افسانه غرانیق ساخته و پرداخته دشمنان ناشى و مخالفان بی خبر است که براى تضعیف موقعیت قرآن و پیامبر چنین حدیث بى اساسی را جعل کرده ‏اند. لذا تمام محققان اسلامى اعم از شیعه و اهل تسنن این حدیث را قویا نفى و تضعیف کرده‏اند و به جعل جاعلین نسبت داده‏اند.

تفسیر نمونه ج14 ص141 به بعد

نکات پایانی

1-این حدیث در هیچ یک از منابع روایات شیعی نیامده است

2-این حدیث در هیچ یک از صحاح سته اهل سنت نیز وجود ندارد وعلمای اهل سنت نیز این حدیث را شدیدا منکر شده اند

تفسیر مراغی ج17 ص۱30

3-این حدیث مخالف این سخن خداوند است که فرمود:« مراقبینی از پیش رو و پشت سر برای انها قرار میدهد( تا شیطان در وحی تصرف نکند)»

27 جن

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 30 خرداد 1395

فرق انفجار استشهادی و انتحاری چیست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

پرسیدم "چطور وقتی داعشی ها بمب بخودشون می‌بندند و منفجر میکنن، میشه انتحاری و میرن ته جهنم؟

اما وقتی یه فلسطینی این کارو میکنه، میشه استشهادی و میره وسط بهشت؟

مگه خودکشی در اسلام حرام نیست؟"

پاسخ

توجه به چند نکته لازم است

1-طبق تعالیم اسلامی انچه به عمل روح و ارزش می دهد نیت است .اگر نیت خدایی وارزشهای اسلامی باشد عمل دارای ارزش است واگر نیت شیطانی باشد عمل نیز بی ارزش است .این مساله به قدری مهم بوده است که محدثان اسلامی در ابتدای مجامع روایی خود به ذکر روایات در رابطه با ان می پرداخته اند

وسائل الشیعه ج1 ص46 باب 5

پیامبر گرامی فرمود:

« اعمال تنها بستگی به نیات دارد .بهره هرکس به اندازه نیت او است»

امالی طوسی ،ج2 ص231

2-ما در اسلام دارای دو نوع احکام هستیم .احکام اولیه و احکام ثانویه

حکم اولیه میته و مردار حرام است .حکم اولیه ان است که بر هر مسلمان مکلف روزه ماه رمضان واجب است .حکم اولیه ان است که هر مسلمان مکلف برای نمازهای واجب یومیه باید وضو بگیرد

گاه شرایط و حالات ویژه ای عارض میشود که دیگر نمیتوان به حکم اولی افعال ملتزم بود در این صورت شارع مقدس احکام ثانویه را در حق مکلف وضع می کند.مثلا گرچه خوردن مردار حرام است اما اگر مکلف در شرایطی قرار گیرد که برای حفظ جان خویش ناگزیر از خوردن مردار باشد اکل میته برای او حلال است طبق حکم ثانوی

بقره 173

حکم ثانوی منوط به وجود حالات و عناوین خاصی نظیر اضطرار ،ضرر ،اکراه ،عسر و حرج ،اختلال نظام. اهم و مهم و... است

انوار الفقاهه ،کتاب البیع،ص497

3-فرق مساله انتحاری و استشهادی از دو جنبه است

اول : نیت

« گفتیم که اعمال در گرو نیات است .اگر نیت فرد از انتحاری خراب کاری ،رسیدن به مقاصد دنیوی،از بین بردن جان انسان های بی گناه و مانند ان باشد طبیعی است که این عمل هیچ گونه ارزشی ندارد و سبب گرفتاری صاحب ان میشود.اما اگر انگیزه دفاع از دین و مملکت ،زنده نگه داشتن ایین الهی و مانند ان باشد در قبال افراد جانی و جنایتکار طبیعی است که این عمل دارای ارزش میشود

دوم: انسان هر زمانی مجاز نیست دست به اقدامات انتحاری و استشهادی بزند .این عمل طبق احکام اولیه حرام است اما اگر اضطرار باشد به گونه ای که نتوان جز از ان راه برای دفاع از حریم الهی و دین خدا و وطن اقدام کرد از باب احکام ثانویه و تقدیم مصلحت اهم بر مهم جایز میشود و دارای رجحان

ایت الله العظمی مکارم شیرازی چنین فتوا می دهند؛

« چنانچه هیچ راه دیگری برای دفاع وجود نداشته باشد عملیات استشهادی جایز است و خود کشی محسوب نمیشود ( حکم خود کشی را ندارد)»

مسائل جدید،ج5 ص165

از انچه امد پاسخ از اشکال مستشکل روشن میشود

پرسمان اعتقادی

نظرات() 

یکشنبه 30 خرداد 1395

افسانه تحریف ناپذیری قرآن!!!

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

برخی از اسلام ستیزان بحثی را مطرح کرده اند که تحریف ناپذیری قران افسانه است و براین مدعای خود مساله اختلاف قرائتهای قران را پیش کشیده و میگویند این اختلاف قرائتها دلیل بر تحریف قران است پاسخ شما جیست

پاسخ:

خبرهای واحد که قرائتهای مختلف را گزارش می دهند دلیل بر تحریف قرآن نیست زیرا قرآن و قرائت های یاد شده دو حقیقت متمایز هستند .حقیقت قرآن سوای قرائت هاست و قرائت ها نمی تواند در نص قرآن تاثیر گذار باشد

توضیح:

قرآن کریم که سخن پیامبر و اخرین کتاب اسمانی است از صدر اسلام تاکنون مورد اهتمام جدی مسلمانان بوده است .پیامبر گرامی نسبت به قرائت ،حفظ و جمع آوری قرآن سفارش اکید داشته مسلمانان آن را محور و اساس دین خود تلقی کرده و قرائت آن را از وظایف روزمره خود می دانستند

متن قرآن در طول تاریخ اسلام سینه به سینه و دست به دست از نسلی به نسل بعد منتقل شده و قرآن با همان الفاظ و قرائت رسول خدا در طول تاریخ رواج داشته است

امام صادق فرمود:

« قرآن یکی بیش نیست و اختلاف بر سر قرائت آن از جانب راویان ( قرآن ) صورت گرفته است»

الکافی ج2 ص630

وفرمود:

« قرآن بر حرف واحد و از نزد خدای واحد نازل گشته است»

همان مدرک

قرائت قرآن طبق قرائت مشهور که از پیامبر گرامی برجای مانده بوده و سینه به سینه منتقل میشد بین مردم رواج داشته تا ان جا که برخی از افراد از سر اجتهادات اشتباه از مشهور جدا شده ویک سری قرائت های شخصی را ابداع کرده که مورد تایید جامعه اسلامی نبوده است و اهل بیت نیز با انها مخالفت کرده اند ومردم را امر میکردند که قرآن را طبق قرائت مشهور که برجای مانده از پیامبر بوده تلاوت کنند

سالمه بن سلمه می گوید : شخصی در محضر امام صادق ایاتی از قرآن را قرائت کرد و به طوری که من شنیدم قرائت او غیر از قرائت دیگر مردم بود .امام به او فرمود:

« از این قرائت خود داری کن و همان گونه که مردم می خوانند تو هم بخوان»

الکافی ج2 ص633

وفرمود:

« همان گونه که اموخته اید ( ومشهور بوده) قرآن را بخوانید( وبه اجتهادات قاریان توجه نکنید)»

الکافی ج2 ص630

یگانه قرائتی که دارای سند صحیح و با پشتوانه جمهور و طبق قرائت مشهور که بر جای مانده از پیامبر بوده استحکام یافته است قرائت حفص از عاصم بوده که این قرائت در طی قرون پی در پی تا امروز همواره میان مسلمین متداول بوده است چرا که قرائت او همان قرائت عامه و مشهور مسلمین بوده است زیرا حفص و استاد او عاصم شدیدا با انچه که با قرائت عامه و روایت صحیح و متواتر میان مسلمانان موافق بوده پای بند بودند .

این قرائت را عاصم از شیخ ابوعبدالرحمان سلمی و او از امیر المومنین اخذ کرده است

معرفه القرائ الکبار ج1 ص77

و علی علیه السلام به هیچ عنوان قرائتی جز آن چه با نص اصلی وحی که میان مسلمانان متواتر بوده قرائت نمیکرده است از این رو در تمامی ادوار تاریخ مسلمانان مورد اعتماد قرار گرفت و قرآن های کنونی نیز طبق همین قرائت مشهور مسلمین بر جای مانده از قرائت پیامبر است

ابن شهر اشوب چنین می آورد:

« عاصم قرائت را از ابو عبدالرحمان سلمی فرا گرفته او نیز قرائت تمامی قرآن را از علی علیه السلام دریافت کرده لذا فصیح ترین قرائات قرائت عاصم است زیرا از ریشه آن را فرا گرفته و هر انچه دیگران کج رفته اند او راه استوار را انتخاب نموده است»

مناقب ج2 ص43

حاصل انکه قرآن بر یک قرائت نازل شده و این قرائت همان قرائتی است که بین مسلمین مشهور بوده و از پیامبر بر جای مانده است که قرائت حفص از عاصم از سلمی و از علی علیه اسلام مطابق همین قرائت مشهور مسلمین و بر جای مانده از پیامبر است و سایر قرائات که قرائات شاذ بوده مورد تایید مسلمین و جامعه اسلامی نبوده وحجیت ندارد لذا ایت الله مکارم می اورد:

« خواندن غیر قرائت حفص از عاصم در شرایطی که فقط این قرائت مشهور است اشکال دارد»

اسفتاوات جدید ج3 ص80

واز این بیان روشن شد اختلاف قرائتهای غیر مشهور ربطی به تحریف قران ندارد

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 29 خرداد 1395

آیا قرآن پیامبران را دروغگو معرفی می کند!؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

در کانالی ضد دین بر قران خورده می گرفتند که پیامبران را دروغگو معرفی می کند مانند حضرت ابراهیم که بت ها را شکست انگاه گفت بت بزرگ شکسته است ( 63 انبیا ) یا به دروغ گفت من مریضم و با بت پرستان از شهر خارج نشد ورفت بت ها را شکست( صافات 89)

پاسخ

در مورد ایه اول که ابراهیم نبی گفت بت ها را بت بزرگ شکسته است پاسخ ان است:

ابراهیم این کار را به بت بزرگ نسبت داد واین کارش نوعی کنایه به شمار می اید که بهتر از تصریح است .او میخواست به این وسیله خرافی بودن عقاید بت پرستان را به رخ انها بکشد و به انها بفهماند که این سنگ و چوب بی جان آن قدر بی عرضه هستند که حتی نمی تواند یک جمله سخن بگوید و از عبادت کنندگان خود یاری بطلبد تا چه رسد که بخواهد مشکلات انها را حل کند

