تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب بهمن 1395

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

یکشنبه 24 بهمن 1395

شبهات پیرامون شهادت حضرت زهرا

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

به مناسبت شهادت جانگداز حضرت زهرا سلام الله علیها کانال « پرسمان اعتقادی» تقدیم می کند؛

برخی از شبهات و سوالات پیرامون شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها؛

1-اثبات شهادت حضرت زهرا و حضرت محسن طبق کتب شیعه و اهل سنت❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/5204

https://t.me/Rahnamye_Behesht/325

https://t.me/Rahnamye_Behesht/872

2-غضب حضرت زهرا از ابوبکر و عمر و وصیت به پنهانی دفن شدن و عدم حضور آنان ❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/256

3-چرا حضرت علی از حضرت زهرا دفاع نکرد❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/5205

https://t.me/Rahnamye_Behesht/770

4-چرا با وجود حضرت علی حضرت زهرا به پشت درب آمد ❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/1531

5-از کجا فهمیدند که فرزند زهرا پسر است و نامش را محسن نهادند ❓آیا دستگاه سونگرافی داشتند❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/2184

6-چرا حضرت زهرا آرزوی مرگ می کرد مگر معصوم نبود❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/3927

7-خدمت زهرا به بشریت چه بوده است ❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/3867

8-داستان غصب فدک از زهرا چه بوده است❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/4492

9-اگر خلفا قاتل زهرا بودند چرا علی با آنان همکاری می کرد❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/4248

10اگر عمر قاتل زهرا است چرا علی دخترش ام کلثوم را به او داد❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/5339

11-چرا علی نام فرزندانش را به اسامی قاتلان همسرش نام نهاد❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/1584

12-چرا علی در زمان خلافتش بدعت های قاتلین همسرش را از بین نبرد❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/5117

13-پیامبر به زهرا فرمود تو اولین کسی هستی که به من ملحق میشوی حال چگونه قبل از ایشان محسن شهید شد❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/5214

14-محل دقیق قبر حضرت زهرا کجاست ایا اهل بیت در این رابطه چیزی گفته اند❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/5646

15-اگر حضرت زهرا شهید شده است چرا در تقویم جمهوری اسلامی تا سال 70 کلمه وفات در مورد ایشان به کار می رفت❗️

https://t.me/Rahnamye_Behesht/2162

کانال پرسمان اعتقادی اعلام می کند که با کمال میل آماده پاسخگویی در مورد شبهات مطرح شده در زمینه شهادت حضرت زهرا از ناحیه موافقان و مخالفان می باشد و پاسخگویی در این موضوع را در اولویت قرار می دهد .

نظرات() 

یکشنبه 24 بهمن 1395

آیا خانه حضرت زهرا درب داشته است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 


ادعای اینکه خانه های مسلمین در آن زمان درب نداشته است ادعای باطلی بوده و قابل اعتنا نمی باشد.

آیات قرآن بر وجود درب برای خانه ها تصریح می کند و می فرماید:

« پسندیده نیست از پشت خانه ها به آنها داخل شوید بلکه پسندیده راه کسانی است که پروا کرده و از درها وارد خانه ها شوید»

بقره189

روایات اهل سنت هم گواه بر وجود درب برای خانه های مردم آن زمان می باشد .

« دکین بن سعید میگوید: خدمت پیامبر رفتیم و تقاضای غذا کردیم .پیامبر به عمر فرمود برو به آنان غذا بده عمر ما را به اتاق بالا برد سپس کلید را از کمربندش بیرون آورد و درب را باز کرد»

سنن ابی داود ج2 ص527

مسلم از ابوحمید نقل می کند:

« پیامبر به ما امر فرمود تا شب ظرف های آب را در گوشه ای قرار داده و درب خانه ها را ببندیم»

صحیح مسلم ج3 ص1593

ابن کثیر می نویسد:

« اتاق های خانه پیامبر از چوب هایی از درخت عرعر بود که با موهای ضخمیمی به یکدیگر متصل شده بود .در کتاب تاریخ بخاری آمده درب خانه پیامبر را با نوک انگشتان و ناخن ها می زدند ...»

البدایه و النهایه ج3 ص221

متن فوق نیز شاهدی بر وجود درب برای خانه های آن زمان است .

بخاری می نویسد:

« محمد بن هلال خانه های همسران پیامبر که پوششی بافته شده از مو داشته است را دیده است .از او درباره خانه عایشه پرسیدم گفت درب خانه اش به سوی شام باز می شد .پرسیدم یک لنگه داشت یا دو لنگه ؟ گفت یک لنگه بیشتر نداشت .گفتم جنسش از چه بود؟ گفت از چوب عرعر یا ساج»

الادب المفرد ج1 ص272

در این رابطه روایات متعدد دیگری نیز می باشد که خانه های مدینه دارای درب های چوبی بوده است .جهت آگاهی تفصیلی به کتاب « ماساه الزهرائ» علامه سید جعفر عاملی ج1 ص303 رجوع فرمایید

اما در مورد روایتی که از حضرت امیر نقل شده در مورد اینکه ایشان فرمودند خانه های ما سقف و درب ندارد؛

این روایت با تحریف به صورت ناقص بیان شده است .آیا اساسا منزلی که نه سقف و نه درب داشته باشد قابل تصور است؟

متن کامل حدیث و بدون تحریف چنین است:

« ما اهل بیت پیامبر هستیم که خانه های ما سقف و درب ندارد مگر آنکه سقف و درب آن از تنه درختان خرما است»

الخصال ج2 ص373

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

جمعه 22 بهمن 1395

محل دفن حضرت زهرا سلام الله علیها

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

حضرت زهرا به خاطر خشمی که از مردمان زمان خودشان داشتند که چگونه حق خلافت حضرت علی را به جا نیاوردند و به دختر پیامبرشان جسارت کرده و اسباب شهادت ایشان را فراهم کردند ، به حضرت امیر وصیت کردند که ایشان را پنهانی دفن کرده و کسی را از احوال ایشان مطلع نکنند تا جهانیان بدانند که دختر پیامبر با حالت خشم و غضب از مردم از دنیا رفت و وصیت کرد که هیچ یک از آنان حق شرکت در تشییع جنازه و نماز خواندن بر او را نداشته باشند.

شیخ کلینی روایت می کند:

« چون فاطمه بیمار شد وصیت نمود به علی که بیماری او را کتمان کند و مردم را بر احوال او مطلع نسازد پس حضرت به وصیت او عمل کرد و او را در شب دفن نمود و اثر قبر او را محو کرد...»

