تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - مطالب دی 1395

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

پنجشنبه 23 دی 1395

فلسفه نماز خواندن بر میت

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

مردم زیادی رو دیدم که بر پیکر ایت الله رفسنجانی نماز خواندند واسم سوال پیش اومد که فلسفه نماز خواندن بر میت چیه آیا در روایات به پاسخ این سوال اشاره ای شده یا خیر؟

پاسخ

امام رضا علیه السلام در روایتی فرمود:

« خداوند مردمان را به خواندن نماز میت امر کرده است تا برای میت نزد خداوند شفاعت کنند و برای او طلب مغفرت کنند زیرا میت در آن لحظات نیاز شدیدی به شفاعت و دعا و استغفار دارد»

علل الشرایع ج1 ص255

عیون الاخبار ج2 ص113

امام صادق علیه السلام فرمود:

« شایسته بازماندگان میت است که به مومنین موت میت را اطلاع دهند تا آنان در تشییع جنازه او شرکت کنند و برای او نماز بخوانند و برای میت استغفار کنند تا خداوند هم به آنان پاداش دهد و هم به میت پاداش دهد»

التهذیب ج2 ص452

وسائل الشیعه ج3 ص59

در روایت دیگر فرمود:

« زمانی که آدم از دنیا رفت هبه الله فرزند آدم به جبرییل گفت مقدم شو و بر پیامبر خدا نماز بخوان جبرییل گفت خداوند ما را به سجده کردن برای پدرت امر کرد و شایسته نیست که ما بر فرزندان ابرار او مقدم شویم تو مقدم شو و نماز بخوان و از آن زمان نماز بر میت خواندن سنت جاریه ای در فرزندان آدم گردید»

الفقیه ج1 ص163

امام رضا علیه السلام فرمود:

« از آنجایی که خداوند اساس اسلام را بر پنج چیز که عبارت است از نماز و زکات و روزه و حج و ولایت قرار داده است در نماز میت در برابر هر یک از این فرائض پنج گانه ، پنج تکبیر قرار داده شده است »

عیون الاخبار ج2 ص82

ویا فرمود:

« از آنجایی که خداوند در هر شبانه روز پنج نماز را واجب گردانیده است در نماز میت برای هر یک از این فرائض پنج گانه ، پنج تکبیر قرار داده شده است»

الفقیه ج1 ص163

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

پنجشنبه 23 دی 1395

اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

پرسش

این که در نماز میت خوانده می شود « اللهم انا لا نعلم منه الا خیرا » خدایا ما جز خیر و خوبی از این مرده نمی شناسیم آیا دروغ نیست❗️زیرا بسیار میشود که ما از فردی بدی دیده ایم.

آیا عدالت اقتضا می کند که این جمله در نماز گفته نشودمی گویند؟ رهبری به این خاطر در نماز ایت الله رفسنجانی این جمله را نگفت چون گفتنش خلاف عدالت بود.

پاسخ

در روایتی امام صادق علیه السلام فرمود:

« در نماز میت چنین می گویی ...خداوندا ما جز خیر و خوبی از این میت ندیدیم و تو آگاهتر به وضعیت او هستی .اگر او محسن و نیکوکار بود در احسانش بیفزا و احسانش را از او قبول کن و اگر گناهکار بوده گناهش را بر او ببخش و او را رحمت کن و از او بگذر»

الکافی ج3 ص184

وسائل الشیعه ج3 ص61

می بینیم امام قید نکرد که باید این جمله در مورد کسانی گفته شود که اهل گناه و معصیت نبوده اند و به صورت مطلق فرمودند که در نماز میت مومن چنین بگویید.

مراجع تقلید نیز به پیروی از امامشان گفتن این جمله را پس از تکبیر چهارم نماز میت مستحب شمرده اند و به هیچ عنوان قید نکرده اند که این جمله باید برای افرادی گفته شود که اهل گناه و معصیت نباشند.

توضیح المسائل مراجع ص337

بنابراین ، این که بگوییم اقتضای عدالت این است که این جمله برای افراد عاصی گفته نشود پنداری است بس باطل و اجتهاد در برابر نص می باشد که بطلان آن روشن است .