به تعبیر دیگر دروغ در جایی است که قرائنی بر ادای مقصود به عنوان کنایه در کار نباشد و این جا تمام قرائن نشان می داد که ابراهیم قصد جدی از این سخن نداشته بلکه هدفش به سخریه کشیدن افکار انها بوده است و این گونه تعبیرات در سخنان روزمره ما بسیار است

مثل اینکه فرضا یک حادثه اتلاف مالی در یک محیط محدود که اشخاص معینی در آن زندگی می کنند واقع میشود و هنگام باز پرسی هر یک از انان این کار را از خود نفی می کند باز پرس می گوید تو این کار را انجام نداده ای او هم انجام نداده حتما فرشتگان اسمان انجام داده اند مسلما این سخن دروغ نیست بلکه هدف تکذیب گفته های بی اساس انهاست

امام صادق فرمود:

« ابراهیم این سخن را ( به طور کنایه ) به خاطر آن گفت که میخواست افکار انها را اصلاح کند و به انها بگوید که چنین کاری از بت ها ساخته نیست»

الکافی ج4 ص48

اما در مورد ایه دوم :

اولا: هیچ دلیلی نداریم که ابراهیم راستی بیمار نبوده است چه بیماری در جسم او بوده اما نه انچنان که او را از فعالیت جسمانی به کلی باز دارد و نتواند بت شکنی کند چه بسیارند بیمارانی که در طول روز مشغول کار هستند مخصوصا کارهای نشاط اور همچون شکستن بت ها برای قهرمان توحید همچون ابراهیم

ثانیا: واژه سقم در مورد ناراحتی های روحی نیز به کار می رود و مسلما روح ابراهیم در آن محیط مملو از شرک آزرده و بیمار گونه بوده بنابراین اگر گفت من بیمارم بیماری ناراحتی از جنبه روحی را بیان می کرد

جمعی از مفسران نیز گفته اند که ابراهیم یک نوع بیماری ( همانند تب نوبه ای) داشت که در فواصل مختلف زمانی به دست او میداد و منظور از جمله انی سقیم این است که وقت بیماری من نزدیک شده است و من از همراهی شما معذورم جمله پیش از ان که می گوید نگاهی به ستارگان کرد سپس گفت من بیمارم را شاهد این مدعی می دانند چون منظورش از نگاه به ستارگان اگاهی از زمان بروز ان بیماری بود و از انها برای محاسبه وقت استفاده می کرد

عصمه الانبیا،سبحانی،ص125

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

مطلبی به نقل از صادق هدایت در مورد ماه رمضان در کانال های ضد دین رد و بدل میشود که خواستم بهش جواب بدید

« جلوی گرسنه های بیچاره در طول سال هر چقدر غذا بخوری مشکلی نیست اما جلوی روزه دارانی که خودشان خواستند چیزی نخورند نباید چیزی خورد»

پاسخ

سوال می کنیم که چه کسی گفته است غذا خوردن جلوی انسان های گرسنه بی اشکال است ؟

پیامبر گرامی فرمود:

« هر کس غذایی بخورد در حالی که فرد دیگری به او نگاه می کند اما اورا شریک در خوردن نسازد خداوند او را مبتلا به دردی می کند که درمانی ندارد»

مجموعه ورام ج1 ص47

امام صادق فرمود:

« بر تو لازم است که به مساکین توجه کرده و انهارا سیر کنی ( وتنها به فکر خود نباشی)»

الکافی ج6 ص299

وفرمود:« دو چیز نشانه ایمان است حسن خلق و اطعام طعام ( به گرسنگان)»

المحاسن ص389

امام باقر فرمود:

« خداوند طعام دادن به دیگران را دوست دارد»

وسائل الشیعه ج24 ص287

اشکال دیگری که این روزها زیاد دیده میشود که مطرح می کنند ان است که عکس هایی از گرسنگان افریقا را منتشر کرده و قید می کنند یک میلیارد نفر برای شما دارند روزه می گیرند اما چقدر شما بهره مند میشوید⁉️

پاسخ ان است که

♦️ اولا ما در گذشته اورده ایم که روزه گرفتن دارای فلسفه های متعددی است وتنها اختصاص به درک کردن فقرا ندارد

و ثانیا در روایات ما امده است که یکی از جهات روزه داری ان است که انسان شدت وسختی گرسنگی و تشنگی را درک کرده انگاه به فقرا بیشتر توجه کنند و اگر افرادی به این دستور عمل نمیکنند اشکالی بر تعالیم اسلامی نیست

در روایتی در مورد فلسفه روزه امده است :

« روزه واجب شد تا غنی سختی گرسنگی را درک کند تا بعد از ان بیشتر به فقرا توجه کند»

الفقیه ج2 ص73

امام رضا فرمود:

« یکی از جهات روزه داری ان است که سختی گرسنگی و تشنگی بر اهل فقر و مسکینان درک شود تا ان حقوقی که خداوند برای انان در اموالتان قرار داده است را به انان بدهید»

عیون الاخبار ج2 ص116

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 29 خرداد 1395

آیا مصرف مواد مخدر برای معتاد روزه دار جایز است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

در اینجا توجه به چند نکته لازم است

1_تمام مراجع فتوا داده اند که استعمال مواد مخدر حرام و غیر جایز است

رساله دانشجویی پرسش 454

2_مراجع عظام فرموده اند که اگر اگر روزه دار در طول روز مثلا به قدری تشنه شود که ترس تلف شدن در میان باشد و مصداق حرج و مشقت غیر قابل تحمل باشد می تواند به مقداری که ترسش برطرف شده اب بنوشد و روزه را تا افطار نگه دارد انگاه روزه ان روز را باید قضا کند.

توضیح المسایل مراجع ج1 ص894

3_مستند فتوای مراجع در انچه در شماره 2 آمد روایات متعددی است که می گوید در صورتی که خوف از ضرر و تلف شدن و حتی قتل در صورت استفاده نکردن از مفطری بر روزه دار باشد می تواند به مقداری که ترسش برطرف شود استفاده کرده ؛ سپس روزه را تا افطار نگه دارد انگاه ان روز را قضا کند

وسائل الشیعه ؛ج10 ص131 باب 57

4_انچه کارشناس شبکه ولایت در کلیپی که به ان اشاره می کند همین مساله است که اگر فردی معتاد روزه بگیرد انگه در طول روز بترسد که در صورت عدم استعمال موارد مخدر هلاک شود و نتواند تحمل کند می تواند به مقداری که ترسش برطرف شود استعمال کرده انگاه روزه را ادامه دهد و در پایان ان روز را قضا کند اما متاسفانه در کلیپ انجایی که کارشناس میگوید باید روزه را قضا کند قرار داده نشده است و تقطیع شده است

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 29 خرداد 1395

آیا پیامبر با ایرانیان دشمنی داشتند؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

پاسخ به متن منتشر شده در کانال ضد دین انجمن خرد گرایان ( دریافتی از یکی از کاربران)

(دشمنی شدید محمد ، پیامبر اسلام با ایرانیان با سند صحیح)

رسول الله گفت : لا تقوم الساعه حتی تقاتلوا خوزا و کرمان قوما من اعاجم حمر الوجوه ، فطس الانوف ، صغار العین ، کان وجوههم المجان المفرطه.

ترجمه : قیامت برپا نخواهد شد تا زمانی که شما ( منظور اعراب مسلمان ) مردم خوزستان را که از عجم ها (فارس ها) هستند بکشید.

آنها چهره هایی قرمز و بینی هایی فرو رفته ، چشم هایی کوچک دارند و صورت هایشان مانند سپرهایی ضخیم و کفش هایشان از مو ساخته شده است.

منابع :

البدایه و النهایه از ابن کثیر ج6 ص 250

تاریخ اسلام از ذهبی ج1 ص 378

صحیح ابن حبان ج 15 ص 144

صحیح بخاری ج 4 ص 174

مستدرک سفینه بحار از نمازی ج3 ص223

بحارالانوار از مجلسی ج 18 ص 122

اعلام الوری ج 1 ص 89

مستدرک علی صحیحین از حاکم نیشابوری ج4 ص 523

الاحسان فی تقریب صحیح ابن حبان ج15 ص 144

چهار عالم بزرگ هم این روایت را تصحیح کردند.

1) شیخ آلبانی

2)شمس الدین ذهبی

3)حاکم نیشابوری

4)شعیب ارنووط


***پاسخ***

توجه به چند نکته لازم است

1_در روایات ما فراوان از ایرانیان تمجید شده است .

در روایتی امده است که پیامبر گرامی فرمود:

« اگر ایمان معلق در ثریا باشد مردانی از فارس به ان دست پیدا می کنند»

بحار الانوار ج58 ص230

در روایت دیگر امده است :

« اگر علم در ثریا باشد مردانی از فارس به ان دست پیدا می کنند»

قرب الاسناد؛ ص109

روایتی در ذیل ایه 54 مائده که می فرماید:

« ای مومنان هر کس از شما که از دینش برگردد خداوند به زودی قومی به عرصه اورد که دوستشان می دارد و انان نیز اورا دوست می دارند»

در تفسیر مجمع البیان امده است که از پیامبر درباره این ایه سوال میشود .حضرت دست بر شانه سلمان می زند و می فرماید:

« سلمان و همانندان او ( ایرانیان) مراد ایه هستند .اگر دین در ثریا باشد مردانی از فارس به ان دست پیدا خواهند کرد»

مجمع البیان ج3 ص357

در مدح ایرانیان روایات فراوانی امده است که جهت اگاهی رجوع کنید که بحار الانوار 57 ص201 باب 36

2_روایت مورد استدلال کانال های ضد دین عموما در کتب اهل سنت امده است و اگر کتب شیعه ان را اورده اند به صورت مرسل بوده و به نقل از کتب اهل سنت بوده است راوی داستان ابوهریره است که در کذاب بودن او شکی نیست

امام صادق فرمود:

« سه نفر پیوسته به پیامبر دروغ می بستند ؛ ابوهریره ؛ انس بن مالک ؛ و یک زن»

الخصال ج1 ص190

3_طبق مبانی اهل سنت نیز این روایت صحیح نیست زیرا راوی این داستان ابوهریره است .