الکافی ج1 ص381

امالی طوسی ص109

در روایت دیگر آمده است:

« فاطمه به علی گفت زمانی که من از دنیا رفتم شبانه دفنم کن و آن دو نفر ( ابوبکر و عمر ) را مطلع نکن»

معانی الاخبار ص356

در روایت دیگر آمده است:

« فاطمه شبانه دفن شد و علی و حسن و حسین او را دفن کرده و قبرش را پنهان ساختند زیرا او نسبت به مردم خشمگین بود و نمی خواست آنان در مراسم فوت او شرکت کنند و علی قبر او را با زمین یکسان نمود تا شناخته نشود »

بحار الانوار ج43 ص183

امام صادق فرمود:

« فاطمه وصیت کرد تا شبانه و مخفیانه دفن شود تا ابوبکر و عمر بر او نماز نخوانند»

علل الشرایع ج1 ص185

علمای اهل سنت نیز این مضمون را نقل کرده اند.

بخاری روایت می کند:

« فاطمه شش ماه پس از پیامبر زنده بود .هنگامی که از دنیا رفت علی او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را با خبر نساخت»

صحیح بخاری ج4 ص1549

ابن قتیبه می نویسد:

« فاطمه قسم خورد که با ابوبکر سخن نگوید و وصیت کرد که شبانه دفن شود تا ابوبکر در دفن وی حضور نداشته باشد»

تاویل مختلف الحدیث ج1 ص300

صنعانی می نویسد:

« فاطمه دختر پیامبر شبانه به خاک سپرده شد تا ابوبکر بر او نماز نخواند چون بین آن دو پیشامدهایی رخ داده بود»

المصنف ج3 ص521

لذا در موضع قبر حضرت زهرا اختلاف است؛

1-برخی گفته اند که در بقیع نزدیک قبور ائمه بقیع دفن شده است.

تاج الموالید ص99

عیون معجزات ص47

2-بعضی گفته اند که ما بین قبر حضرت رسول و منبر آن حضرت مدفون است.

اعلام الوری ج1 ص301

دلائل الامامه ص46

3-قول سوم آن است که ایشان در خانه خودشان دفن هستند .

امام کاظم فرمود:

« فاطمه در منزلش دفن شد .زمانی که بنی امیه مسجد النبی را توسعه دادند قبر ایشان در مسجد النبی واقع شد»

التهذیب ج3 ص255

الکافی ج1 ص461

الفقیه ج1 ص229

عیون الاخبار ج1 ص311

معانی الاخبار ص268

قرب الاسناد ص161

وسائل الشیعه ج14 ص369

بنابراین اگر چه قبر حضرت زهرا به صورت معین مشخص نیست اما به طور تقریبی از جایگاه قبر ایشان مطلع هستیم که در منزل دفن شدند و پس از توسعه مسجد النبی قبر ایشان در مسجد در همجواری پیامبر گرامی واقع شد و فرموده اند که مستحب است که ایشان را به همراه پیامبر گرامی در مسجد النبی زیارت کنیم.

امام رضا علیه السلام فرمود:

« ایشان در نزدیکی پیامبر دفن هستند»

مستدرک الوسائل ج10 ص210

اقبال الاعمال ص623

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

جمعه 22 بهمن 1395

تاریخ شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

در تاریخ دقیق شهادت حضرت زهرا اختلاف است و دو قول از میان اقوال مطرح شده در این رابطه قابل اعتنا است؛

1-ایشان در حدود هفتاد و پنج روز پس از شهادت پیامبر گرامی از دنیا رفتند.

امام صادق علیه السلام فرمود:

« فاطمه به مدت هفتاد و پنج روز پس از پیامبر گرامی زندگی کردند»

الکافی ج1 ص458

با توجه به اینکه رحلت پیامبر گرامی در 28 صفر واقع شده باید شهادت آن بانوی عزیز در یکی از سه روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم ماه جمادی الاولی واقع شده باشد ( با در نظر گرفتن احتمال تمام یا ناقص بودن ماههای وسط)

پیام امام امیر المومنین ج8 ص54

2-ایشان در حدود 95 روز پس از شهادت پیامبر گرامی از دنیا رفتند.

طبری شیعی از امام صادق علیه السلام روایت می کند که فرمود:

« شهادت فاطمه زهرا در روز سوم جمادی الثانیه بوده است ( پس از گذشت 95 روز از شهادت پیامبر اسلام)»

دلائل الامامه ص13

بحار الانوار ج43 ص171

علامه مجلسی این روایت را صحیح و معتبر می شمارد

زاد المعاد ص280

شیخ عباس قمی نیز می نویسد:

« اظهر نزد حقیر این است که وفات آن حضرت در روز سوم جمادی الثانیه واقع شده است ( پس از گذشت 95 روز از شهادت پیامبر اسلام) که مختار جمعی از بزرگان شیعه نیز بر همین قول است؛

مسار الشیعه ص54

مصباح کفعمی ص522

تاریخ الموالید ص98

مصباح کفعمی ص522

اعلام الوری ج1 ص300

پس بقای آن حضرت بعد از پدر بزرگوارشان نود و پنج روز بوده است

کشف الغمه ج1 ص503

الذریه الطاهره ص151

اعلام الوری ج1 ص300

به نقل از منتهی الامال ، شیخ عباس قمی، ج1 ص332

از این دو بیان وجه اختلاف روشن می شود که در روایتی شهادت ایشان هفتاد و پنج روز پس از پیامبر گفته شده است و در روایتی که علمای قابل توجهی به آن عمل کرده اند شهادت ایشان نود و پنج روز پس از پیامبر بیان شده است.

علامه مجلسی می نویسد:

« روایت نود و پنج روز با روایت هفتاد و پنج روز منافات دارد اما از آنجایی که روایت نود و پنج روز مشهور و معتبر است واجب است که به آن عمل شود و عزاداری حضرت زهرا موافق آن صورت گیرد»

زاد المعاد ص280

برخی می گویند وجه اختلاف در تاریخ شهادت ایشان از این جهت است که در صدر اسلام رسم الخط بیشتر به صورت بدون نقطه و اعراب بود و از آنجا که لفظ « تسعین» ( نود) و « سبعین» ( هفتاد) از جهت شکل کلمه یکسان است و تنها با نقطه گذاری متفاوت می شود چه بسا این اختلاف ایجاد شده است که مراد روایت امام صادق هفتاد و پنج روز بوده است یا نود و پنج روز اما بر حسب سایر قرائن و مشهور علما و این که در روایتی گفته شده است که شهادت ایشان روز سوم جمادی الثانیه یعنی پس از گذشت حدود نود و پنج روز از شهادت پیامبر بوده است نتیجه گیری می شود که مراد روایت امام صادق نود و پنج روز بوده است نه هفتاد و پنج روز اگر چه موافق احتیاط آن است که به هر دو قول در تاریخ شهادت حضرت زهرا عمل شود چنان که مرسوم نیز چنین است.