فلسفه گفتن این سخن روشن است .کسانی که در تشییع پیکر انسان مومنی شرکت می کنند و برای او نماز می خوانند با بیان این شهادت خوبی ها و حسنات او را بزرگ جلوه داده و تمام اموری که با این شهادت منافات دارد نادیده می گیرند .

صحیح است که ممکن است میت اهل گناه و معصیت باشد اما خداوند با آموزش این دعا از مسلمین می خواهد که گناهان و معاصی او را نادیده بگیرند و حسنات او را بازگو کنند .خداوند نیز به پاس شهادت آنان از گناهان میت می گذارد چنان که امام صادق فرمود:

« زمانی که مومن می میرد و در تشییع جنازه او چهل انسان مومن حاضر می شوند و بگویند خدایا ما جز خیر و خوبی از او سراغ نداریم و تو به وضعیت او از ما داناتر هستی خداوند ندا می دهد که شهادت شما را درباره او پذیرفتم و گناهان او را بخشیدم»

الفقیه ج1 ص165

امام باقر فرمود:

«در زمان حضرت داود عابدی بود که در نگاه مردم، انسان خوب و زاهدی نشان می‌داد، ولی حضرت داود با وحی الهی متوجه شده بود که آن عابد، ریاکار بوده است. چون از دنیا رفت چهل نفر از بنی اسرائیل درباره او این‌گونه شهادت دادند: «اللهمّ لا نعلم منه إلا خیرا..»، سپس در هنگام غسل، چهل نفر دیگر این‌گونه شهادت دادند، و زمانی که دفنش می‌کردند؛ چهل نفر دیگر این‌گونه شهادت دادند: «ما جز خوبی از او ندیدیم»؛ در این هنگام، خداوند به داود وحی کرد که چرا در نماز بر او شرکت نکردی؟

داود گفت: بدان خاطر که به من وحی کردی؛ او شخص ریاکاری بوده است.

خداوند در جواب داود فرمود:

«عده‌ای درباره او به نیکی سخن گفته و شهادت داده‌اند، من هم آنچه را که آنان نمی‌دانستند، بر او بخشیدم»

الکافی ج7 ص405

التهذیب ج6 ص278

بنابراین این که بگوییم رهبری بخاطر مراعات عدالت این جمله را بر زبان جاری نکرد از دو فرض خارج نیست؛

1-بگوییم ایشان آگاه نبوده اند که گفتن این جمله با عدالت منافات ندارد.

روشن است که این فرض با عظمت مقام علمی ایشان مناسبت ندارد و به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست .

2-بگوییم ایشان آگاه بودند که گفتند این جمله حتی در مورد افراد خطا کار منافی با عدالت نیست و مفید به حالشان است اما با این وجود این جمله را در نماز جاری نکردند و از جملات و کلمات دیگری استفاده کردند که برای میت پر فایده تر از گفتن این جمله به نظر اجتهاد ایشان بوده است .

این فرض قابل قبول است و با مقام علمی رهبری نیز منافات ندارد و سبب نقصان مقامی مرحوم ایت الله رفسنجانی نیز نمیشود.

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

جمعه 3 دی 1395

شبهه ای از کانال تلگرامی نقد اسلام

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: پرسش و پاسخ، 

جواب دهید

«وقتی علم غیب امامان شیعه از کار می افتد و دست بی گناهی قطع می شود .»

به روایت زیر توجه کنید:

« دو نفر نزد علی آمدند و بر علیه شخصی شهادت دادند که او سارق است .علی دست او را قطع کرد و سپس مرد دیگری آمد و آن دو گفتند اشتباه کردیم این سارق است .علی شهادتشان را نپذیرفت و آنها را به دیه شخص اول جریمه کرد( تهذیب الاحکام ج10 ص153- وسائل الشیعه ج18 ص243)

چرا علی از علم غیبش استفاده نکرد تا دست بی گناه قطع نشود؟

پاسخ

آنچه از روایات استفاده می شود آن است که پیامبر گرامی و امامان اهل بیت با علم غیبشان بین مردم حکمرانی و قضاوت نمی کردند بلکه خداوند آنان را موظف کرده بود تا بین آنان از طریق بینات و قسم خوردن حکم برانند.