ابن ابی الحدید عالم بزرگ اهل سنت روایت می کند که حضرت علی فرمود:

« بدانید دروغگو ترین مردم بر رسول خدا ابوهریره است »

شرح نهج البلاغه ج4 ص68

روایت کرده اند که عایشه نیز او را دروغگو می دانست

صحیح بخاری ج2 ص232

وروایات به نقل پیامیر به مردم می گفت انگاه می گفت این از کیسه ابوهریره بود نه پیامبر

صحیح بخاری ج6 ص190

ابوجعفر اسکافی می گوید:

« ابوهریره نزد استادان ما ناخالص و روایات او ناپسند است»

شرح نهج البلاغه ؛ ابن ابی الحدید، ج4 ص67

جهت اگاهی بیشتر رجوع کنید به کتاب سوالات ما؛ ص429

4_وبار دیگر دیدید که این کانال های ضد دین چگونه یک روایت ضعیف را صحیح معرفی می کنند تا به اسلام هجمه وارد کنند .

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 29 خرداد 1395

آیا صحابه کافرند یا منافقند؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

اکثر علمای شیعه صحابه پیامبر صلوات الله علیه که در قرآن به صورت متوالی مورد مدح و بشارت شده اند را کافر ویا منافق به مردم نشان میدهند، این عدم سازگاری با قرآن را حل نمایید ؟

پاسخ

توجه به چند نکته لازم است

1_این سخن که علمای شیعه صحابه پیامبر را کافر یا منافق می دانند تهمت به انان است .

شیخ طوسی شیخ الطائفه در مورد صحابه پیامبر چنین می گوید:

« شفاعت کردن نزد ما ثابت است برای پیامبر اسلام و بسیاری از اصحابشان و جمیع امامان و کثیری از مومنین»

تبیان ج1 ص214

⁉️ایا می توان گفت شیعه عقیده دارد صحابه پیامبر منافق و کافر هستند انگاه بگویند کثیری از انان شفاعت می کنند

چگونه علمای شیعه عقیده به نفاق یا کفر جمیع صحابه دارند در حالی که در کتب حدیثی خود بابی را به ذکر مناقب صحابه پیامبر گشوده اند

بحار الانوار ج22 ص301 باب 8

امام صادق فرمود:

« اصحاب پیامبر دوازده هزار نفر بودند که هشت هزار انها از مدینه و دو هزار از مکه و دو هزار از طلقائ و ازاد شدگان که در بین انها اصلا قدری مسلک یا مرجئه مسلک یا حروری مسلک و نه معتزلی مسلک ونه اینکه خودشان صاحب رای باشند پیدا نمیشد پیوسته از خوف خداوند شب وروز گریه می کردند»

الخصال ج2 ص640

2_اما شیعه می گوید که درست است کثیری از صحابه پیامبر انسان های بزرگی بوده اند اما چنین نبوده همه صحابه انسان های موجهی بوده باشند بلکه قلیلی از انان از جاده حق منحرف شده بودند و دلیل انان بر این قول قران و کتب اهل سنت است

ایاتی بخشی از صحابه را منافق معرفی کرده وانها را سرزنش می کند و می فرماید:

« بعضی از اعراب اطراف مدینه و برخی از اهل شهر مدینه منافق هستند شما از نفاقشان اگاه نیستید»

توبه 101

ومی فرماید:

« در ان هنگام منافقان و انان که در دلهایشان مرض بود با هم می گفتند ان وعده ای که خدا و رسول به ما دادند غرور و فریبی بیش نبود»

احزاب 12

وبرخی از انان در تقسیم زکات بر پیامبر اعتراض می کردند:

« در میان انها کسانی هستند که در تقسیم غنایم بر تو خرده می گیرند اگر سهمی به انها داده شود راضی میشوند واگر داده نشود خشم می گیرند»

توبه 58

♦️وبرخی نسبت خیانت به پیامبر می دادند تا جایی که خداوند در مقام دفاع چنین فرمود:

« ممکن نیست هیچ پیامبری خیانت کند »

ال عمران 161

♦️و از انان به دلیل ترک نماز جمعه مذمت می کند:

« واین مردم چون تجارتی یا لهو و بازیچه ای ببینند بدان بشتابند و تورا در نماز تنها گذارند»

جمعه 11

وبرخی را فاسق معرفی می کند:

« ای کسانی که ایمان اورده اند اگر فاسقی برای شما خبر اورد تحقیق کنید»

حجرات 6

که مراد ولید بن عقبه بود

تفسیر ابن کثیر ج4 ص209

وبرخی از جنگ فرار می کردند:

« یاد اورید زمانی را که بالا می رفتید و پیامبر نیز از پشت شما را صدا می زد( اما توجه نمی کردید)

ال عمران 153

بخاری روایت می کند که پیامبر گرامی فرمود:

« روز قیامت گروهی از اصحاب من را می اورند و مانع میشوند که بر حوض کوثر وارد شوند من می گویم خداوندا اصحابم می گوید انان پس از تو مرتد شده و به دوران جاهلیت خود بازگشتند»

صحیح بخاری ج4 ص228

⁉️با این شرایط ایا می توان گفت همه صحابه در مسیر حق بودند

3_در ایاتی که از صحابه مدح می کند باید به دو نکته توجه نمود

الف: ایات ناظر به تعدادی از صحابه است نه همه صحابه ان هم صحابه ای که از لحاظ ایمان و عمل مقبول و مرضی خداوند هستند

ب: این مدح برای انان تا زمانی است که در مسیر صحیح باشند و بر صراط مستقیم قدم بردارند و اصلا ایات بر این دلالت ندارد که اگر صحابه ای از خط مستقیم منحرف شد باز هم مرضی خداوند باشد چنین سخنی با اصول اسلام منافات دارد

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

امروز که جمعه است کانال شبکه کلمه این را اورده که شیعیان منتظرش نباشید امام زمان نمیاید زیرا بعد از پیامبران دیگر حجتی وجود نداره قران میگه:« پیامبر مبشر و منذر هستند تا بعد از پیامبران دیگه حجتی نباشد» نساء 165

پاسخ

اصولا معنای دقیق آیه یاد شده این چنین است: «بعد از ارسال رسل، مردم در مقابل خداوند هیچ گونه بهانه ای ندارند « لئلا یکون للناس علی الله حجه بعد الرسل»

یعنی با ارسال رسل دیگران مردم در برابر خداوند حجت و برهانی برای عدم هدایت شدن ندارند

نه این كه بعد از ارسال رسل و انبیاء، خداوند هیچ شخصی را به عنوان حجت در بین مردم قرار نداده است تا به واسطه او بر مردم احتجاج کند چنان که امام صادق فرمود:

« به خدا سوگند خداوند از زمان ادم زمین را بدون امام واگذار نکرده است .امامی که مردم را به سویش هدایت کندوحجت خداوند بر عباد باشد به گونه ای که هرکس ترکش کند هلاک شود و هرکس پیرویش کند نجات یابد»

کمال الدین ج1 ص230

⁉️اگر وهابیان کانال کلمه میگویند بعد از پیامبر دیگر حجتی نیست پاسخ این روایات در کتبشان را چگونه می دهند

خطیب بغدادی چنین روایت می کند که پیامبر فرمود:

« من و علی حجت بر امتم در روز قیامت هستیم»

تاریخ بغداد، ج2 ص88

مناوی روایت می کند که فرمود:

« من و علی حجت خداوند بر بندگان هستیم»

کنوز الحقائق ص43

طبری روایت می کند که پیامبر فرمود:

« علی حجت من بر امتم در روز قیامت است»

الریاض النضره ج2 ص193

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

برترین زنان پیامبر عایشه بود یا خدیجه؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، تفسیر نهج البلاغه، 

پاسخ

طبری بزرگ مفسر و عالم اهل سنت روایت می کند که پیامبر گرامی فرمود:

« برترین زنان عالم چهار زن هستند ؛ مریم بنت عمران،اسیه بنت مزاحم،خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمد»

جامع البیان ،ج3 ص359

در روایت دیگر می اورند که فرمود:

« برترین زنان بهشت مریم و خدیجه ( وفاطمه) است»

تاریخ مدینه دمشق ج70 ص106

بخاری در صحیح روایت می کند که عایشه می گفت:

« من انقدر که نسبت به خدیجه حسادت می ورزیدم نسبت به هیچ یک از زنان پیامبر چنین حسادتی نمیکردم»

صحیح بخاری ج8 ص195

در کتاب فتح الباری امده است:

« اکثر حسد عایشه نسبت به خدیجه بود و سبب ان بشارتی بود که جبرییل اورد که برای خدیجه خانه ای در بهشت است»

فتح الباری ج7 ص102

مسلم روایت می کند که عایشه به پیامبر چنین گفت:

« چقدر از خدیجه یاد می کنی او پیرزنی بود از پیر زن های قریش که از پیری دندان در دهان نداشت .هلاک شد و خدا بهتر از او را به تو داد»

صحیح مسلم،ج7 ص134

دنباله روایت را احمد در مسند می اورد که پیامبر در جواب عایشه فرمود:

« خداوند بهتر از او را نصیبم نساخته است .انگاه که مردم مرا قبول نداشتند او به من ایمان اورد و انگاه که مرا تکذیب می نمودند او تصدیقم کرد و انگاه که دیگران مرا محروم کرده بودند او به مالش مرا یاری کرد »

مسند احمد ج9 ص429

المعجم الکبیر،ج23 ص13

الاستیعاب ،ج4 ص1824

کنزالعمال ،ج12 ص132

کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

تفسیر بسیار زیبای سوره عنکبوت

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: قرآنی، 

در سوره عنکبوت دو تا نکته زیباست

1_نکته اول

چرا عنکبوت در قرآن به صیغه مونث یاد شده درحالی كه عنكبوت مذكر است⁉

آیه میگوید مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء كمثل العنكبوت اتخذت بیتا

(العنكبوت 41)

آیا متوجه،،، تاء،، مونث در كلمه ،،،اتخذت،،، شدید⁉

عنكبوت مذكر یا مونث است؟آیا هذا عنكبوت یا هذه عنكبوت گفته میشود؟

درستش هذا عنكبوت است چونکه مذکر است پس چرا تاء مونث دركلمه اتخذت امده؟؟

منكرین و شكاكان ایراد گرفتن و گفتن كه این خطایی از قرآن است العیاذ بالله گفتن كه باید كمثل العنكبوت اتخذ بیتا گفته بشه چونکه عنکبوت مذکره

ولی پروردگار اراده کرد معجزه ای در این موردبیاورد،نشانه ای برای تقویت قلبمان،و کافران را ذلت خواری بیفزاید.