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

کسی که میگه من نماز نمیخونم طور دیگه ای خدا رو شکر میکنم .خدا مهربونه بخشنده جهنم نداره بنده هاش عذاب نمیکنه چون مهربونه چی میگین!!!

پاسخ

ما می گوییم همان خدایی که مهربان است و با بندگانش به لطف و رحمت رفتار می کند در برابر افراد عاصی و بی باک خود را شدید العقاب معرفی کرده است و می فرماید:

« از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید که مجازات و کیفرهای خدا شدید است»

مائده 2

و وعده داده است که کسانی که نمازشان را ترک کنند و نخوانند جایگاهشان دوزخ و جهنم است .

خداوند در سوره مدثر می فرماید:

« بهشتیان از دوزخیان می پرسند که چه چیز شما را به دوزخ کشانید .جهنمیان در پاسخ می گویند ما از نماز گزاران نبودیم...»

مدثر 40 -46

پیامبر گرامی که کلامش وحی الهی است فرمود:

« کسی که نماز خود را سبک بگیرد و در بجا آوردن آن سستی کند خداوند او را به پانزده بلا مبتلا می سازد .شش بلا در دنیا و سه بلا در موقع مردن و سه بلا در قبر و سه بلا در قیامت و هنگامی که از قبر بیرون می آید.

اما شش بلای دنیوی؛

1-برکت را از عمرش کم می کند.

2-برکت را از روزیش می برد.

3-از صورتش نشانه نیکوکاران را بر می دارد.

4-هرکار خیری کند پذیرفته نمی شود و برای آن اجری ندارد.

5دعایش مستجاب نمی شود.

6-از دعای نیکوکاران بهره ای ندارد .

اما سه بلایی که هنگام مردنش برای اوست؛

1-با ذلت و خواری می میرد .

2-با گرسنگی می میرد.

3-با تشنگی می میرد و حالت عطش او طوری است که اگر از نهرهای دنیا بیاشامد سیراب نمی شود .

سه بلایی که در قبر به او می رسد؛

1-ملکی در قبرش گماشته می شود که او را فشار دهد و زجر نماید .

2-قبرش برایش تنگ می شود .

3-قبرش تاریک و در ظلمت است .

سه بلای در قیامت؛

1-ملکی او را بر صورتش می کشاند برای حساب در موقف حساب و مردمان به او می نگرند .

2-در حسابش سخت گیری می شود .

3-خداوند نظر رحمت به او نمی فرماید و او را پاکیزه نمی کند و برایش عذاب دردناکی است.

مستدرک الوسائل ج3 ص23

بحار الانوار ج83 ص21

وفرمود:

« بر نمازهای پنج گانه محافظت کنید زیرا اولین چیزی که روز قیامت از آن سوال می شود نماز است که اگر کامل نباشد صاحبش در جهنم افکنده می شود»

صحیفه الرضا ص53

بحار الانوار ج82 ص208

شکر کامل پرودگار به اطاعت الهی که یکی از مصادیق آن نماز خواندن است محقق می شود چنان که امام صادق فرمود:

« شکر نعمت به(اطاعت الهی) و اجتناب محارم می باشد»

الکافی ج2 ص95

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

دوشنبه 18 بهمن 1395

چرا علوم غریبه مانند سحر و جادو حرام است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احکام، پرسش و پاسخ، 

در تفسیر نمونه چنین آمده است؛

«سحر نوعی اعمال خارق العاده است که آثاری از خود در وجود انسانها به جا می گذارد و گاهی یکنوع چشمبندی و تردستی است، و گاه تنها جنبه روانی و خیالی دارد.

سحر از نظر لغت به دو معنی آمده است :

1-به معنی خدعه و نیرنگ و شعبده و تردستی و به تعبیر قاموس اللغه سحر یعنی خدعه کردن .

2-آنچه عوامل آن نامرئی و مرموز باشد.

در مفردات راغب که مخصوص واژه های قرآن است به این معانی اشاره شده :

1-خدعه و خیالات بدون حقیقت و واقعیت همانند شعبده و تردستی .

2-جلب شیطانها از راه های خاصی و کمک گرفتن از آنان

از بررسی حدود 51 مورد کلمه سحر و مشتقات آن در سوره های قرآن از قبیل : طه، شعراء، یونس و اعراف و... راجع به سرگذشت پیامبران خدا: موسی، عیسی و پیامبر اسلام به این نتیجه می رسیم که سحر از نظر قرآن به دو بخش تقسیم می شود:

1-آنجا که مقصود از آن فریفتن و تردستی و شعبده و چشمبندی است و حقیقتی ندارد چنانکه می خوانیم :

«ریسمانها و عصاهای جادوگران زمان موسی در اثر سحر، خیال می شد که حرکت می کنند»

طه آیه 66

و در آیه دیگر آمده است «هنگامی که ریسمانها را انداختند چشمهای مردم را سحر کردند و آنها را ارعاب نمودند»

اعراف آیه 116

از این آیات روشن می شود که سحر دارای حقیقتی نیست که بتوان در اشیاء تصرفی کند و اثری بگذارد بلکه این تردستی و چشمبندی ساحران است که آنچنان جلوه می دهد.

2- از بعضی از آیات قرآن استفاده می شود که بعضی از انواع سحر به راستی اثر می گذارد مانند آیه 102 بقره که می گوید آنها سحرهائی را فرا می گرفتند که میان مرد و همسرش جدائی میافکند یا تعبیر دیگری که در آیه فوق است که آنها چیزهائی را فرا می گرفتند که مضر به حالشان بود و نافع نبود .

ولی آیا تاثیر سحر فقط جنبه روانی دارد و یا اینکه اثر جسمانی و خارجی هم ممکن است داشته باشد؟ در آیات بالا اشارهای به آن نشده، و لذا بعضی معتقدند اثر سحر تنها در جنبه های روانی است .

به نظر میرسد قسمت قابل توجهی از سحرها بوسیله استفاده از خواص شیمیائی و فیزیکی به عنوان اغفال مردم ساده لوح انجام می شده است .

مثلا در تاریخ ساحران زمان موسی می خوانیم که آنها درون ریسمانها و عصاهای خویش مقداری مواد شیمیائی مخصوص (احتمالا جیوه و مانند آن ) قرار داده بودند که پس از تابش آفتاب، و یا بر اثر وسائل حرارتی که در زیر آن تعبیه کرده بودند، به حرکت در آمدند، و تماشا کنندگان خیال می کردند آنها زنده شده اند.

این گونه سحرها حتی در زمان ما نیز کمیاب نیست .

تفسیر نمونه ج1 ص376

از آنچه گذشت روشن می شود که فلسفه حرمت سحر و ساحری و علوم غریبه مفاسد فردی و اجتماعی متعددی است که بر آن مترتب می شود که سبب اغفال و گمراه سازی مردم و سوئ استفاده مادی و معنوی برای شیادان می باشد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

« کسی که سحر بیاموزد کم یا زیاد کافر شده است و رابطه او با خداوند به کلی قطع می شود و حدش آن است که کشته می شود مگر آنکه توبه کند»

وسائل الشیعه ج17 ص148

قرب الاسناد ص71

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

دوشنبه 18 بهمن 1395

آیا وطن دوستی در اسلام و در تشیع چه جایگاهی دارد؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

از آیات و روایات استفاده می شود که از دید اسلام وطن ذاتا دارای ارزش است . چه وطن ، دار الاسلام باشد و چه نباشد البته اگر عنوان دار الاسلام بر وطن صدق کند احترام آن دو چندان می شود.

در آیات قرآن کرارا آمده است که « بیرون راندن از وطن ، یک ضد ارزش » است .مفهوم آن این است که وطن ذاتا یک ارزش محسوب می شود .

خداوند در آیات 8 و 9 ممتحنه می فرماید:

« خدا شما را از نیکی کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانی که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند نهی نمی کند ...تنها شما را از دوستی کسانی نهی می کند که در امر دین با شما پیکار کردند و شما را از خانه هایتان بیرون راندند یا به بیرون راندن شما کمک کردند ( نهیتان می کند) ...»

در این دو آیه مساله اخراج از خانه و وطن در برابر مقاتله در دین قرار داده شده که نشان می دهد هر کدام ارزشی جدا گانه دارد.

در آیه 246 بقره نیز این سخن از زبان گروهی از بنی اسراییل نقل شده است:

« چگونه ممکن است که در راه خدا پیکار نکنیم در حالی که از خانه ها و فرزندانمان رانده شده ایم ( شهرهای ما از سوی دشمن اشغال و فرزندانمان اسیر شده اند)»

این تعبیر نشان می دهد که انگیزه آنها برای جهاد علاوه بر حفظ آیین الهی نجات و طن بوده است و پیامبر آنان بر این سخن اعتراض نکرد و عملا بر آن مهر تایید نهاد .

پیامبر اکرم نیز هنگامی که می خواست از مکه هجرت کند سخت ناراحت و منقلب بود .درست است که مکه ارزش معنوی و الهی فوق العاده ای داشت ولی به نظر می رسد که علاقه پیامبر به آن شهر جهات متعددی داشت که از جمله آن علاقه او به زادگاهش بود .

خداوند با این جمله او را دلداری داد:

« آن کس که قرآن را بر تو فرض کرد تو را به جایگاهت باز می گرداند»

قصص 85

اساسا انسان رابطه مادی و معنوی فراوانی با زادگاه خود دارد و تاریخ زندگیش با آن پیوند ناگسستنی پیدا کرده است .همین پیوند ، سبب علاقه او به وطن می شود و همین علاقه انگیزه حفظ و دفاع و عمران و آبادی آن می گردد.

امام علی علیه السلام فرمود:

« شهر ها با حب وطن آباد می شود»

بحار الانوار ج75 ص45

در حدیث دیگری فرمود:

« از نشانه های ارزش و شخصیت انسان آن است که نسبت به عمر از دست رفته ( که در آن کوتاهی کرده است) اشک بریزد و نسبت به وطنش علاقه مند باشد»

بحار الانوار ج7 ص264

حدیث معروف :« علاقه به وطن از نشانه های ایمان است» نیز در منابع مختلفی نقل شده است.

سفینه البحار ماده وطن

نتیجه آن که عشق و علاقه به زادگاه و وطن هم ریشه هایی در قرآن دارد و هم در روایات و هم در منطق عقل.

توجه به این نکته نیز لازم است که اگر وطن مادی و جسمانی توأم با وطن معنوی و روحانی گردد و عنوان دار الاسلام به خود بگیرد عشق و احترام و علاقه به آن به مراتب افزون تر می گردد .

پیام امام امیر المومنین ج2 ص220

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

دوشنبه 11 بهمن 1395

آیا علی علیه السلام زن ستیز بوده اند؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 


کانال ضد دین روایتی از علی علیه السلام آورده است و می گوید علی بسیار زن ستیز بوده است زیرا می گوید:« موجبات فتنه سه چیز است که اول دوست داشتن زنان است .هر کس زنان را دوست بدارد از زندگیش بهره نبرد» ( بحار الانوار ج103 ص225)

پاسخ

در مجامع روایی ما روایات متعددی در استحباب دوست داشتن زوجه و همسر وارد شده است .

امام صادق علیه السلام فرمود:

« هر قدر ایمان بنده ای افزایش یابد محبتش به زوجه اش بیشتر می شود»

الکافی ج5 ص320

❗️وفرمود:

هر چقدر عقیده به ولایت در مومن بیشتر شود محبتش به زوجه اش بیشتر می شود»

همان مدرک ص321

پیامبر گرامی فرمود:

« این که مرد به زنش بگوید تو را دوست دارم این سخن از قلب زن هیچگاه خارج نمی شود»

الکافی ج5 ص568

وسائل الشیعه ج20 ص23

اگر چه دوست داشتن همسر و زوجه امری ممدوح و لازم است اما دوست داشتن زنان بیگانه و نامحرم بسیار ناپسند و زشت بوده که زمینه گرفتاری و غوطه ور شدن افراد را به گناه و مفاسد فراهم می کند.

لذا در روایات ما از دوست داشتن زنان نامحرم به شدت نهی شده است.