پیامبر گرامی فرمود:

«من بین شما با بینات و قسم حکم می کنم ( و از طریق علم غیب حکم نمی کنم) .ممکن است برخی شما در بینه آوردن زیرک تر از دیگری باشد و من به نفعش در مال برادرش حکم کنم اما او بداند که آن مال ناحق برای او قطعه ای از جهنم خواهد بود»

الکافی ج7 ص414

معانی الاخبار ص279

در روایتی آمده است:

« زمانی که امام علی ابوموسی اشعری را برای حکمیت در جنگ صفین می فرستاد به او گفت :به کتاب خدا حکم کن واز آن تجاوز نکن .پس از آن که او رفت امام فرمود:« دارم می بینم که چگونه به من خیانت می کند»

یکی از اصحاب گفت چرا او را می فرستید درحالی که می دانید خیانت می کند؟امام پاسخ داد:

«اگر خداوند به علم خودش با بندگان رفتار می کرد دیگر نیازی به ارسال رسل نبود»

مناقب ابن شهر آشوب ج2 ص261

امام با این عمل نشان داد که او مامور است بر طبق علل و عوامل طبیعی عمل کند و مجاز به عمل کردن موافق علم غیب نمی باشد

مفاهیم القرآن ،سبحانی ،ج3 ص455

امام صادق فرمود:

«خداوند به پیامبرش وحی کرد که تو موظفی بر طبق بینات حکم کنی»

وسائل الشیعه ج27 ص229

فلسفه آن نیز روشن است .اگر قرار بود که انبیا و امامان بر طبق علم غیب خودشان حکم بکنند ،تحمل آن حکم بر مردم گران خواهد آمد و آنان آن حکم را قبول نمی کردند .شاهد بر این سخن این است؛

امام باقر فرمود: «حضرت داوود از خدای خویش درخواست کرد تا یک داوری از داوری های آخرت را به او نشان دهد. خداوند به او وحی کرد که: ای داوود، من احدی از خلقم را بر آنچه تو خواسته ای مطلع نساخته ام و شایسته نیست کسی جز من بدان داوری کند. حضرت باقر فرمود: با این حال، داوود مجددا از خداوند خواست تا یک داوری از داوری های قیامت را به او نشان دهد.

حضرت فرمود: پس از آن جبرئیل نزد او آمد و گفت: خداوند دعای تو را مستجاب کرد و آنچه خواسته بودی به تو عنایت کرد. ای داوود، اولین دو نفری که فردا نزد تو می آیند داوری میانشان از داوری های قیامت است.

امام فرمود: صبح گاهان داوود در مجلس قضاوت نشست. پیرمردی که جوانی را گرفته بود نزد داوود آمد. جوان شاخه ای انگور در دست داشت. پیرمرد به داوود گفت: ای پیامبر خدا، این جوان به باغستان من وارد شد و درخت انگورم را خراب کرد و بدون اجازه ام از آن خورد و این شاخه انگور را نیز بدون اذن من با خود برداشت .حضرت داوود به جوان گفت: تو چه می گویی؟ جوان اعتراف کرد که چنین کاری را کرده است.

خداوند عزوجل به داوود وحی کرد که:

«ای داوود، من اگر پرده از داوری های آخرت برایت برگیرم و تو بر پایه آن، میان پیرمرد و جوان داوری کنی نه دلت تاب آن را دارد و نه قوم تو بدان تن می دهند. ای داوود، در گذشته این پیرمرد به زور وارد باغ پدر این جوان شده او را کشته و باغش را غصب کرده و چهل هزار درهم از او گرفته و آن را در کنار باغ دفن کرده است. حال به این جوان شمشیر بده و به او دستور ده که گردن این پیرمرد را بزند. باغ را هم به او تحویل بده و به او دستور ده که فلان جا و فلان جا را بکند و مالش را بردارد.»