تکنولوژی امروزی ثابت كردكه فقط عنكبوبت ماده میتواند تار بتند،در حالی كه عنكبوت مذكر(نر) از تارهای خود فقط برای جابجایی بین درختان واماكن استفاده میكندو قادر به تنیدن تار نیست

اگر خداوند متعال در آیه خود میفرمود کمثل العنكبوت اتخذ بیتا، آیه از نظر علمی خطا واشتباه است ولی خداوند متعال تاء مونث را در آیه آورد تا ایمان در دلهایمان تقویت گردد و بدانیم كه كلام حق است

2_نکته دوم

عنكبوت مونث بعد از به دنیا آوردن فرزندان ،عنكبوت مذكر را میكشد و به خارج از منزل می اندازد‼

وبعد از اینكه فرزندان عنكبوت بزرگ شدند ،مادر خود را می كشند و به خارج از خانه می اندازند‼

خانواده عجیبی ست از بدترین خانواده ها به معنای واقعی ست‼

خداوند در قرآن كریم وصف كرده خانواده را

(وان اوهن البیوت لبیت العنكبوت لو كانوا یعلمون)

منظور سوره از ذکر داستان خانواده و تار عنکبوت این است که فتنه ها همچون تار عنکبوت پیچیده و گرفتار کننده هستن واهل فتنه خودشان قربانی میشوند.

تبارک الله احسن الخالقین

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

روزه در هوای گرم

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، 

سوال: اینجانب کارگر شاغل در شرایط بسیار بد آب و هوایی (گرمای 45 درجه) و کار سنگینم که روزه گرفتن برایم بسیار مشکل است؛ به طوری که کارم را تحت تاثیر قرار می دهد و ممکن است به اخراجم منجر شود؛ تکلیفم چیست؟

پاسخ :

همه مراجع: اگر مرخصی و اشتغال موقت به شغل دیگری که با روزه گرفتن منافاتی ندارد و یا مسافرت در ابتدای هر روز برای شما امکان ندارد، باید روزه بگیرید و اگر در بین روز، روزه برای شما ضرر یا مشقت زیاد داشته باشد – به طوری که شما را از ادامه کار باز می دارد که لازمه امرار معاش است – افطار برای شما جایز است و بعدا باید آن را قضا کنید؛ ولی در غیر این صورت، ترک آن به جهت برخی عذرها جایز نیست.

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

کسی که روزه برایش ضرر دارد چه کند؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، 

سوال: اگر انسان شک داشته باشد که روزه برایش ضرر دارد یا نه، ولی پزشک او را از روزه گرفتن منع کند، تکلیف چیست؟

پاسخ:

همه مراجع: اگر از گفته پزشک برای او ترس پیدا شود و احتمال عقلایی بدهد که روزه برایش ضرر دارد، نباید روزه بگیرد. [1]

آیات عظام: امام، خامنه ای، سبحانی و مکارم: اگر از گفته پزشک یا منشأ عقلایی دیگری برای او ترسِ ضرر پیش بیاید، روزه حرام است.

------------------------------------

سوال: پزشکی مرا از روزه گرفتن منع کرده است؛ با توجه به این که او نسبت به مسائل شرعی آگاهی ندارد، آیا باید به تشخیص وی عمل کنم؟

پاسخ:

همه مراجع: چنانچه از گفته و تشخیص پزشک (حتی اگر غیر مسلمان باشد) اطمینان یا ترس از ضرر برای شما پیدا شود، نباید روزه بگیرید. [2]

----------------

منبع:

[1]. توضیح المسائل ده مرجع، م 1743 و 1744؛ بهجت، استفتائات، ج2، با استفاده از س 2885 و 2886 و 2888 و 2889؛ خامنه ای، اجوبه الاستفتائات، س 755؛ سبحانی، توضیح المسائل، م 1652 و 1653؛ سیستانی، منهاج الصالحین، ج1، م 1032؛ مکارم، توضیح المسائل، م 1464 و 1465 و استفتائات جدید، ج1، با استفاده از س 301 و ج 3، با استفاده از س 302.

[2]. منبع: امام، استفتائات، ج1، (احکام روزه)، س 40؛ بهجت، استفتائات، ج2، با استفاده از س 2885 و 2886؛ خامنه ای، اجوبه الاستفتائات، س 755؛ مکارم: استفتا.



مرکز نشر احکام

telegram.me/ahkam_din

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

احکام زن حایض در ماه مبارک رمضان

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، 

اگر زن حایض در ماه رمضان، پیش از اذان صبح از حیض پاک شود، تکلیف او چیست؟

پاسخ:

همه مراجع: اگر برای غسل وقت دارد، باید غسل کند و چنانچه وقت تنگ است، تیمم کند و روزه اش صحیح است و در صورتی که از روی عمد، غسل یا تیمم نکند، روزه اش باطل است و باید کفاره بدهد. [1]

آیت الله سیستانی: بنابر احتیاط مستحب علاوه بر قضا، کفاره نیز بدهد.

-------------------------------

یه سوال دیگه

اگر زن روزه دار در روز، خون حیض ببیند، تکلیف چیست؟

پاسخ:

همه مراجع:

نظرات() 

پاسخ :

همه مراجع: دختر یا پسری که تازه بالغ شده است، ولی به علت ضعف جسمانی نمی تواند همه ماه رمضان را روزه بگیرد، باید همان روزهایی که توانایی دارد، روزه بگیرد و بقیه را در طول سال به تدریج قضا کند. [1] و اگر تا سال بعد همه به علت ضعف جسمانی نتواند قضا کند: چیزی به عهده اش نیست. [2]

آیات عظام: بهجت، خامنه ای، سبحانی، صافی و مکارم: قضای این روزه ها بر او واجب نیست ولی باید برای هر روز یک مد طعام، کفاره به فقیر بدهد. [3]

آیت الله سیستانی: باید روزه ها را قضا کند و بنابر احتیاط واجب برای هر روز یک مد طعام، کفاره به فقیر بدهد. [4]

-------------------

منبع:

[1]. امام، استفتائات، ج1، (روزه)، س 88؛ بهجت، توضیح المسائل، م 1363 و استفتائات، ج2، س 2894؛ خامنه ای، اجوبه الاستفتائات، با استفاده از س 734؛ صافی،‌ جامع الاحکام، ج1، س 504.

[2]. امام، استفتائات، ج1، (روزه)، س 88.

[3]. بهجت، استفتائات، ج2، با استفاده از س 2891؛ خامنه ای، سایت، پرسش های متداول، روزه؛ سبحانی، احکام بانوان، م 302؛ صافی، جامع الاحکام، ج1، با استفاده از س 502؛ مکارم، استفتائات جدید، ج2،‌س 439.

[4]. سیستانی،‌ توضیح المسائل، با استفاده از م 1674.

#احکام_روزه


مرکز نشر احکام

telegram.me/ahkam_din

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

حکم تزریق سرم در حال روزه ماه رمضان چیست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، 

پاسخ:

آیات عظام امام و خامنه ای:

نظرات() 

پنجشنبه 27 خرداد 1395

چرا دیه بیضه چپ مرد از دیه زن بیشتر است!!!؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

شبهه ای است که در کانال های ضد دین منتشر میشود که مثلا دیه بیضه چپ مرد از دیه زن بیشتر است یعنی ارزش بیضه چپ یه مرد از زن بیشتره

پاسخ

دیه در اسلام بر معیار ارزش معنوی انسان نیست .نشانه آن این است که اسلام بسیاری از افراد اعم از زن و مرد را که دارای اختلاف علمی یا عملی هستند متفاوت می بیند و تساوی انها را نفی می کند ودر عین حال دیه انها را مساوی می داند

مثلا درباره عالم و جاهل می گوید:

« ایا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر هستند»

زمر 9

یا درباره مومنان مجاهد و غیر مجاهد می گوید:

« مومنان خانه نشین که زیان دیده نیستند با ان مجاهدانی که با مال خود در راه خدا جهاد می کنند برابر نیستند»

نساء 95

غرض انکه اگر چه اسلام از لحاظ معنوی بین افراد تفاوت قائل است اما از لحاظ جسمانی هیچ تفاوتی بین جان انسان ها قائل نیست و بین عالم و جاهل و ...تفاوتی قائل نمیشود

بنابراین تساوی دیه عالم و جاهل نه از ارج و منزلت عالم می کاهد و نه بر مقام جاهل می افزاید و نیز تفاوت دیه مرد و زن نه بر منزلت مرد می افزاید و نه از مقام زن می کاهد زیرا برخی از تفاوت های مادی و مالی هیچگونه ارتباطی به مقام های معنوی ندارد

دیه صرفا برای یک امر اقتصادی است همچنان که در شریعت برای سگ دیه تعیین شده است برای تن انسان نیز دیه تعیین شده است و در آن مهمترین شخصیت های اسلامی با ساده ترین افراد یکسان است دیه مرجع تقلید ،دیه یک انسان متخصص ،دیه یک انسان متکبر،با دیه یک کارگر ساده در اسلام یکی است به این دلیل که دیه عامل تعیین ارزش نیست بلکه تنها یک ابزار است معیار ارزش همان است که در قرآن امده است

« محبوبترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست»

حجرات13

چون مساله دیه مربوط به جنبه بدنی است لذا اگر بدن در مسائل اقتصادی قویتر باشد دیه ان بیشتر است و چون مردها در مسائل اقتصادی معمولا بیشتر از زن ها بازدهی اقتصادی دارند دیه انها نیز بیشتر است واین بدان معنا نیست که در اسلام مرد ارزشمندتر از زن باشد

مردان غالبأ در خانواده عضو مؤثر اقتصادی خانواده هستد ومخارج خانواده را متحمل میشوند وبا فعالیتهای اقتصادی خود،چرخ زندگی خانواده را به گردش درمیاورند،بنابراین تفاوت میان از بین رفتن مرد وزن یا خسارت وارده بر اعضای انها از نظر اقتصادی وجنبه های مالی برکسی پوشیده نیست که اگر این تفاوت مراعات نشود،خسارت بی دلیل به بازماندگان مرد مقتول یا مجروح وفرزندان بی گناه او وارد میشود

دیه برخی از اعضا نیز دارای دیه کامل یا نزدیک به دیه کامل است از این جهت که در بازدهی اقتصادی مرد موثر تر است و مرد با نبود آن اعضا نمی تواند این وظیفه اقتصادی خود را به سر انجام برساند لذا دیه نوعی جبران خسارت می باشد

از سوی دیگر در فلسفه دیه برخی از اعضای مرد ممکن است ملاک های دیگری نیز لحاظ شده باشد که برای ما مخفی باشد چنان که در روایتی امده است که امام صادق فرمود:

« در بیضه چپ مرد دو ثلث دیه است چرا که فرزند از آن ایجاد میشود»

الکافی ج7 ص 315

التهذیب ج10 ص250

یعنی در دیه بیضه گذشته از انکه جبران خسارت وارده بر مرد از لحاظ افتصادی لحاظ شده است این نکته نیز لحاظ شده که با خسارت وارده بر آن امکان فرزند دار شدن مرد نیز با مشکل روبرو شده است لذا دیه درواقع جبران خسارت از این ناحیه نیز می باشد

کانال تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

دریکی ازکانال های ضددین گفته شده مسلمین برای رضایت خدایشان حیوانات راقربانی میکندچجورخدایی است که باسربریدن حیوانات خوشحال میشوداین خدای خون خوارکه باکشته شدن حیوانات خوشحال میشودلیاقت پرستش ندارد

پاسخ

توجه به چند نکته لازم است

1_خداوند مالک تمام انچه در اسمانها و زمین است می باشد و به مقتضای همین ملکیت خداوند تمام انچه را که در زمین و اسمان است را مسخر انسان گردانیده است چنان که فرمود« ایا ندیدی خداوند انچه را که در اسمانها و زمین است را مسخر شما کرده و نعمتهای ظاهری و باطنی خود را بر شما گسترده و افزون ساخته است»

لقمان 20

2_باید با دید عقلانی و نه عاطفی به ذبح کردن حیوانات نگاه کرد .انسان دارای دو بعد جسمانی و روحانی است ،جسم انسان دارای نیازهایی است که این نیازها ،نیاز به پروتئین و موادی است که در گوشت حیوانات قرار داده شده است .اگر گفته شود خوردن و ذبح کردن حیوانات ظلم به حیوان است همین حرف را می توان در مورد خوردن گیاه هم زد ،خوردن گیاه هم باعث میشود که حق حیات از گیاه گرفته شود و ظلم به گیاه محسوب می شود .در این صورت انسان چگونه باید تغذیه کند؟

لازمه نظام مادی تزاحم بین موجودات مادی و از بین رفتن برخی توسط برخی دیگر است که این از بین رفتن در بین عالم حیوانات نیز مشاهده میشود و از انجایی که خلق این عالم دارای خیر کثیر در برابر شر قلیل بوده است خداوند عالم را خلق کرده است چرا که به مقتضای حکیم بودن خداوند ،او تنها کاری را انجام می دهد که یا خیر محض است و یا خیرش بیشتر از شرش است ( در جایی که شرور لازمه و جزی لا ینفک چیزی محسوب میشود)

اگر انسان با این دید به مساله نگاه کند شکی باقی نمی ماند که حکم به استفاده کردن انسان از گوشت حیوانات همراه با شرایط معینی می دهد

3_هدف نهایی از قربانی کردن ان است که گروهی از نیازمندان از گوشت آن قربانی بهره مند شوند چنان که فرمود:

« هنگامی که پهلوهای قربانی ارام گرفت ( وجان داد) از گوشت انها بخورید و مستمندان قانع و فقیران معترض را نیز اطعام کنید این گونه ما حیوانات را مسخر شما ساختیم تا شکر خدا را بجا اورید»

حج 36

وفرمود:

« گوشت و خون این قربانی ها هرگز به خدا نمی رسد»

حج 37

4_از انچه امد فلسفه قربانی کردن در اسلام روشن و مشخص شد که همه بازگشت می کند به منافع بندگان و رضایت خداوند نیز در همین نکته نهفته است و نیز روشن شد که ذبح حیوانات و استفاده از انان همراه با شرایط معین و مشخصی نزد عقلا هیچ گونه قبحی ندارد و باید از دید عقلانی به مساله نگریست


https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سوال

یک پیام در تلگرام در حال گردش است که در آن می گویند خدای مسلمانان تصمیمی می گیرد انگاه متوجه اشتباه بودن ان میشود و ان را تغییر میدهد چنان که در ایه 187 بقره میگوید امیزش جنسی در شب های ماه رمضان ممنوع است اما پس از انکه مسلمین به این دستور عمل نمیکنند خداوند این حکم را عوض کرده و حکم به جواز ان می دهد جالب ان است که خداوند در ایه تصریح می کند که ما می دانستیم شما به این حکم عمل نمی کنید اما باز ان حکم را قرار داد

پاسخ

یکی از سنت های پرودگار در قبال مردمان آزمایش کردن انان است چنان که می فرماید:

«ایا مردم گمان کرده اند که همین که بگویند ایمان اوردیم رها می شوند و ما انان را ازمایش نمی کنیم»

عنکبوت 3

انچه در اشکال شما نیز امده است ناظر به همین موضوع است به این که خداوند ابتدا حکم به حرمت امیزش جنسی در شب های ماه رمضان میدهد تا افراد را امتحان و ازمایش کند که چقدر به دستورات خداوند پایبند هستند

روشن است که خداوند از احوالات انسان مطلع است و ازمایش نمی کند تا مطلبی برایش اشکار شود بلکه ازمایش خداوند به معنای تربیت و پرورش است چنان که حضرت علی فرمود:

« گرچه خداوند به روحیات بندگانش از خودشان اگاهتر است ولی انها را امتحان می کند تا کارهای خوب و بد که معیار پاداش و کیفر است از انها ظاهر گردد»

نهج البلاغه کلمات قصار جمله 93

خداوند بندگان را می آزماید تا انچه در درون دارند در عمل اشکار کنند ،استعداد ها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و کیفر او گردند

اما پس از مدتی این حکم نسخ شد اما این نسخ شدن به معنای این نیست که خداوند در ابتدا متوجه نبود سپس متوجه شد این حکم اشتباه است معنای نسخ حکم این است که :

نسخ در احکام به معنای پایان یافتن مدت عمل به یک حکم است به این بیان ؛

نیازهای انسان گاه با تغییر زمان وشرایط دگرگون میشود وگاه ثابت وبرقرار است. یک روز برنامه ای ضامن سعادت او است ولی روز دیگر ممکن است بر اثر دگرگونی شرایط همان برنامه سنگ راه او باشد. یک روز دارویی برای بیمار فوق العاده مفید است وطبیب به آن دستور میدهد اما روز دیگر به خاطر بهبودی نسبی بیمار ممکن است این دارو حتی زیانبار باشد لذا دستور قطع آن وجانشین ساختن داروی دیگر را میدهد. ممکن است درسی امسال برای دانش آموزان سازنده باشد اما همین درس برای سال آینده بی فایده باشد، معلم آگاه باید برنامه را انچنان تنظیم کند که سال به سال دروس مورد نیاز شاگردان تدریس شود

این مساله با توجه به قانون تکاملی انسان و جامعه روشنتر می گردد که در روند تکاملی انسان گاه برنامه ای مفید و سازنده است و گاه زیانبار و لازم التغییر و علت ان نیز تغییر شرایط مکلفین است

خداوند با توجه به شرایط مکلفین زمانی حکمی را وضع می کند و با تغییر شرایط مکلفین آن حکم را تغییر داده و حکم جدیدی وضع می کند و زمان حکم اول از همان ابتدا محدود بوده است

تفسیر نمونه،ج1ص 391

کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

دوشنبه 24 خرداد 1395

علت پدیده ها چیست؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

اشکال فرستاده شده برای ما از کانال های ضد دین

خدا به منزله ی یک «تابلو ایست» است که ذهن بشر را از کاوش بیشتر بازمی‌دارد، برای صدها هزار سال اجداد ما انسان‌ها به این طریق خود را راضی نگه داشته بودند و شوربختانه پیشرفت اساسی صورت نگرفت.

مثلا اجداد ما نمی‌دانستند چرا باران می‌بارد، پس برایش دلایل فراطبیعی ساختند، یا اینکه نمی‌دانستند شهاب چیست و از کجا می آید، پس گفتند تیرهایی است از جانب شیطان، یا هیچ ایده ای درباره علت وجود خودشان نداشتند و افسانه آدم و حوا را ساختند و دیگر خرافات گوناگون.

امروز ما باید خوشحال باشیم که سرانجام دانشمندان خدا را از معادلات خود خارج کرده اند

(به ویژه در چند قرن اخیر) و به توضیح طبیعی و علمی پدیده ها رویآورده اند؛ وگرنه هنوز هم با اسب و شتر حمل و نقل می‌کردیم و برای توضیح علت بیماری‌ها و درمان آن‌ها و جمله پدیده های گیتی، دست به دامان خدا و خرافات می‌شدیم .

پاسخ ما :

اشکال این است که هر زمان انسان پدیده ای را می بیند روح کنجکاو او برای یافتن علت بر می خیزد .اگر نتوانست علل طبیعی آن را بیابد دست به دامن عوامل ماورائ طبیعی می زند و می گوید مثلا خدا ان را بوجود اورده است اما وقتی تفسیر و علت طبیعی پدیده ها مشخص شد مذهب عقب نشینی کرده تا در پناه پدیده ها و رویداد های ناشناخته موجودیت خود را حفظ کند

حال پاسخ

1_مهم ترین عیب این فرضیه آن است که با اساسی ترین دلیل توحید و خداشناسی که برهان نظم است تضاد غیر قابل انکاری دارد .بزرگان از دیرباز برای اثبات مقصود خود روی نظام کائنات و جهان هستی تکیه می کرده اند و وجود این نظام را دلیل و نشانه وجود یک مبدا علم و قدرت و تاثیر او در ابداع و خلقت جهان می دانستند

بنابراین خدا در لابه لای بی نظمی ها و حوادث مبهم و تاریک جستجو نمی شود بلکه در میان روشنایی ها و قسمت های شناخته شده از نظام هستی از اپ خبر گرفته میشود چنان که البرت وینچستر زیست شناس معروف می گوید:

« هر وقت کشف تازه ای در دنیای علم به وقوع میپیوندد صدها مرتبه بر استواری ایمان من می افزاید و اثار شرک و وسوسه نهانی را که کم و بیش در باطن معتقدات ما وجود دارد از میان می برد و جای ان را به افکار عالی خداشناسی و توحید می بخشد»

افریدگار جهان،ص11

2_بسیاری از اندیشمندان بزرگ که بیش از دیگران از علل پدیده ها اگاه بوده و هستند اعتقاد جزمی و یقینی به وجود خدای حکیم داشته و دارند و چنین نیست که اعتقاد به وجود خدا ناشی از جهل باشد.دانشمندانی نظیر انیشتاین و کرسی مورس و الکسیس کارل و ...که مقالاتی پیرامون وجود خدا نوشته اند که بخشی از انان در کتاب اثبات وجود خدا امده است

3_اگر کسانی خدا را به عنوان پدید اورنده پدیده های مجهول العله شناخته اند و با کشف علل طبیعی از عقیده خود عقب نشینی کرده اند باید این مساله را دلیل بر ضعف ایمان انان دانست نه دلیل بر بی اعتباری خداوند واین مساله در میان افراد بی سواد و تعلیم نایافته وجود دارد

4_مساله مهم دیگر انکه شما گمان می کنید که ما بر سر دوراهی قرار گرفته ایم یا باید علل طبیعی را بپذیریم و یا خدا را و هرگز قبول این دو با هم سازگار نیست

به تعبیر دیگر تصور می کنید که اعتقاد به وجود خدا یعنی مبدئی که به طور مستقیم و بدون هیچ واسطه پدیده ها را به وجود اورده و بنابراین کشف هر علت طبیعی مساوی با نفی دخالت خدا در آن است

اما این تصور صحیح نیست زیرا ما معتقد هستیم که جهان مجوعه ای از اسباب و علل حساب شده است که خداوند مسبب الاسباب ان است چنان که امام صادق فرمود:

« خداوند ابا دارد از این که پدیده ها بدون دخالت علتشان بوجود اید»

الکافی ج1 ص183

به این ترتیب ما نه تنها قانون علیت را انکار نمی کنند بلکه جهان طبیعت و علل و اسباب انها را خواسته و فعل خدا می شمریم

پیدایش مذاهب،ایت الله مکارم شیرازی،ص21

کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

دوشنبه 24 خرداد 1395

آیا زن شر است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

یکی از اتیست ها که ادمین یکی از کانال های ضد دینه این اشکال رو واسم مطرح کرد که تو نهج البلاغه کلمات حکیمانه حکمت 238 اومده که :

« تمام وجود زن شر است و بدترین چیزی که در اوست این که از وجودش چاره ای نیست »

چی جوابش رو بدم میگه نظر اسلام در مورد زن اینه

پاسخ

اگر واژۀ «شر» را در این روایت به معنای بدی و زشتی گرفته و سپس آن را این‌گونه معنا کنیم که «زنان سراسر آکنده از بدی و زشتی هستند و بدتر از همه آن است که ناچاریم با آنان زندگی کنیم»، چنین معنایی با اصول اولیۀ دینی همخوانی نداشته و نمی‌توان چنین برداشتی را پذیرفت

چرا که زنان برجسته در اسلام فراوان بوده اند که پیامبر و امامان برای انها احترام قائل بوده اند افزون بر این قران نیز بسیاری از زنان را مدح کرده است چنان که فرمود:

« هر کس کار شایسته ای انجام دهد خواه مرد باشد یا زن در حالی که مومن است او را حیات پاکیزه ای می بخشیم »

نحل 97

ونیز از برخی از زنان به عنوان الگو نام می برد

تحریم 11 و12

امام صادق فرمود:

« یک زن صالحه از هزار مرد غیر صالح برتر است»

وسائل الشیعه ج20 ص172

اگر معنایی جز آنچه گفته شد برای این روایت متصور نباشد، باید با قاطعیت از آن صرف نظر کرد.

اما با اندکی تأمل می‌توان معنای دیگری برای این روایت در نظر گرفت که مشکل چندانی ایجاد نخواهد کرد

1_این سخن ناظر به زنان تربیت نایافته است چنان که خداوند می گوید:« انسان عجول است»

اسراء 11

که مراد انسان های تربیت نایافته و خارج از قلمرو رهبری رهبران الهی است

پیام امام،ایت الله مکارم،ج13 ص807

2_ واژۀ «شر» را به زشتی و بدی معنا نکرده، بلکه به دردسر و افزایش مسئولیت ترجمه کنیم. چنین معنایی از «شر» در متون اسلامی بسیار به چشم می‌خورد، مانند این آیه از قرآن:

«إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعاً»

یعنی انسان هر وقت که دچار دردسری شد، ناله و فریادش بلند می‌شود.

معارج 20

ضرب المثلی فارسی وجود دارد که «زن و بچّه دردسرند

و بى دردسر هم نمیتوان زندگى کرد» یا «زن بلا است و هیچ خانه‌ای بدون بلا مباد»می تواند ناظر به این معنا باشد


کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

یکشنبه 23 خرداد 1395

شبهه به مسیحیت

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: متفرقه، 

ما چند سوال می کنیم و می خواهیم که کسانی که طرفدار ایین مسیحیت هستند به آن جواب دهند

1_از چه راهی و روی چه مدرکی می توانید اثبات کنید که دینی به عنوان مسیحیت و پیامبری به اسم عیسی بوده است؟

اگر می گویید که از طریق کتاب اسمانی حضرت مسیح یعنی انجیل این مطلب را ثابت می کنیم پاسخ می دهیم :

که اناجیلی که شما به حضرت مسیح نسبت می دهید کتاب اسمانی ایشان نبوده است بلکه سال ها پس از ایشان نوشته شده است واین مطلب قابل انکار نیست و در اناجیل عموما کشته شدن مسیح و حوادث بعد از آن را شرح می دهد که به خوبی ثابت میکند که همه این اناجیل پس از مسیح نگاشته شده است

رابرت گرنت اندیشمند بزرگ مسیحی انطباق انجیل فعلی با گفته های عیسی را به صراحت رد می کند و می گوید:

« این بدان معنا نیست که عیسی تمام کلماتی را که گزارش شده است دقیقا به همان شکلی که انجیل نویسان نوشته اند گفته است»

تاریخچه مکاتب تفسیری و هر منوتیکی کتاب مقدس ،ترجمه ساجدی ،ص212

متکلمان لیبرال مسلم می دانند که کتاب مقدس مستقیما وحی منزل نیست و به دست انسان نوشته شده است

علم و دین ص130،131

از کجا و چگونه اثبات می کنید که نویستدگان اناجیل محتویات آن را بدون کم و زیاد و تحریف گزارش کرده اند؟

⁉️چگونه اثبات می کنید که در طول تاریخ چیزی از اناجیل کم و چیزی زیاد نشده است

⁉️چگونه ثابت می کنید که عیسی پیامبر بوده است ایا معجزه ای داشته است؟ معجزه او چیست چگونه اثباتش می کنید

2_شما برای عیسی مقام خدایی قائل هستید و می گویید چون عیسی مرده را زنده کرده است پس خدایت در حالی که در تورات که مورد قبول شما است در باب 4 کتاب دومین ملوک ایه 32 و باب 13 ایه 21 حکایت از مرده زنده کردن الیشع می نماید در حالی که اورا خدا نمیدانید

3_ایا مسیح در شکم مادر بوده و متولد شده است یا خیر .این عقیده همه می باشد که او متولد شده است حال سوال می کنیم

⁉️ایا پرورش یافتن کودک در شکم مادر با الوهیت سازگار است ؟

قطعا جواب منفی است زیرا و لادت مسبوق به عدم است یعنی عیسی نبوده سپس به وجود امده و خودش نیازمند افریدگار است نه انکه خودش خدا باشد

4_چرا آدم را نمی گویید پسر خداست با این که در فصل سوم انجیل لوقا ایه 24 چنین امده است:

« انوش بن شیث بن ادم بن الله

5_چرا اناجیل دارای تناقضات است مثلا در انجیل متی باب 1 ایه 16 و 17 مابین داود و عیسی را 28 طبقه می داند ولی انجیل لوقا باب 3 از ایه 23 به بعد 43 طبقه به حساب می اورد

در یک انجیل عیسی پسر داود است ( انجیل متی باب 1 ایه 1 و باب 20 ایه 31 و در انجیل لوقا باب ۲۳ ایه 24 پسر یوسف هالی ودر انجیل متی باب 11 ایه 25 پسر خدا و باب 1 ایه 19 پسر روح القدس

6_در انجیل یوحنا تبدیل شدن اب به شراب ناب را از نخستین معجزات مسیح معرفی می کند( انجیل یوحنا باب دوم جمله های 2-12)

⁉️حال سوال اینجاست مایعی که اثار سوئ ان بر جسم و جان انسان محسوس است و زیان های بهداشتی ان در کتب بهداشتی نوشته شده و از نظر زیان ها و مفاسد اجتماعی نیز قابل انکار نیست با این حال چگونه می توان پذیرفت پیامبری که راهنمای اخلاقی مردم است شراب سازی کند در حالی که در کتب عهد قدیم که مورد قبول مسیحیان است از شراب و شراب خواری مذمت شده است

تورات سفر اعداد،باب 6 جمله های 1-4

7_ شما از یک سو خداوند را واحد می دانید واز سوی دیگر برای او سه جلوه وجود عقیده دارید

۱ خدای پدر که خالق جهان است ،

۲ خدای پسر که همان مسیح است

۳ خدای روح القدس که خدای فعال است و در دل های بندگان حیات می دمد

تثلیث شما به چند صورت قابل تصور است

1_هر یک از خدایان سه گانه وجود مستقل دارند وهر کدام با وجود و تشخص خاصی خود نمایی می کند و هر فردی خدای تام و مستقلی است

یک چنین تثلیثی همان شرک جاهلیت است که در مسیحیت به صورت خدایان سه گانه تجلی پیدا کرده است در صورتی که دلایل توحید و یگانگی هر نوع شرک و دوبینی را برای خداوند ابطال کرده است که ما در پیام های گذشته کانال به برخی از انان مانند برهان تمانع اشاره کرده ایم که می توانید کلید واژه تمانع را در کانال سرچ کنید

بدعت گذاران مسیحی برای جدا نشدن از توحید که اصل مسلم تمام ادیان اسمانی است سعی می کنند چنین توجیه کنند که او در حالی که سه تا است یکی است و در عین اینکه یکی است سه تا است

این سخن نیز جز تناقض گویی چیز دیگری نیست ایا در جهان فردی پیدا می شود که بگوید سه مساوی یک است


نظرات() 

شنبه 22 خرداد 1395

خدای بی نیاز چه نیازی به نماز خوندن ما داره؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 


توجه به چند نکته لازم است

1_ما همیشه در کارهای خود هدفی داریم که این هدف معمولا دفع کمبودها و نیازهای ما است و چون ممکن است در مورد صفات و افعال خداوند گرفتار مقایسه با خویش شویم ممکن است این تصور به پیش اید که خداوند چه کمبودی داشته که با خلقت و عبادت ما مرتفع شود

این طرز تفکر ناشی از مقایسه میان خالق و مخلوق و واجب و ممکن است

2_ما به حکم اینکه وجودمان محدود است برای رفع کمبودهایمان تلاش می کنیم و اعمالمان همه در این مسیر است ولی این سخن درباره یک وجود نامحدود یعنی خداوند امکان پذیر نیست پس باید هدف افعال اورا در غیر وجود او جستجو کنیم

3_خداوند چشمه ای است فیاض و مبدئی است نعمت افرین که موجودات را در کنف حمایت خود می گیرد و انها را پرورش داده و از نقص به کمال می برد و این است هدف واقعی از عبودیت و بندگی ما و فلسفه عبادات و نیایشها که همگی کلاس تربیت برای تکامل ما است

تفسیر نمونه ج22 ص393

4_در روایتی امده است که خداوند در صحف حضرت موسی چنین فرمود:

« ای بندگان من شما را نیافریدم ( و تکلیف نکردم) تا بدین وسیله از تنهایی وکمی در آمده و صاحب یاور و جماعت زیادی شوم و نه با شما انس گرفته تا به واسطه آن وحشت نکنم و نه به کمک شما عجز خود را ترمیم نمایم همین قدر بدانید که اگر تمام مخلوقات من در اسمان و زمین پشت به هم داده و اطاعت و عبادت من کنند و شب و روز مرا پرستش کنند به سلطنت و قدرتم چیزی اضافه نمی شود چه آن که ساحت من والاتر از آن بوده و از این نواقص مبرا است»

علل الشرایع ج1 ص13

در روایت دیگری امام صادق فرمود:

« خداوند از روی بازی و بازیچه بندگان را نیافریده ( وتکلیف نکرده است) بلکه انان را افریده و تکلیف به طاعت کرده تا از این طریق ( به تکامل رسیده) و مستوجب بهشت و رضایت او شوند و انان را خلق ( وتکلیف) نکرده است تا به واسطه انان منفعتی بدست اورده یا ضرری را از خود دفع کند بلکه انان را خلق کرد( و تکلیفشان کرد) تا به انان نفع برساند و انان را در جایگاه نعمت های ابدی قرار دهد»

بحار الانوار ج5 ص313

ایدی ما در تلگرام برای طرح سوالات

@poorseman

کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

شنبه 22 خرداد 1395

قرآن معجزه اللهی

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

اگر قرآن معجزه الهی و برای تمام انسانهاست چرا در آن حرفی از برف و موجودات قبل از انسان(آدم) مانند دایناسورها و... وجود ندارد؟ آیا دلیلش نبود برف در منطقه عربستان و یا عدم آگاهی از موجودات ماقبل تاریخ نیست؟

پاسخ

برای رسیدن به پاسخ توجه به نکات زیر الزامی است

1_ این که نام برف در قرآن نیامده یا از موجودات قبل از انسان به صراحت سخن گفته نشده مسئله عجیبی نیست؛ چرا که به جز این موارد بسیار دیگری نیز وجود دارد که در قرآن به آنها اشاره نشده است. بدیهی است که این نقصی برای قرآن نخواهد بود؛ زیرا قرآن کتاب دائرة المعارف نیست، تا اسامی هر چیزی در آن وجود داشته باشد. وقتی می گوییم قرآن کتابی جامع است، منظورمان این است که همه چیزهایی که انسان برای رسیدن به کمال و سعادت اخروی و دنیوی خود بدان محتاج است، در قرآن بیان شده است.

در تفسیر نمونه چنین امده است:

"قرآن یک کتاب تربیت وانسان سازی است که برای تکامل فرد وجامعه در همه جنبه های معنوی ومادی نازل شده است وهر آنچه برای هدایت بشر لازم است درآن بیان شده است والا قرآن یک دایره المعارف بزرگ نیست که تمام جزئیات علوم ریاضی،جغرافیایی،شیمی،فیزیک وگیاه شناسی ومانند آن درآن آمده باشد "

تفسیر نمونه،ج11 ص361

2_برخی محققان معتقدند سخن از برف در قرآن آمده است.

♦️چنین می گویند:

"برف به آب منجمد سفید رنگ که به صورت بلورهایی به شکل منشور مسدس القاعده متبلور می شود گفته می شود که در فصل سرما از آسمان به زمین می ریزد"

آیات زیر را اشاره به برف می دانند؛

بارش برف قرمز برای عذاب فرعونیان:اعراف 130 و134

در خواست فرعونیان از موسی برای برطرف شدن برف عذاب اور:اعراف 130 و134

نزول برف وتگرگ از ابرهایی همچون کوه، جلوه ای از قدرت بی مانند خدا:نور 43"

فرهنگ قرآن،ج6 ص209

3_قرآن صراحتا به سخنان پیامبر گرامی حجیت داده و می فرماید:

« از روی هوی و هوس سخن نمی گوید بلکه هر انچه می گوید از روی وحی است»

نجم 2-3

و می فرماید:

« انچه پیامبر برای شما اورده بگیرید و انچه شما را از آن نهی کرد خود داری کنید»

حشر 7

روشن است که امامان نیز وارثان علوم پیامبر گرامی هستند

بحار الانوار ج2 ص172 باب 23

4_با توجه به انچه در بند شماره 3 امد می گوییم در روایات اسلامی به موجودات قبل از انسان اشاراتی شده است

شیخ صدوق"در "خصال "خود روایت می کند که امام باقر علیه السلام خطاب به جابر بن یزید فرمود:

ایا گمان کرده ای خداوند تنها عالم شما را خلق کرده است وگمان می کنید خداوند بشری غیر شما خلق نکرده است؟

به خدا سوگند که خداوند هزار هزار عالم وهزار هزار آدم افریده است که تو در اخرین این عوالم وان سلسله ادمیان واقع شده ای ( از نسل ادم هستی) "

الخصال،للصدوق،ج2 ص652

ومی توان ایه 36 یس را اشاره به همین مطلب دانست انجا که فرمود:

« منزه است کسی که تمام زوجها را افرید ،از آنچه می رویاند و از خود انها و از انچه نمی دانند»

« انچه از موجودات نمی دانند» می تواند اشاره به حیوانات اعماق دریا که در آن روز کسی از آن ها اگاه نبود یا اشاره به موجودات دیگری که در کرات اسمانی زندگی می کنند یا اشاره به موجودات قبل از انسان باشد»

تفسیر نمونه،ج 18 ص377

پرسمان اعتقادی

ایدی ما در تلگرام برای طرح سوالات

@poorseman

کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Beheshthhh

نظرات() 

چهارشنبه 12 خرداد 1395

شبهه کانال تلگرامی ما همه بد حجابیم

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

وقتی که برخی از کفار رو میخواهیم بدلیل یک امر زشت و ناپسندی که در حکومت اسلامی انجام میدن از این کار نهی کنیم با این جواب مواجه میشیم که میگن:

در کتاب خودتون اومده که «لا اكراه فی الدین»که هیچ اکراهی در دین نیست.

جواب ما شیعیان برای پاسخ به این سوال چیست؟

پاسخ

جوابی که می توان داد این است که دلالت ایه در مورد اکراه در دین است نه در مورد احکام دینی

اگر شخصی بدون اجبار به دین اسلام مشرف گردید یا قبول کرد که در یک جامعه اسلامی زندگی کند بایستی به لوازم این انتخاب اختیاری گردن نهد

علامه طباطبائی در تفسیر ایه می گوید:

« در این کلام نفی دین اجباری وجود دارد چرا که دین سلسله ای از معارف علمی است و به دنبال ان نیز اعمالی وجود دارد در مجموع اعتقادات است که اعتقاد و ایمان از امور قلبیه است و اجبار و اکراه در امور قلبیه راهی ندارد اکراه تنها در اعمال ظاهری و افعال و حرکات بدنی و مادی اثر می کند»

المیزان،ج1 ص341

حال که دلالت ایه روشن شد که مراد نفی پذیرش دین از روی اجبار است و لا غیر می گوییم :

کفار با اختیار خودشان تصمیم گرفته اند که در جامعه اسلامی زندگی کنند وباید به لوازم زندگی اجتماعی پایبند باشند

در زندگی اجتماعی سرنوشت افراد بهم مربوط است وافراد در سرنوشت هم اثر دارند حق نظارت در اعمال دیگران حق طبیعی و خاصیت زندگی دسته جمعی است

در اجتماع چیزی به عنوان " ضرر فردی " وجود ندارد و هر زیان فردی امکان این را دارد که به صورت یک " زیان اجتماعی" دراید وبه همین دلیل منطق وعقل به افراد اجازه می دهد که در پاک نگه داشتن محیط زیست خود از هرگونه تلاش و کوششی خود داری نکنند

پیامبر گرامی فرمود:

" یک فرد گنهکار در میان مردم همانند کسی است که با جمعی سوار کشتی شود و به هنگامی که در وسط دریا قرار گیرد تبری برداشته وبه سوراخ کردن موضعی که در ان نشسته بپردازد و هرگاه به او اعتراض کنند در جواب بگوید من در سهم خود تصرف می کنم اگر دیگران اورا از این عمل خطرناک باز ندارند طولی نمی کشد که اب دریا به داخل کشتی نفوذ کرده ویکباره همگی در دریا غرق می شوند"

مسند احمد ج4 ص268

نهج الفصاحه ص836

❗️پیامبر با این مثال جالب منطقی بودن وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را مجسم ساخته و حق نظارت فرد بر اجتماع را یک حق طبیعی که ناشی از پیوند سرنوشت ها است می داند

تفسیر نمونه ج3 ص38

کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

چهارشنبه 12 خرداد 1395

شبهه از کانال تلگرامی ضد دین به نام، ما همه بد حجابیم

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

به متن زیر از کانال ضد دین ما بی حجابیم پاسخ دهید

دین ، دینه! فرقی نمی کنه Made in عربستان باشه یا Made in وطن! کسی که اسیر دین شد ، دچار تعصب میشه ، وسعت دیدش کم میشه و ذره ذره عقل جای خودش رو به احساس و ایمان کور میده...

پاسخ

دین به دو قسم تقسیم می شود

1_دین حق

2_دین ناحق وباطل

نشانه های دین حق امور زیر است

1_عقلی و مستدل باشد

2_با فطرت وطبیعت انسان سازگار باشد

3_تحریف نشده باشد

4_امید افرین و روحیه بخش باشد

5_اینده نگر باشد

6_جامع و کامل باشد

7_بن بست نداشته باشد

8_عمل به ان اسان باشد

اصول عقاید،قرائتی،ص32 به بعد

هر دینی که این ملاک ها در آن نباشد باطل و غیر حق است پس این سخن نویسنده متن بالا که دین دین است فرقی نمی کند از چه منطقه و تحت چه شرایطی اخذ شود بطلانش روشن شد

دین حق با دین باطل قابل قیاس نیست

اما این که گفته شد کسی که اسیر دین شود دچار تعصب شده و وسعت دیدش کم می شود

ما هم می گوییم این سخن صحیح است اما نه نسبت به دین حق بلکه نسبت به دین باطل

اگر وابستگی انسان به امور نادرست و غیر منطقی باشد این تعصب مذموم است که سبب می شود حجاب ضخیمی بر عقل افتد و اورا ازددرک راه و مسیر صحیح باز می دارد که در روایات ما به شدت از ان نهی شده است

پیامبر گرامی فرمود:

« از تعصب و لجاجت بپرهیزید که اغازش جهل و پایانش پشیمانی است »

میزان الحکمه،ج4 ص2770

حضرت امیر فرمود:

« تعصب و لجاجت آرای انسان را سست و اورا به خطا می افکند»

نهج البلاغه،کلمات قصار،شماره 179

اما اگر وابستگی و تعصب انسان به امور مثبت و سازنده ودین حق و از روی علم و اگاهی باشد تعصب مثبت و ممدوح است

حضرت علی فرمود:

« اگر قرار است تعصبی باشد تعصب خودرا در اخلاق پسندیده ،افعال نیکو،کارهای خوب ( و خلاصه دین و ایین حق )قرار دهید »

نهج البلاغه،خطبه 192

لذا در مورد حمزه عموی پیامبر حضرت علی فرمود :

« هیچ تعصبی وارد بهشت نمی شود جز ( مانند) تعصب حمزه ( بخاطر اسلام ودین حق) واین زمانی بود که اسلام اورد و بخاطر ( بی احترامی به پیامبر از جهت ) بچه دان حیوانی که بر حضرت افکنده شده بود خشمگین شد ( وبه یاری اسلام شتافت)

الکافی،ج2

کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

چهارشنبه 12 خرداد 1395

روایت در مورد عطسه و شبهه به آن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

سوال

در کتاب بحارالانوار ، امام ششم (صادق) به شیعیان توصیه میکند پس از عطسه "صلوات" بفرستند اما هرگز توصیه ای مبنی بر دست گرفتن جلوی دهان و بینی در هنگام عطسه نمی کند!

علم لدنی کجاست؟!

پاسخ

بله در روایات ما این توصیه امده است

امام صادق فرمود:

« کسی که هنگام عطسه کردن حمد خداوند بجا اورد و بر محمد و اهل بیتش صلوات فرستد دچار چشم درد و دندان درد نمی شود»

الکافی ج2 ص656

اما چرا امام توصیه نکردند وقت عطسه جلوی دهان را بگیریم مگر علم لدنی نداشتند؟

چه اشکال مضحک و خنده داری از این نادانان بی دین می شنویم

امام با علم لدنی مردم را به اموری راهنمایی می کند که برایشان قابل دستیابی نیست و عقول خودشان نمی تواند راهنمای انان در آن امور باشد

هر بچه ای می داند که وقت عطسه شایسته است انسان جلوی صورت خود را بگیرد این نیاز به بیان امام ندارد

به فرض هم که بگوییم نیاز به بیان امام دارد باز هم جواب می گوییم:

پیامبر گرامی فرمود:

« رعایت نظافت از ایمان ونشانه ایمان است »

مستدرک الوسائل ، ج16 ص319

دست گرفتن جلوی دهان وقت عطسه زدن نشانه رعایت نظافت است که اهل بیت به آن توصیه کرده اند


کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

بسیاری از دختران با خلوص خود، به ابراز عشق مردان دل می بندند و هر مردی را وفادار می پندارند در حالی که از رفتار خاص مردان تا قبل از ازدواج اطلاعی ندارند و بعد از ازدواج متوجه بی وفایی ها و احیانا خیانت آنان می شوند.

به همین دلیل لازم است پدر یا ولی دختر که از طرفی خصوصیات مردان و حیله های آنها را به خوبی می داند و از طرفی خیر خواه دختر خود است با این شرط که سخت گیری بیهوده نکند در این مورد نظر بدهد.

به همین جهت مراجع تقلید بر این عقیده اند که اگر همسر مناسبى براى دختر پیدا شده که شرعاً و عرفاً کفو اوست و مصلحت دختر در ازدواج با اوست اما پدر یا جد پدرى، بدون جهت مانع ازدواج مى‏ شوند،در این صورت لازم نیست از پدر و جد پدری اجازه بگیرد.

شهید مطهری در بیان علت و فلسفه این حکم چنین می اورد:

« مرد بنده شهوت است و زن اسیر محبت انچه مرد را می لغزاند و از پا در می اورد شهوت است اما انچیزی که زن را از پا در می اورد و اسیر می کند این است که نغمه محبت و صفا و وفا و عشق از دهان مردی بشنود

نظرات() 

سه شنبه 11 خرداد 1395

آیا نهج البلاغه سند معتبری دارد ؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 


پاسخ

ایت الله العظمی مکارم شیرازی در شرح خود بر نهج البلاغه در مورد سند ان چنین می اورد:

« در این جا ذکر دو نکته لازم است:

1ـ غالب خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار نهج البلاغه، بلکه اکثریّت قریب به اتفاق آن، مطالبى است مستدل و یا در خور استدلالهاى منطقى و در واقع از قبیل «قَضایا قِیاساتُها مَعَها»؛ (مسایلى که دلیلش در خودش نهفته است).

بنابراین نیازى به سلسله اسنادبه عنوان مباحث تعبّدى ندارد زیرا بخش عظیمى از آن درباره معارف اعتقادى، مبدا و معاد، صفات خداوند، دلایل عظمت قرآن و پیامبر اسلام و مانند آن است.

بخش دیگرى درباره مواعظ و نصایح و درس هاى عبرت در زندگى امّتهاى پیشین و آیین کشوردارى و زندگى اجتماعى و آداب جهادو امثال آن است که عموماً مطالبى منطقى و مستدل یا قابل استدلال است.

همان گونه که نوشته هاى فلاسفه بزرگ و علماى علوم مختلف و حتّى اشعار نغز شعراى نامى و مانند آن بدون نیاز به سلسله سند مقبول است، درباره محتواى نهج البلاغه نیز به همین دلیل و به طریق اولى مشکلى نداریم، در واقع دلایل آنها با خود آنهاست و به قول معروف «قضایا قیاساتها معها»!

تنها بخش کوچکى از نهج البلاغه است که از احکام فرعیّه تعبّدیّه سخن مى گوید. اگر مساله سند مطرح باشد تنها در این قسمت است که قطعاً یک دهم نهج البلاغه را نیز تشکیل نمى دهد. بنابراین سر و صداهاى مربوط به اسنادنهج البلاغه بسیار کم رنگ و کم اثر است.

2ـ نکته دیگر این که اگر معیارهاى حجّیت سند را براى نهج البلاغه بخواهیم، از این نظر نیز مشکلى در کار نیست، زیرا براى پذیرش حدیثو روایت ـ آن گونه که در علم اصول تحقیق شده ـ معیار اصلى وثوق و اعتماد و اطمینان به روایت است که از طرق مختلف ممکن است به وجود آید;؛ گاه سلسله سند با راویان مورد اعتماد، سبب وثوق به روایت مى شود و گاه کثرت و تعدّد روایت ـ آن هم در کتب معتبر و مشهور ـ چنین اعتمادى را حاصل مى کند و گاه محتوا، آن قدر بلند و عمیق و والاست که گواهى مى دهد تنها از فکر پیامبر یا امام معصومى تراوش کرده است و همین سبب اعتماد ما به چنین روایتى مى شود.

نظیر این مساله را درباره صحیفه سجّادیه - علاوه بر اسنادمعتبرى که براى آن ذکر کرده اند - یعنى دعاهاى بسیار بلند، با برترین محتوا و عالى ترین مضمون که از «امام سجاد على بن الحسین زین العابدین» نقل شده است، نیز گفته اند.

از این گذشته کتاب هاى زیادى قبل از «سیّد رضى» نوشته شده است که بسیارى از خطبهها و نامه ها و کلمات قصار نهج البلاغهیا غالب آنها در آن کتب آمده است و این به خوبى نشان مى دهد که این کلمات قبل از «سیّد رضى» نیز در میان دانشمندان و راویان حدیثو گاه در میان توده هاى مردم مشهور و معروف بوده است و این شهرت مى تواند ما را بى نیاز از اسنادمتّصل کند. حتّى بعضى از بزرگان مورّخان نوشته اند،خطبه هاى نهج البلاغه که در میان مردم شهرت داشته بسیار بیش از آن مقدارى بوده است که «سیّد رضى» در نهج البلاغه آورده است و در واقع نهج البلاغه گلچینى از آن خطبه هاست.

از جمله مورّخ معروف «مسعودى» که حدود یک قرن قبل از «سیّد رضى» مى زیسته در «مروج الذهب» درباره خطبه هاى امام(علیه السلام) مى گوید: آنچه مردم از خطبه هاى امام در موارد مختلف حفظ کرده اند چهارصد و هشتاد و چند خطبهاست»

در حالى که خطبههاى نهج البلاغه که اکنون در دست ماست حدود دویست و چهل خطبه است.

هم اکنون کتابهایى در دست ماست که به عنوان مصادر و اسنادنهج البلاغه از سوى جمعى از فضلا و بزرگان معاصر نگاشته شده و اسناداینخطبه ها را در کتاب هایى که قبل از «سیّد رضى» نگاشته شده به دست آورده و در مجموعه هاى جالبى منتشر ساخته اند که یکى از بهترین کتابها در این زمینه کتاب «مصادر نهج البلاغه و اسانیده» تالیف دانشمند محقّق «السیّد عبدالزهراء الحسینى الخطیب» مى باشد که مراجعه به آن هر جستجوگرى را بر این حقیقت واقف مى کند که «سیّد رضى» در نقل این خطبهها هرگز تنها نیست.

قابل توجّه این که در این کتاب آنچه در نهج البلاغه آمده است از 114 (یکصد و چهارده) کتاب دیگر گردآورى شده که بیش از بیست کتاب از آنها مربوط به دانشمندانى است که قبل از «سیّد رضى» مى زیسته اند.

این نکته نیز قابل ذکر است که شخص «سیّد رضى» در لابه لاى کلمات خود در نهج البلاغهـ که احیاناً در توضیح خطبهها گفته ـ از 15 (پانزده) کتاب نام مى برد که او در گردآورى نهج البلاغه از آنها استفاده کرده است.

از مجموع آنچه در بالا گفته شد به خوبى روشن شد که جایى براى وسوسه کردن اسنادنهج البلاغه وجود ندارد.»

پیام امام امیر المومنین ، ایت الله مکارم ، ج1 ص55 به بعد


کانال ما در تلگرام

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه