تبلیغات
کوچه ای به سمت خدا - چرا امیرالمومنین علی علیه السلام پس از قتل عثمان ، وقتی مردم از او خواستند خلیفه شود، گفت مرا رها کنید؟

کوچه ای به سمت خدا

کسب هر موفقیتی، نیازمند صبر است.

***** علی علیه السلام می فرماید : كسى كه به چیزى عشق ورزد، آن عشق، چشمش را نابینا و دلش را بیمار مى سازد، آنگاه با چشمى ناسالم نگاه مى كند و با گوشى ناشنوا می شنود **نهج البلاغة (للصبحی صالح)، ص: 160.

پرسش

اگر براستی علی خودش را خلیفه می دانست و شایسته ترین مردم به خلافت، چرا پس از قتل عثمان وقتی مردم خواستند که او خلیفه شود گفت مرا رها کنید و دیگری را بجویید( خطبه92)؟

پاسخ:

آیت الله العظمی مکارم شیرازی در شرح این کلام امام علیه السلام چنین می نویسد:

«شارحان «نهج البلاغه» و دیگر اندیشمندان اسلام درباره این كلام امیرمؤمنان سخنان بسیارى گفته اند. گروهى آن را دلیل بر عدم وجود نصّ بر مسئله امامت و ولایت پنداشته اند و گروهى در مقابل به دفاع برخاسته اند و جمعى از به اصطلاح روشنفكران عصر ما، آن را دلیل بر اصالت رأى مردم در حكومت گرفته اند و همچنین...

ولى براى اینكه در اینجا بیراهه نرویم بهتر است قبل از قضاوت درباره متن خطبه، به شرایط زمانى و مكانى و سایر مقدّماتى كه فضاى اصلى خطبه را تشكیل مى دهد، توجّه كنیم. از جمله:

1-این سخن در زمانى از امام صادر شد كه «عثمان» بر اثر حیف و میل در بیت المال و مسلّط ساختن بنى امیّه بر جان و مال مردم و بروز اغتشاش در مناطق مختلف، به قتل رسیده بود و مردم براى بیعت، به سوى امام هجوم آورده بودند.

مردمى كه سران آنها به امتیازات بى دلیل زمان عثمان خو گرفته بودند، انتظار داشتند امام هم بیت المال مسلمین را مطابق میل آنها تقسیم كند و سیاستمدارانشان انتظار داشتند كه در برابر بیعت با امیرمؤمنان پست هاى مهمّ فرماندارى و استاندارى كشور وسیع اسلام، در اختیار آنها گذاشته شود.

بسیارى از توده مردم نیز از ارزش هاى اسلامى فاصله گرفته و به خاطر وفور غنایم جنگى، آلوده زرق و برق دنیا شده بودند. افكار جاهلى در میان آنها خودنمایى مى كرد و زندگى عصر پیامبر به خاطر بى توجّهى خلفا به فراموشى سپرده شده بود.به همین دلیل، امام خود را بر سر دو راهى مى دید:

نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

ابزار هدایت به بالای صفحه