حضرت فرمود:« داوود از این جریان وحشت کرد و دل نگران شد و یاران عالم خود را جمع کرد و بدان ها این خبر را باز گفت و داوری را بر پایه وحی الهی، انجام داد.»

الکافی ج7 ص421

در روایت دیگر آمده است:

« مردم بنی اسرائیل از این قضاوت داوود تعجب کردند و با یکدیگر سخن گفتند تا به گوش داوود رسید .لذا داوود از خداوند خواست که این تکلیف و داوری از طریق علم غیب را از او بردارد .خداوند نیز به او وحی کرد که با اتکا به دلائل و شواهد قضاوت کند»

الکافی ج7 ص414

حضرت علی نیز در حکم مذکور طبق بینات حکم کردند و مامور به حکمرانی طبق علم غیب نبودند.بنابراین جریان مذکور با علم غیب حضرت منافاتی ندارد.

کانال پرسمان اعتقادی

https://telegram.me/joinchat/BRb8LDwfNBiQIByOu36zj...

نظرات() 

جمعه 3 دی 1395

صراط مستقیم

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: درس اخلاق، 

قطب‌نمای عقل و نقشه شرع

ناخدای کشتی، یک قطب‎نما و یک نقشه دارد. با نقشه مسیر را مشخص می‎کند و با قطب‎نما جهت مسیر را. نقشه می‎گوید باید به سمت شمال بروی، قطب‎نما می‎گوید شمال این طرف است. حال اگر کشتی‎بان قطب‎نما داشته باشد و نقشه نداشته باشد، چه می‎شود؟ قطب‎نما می‎گوید شمال، این طرف است، اما آیا مسیر درست کشتی، در جهت شمال است یا جنوب؟

برعکس اگر نقشه باشد و قطب‎نما نباشد، چه می‎شود؟ نقشه می‎گوید مسیر درست، در جهت شمال است اما شمال، کدام طرف است؟

کشتی‎بان به همان میزان که به قطب‎نما نیازمند است، به نقشه محتاج است.

انسان در صراط مستقیم به دو چیز نیازمند است: یکی نقشه که همان «شرع» باشد و دیگری قطب‎نما که «عقل» است. کسی که عقل داشته باشد اما شئون شرع را نشناسد، کشتی‎بانی است که قطب‎نما دارد اما نقشه ندارد و اگر با شرع آشنا بود ولی عقل سالمی نداشت، به کشتی‎بانی می‎ماند که نقشه دارد و قطب‎نما ندارد.

آیت الله حائری شیرازی

نظرات() 

جمعه 3 دی 1395

هم باید از بهشت گفت ، هم از جهنم !!!!

نویسنده: ع ج   طبقه بندی: درس اخلاق، سبک زندگی، 

اگر بخواهند هندوانه را بار الاغ کنند، یکی را این طرف بار می‎گذارند و یکی را آن طرف تا توازن برقرار شود و اگر بخواهند از بار الاغی هندوانه بردارند، یکی از طرف راست، و یکی از طرف چپ بر می‌دارند تا بار، کج نشود و سقوط نکند.

این‎که اسلام «اشداء علی الکفار» و «رحماء بینهم» را با هم ذکر می‎کند، برای همین است. اگر «اشداء» بود ولی «رحماء» نبود یا اگر «رحماء» بود و «اشداء» نبود، این رشد یک‎طرفه می‎شود و مؤمن سقوط می‎کند. خداوند متعال برای رحمتش بهشت را آفریده و در آن انواع تکریم‎ها و تهنیت‎ها را قرار داده است که هرچه سعی کنیم، نمی‎توانیم آن صفا را تصور کنیم.

از آن طرف جهنم هم جای حزن و حسرت بی‎پایان است، آن‎قدر که میزان آن را انسان در این دنیا نمی‎تواند بفهمد.

بهشت از آثار رضای الهی است و جهنم از آثار غضب الهی. در مدیریت باید شدت و رأفت با همدیگر برابری کند.

آیت الله حائری شیرازی

نظرات() 

ابزار هدایت به بالای صفحه