امام صادق علیه السلام فرمود:

« اولین چیزهایی که زمینه عصیان الهی را فراهم کرد شش چیز بود ؛ حب دنیا و حب ریاست و حب خواب و حب زنان ( نامحرم ) و حب طعام و حب آسایش و راحتی»

الخصال ج1 ص330

پیامبر گرامی فرمود:

« سلاح کاربردی شیطان در برابر صالحین دوست داشتن زنان ( نامحرم ) است ( که آنان را گرفتار گناه می کند)»

مستدرک الوسائل ج14 ص159

آن کلام حضرت علی نیز اشاره به دوست داشتن زنان نامحرم است که از جمله موجبات فتنه و فساد محسوب می شود که زمینه غوطه ور شدن افراد را در گناهان و بی بند و باری فراهم می کند . لذا حضرت امیر این نوع دوست داشتن را ناپسند می شمارد.

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

جمعه 8 بهمن 1395

دریای ایمان به غیب و نمازی که کشتی نجات است

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: درس اخلاق، 

نکات و تمثیلات آیت الله حائری شیرازی:

ایمان به غیب

نماز، کشتی است اما باید در دریای ایمان به غیب قرار گیرد تا به حرکت درآید و آدمی را به ساحل نجات برساند. اگر ایمان به غیب نباشد، نماز شما را حرکت نخواهد داد. از این‎رو قرآن می‎فرماید: «الَّذینَ یُؤمِنونَ بِالغَیبِ وَیُقیمونَ الصَّلاةَ». تا آبی نباشد، کشتی فایده‎ای ندارد؛ تا ایمان به غیب نباشد اقامه نماز سودی نخواهد داشت.

کانال تلگرامی نکات و تمثیلات آیت الله حائری

https://telegram.me/joinchat/BcHSIDwwcxrCUmmpaMwOk...

نظرات() 

جمعه 8 بهمن 1395

روایات در مورد همراهان و حاملان قرآن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: احادیث، 

1. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : اشراف امتی حملة القرآن و اصحاب اللیل.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: بزرگواران امت من حاملان قرآن و شب زنده داران هستند.

«بحار الأنوار، ج 92، ص 177»

2. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : حملة القرآن المخصوصون برحمة الله الملبسون نور الله المعلمون کلام الله المقربون من الله من والاهم فقد والی الله و من عاداهم فقد عادی الله.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: حاملان قرآن مخصوصند به رحمت و بخشش خدا و پوشیده به نور خدا، معلم کلام خدا و مقربان نزد خداوند هستند، هر کس آنها را دوست دارد، خدا را دوست داشته و هر که با آنها دشمن باشد با خدا دشمن است.

«بحار الأنوار، ج 92، ص 181»

3. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : اِن اکرم العباد الی الله بعد الانبیاء العلماء ثم حملة القرآن یخرجون من الدنیا کما یخرج الانبیاء و یحشرون من قبورهم مع الانبیاء ... .

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: همانا گرامی ترین مردم در نزد پروردگار بعد از پیامبران، علماء و سپس حاملان قرآن هستند، آنها خارج می شوند از دنیا همان گونه که انبیاء خارج می شوند و برانگیخته می شوند از قبور همراه انبیاء و می گذرند از صراط با انبیاء و می گیرند ثواب و پاداش انبیاء را پس چه خوب پاداشی است برای طالب علم و حامل قرآن.

«مستدرک الوسائل، ج 4، ص 244»

4. قال الامام علی - علیه السّلام - : حملة القرآن فی الدنیا عرفاء اهل الجنة یوم القیامة.

امام علی - علیه السّلام - فرمود: حاملان (همراهان) قرآن در دنیا، عرفاء بهشت هستند در روز قیامت.

«وسائل الشیعه، ج 6، ص 169»

5. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : ان اهل القرآن فی اعلی درجه من الآدمیین ما خلا النبیین و المرسلین فلا تستضعفوا اهل القرآن حقوقهم فان لهم من الله العزیز الجبار لمکانا علیاً.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: اهل قرآن سوای پیامبران و مرسلین در بالاترین درجه از آدمیان هستند، پس حقوق اهل قرآن را اندک و کم مشمارید، زیرا برای ایشان نزد خدای بزرگ مقام بلندی است.

«وسائل الشیعه، ج 6، ص 174»

6. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : یا معاشر قرّاء القرآن اتقوالله عز و جل فیما حمّلکم به من کتابه فَانّی مسئوول و انکم مسئولون انی مسؤول عن تبلیغ الرسالة و امّا انتم فتُسألون عمّا حمّلتم من کتاب الله و سنّتی.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: ای گروه قرآن خوانان تقوای الهی پیشه کنید در آن چه از کتاب خود به شما داده است، زیرا که من مسئولم و شما هم مسئول هستید، من مسئولم نسبت به رساندن و تبلیغ رسالت و شما مسئول هستید نسبت به آن چه از قرآن و سنت من در بردارید.

«الکافی، ج 2، ص 443»

7. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : اهل القرآن هم اهل الله و خاصة.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: اهل قرآن، اهل خدا و جزء خواص هستند.

«مجمع البیان، ج 1، ص 15»

8. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : یوضع یوم القیامة منابر من نور و عند کل منبر نجیب من نُجُب الجنة ثم ینادی منادٍ من قِبَل رب العزه: أین حملة کتاب الله اجلسوا علی هذه المنابر فلا خوف علیکم ... .

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: برپا می شود در روز قیامت منبرهایی از نور که نزد هر منبر، شتری از شتران برگزیده بهشتی است، پس ندا می دهد منادی از طرف خداوند: کجایند، حاملین کتاب خدا، بنشینید بر این منبرها، پس ترسی بر شما نیست و شما محزون نباشید تا خدا از حساب خلایق فارغ شود، پس سوار می شوید بر این شترها و می روید به سوی بهشت.

«مستدرک الوسائل، ج 1، ص 290»

9. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : یا اباذر من اجلال الله اکرام ذی الشیبة المسلم و اکرام حملة القرآن العاملین به و اکرام السلطان المقسط.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: ای اباذر از بزرگواری خدا اکرام فرمانده سپاه مسلمان، اکرام حامل قرآن که عامل به آن باشد و اکرام سلطان عادل است.

«مستدرک الوسایل، ج 1، ص 290»

10. قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : حامل القرآن حامل رایة الاسلام و من اکرمه فقد اکرم الله و من اهانه علیه لعنة الله.

پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: حامل قرآن پرچمدار اسلام است، کسی که او را گرامی بدارد، خدا را گرامی داشته و کسی که به او اهانت کند لعنت خدا بر او باد.

«کنز العمال، ج 1، ص 515»

نظرات() 

توجه به چند نکته لازم است :

1-این خطبه بعد از جنگ «جمل» وارد شده و مى دانیم میدان دارِ اصلى آن جنگ، همسر پیامب به نام «عایشه» بود که به تحریک «طلحه» و «زبیر» به شکل بى سابقه اى در میدان جنگ وارد شد و خون هاى زیادى از بى گناهان و یا ناآگاهان به زمین ریخت که بعضى عدد کشته شدگان را بالغ بر هفده هزار نفر مى دانند

2- ما در بسیارى از آیات قرآن حتى مذمتی از نوع بشر مى بینیم: «به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده! هنگامى که بدى به او رسد، بى تابى مى کند و هنگامى که خوبى به او رسد بخل مىورزد و مانع دیگران مى شود.»

معارج 19-20

و در جاى دیگر مى خوانیم: « انسان به یقین بسیار ظالم و جاهل بود»

احزاب72

و در جاى دیگر او را، «کفور مبین» (کفران کننده آشکار) نامیده است

زخرف 15

و در جاى دیگر از انسان به عنوان موجودى که هرگاه به نعمت مى رسد طغیان مى کند، یاد شده

علق 6-7

و مانند آن....

بى شک، انسان در طبیعتش نه «کفور مبین» است نه «ظلوم و جهول» و نه طغیانگر، بلکه ظاهر این است که این بحثها درباره انسانهایى است که تحت تربیت رهبران الهى قرار نگرفته اند و به صورت گیاهان خودرو، در آمده اند. نه راهنمایى و نه بیدارگرى دارند و در میان هوس ها غوطه ورند.

به همین دلیل در قرآن از مقام انسانِ با تقوا و مطیع فرمان الهى، مدح و تمجید فراوان شده و اصولا بنى آدم به عنوان گل سرسبد جهان آفرینش معرّفى گردیده است

اسراء 70

در مورد جنس زن نیز مطلب همین گونه است، در میان زنان افراد شایسته اى داریم که حتّى در میان مردان مانند آنها کم است و به عکس، زنان بسیار منحرفى داریم که سرچشمه بسیارى از نابسامانى هاى جامعه بشرى هستند.

3- در این شکی نیست که زنان برجسته در اسلام فراوان بوده اند که پیامبر و امامان برای انها احترام قائل بوده اند نظیر حضرت خدیجه،حضرت فاطمه،ام سلمه ،و ...

افزون بر این قرآن نیز بسیاری از زنان را مدح کرده است چنان که فرمود:

« هر کس کار شایسته ای انجام دهد خواه مرد باشد یا زن در حالی که مومن است او را حیات پاکیزه ای می بخشیم »

نحل 97

ونیز از برخی از زنان به عنوان الگو و اسوه نام می برد

تحریم 11 و12

امام صادق فرمود:

« یک زن صالحه از هزار مرد غیر صالح برتر است»

وسائل الشیعه ج20 ص172

وصراحتا تقوا را معیار برتری دانسته است نه چیز دیگر را

حجرات13

4-با توجه به انچه امد و با توجه به شان نزول خطبه در مورد تعبیر ناقص العقل در مورد زنان می گوییم:

آن سخن ناظر به زنان تربیت نایافته تحت مکتب الهی است .در این نوع زنان عواطف و احساسات بر عقلشان غلبه دارد و ای بسا تحت تاثیر عواطف واقع شده و طبق آن به نفع و یا زیان کسی شهادت می دهند. وطبق این عواطف و احساسات رفتار می کنند واز عقل کم بهذه می گیرند .لذا در روایات ما از مشورت با این نوع از زنان نهی شده است

وسائل الشیعه ج 20 ص182

روشن می شود که تعبیر حضرت امیر یک حکم عام برای تمام افراد زن نمی باشد بلکه ناظر به افرادی از انان است که ویژگی های گفته شده را دارا هستند

https://telegram.me/Rahnamye_Behesht

نظرات() 

سه شنبه 5 بهمن 1395

چرا عموم مردم علی علیه السلام را نخواستند؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

آیا ممکن است چند هزار نفر که در غدیر بودند همگی دست از علی علیه السلام بردارند؟

آیا برای این مطلب شواهد قرآنی هست؟

پاسخ

چه شاهد قرآنی از این بالاتر که حضرت موسی برادر خود حضرت هارون را به عنوان جانشین خود در میان بنی اسرائیل منصوب داشت و خود به میعاد گاه خداوند برای گرفتن احکام تورات از طریق وحی رفت چنان که قرآن چنین می گوید:

« ما به موسی سی شب وعده گذاشتیم سپس آن را با ده شب دیگر تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پرودگارش با او چهل شب شد و «موسی به برادرش هارون گفت جانشین من در میان قوم من باش... »

اعراف 142

اما بنی اسراییل خلافت و جانشینی هارون را نادیده گرفتند و به وصیت موسی عمل نکردند و راه کفر و شرک و بت پرستی و گوساله پرستی را در غیاب موسی در پیش گرفتند چنان که قرآن نقل می کند:

« قوم موسی بعد از ( رفتن ) او ( به میعاد گاه خداوند) از زیور آلات خود گوساله ای ساختند ...هنگامی که موسی خشمگین و اندوهناک به سوی قوم خود بازگشت گفت پس از من بد جانشینانی برایم بودید ( و آیین مرا ضایع کردید ) ...( هارون گفت ) فرزند مادرم این گروه مرا در فشار گذاشتند و نزدیک بود مرا به قتل برسانند...»

اعراف 148 تا 151

آیا پشت کردن بنی اسراییل به خلافت و وصایت هارون دلیلی بر بطلان خلافت او می باشد؟

پشت کردن صحابه به امام علی مورد پیش بینی پیامبر گرامی قرار گرفته بود چنان که علمای اهل سنت نقل می کنند که پیامبر گرامی خطاب به حضرت علی فرمود:

« کینه هایی مردم نسبت به تو در دل دارند که هنگامی آن را آشکار خواهند کرد که من از دنیا رفته باشم»

المعجم الکبیر ج11 ص73

مسند ابی یعلی ج1 ص426

تاریخ مدینه دمشق ج42 ص322

وفرمود:

« پس از من مردم با حیله گری با تو رفتار می کنند»

المستدرک علی الصحیحین ج3 ص 150

البته چنان نبود که تمام صحابه غدیر و مساله ولایت و خلافت حضرت علی را فراموش کنند بلکه عده ای از آنان تن به خلافت ابوبکر نداده و در برابر او اعتراض و احتجاج به ولایت حضرت علی می کردند.

علامه مجلسی در کتاب شریف بحار الانوار بابی را اختصاص داده است به احتجاجات صحابه بر خلافت وامامت امیر مومنان در برابر غاصبان خلافت

بحار الانوار،ج29 ص79 باب 8

از ابی بن کعب نقل می کند زمانی که ابوبکر داشت خطبه می خواند بلند شد وچنین احتجاج کرد:

«آیا نمی دانید که پیامبر علی را برای ما چنین معرفی کرد

"من کنت مولاه فهذا علی مولاه یعنی علیا ومن کنت نبیه فهذا امیره"

"هرکس من مولای او هستم علی مولای اوست وهرکس من پیامبر او هستم علی امیر اوست"

همان مدرک،ص83

اسامه بن زید دربرابر ابوبکر چنین استدلال کرد:

«تو سخن پیامبر در مورد علی در روز غدیر را چه زود فراموش کردی»

همان مدرک،ص92

همچنین علامه مجلسی در ج28 ص175 باب 4 از بحار الانوار انبوهی از این احتجاج ها را می آورد.

در کتب اهل سنت هم سخن از مخالفت صحابه با خلافت ابوبکر آمده است؛

بخاری در صحیح خود از زبان عمر بن خطاب نقل می کند که تمام انصار و نیز علی بن ابی طالب ، زبیر بن عوام و تمام طرفداران آن‌ها با خلافت ابوبکر مخالف بودند:

َ

«تمامی انصار با ما مخالفت كردند و در سقیفه بنی ساعده جمع شدند، و نیز علی و زبیر و كسانی كه همراه آن‌ها بودند، با ما مخالفت كردند»

صحیح بخاری،ج8 ص26

طبری و ابن اثیر در تاریخ شان نقل کرده‌اند که تمام انصار و یا بعضی از آن‌ها گفتند که ما تنها با علی بن ابی طالب بیعت می‌کنیم:

« فقالت الا نصار او بعض الانصار: لا نبایع الا علیا»

الكامل ج 2، ص 325

تاریخ الطبری ج 2 ص 443

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

دوشنبه 4 بهمن 1395

سن بهشتیان چه مقدار است؟

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

پرسش

آیا در روایات در مورد سن بهشتیان چیزی گفته شده است ؟

آیت الله دستغیب در کتاب سرای دیگر در تفسیر سوره واقعه سن آنها را 33 سال ذکر کرده است ، آیا سندی در مورد این موضوع وجود دارد ؟ چرا 33 سال مطرح شده و سنین کمتر یا بیشتر گفته نشده است؟

پاسخ

از روایات متعددی استفاده می شود که بهشتیان در بهشت به صورت جوان و زیبا و شاداب خواهند بود.

پیامبر گرامی فرمود:

« بهشتیان وارد بهشت می شوند در حالی که جوان و نورانی هستند»

مناقب ال ابی طالب ج1 ص148

امام جواد فرمود:

« بهشتیان همگان جوان هستند و در بین آنان هیچ پیری وجود ندارد»

بحار الانوار ج50 ص80

روشن می شود که بهشتیان همگان جوان وارد بهشت می شوند . در روایتی بیان شده است که سن آنان « سی و سه سال» می باشد.

امام باقر فرمود:

« بهشتیان زمانی که وارد بهشت می شوند قامت آنان به اندازه قامت آدم هفتاد ذراع می باشد و سن آنان به اندازه سن عیسی سی و سه سال می باشد و لسان آنان به زبان محمد عربی می باشد و صورت آنان به جمال و زیبایی یوسف می باشد سپس نور صورت آنان را فرا می گیرد و قلب آنان همانند قلب ایوب خالی از هر گونه غل و کینه می باشد»

الاختصاص ص356

البرهان فی تفسیر القرآن ج5 ص263

بحار الانوار ج8 ص218

از این روایت بدست می آید که « سی و سه ساله » بودن بهشتیان از این جهت است که سن حضرت مسیح به این مقدار بوده است و خداوند به پاس بزرگداشت مقام مسیح ، سن بهشتیان را هم سن او قرار می دهد .

پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

پرسش

آیا حدیثی که در آن نقل شده اگر معلومات سلمان را ابوذر میدانست وی را تکفیر می کرد و می کشت درچه کتابی نقل شده وسند حدیث قوی هست ؟

پاسخ

در این شکی نیست که سلمان و ابوذر هر دو از صحابه ای بلند مرتبه پیامبر گرامی هستند که لحظه ای از مسیر حق و حقیقت جدا نشدند.

پیامبر گرامی فرمود:

« خداوند مرا به دوست داشتن چهار نفر امر کرده است ؛ علی بن ابی طالب و مقداد و ابوذر و سلمان فارسی»

قرب الاسناد ص417

رجال کشی ص10

و فرمود:

« بهشت مشتاق علی و عمار و سلمان و ابوذر و مقداد می باشد»

الخصال ج1 ص303

عیون الاخبار ج2 ص67

حال در مورد سوالتان گفتنی است:

امام صادق علیه السلام فرمود:

« به خدا سوگند اگر ابوذر به آنچه در قلب سلمان بود آگاه می شد او را می کشت اما پیامبر بین آنان پیمان برادری ایجاد کرده بود»

الکافی ج1 ص401

مختصر البصائر ص334

البرهان فی تفسیر القرآن ج5 ص858

الوافی ج3 ص644

بحار الانوار ج2 ص190

حدیث از حیث سند صحیح است .

علامه مجلسی در شرح و توضیح حدیث سه توجیه می آورد:

1-در قلب سلمان مراتبی از معرفت خداوند یا پیامبر و ائمه بوده است که اگر سلمان آن معارف را برای ابوذر ظاهر می ساخت ابوذر ظرفیت پذیرش آن را نداشت و سلمان را به کذب و ارتداد یا علوم غریبه نسبت می داد یا آن ها را به سحر و آثار عحیبه ای منتسب می داد و سلمان را بر مبنای آن می کشت .

2-اگر سلمان آن ها را به ابوذر تعلیم می داد چون ابوذر ظرفیت تحمل آن را نداشت آن ها را بین مردم گسترش می داد و زمینه قتل سلمان را فراهم می کرد .

3-یا بگوییم ضمیر به ابوذر بر می گردد یعنی اگر سلمان آن علوم را به ابوذر تعلیم می داد چون ابوذر تاب تحمل آن علوم و معارف را نداشت ، این آگاهی سبب مرگ و هلاکت ابوذر می شد زیرا آن معارف خارج از ظرفیت ابوذر بوده و سبب کفر ابوذر می شد و یا سبب می شد ابوذر آن علوم را بین مردم رواج دهد و زمینه قتل خویش را فراهم کند.

بحار الانوار ج22 ص343

کانال تلگرامی پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

شما که میروید به زیارت امام رضا امام چطورصدای همه افراد را میشنود بااینکه آن همه جمعیت وجود دارد؟

مگرامام خداست که بتواند صدای همه افراد را همزمان بشنود و مگر فقط خدا نیست که همزمان می تواند صدا همه افراد را بشنود؟

پاسخ

در این شکی نیست که آنانی که از این دنیا رفتند پس از مرگ دارای حیات برزخی هستند و از احوالات دنیا مطلع می شوند .

بخاری از علمای اهل سنت روایت می کند که پیامبر گرامی فرمود:

« بنده زمانی که در قبر گذاشته میشود و اقوامش از نزدش می روند ( به مقداری هوشیار است) که حتی صدای پای تشییع کنندگان را هم می شنود»

صحیح بخاری ج2 ص90

نقل می کند که پیامبر گرامی پس از جنگ بدر با مشرکین صحبت می کرد و آنان را مخاطب خود قرار داد و وقتی به ایشان گفته شد که آیا با مردگان صحبت می کنند پاسخ دادند:

« شما از آنها شنواتر نیستید اما آنان نمی توانند جواب دهند»

صحیح بخاری،کتاب الجنائز باب ما جاء فی عذاب القبر

و باز علمای اهل سنت نقل می کنند که پیامبر گرامی فرمود:

« هر کس نزد قبر من به من سلام دهد می شنوم و اگر از راه دور به من سلام دهد سلامش به من می رسد»

نظرات() 

دوشنبه 4 بهمن 1395

شبهه ای در مورد عصمت پیامبر اسلام و رد آن

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

پرسش

کانال ضد دین با استناد به ایات سوره انعام ( 86) و کهف ( 23 و 24) عصمت پیامبر اسلام رارد کرده ومیگویند امامان شیعه نیز مصون از اشتباه نبوده اند و ممکن است شیطان بر آنها مسلط شود.

لطفا عصمت اهل بیت علیهم السلام را ثابت نمایید.

پاسخ

خداوند در سوره انعام آیه 68 می فرماید:

« هر وقت کسانی را که آیات ما را استهزاء می کنند مشاهده نمایی از آنها روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند و اگر شیطان از یاد تو ببرد به محض توجه پیدا کردن با این جمعیت ستمگر منشین»

و در آیات 23 و 24 کهف می فرماید:

« هرگز نگو من فردا کاری را انجام می دهم مگر اینکه خدا بخواهد و هرگاه فراموش کردی ( جبران نما ) و پرودگارت را بخاطر بیاور و بگو امیدوارم که پرودگارم مرا به راهی روشنتر از این هدایت کند»

از این آیات استفاده می شود که ممکن است سهو و نسیان و فراموش بر پیامبر چیره شود و پیامبر در این امور دارای عصمت نیست، اما به هیچ عنوان این اشکال وارد نمی شود زیرا ؛

1-اگر پیامبران و امامان در موضوعات و امورات عادی زندگی دچار سهو و نسیان و فراموشی شوند طبیعی است که اعتماد مردم نسبت به سخنان آنان سلب می شود زیرا در هر سخن و رفتار آنان احتمال سهو و نسیان می باشد .بنابراین مردم با سخنان آنان هدایت نمی شوند و غرض از ارسال آنان که هدایت مردم بود لغو می شود و چنین چیزی نیز بر خداوند حکیم محال است .

لذا باید آنان از تمامی سهو ها و نسیان ها معصوم و مصون باشد تا نقض غرض و عدم هدایت مردم لازم نیاید.

2-امام علی علیه السلام در وصف هدایتگران الهی فرمود:

آانان معصوم هستند از تمام گناهان صغیره و کبیره و در جواب دادن خطا نمی کنند و هیچ گاه دچار سهو و نسیان نمی شوند»

بحار الانوار ج25 ص351

پیامبر گرامی فرمود:

«سهو و نسیان برای شما است و ما گرفتار سهو و نسیان نمی شویم»

بحار الانوار ج17 ص111

در روایات فراوانی آمده است که هدایتگران الهی همواره از طرف خداوند و فرشتگان و روح القدس تایید و یاری می شوند و چنین افرادی هیچ گاه دچار سهو و خطا نمی شوند

بحار الانوار ج25 ص47 باب3

3-اما پاسخ از آیات مورد استناد ؛

آیه اول :

در این آیه اگر چه روی سخن با پیامبر است اما در حقیقت منظور پیروان او هستند که اگر گرفتار فراموشی شدند و در جلسات آمیخته به گناه کفار شرکت کردند به محض اینکه متوجه شوند باید از آنجا برخیزند و بیرون رود .

نظیر این بحث در گفتگوهای روزانه ما و در ادبیات زبانهای مختلف دیده می شود که انسان روی سخن را به کسی می داند اما هدفش این است که دیگران بشنوند .

« به در می گوید دیوار بشنوند» یا عرب به این ضرب المثل می گوید « ایاک اعنی و اسمعی یا جاره »( مخاطبم تویی ولی همسایه تو بشنو)

شاهد این سخن آن است که در آیه 23 اسرائ خداوند پیامبر را مخاطب قرار می دهد و می فرماید:

« پرودگارت فرمان داده است که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید . هرگاه یکی از آن دو یا هر دو نزد تو به پیری رسیدند کمترین اهانتی به آنها روا مدار و گفتار بزرگوارانه به آنها بگو»

در این آیه پیامبر را مخاطب قرار داده است در حالی که می دانیم پیامبر سالیان دراز قبل از نبوت پدر و مادر خود را از دست داده بود .بنابراین این گونه دستورات به صورت خطاب به پیامبر و تفهیم امت است و از قبیل همان ضرب المثل معروف « ایاک اعنی و اسمعی یا جاره» که یکی از فنون بلاغی می باشد بیان شده است .

پیام قرآن ج7 ص158

آیه دوم:

در این آیه نیز می خوانیم که خداوند به پیامبر می گوید هنگامی که خدا را فراموش کردی و بعد متذکر شدی یاد او کن. اما باید توجه کرد:

در این آیه نیز روی سخن با پیامبر است اما مقصود توده مردم هستند و طبق ضرب المثل « روی سخنم با تو است ای کسی که نزد من هستی اما همسایه تو بشنو» بیان شده است و منافاتی با عصمت پیامبر ندارد.

تفسیر نمونه ج12 ص390

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه